حدود چهار ساله که با گروه نرمافزاری پیوست همکاری میکنم و تجربهام در این شرکت را به طور کلی مثبت میبینم. محیط کار نسبتا حرفهای بود و نظم سازمانی بهطور قابل قبولی وجود داشت. چیزی که برای من بیش از هر چیز ارزش داشت، واضح بودن وظایف و فضایی بود که در آن به همدیگر احترام میگذاشتند و با احترام رفتار میکردند. از نظر یادگیری، فرصتهای رشد وجود داشت و اگر خودت پیگیر باشی، میتوانی پیشرفت قابل توجهی را تجربه کنی. برای حوزه کاری من، پروژهها متنوع بودند و این تنوع من را به مواجهه با چالشهای مختلف و یادگیری بسیاری تشویق میکرد. از منظر حقوق و مزایا هم نسبت به بازار کار شرایط معقولی داشت، هرچند همیشه جای بهبود وجود دارد. در مجموع، حضور در این مجموعه برای من مفید بود و هم از نظر تخصصی و هم از لحاظ کار تیمی رشد قابل توجهی داشتم. اگر به دنبال محیطی نسبتا پایدار با تیمی قوی هستید، پیوست میتواند گزینهای قابل بررسی باشد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای وارد شدن به این شرکت پشیمان میشوید و بهتر است دربارهاش بیاعتماد باشید. مدیریت بیسواد و بیادب است و ظاهر خودش را خیلی دوست دارد، انگار همه باید مثل کارگر از او اطاعت کنند و همیشه طلبکار است. atmosfera تیمی صمیمیای وجود ندارد و فضای کار گندشده و به شدت مشکلساز است، انگار در محیطی سمی و پر از رفتارهایی غیرمنصفانه کار میکنم.
در تجربهای که دیدم، بهعنوان کارمند از مدیری با تجربهی پایین و محدودیتهای واضح در شبکه یاد میکنم که با پشتوانهی معاون منابع انسانی منصوب شده بود. او برنامهای نامشخص و بازیگونه را راه انداخت تا من استعفا بدهم و ادعا کنم پیشنهاد کاری بهتری دارم، اما به هر نقطه که گمان میکردم از این اداره خارج شوم، هیچ جایی برای کار یافتن در پیک موتوری هم نبود. معاون منابع انسانی با هدف جلوگیری از آشکار شدن ناکارآمدیهای مدیریتی سابق و وابستگیهایش دستور حفظ او را صادر کرد؛ ساختار امنیتیای که در زمان خود تجهیزات فراوانی خریدند اما حتی توان روشن کردنشان را بهدرستی نداشتند و عملا عملیاتی هم نمیشدند. به دلیل ضعف مدیریت، شرکت بهعنوان تقصیر مدیریتی به گردن معاون منابع انسانی میافتد؛ زنی با خشم و حسادت شدید که بهخاطر ترس از دیدهشدن نزد مدیرعامل سابق، سعی داشت هم به مدیرعامل نزدیک شود و هم برای خودش محافل را به نفع خودش مدیریت کند. در نتیجه، تصمیم گرفتند تا همچنان این وضعیت را نگه دارند و به شرکت خیانتهایی که برای حفظ موقعیت سوگلی مدیرعامل سابق انجام میشد، بیپاسخ بماند.
من چهار سال است در شرکت سروشان مشغول به کارم و فضای رشد آنجا واقعا فراهم است؛ تجربهای که شبیه یک مدرسه کسبوکار به آدم میدهد و با یادگیری مهارتهای لازم زمینهی پیشرفت را هموار میکند.
بهتازگی کارم رو به صورت پروژهای و از راه دور آغاز کردم و در حال حاضر سه پروژه همزمان در بخش فرانتاند آغاز به کار کردهاند. من رابطهی مستقیمی با همکار خاصی ندارم و فایلهای طراحی از طریق Figma به دستم میرسد. خروجیها به صورت روزانه در گیت ثبت میشوند و برای این پروژهها دسترسی به جیرا هم دارم، اما فعلا نیازی به استفاده از جیرا احساس نمیشود.
هرچی ادمه لاییبالییه ریخته اونجا رفتار سرپرست غیرحرفه ای سوال های بی جا راننده سرویس شب پرو شوخی های زننده نگاه های پربار پسر های هول چندش ؛ رعایت نکردن بهداشت شخصی همکاران مرد،، کار به شدت سنگین راندبازی هرکیو خوششون بیاد خشگل باشه بسته های خوبی میدن بهش ، پزشک سازمانی بدرد نخور یارو سرش چیزه سنگین افتاده مسکن میده به جای نوشتن عکس دروغ توی مصاحبه استخدامی حقوق و تعطیلی
من از تجربهام در شرکت زر ماکارون مینویسم؛ شرکتی که مثل خیلی دیگر از شرکتها وضعیتی معمولی دارد. حقوق نسبتا بهموقع و عادی است و از سال ۱۴۰۱ در اینجا فعالیت میکنم؛ تقریبا همه چیز رو به راه است. هر سه ماه پک ارزاق تعلق میگیرد و واحد پرسنل هم فعال است. جای پارک مناسب است و دسترسی به مجموعه خوب است. ساعات کار از هفت صبح تا هفت شب است و شبکاری هم وجود دارد. در مجموع میتونم بگم که اوضاع معمولی است و تجربههای مشابه در دیگر شرکتها هم دارم. رزومه خوبی برای آینده میتونید از این تجربه بسازید، هرچند کار نسبتا زیاد است و با تجربههای تازه همراه میشود.
در این شرکت واقعا احساس کردم تفاوت بین تراز فنی و مدیریت اجرایی به چشم میآید و انتظار من از یک تیم موفق فرق میکند. مدیر فنی از همراهی با مدیرعامل راضی بود و حضورش بهعنوان یک فرد حرفهای و بااخلاق دیده میشد، اما رفتار مدیرعامل گاهی تضادهای آشکاری داشت. با وجود این که او بیانگری متخصص و حرفهای بود، تصمیمات مدیریتیاش گاهی منجر به ناامیدی میشد و حس نارضایتی را در تیم برمیانگیخت. نتیجه این وضع من را بیش از هر چیز به بازنگری در انتخاب همکاران و شیوههای اداره پروژه وادار کرد.
شرکت اشترن ایکس تکنولوژی را تجربه کردم؛ وقتی واردش شدم، احساس فشار کاری زیاد و مدیریت ضعیف بود. پس از چند ماه کار با این فشار، به طور جمعی تعدادی از همتیمیها را اخراج کردند. جالب اینجاست هنوز دنبال نیرو میگردند اما حقوق ما را کامل پرداخت نکردند و پاداش و عیدی سال قبل هم در مهر و با اصرار بچهها به دستتان نمیرسید. مزایا هم صفر بود و ادعا میکردند شرکت خارجی است. وضعیت فروش محصول آپ هم به هیچ عنوان خوب نبود و با این مدیریت مرتبتر نمیشود. خلاصه اوضاع دریافتنی بود و زمانم را بیدلیل تلف کردم. مدیر آنجا تنها پیگیر کارها بود و با داد و بیداد انتظار داشت تا دوازده شب بدون اضافهکاری کار کنم؛ در پایان هم تشکر سادهای نکرد و با تجربهای که از نیروهای خدمات هم داشت، هیچ نشانی از قدردانی نبود. هیچ قراردادی هم بهطور رسمی وجود ندارد.
من تجربه پشتیبانی در شرکت پیشگامان فناوری و دانش آرامیس (تپسی) را داشتم. یک سال برای پشتیبانی کار کردم، در قراردادها همیشه حداکثر سه ماهه بسته میشد و امنیتی وجود نداشت. مدیران و سرپرستان شعارهای زیادی میدادند و حتی با من دوست میشدند تا از من کار بیشتری بکشند. محیط کار پر از زد و بند بود و واقعا حس میکردم که همه با هم هماهنگاند. توصیه نمیکنم، چون برخی از سرپرستان با نگاه بالا به پایین رفتار میکردند و برای من هیچ ارزشی قائل نبودند.
من از انجام هر تقابل یا رفتار توهینآمیز یا بیاحترامی نسبت به همکاران یا اعضای تیم خودداری میکنم و ترجیح میدهم تجربهام را با لحن حرفهای و منصفانه بازگو کنم. در زمانی که مشغول به کار بودم، با افرادی از شرکت همکاری میکردم و در برخی گفتگوها با همکاران دیگر نکات و نکتهسنجیهای ناسالمی مطرح میشد. با وجود فشارها و فضای غیرمنصفانه، سعی میکردم روی وظایفم متمرکز بمانم و از هر گونه بیاحترامی یا اتهامهای غیرمسئولانه دوری کنم. در نهایت، احساس میکردم برخی برخوردها و مطالب مطرحشده به نحوی غیرقابل قبول بود و به نتیجهگیریهای غیرمنصفانه منجر میشد. این تجربه به من آموخت که فضای کار سالم و حرفهای نیازمند احترام و حد انصاف است و باید از هر نوع رفتار نابجا پرهیز کرد.
در محیطی کار میکردم که اگر دنبال پیشرفت بودم، به من فرصت میداد و اگر دنبال تخریب بودم نتیجهاش مشخص بود. فضا برای رشد و پیشرفت باز است وقتی که آدم ها هدف مشترکی داشته باشند و در همان حال افراد سمی جایی در محیط کار پیدا نمیکنند. پس اگر واقعا به کار کردن بها بدهید، فرصتهای زیادی برای فعالیت هست؛ اما اگر به دنبال چیزهای غیرکاری باشید، قطعا با موانعی روبهرو میشوید. در نهایت فهمیدم که مسائل در هر جایی هست، اما آدمهای همانجا تعیینکنندهی روال کار هستند.
من تجربهای داشتم از محیط کاری شرکت تایگر که به مرور با نامهای مختلفی معرفی میشد و امروز به دیکامپیوتر نوین تغییر نام داده است. این تغییرات صرفا به دلیل نارضایتی گسترده پرسنل از شرایط کار بود و به نظر میرسید ریشه در تجربههای کاری نامطلوب دارد. در این شرکت همواره مسأله حقوق با ابهام و نگرانی همراه بود. گاهی حقوق به شکل دلخواه کاهش مییافت و جریمههای مختلفی با دلایل گوناگون اعمال میشد؛ از جمله اینکه روزی را که از نظر کارفرما کاری انجام نشده بود، جریمه میشد یا تماس شخصی با مشکلاتی روبهرو میگردید. حتی هنگام ورود و خروج موظف به تحویل و دریافت گوشی بودیم. گاهی برای سفارش صبحانه هم ممکن بود جریمه لحاظ شود و فیش حقوقی وجود نداشت چون دو دفتر در کار بودند و هیچکجا قبول نمیکردند حقوق واقعی چندان روشن است. بنابراین هر طور که اراده میکردند از حقوق کم میشد. همیشه باید نگران بود که حقوق کامل پرداخت میشود یا نه و یا با مغایرتی روبهرو نمیشویم. سنوات، حق ارتقای شغلی و وعدههای غذایی هم به نسبت معدود داده میشد تا نسبت به پیگیری آنها خسته شویم. مرور کارهای خارج از شرح وظیفه نیز بدون جبران مالی معمول بود؛ ممکن بود بدون رضایت من از جایم بردارند یا مرا به بخش دیگری منتقل کنند یا کاری بخواهند که در شرح وظیفه نیست. برایشان کار کنم نه بر اساس علاقه یا تخصص، بلکه به خاطر دستور مدیرعامل، با همان حقوق حداقلی و سطح مسئولیت بالاتر از توافق اولیه. مخالفت میکردم و قطع همکاری میشد یا پذیرش میکردم و بار اضافی را میپذیرفتم. بند وجه التزام در قراردادها وجود داشت که کارفرما را قادر میکرد خسارت را بهطور یکطرفه مطالبه کند. گاهی اتهاماتی مبنی بر ورود خسارت زده میشد و کارمند را وادار به پرداخت خسارت میکرد؛ در نتیجه استعفا یا خروج امن کار سادهای نبود. ورود به کار معمولا یک تا ده روز بدون حقوق طول میکشید و اکثر پرسنل یک ماه و یک هفته پس از کار بیمه میشدند؛ امری که بهطور روشن نقض قانون بود. در صورت اختلاف با مدیران یا وکیل شرکت، ممکن بود با رفتارهایی مانند تهدید، ارعاب، فریاد، دعوا، توهین یا حتی دعوای فیزیکی مواجه شویم. این رفتارها در محیط کار گزارش میشد و میتوانست بخشی از فرهنگ کاری باشد. در زمینه پوشش کارکنان هم قوانین به صورت سلیقهای اجرا میشد و ممکن بود لباسی از یک فرد رد شود در حالی که لباس مشابه همکار دیگری پذیرفته میشد، بدون دلیل مشخص. این موضوع میتوانست منجر به ارسال به منزل برای همان روز و ثبت غیبت در سوابق بیمه و حقوق شود و نتیجهاش کسر از حقوق و تأثیر منفی بر بیمه بود. حتی این رفتوبرگشتها و غیبت و کسر حقوق برای چند دقیقه تأخیر هم به کارمندان تحمیل میشد. در کمیته انضباطی، کارمندان نقشی در انتخاب اعضا نداشتند و جلسات بدون رعایت اصول قانونی تشکیل میشدند. همین کمیته میتوانست منجر به اخراج بدون پرداخت حقوق کامل گردد. اگر کارفرما اجازه ندهد، اضافهکاری را هم نمیتوانستیم انجام دهیم، اگرچه وظایفی محول میشد که به زمان بیشتری نیاز داشت. اما اگر فرخوان کارفرما ماندن طولانیمدت را بخواهد، این دستور است و بدون موافقت قبلی اجرا میشد. پرداخت اضافهکاری هم به اندازه ساعات قانونی ۴۴ ساعته نیست و معمولا کمتر از
با توجه به تجربهای که از تایگر دارم، به نظر میرسید که تغییرات نام شرکت در طول مدت کم، به دلیل نارضایتی گسترده کارکنان و تجربههای کاری ناموفق صورت میگیرند. در گذشته این بنگاه با نامهای تایگر، دی کامپیوتر، هوشمند نوین و پیشگام پردازش دی فعالیت میکرد و اکنون با نام دیکامپیوتر نوین شناخته میشود. این تغییر نام به وضوح نشاندهنده نبود رضایت درون سازمانی است. حقوق در اینجا همیشه با ابهام همراه بوده است؛ گاه حقوق به شکل غیرشفاف و با کسرهایی غیرمنتظره از سوی کارفرما کش میشود. جریمهها با دلایلی گوناگون و گاها سلیقهای اعمال میشدند؛ از از دست دادن یک روز کاری به دلیل ارزیابی مدیران تا جریمه تماسهای شخصی، که در قرارداد هم به صراحت آمده بود که میبایست گوشی را داخل شرکت به دست بیاورید و بیرون تحویل دهید. حتی در مواردی صبحانه سفارش دادهشده توسط خودتان نیز میتوانست مشمول جریمه شود. اما فیشهای حقوقی معمولا دقیق نبودند یا به دو دفتر جدا منتقل میشدند و شفاف نبود که حقوق واقعی چقدر است؛ در نتیجه نمیشد از حقی که دارید مطمئن بود. همیشه این احتمال وجود داشت که حقوق کامل یا هر گونه مزایای سنواتی و وعدههای غذای کارمندان به سادگی پرداخت نشود و از درخواست حقوق و مزایا نیز واهمه داشتید. اضافهکاری و پاداشهای وعده دادهشده نیز به مقدار مشخصی پرداخت نمیشدند و گاه به صورت غیرمتعارف از شما انتظار میرفت بدون جبران فعالیت کنید. علاوه بر این، انجام کارهای فراتر از شرح شغل معمولا بدون جبران مالی یا رضایت کتبی، امری عادی بود. ممکن بود بدون رضایت شما از جایگاهتان جابهجا شوید یا از شما خواسته میشد که مسئولیتهایی با سطح بالاتر بپذیرید، تنها به این دلیل که مدیرعامل خواسته است، با همان حقوق پایین و سطح مسئولیت بالاتر. یکی از نکات قابلتوجه بند «وجه التزام» در قراردادها بود که به کارفرما اجازه میداد تا خسارت یا غرامت را بهطور یکجانبه مطالبه کند. این مسأله ممکن بود به استیفای خسارتهای غیرمنصفانه منجر شود و استعفا یا خروج امن را دشوار سازد. معمولا برای ورود به شرکت، یک دوره بدون حقوق هم وجود داشت و بیمه اکثر پرسنل با تاخیر، اغلب بیش از یک ماه بعد از آغاز همکاری پرداخت میشد؛ این رفتارها بهوضوح نقض قوانین بهحساب میآمد. در برخورد با اختلاف با مدیران یا وکیل شرکت، نمونههایی از رفتارهایی مانند تهدید، ارعاب، فریاد، دعوا یا توهین گزارش شده بود و حتی دعوای فیزیکی نیز مشاهده میشد. در مورد پوشش و لباس کارکنان، رفتارها بهصورت سلیقهای اعمال میشد و گاهی لباس یک نفر رد میشد در حالیکه لباسی مشابه از همکار دیگری پذیرفته میشد بدون توضیح موجه. این روند میتوانست منجر به اخراج یا ثبت غیبت در سوابق بیمه و حقوق شود و در نتیجه کسر حقوق و تأثیر منفی بر وضعیت بیمه را در پی داشته باشد. در جلسات کمیته انضباطی، کارکنان نقش کمتری در انتخاب اعضا داشتند و جلسات بدون رعایت اصول قانونی تشکیل میشد. بهعلاوه، همین کمیته میتوانست منجر به اخراج بدون پرداخت حقوق کامل گردد. درباره اضافهکاری نیز اگر کارفرما موافقت نمیکرد، امکان ماندن بیشتر در شرکت وجود نداشت، هرچند وظایفی به فرد محول
در این شرکت با چالشهای زیادی روبهرو شدم. مدیریت ناکارآمد و نبود شفافیت در تصمیمگیریها فضایی پر از بیثباتی ایجاد میکرد و امنیت شغلی پایینی داشت که استرس دائمی و روحیهی پایین را به همراه میآورد. با وجود تواناییهای همکاران، انگیزه برای ارائهی کار بهتر کم میشد و جابهجایی پرسنل به امری عادی تبدیل شده بود. در نهایت این وضعیت نه تنها به رضایت شخصی لطمه زد، بلکه به طور روشن بهرهوری و خروجی تیم را هم پایین آورد.
شرکت همراه اول با کمال توازن ادعاهای متفاوتی را همراه دارد: در همان تیمی که من بودم، هرکس با قراردادهای جذاب و پرداختی مناسب به نظر میآمد، اما واقعیت این بود که کسی یک دهم من هم کار نمیکرد و باز هم مزایای خوبی داشت. مرخصی هم به راحتی یک هفته قابل استفاده بود، در حالی که من حتی برای یک روز مرخصی در فصل به دلیل مشکلاتی که پیش میآمد ناچار میشدم حسرت بکشم. هر بخش به صورت جداگانه اداره میشد و کنترل مشخصی بر آنها وجود نداشت؛ به عبارتی رفیقسالاری و روابط نزدیک غالب بود. در کل، سازمان حس سلامت و شفافیت را به کارمند منتقل نمیکرد.
ذهنم از آغاز در این مجموعه کلینیک ایران نوین آرام بود و تا امروز حدود هشت سال در کنار تیم اینجا بودهام؛ جایی که حس میکنم با هم مثل خانوادهای واحد کار میکنیم و تا کنون مشکلی با همکاران یا کارفرما نداشتهایم. تجربهای که واقعا خوب به یاد دارم و برخلاف برخی نظرات منفی که شنیده میشود، من تا کنون ندیدهام که مجموعهای پول کسی را پس داده باشد. در تمامی دورهها و زمانهای بحرانی، این واحد همراه با کادر و مراجعینش ایستاده است و حمایتش را حفظ کرده است.
امسال شش ماهی میشود که در میاره مشغول به کارم و واقعا میفهمم که جدیدترین و مدرنترین شیوههای کارآموزی و فریب در این جا اجرا میشود. تبلیغاتشان را فریبنده ببینید و گولشان را نخورید؛ من در عرض یک هفته از چالش عبور کردم اما پس از ماهی پولم را با سختی به حسابم واریز کردند. میان این مسیر چهار بار جریمه شدم، بارها تیکت زدم و در نهایت به نتیجهای که خواستم نرسیدم. پشتیبانی به اندازهی انتظار کارش را انجام نمیدهد و هیچ راهی برای شکایت وجود ندارد. وقتی وارد کار شدی به نظر میرسی درآمد بالایی دارد، اما بعد از مدتی متوجه میشوی با چه کسانی روبهرویی. به لطف خدا از اینجا جدا شدم. خیلی از دوستانم گفتند ارزش ندارد و فقط دزدی میکنند اما به حرفشان گوش نکردم. خواهش میکنم تبلیغ این برنامه را نکنید؛ در این وضعیت اقتصاد هم به فکر هم باشیم. خداحافظ.
سلام دوستان، تجربهام از کار با این پلتفرم رو میخواهم به اشتراک بگذارم. مدت تقریبی یک سال باهاش کار کردم و بعد از رسیدن به درآمد، به بهانههای گوناگون جریمه میکنند و بهطور ناگهانی خبر نمیدهند که کسری در درآمد وجود دارد. از طرف دیگر با کوچکترین اعتراض، حساب کاربری را به حالت مسدودی دائمی میبرند و دسترسی به هیچ جایی ندارم. برای سفیران هم اهمیتی قائل نیستند و هدف اصلی فقط سود خودشان است. به نظر میرسد مسائل بهنوعی دیکتاتوری و سفیدسازی میچرخد. کسانی که کامنتهای مثبت میگذارند از خودشان هستند و من هم فریب این رفتارها را خوردم. اگر میخواهی جوانی و انگیزهی زیر پایت در این گرانی از بین برود، این برنامه حرفی برای گفتن ندارد. موفق باشی.
مدتها پس از جدایی از شرکت، وقتی پرونده بیمهام را در تأمین اجتماعی بررسی کردم، متوجه شدم عنوان شغلیم با کار واقعیام تفاوت زیادی دارد و این ناسازگاری خیلی برایم ناخواسته بود. این مسئله باعث شد تصمیم به استعفا بگیرم و به دنبال فرصت جدیدی باشم. علاوه بر این، تجربهام نشان داد که همهی کارکنان به صورت شبانهروزی تحت نظارت هستند و دوربینها روی همهجا فعالاند، چیزی که پیش از استخدام به من نگفته بودند و این موضوع حس امنیت و آرامش در محیط کار را بهشدت مخدوش کرد. به خدا واگذار کردم حقم را، اما این تجربه یک زنگ خطر جدی بود: حتما سابقه بیمه و عنوان شغلیتان را بررسی کنید و اگر مغایرتی دیدید، اعتراض کنید. به دوستانی که دنبال کار هستند توصیه میکنم از شرکتهایی که چنین رویکردی دارند دوری کنند و پیش از پر کردن فرم استخدام، دقیقا شرایط را بررسی نمایند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.