فقط اینکه امیدوارم آنچه که ما تجربه کردیم در این شرکت تجربه هیچ انسان شریف دیگری نباشه و به قدری محیط و شرایط نامساعد هست که از خیابان وحدت اسلامی تا زنده هستم دیگر گذر نخواهم کرد
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
دوستان دقت کردید در این وبسایت تنها برای ثبت تجربه شرکت کروز درخواست لاگین گیت هاب میاد و برای مابقی شرکتها اینطور نیست! بعد هم که لاگین میکنید اصلا معلوم نیست چطوری میشه به نمایش گذاشتش جالبه نه؟ در ثبت تجربه بعدی همین جا به شما میگم که چطوری تجربه اتون و بدون لاگین ثبت کنید. این امتیاز ۱ که دادم به خود تجربه کاری بود :)
برای من تجربهای بود که واقعا ازش درس گرفتم؛ وقتی وارد این شرکت شدم، جو.workspace به کلی متفاوت از اون چیزی بود که فکر میکردم. گاهی حس میکردم وارد خونهای شدم که چند نفر رو بهعنوان بچههای کدنویسی میشناختن، اما فضای کلی شرکت اصلا منطبق با استانداردهای حرفهای نبود و فضای کار، به شدت سمی به نظر میرسید. فرهنگ سازمانی بهقدری ضعیف بود که نیاز به تعریف کردن یک واژه تازه در این زمینه احساس میشد. موضوع حقوق هم مشکل اصلی بود: هر چه مذاکره میکردیم، پرداختها مشخص نبود و گاهی بهجای پرداخت از طریق کانالهای منظم، نقلوانتقالها در مسیرهای گوناگون انجام میشد تا به شکل غیرشفاف مالیات فرار کنند. به نظر میرسید که بیمه هم شرایط مناسبی ارائه نمیداد و در صورت بروز حادثه، آخرین حقوقی که میگرفتیم برای حمایت کافی نبود. مدیرعامل مجموعه ظاهرا با تغییر حالتهای رفتاری مختلف ظاهر میشد. گاهی از گسترش پروژههای بزرگ صحبت میکرد و میگفت قصد داریم تیم را گسترش بدهیم و افراد در سطوح مدیریتی بالاتر قرار بگیرند؛ اما در روزهای دیگر با نگرانی از تعدیل نیرو و مشکلات مالی روبهرو میشدیم. گاهی بحثهای ساختاری درباره مکان شرکت مطرح میشد؛ اینکه ساختمان را بخریم یا به مکان دیگری جابجا شویم، و فاصلهها تا محلههای مختلف شهر هم واقعا زیاد بود. این ناپایداری در تصمیمگیریها به چشم میآمد. روحیه تیمی هم واقعا آزرده بود؛ اختلافات بین نیروها بهنوعی بود که برای گفتن چیزهایی به مدیرعامل هم احتیاط میشد. در نهایت، برخی جلسات آموزشی برای تیم فروش برگزار میشد که به نظرم سطح پایهای فروش را هم بهطور کامل پوشش نمیداد. از نظر قانونی هم برخی نظارتها وجود داشت، مانند ضبط صدا با استفاده از دوربینها، اما حضور مدیرعامل بهطور فیزیکی کمتر ملموس بود و قبلا هم درباره این موارد صحبت شده بود. اگر کسی به دنبال محیطی میگردد که در آن پرهیز از مشکلات و ثبات بیشتری وجود داشته باشد، شاید بهتر باشد به گزینههای دیگر فکر کند. در مورد محصولات هم نظرات منفی وجود داشت و برخی از آنها فیک به نظر میرسید؛ بنابراین توصیه میکردم قبل از هر خرید با دقت فکر کنید. در نهایت، چون ممکن است برای تصمیمگیریهای بعدی به منابع دقیق نیاز باشد، لینکهای فروشگاه و سایت شرکت را هم مینویسم تا با دید دقیقتری بررسی شوند: https://nikdiba.com/ https://nikgostaranarshdiba.com/
در این شرکت فضای کاری به شدت پرتنش است و علیرغم وعدههای اولیه، واقعیت با آنچه انتظار میرفت تفاوت زیادی دارد. من متوجه شدم که نام این واحد اغلب با شرکت ماموت همراه میشود، در حالی که کاربرد اصلی ارتباط با دنیای ماموت تنها به عنوان یک وابستگی نیرو انسانی است و بداخلاقیها یا خدمات مربوط به بن خرید و بن کالا در اینجا بهطور مشخص وجود ندارد. به مرور فهمیدم که ویرا دیزل فقط اسمش را یدک میکشد و فاصلهای با ماموت ندارد. اما مشکل اصلی از نگاه من عملیتر است: شرکت دو دسته نیرو دارد و مدیران منتخب از افراد فامیل یا دوستانی از شرکتهای دیگر جمعآوری شدهاند. تیم قطعات که شامل مهندسی، فنی، برنامهریزی و انبار میشود، با سایر بخشها بهشدت تبعیضآمیز رفتار میکند؛ با وجود اینکه کارشناس بودن در این تیم بهطور معمول با حقوق پایین همراه است، مانند کارگران عمل میکنیم و به جای توجه به تخصص، از ما انتظار انجام کارهای بیحد و حصر میرود. در مقابل، در بخش مدیرعامل افراد بهظاهر محترم هستند و برای هیچ کار فنی یا تخصصی ارزش قائل نیستند؛ فضای کاری به گونهای است که گویی پارتیبازی حکمفرماست. مدیران هم اغلب یا از اخراجشدگان شرکتهای دیگر هستند یا بازنشستههای بیحوصلهاند؛ صدای درگیری دائمیشان در محیط شنیده میشود یا از طریق تماسهای تلفنی با شرکتهای دیگر، با بینظمی و بیانضباطی روبهرو میشویم. محصولات ارائهشده هم از نظر کیفی مناسب نیستند و حتی خود سازندگان هم اذعان میکنند که این محصولات ساده و اقتصادیاند و بازارشان محدود است؛ با این حال به دلیل قراردادها و نیاز به ماندن در شرکت، مجبور به ادامه کار هستیم و بهعنوان مثال نظام پاسخگویی به ایمیلها بهخوبی انجام نمیشود و نیروها بهکرات از شرکت میروند. اگر بخواهید به واحد قطعات بروید، احتمالا با وضعیت فاجعهباری روبهرو میشوید و به همین دلیل پیشنهاد میکنم از ابتدا حقوق را بهدرستی مطرح کنید، زیرا منابع انسانی به صورت حد بالایی برای حقوق تعیین میکند اما این کار را به عنوان حد بالا نباید تلقی کرد. اگر تصمیم گرفتید همواره وظایف مشخصی را بخواهید، چون معمولا این واحدها وظیفه مشخصی ارائه نمیدهند و در انجام وظایف تعلل میکنند. بهطور کلی اگر اعصاب قوی ندارید، سمت ویرا دیزل نروید؛ جنگ اعصاب بهطور روزانه در جریان است و حتی مشتریان نیز در برخی مواقع با شدت و حدت برخورد میکنند. با وجود تمام این موارد، حقوق به موقع پرداخت میشود، بن کالا هر شش ماه یکبار ارائه میشود و جشنها یا پاداشهای مالی مناسبی در مناسبتهای مختلف برگزار میشود که گاهی بهطور ناگهانی قطع میشود. مدیران برخی مواقع با رفتار نسبتا خوب ظاهر میشوند اما موقع مشکلات، همان موقع فشارها افزایش مییابد. در کل، اگر به این شرکت وارد شدید، سعی کنید بهطور مشخص و قاطع درباره وظایف و حقوق خود صحبت کنید و از ورود به فضاهای بیثبات و کشدار اجتناب کنید. اگر واقعا لازم است، پیش از هر اقدامی سطح انتظار و مسیر ارتباطی با مدیریت را روشن کنید تا با کمترین فشار کار کنید.
در مصاحبه به شدت از حرفهای و مودب بودن تیم مقابل راضی بودم، هرچند فرایند ارزیابی طولانی شد و پنج ماه طول کشید. خوشحال بودم که پذیرفته شدم و به این مجموعه معتبر ملحق شدم. فضای کار بسیار خوب است و فرهنگ سازمانی عمیقا منطبق با ارزشهاست. مزایا عالی است، هرچند حقوق نسبت به جای دیگر عادی به نظر میرسد، ولی مزایا تا حدودی این تفاوت را جبران میکند. بیمه تکمیلی فوقالعاده است و سقف خدمات دندانی هم بالا بود. به مناسبتهای مختلف هدایا خوبی دریافت کردم؛ مخصوصا یکی از آخرینهایش یک دریل رونیکس بود که خیلی مرا خوشحال کرد. صبحانه و ناهار رایگان ارائه میشود و باشگاه رایگان هم هست که ساعات کاری را هم دربر میگیرد، این نکته واقعا عالیست. چکآپهای دورهای انجام میشود و پزشک سازمانی داریم. همچنین کمک هزینه سفر از طریق روشهای مختلف قابل دریافت است. برخلاف برخی صحبتها، محیط کار از نظر من خیلی سالم است، هرچند شنیدهام در بخشهای اداری استخدام به واسطه پارتیبازی میگویند که وجود دارد، حقیقتش را نمیدانم و من هیچ پارتیای نداشتم. امیدوارم روندی اتخاذ شود تا حقوق بر اساس تاریخ مشخص واریز شود و با درنظر گرفتن تورم بالای سال ۱۴۰۳، حقوقی مناسب در سال جاری افزوده شود. شنیدهام قبلا در میانه سال حقوق افزوده میشد اما امسال این اتفاق افتاد یا نه، برای من روشن نیست و با توجه به هزینهها، انتظار بیشتری از مپنا دارم. ممنون.
به عنوان گرافیست همکاری خوبی با هم داشتیم و چندین پروژه داخلی و خارجی رو با هم کار کردیم و اسمم هم روی نمونه کار هاشون توی سایت آکاف منتشر کردن ، خروجی کارم اونجا بصورت صفحه ای محاسبه می شد و تایم شیت هم بصورت صفحه ای بررسی می شد ک اوکی بودم
شرکت داروسازی دکتر عبیدی از نظر من سازمان منظمی است و افراد با تجربه و تحصیلکردهای در آن حضور دارند. حقوق مناسب و مزایای خوبی دریافت میکنم و بابت جایی که کار میکنم خدا را شاکرم. به نظر من جای خوبی است و آن دسته از افرادی که معتقدند همه چیز بد است، تا حالا وضعیت اینجا را با سایر شرکتها مقایسه نکردهاند. من از شرایط راضیام و با قلب و جان برای شرکت کار میکنم، خدا را شاکر.
حدود نیم سالی است که بهعنوان کارشناس فروش با این شرکت همراه شدهام و تجربهی بسیار خوبی را پشت سر میگذارم. از همان آغاز، روند کار منظم و دقیق بود: از ارسال رزومه تا امضای قرارداد بهطور پیوسته پیش رفت. بعد از یکی دو ماه، به دلیل داشتن فرزند، فرایند دورکاری آغاز شد و همین حالت دقیقا همان موقع اجرایی شد. سپس متوجه شدم گاهی دوست دارم در شرکت حضور فیزیکی داشته باشم، درخواست دادم و پذیرفتند. نکتهی جالب این است که از اول اعلام شده بود اضافهکاری نداریم، اما گاهی که خارج از ساعات کاری کار کردم، خودشان پرداخت کردند. این رفتار و نگرش آنها واقعا برایم ارزشمند بود.
سلام آسا به تمام معنا جای بسیار بدی برای کار کردن هستش که حتی بعد گذشت ۲ سال هنوز هم اون ۳-۴ ماهی که کار کردم رو نتونستم فراموش کنم . مدیر تیم عملیات به شدت بی تجربه که فقط با خانم ها لاس میزد . مدیر تیم platform و عملیات مرکزی که اصلا نبودن و اکثر تیمشون هم همه دستمال به دست بودن . در مورد تیم عملیات مرکزی یا همچین چیزی که زبان رسمی تیم عملیات کردی هستش ( متاسفانه یه جوری رفتار کردن که واقعا نسبت به عزیزان کرد زبان احساس بدی دارم ) تکنولوژی قدیمی . انبورد که اصلا وجود نداره . زیر اب زنی که خیلی راحت و حتی جلوی خودت و همه هم فامیل هستن به صورتی که مدیر تیم عملیات فامیل خودشو که هنوز ۱۸ سالش نشده رو اورده و اون شخص کلی تسک های مهم رو داره و در حد یه نیروی سینیور حقوق میگرفت . به عنوان نکته اخر اینکه تیم خوب یا نفرات خوب توی اسا هست ولی در حد انگشت های یک دست و اینکه ببینید در تمامی پلتفرم ها چه نظراتی نوشته شده و نه تیم عملیات بلکه توی تیم های امنیت و شبکه هم همه کارمندان فرار کردن و مشکلاتشون رو نوشتن
تجربه کاری بسیار بد. ***مدیریت نامناسب**** محیط نا آرام حقوق بسیار پایین ندادن حق حقوق چک کردن محیط با دوربین و صدا فضای بسیار کوچیک و نظافت پایین وعده های مالی... عمل نشده در روز مصاحبه نیروهای متخصص کمتر از یکسال دوام میارند در مجموعه هیچ گونه مزایایی ندارد و.کارکنان اجازه صحبت کردن با هم رو ندارن ، یه محیط برده داری هست
در این شرکت اوضاع روانی هیچکس مشکلی ندارد و همگی به اصل قضیه با خوشحالی نگاه میکنند. با این حال من از میزان بیقیدی و خلافجهتی برخی روندها گیج میشدم.
باید تاسف خورد برای مدیر منابع انسانی هلدینگ خانم گ.ط که فقط بخاطر موقعیت شغلی خودش چشمش روی همه چیز بسته فقط اومد توی پردازش وقت همه ی مارو گرفت که فقط خودی نشون بده !!! چرا الان مشکل پیش اومده و دعوا شده چرا ورود نمیکنه ! چرا یک مترسک گذاشتن توی منابع انسانی که فقط بگن شما تعدیلی هستی ! چرا دوربین دادن به یک مدیرمالی که تمام مشکلات پوشش بده !!!!!! یک مشت مدیر بی سواد توی پردازش جمع شدن که فقط به فکر حقوق و پشت دستی های خودشون هستن . واقعا لایق کوچیک تر از این هستین و باید پارسال کوچیک میشد مجموعه کاریزما
وقتی وارد این سازمان شدم، احساس کردم ارزش واقعی برای کارمند قائل نیستن و هر مشکلی داشتم یا باید خودم حلش کنم یا با شرایط کنار بیام. مدیران به راحتی با گفتن وعدههای رنگی، کار رو برای من یا همکاران میسوزاندن تا بعدا ادعا کنند از پس هر چیزی برمیآیند، اما هیچوقت نمیگن چه کسی کار رو انجام داده و چه مقدار زحمت کشیده. در منابع انسانی هم وضع به همین شکل بود؛ ابتدای کار افراد با تجربهای نبودن رو بالا میکشن و وقتی کارمند باتجربهای درباره موضوعی ازشون کمک میخواست، به جای رفع مشکل، اوضاع را بدتر میکردند. محیط کار هم کاملا ناامیدکننده بود؛ ده نفر در فضای یک اتاق ده متری جا میشدند و هیچ فضایی برای حرکت نبود. حجم کاری به قدری بود که انرژی هیچکس برای رضایت از کار باقی نمیماند و بجز منابع انسانی، بقیه معمولا از پس کارها برنمیآمدند و انرژیشان برای بازسازی خودشان باقی نمیماند. اگر مدیر کل ورودی و خروجی سازمان را بررسی کند، حتما میفهمد که ایرادی وجود دارد، اما آیا واقعا برای اصلاحش ارزش دارد؟ در اینجا چابلوسها به هر جایی رسیدهاند و فرصتها را برای خودشان هموار میکنند. سالها در این شرکت کار کردم و کاش وقت و انرژیام را جای دیگری خرج میکردم؛ حالا همکاریم با این شرکت پایان یافته و خلاص.
خدایا میشه یه روز که از خواب بیدار میشم خبر برسه که اون آدمی که حق و حقوق من رو نداد و نهایت ظلم رو در حق من کرد دیگه وجود نداره خدا خدا خدا صدای منم بشنو
یه موقعی ما قدیمیا میگفتیم هر تصمیمی مدیر آرندی میگیره یه سرش این مافیاست بخصوص رییس نرم افزار بقیه میگفتن تو مشکل شخصی داری با این آدم.خب بیا الان جدیدا هم دیگه فهمیدن اوضاع از چه قرار برای اینکه ما با همین دو تا چشم خودمون دیدیم که این آدم از همون اول چطوری اومد بالا چطوری زیر آدمایی که سرشون به تنشون میارزید و خالی کرد چطوری با باند بازی و موش دوندن تو کار گروهای دیگه دخالت میکرد تمام لیدرهای نرم افزار یک یکشون بعد یه مدت فهمیدن این آدم چقدر نگاه ابزاری به همه داره نتونستن باهاش کار کنن وقتی کار به اینجا میرسید دستش رو میشد با م.د همدست میشدن اونم ترتیب رفتنشون و میداد نمونه هاش ح.ا - ج.ن - ر.س - م.س شوخی نیستا اینا هر کدومشون یه غولی بودن هر کدومشون یه تیم بزرگ و میگردوندن همه میدونن چقدر تو این واحد زحمت کشیدن اصلا لازم به گفتن من نیست.مگه میشه دیگه مثلشون پیدا کرد؟ الان آقا صاف صاف راه میره وانمود میکنه هیچ اتفاقی نیوفتاده اسم هیچ کدوم و نمیاره.درباره هر کدوم از اون لیدرها بپرسی یه عیبی روشون میذاره میگه اینا رفتنی بودن به من ربطی نداشت.حالا خودش و چند تا کارشناس مسئول موندن که اگه قبولش نداشته باشن در ظاهر هیچ مخالفتی هم باهاش نمیکنن آفرین تیم یک دست کردی میتونی با خیال راحت ادامه بدی ما دیدیم چطوری رفیقاشون و دونه دونه آوردن بالا فرو کردن به مجموعه نمونه اش م.ق - ش.ر بیزنس یونیت.اینا چی دارن؟ چه کار مفیدی انجام دادن که بقیه نمیتونستن؟ برید بپرسید ببینید چطوری با حیله گری زیرپوستی زیرآب همه رقیباشون و همین مافیا زد.جز رفیق بازی و بالا کشیدن بله قربان گوها چی میشه درباره اش گفت؟ تنها کسی که مونده ع.ر هست که فکر کنم میخواد انتقام همه رو بگیره :) فاز داداشی برداشتن باهم.این چندتا نشونه رو دادم تا بفهمید رو هوا حرف نمیزنم.من سالهاست که از همه جزئیات کارهای اینا خبر دارم.این بشر هر جا حس کرد یکی میتونه رقیبش بشه کاری کرد که یا خودش جمع کنه بره یا بندازنش بیرون.حتی یه موقعی بین خودشون هم اختلاف بود و یه پاتک به م.ت هم زد.اینا به هیچ کس رحم نمیکنن. چه گروهها که بخاطر سم پاشی اینا نپاشید چه آدم حسابیایی که از مجموعه نرفت.اینا باید یه روز جواب پس بدن خیلی از اینا که رفتن دوست داشتن بمونن اصلا آدم رفتن از شرکت و مهاجرت نبودن.درسته که هر کدوم که رفتن از اینجا موفقتر شدن اما تاوانش شد اینی که می بینید. یه جوی درست کردن که هیچ کس راضی نیست. بالاخره ماه پشت ابر نمیمونه ما خیلی چیزا دیدیم تازه هم دوره ای های ما هم دیدن خیلیاش هم خدا خبره داره این و میدونم که خدای سیاست هم باشی بالخره یه جا .... میزنی
نوین چرم برایم تجربهای بود که به خاطر مشکلات داخلی شرکت و اوضاع نابسامان، تصمیم به پایان همکاری در پایان سال ۱۴۰۳ گرفتم. در اوایل کار وضعیت در کلاس و محیط کار آرام بود و من هم سعی میکردم با حالت آرامش پیش برم. اما با مرور زمان، فضا دچار توصیفهای نامشخص و بیثباتی شد و احساس کردم مدیریت و رفتارهای درون سازمانی تاثیر منفی میگذارد. نتیجهاش این شد که به خاطر این مشکلات، تصمیم گرفتم از همکاری با شرکت کنار بروم و به دنبال فرصتهای دیگر باشم. حالا از اینکه برخی رفتارها و سخنان خارج از احترام مطرح شده، ناامید شدم و بهجای انتظار از تغییر سریع، ترجیح میدهم روی آینده تمرکز کنم و مسیر حرفهای خودم را با دقت بیشتری پیگیری کنم.
بهطور کلی اوضاع این شرکت را خوب دیدم و در شرایط اقتصادی فعلی تا حدی میشود روی آن حساب کرد؛ هرچند مثل هر کار دیگری، چالشهای خودش را دارد، اما آموزشهای حین کارش بهخوبی ارائه میشود و جای پیشرفت هم قابل مشاهده است.
من هم با تجربه دو سال کار در تیمنرم افزار نظرات دوستی که در رابطه با مدیر نرم افزار نوشته را تایید میکنم. اولا که در جلسات جز لودگی و شوخی های بیمزه و تمسخر دیگران چیزی ازش ندیدم و کاملا سیاستمدارانه و البته غیرقابل باور سعی میکنه خودش و آدم صمیمی و کول جلوه بده در صورتی که خنده حنده یجا تو پاچه آدم میکنه و اصلا این صمیمیت ظاهریش قابل اعتماد و قابل باور نیست. دوم اینکه به هیچ عنوان زبان تشکر و قدردانی نداره و این کار و هم آگاهانه و از روی سیاست انجام میده.هر کاری بکنی حتی به بهترین نحو صرفا یه سری تکون میده که وظیفه ات بود. در جلسات دو نفره هم بسیار جو سنگین و موذب هست اصلا آدم حس نمیکنه که قصد داره بشنوه و مشکلی و حل کنه جلسه شبیه بازجوییه.صرفا برای اینکه بگه من با آدما جلسه میذارم و ازشون فیدبک میگیرم و اینکار و فرمالیته انجام میده.به محض اینکه چیزی براش خوشایند نباشه با لحن جدی و سرد با چند تا پرسش طرف رو تحت فشار میگذاره و تلاش میکنه ثابت کنه که تو داری از روی احساس یا سم پاشی دیگران یک حرفی و میزنی.کلا جلسه دو نفره برای شناسایی افراد منتقده و اگر جزو منتقدان باشی دیگه باهات خوب نخواهد بود و میری در لیست سیاه.اگرم بری در لیست سیاه بعد مدت کوتاهی میبینی رفتار مدیر آراندی هم با تو عوض میشه دلیلش هم اینکه به سرعت تلاش میکنه نظرش و به مدیریت منتقل کنه تا جبهه ای علیه اون فرد شکل بگیره.مدیر آر اندی هم یک فرد دهن بینه و از خودش هیچ شناختی روی افراد نداره و اطلاعات رو فقط از چند نفر میگیره.
پروژه های متفاوتی در آکاف انجام دادیم و در رزومه من روی لینکدین مشخص هست به نام ابراهیم کریمی ، در یک دوره به صورت تمام وقت و در یک دوره بعدش با زمان منعطف همکاری داشتم و نکته مثبت این همکاری، وجود داکیومنت های کامل ، وایر فریم ها و طرح های گرافیکی بود که پیاده سازی پروژه را بسیار روان تر و سریعتر میکرد. توی تمام تسک های جیرا نیز تمام داکیومنت های مربوط به منطق اون تسک گذاشته شده بود. برای محاسبه زمان کارکرد از نرم افزار تایم داکتر استفاده می شد که باعث میشد هر زمان از شبانه روز که کار میکنید تایم شما در حقوق محاسبه و پروژه ها با سرعت بیشتری پیش بروند
پیشرفت تو حوزه ای که بهش علاقه دارم و همکاران قوی، علت انتخاب من برای کار بوده و هست. دسترسی به اینجا ( زعفرانیه مقدس اردبیلی) خوبه و نزدیک به پالادیوم هست و میشه با اینکه جای پارک به سختی پیدا میشه داخل پارکینگ پالادیوم ماشین گذاشت.
فقط اینکه امیدوارم آنچه که ما تجربه کردیم در این شرکت تجربه هیچ انسان شریف دیگری نباشه و به قدری محیط و شرایط نامساعد هست که از خیابان وحدت اسلامی تا زنده هستم دیگر گذر نخواهم کرد
دوستان دقت کردید در این وبسایت تنها برای ثبت تجربه شرکت کروز درخواست لاگین گیت هاب میاد و برای مابقی شرکتها اینطور نیست! بعد هم که لاگین میکنید اصلا معلوم نیست چطوری میشه به نمایش گذاشتش جالبه نه؟ در ثبت تجربه بعدی همین جا به شما میگم که چطوری تجربه اتون و بدون لاگین ثبت کنید. این امتیاز ۱ که دادم به خود تجربه کاری بود :)
برای من تجربهای بود که واقعا ازش درس گرفتم؛ وقتی وارد این شرکت شدم، جو.workspace به کلی متفاوت از اون چیزی بود که فکر میکردم. گاهی حس میکردم وارد خونهای شدم که چند نفر رو بهعنوان بچههای کدنویسی میشناختن، اما فضای کلی شرکت اصلا منطبق با استانداردهای حرفهای نبود و فضای کار، به شدت سمی به نظر میرسید. فرهنگ سازمانی بهقدری ضعیف بود که نیاز به تعریف کردن یک واژه تازه در این زمینه احساس میشد. موضوع حقوق هم مشکل اصلی بود: هر چه مذاکره میکردیم، پرداختها مشخص نبود و گاهی بهجای پرداخت از طریق کانالهای منظم، نقلوانتقالها در مسیرهای گوناگون انجام میشد تا به شکل غیرشفاف مالیات فرار کنند. به نظر میرسید که بیمه هم شرایط مناسبی ارائه نمیداد و در صورت بروز حادثه، آخرین حقوقی که میگرفتیم برای حمایت کافی نبود. مدیرعامل مجموعه ظاهرا با تغییر حالتهای رفتاری مختلف ظاهر میشد. گاهی از گسترش پروژههای بزرگ صحبت میکرد و میگفت قصد داریم تیم را گسترش بدهیم و افراد در سطوح مدیریتی بالاتر قرار بگیرند؛ اما در روزهای دیگر با نگرانی از تعدیل نیرو و مشکلات مالی روبهرو میشدیم. گاهی بحثهای ساختاری درباره مکان شرکت مطرح میشد؛ اینکه ساختمان را بخریم یا به مکان دیگری جابجا شویم، و فاصلهها تا محلههای مختلف شهر هم واقعا زیاد بود. این ناپایداری در تصمیمگیریها به چشم میآمد. روحیه تیمی هم واقعا آزرده بود؛ اختلافات بین نیروها بهنوعی بود که برای گفتن چیزهایی به مدیرعامل هم احتیاط میشد. در نهایت، برخی جلسات آموزشی برای تیم فروش برگزار میشد که به نظرم سطح پایهای فروش را هم بهطور کامل پوشش نمیداد. از نظر قانونی هم برخی نظارتها وجود داشت، مانند ضبط صدا با استفاده از دوربینها، اما حضور مدیرعامل بهطور فیزیکی کمتر ملموس بود و قبلا هم درباره این موارد صحبت شده بود. اگر کسی به دنبال محیطی میگردد که در آن پرهیز از مشکلات و ثبات بیشتری وجود داشته باشد، شاید بهتر باشد به گزینههای دیگر فکر کند. در مورد محصولات هم نظرات منفی وجود داشت و برخی از آنها فیک به نظر میرسید؛ بنابراین توصیه میکردم قبل از هر خرید با دقت فکر کنید. در نهایت، چون ممکن است برای تصمیمگیریهای بعدی به منابع دقیق نیاز باشد، لینکهای فروشگاه و سایت شرکت را هم مینویسم تا با دید دقیقتری بررسی شوند: https://nikdiba.com/ https://nikgostaranarshdiba.com/
در این شرکت فضای کاری به شدت پرتنش است و علیرغم وعدههای اولیه، واقعیت با آنچه انتظار میرفت تفاوت زیادی دارد. من متوجه شدم که نام این واحد اغلب با شرکت ماموت همراه میشود، در حالی که کاربرد اصلی ارتباط با دنیای ماموت تنها به عنوان یک وابستگی نیرو انسانی است و بداخلاقیها یا خدمات مربوط به بن خرید و بن کالا در اینجا بهطور مشخص وجود ندارد. به مرور فهمیدم که ویرا دیزل فقط اسمش را یدک میکشد و فاصلهای با ماموت ندارد. اما مشکل اصلی از نگاه من عملیتر است: شرکت دو دسته نیرو دارد و مدیران منتخب از افراد فامیل یا دوستانی از شرکتهای دیگر جمعآوری شدهاند. تیم قطعات که شامل مهندسی، فنی، برنامهریزی و انبار میشود، با سایر بخشها بهشدت تبعیضآمیز رفتار میکند؛ با وجود اینکه کارشناس بودن در این تیم بهطور معمول با حقوق پایین همراه است، مانند کارگران عمل میکنیم و به جای توجه به تخصص، از ما انتظار انجام کارهای بیحد و حصر میرود. در مقابل، در بخش مدیرعامل افراد بهظاهر محترم هستند و برای هیچ کار فنی یا تخصصی ارزش قائل نیستند؛ فضای کاری به گونهای است که گویی پارتیبازی حکمفرماست. مدیران هم اغلب یا از اخراجشدگان شرکتهای دیگر هستند یا بازنشستههای بیحوصلهاند؛ صدای درگیری دائمیشان در محیط شنیده میشود یا از طریق تماسهای تلفنی با شرکتهای دیگر، با بینظمی و بیانضباطی روبهرو میشویم. محصولات ارائهشده هم از نظر کیفی مناسب نیستند و حتی خود سازندگان هم اذعان میکنند که این محصولات ساده و اقتصادیاند و بازارشان محدود است؛ با این حال به دلیل قراردادها و نیاز به ماندن در شرکت، مجبور به ادامه کار هستیم و بهعنوان مثال نظام پاسخگویی به ایمیلها بهخوبی انجام نمیشود و نیروها بهکرات از شرکت میروند. اگر بخواهید به واحد قطعات بروید، احتمالا با وضعیت فاجعهباری روبهرو میشوید و به همین دلیل پیشنهاد میکنم از ابتدا حقوق را بهدرستی مطرح کنید، زیرا منابع انسانی به صورت حد بالایی برای حقوق تعیین میکند اما این کار را به عنوان حد بالا نباید تلقی کرد. اگر تصمیم گرفتید همواره وظایف مشخصی را بخواهید، چون معمولا این واحدها وظیفه مشخصی ارائه نمیدهند و در انجام وظایف تعلل میکنند. بهطور کلی اگر اعصاب قوی ندارید، سمت ویرا دیزل نروید؛ جنگ اعصاب بهطور روزانه در جریان است و حتی مشتریان نیز در برخی مواقع با شدت و حدت برخورد میکنند. با وجود تمام این موارد، حقوق به موقع پرداخت میشود، بن کالا هر شش ماه یکبار ارائه میشود و جشنها یا پاداشهای مالی مناسبی در مناسبتهای مختلف برگزار میشود که گاهی بهطور ناگهانی قطع میشود. مدیران برخی مواقع با رفتار نسبتا خوب ظاهر میشوند اما موقع مشکلات، همان موقع فشارها افزایش مییابد. در کل، اگر به این شرکت وارد شدید، سعی کنید بهطور مشخص و قاطع درباره وظایف و حقوق خود صحبت کنید و از ورود به فضاهای بیثبات و کشدار اجتناب کنید. اگر واقعا لازم است، پیش از هر اقدامی سطح انتظار و مسیر ارتباطی با مدیریت را روشن کنید تا با کمترین فشار کار کنید.
در مصاحبه به شدت از حرفهای و مودب بودن تیم مقابل راضی بودم، هرچند فرایند ارزیابی طولانی شد و پنج ماه طول کشید. خوشحال بودم که پذیرفته شدم و به این مجموعه معتبر ملحق شدم. فضای کار بسیار خوب است و فرهنگ سازمانی عمیقا منطبق با ارزشهاست. مزایا عالی است، هرچند حقوق نسبت به جای دیگر عادی به نظر میرسد، ولی مزایا تا حدودی این تفاوت را جبران میکند. بیمه تکمیلی فوقالعاده است و سقف خدمات دندانی هم بالا بود. به مناسبتهای مختلف هدایا خوبی دریافت کردم؛ مخصوصا یکی از آخرینهایش یک دریل رونیکس بود که خیلی مرا خوشحال کرد. صبحانه و ناهار رایگان ارائه میشود و باشگاه رایگان هم هست که ساعات کاری را هم دربر میگیرد، این نکته واقعا عالیست. چکآپهای دورهای انجام میشود و پزشک سازمانی داریم. همچنین کمک هزینه سفر از طریق روشهای مختلف قابل دریافت است. برخلاف برخی صحبتها، محیط کار از نظر من خیلی سالم است، هرچند شنیدهام در بخشهای اداری استخدام به واسطه پارتیبازی میگویند که وجود دارد، حقیقتش را نمیدانم و من هیچ پارتیای نداشتم. امیدوارم روندی اتخاذ شود تا حقوق بر اساس تاریخ مشخص واریز شود و با درنظر گرفتن تورم بالای سال ۱۴۰۳، حقوقی مناسب در سال جاری افزوده شود. شنیدهام قبلا در میانه سال حقوق افزوده میشد اما امسال این اتفاق افتاد یا نه، برای من روشن نیست و با توجه به هزینهها، انتظار بیشتری از مپنا دارم. ممنون.
به عنوان گرافیست همکاری خوبی با هم داشتیم و چندین پروژه داخلی و خارجی رو با هم کار کردیم و اسمم هم روی نمونه کار هاشون توی سایت آکاف منتشر کردن ، خروجی کارم اونجا بصورت صفحه ای محاسبه می شد و تایم شیت هم بصورت صفحه ای بررسی می شد ک اوکی بودم
شرکت داروسازی دکتر عبیدی از نظر من سازمان منظمی است و افراد با تجربه و تحصیلکردهای در آن حضور دارند. حقوق مناسب و مزایای خوبی دریافت میکنم و بابت جایی که کار میکنم خدا را شاکرم. به نظر من جای خوبی است و آن دسته از افرادی که معتقدند همه چیز بد است، تا حالا وضعیت اینجا را با سایر شرکتها مقایسه نکردهاند. من از شرایط راضیام و با قلب و جان برای شرکت کار میکنم، خدا را شاکر.
حدود نیم سالی است که بهعنوان کارشناس فروش با این شرکت همراه شدهام و تجربهی بسیار خوبی را پشت سر میگذارم. از همان آغاز، روند کار منظم و دقیق بود: از ارسال رزومه تا امضای قرارداد بهطور پیوسته پیش رفت. بعد از یکی دو ماه، به دلیل داشتن فرزند، فرایند دورکاری آغاز شد و همین حالت دقیقا همان موقع اجرایی شد. سپس متوجه شدم گاهی دوست دارم در شرکت حضور فیزیکی داشته باشم، درخواست دادم و پذیرفتند. نکتهی جالب این است که از اول اعلام شده بود اضافهکاری نداریم، اما گاهی که خارج از ساعات کاری کار کردم، خودشان پرداخت کردند. این رفتار و نگرش آنها واقعا برایم ارزشمند بود.
سلام آسا به تمام معنا جای بسیار بدی برای کار کردن هستش که حتی بعد گذشت ۲ سال هنوز هم اون ۳-۴ ماهی که کار کردم رو نتونستم فراموش کنم . مدیر تیم عملیات به شدت بی تجربه که فقط با خانم ها لاس میزد . مدیر تیم platform و عملیات مرکزی که اصلا نبودن و اکثر تیمشون هم همه دستمال به دست بودن . در مورد تیم عملیات مرکزی یا همچین چیزی که زبان رسمی تیم عملیات کردی هستش ( متاسفانه یه جوری رفتار کردن که واقعا نسبت به عزیزان کرد زبان احساس بدی دارم ) تکنولوژی قدیمی . انبورد که اصلا وجود نداره . زیر اب زنی که خیلی راحت و حتی جلوی خودت و همه هم فامیل هستن به صورتی که مدیر تیم عملیات فامیل خودشو که هنوز ۱۸ سالش نشده رو اورده و اون شخص کلی تسک های مهم رو داره و در حد یه نیروی سینیور حقوق میگرفت . به عنوان نکته اخر اینکه تیم خوب یا نفرات خوب توی اسا هست ولی در حد انگشت های یک دست و اینکه ببینید در تمامی پلتفرم ها چه نظراتی نوشته شده و نه تیم عملیات بلکه توی تیم های امنیت و شبکه هم همه کارمندان فرار کردن و مشکلاتشون رو نوشتن
تجربه کاری بسیار بد. ***مدیریت نامناسب**** محیط نا آرام حقوق بسیار پایین ندادن حق حقوق چک کردن محیط با دوربین و صدا فضای بسیار کوچیک و نظافت پایین وعده های مالی... عمل نشده در روز مصاحبه نیروهای متخصص کمتر از یکسال دوام میارند در مجموعه هیچ گونه مزایایی ندارد و.کارکنان اجازه صحبت کردن با هم رو ندارن ، یه محیط برده داری هست
در این شرکت اوضاع روانی هیچکس مشکلی ندارد و همگی به اصل قضیه با خوشحالی نگاه میکنند. با این حال من از میزان بیقیدی و خلافجهتی برخی روندها گیج میشدم.
باید تاسف خورد برای مدیر منابع انسانی هلدینگ خانم گ.ط که فقط بخاطر موقعیت شغلی خودش چشمش روی همه چیز بسته فقط اومد توی پردازش وقت همه ی مارو گرفت که فقط خودی نشون بده !!! چرا الان مشکل پیش اومده و دعوا شده چرا ورود نمیکنه ! چرا یک مترسک گذاشتن توی منابع انسانی که فقط بگن شما تعدیلی هستی ! چرا دوربین دادن به یک مدیرمالی که تمام مشکلات پوشش بده !!!!!! یک مشت مدیر بی سواد توی پردازش جمع شدن که فقط به فکر حقوق و پشت دستی های خودشون هستن . واقعا لایق کوچیک تر از این هستین و باید پارسال کوچیک میشد مجموعه کاریزما
وقتی وارد این سازمان شدم، احساس کردم ارزش واقعی برای کارمند قائل نیستن و هر مشکلی داشتم یا باید خودم حلش کنم یا با شرایط کنار بیام. مدیران به راحتی با گفتن وعدههای رنگی، کار رو برای من یا همکاران میسوزاندن تا بعدا ادعا کنند از پس هر چیزی برمیآیند، اما هیچوقت نمیگن چه کسی کار رو انجام داده و چه مقدار زحمت کشیده. در منابع انسانی هم وضع به همین شکل بود؛ ابتدای کار افراد با تجربهای نبودن رو بالا میکشن و وقتی کارمند باتجربهای درباره موضوعی ازشون کمک میخواست، به جای رفع مشکل، اوضاع را بدتر میکردند. محیط کار هم کاملا ناامیدکننده بود؛ ده نفر در فضای یک اتاق ده متری جا میشدند و هیچ فضایی برای حرکت نبود. حجم کاری به قدری بود که انرژی هیچکس برای رضایت از کار باقی نمیماند و بجز منابع انسانی، بقیه معمولا از پس کارها برنمیآمدند و انرژیشان برای بازسازی خودشان باقی نمیماند. اگر مدیر کل ورودی و خروجی سازمان را بررسی کند، حتما میفهمد که ایرادی وجود دارد، اما آیا واقعا برای اصلاحش ارزش دارد؟ در اینجا چابلوسها به هر جایی رسیدهاند و فرصتها را برای خودشان هموار میکنند. سالها در این شرکت کار کردم و کاش وقت و انرژیام را جای دیگری خرج میکردم؛ حالا همکاریم با این شرکت پایان یافته و خلاص.
خدایا میشه یه روز که از خواب بیدار میشم خبر برسه که اون آدمی که حق و حقوق من رو نداد و نهایت ظلم رو در حق من کرد دیگه وجود نداره خدا خدا خدا صدای منم بشنو
یه موقعی ما قدیمیا میگفتیم هر تصمیمی مدیر آرندی میگیره یه سرش این مافیاست بخصوص رییس نرم افزار بقیه میگفتن تو مشکل شخصی داری با این آدم.خب بیا الان جدیدا هم دیگه فهمیدن اوضاع از چه قرار برای اینکه ما با همین دو تا چشم خودمون دیدیم که این آدم از همون اول چطوری اومد بالا چطوری زیر آدمایی که سرشون به تنشون میارزید و خالی کرد چطوری با باند بازی و موش دوندن تو کار گروهای دیگه دخالت میکرد تمام لیدرهای نرم افزار یک یکشون بعد یه مدت فهمیدن این آدم چقدر نگاه ابزاری به همه داره نتونستن باهاش کار کنن وقتی کار به اینجا میرسید دستش رو میشد با م.د همدست میشدن اونم ترتیب رفتنشون و میداد نمونه هاش ح.ا - ج.ن - ر.س - م.س شوخی نیستا اینا هر کدومشون یه غولی بودن هر کدومشون یه تیم بزرگ و میگردوندن همه میدونن چقدر تو این واحد زحمت کشیدن اصلا لازم به گفتن من نیست.مگه میشه دیگه مثلشون پیدا کرد؟ الان آقا صاف صاف راه میره وانمود میکنه هیچ اتفاقی نیوفتاده اسم هیچ کدوم و نمیاره.درباره هر کدوم از اون لیدرها بپرسی یه عیبی روشون میذاره میگه اینا رفتنی بودن به من ربطی نداشت.حالا خودش و چند تا کارشناس مسئول موندن که اگه قبولش نداشته باشن در ظاهر هیچ مخالفتی هم باهاش نمیکنن آفرین تیم یک دست کردی میتونی با خیال راحت ادامه بدی ما دیدیم چطوری رفیقاشون و دونه دونه آوردن بالا فرو کردن به مجموعه نمونه اش م.ق - ش.ر بیزنس یونیت.اینا چی دارن؟ چه کار مفیدی انجام دادن که بقیه نمیتونستن؟ برید بپرسید ببینید چطوری با حیله گری زیرپوستی زیرآب همه رقیباشون و همین مافیا زد.جز رفیق بازی و بالا کشیدن بله قربان گوها چی میشه درباره اش گفت؟ تنها کسی که مونده ع.ر هست که فکر کنم میخواد انتقام همه رو بگیره :) فاز داداشی برداشتن باهم.این چندتا نشونه رو دادم تا بفهمید رو هوا حرف نمیزنم.من سالهاست که از همه جزئیات کارهای اینا خبر دارم.این بشر هر جا حس کرد یکی میتونه رقیبش بشه کاری کرد که یا خودش جمع کنه بره یا بندازنش بیرون.حتی یه موقعی بین خودشون هم اختلاف بود و یه پاتک به م.ت هم زد.اینا به هیچ کس رحم نمیکنن. چه گروهها که بخاطر سم پاشی اینا نپاشید چه آدم حسابیایی که از مجموعه نرفت.اینا باید یه روز جواب پس بدن خیلی از اینا که رفتن دوست داشتن بمونن اصلا آدم رفتن از شرکت و مهاجرت نبودن.درسته که هر کدوم که رفتن از اینجا موفقتر شدن اما تاوانش شد اینی که می بینید. یه جوی درست کردن که هیچ کس راضی نیست. بالاخره ماه پشت ابر نمیمونه ما خیلی چیزا دیدیم تازه هم دوره ای های ما هم دیدن خیلیاش هم خدا خبره داره این و میدونم که خدای سیاست هم باشی بالخره یه جا .... میزنی
نوین چرم برایم تجربهای بود که به خاطر مشکلات داخلی شرکت و اوضاع نابسامان، تصمیم به پایان همکاری در پایان سال ۱۴۰۳ گرفتم. در اوایل کار وضعیت در کلاس و محیط کار آرام بود و من هم سعی میکردم با حالت آرامش پیش برم. اما با مرور زمان، فضا دچار توصیفهای نامشخص و بیثباتی شد و احساس کردم مدیریت و رفتارهای درون سازمانی تاثیر منفی میگذارد. نتیجهاش این شد که به خاطر این مشکلات، تصمیم گرفتم از همکاری با شرکت کنار بروم و به دنبال فرصتهای دیگر باشم. حالا از اینکه برخی رفتارها و سخنان خارج از احترام مطرح شده، ناامید شدم و بهجای انتظار از تغییر سریع، ترجیح میدهم روی آینده تمرکز کنم و مسیر حرفهای خودم را با دقت بیشتری پیگیری کنم.
بهطور کلی اوضاع این شرکت را خوب دیدم و در شرایط اقتصادی فعلی تا حدی میشود روی آن حساب کرد؛ هرچند مثل هر کار دیگری، چالشهای خودش را دارد، اما آموزشهای حین کارش بهخوبی ارائه میشود و جای پیشرفت هم قابل مشاهده است.
من هم با تجربه دو سال کار در تیمنرم افزار نظرات دوستی که در رابطه با مدیر نرم افزار نوشته را تایید میکنم. اولا که در جلسات جز لودگی و شوخی های بیمزه و تمسخر دیگران چیزی ازش ندیدم و کاملا سیاستمدارانه و البته غیرقابل باور سعی میکنه خودش و آدم صمیمی و کول جلوه بده در صورتی که خنده حنده یجا تو پاچه آدم میکنه و اصلا این صمیمیت ظاهریش قابل اعتماد و قابل باور نیست. دوم اینکه به هیچ عنوان زبان تشکر و قدردانی نداره و این کار و هم آگاهانه و از روی سیاست انجام میده.هر کاری بکنی حتی به بهترین نحو صرفا یه سری تکون میده که وظیفه ات بود. در جلسات دو نفره هم بسیار جو سنگین و موذب هست اصلا آدم حس نمیکنه که قصد داره بشنوه و مشکلی و حل کنه جلسه شبیه بازجوییه.صرفا برای اینکه بگه من با آدما جلسه میذارم و ازشون فیدبک میگیرم و اینکار و فرمالیته انجام میده.به محض اینکه چیزی براش خوشایند نباشه با لحن جدی و سرد با چند تا پرسش طرف رو تحت فشار میگذاره و تلاش میکنه ثابت کنه که تو داری از روی احساس یا سم پاشی دیگران یک حرفی و میزنی.کلا جلسه دو نفره برای شناسایی افراد منتقده و اگر جزو منتقدان باشی دیگه باهات خوب نخواهد بود و میری در لیست سیاه.اگرم بری در لیست سیاه بعد مدت کوتاهی میبینی رفتار مدیر آراندی هم با تو عوض میشه دلیلش هم اینکه به سرعت تلاش میکنه نظرش و به مدیریت منتقل کنه تا جبهه ای علیه اون فرد شکل بگیره.مدیر آر اندی هم یک فرد دهن بینه و از خودش هیچ شناختی روی افراد نداره و اطلاعات رو فقط از چند نفر میگیره.
پروژه های متفاوتی در آکاف انجام دادیم و در رزومه من روی لینکدین مشخص هست به نام ابراهیم کریمی ، در یک دوره به صورت تمام وقت و در یک دوره بعدش با زمان منعطف همکاری داشتم و نکته مثبت این همکاری، وجود داکیومنت های کامل ، وایر فریم ها و طرح های گرافیکی بود که پیاده سازی پروژه را بسیار روان تر و سریعتر میکرد. توی تمام تسک های جیرا نیز تمام داکیومنت های مربوط به منطق اون تسک گذاشته شده بود. برای محاسبه زمان کارکرد از نرم افزار تایم داکتر استفاده می شد که باعث میشد هر زمان از شبانه روز که کار میکنید تایم شما در حقوق محاسبه و پروژه ها با سرعت بیشتری پیش بروند
پیشرفت تو حوزه ای که بهش علاقه دارم و همکاران قوی، علت انتخاب من برای کار بوده و هست. دسترسی به اینجا ( زعفرانیه مقدس اردبیلی) خوبه و نزدیک به پالادیوم هست و میشه با اینکه جای پارک به سختی پیدا میشه داخل پارکینگ پالادیوم ماشین گذاشت.