تجربه خوبی نداشتم چون منافع شخصی را دخیل در منافع شرکت می کنند. ابتدای کار با شما برخورد حرفه ای دارند اما به تدریج تبدیل به رفتار غیر حرفه ای می گردد.
آخرین تجربهها
برای مصاحبه کاری رفتم و صرفا جزییات زندگی شخصیم براشون مطرح بود. چرا والدینم جدا شدن؟ چرا مادرم مجدد ازدواج کردن؟ برادرم مجرده یا متاهل ؟ علت فوت پدر و و و در صورتی که بنده با معدل بالا از دانشگاه دولتی فارغالتحصیل شدم. تأکید هم کردن که از ۵ صبح میای سرکار تا چه ساعتی معلوم نیست و اجازه ادامه تحصیل نمیدیم و با هر مدرکی وارد بانک ما بشید همون مدرک خواهد ماند. اجازه پیشرفت تحصیلی و توازن زندگی معمولی و... نمیدن.
دیجیپی با تغییرات اخیر در مسیری قرار گرفته که آینده آن را بهشدت تهدید میکند. جابجاییهای گسترده، به حاشیه راندن و جایگزینی مدیران مسلط و باتجربه با افرادی کمتجربه، کم سواد و کممهارت، که اغلب از شرکتهای ناکام و وابسته به یک شرکت رانتی خاص آمدهاند، چشمانداز سازمان را تیره ساخته است. متأسفانه مدیرعامل جدید، بدون داشتن دانش، توان و تجربه کافی در حوزه فینتک، بهجای بهرهگیری از نیروهای متخصص و کارآزموده، رویکردی کوتاهمدت، مقطعی و نمایشی در پیش گرفته است. زمانی که حتی توانایی ارائه یک ساختار سازمانی مناسب وجود ندارد، یا جذب نیروها بر اساس روابط شخصی و خانوادگی صورت میگیرد و فضای سازمان به «خودی» و «ناخودی» تقسیم میشود، طبیعی است که بهجای اصلاحات استراتژیک و بهینه کاوی امور، صرفاً کاهش هزینهها و نمایشهای سطحی در دستور کار قرار گیرد. نتیجه چنین رویکردی، چیزی جز تضعیف بنیانهای اصلی شرکت فناوری-محور مالی نیست. در این میان، منابع انسانی (اگر بشود اسمش را این گذاشت) نیز بهجای ایفای نقش فعال در نگهداشت و پرورش استعدادها و صیانت از فرهنگ سازمانی، به نهادی منفعل و صرفاً دستیار اجرایی مدیرعامل تقلیل یافته است؛ نهادی که به جای آنکه ستون توسعه سازمان باشد، به یکی از عوامل تشدید بحران تبدیل شده است. واقعیت این است که آینده دیجیپی در گرو نوآوری مستمر، رصد مداوم بازار، جلوتر بودن از رقبا و کشف ورتیکال مارکتهای جدید است. در حالیکه در گذشته این شرکت بهواسطه بنیانگذارانش، با وجود اشکالاتی، حداقل در لبه فناوری حرکت میکرد، ادامه مسیر کنونی میتواند آن را به سمت کوچکشدن، ناکارآمد شدن و در نهایت انهدام کامل سوق دهد. هیاتمدیره نیز تاکنون یا به دغدغهها وقعی ننهاده و یا توان و اراده لازم برای اصلاح شرایط را از خود نشان نداده است؛ در چنین وضعیتی، شایستهتر آن است که در صورت ناتوانی در هدایت، استعفا دهند تا مسیر برای تصمیمگیریهای مؤثرتر باز شود.
من تو بخش فنی مهندسی این شرکت کار کردم،میتونم بگم جهنمیه برای خودش فقط راهتون افتاد و یا برای مصاحبه دعوت شدید فرار کنید و خودتون و آیندتونو نجات بدید،یه مدیر کوتوله و بی شعور و بی سواد داره که از هر لحاظ لیاقت مدیریت فنی مهندسی شرکتی مثل سیناژن و نداره فقط به چاپلوسا و آدمای بی لول و ضعیف اهمیت میده و باید بله قربان گو باشی بدون کوچکترین مقاومتی به معنی واقعی کلمه شخصیت و شرافت خودتو فراموش کنی،رفتار فئودالیستی و ارباب رعیتی،استقبال از زیر آب زنی و چاپلوسی، هیچ فرصتی هم برای پیشرفت شغلی به افراد با سواد و با تجربه و با شخصیت نمیده.چه افراد لایقی که به خاطر این آدم قید کار تو اون شرکت و زدن، هر چقدر هم به بالا دستی ها گزارش میدادی اصلا اهمیتی نداشت براشون ،مهم فقط این بود که تولیدشون نخوابه رفتن آدما کوچکترین اهمیتی براشون نداشت ، به معنای واقعی کلمه آرامش روان و زندگی ازتون صلب میشه با کار کردن تو این بخش استرس شم به شدت بالا بود،خوشحالم که از اونجا زدم بیرون و اون روزا رو دارم فراموش میکنم...
بيست دقيقه در اتاق خالي منتظر ماندم تا براي مصاحبه آمدند در حاليكه سر تايم اعلامي خودشان رفته بودم .مصاحبه كننده بطرز بسيار بسيار عجيبي بي سواد بود و از بالا و تحكم آميز رفتار ميكرد. به عنوان مثال وقتي ميگفتم ما بايد به اهداف بيزنيس برسيم با لحن تمسخر آلود ميگفت ux چه ربطي به بيزنيس دارد. وقتي ميگفتم ux ميان رشته اي هست و يكي از اين رشته ها بيزينس است با تمسخر واكنش ميداد. يا مثلا ميگفت ux را در يك تب بمن نشان بده وقتي من از مفاهيم ux مثل هايرآركي صحبت ميكردم با لحن تحكم آميز ميگفت نه مورد اين موارد حرف نزن خود ux را نشان بده. بنده خدا توقع داشت مثل ui يك المان را به اون نشان بدهم و بگم اين ux هست. من قبلا خودم در مصاحبه هاي زيادي به عنوان مصاحبه كننده حضور داشته ام و جالب است كه ايشان از بين هزاران سوال حرفه اي كه ميتوانست بپرسد چون سواد كافي نداشت به پرسيدن سوالات بي ربطي نظير نام استاد دانشگاه من در 20 سال قبل بسنده ميكرد و وقتي ميگفتم يادم نيست با لحن زننده و تحكم آميزي ميگفت من تو را درك نميكنم مگر ميشود كسي يادش نباشد. واقعا همراه اول اين افراد عتيقه و از خودراضي و بيسواد را از كجا آورده است. ميتوانم بگويم بدترين و غير تخصصي ترين و توهين آميز ترين مصاحبه من در طول تمام سالهاي كاري ام بود.
متاسفانه به هیچ عنوان این شرکت یا دفتر و کارگاه تولید آجر بولوک اصلا پیشنهاد نمیشه وبا صرف یک تام تقریبا 1ساله به راحتی بدون دلیل و بدون هیچگونه توضیحی باید شرکت رو ترک کرد درضمن درحال حاضر منابع انسانی شرکت وکارمند تحصبل دار و نظافت چی شرکت به عنوان کارشناس فروش دارن دراین شرکت فعالیت می کنند چون دیگه دستشان برای افراد جویای کار روشده که هیچگونه ارزشی این شرکت ندارد که به عنوان کارمندسیار ویزتور سیار شما را استخدام بکنند و همین عملا به ویزیتور سیار عنوان کارشناس فروش که بار ویژه ایی به لحاظ روانی دارد اطلاق می می کنند
با بیش از چندین سال تجربه به عنوان مدیر ارشد در هلدینگ فناوری اطلاعات بانک ایرانزمین - جامپ، در محیطی فعالیت داشتهام که با چالشهای جدی در حوزه فرهنگ سازمانی، ساختار مدیریتی و فرایندهای داخلی روبهرو بوده است. در چنین شرایطی، تمرکز بر ایجاد نظم در پروژههای بانکداری دیجیتال، بهبود ارتباط میان تیمهای فنی و کسبوکار، نهادینهسازی فرایندهای حرفهای مدیریت محصول و تحول دیجیتال کاملاً شکست خورده است. متأسفانه بخش عمدهای از این ناکامی ناشی از تغییرات مدیریتی در سطح ارشد بانک، عدم شناخت، اعتماد به نفس کاذب، چالشهای ساختاری، ضعف در انسجام تصمیمگیری و نبود تخصص در میان مدیران ارشد بانک و مدیران عامل شرکتهای زیرمجموعه بوده است. هلدینگ بهشدت از نبود مدیران ارشد متخصص در حوزه بانکی و فناوری مالی رنج میبرد. بهویژه پس از جدا شدن قائممقام قبلی بانک، با اینکه همزمان مدیرعامل باتجربه و متخصصی برای هلدینگ منصوب شد، اما پس از گذشت یک سال و با خروج ایشان و اندک نیروهای باسواد، متخصص و سالم باقیمانده، مجموعه بهشدت رو به فروپاشی رفته است. متأسفانه هیئتمدیره ناتوان و کمتجربه و علاوه بر آن هیئت سرپرستی فعلی بانک که کمترین آشنایی با مفاهیم بانکداری دارد، به همراه معاون فناوری اطلاعات که در تنها حوزهای که تخصص ندارد، فناوری اطلاعات است، همگی به این روند اضمحلال دامن زدهاند. در نتیجه، شرکت در معرض خطر جدی انحلال و تاراج سرمایه سهامداران و ذینفعان خود قرار گرفته است.
من ۴ ساله در این شرکت مشغول به کار هستم و تا حالا تو هیچ شرایطی پرداخا حقوق معوق نداشته و همیشه سروقت بوده حقوقمون قبلا خیلی سنتی و دولتی بود اما یکی دو سالی هست که شرایطش فرق کرده و داره از دولتی بودن در میاد به یچه های شرکتی هم داره سمت داده میشه سر جمعش من راضی هستم چون تو این وضعیت برام امنیت شغلی داشتن مهمه چونکه باید مخارج خانوادم رو بدم و اینجا از نظر امنیت شغلی خیلی امنیت داره. شرکت الان داره میره سمت مسیر جدید و اینو میشه از تغییرات فعمید.
سلام دوستان من یه مدت مشاور حقوقی بودم حقوق دادن به موقع بود ولی رفتاراشون در شئن محیط کار نبود... مخصوصا مسئول. ن.و.ر.ز.ی که بشدت طلبکار. ب.ی احترام بودن و وقتی در مورد کار ازشون سوال پرسیدم گارد گرفتن و گفتن مجبور نیستنی اینجا بمونی استعفا بده بروووو... واقعا متاسفم ...
پیشنهادم به مدیر مجموعه اینه که هرچندوقت یکبار که میاد برای خودش کامنت مثبت بذاره کامنت های قبلیش رو بخونه و حداقل ادبیاتش رو عوض کنه که قابل باور بشه. این مجموعه چون سایت نداره و تو اولین سرچ اسم شرکت این سایت نشون داده میشه درنهایت تو اتاق فکر مدیریت به این نتیجه رسیدن که باید خودشون بیان و واسه خودشون کامنت مثبت بذارن که کسی که میخواد استخدام بشه با خوندم کامنت های کارمندهای قبلی فرار نکنه دوستانی که میخوان امتحان کنن و چندماهی از عمرشون رو تلف کنن و اینجا استخدام بشن حواسشون باشه باید بعدش وقت برای شکایت و پیگیری حقوق و بیمه و سفته ... هم داشته باشن و چند جلسه ای هم وقت تراپی بگیرن تا به حالت قبل از استخدام تو این شرکت برگردن تو قسمت معایب کاری خیلی دوست داشتم یکی از موارد رو نزنم ولی ماشالا مدیریت هیچی از معایب کار کم نذاشته انصافا
این تجربه های خوب ثبت شده در این صفحه فقط کار دختر مدیر عامل (منابع انسانی) هستش اصلا باور نکنید. جو شرکت از سمی بودن گذشته و به سطح رادیواکتیو رسیده. حال بهم زن ترین شرکتی که حتی تصورشو کنید هستش. از بالا تا پایین، از بزرگ تا کوچک همه دنبال زیرآب زدن و ضایع کردن همدیگه هستن.یک درصد از حرف های مدیر عامل قابل اتکا و پذیرش نیست ، با چرب زبونی و قربون صدقه کارشونو پیش میبرن. نرم افزارهایی که به مشتری ها داده میشه همه با رانت و آشنا بازی توسط مدیرعامل فروخته میشه. نرم افزارها به شدت مشکل دار هستن که بعد از تحویل به مشتری توقع معجزه از پشتیبان دارن چون دیگه برنامه نویسیم براشون نمونده.همه برنامه نویسا و پشتیبان هایی که میشد روشون حساب کرد از شرکت فرار کردن و فقط موندن افرادی که ادعا دارن نه علم.سطح حقوق ها با سایر شرکت ها تفاوت عجیب و غریب داره ، هیچ المان مشخصی برای محاسبه حقوق افراد نداره و به دلخواه مدیر به افراد حقوق داده میشه ، هیچ پرداختی سر موقع انجام نمیشه ، موقعیم که پرداخت میشه بالاخره یه جوری از سر و تهش میزنن.امکانات رفاهیم که در حد دستمال کاغذی اونم هر یک ماه یک بسته با غرغر کارمندا، نه وضعیت گرمایش و سرمایش خوبی داره نه آشپزخونه درست و حسابی ، وام یا کمک هزینه هام فقط به نزدیکان مدیرعامل پرداخت میشه انگار بقیه آدم نیستن.خلاصه که اگر ذره ای اعصاب و روان و آرامشتون براتون مهمه سمت این شرکت نرید.یه مشت فامیل که مالک شرکت هم هستند جمع شدن دور هم فقط در حال بیزینس های شخصی خارج از شرکتشونن و مدیرعاملم که همون مالک اصلیه در حال فشار آوردن به کارمندا و ضایع کردن حقشونه.حتی اگر ثبت این تجربیات باعث بشه یک نفر نجات پیدا کنه من وظیفم انجام دادم. امیدوارم تو بهترین شرکت های تهران که به شدت برای شما و تخصصتون ارزش قائل هستن مشغول به کار بشید و به اجبار در همچین مجموعه هایی که حقوق 6 ماه یکبار با منت پرداخت میکنن نشید. یا حق
این شرکت و هر شرکتی در تحت عضویت اقای هومن اجتماع ستاره اجتماع گیتی خاکی و رزا ذوقی فر و فاطمه شریفیان کلاهبردار هستن لطف پول و جان خود را در خطر نندازید اینا واقعا وقیح و بی انصاف هستند و به راحتی سرمایه وزمان شما رو هدر میدهند
سالها همکاری با دیجیآلفا برای من تجربهای پر از یادگیری و چالشهای سازنده بوده است. چیزی که این مجموعه را متمایز میکند، روحیهی همکاری، احترام متقابل و نگاه بلندمدت به رشد تیم است.
بسیار برایم جالب است که عزیزانی به هر عنوان سعی در مثبت جلوه دادن فضای کار در این شرکت را دارند، به نظر شما عزیزان این که مبلغی را بدون اطلاع شما و پس از گذشت دو سال به حساب شما واریز کنند چه معنایی جز وجود یک سیستم به شدت کند و بیمار و بی خبر از قوانین کار و تامین اجتماعی دارد؟!!!! به نظر شما این مورد که در این شرکت مدتی مسئول دفتر مدیر عامل افغانستانی باشد و بدون برقراری بیمه تامین اجتماعی کار کند هر زمان که دلش خواست به آبدارخانه برود و مشغول خوردن بیسکویت و آبمیوه ای که با پول شرکت برای برگزاری جلسات خریداری شده است شود درست است؟ و در صورتی که خدماتی بنده خدا مانع از این دزدی او شود او را تهدید کند نشان دهنده فضای کاری صمیمانه است؟!!! به نظر شما این مورد که برای گرفتن یک مساعده می بایستی شنونده درد دل و انتقادهای کارمندانی باشی که هیچ کاری نمی توانی برایشان انجام دهی دردناک نیست؟!!! این که برای گرفتن یک کاردکس کارکرد دو هفته انتظار بکشی شامل کمی تفکر نمی شود؟!!! دوستی نوشته که یک سال برای پیشرفت خودش با شرکت همکاری کرده، این چگونه پیشرفتی بود که استمرار نداشت و ایشان پس از یک سال شرکت را ترک کرد؟!!! موارد بسیار دیگری برای گفتن هست که در این مقال نمی گنجد.
شرکت نوین چرم هم مثل بسیاری از شرکت های بزرگی که این روزا با توجه به شرایط اقتصادی دغدغه مند هستن دچار رکود شده اما همینقدر میتونم بگم دورنگری این شرکت باعث شد حتی یک نفر رو در زمان بحران جنگ تعدیل نکنه و نسبت به افرادش مسئول باشه این تجربیاتی که مینویسن یا افرادی که اسیبی به شرکت وارد کردن و شرکت اخراجشون کرده یا شرایطشون به شرکت نمیخورده دوست عزیزی که میگه از کرج اومده و بهش گفتن اشتباه شده قطعا نخواستن مستقیم بگن مشکل جسمی یا روانی یا چیزی وجود داره که تو رزومه دیده نمیشد و حتی ممکنه تو رزومه سن نوشته نشده باشه و وقتی تشریف اوردن متوجه این مورد شدن من یکسال افتخار همکاری با شرکت رو داشتم از ابتداش که در خصوص دیر کرد حقوق گفتن خودم تصمیم گرفتم برای پیشرفت خودم قبول کنم روابط افراد در صورتی که خود افراد هم انرژی و هم راستا با بقیه باشند پذیرفته میشن مثل تمامی شرکت ها جو مسموم در صورتی که تازه وارد شروع به مسموم کردنش کنه پیش میاد درست مثل بقیه لطفا کمی تفکر
به جز پول و حقوق و مزایا تقریباً این سازمان هیچ مزیت دیگری ندارد. نه به صورت حرفهای کار میکنند. نه بستر رشد و یادگیری دارد. نه حتی احترام و ارزشمندی نیروی انسانی وجود دارد. تقریباً هیچ و هر چیزی که از بیرون به نظر میرسد کاملاً نمایشی است.
اوایل که من شروع بکار کردم ودکتر یزدی مدیر عامل بودند، همه چی درست و مرتب بود. بعد از ایشون هیچی دیگه سرجاش نبود. پرداختی ها به موقع است، مزایا از جمله وام بانکی و دریافتی های متعدد هست اما هیچکدومش به کار کردن توی محیط سمی و خاله زنک نمیارزه. از مدیر منابع انسانی و گروهش فقط دوری کنید، اینقدر که این قشر بی سواد بی تربیت و غیر حرفه ای رفتار میکنند. اون یوسفی و حاج رحمیی و مهدی زاده، بی شرف ترین آدم هایی هستن که ممکنه یک روز توی زندگیتون باهاشون روبرو بشید.
فقط کتک کاری نداشتیم تو این شرکت که الان اونم داریم ۸ ساله تو این شرکت هستم از سر ناچاری فقط روح و روانم اگه بررسی شه اون موقع که اومدم سالم الان دیوانه زنجیری. امروز فهمیدم یکی از بچه های قدیمی که ادمین اتوماسیون بوده یه کارمند جدید و تا سرحد مرگ کتک زده و بعدش گفته خودزنی بوده 😡. به خدا این شرکت پر از روانیه منم یکیشون، تورو خدا نیاین. با اون بنده خدا همکار جدید هم قطع همکاری کردن اخه باندبازی و پارتی بازی تا کجا تورد خدا اگه واسه روانتون ارزش قایلین نیاید بهسازان، همین تعداد روح و روان داغون کافیه ..
در مورد این شرکت بگم که کار به جایی رسیده که ما کرایه رفت و آمدم نداریم ۵ ماه حقوق عقبه ساعت کاریش از ساعت قانونی طبق قانون کار بیشتره کلا مزایا نداره و فقط معایب داره کارمندا هیچ اهمیتی توو این شرکت ندارن عمرتونو اینجا تلف نکنید
سلام دوستان این شرکت هیچ استخدامی انجام نمیده من با دوستم رفتیم مصاحبه چند دقیقه زودتر رسیدیم گفتند برید راس ساعت بیایید . تعداد پرسنل کلا ۱۰ نفر هم نیست در حالی که هم پس از تماس تلفنی هم مصاحبه حضوری میگن استخدام قطعی هستش در حالی که کلی آدم در ساعات و روزهای مختلف مراجعه میکردند به این شرکت که اصلا منطقی نبود که بخواهند همه رو استخدام کنند . هر کسی هم که میرفت داخل اتاق مدیرعامل برای مصاحبه یا از اتاق سریع میامد بیرون و مدیرعامل به منشی میگفت نفر بعدی رو بفرسته داخل یا اگر هم بیرون نمیآمد مدیر عامل منشی رو صدا میکرد وارد اتاق میشد کارت بانکی کارجو رو میگرفت و خارج میشد از اتاق . نوبت من شد اصلا شبیه به مصاحبه نبود هیچ سوال تخصصی پرسیده نشد و فقط گفتند باید مبلغی رو پرداخت کنید برای آموزش بعد از دوره کارآموزی استخدام شما قطعی هستش . خب سوالات تخصصی که نپرسیدند و شرط استخدام هم شرکت در دوره کارآموزی و پرداخت پول بود که با خودم گفتم شرکتی که کلا به ۱۰ نفر هم نمیرسه چطوری میخواد این همه آدم رو استخدام کنه بعد هم قبول نکردم که پول بدم بهشون گفتم اگر استخدامم قطعیه از حقوق ماه اولم مبلغی رو به عنوان اموزش دوره کارآموزی کم کنید یا اصلا کل حقوق ماه اولم برای شما قبول نکردند و گفتند حتما باید این پول را پرداخت کنید بعد هم منشی به دروغ گفت این مبلغ برای وجه التزام هستش که بعد از دوره حتما برای ما کار کنید که منم گفتم برای ضمانت میتونم سفته بدم که بعد دوره همینجا مشغول به کار بشم ولی پول نمیدهم که قبول نکردند و شک کردم اصلا استخدامی در کار باشه و قبول نکردم ولی دوستم اون مبلغی که گفته بودند رو پرداخت کرد بهش گفتند باید یک دسته سند حسابداری ، دفتر روزنامه و دفتر کل خریداری کنه چند جلسه که گذشت گفتند اون پولی که داده بودید بابت نرم افزار بود حالا باید یه مبلغ جدای از آن هم پرداخت کنید بابت آموزش تئوری آخر سر هم پیچوندن و اصلا استخدامش نکردند حواستون باشه پلیس فتا هم قبلا هشدار داده بودند که برای کار اصلا مبلغی رو پرداخت نکنید و اگر کسی از شما خواست مبلغی را پرداخت کنید کلاهبرداری میباشد .
تجربه خوبی نداشتم چون منافع شخصی را دخیل در منافع شرکت می کنند. ابتدای کار با شما برخورد حرفه ای دارند اما به تدریج تبدیل به رفتار غیر حرفه ای می گردد.
برای مصاحبه کاری رفتم و صرفا جزییات زندگی شخصیم براشون مطرح بود. چرا والدینم جدا شدن؟ چرا مادرم مجدد ازدواج کردن؟ برادرم مجرده یا متاهل ؟ علت فوت پدر و و و در صورتی که بنده با معدل بالا از دانشگاه دولتی فارغالتحصیل شدم. تأکید هم کردن که از ۵ صبح میای سرکار تا چه ساعتی معلوم نیست و اجازه ادامه تحصیل نمیدیم و با هر مدرکی وارد بانک ما بشید همون مدرک خواهد ماند. اجازه پیشرفت تحصیلی و توازن زندگی معمولی و... نمیدن.
دیجیپی با تغییرات اخیر در مسیری قرار گرفته که آینده آن را بهشدت تهدید میکند. جابجاییهای گسترده، به حاشیه راندن و جایگزینی مدیران مسلط و باتجربه با افرادی کمتجربه، کم سواد و کممهارت، که اغلب از شرکتهای ناکام و وابسته به یک شرکت رانتی خاص آمدهاند، چشمانداز سازمان را تیره ساخته است. متأسفانه مدیرعامل جدید، بدون داشتن دانش، توان و تجربه کافی در حوزه فینتک، بهجای بهرهگیری از نیروهای متخصص و کارآزموده، رویکردی کوتاهمدت، مقطعی و نمایشی در پیش گرفته است. زمانی که حتی توانایی ارائه یک ساختار سازمانی مناسب وجود ندارد، یا جذب نیروها بر اساس روابط شخصی و خانوادگی صورت میگیرد و فضای سازمان به «خودی» و «ناخودی» تقسیم میشود، طبیعی است که بهجای اصلاحات استراتژیک و بهینه کاوی امور، صرفاً کاهش هزینهها و نمایشهای سطحی در دستور کار قرار گیرد. نتیجه چنین رویکردی، چیزی جز تضعیف بنیانهای اصلی شرکت فناوری-محور مالی نیست. در این میان، منابع انسانی (اگر بشود اسمش را این گذاشت) نیز بهجای ایفای نقش فعال در نگهداشت و پرورش استعدادها و صیانت از فرهنگ سازمانی، به نهادی منفعل و صرفاً دستیار اجرایی مدیرعامل تقلیل یافته است؛ نهادی که به جای آنکه ستون توسعه سازمان باشد، به یکی از عوامل تشدید بحران تبدیل شده است. واقعیت این است که آینده دیجیپی در گرو نوآوری مستمر، رصد مداوم بازار، جلوتر بودن از رقبا و کشف ورتیکال مارکتهای جدید است. در حالیکه در گذشته این شرکت بهواسطه بنیانگذارانش، با وجود اشکالاتی، حداقل در لبه فناوری حرکت میکرد، ادامه مسیر کنونی میتواند آن را به سمت کوچکشدن، ناکارآمد شدن و در نهایت انهدام کامل سوق دهد. هیاتمدیره نیز تاکنون یا به دغدغهها وقعی ننهاده و یا توان و اراده لازم برای اصلاح شرایط را از خود نشان نداده است؛ در چنین وضعیتی، شایستهتر آن است که در صورت ناتوانی در هدایت، استعفا دهند تا مسیر برای تصمیمگیریهای مؤثرتر باز شود.
من تو بخش فنی مهندسی این شرکت کار کردم،میتونم بگم جهنمیه برای خودش فقط راهتون افتاد و یا برای مصاحبه دعوت شدید فرار کنید و خودتون و آیندتونو نجات بدید،یه مدیر کوتوله و بی شعور و بی سواد داره که از هر لحاظ لیاقت مدیریت فنی مهندسی شرکتی مثل سیناژن و نداره فقط به چاپلوسا و آدمای بی لول و ضعیف اهمیت میده و باید بله قربان گو باشی بدون کوچکترین مقاومتی به معنی واقعی کلمه شخصیت و شرافت خودتو فراموش کنی،رفتار فئودالیستی و ارباب رعیتی،استقبال از زیر آب زنی و چاپلوسی، هیچ فرصتی هم برای پیشرفت شغلی به افراد با سواد و با تجربه و با شخصیت نمیده.چه افراد لایقی که به خاطر این آدم قید کار تو اون شرکت و زدن، هر چقدر هم به بالا دستی ها گزارش میدادی اصلا اهمیتی نداشت براشون ،مهم فقط این بود که تولیدشون نخوابه رفتن آدما کوچکترین اهمیتی براشون نداشت ، به معنای واقعی کلمه آرامش روان و زندگی ازتون صلب میشه با کار کردن تو این بخش استرس شم به شدت بالا بود،خوشحالم که از اونجا زدم بیرون و اون روزا رو دارم فراموش میکنم...
بيست دقيقه در اتاق خالي منتظر ماندم تا براي مصاحبه آمدند در حاليكه سر تايم اعلامي خودشان رفته بودم .مصاحبه كننده بطرز بسيار بسيار عجيبي بي سواد بود و از بالا و تحكم آميز رفتار ميكرد. به عنوان مثال وقتي ميگفتم ما بايد به اهداف بيزنيس برسيم با لحن تمسخر آلود ميگفت ux چه ربطي به بيزنيس دارد. وقتي ميگفتم ux ميان رشته اي هست و يكي از اين رشته ها بيزينس است با تمسخر واكنش ميداد. يا مثلا ميگفت ux را در يك تب بمن نشان بده وقتي من از مفاهيم ux مثل هايرآركي صحبت ميكردم با لحن تحكم آميز ميگفت نه مورد اين موارد حرف نزن خود ux را نشان بده. بنده خدا توقع داشت مثل ui يك المان را به اون نشان بدهم و بگم اين ux هست. من قبلا خودم در مصاحبه هاي زيادي به عنوان مصاحبه كننده حضور داشته ام و جالب است كه ايشان از بين هزاران سوال حرفه اي كه ميتوانست بپرسد چون سواد كافي نداشت به پرسيدن سوالات بي ربطي نظير نام استاد دانشگاه من در 20 سال قبل بسنده ميكرد و وقتي ميگفتم يادم نيست با لحن زننده و تحكم آميزي ميگفت من تو را درك نميكنم مگر ميشود كسي يادش نباشد. واقعا همراه اول اين افراد عتيقه و از خودراضي و بيسواد را از كجا آورده است. ميتوانم بگويم بدترين و غير تخصصي ترين و توهين آميز ترين مصاحبه من در طول تمام سالهاي كاري ام بود.
متاسفانه به هیچ عنوان این شرکت یا دفتر و کارگاه تولید آجر بولوک اصلا پیشنهاد نمیشه وبا صرف یک تام تقریبا 1ساله به راحتی بدون دلیل و بدون هیچگونه توضیحی باید شرکت رو ترک کرد درضمن درحال حاضر منابع انسانی شرکت وکارمند تحصبل دار و نظافت چی شرکت به عنوان کارشناس فروش دارن دراین شرکت فعالیت می کنند چون دیگه دستشان برای افراد جویای کار روشده که هیچگونه ارزشی این شرکت ندارد که به عنوان کارمندسیار ویزتور سیار شما را استخدام بکنند و همین عملا به ویزیتور سیار عنوان کارشناس فروش که بار ویژه ایی به لحاظ روانی دارد اطلاق می می کنند
با بیش از چندین سال تجربه به عنوان مدیر ارشد در هلدینگ فناوری اطلاعات بانک ایرانزمین - جامپ، در محیطی فعالیت داشتهام که با چالشهای جدی در حوزه فرهنگ سازمانی، ساختار مدیریتی و فرایندهای داخلی روبهرو بوده است. در چنین شرایطی، تمرکز بر ایجاد نظم در پروژههای بانکداری دیجیتال، بهبود ارتباط میان تیمهای فنی و کسبوکار، نهادینهسازی فرایندهای حرفهای مدیریت محصول و تحول دیجیتال کاملاً شکست خورده است. متأسفانه بخش عمدهای از این ناکامی ناشی از تغییرات مدیریتی در سطح ارشد بانک، عدم شناخت، اعتماد به نفس کاذب، چالشهای ساختاری، ضعف در انسجام تصمیمگیری و نبود تخصص در میان مدیران ارشد بانک و مدیران عامل شرکتهای زیرمجموعه بوده است. هلدینگ بهشدت از نبود مدیران ارشد متخصص در حوزه بانکی و فناوری مالی رنج میبرد. بهویژه پس از جدا شدن قائممقام قبلی بانک، با اینکه همزمان مدیرعامل باتجربه و متخصصی برای هلدینگ منصوب شد، اما پس از گذشت یک سال و با خروج ایشان و اندک نیروهای باسواد، متخصص و سالم باقیمانده، مجموعه بهشدت رو به فروپاشی رفته است. متأسفانه هیئتمدیره ناتوان و کمتجربه و علاوه بر آن هیئت سرپرستی فعلی بانک که کمترین آشنایی با مفاهیم بانکداری دارد، به همراه معاون فناوری اطلاعات که در تنها حوزهای که تخصص ندارد، فناوری اطلاعات است، همگی به این روند اضمحلال دامن زدهاند. در نتیجه، شرکت در معرض خطر جدی انحلال و تاراج سرمایه سهامداران و ذینفعان خود قرار گرفته است.
من ۴ ساله در این شرکت مشغول به کار هستم و تا حالا تو هیچ شرایطی پرداخا حقوق معوق نداشته و همیشه سروقت بوده حقوقمون قبلا خیلی سنتی و دولتی بود اما یکی دو سالی هست که شرایطش فرق کرده و داره از دولتی بودن در میاد به یچه های شرکتی هم داره سمت داده میشه سر جمعش من راضی هستم چون تو این وضعیت برام امنیت شغلی داشتن مهمه چونکه باید مخارج خانوادم رو بدم و اینجا از نظر امنیت شغلی خیلی امنیت داره. شرکت الان داره میره سمت مسیر جدید و اینو میشه از تغییرات فعمید.
سلام دوستان من یه مدت مشاور حقوقی بودم حقوق دادن به موقع بود ولی رفتاراشون در شئن محیط کار نبود... مخصوصا مسئول. ن.و.ر.ز.ی که بشدت طلبکار. ب.ی احترام بودن و وقتی در مورد کار ازشون سوال پرسیدم گارد گرفتن و گفتن مجبور نیستنی اینجا بمونی استعفا بده بروووو... واقعا متاسفم ...
پیشنهادم به مدیر مجموعه اینه که هرچندوقت یکبار که میاد برای خودش کامنت مثبت بذاره کامنت های قبلیش رو بخونه و حداقل ادبیاتش رو عوض کنه که قابل باور بشه. این مجموعه چون سایت نداره و تو اولین سرچ اسم شرکت این سایت نشون داده میشه درنهایت تو اتاق فکر مدیریت به این نتیجه رسیدن که باید خودشون بیان و واسه خودشون کامنت مثبت بذارن که کسی که میخواد استخدام بشه با خوندم کامنت های کارمندهای قبلی فرار نکنه دوستانی که میخوان امتحان کنن و چندماهی از عمرشون رو تلف کنن و اینجا استخدام بشن حواسشون باشه باید بعدش وقت برای شکایت و پیگیری حقوق و بیمه و سفته ... هم داشته باشن و چند جلسه ای هم وقت تراپی بگیرن تا به حالت قبل از استخدام تو این شرکت برگردن تو قسمت معایب کاری خیلی دوست داشتم یکی از موارد رو نزنم ولی ماشالا مدیریت هیچی از معایب کار کم نذاشته انصافا
این تجربه های خوب ثبت شده در این صفحه فقط کار دختر مدیر عامل (منابع انسانی) هستش اصلا باور نکنید. جو شرکت از سمی بودن گذشته و به سطح رادیواکتیو رسیده. حال بهم زن ترین شرکتی که حتی تصورشو کنید هستش. از بالا تا پایین، از بزرگ تا کوچک همه دنبال زیرآب زدن و ضایع کردن همدیگه هستن.یک درصد از حرف های مدیر عامل قابل اتکا و پذیرش نیست ، با چرب زبونی و قربون صدقه کارشونو پیش میبرن. نرم افزارهایی که به مشتری ها داده میشه همه با رانت و آشنا بازی توسط مدیرعامل فروخته میشه. نرم افزارها به شدت مشکل دار هستن که بعد از تحویل به مشتری توقع معجزه از پشتیبان دارن چون دیگه برنامه نویسیم براشون نمونده.همه برنامه نویسا و پشتیبان هایی که میشد روشون حساب کرد از شرکت فرار کردن و فقط موندن افرادی که ادعا دارن نه علم.سطح حقوق ها با سایر شرکت ها تفاوت عجیب و غریب داره ، هیچ المان مشخصی برای محاسبه حقوق افراد نداره و به دلخواه مدیر به افراد حقوق داده میشه ، هیچ پرداختی سر موقع انجام نمیشه ، موقعیم که پرداخت میشه بالاخره یه جوری از سر و تهش میزنن.امکانات رفاهیم که در حد دستمال کاغذی اونم هر یک ماه یک بسته با غرغر کارمندا، نه وضعیت گرمایش و سرمایش خوبی داره نه آشپزخونه درست و حسابی ، وام یا کمک هزینه هام فقط به نزدیکان مدیرعامل پرداخت میشه انگار بقیه آدم نیستن.خلاصه که اگر ذره ای اعصاب و روان و آرامشتون براتون مهمه سمت این شرکت نرید.یه مشت فامیل که مالک شرکت هم هستند جمع شدن دور هم فقط در حال بیزینس های شخصی خارج از شرکتشونن و مدیرعاملم که همون مالک اصلیه در حال فشار آوردن به کارمندا و ضایع کردن حقشونه.حتی اگر ثبت این تجربیات باعث بشه یک نفر نجات پیدا کنه من وظیفم انجام دادم. امیدوارم تو بهترین شرکت های تهران که به شدت برای شما و تخصصتون ارزش قائل هستن مشغول به کار بشید و به اجبار در همچین مجموعه هایی که حقوق 6 ماه یکبار با منت پرداخت میکنن نشید. یا حق
این شرکت و هر شرکتی در تحت عضویت اقای هومن اجتماع ستاره اجتماع گیتی خاکی و رزا ذوقی فر و فاطمه شریفیان کلاهبردار هستن لطف پول و جان خود را در خطر نندازید اینا واقعا وقیح و بی انصاف هستند و به راحتی سرمایه وزمان شما رو هدر میدهند
سالها همکاری با دیجیآلفا برای من تجربهای پر از یادگیری و چالشهای سازنده بوده است. چیزی که این مجموعه را متمایز میکند، روحیهی همکاری، احترام متقابل و نگاه بلندمدت به رشد تیم است.
بسیار برایم جالب است که عزیزانی به هر عنوان سعی در مثبت جلوه دادن فضای کار در این شرکت را دارند، به نظر شما عزیزان این که مبلغی را بدون اطلاع شما و پس از گذشت دو سال به حساب شما واریز کنند چه معنایی جز وجود یک سیستم به شدت کند و بیمار و بی خبر از قوانین کار و تامین اجتماعی دارد؟!!!! به نظر شما این مورد که در این شرکت مدتی مسئول دفتر مدیر عامل افغانستانی باشد و بدون برقراری بیمه تامین اجتماعی کار کند هر زمان که دلش خواست به آبدارخانه برود و مشغول خوردن بیسکویت و آبمیوه ای که با پول شرکت برای برگزاری جلسات خریداری شده است شود درست است؟ و در صورتی که خدماتی بنده خدا مانع از این دزدی او شود او را تهدید کند نشان دهنده فضای کاری صمیمانه است؟!!! به نظر شما این مورد که برای گرفتن یک مساعده می بایستی شنونده درد دل و انتقادهای کارمندانی باشی که هیچ کاری نمی توانی برایشان انجام دهی دردناک نیست؟!!! این که برای گرفتن یک کاردکس کارکرد دو هفته انتظار بکشی شامل کمی تفکر نمی شود؟!!! دوستی نوشته که یک سال برای پیشرفت خودش با شرکت همکاری کرده، این چگونه پیشرفتی بود که استمرار نداشت و ایشان پس از یک سال شرکت را ترک کرد؟!!! موارد بسیار دیگری برای گفتن هست که در این مقال نمی گنجد.
شرکت نوین چرم هم مثل بسیاری از شرکت های بزرگی که این روزا با توجه به شرایط اقتصادی دغدغه مند هستن دچار رکود شده اما همینقدر میتونم بگم دورنگری این شرکت باعث شد حتی یک نفر رو در زمان بحران جنگ تعدیل نکنه و نسبت به افرادش مسئول باشه این تجربیاتی که مینویسن یا افرادی که اسیبی به شرکت وارد کردن و شرکت اخراجشون کرده یا شرایطشون به شرکت نمیخورده دوست عزیزی که میگه از کرج اومده و بهش گفتن اشتباه شده قطعا نخواستن مستقیم بگن مشکل جسمی یا روانی یا چیزی وجود داره که تو رزومه دیده نمیشد و حتی ممکنه تو رزومه سن نوشته نشده باشه و وقتی تشریف اوردن متوجه این مورد شدن من یکسال افتخار همکاری با شرکت رو داشتم از ابتداش که در خصوص دیر کرد حقوق گفتن خودم تصمیم گرفتم برای پیشرفت خودم قبول کنم روابط افراد در صورتی که خود افراد هم انرژی و هم راستا با بقیه باشند پذیرفته میشن مثل تمامی شرکت ها جو مسموم در صورتی که تازه وارد شروع به مسموم کردنش کنه پیش میاد درست مثل بقیه لطفا کمی تفکر
به جز پول و حقوق و مزایا تقریباً این سازمان هیچ مزیت دیگری ندارد. نه به صورت حرفهای کار میکنند. نه بستر رشد و یادگیری دارد. نه حتی احترام و ارزشمندی نیروی انسانی وجود دارد. تقریباً هیچ و هر چیزی که از بیرون به نظر میرسد کاملاً نمایشی است.
اوایل که من شروع بکار کردم ودکتر یزدی مدیر عامل بودند، همه چی درست و مرتب بود. بعد از ایشون هیچی دیگه سرجاش نبود. پرداختی ها به موقع است، مزایا از جمله وام بانکی و دریافتی های متعدد هست اما هیچکدومش به کار کردن توی محیط سمی و خاله زنک نمیارزه. از مدیر منابع انسانی و گروهش فقط دوری کنید، اینقدر که این قشر بی سواد بی تربیت و غیر حرفه ای رفتار میکنند. اون یوسفی و حاج رحمیی و مهدی زاده، بی شرف ترین آدم هایی هستن که ممکنه یک روز توی زندگیتون باهاشون روبرو بشید.
فقط کتک کاری نداشتیم تو این شرکت که الان اونم داریم ۸ ساله تو این شرکت هستم از سر ناچاری فقط روح و روانم اگه بررسی شه اون موقع که اومدم سالم الان دیوانه زنجیری. امروز فهمیدم یکی از بچه های قدیمی که ادمین اتوماسیون بوده یه کارمند جدید و تا سرحد مرگ کتک زده و بعدش گفته خودزنی بوده 😡. به خدا این شرکت پر از روانیه منم یکیشون، تورو خدا نیاین. با اون بنده خدا همکار جدید هم قطع همکاری کردن اخه باندبازی و پارتی بازی تا کجا تورد خدا اگه واسه روانتون ارزش قایلین نیاید بهسازان، همین تعداد روح و روان داغون کافیه ..
در مورد این شرکت بگم که کار به جایی رسیده که ما کرایه رفت و آمدم نداریم ۵ ماه حقوق عقبه ساعت کاریش از ساعت قانونی طبق قانون کار بیشتره کلا مزایا نداره و فقط معایب داره کارمندا هیچ اهمیتی توو این شرکت ندارن عمرتونو اینجا تلف نکنید
سلام دوستان این شرکت هیچ استخدامی انجام نمیده من با دوستم رفتیم مصاحبه چند دقیقه زودتر رسیدیم گفتند برید راس ساعت بیایید . تعداد پرسنل کلا ۱۰ نفر هم نیست در حالی که هم پس از تماس تلفنی هم مصاحبه حضوری میگن استخدام قطعی هستش در حالی که کلی آدم در ساعات و روزهای مختلف مراجعه میکردند به این شرکت که اصلا منطقی نبود که بخواهند همه رو استخدام کنند . هر کسی هم که میرفت داخل اتاق مدیرعامل برای مصاحبه یا از اتاق سریع میامد بیرون و مدیرعامل به منشی میگفت نفر بعدی رو بفرسته داخل یا اگر هم بیرون نمیآمد مدیر عامل منشی رو صدا میکرد وارد اتاق میشد کارت بانکی کارجو رو میگرفت و خارج میشد از اتاق . نوبت من شد اصلا شبیه به مصاحبه نبود هیچ سوال تخصصی پرسیده نشد و فقط گفتند باید مبلغی رو پرداخت کنید برای آموزش بعد از دوره کارآموزی استخدام شما قطعی هستش . خب سوالات تخصصی که نپرسیدند و شرط استخدام هم شرکت در دوره کارآموزی و پرداخت پول بود که با خودم گفتم شرکتی که کلا به ۱۰ نفر هم نمیرسه چطوری میخواد این همه آدم رو استخدام کنه بعد هم قبول نکردم که پول بدم بهشون گفتم اگر استخدامم قطعیه از حقوق ماه اولم مبلغی رو به عنوان اموزش دوره کارآموزی کم کنید یا اصلا کل حقوق ماه اولم برای شما قبول نکردند و گفتند حتما باید این پول را پرداخت کنید بعد هم منشی به دروغ گفت این مبلغ برای وجه التزام هستش که بعد از دوره حتما برای ما کار کنید که منم گفتم برای ضمانت میتونم سفته بدم که بعد دوره همینجا مشغول به کار بشم ولی پول نمیدهم که قبول نکردند و شک کردم اصلا استخدامی در کار باشه و قبول نکردم ولی دوستم اون مبلغی که گفته بودند رو پرداخت کرد بهش گفتند باید یک دسته سند حسابداری ، دفتر روزنامه و دفتر کل خریداری کنه چند جلسه که گذشت گفتند اون پولی که داده بودید بابت نرم افزار بود حالا باید یه مبلغ جدای از آن هم پرداخت کنید بابت آموزش تئوری آخر سر هم پیچوندن و اصلا استخدامش نکردند حواستون باشه پلیس فتا هم قبلا هشدار داده بودند که برای کار اصلا مبلغی رو پرداخت نکنید و اگر کسی از شما خواست مبلغی را پرداخت کنید کلاهبرداری میباشد .