در همان روزهای آغازین کار در این شرکت، مدیرعامل شخصا با من مصاحبه کرد و من بهعنوان یک دانشجوی پارهوقت وارد شدم. فضای کار آرام و شیک بود و جو داخلی شرکت نسبتا دوستانه میآمد. با وجود خانوادگی بودن شرکت، هیچکس به خاطر وابستگی یا سمت پایینتر اولویت ندارد و به سادگی میشد به مدیرعامل دسترسی داشت. حدود بیست سال در حوزه C کد زده بودن بهنظر من باعث شد که سطح فنی بالایی بهدست بیاید و شاید همین موضوع باعث شده بود تا خیلی اهل صحبت درباره خودشان باشند. من هم در آن زمان به اندازه سنم، حدود سیوپنج سال، تجربه برنامهنویسی داشتم و از صفر تا صد مسیر را در این شرکت طی کردم. شرکت با مشتریان بزرگ ارتباطی صمیمی داشت و بهخاطر اعتمادبینطرفین، مسیر پیشرفت برای کارمندان روشن بود. به نقل از تجربیات من، کارمندان میتوانند بهراحتی به شرکتهای بزرگتر معرفی شوند و سکوی پرش محسوب میشود؛ بهویژه برای کسانی که دنبال رشد حرفهای هستند. من فکر میکنم طی این پانزده سال، بخش زیادی از توسعه حرفهای خود را مدیون این شرکتم. با این حال بهنظر من نیروها همیشه آیندهنگر نیستند و بسیاری فقط به حقوق میاندیشند. برای فردی که قصد دارد در سه سال به سطحی حرفهای برسد، شرکت قاصدک میتواند یک محیط عالی باشد. در دوره حضور من، خیلی از همکاران بهصورت کارآموز آمدند، یاد گرفتند و بعدا رفتند؛ این موضوع، بهزعم من، انصاف زیادی نیست زیرا شرکت هزینه آموزش را متقبل میشود و از آموزش کارآموزان تعهد میگیرد. با این حال تجربه یادگیری و پوشش دادن پروژههای شرکت واقعا جذاب بود؛ مدیرعامل همواره اهل ایدههای نو بود و از اجرای آنها نیز دریغ نمیکرد. حقوقها معمولا در موعد مقرر و قبل از پایان ماه پرداخت میشدند و این نکته، نکته مثبتی برای سیستم درآمدی شرکت بهحساب میآمد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای حضور در جلسه مصاحبه عصرگاهی دعوت شده بودم و با دیدن تعداد شرکتکنندگان، حس کردم نظم کار خوبی وجود دارد. بهطور منظم و طبق زمانی که از قبل اعلام کرده بودند، مصاحبهها پشت سر هم انجام میشدند و این ترتیب برایم قابل قبول بود. پس از مصاحبه اولیه، بهصورت آنلاین در مصاحبه فنی شرکت حضور یافتم و با صبر و دقت، جزئیات پروژه را به من توضیح دادند.
در تجربهام از این شرکت احساس کردم که پشتیبانی کار سختی برای ارائه ندارد و فضای کاری هم به طور کلی مطلوب نیست. مدیریتی که در طول هفته در شرکت مستقر است، به شدت دخالت میکند و این دخالتها از کمترین تصمیمگیری تا جلسات غیررسمی را دربر میگیرد. گاهی اختلاف نظرها و بحثهای غیرضروری بین مدیران شکل میگیرد و نتیجهاش تصمیماتیست که پایه و اساس محکمی ندارند و آیندهای مشخص برای شرکت ترسیم نمیکند. ارزش دادن به تخصص کمرنگ است و بیشتر تمایل به تأیید حرفهای مدیران و پذیرش کارها بدون بررسی وجود دارد. روند جذب و خروج نیروها بیشتر به جلسات داخلی و گفتوگوهای پنهانی مربوط میشود و نه به فرایندهای شفاف و عادلانه. حقوق و مزایا با پایهی کم و به شکل غیرواقعی و سلیقهای تعیین میشود. به نیروهای با تجربه یا معلومات بالا معمولا فرصتهای رشد مناسب داده نمیشود و این باعث ناامیدی در تیم میشود. همچنین صفحات نظارتی و ضبط صوتی یا تصویری در نقاط مختلف شرکت گسترش دارد که این موضوع نشان از دیدی شکاک و در برخی مواقع سوءظنآمیز مدیران ارائه میدهد. در نهایت از دید من کار در این شرکت، چون هم عمر و هم توانمندیها را هدر میدهد، گزینهای مناسب نیست.
کارفرمایی را در آغاز کار با تردید دیدم و احساس کردم پروژه روی کاغذ ثبت شد اما تا پایان کار هیچ اقدامی صورت نگرفت. بعد از آن هم پاسخی از طرفشان دریافت نکردم. به دوستان توصیه میکنم احتیاط کنید چرا که ممکن است با کلاهبرداری روبهرو شوید و اگر کسی تجربه مشابهی دارد، برای همکاری در شکایت با من تماس بگیرد.
مدت زمانی که در آریانیک به عنوان پشتیبان فنی کار میکردم با واژههای منفی زیادی همراه بود، اما ترجیح میدهم از زاویهای واقعگرایانه و با بیانی آرامتر بازگو کنم. در اینجا اکثر نیروها تازهکار بودند و قراردادهای کوتاهمدت داشتند که اغلب خیلی زود ترک میکردند و حقوق دریافتیشان نیز به تأخیر میافتاد. مدیرعامل شرکت فردی با رفتاری نامساعد و گفتاری تند بود که از لحاظ فنی تجربهی کافی نشان نمیداد. نتیجه این وضعیت این شد که در فاصله حدود شش ماه، چندین نفر استخدام شدند و تصمیم به ترک گرفتند، و من هم به دلیل عدم پرداخت حقوق نتوانستم ادامه بدهم و در نهایت شرکت را بدون دریافت دستمزد ترک کردم.
من توی تیم دوم که اسکرام ۹:۱۵ برگزار می شد فقط کارکردم و روی پروژه های نقشه محور بودیم ، من تجربه مثبتی داشتم و تیم وایب مثبتی داشت و خیلی دوستانه به هم کمک میکردیم ، جدای از شرکت خود تیم چه دخترا چه پسرا خوب حمایت میکردند از هم دیگه و این به نظرم بژرگترین نکته مثبتش بود
بنده مدت کوتاهی در این شرکت مشغول به کار بودم و توی این مدت تجربه خوبی رو داشتم. محیط صمیمی، رفتار حرفه ای مدیر واحد، پرداخت به موقع تسویه، برخورد مناسب موقع قطع همکاری و... از مزایای این شرکت محسوب می شود. همیشه همه شرکت ها ایده آل نیستند و البته معایبی هم وجود داره. ولی در کل تجربه خوبی برای من باقی گذاشت.
یک جای فوقالعاده برای کار است، هرچند به نظرم برای کسانی که به شکل تعجبآوری با غرور و تشکیلات بیثبات رفتار میکنند مناسب نیست و تصور میکنند صاحب قدرتند اما توان مدیریت یک شرکت کوچک را ندارند. فضای کار دلچسب است، اما واقعا جای کار نیست و به نظر میرسد وجود ویژگیهایی از جاسوسی و بازیهای ساواکی در این مجموعه دیده میشود.
الان میشه گفت هرج و مرج و دیونه خونه آرامش چون هرکی هرکاری دلش بخواد می کنه و مدیران ارشد مشغول دزدی و چپاول اطلاعات و سواد عزیزان بزرگوار زیر صفر ؛ ی مشت مشاور بیسوادم جمع کردن دور خودشون که ماجرا رو جذابتر کرده چه ناواکویی شد با تصمیم هوشمندانه مدیر عامل بانک مسکن !!!
من سه ماه در قاصدک بودم و تجربهام به عنوان پشتیبان فنی بود. شرکت چندان بزرگ نیست؛ سریع و متوسط محسوب میشود و اگر فکر کنید مثل استارتاپهاست، اینطور نیست. قاصدک یک شرکت نسبتا قدیمی است و روالهای یک شرکت قدیمی در آن دیده میشود. فضای آرامی دارد و جو خانوادهگونه حاکم است، به همین خاطر محیط خیلی صمیمی است. شرکت چند محصول دارد که سالها روی همانها تمرکز فروش و پشتیبانی کرده است. توسعه محصولات غالبا توسط تیمهای بیرونی انجام میشود و کارکنان دفتر مرکزی بیشتر وظیفه پشتیبانی را بر عهده دارند. در مجموع نمیتوان گفت شرکت بدی است؛ من به دلیل دور بودن مسیر از تهران، از پردیس بیرون آمدم و رفتن به آنجا برایم خیلی دشوار بود.
من با شرکت شماران به دوصورت تمام وقت و پاره وقت همکاری داشتم .این شرکت با بیش از 35 سال فعالیت در حوزه نرم افزار یکی از قدیمی ترین شرکت های نرم افزاری ایران است . در این شرکت به افراد انگیزه و مسولیت داده می شود و بر اساس آموزش ها و صبوری های مداوم قصد به ساختن افراد برای زنده نگه داشتن آینده شرکت هستن . در هر شرکتی قوانینی برای بقای سازمان وجود دارد که پرسنل باهوش برای همرنگی با این قوانین و رعایت کردنشان می توانند روش های متعددی رو ایجاد کنند در هر صورت شرکت خصوصی بر پایه تصمیمات مدیران ارشد هدایت میشود و با توجه به نوسانات بازار انفورماتیک گاها این قوانین سخت گیرانه خواهد بود . در این سازمان کنترل ها به شدت انجام میشود حتی د ر تماسها و ....این مورد در تمامی شرکت های نرم افزار دنیا به دلیل ماهیت کسب و کار و ایجاد امنیت اطلاعتی و فرهنگی وجود دارد . در نهایت شماران بستری برای رشد و تکامل فردی و اجتماعی ایجاد کرده و امنیت شغلی 100% را تضمین می کند . در این شرکت افرادی با سابقه بیش از 25 سال در حال فعالیت هستن و در رده مدیران میانی سابقه زیر 5 سال وجود ندارد اما در هر سازمانی کمی ها و کاستی ها و در مقابل نقاط قوت وجود دارد که افرادی که به خود و آینده خود باور داشته باشند میتوانند این موارد را مدیریت کنند . همکاری با شماران برای بنده بسیار رضایت بخش و آموزنده بوده است با باور تمام فشار ها و قوانین که به دلیل ثبات سازمان است جایی برای پیشرفت شما ایجاد می کند .
ترجمیک تجربهای بود که از آن نوشتم؛ برخلاف بسیاری از کارفرمایان، اینجا از منطق طولانی فرمها خبری نبود و قبل از مصاحبه لازم نبود صفحهصفحه فرمی پر کنم. دوست ندارم فرمهایی را پر کنم که جزو رزومهام است و آنها را دوباره تکراری کنم؛ با این حال فضای شرکت هم شیک و هم صمیمی به نظر میرسید و دو نفر از تیم منابع انسانی—یک خانم و یک آقا—با من برخوردی کاملا محترمانه و دوستانه داشتند. این برخورد به من آرامش بخشید و استرسم را کاهش داد تا با آرامش بیشتری وارد فرایند مصاحبه شوم. نقطهی منفیای که تجربه کردم این بود که قرار بود برای مرحلهی دوم با من تماس بگیرند اما خبری نشد؛ برای کسی که به دنبال کار است، این موضوع میتواند ناامیدکننده باشد. به نظر من اگر شرکت تصمیم به رد داوطلبی گرفت، داشتن یک پیام کوتاه یا ایمیل اطلاعرسانی میتواند در بلندمدت فضای کاری کشور را بهبود دهد و از دلزدگی کاست. اگر از کارفرمایان عزیز تقاضا کنم، لطفا به هر داوطلب بهطور روشن پاسخ بدهند تا تجربهی بهتری رقم بخورد.
در شرکت تهران ملودی، محیط کار پر از روحیه هنری و صمیمی بود و مدیران با مهربانی و دوستی رفتار میکردند، هرچند ساعات کاری مناسبی وجود نداشت و تا ساعت شش شب ما را نگه میداشتند. حقوق بهموقع پرداخت میشد و به کارمندان وام بدون سود تعلق میگرفت و برای هر کدام تولدی اختصاصی برگزار میکردند. در نهایت به دلیل فاصله و طولانی بودن ساعات کاری، از شرکت کنار کشیدم، اما یادگار آن تجربه، خاطرات خوبی است که همچنان در ذهنم باقی میماند.
من مهر ۱۴۰۳ از این شرکت جدا شدم و حدود یک سال در ایران کیش کار میکردم. واقعا تجربهی فوقالعادهای بود؛ تیم پشتیبانی و پرسنل واقعا به همکاران توجه داشتند و با وجود فعالیتها و برنامههای مشخص، مسیر روشن و منطبق با هدف داشتند. با این حال به دلیل شرایط زندگی تصمیم به رفتن گرفتم.
بی عدالتی و پارتی بازی توی این شرکت بیداد میکنه. فقط افراد بیسواد و بی لیاقت با پارتی میان بالا. از فساد مدیران که همه میدونن. حق کارکنان هم به شدت پایمال میشه. با این وضع تورم بعد سه چهار سال هم تسویه حساب نمیکنن. یه مشت دزد بی لیاقت
برای شروع کار و کسب تجربه اولیه چنین شرکتهایی مناسب به نظر میرسد؛ اما از نظر رشد سازمانی و حقوقی هیچ چشماندازی وجود ندارد و واحدها بهطور مشخص تصمیمگیری نمیکنند چون مدیریت کاربلد کافی ندارد. فضای کار چندان مناسب نیست و برای چهل و دو تا پنجاه و دو نفر پرسنل تنها یک سرویس بهداشتی در دسترس است. سیستم گرمایش و سرمایش در فصول مختلف سال به خوبی کار نمیکند و مدیران هم اهمیتی به راحتی کارمندان نمیدهند. حقوق به دو بخش تقسیم میشود و بخش قابل توجهی از دستمزد شهریه پایان ماههای بعدی پرداخت میشود و از مزایا و سنوات قانونی خبری نیست.
در فصل آغازین پاییز سال گذشته برای مسیر مصاحبه در نقش اسکرام مستر با یه جلسه آنلاین آشنا شدم. ارتباط اولیه با HR به خوبی پیش رفت. سپس به مصاحبه آنلاین با مدیر محصول نزدیک شدم. در آغاز از من خواستن خودم را معرفی کنم و دلیل جدایی را توضیح بدهم، بعد وارد بخش فنی شدم. یکی از بخشهای جالب و بهیادماندنی تجربهام این بود که به میزان زیادی سعی کردم آرام بمانم چون تندی پاسخهای ایشان را احساس میکردم. چند بار مکث کردم تا بفهمم رفتار و واکنشهایم برای او جذاب نیست. در یکی از سوالها پرسید: اگر ولواتی یک تیم فنی باشد و حتی یک CTO قهار وارد تیم شود، چه تغییری ایجاد میکند؟ من کل مفاهیم را توضیح دادم و گفتم که احتمالا شروع کار کم میشود، اما او با هیجان پاسخش را داد که قطعا اینگونه نیست. من هم گفتم که برداشت من همین است. اما هیچ واکنش مشخصی نگرفت و درباره نرمافزارها ازم پرسید؛ جیرا و ترلو و سایر موارد را گفتم. ناگهان پرسید که با ابزارهای Atlassian کار نکردی؟ برای من عجیب بود که نمیدانست توسعهدهنده جیرا Atlassian چیست. مصاحبه بسیار دشوار بود و تا پایان هر سؤالی که مطرح میشد، خودش چند ثانیه بعد پاسخ میداد. گاهی اینترنت قطع میشد (به دلیل شرایط اینترنتی آن زمان)، و او میگفت اگر قطع شدی باید دوباره جستوجو کنی. این جلسه آنقدر برایم غیرمعمول بود که تصور کردم ممکن است دوربین مخفی باشد. پس از پایان مصاحبه به سرعت در لینکدین نام ایشان را جستوجو کردم و فهمیدم که واقعا مدیر محصول هستند و تجربهام هم واقعی بوده است. عکس پروفایل لینکدین ایشان به همراه لباس غیررسمی کنار استخر بود که نشان میداد خبری از پوشش حرفهای در این فضا نیست. از نظر من، وضعیت پوشش ایشان بهخصوص برای یک مدیر ارشد در محیط حرفهای لینکدین، انتظار داشت که تصاویر بهگونهای حرفهایتر انتخاب شود. من یک هفته بعد در فرصت مناسبتری به یک شرکت خوب و مناسب پیوستم که هنوز هم در آنجا هستم. امیدوارم مدیران شرکتها به برند اینفلئونس و دیگر جنبههای حرفهای بیشتر توجه کنند تا برخوردهای اینچنینی به این سادگی اثر منفی نگذارند.
قدرت کارفرما به من در این شرکت خیلی بالا بود و من از تجربهای پرتنش و پر از مشکلات خروجی گرفتم. در برخورد با حقوق و مزایا با رفتارهای شبهدوری روبهرو شدم؛ برخی مزایا که وعده داده میشدند واقعا صحت نداشتند و جزییات سود شرکت هم به صورت غیرشفاف ارائه میشد. گویی فقط بخشی از حقوق بهطور منظم پرداخت میشد و بقیه مسائل درباره سودها روشن نبود. فضای شرکت به شکلی بود که احساس میکردم محیطی پیچیده و خلاقانه است اما در عمل ارتباطات داخلی به شدت سخت و محدودکننده بود. دسترسی به بیرون از ساختمان به سختی انجام میشد و گاهی به نظر میرسید که کنترلها و محدودیتهای فیزیکی بیش از حد معمول است. به لحاظ رفتار مدیریتی، برخوردها نسبت به من و دیگر همکاران با لحن تند و ناسالم بود و به شدت ناسازگارانه دیده میشد. مدیریتی که بهعنوان هدایتکننده ظاهر میشد، در واقع رفتاری ناسالم داشت و برخوردهای توهینآمیز و دشنامگون در محیط کار وجود داشت. در نهایت، پرسشهایی درباره وجود درگیری فیزیکی مطرح شد که برای من هم قابل باور نبود و به نظر میرسید که چنین رخدادی در فضای کاری وجود داشته است. این تجربه نشان میدهد که اعتماد به فرایندهای پرداختی و مدیریت منابع انسانی در این مجموعه ضعفی جدی دارد و بهتر است افراد از ورود به چنین فضایی با آگاهی کامل و بررسی دقیقتر اجتناب کنند.
با وجود توافق اولیه، تصمیم گرفتم وارد شرکت بیمیتو نشوم؛ تجربهای که بعد از تصمیم خروج از آنجا هنوز مدتها ذهنم را مشغول کرد. به دوستانی که قصد دارند در این شرکت کاری را آغاز کنند، توصیه میکنم خود را گرفتار نکنند، زیرا ابهامات زیادی در جنبههای مختلف وجود داشت که پاسخ مناسبی برای آنها پیدا نمیشد.
شرکت که نیست اتاق فراره یه مشت رییس ****** داره حق و حقوق درست پرداخت نمیکنند سنوات باید بدویی دنبالش کار ۴ نفر از یه نفر میخوان من که از کار کردن تو این شرکت سلامت روانم از دست دادم اگر ذره ای برای خودتون و عمر جوونیتون ارزش قائل هستین قبل انتخاب این شرکت بیشتر تحقیق کنید.
در همان روزهای آغازین کار در این شرکت، مدیرعامل شخصا با من مصاحبه کرد و من بهعنوان یک دانشجوی پارهوقت وارد شدم. فضای کار آرام و شیک بود و جو داخلی شرکت نسبتا دوستانه میآمد. با وجود خانوادگی بودن شرکت، هیچکس به خاطر وابستگی یا سمت پایینتر اولویت ندارد و به سادگی میشد به مدیرعامل دسترسی داشت. حدود بیست سال در حوزه C کد زده بودن بهنظر من باعث شد که سطح فنی بالایی بهدست بیاید و شاید همین موضوع باعث شده بود تا خیلی اهل صحبت درباره خودشان باشند. من هم در آن زمان به اندازه سنم، حدود سیوپنج سال، تجربه برنامهنویسی داشتم و از صفر تا صد مسیر را در این شرکت طی کردم. شرکت با مشتریان بزرگ ارتباطی صمیمی داشت و بهخاطر اعتمادبینطرفین، مسیر پیشرفت برای کارمندان روشن بود. به نقل از تجربیات من، کارمندان میتوانند بهراحتی به شرکتهای بزرگتر معرفی شوند و سکوی پرش محسوب میشود؛ بهویژه برای کسانی که دنبال رشد حرفهای هستند. من فکر میکنم طی این پانزده سال، بخش زیادی از توسعه حرفهای خود را مدیون این شرکتم. با این حال بهنظر من نیروها همیشه آیندهنگر نیستند و بسیاری فقط به حقوق میاندیشند. برای فردی که قصد دارد در سه سال به سطحی حرفهای برسد، شرکت قاصدک میتواند یک محیط عالی باشد. در دوره حضور من، خیلی از همکاران بهصورت کارآموز آمدند، یاد گرفتند و بعدا رفتند؛ این موضوع، بهزعم من، انصاف زیادی نیست زیرا شرکت هزینه آموزش را متقبل میشود و از آموزش کارآموزان تعهد میگیرد. با این حال تجربه یادگیری و پوشش دادن پروژههای شرکت واقعا جذاب بود؛ مدیرعامل همواره اهل ایدههای نو بود و از اجرای آنها نیز دریغ نمیکرد. حقوقها معمولا در موعد مقرر و قبل از پایان ماه پرداخت میشدند و این نکته، نکته مثبتی برای سیستم درآمدی شرکت بهحساب میآمد.
برای حضور در جلسه مصاحبه عصرگاهی دعوت شده بودم و با دیدن تعداد شرکتکنندگان، حس کردم نظم کار خوبی وجود دارد. بهطور منظم و طبق زمانی که از قبل اعلام کرده بودند، مصاحبهها پشت سر هم انجام میشدند و این ترتیب برایم قابل قبول بود. پس از مصاحبه اولیه، بهصورت آنلاین در مصاحبه فنی شرکت حضور یافتم و با صبر و دقت، جزئیات پروژه را به من توضیح دادند.
در تجربهام از این شرکت احساس کردم که پشتیبانی کار سختی برای ارائه ندارد و فضای کاری هم به طور کلی مطلوب نیست. مدیریتی که در طول هفته در شرکت مستقر است، به شدت دخالت میکند و این دخالتها از کمترین تصمیمگیری تا جلسات غیررسمی را دربر میگیرد. گاهی اختلاف نظرها و بحثهای غیرضروری بین مدیران شکل میگیرد و نتیجهاش تصمیماتیست که پایه و اساس محکمی ندارند و آیندهای مشخص برای شرکت ترسیم نمیکند. ارزش دادن به تخصص کمرنگ است و بیشتر تمایل به تأیید حرفهای مدیران و پذیرش کارها بدون بررسی وجود دارد. روند جذب و خروج نیروها بیشتر به جلسات داخلی و گفتوگوهای پنهانی مربوط میشود و نه به فرایندهای شفاف و عادلانه. حقوق و مزایا با پایهی کم و به شکل غیرواقعی و سلیقهای تعیین میشود. به نیروهای با تجربه یا معلومات بالا معمولا فرصتهای رشد مناسب داده نمیشود و این باعث ناامیدی در تیم میشود. همچنین صفحات نظارتی و ضبط صوتی یا تصویری در نقاط مختلف شرکت گسترش دارد که این موضوع نشان از دیدی شکاک و در برخی مواقع سوءظنآمیز مدیران ارائه میدهد. در نهایت از دید من کار در این شرکت، چون هم عمر و هم توانمندیها را هدر میدهد، گزینهای مناسب نیست.
کارفرمایی را در آغاز کار با تردید دیدم و احساس کردم پروژه روی کاغذ ثبت شد اما تا پایان کار هیچ اقدامی صورت نگرفت. بعد از آن هم پاسخی از طرفشان دریافت نکردم. به دوستان توصیه میکنم احتیاط کنید چرا که ممکن است با کلاهبرداری روبهرو شوید و اگر کسی تجربه مشابهی دارد، برای همکاری در شکایت با من تماس بگیرد.
مدت زمانی که در آریانیک به عنوان پشتیبان فنی کار میکردم با واژههای منفی زیادی همراه بود، اما ترجیح میدهم از زاویهای واقعگرایانه و با بیانی آرامتر بازگو کنم. در اینجا اکثر نیروها تازهکار بودند و قراردادهای کوتاهمدت داشتند که اغلب خیلی زود ترک میکردند و حقوق دریافتیشان نیز به تأخیر میافتاد. مدیرعامل شرکت فردی با رفتاری نامساعد و گفتاری تند بود که از لحاظ فنی تجربهی کافی نشان نمیداد. نتیجه این وضعیت این شد که در فاصله حدود شش ماه، چندین نفر استخدام شدند و تصمیم به ترک گرفتند، و من هم به دلیل عدم پرداخت حقوق نتوانستم ادامه بدهم و در نهایت شرکت را بدون دریافت دستمزد ترک کردم.
من توی تیم دوم که اسکرام ۹:۱۵ برگزار می شد فقط کارکردم و روی پروژه های نقشه محور بودیم ، من تجربه مثبتی داشتم و تیم وایب مثبتی داشت و خیلی دوستانه به هم کمک میکردیم ، جدای از شرکت خود تیم چه دخترا چه پسرا خوب حمایت میکردند از هم دیگه و این به نظرم بژرگترین نکته مثبتش بود
بنده مدت کوتاهی در این شرکت مشغول به کار بودم و توی این مدت تجربه خوبی رو داشتم. محیط صمیمی، رفتار حرفه ای مدیر واحد، پرداخت به موقع تسویه، برخورد مناسب موقع قطع همکاری و... از مزایای این شرکت محسوب می شود. همیشه همه شرکت ها ایده آل نیستند و البته معایبی هم وجود داره. ولی در کل تجربه خوبی برای من باقی گذاشت.
یک جای فوقالعاده برای کار است، هرچند به نظرم برای کسانی که به شکل تعجبآوری با غرور و تشکیلات بیثبات رفتار میکنند مناسب نیست و تصور میکنند صاحب قدرتند اما توان مدیریت یک شرکت کوچک را ندارند. فضای کار دلچسب است، اما واقعا جای کار نیست و به نظر میرسد وجود ویژگیهایی از جاسوسی و بازیهای ساواکی در این مجموعه دیده میشود.
الان میشه گفت هرج و مرج و دیونه خونه آرامش چون هرکی هرکاری دلش بخواد می کنه و مدیران ارشد مشغول دزدی و چپاول اطلاعات و سواد عزیزان بزرگوار زیر صفر ؛ ی مشت مشاور بیسوادم جمع کردن دور خودشون که ماجرا رو جذابتر کرده چه ناواکویی شد با تصمیم هوشمندانه مدیر عامل بانک مسکن !!!
من سه ماه در قاصدک بودم و تجربهام به عنوان پشتیبان فنی بود. شرکت چندان بزرگ نیست؛ سریع و متوسط محسوب میشود و اگر فکر کنید مثل استارتاپهاست، اینطور نیست. قاصدک یک شرکت نسبتا قدیمی است و روالهای یک شرکت قدیمی در آن دیده میشود. فضای آرامی دارد و جو خانوادهگونه حاکم است، به همین خاطر محیط خیلی صمیمی است. شرکت چند محصول دارد که سالها روی همانها تمرکز فروش و پشتیبانی کرده است. توسعه محصولات غالبا توسط تیمهای بیرونی انجام میشود و کارکنان دفتر مرکزی بیشتر وظیفه پشتیبانی را بر عهده دارند. در مجموع نمیتوان گفت شرکت بدی است؛ من به دلیل دور بودن مسیر از تهران، از پردیس بیرون آمدم و رفتن به آنجا برایم خیلی دشوار بود.
من با شرکت شماران به دوصورت تمام وقت و پاره وقت همکاری داشتم .این شرکت با بیش از 35 سال فعالیت در حوزه نرم افزار یکی از قدیمی ترین شرکت های نرم افزاری ایران است . در این شرکت به افراد انگیزه و مسولیت داده می شود و بر اساس آموزش ها و صبوری های مداوم قصد به ساختن افراد برای زنده نگه داشتن آینده شرکت هستن . در هر شرکتی قوانینی برای بقای سازمان وجود دارد که پرسنل باهوش برای همرنگی با این قوانین و رعایت کردنشان می توانند روش های متعددی رو ایجاد کنند در هر صورت شرکت خصوصی بر پایه تصمیمات مدیران ارشد هدایت میشود و با توجه به نوسانات بازار انفورماتیک گاها این قوانین سخت گیرانه خواهد بود . در این سازمان کنترل ها به شدت انجام میشود حتی د ر تماسها و ....این مورد در تمامی شرکت های نرم افزار دنیا به دلیل ماهیت کسب و کار و ایجاد امنیت اطلاعتی و فرهنگی وجود دارد . در نهایت شماران بستری برای رشد و تکامل فردی و اجتماعی ایجاد کرده و امنیت شغلی 100% را تضمین می کند . در این شرکت افرادی با سابقه بیش از 25 سال در حال فعالیت هستن و در رده مدیران میانی سابقه زیر 5 سال وجود ندارد اما در هر سازمانی کمی ها و کاستی ها و در مقابل نقاط قوت وجود دارد که افرادی که به خود و آینده خود باور داشته باشند میتوانند این موارد را مدیریت کنند . همکاری با شماران برای بنده بسیار رضایت بخش و آموزنده بوده است با باور تمام فشار ها و قوانین که به دلیل ثبات سازمان است جایی برای پیشرفت شما ایجاد می کند .
ترجمیک تجربهای بود که از آن نوشتم؛ برخلاف بسیاری از کارفرمایان، اینجا از منطق طولانی فرمها خبری نبود و قبل از مصاحبه لازم نبود صفحهصفحه فرمی پر کنم. دوست ندارم فرمهایی را پر کنم که جزو رزومهام است و آنها را دوباره تکراری کنم؛ با این حال فضای شرکت هم شیک و هم صمیمی به نظر میرسید و دو نفر از تیم منابع انسانی—یک خانم و یک آقا—با من برخوردی کاملا محترمانه و دوستانه داشتند. این برخورد به من آرامش بخشید و استرسم را کاهش داد تا با آرامش بیشتری وارد فرایند مصاحبه شوم. نقطهی منفیای که تجربه کردم این بود که قرار بود برای مرحلهی دوم با من تماس بگیرند اما خبری نشد؛ برای کسی که به دنبال کار است، این موضوع میتواند ناامیدکننده باشد. به نظر من اگر شرکت تصمیم به رد داوطلبی گرفت، داشتن یک پیام کوتاه یا ایمیل اطلاعرسانی میتواند در بلندمدت فضای کاری کشور را بهبود دهد و از دلزدگی کاست. اگر از کارفرمایان عزیز تقاضا کنم، لطفا به هر داوطلب بهطور روشن پاسخ بدهند تا تجربهی بهتری رقم بخورد.
در شرکت تهران ملودی، محیط کار پر از روحیه هنری و صمیمی بود و مدیران با مهربانی و دوستی رفتار میکردند، هرچند ساعات کاری مناسبی وجود نداشت و تا ساعت شش شب ما را نگه میداشتند. حقوق بهموقع پرداخت میشد و به کارمندان وام بدون سود تعلق میگرفت و برای هر کدام تولدی اختصاصی برگزار میکردند. در نهایت به دلیل فاصله و طولانی بودن ساعات کاری، از شرکت کنار کشیدم، اما یادگار آن تجربه، خاطرات خوبی است که همچنان در ذهنم باقی میماند.
من مهر ۱۴۰۳ از این شرکت جدا شدم و حدود یک سال در ایران کیش کار میکردم. واقعا تجربهی فوقالعادهای بود؛ تیم پشتیبانی و پرسنل واقعا به همکاران توجه داشتند و با وجود فعالیتها و برنامههای مشخص، مسیر روشن و منطبق با هدف داشتند. با این حال به دلیل شرایط زندگی تصمیم به رفتن گرفتم.
بی عدالتی و پارتی بازی توی این شرکت بیداد میکنه. فقط افراد بیسواد و بی لیاقت با پارتی میان بالا. از فساد مدیران که همه میدونن. حق کارکنان هم به شدت پایمال میشه. با این وضع تورم بعد سه چهار سال هم تسویه حساب نمیکنن. یه مشت دزد بی لیاقت
برای شروع کار و کسب تجربه اولیه چنین شرکتهایی مناسب به نظر میرسد؛ اما از نظر رشد سازمانی و حقوقی هیچ چشماندازی وجود ندارد و واحدها بهطور مشخص تصمیمگیری نمیکنند چون مدیریت کاربلد کافی ندارد. فضای کار چندان مناسب نیست و برای چهل و دو تا پنجاه و دو نفر پرسنل تنها یک سرویس بهداشتی در دسترس است. سیستم گرمایش و سرمایش در فصول مختلف سال به خوبی کار نمیکند و مدیران هم اهمیتی به راحتی کارمندان نمیدهند. حقوق به دو بخش تقسیم میشود و بخش قابل توجهی از دستمزد شهریه پایان ماههای بعدی پرداخت میشود و از مزایا و سنوات قانونی خبری نیست.
در فصل آغازین پاییز سال گذشته برای مسیر مصاحبه در نقش اسکرام مستر با یه جلسه آنلاین آشنا شدم. ارتباط اولیه با HR به خوبی پیش رفت. سپس به مصاحبه آنلاین با مدیر محصول نزدیک شدم. در آغاز از من خواستن خودم را معرفی کنم و دلیل جدایی را توضیح بدهم، بعد وارد بخش فنی شدم. یکی از بخشهای جالب و بهیادماندنی تجربهام این بود که به میزان زیادی سعی کردم آرام بمانم چون تندی پاسخهای ایشان را احساس میکردم. چند بار مکث کردم تا بفهمم رفتار و واکنشهایم برای او جذاب نیست. در یکی از سوالها پرسید: اگر ولواتی یک تیم فنی باشد و حتی یک CTO قهار وارد تیم شود، چه تغییری ایجاد میکند؟ من کل مفاهیم را توضیح دادم و گفتم که احتمالا شروع کار کم میشود، اما او با هیجان پاسخش را داد که قطعا اینگونه نیست. من هم گفتم که برداشت من همین است. اما هیچ واکنش مشخصی نگرفت و درباره نرمافزارها ازم پرسید؛ جیرا و ترلو و سایر موارد را گفتم. ناگهان پرسید که با ابزارهای Atlassian کار نکردی؟ برای من عجیب بود که نمیدانست توسعهدهنده جیرا Atlassian چیست. مصاحبه بسیار دشوار بود و تا پایان هر سؤالی که مطرح میشد، خودش چند ثانیه بعد پاسخ میداد. گاهی اینترنت قطع میشد (به دلیل شرایط اینترنتی آن زمان)، و او میگفت اگر قطع شدی باید دوباره جستوجو کنی. این جلسه آنقدر برایم غیرمعمول بود که تصور کردم ممکن است دوربین مخفی باشد. پس از پایان مصاحبه به سرعت در لینکدین نام ایشان را جستوجو کردم و فهمیدم که واقعا مدیر محصول هستند و تجربهام هم واقعی بوده است. عکس پروفایل لینکدین ایشان به همراه لباس غیررسمی کنار استخر بود که نشان میداد خبری از پوشش حرفهای در این فضا نیست. از نظر من، وضعیت پوشش ایشان بهخصوص برای یک مدیر ارشد در محیط حرفهای لینکدین، انتظار داشت که تصاویر بهگونهای حرفهایتر انتخاب شود. من یک هفته بعد در فرصت مناسبتری به یک شرکت خوب و مناسب پیوستم که هنوز هم در آنجا هستم. امیدوارم مدیران شرکتها به برند اینفلئونس و دیگر جنبههای حرفهای بیشتر توجه کنند تا برخوردهای اینچنینی به این سادگی اثر منفی نگذارند.
قدرت کارفرما به من در این شرکت خیلی بالا بود و من از تجربهای پرتنش و پر از مشکلات خروجی گرفتم. در برخورد با حقوق و مزایا با رفتارهای شبهدوری روبهرو شدم؛ برخی مزایا که وعده داده میشدند واقعا صحت نداشتند و جزییات سود شرکت هم به صورت غیرشفاف ارائه میشد. گویی فقط بخشی از حقوق بهطور منظم پرداخت میشد و بقیه مسائل درباره سودها روشن نبود. فضای شرکت به شکلی بود که احساس میکردم محیطی پیچیده و خلاقانه است اما در عمل ارتباطات داخلی به شدت سخت و محدودکننده بود. دسترسی به بیرون از ساختمان به سختی انجام میشد و گاهی به نظر میرسید که کنترلها و محدودیتهای فیزیکی بیش از حد معمول است. به لحاظ رفتار مدیریتی، برخوردها نسبت به من و دیگر همکاران با لحن تند و ناسالم بود و به شدت ناسازگارانه دیده میشد. مدیریتی که بهعنوان هدایتکننده ظاهر میشد، در واقع رفتاری ناسالم داشت و برخوردهای توهینآمیز و دشنامگون در محیط کار وجود داشت. در نهایت، پرسشهایی درباره وجود درگیری فیزیکی مطرح شد که برای من هم قابل باور نبود و به نظر میرسید که چنین رخدادی در فضای کاری وجود داشته است. این تجربه نشان میدهد که اعتماد به فرایندهای پرداختی و مدیریت منابع انسانی در این مجموعه ضعفی جدی دارد و بهتر است افراد از ورود به چنین فضایی با آگاهی کامل و بررسی دقیقتر اجتناب کنند.
با وجود توافق اولیه، تصمیم گرفتم وارد شرکت بیمیتو نشوم؛ تجربهای که بعد از تصمیم خروج از آنجا هنوز مدتها ذهنم را مشغول کرد. به دوستانی که قصد دارند در این شرکت کاری را آغاز کنند، توصیه میکنم خود را گرفتار نکنند، زیرا ابهامات زیادی در جنبههای مختلف وجود داشت که پاسخ مناسبی برای آنها پیدا نمیشد.
شرکت که نیست اتاق فراره یه مشت رییس ****** داره حق و حقوق درست پرداخت نمیکنند سنوات باید بدویی دنبالش کار ۴ نفر از یه نفر میخوان من که از کار کردن تو این شرکت سلامت روانم از دست دادم اگر ذره ای برای خودتون و عمر جوونیتون ارزش قائل هستین قبل انتخاب این شرکت بیشتر تحقیق کنید.