به مدت هفت سال در این شرکت خدمت کردم و نمونههای زیادی از تلاش بیوقفه تیمهای مختلف را دیدم. مشکلات رایج شرکتهای ایرانی تا حدی وجود دارد و نمیتوانم آنها را فقط به این مجموعه نسبت بدهم. همچنین در فضاهای آنلاین برخی کاربران درباره شرکت نظرهایی منفی میدهند که شاید نتیجه تجربیات خاص فرد باشد و واقعا با رفتار افراد در هر سطح شغلی فرق میکند. با این حال برخورد محترمانه با همکاران، بازخوردها را همواره به شکل محترمانه میدانند و همان رفتار را از دیگران انتظار میکنند. هماکنون، برای موقعیت شغلی بالاتر از اینجا جدا شدم، اما در کنار همکاران و تیم پرتوان این مجموعه، طی هفت سال، مسیر رشد من هم و همکارانم بوده است.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شرکت صنعت رایان پارس یکی از شرکتهای بزرگ تولید باتریهای یوپیاس و تجهیزات مخابراتی است و تجربه من بهعنوان کارشناس فروش در آن شکل گرفت. در اینجا فرصت رشد شغلی پیدا کردم و چیزهای تازهای یادگرفتم. مدیریت بر پایه اصول بهروز آلمانی اجرا میشود و به وضوح میشود اثر این رویکرد را در شیوهی مدیریت دید.
برای من تجربهای بود که در یک قرارداد کاری دیدگاه منفی عمیقی نسبت به کارفرما و فضای کاری ایجاد کرد، بهخصوص به خاطر رفتار فردی که کار با او را سپری کردم. او با صداقت کم و اعتماد کم همراه بود، به شکلی که احساس میکردم نامطمئن و بیپشتوانه رفتار میکند و از لحاظ اخلاقی و حرفهای با منطق کار نمیکند. در طول همکاری حقوقم را بهموقع دریافت نکردم و با وجود پیگیریهای لازم، پاسخ مشخصی از سمت مدیریت ندیدم. همچنین شنیدم که برخی از اختلافات حقوقی و کیفری در مسیر امور حقوقی موسسه مطرح شده است و گزارشهایی در این باره وجود دارد که من ترجیح میدهم دربارهی آنها از منابع قانونی مطلع شوم. در نتیجه این تجربه باعث شد نگاه من به آیندهی همکاری با این مجموعه به میزان قابل توجهی کاهش یابد و پیشنهاد میکنم به هیچ عنوان با چنین رفتار و شرایطی وارد همکاری نشود.
شبکه مترجمین اشراق همواره برای من تجربه بدی بود؛ این مجموعه حداقل احترامی که انتظار دارم از بین برده و دستمزدها خیلی پایین بودن. بدون هیچ دلیل موجهی حساب کاربریام را مسدود کردند و پشتیبانی مناسبی هم ارائه نکردند. به هیچوجه توصیه نمیکنم با این شرکت همکاری کنم.
روزی 100 نفر برای مصاحبه میان و سیاست در باز این شرکت قابل نادیده گرفتن نیست. در کل برعکس نظری که گفتن مدیریت زنانه است من میگم مدیریت به شدت مردانه و به دور از ظرافت است. هیچ شورو ذوقی در این شرکت وجود ندارد. از عید گرفته تا عزا همیشه یه جو حاکم داره. در کل یع جزیزه دورافتاده است که حقوق خوبی هم برای نادیده گرفتن ایرادهاش نداره. تنها مورد مثبت بی خبری مدیریت از روند کاریه که کار رو برای اعضا راحت میکنه. کلا خیلی از روش های پیشرفت رو تصمیم میگیرید اینجا بیان نکنید چون میبینید ارزشش رو نداره و خوشحالم که پیشنهادهای محدودی برای بهبود شرایط این شرکت دادم و خیلی ها رو پیش خودم نگه داشتم چون در نهایت به نفع عده خاصی میشد که مرکز توجهن بی دلیل.
در این مجموعه نمیخواستم وارد بشم، اما اگر بخواهم بازگو کنم، فضای کار مرکز تماس به شکل ناخوشایندی به نظر میرسید. مدیران شرکت با توجه به وثیقهها و مسائل مالی، به دنبال حفظ منافع خود بودند و اغلب به کارکنان حقوق مناسبی پرداخت نمیکردند. ساعات کار از شنبه تا پنجشنبه بود و این فشار کاری از عوامل ناراضیکننده بود. در سال جاری با تغییرات نیروی انسانی مواجه بودند و زمزمههای کاهش نیرو در پایان سال شنیده میشد. ترک شغل و استعفای زیاد هم باعث شده بود هر روز برای هر پست آگهی جدیدی بدهند که دلیل اصلی آن را گرفتاری مدیران و کمبود دانش مدیریتی میدانم. بهعنوان توصیهای ساده، از تجربههای اطرافیان استفاده کنید و از تصمیمگیریهای پرمخاطره پرهیز کنید.
یه شرکت با تخصص عالی و همکاران عالی .واقعا همه چی منظم بود.دوست داشتم همکاری کنم.مصاحبه دو مرحله ای و سطح عالی. هنوز انقدر تجربه ندارم قبولم کنند ولی دوست داشتم. سطح همکاران در شرکت واقعا معلوم بود عالی بود. تخصص طراحی سایت و سئو دارند و در سطح خوبی کار میکنند
عزیزان هنگام استخدام در شرکت مدیر عامل شناسنامه رو بعنوان گرو نگه میداره و زمانی که خواستی از شرکت استعفا بدی بهت شناسنامه نمیده میگه برو رسید بیار بهت بدم و معلوم نیست از شناسنامه چه سو استفاده هایی میکنه و در زمان استخدام علاوه بر شناسنامه سفته و چک و میگیره
یکی از دلایلی که من راضی هستم، سه سال گذشته شرکت به موقع حقوق پرداخت کرده و برای مناسبتها ارزاق و هدیه دادند.این شرکت آییننامه رفاهی خوبی داره و پروژه های بسیار خوبی در بازار داره و برای کار کردن یکی از بهترین شرکتهای حوزه امنیت در کشوره
به عنوان تجربهای صادقانه و با جملهبندی تازه، اینطور دیدم که شرکت حسابگر پرداز غرب به دلیل نقش واسطهای در ارائه خدمات و محصولات، ارزش افزوده زیادی نمیآورد و به همین خاطر هم قیمت بالاست و هم کیفیت خدمات پایین است. همین دو مسئله باعث میشد نتوانم به خوبی بفروشم، به هدفهایمان نرسم و در نهایت با این که پورسانت هم نمیگرفتم، دائم تهدید به اخراج شوم. فشار و استرسی که از سمت مدیرعامل و همسرش به کل تیم وارد میشد، واقعا قابل تحمل نبود و با مرور زمان فروپاشی روانی ایجاد میکرد. روزی چند بار با احتمال اینکه از کارم اخراج شوم، چنین وضعی حس میشد. برای مثال گاهی بیوقفه به کارمندان تذکر میدادند که چرا وقت صرف سیگار میکنیم؛ در حالی که ایمیلهای مربوط به این موضوع هم مرتب دریافت میکردیم. جزو شرکتهایی بود که در مسیر رشد مالی و شغلی، موفقیت ملموسی نداشت مگر اینکه با همشهریها یا افرادی که از آنها حمایت میشدند ارتباط داشتی یا تأیید میگرفتی.
هیوا یه شرکت فوقالعاده با تیمی حرفهای و با اخلاقه.... من از همکاری با این تیم خیلی چیزها یاد گرفتم و همیشه حامی من بودن.... همه چیز از شرایط کاری گرفته تا پرداختها به موقع و درست انجام میشه..... یه محیط کاری صمیمی دارن که باعث میشه راحتتر پیشرفت کنی و احساس راحتی کنی..... خوشحالم که همچنان بخشی از این تیم هستم🙂
در پیام ها دیدم فردی از مجموعه و مدیریت تعریف میکنه، احتمالا یکی از نوچه های مدیریت تحقیق و توسعه هست یا بهش پول و موقعیت سازمانی خوبی رسیده که الان در جواب اینهمه پیام منفی راجع به مدیر، از او تعریف میکند.در صورتیکه هر کس با مدیر کار کرده باشه میداند که ایشان چه شخصیت مضخرف و دروغگو و باند باز و بی ادب و بد دهنی است. تا زمانیکه در مجموعه بودم مدیر تحقیق و توسعه در باند خودش دو نوچه داشت که یکی رییس تیم نرم افزار بود و دیگری رییس ای سی یو.همان روزی که از مجموعه رفتم، فردای همان روز که از خواب بلند شدم و چهره مدیر نرم افزار و اون رییس ای سی یو رو دیگر نمی دیدم واقعا بهترین روز زندگیم بود آنقدر که این افراد پلید و مضخرف و باند باز و چاپلوس بودن و پاچه خوار که بواسطه مدیر تحقیق و توسعه به پول و جایگاه سازمانی خوبی رسیدند. مابقی که در باند مخوف مدیر تحقیق و توسعه نبودند به جایی نمی رسیدند گویی فقط اینا آدم بودند.از مالک کروز که آدم خوبی بود و از اون مجموعه بعید بود همچین آدمهایی را آنجا نگه دارد وقتی میدید مجموعه را واقعا به گند کشیدند و باعث فرار نیروها می شدند. نمیدانم چرا همان زمان اینها را اخراج نکردند!!!خروج تمام نیروها که تعدادشان خیلی زیاد بود بخاطر باند بازی مدیر تحقیق و توسعه بود و این فرد یک بیمار روانی روان پریش هست که باید در بیمارستان روانی بستری شود و من اگر یک گاوداری داشته باشم مدیریت آن را به این فرد نمیسپارم چه برسه به مدیر تحقیق و توسعه که برای این فرد خیلی زیاد هست این سمت، آنقدر که نالایق هست. مدیریت آنقدر بددهن بود که فقط فحش و ناسزا میداد و به خودش اجازه میداد با همه هر طور دلش میخواهد صحبت کند در صورتیکه خیلیا بخاطر مشکل اقتصاد کشور مجبور بودن اونجا کار کنن و گرنه میگن حقوق کروز خوب هست.حقوق خوب آنجا در ازای اینکه زندگی و اعصاب و روان و شخصیت تو رو مثل یه برده خریدن و توانایی های نیروها رو اصلا نمیدیدند و فقط کافی بود برای رشد و رسیدن به حقوق بالا در باند مدیر باشی وگرنه غیر از آن هر تلاشی بی فایده بود وقتی در باند نبودی یا مدیر با تو حال نمیکرد.اگر مدیر با تو حال نمیکرد به یه نحوی تو رو از مجموعه حذف میکرد یا آنقدر اذیت میکرد که خودت فرار کنی. این را گفتم که آنهایی که میگن آرزو دارن در کروز کار کنن قبل از هر اقدامی اینها را بدانن و از تجربه افرادی که روزگاری در آن شرکت عمر و وقت تلف کردن استفاده کنن و راهشون به اون شرکت مضخرف که فقط اسم در کرده ولی واقعا یک پادگان هست نیفتد. در کروز نیروی انسانی و شخصیت اون و توانایی اون هیچ ارزشی ندارد و همه به چشم یه برده و یک کارگر دیده میشوند و تا جایی که بتوانند به نیرو توهین میکنن به طرق مختلف و به بهانه ای. چه وقت و عمری در آنجا هدر دادم که در آخر فرار کردم که به آرامش برسم و توانمندی خودم را در مجموعه های دیگر نشان دهم.
من تجربهای از کار در بهسا دارم که دوست دارم به زبان ساده و صادقانه بازگو کنم. فضای کار آنقدر خستهکننده است که حس میکنم حقیقتا با مجموعهای از دروغها سروکار دارم و مدیران فعلی حاضر به دفع این بیعدالتیها نیستند. تیم منابع انسانی هیچ هماهنگی منظمی ندارد و با وجود حجم تبادل اطلاعات بین سازمانها و افراد، نحوه مدیریت تجربه من بسیار عجیب و جای تعجب دارد. روند استخدام هم مشخص نیست؛ به وعدههای روز مصاحبه عمل نمیشود و پس از جذب نه تنها قراردادی ارائه نمیشود بلکه تعهدات غیرمرتبط و سفتههایی نیز گرفته میشوند که به کارمندان بدهکار میکنند و هیچ مزیت مثبتی از شرکت نصیب نمیشود. بارها درباره مشکلات با تیم HR صحبت کردهام اما فکر میکنم مشکلات از بین رفتهاند چون سودشان برای برخی مشخص است و آنها تمایلی برای رسیدگی ندارند. فردی که مسئول HR است کاملا مسئولیتپذیر نیست و با لحن اهل شوخی روزها را میگذراند؛ برای زمان من ارزش کمی قائل است و برخورد درستی با پرسنل بلد نیست. تجربه کاری ایشان هم قابل مقایسه با یک کارمند حرفهای نیست، و به نظر میرسد در تیم HR تنها از متون حفظشده استفاده میکنند و توان اجرای حتی یک خط از آنها را هم ندارند. اگر در تصمیم برای پیوستن به این شرکت مردد هستید، به ویژه اگر تجربهتان بیش از چهار سال است، خوب است حتما مطالعه کنید. در این شرکت اصول و ضوابط چندان ملاک نیستند و روابط بر پایه رابطهمحوری است؛ در نتیجه جای پیشرفت برای حرفهایها وجود ندارد. در پایان باید گفت فرایند تسویه حساب بسیار دشوار و آزاردهنده است. من بیش از پنج ماه در حال تلاش برای تسویه بودهام و هنوز موفق نشدهام.
وقتی از علوم سبز صحبت میکنم، اول باید بگویم پروژههای خوبی میگیرن اما تیم فنی و برنامهنویسها که طراحی و پیادهسازی رو به عهده دارن، کمترین حقوق و مزایا رو دارن و با استرس زیادی مواجه میشن. مشکلات تولید، عقبافتادگی زمانبندی و فشار از طرف بخش طراحی با بخش فنی درگیر است و پاداشها و مزایا برای سایر بخشها بهتر است. نیروهای انسانی بیشترین حمایت رو دارن اما واقعا گروهی از همتیمیها نیستن که بتونن نقش مفیدی ایفا کنن و بعضیها از اعضای فنی حقوق بالاتری میگیرن بدون اینکه نتیجهی مشخصی ارائه بدن. خدمات شرکت هم به راحتی در رفتوآمد اتاقها دیده میشه؛ نمونهای که میبینی اینه که خدماتی روی صندلی بچههای فنی مینشینن و میخوابن و وقتی فنیها بخواهند موضوعی رو به مدیر ارائه کنن، مدیر مربوطه سریعا میره و به نیرو میگه که فلانی گفته کار رو انجام داده. به نظر من کل مجموعه علوم سبز باید بهبود پیدا کنه. اگر برای کار میخواین فقط وارد بخش منابع انسانی بشین، به هیچ عنوان کاری انجام ندین؛ بیمه میفرسته و ادعاهای بیدلیل میزنن، وام هم فقط برای مدیران و بخش منابع انسانی و خدماته. فنی نه ارتقا میگیره، نه چیز دیگهای. ادعا میکنن که بهترین شرکتاند، اما اکثر همکاران پول ندارن تا موتور ماشینشونو عوض کنن یا حتی برای خرید لاستیک. بعضی از کسانی هم که کارشون پروژههای بیرونیه، با حقوق شرکت نمیتونن بهصرفه زندگی کنن. جلو شرکت انگار مثل جایی مربوط به پیک موتوریهاست؛ همه موتور دارن و مثل پیک حقوق میگیرن، و تنها اسمشون را با عنوان مهندس یا دکتر مینویسن.
من پارسال برای مصاحبه رفتم. ناموسا خیلی جای چندشیه، دیوارهاش رو انکار سگ گاز گرفته. همه جا پر از نم و رطوبت. یه آسانسور وحشتناک و تنگ هم داره که صد رحمت به آسانسورهای مصر باستان. آقای مدیر هم فاز پوریا پورسرخ داره و مدام انگشت میکنه بین موهاش 😂😂😂 همش هم داره آدامس میخوره.
خیلی آدمای بی فرهنگی هستن. شرکت متشکل از سه تا منشی و یه مدیره. هیچ کدوم از منشی ها کار نمیکنن فقط یکیشون با موبایل شخصی تایم مصاحبه ست میکنه.حتی یه کامپیوتر جلوشون نیست (کارشونم حسابداریه😐) به من گفت بین ساعت ۱ تا ۴ بیا. من یک ربع زودتر به اون دفتر داغونشون رسیدیم و اجازه ندادن برم داخل. منشی با یه لحن بدی گفت مگه نگفتم ۱ بیا؟؟ درنهایت من مجبور شدم توی راهپله بشینم تا ساعت بگذره. مدیریت هم یه ******. من از چند نفر پرس و جو کردم و در نهایت متوجه شدم کارشون قانونی نیست و بیشتر دنبال پول گرفتن از کارجو هستن. بنظرم اعتماد نکنید.
سلام و وقت بخیر در اکثر پیام ها همکاران دقیقا به مشکل اصلی مجموعه یعنی مدیر نالایق و بی شخصیت مجموعه اشاره کردند. این بشر آنقدر شخص ضعیفی ست که حتی برای حفظ جایگاه خودش دست به هر رفتار غیر انسانی و بدور از شرافت میزند. عمده افرادی که برای پست ها انتخاب میکند بایستی چشم قربان گو و مطیع امر و مثل خودش زیرآب زن باشد.در سال های اخیر این آقا چندین تیم را به بهانه های مختلف جمع کرده و دوباره تحت عناوین مختلف و تحت هدایت نوچه های خود دوباره احیا کرده است. تقریبا همه همکاران قدیمی به مشکلات اخلاقی که دوستان نوشته اند واقف هستند و برخی از آنها حتی مستندات مربوطه را دارند. این مسائل آنقدر بلد شد که حتی افرادی بودند که واحد منابع انسانی را از این قضایا مطلع ساختند ولی متاسفانه مالکان شرکت مشخص نیست چه گیری پیش این بشر دارند که علی رغم این همه رسوایی تا حالا دست به اقدام اساسی برای برکناری آن نزده اند. بر خلاف آن چیزی که بعضا در رسانه ها و فضای مجازی تبلیغ می کنند، چیزی که بنده در مدت این چند سال خودم شاهد بودم این بوده که این شرکت با پرداخت حقوق نسبتا خوب افراد نخبه را جذب می کند ولی متاسفانه فاسد بودن سیستم و لو لول بودن کارها، مدیریت کوتوله ای باعث شده که افراد قطع همکاری کنند. سلامت باشین
من از فروردین 1401 تا تیر 1403 در این شرکت بودم. یعنی دوسال و چهار ماه حقوق دادن به پرسنل براشون اصلا مهم نیست. حتی میشد که چهار ماه هم هیچ حقوقی ندهند. الان که دارم این رو مینویسم تاریخ 19 آذر 1403 است و بعد از شش ماه نه تسویه رو دادن و نه قصد دارن بدن. الان اداره کار شکایت کردم و منتظر نتیجه هستم. مدیر به شدت به شدت خاله زنک و به شدت بکن طوریکه هدف داشت تمام تغذیه روزانه مدیر توسط کارمند تامین بشه. دخالت مدیر در کوچکترین مسائل خانوادگی که هیچ ربطی به شرکت و کار ندارد. طوریکه دوبار از طریق واسط مستقیما تذکر دادم، که متاسفانه فقط برای مدت کوتاهی تاثیر میداشت.
اول لازم میدونم در مورد هیوا بنویسم هیوا برای من نه تنها یه فضای کاری عالی بود، بلکه تبدیل به یک تجربه ارزشمند و آموزنده شد... در طول همکاری، نه تنها مهارتهای جدیدی یاد گرفتم بلکه از حمایت و راهنماییهای تیم مدیریتی و همکاران نیز بهرهمند شدم. تمامی مسائل مالی و حقوقی به موقع و با دقت رسیدگی میشد و این باعث میشد همیشه احساس آرامش و اطمینان داشته باشم. دوم اینکه از همه مسئولین و همکاران هیوا برای این تجربه حرفهای و مثبت سپاسگزارم
سلام، بنده بیشتر از دوازده سال تجربه کاری دارم که نه سالش رو کروز بودم. تجربه نه ساله من در کروز درسته همراه با سختی بوده ولی دستاورد زیادی هم داشته و مهمترینش، سالهای طولانی تلاش برای اصلاح ساختار مدیریتی واحد خودمون بود. خلاصه کنم، یک سیستم مافیایی که بر ارزش های مادی برپا شده. متاسفانه خیلی دیر متوجه این امر شدم که مقصر وضعیت تاسف بار منابع انسانی کروز ، غریبه بودن با واژه ای بنام شرافت انسانی است. روزی اگر در جایگاهی قرار بگیرم که بخواهم مدیری انتخاب کنم، شرافت رو به هر چیزی اولویت خواهم داد.
به مدت هفت سال در این شرکت خدمت کردم و نمونههای زیادی از تلاش بیوقفه تیمهای مختلف را دیدم. مشکلات رایج شرکتهای ایرانی تا حدی وجود دارد و نمیتوانم آنها را فقط به این مجموعه نسبت بدهم. همچنین در فضاهای آنلاین برخی کاربران درباره شرکت نظرهایی منفی میدهند که شاید نتیجه تجربیات خاص فرد باشد و واقعا با رفتار افراد در هر سطح شغلی فرق میکند. با این حال برخورد محترمانه با همکاران، بازخوردها را همواره به شکل محترمانه میدانند و همان رفتار را از دیگران انتظار میکنند. هماکنون، برای موقعیت شغلی بالاتر از اینجا جدا شدم، اما در کنار همکاران و تیم پرتوان این مجموعه، طی هفت سال، مسیر رشد من هم و همکارانم بوده است.
شرکت صنعت رایان پارس یکی از شرکتهای بزرگ تولید باتریهای یوپیاس و تجهیزات مخابراتی است و تجربه من بهعنوان کارشناس فروش در آن شکل گرفت. در اینجا فرصت رشد شغلی پیدا کردم و چیزهای تازهای یادگرفتم. مدیریت بر پایه اصول بهروز آلمانی اجرا میشود و به وضوح میشود اثر این رویکرد را در شیوهی مدیریت دید.
برای من تجربهای بود که در یک قرارداد کاری دیدگاه منفی عمیقی نسبت به کارفرما و فضای کاری ایجاد کرد، بهخصوص به خاطر رفتار فردی که کار با او را سپری کردم. او با صداقت کم و اعتماد کم همراه بود، به شکلی که احساس میکردم نامطمئن و بیپشتوانه رفتار میکند و از لحاظ اخلاقی و حرفهای با منطق کار نمیکند. در طول همکاری حقوقم را بهموقع دریافت نکردم و با وجود پیگیریهای لازم، پاسخ مشخصی از سمت مدیریت ندیدم. همچنین شنیدم که برخی از اختلافات حقوقی و کیفری در مسیر امور حقوقی موسسه مطرح شده است و گزارشهایی در این باره وجود دارد که من ترجیح میدهم دربارهی آنها از منابع قانونی مطلع شوم. در نتیجه این تجربه باعث شد نگاه من به آیندهی همکاری با این مجموعه به میزان قابل توجهی کاهش یابد و پیشنهاد میکنم به هیچ عنوان با چنین رفتار و شرایطی وارد همکاری نشود.
شبکه مترجمین اشراق همواره برای من تجربه بدی بود؛ این مجموعه حداقل احترامی که انتظار دارم از بین برده و دستمزدها خیلی پایین بودن. بدون هیچ دلیل موجهی حساب کاربریام را مسدود کردند و پشتیبانی مناسبی هم ارائه نکردند. به هیچوجه توصیه نمیکنم با این شرکت همکاری کنم.
روزی 100 نفر برای مصاحبه میان و سیاست در باز این شرکت قابل نادیده گرفتن نیست. در کل برعکس نظری که گفتن مدیریت زنانه است من میگم مدیریت به شدت مردانه و به دور از ظرافت است. هیچ شورو ذوقی در این شرکت وجود ندارد. از عید گرفته تا عزا همیشه یه جو حاکم داره. در کل یع جزیزه دورافتاده است که حقوق خوبی هم برای نادیده گرفتن ایرادهاش نداره. تنها مورد مثبت بی خبری مدیریت از روند کاریه که کار رو برای اعضا راحت میکنه. کلا خیلی از روش های پیشرفت رو تصمیم میگیرید اینجا بیان نکنید چون میبینید ارزشش رو نداره و خوشحالم که پیشنهادهای محدودی برای بهبود شرایط این شرکت دادم و خیلی ها رو پیش خودم نگه داشتم چون در نهایت به نفع عده خاصی میشد که مرکز توجهن بی دلیل.
در این مجموعه نمیخواستم وارد بشم، اما اگر بخواهم بازگو کنم، فضای کار مرکز تماس به شکل ناخوشایندی به نظر میرسید. مدیران شرکت با توجه به وثیقهها و مسائل مالی، به دنبال حفظ منافع خود بودند و اغلب به کارکنان حقوق مناسبی پرداخت نمیکردند. ساعات کار از شنبه تا پنجشنبه بود و این فشار کاری از عوامل ناراضیکننده بود. در سال جاری با تغییرات نیروی انسانی مواجه بودند و زمزمههای کاهش نیرو در پایان سال شنیده میشد. ترک شغل و استعفای زیاد هم باعث شده بود هر روز برای هر پست آگهی جدیدی بدهند که دلیل اصلی آن را گرفتاری مدیران و کمبود دانش مدیریتی میدانم. بهعنوان توصیهای ساده، از تجربههای اطرافیان استفاده کنید و از تصمیمگیریهای پرمخاطره پرهیز کنید.
یه شرکت با تخصص عالی و همکاران عالی .واقعا همه چی منظم بود.دوست داشتم همکاری کنم.مصاحبه دو مرحله ای و سطح عالی. هنوز انقدر تجربه ندارم قبولم کنند ولی دوست داشتم. سطح همکاران در شرکت واقعا معلوم بود عالی بود. تخصص طراحی سایت و سئو دارند و در سطح خوبی کار میکنند
عزیزان هنگام استخدام در شرکت مدیر عامل شناسنامه رو بعنوان گرو نگه میداره و زمانی که خواستی از شرکت استعفا بدی بهت شناسنامه نمیده میگه برو رسید بیار بهت بدم و معلوم نیست از شناسنامه چه سو استفاده هایی میکنه و در زمان استخدام علاوه بر شناسنامه سفته و چک و میگیره
یکی از دلایلی که من راضی هستم، سه سال گذشته شرکت به موقع حقوق پرداخت کرده و برای مناسبتها ارزاق و هدیه دادند.این شرکت آییننامه رفاهی خوبی داره و پروژه های بسیار خوبی در بازار داره و برای کار کردن یکی از بهترین شرکتهای حوزه امنیت در کشوره
به عنوان تجربهای صادقانه و با جملهبندی تازه، اینطور دیدم که شرکت حسابگر پرداز غرب به دلیل نقش واسطهای در ارائه خدمات و محصولات، ارزش افزوده زیادی نمیآورد و به همین خاطر هم قیمت بالاست و هم کیفیت خدمات پایین است. همین دو مسئله باعث میشد نتوانم به خوبی بفروشم، به هدفهایمان نرسم و در نهایت با این که پورسانت هم نمیگرفتم، دائم تهدید به اخراج شوم. فشار و استرسی که از سمت مدیرعامل و همسرش به کل تیم وارد میشد، واقعا قابل تحمل نبود و با مرور زمان فروپاشی روانی ایجاد میکرد. روزی چند بار با احتمال اینکه از کارم اخراج شوم، چنین وضعی حس میشد. برای مثال گاهی بیوقفه به کارمندان تذکر میدادند که چرا وقت صرف سیگار میکنیم؛ در حالی که ایمیلهای مربوط به این موضوع هم مرتب دریافت میکردیم. جزو شرکتهایی بود که در مسیر رشد مالی و شغلی، موفقیت ملموسی نداشت مگر اینکه با همشهریها یا افرادی که از آنها حمایت میشدند ارتباط داشتی یا تأیید میگرفتی.
هیوا یه شرکت فوقالعاده با تیمی حرفهای و با اخلاقه.... من از همکاری با این تیم خیلی چیزها یاد گرفتم و همیشه حامی من بودن.... همه چیز از شرایط کاری گرفته تا پرداختها به موقع و درست انجام میشه..... یه محیط کاری صمیمی دارن که باعث میشه راحتتر پیشرفت کنی و احساس راحتی کنی..... خوشحالم که همچنان بخشی از این تیم هستم🙂
در پیام ها دیدم فردی از مجموعه و مدیریت تعریف میکنه، احتمالا یکی از نوچه های مدیریت تحقیق و توسعه هست یا بهش پول و موقعیت سازمانی خوبی رسیده که الان در جواب اینهمه پیام منفی راجع به مدیر، از او تعریف میکند.در صورتیکه هر کس با مدیر کار کرده باشه میداند که ایشان چه شخصیت مضخرف و دروغگو و باند باز و بی ادب و بد دهنی است. تا زمانیکه در مجموعه بودم مدیر تحقیق و توسعه در باند خودش دو نوچه داشت که یکی رییس تیم نرم افزار بود و دیگری رییس ای سی یو.همان روزی که از مجموعه رفتم، فردای همان روز که از خواب بلند شدم و چهره مدیر نرم افزار و اون رییس ای سی یو رو دیگر نمی دیدم واقعا بهترین روز زندگیم بود آنقدر که این افراد پلید و مضخرف و باند باز و چاپلوس بودن و پاچه خوار که بواسطه مدیر تحقیق و توسعه به پول و جایگاه سازمانی خوبی رسیدند. مابقی که در باند مخوف مدیر تحقیق و توسعه نبودند به جایی نمی رسیدند گویی فقط اینا آدم بودند.از مالک کروز که آدم خوبی بود و از اون مجموعه بعید بود همچین آدمهایی را آنجا نگه دارد وقتی میدید مجموعه را واقعا به گند کشیدند و باعث فرار نیروها می شدند. نمیدانم چرا همان زمان اینها را اخراج نکردند!!!خروج تمام نیروها که تعدادشان خیلی زیاد بود بخاطر باند بازی مدیر تحقیق و توسعه بود و این فرد یک بیمار روانی روان پریش هست که باید در بیمارستان روانی بستری شود و من اگر یک گاوداری داشته باشم مدیریت آن را به این فرد نمیسپارم چه برسه به مدیر تحقیق و توسعه که برای این فرد خیلی زیاد هست این سمت، آنقدر که نالایق هست. مدیریت آنقدر بددهن بود که فقط فحش و ناسزا میداد و به خودش اجازه میداد با همه هر طور دلش میخواهد صحبت کند در صورتیکه خیلیا بخاطر مشکل اقتصاد کشور مجبور بودن اونجا کار کنن و گرنه میگن حقوق کروز خوب هست.حقوق خوب آنجا در ازای اینکه زندگی و اعصاب و روان و شخصیت تو رو مثل یه برده خریدن و توانایی های نیروها رو اصلا نمیدیدند و فقط کافی بود برای رشد و رسیدن به حقوق بالا در باند مدیر باشی وگرنه غیر از آن هر تلاشی بی فایده بود وقتی در باند نبودی یا مدیر با تو حال نمیکرد.اگر مدیر با تو حال نمیکرد به یه نحوی تو رو از مجموعه حذف میکرد یا آنقدر اذیت میکرد که خودت فرار کنی. این را گفتم که آنهایی که میگن آرزو دارن در کروز کار کنن قبل از هر اقدامی اینها را بدانن و از تجربه افرادی که روزگاری در آن شرکت عمر و وقت تلف کردن استفاده کنن و راهشون به اون شرکت مضخرف که فقط اسم در کرده ولی واقعا یک پادگان هست نیفتد. در کروز نیروی انسانی و شخصیت اون و توانایی اون هیچ ارزشی ندارد و همه به چشم یه برده و یک کارگر دیده میشوند و تا جایی که بتوانند به نیرو توهین میکنن به طرق مختلف و به بهانه ای. چه وقت و عمری در آنجا هدر دادم که در آخر فرار کردم که به آرامش برسم و توانمندی خودم را در مجموعه های دیگر نشان دهم.
من تجربهای از کار در بهسا دارم که دوست دارم به زبان ساده و صادقانه بازگو کنم. فضای کار آنقدر خستهکننده است که حس میکنم حقیقتا با مجموعهای از دروغها سروکار دارم و مدیران فعلی حاضر به دفع این بیعدالتیها نیستند. تیم منابع انسانی هیچ هماهنگی منظمی ندارد و با وجود حجم تبادل اطلاعات بین سازمانها و افراد، نحوه مدیریت تجربه من بسیار عجیب و جای تعجب دارد. روند استخدام هم مشخص نیست؛ به وعدههای روز مصاحبه عمل نمیشود و پس از جذب نه تنها قراردادی ارائه نمیشود بلکه تعهدات غیرمرتبط و سفتههایی نیز گرفته میشوند که به کارمندان بدهکار میکنند و هیچ مزیت مثبتی از شرکت نصیب نمیشود. بارها درباره مشکلات با تیم HR صحبت کردهام اما فکر میکنم مشکلات از بین رفتهاند چون سودشان برای برخی مشخص است و آنها تمایلی برای رسیدگی ندارند. فردی که مسئول HR است کاملا مسئولیتپذیر نیست و با لحن اهل شوخی روزها را میگذراند؛ برای زمان من ارزش کمی قائل است و برخورد درستی با پرسنل بلد نیست. تجربه کاری ایشان هم قابل مقایسه با یک کارمند حرفهای نیست، و به نظر میرسد در تیم HR تنها از متون حفظشده استفاده میکنند و توان اجرای حتی یک خط از آنها را هم ندارند. اگر در تصمیم برای پیوستن به این شرکت مردد هستید، به ویژه اگر تجربهتان بیش از چهار سال است، خوب است حتما مطالعه کنید. در این شرکت اصول و ضوابط چندان ملاک نیستند و روابط بر پایه رابطهمحوری است؛ در نتیجه جای پیشرفت برای حرفهایها وجود ندارد. در پایان باید گفت فرایند تسویه حساب بسیار دشوار و آزاردهنده است. من بیش از پنج ماه در حال تلاش برای تسویه بودهام و هنوز موفق نشدهام.
وقتی از علوم سبز صحبت میکنم، اول باید بگویم پروژههای خوبی میگیرن اما تیم فنی و برنامهنویسها که طراحی و پیادهسازی رو به عهده دارن، کمترین حقوق و مزایا رو دارن و با استرس زیادی مواجه میشن. مشکلات تولید، عقبافتادگی زمانبندی و فشار از طرف بخش طراحی با بخش فنی درگیر است و پاداشها و مزایا برای سایر بخشها بهتر است. نیروهای انسانی بیشترین حمایت رو دارن اما واقعا گروهی از همتیمیها نیستن که بتونن نقش مفیدی ایفا کنن و بعضیها از اعضای فنی حقوق بالاتری میگیرن بدون اینکه نتیجهی مشخصی ارائه بدن. خدمات شرکت هم به راحتی در رفتوآمد اتاقها دیده میشه؛ نمونهای که میبینی اینه که خدماتی روی صندلی بچههای فنی مینشینن و میخوابن و وقتی فنیها بخواهند موضوعی رو به مدیر ارائه کنن، مدیر مربوطه سریعا میره و به نیرو میگه که فلانی گفته کار رو انجام داده. به نظر من کل مجموعه علوم سبز باید بهبود پیدا کنه. اگر برای کار میخواین فقط وارد بخش منابع انسانی بشین، به هیچ عنوان کاری انجام ندین؛ بیمه میفرسته و ادعاهای بیدلیل میزنن، وام هم فقط برای مدیران و بخش منابع انسانی و خدماته. فنی نه ارتقا میگیره، نه چیز دیگهای. ادعا میکنن که بهترین شرکتاند، اما اکثر همکاران پول ندارن تا موتور ماشینشونو عوض کنن یا حتی برای خرید لاستیک. بعضی از کسانی هم که کارشون پروژههای بیرونیه، با حقوق شرکت نمیتونن بهصرفه زندگی کنن. جلو شرکت انگار مثل جایی مربوط به پیک موتوریهاست؛ همه موتور دارن و مثل پیک حقوق میگیرن، و تنها اسمشون را با عنوان مهندس یا دکتر مینویسن.
من پارسال برای مصاحبه رفتم. ناموسا خیلی جای چندشیه، دیوارهاش رو انکار سگ گاز گرفته. همه جا پر از نم و رطوبت. یه آسانسور وحشتناک و تنگ هم داره که صد رحمت به آسانسورهای مصر باستان. آقای مدیر هم فاز پوریا پورسرخ داره و مدام انگشت میکنه بین موهاش 😂😂😂 همش هم داره آدامس میخوره.
خیلی آدمای بی فرهنگی هستن. شرکت متشکل از سه تا منشی و یه مدیره. هیچ کدوم از منشی ها کار نمیکنن فقط یکیشون با موبایل شخصی تایم مصاحبه ست میکنه.حتی یه کامپیوتر جلوشون نیست (کارشونم حسابداریه😐) به من گفت بین ساعت ۱ تا ۴ بیا. من یک ربع زودتر به اون دفتر داغونشون رسیدیم و اجازه ندادن برم داخل. منشی با یه لحن بدی گفت مگه نگفتم ۱ بیا؟؟ درنهایت من مجبور شدم توی راهپله بشینم تا ساعت بگذره. مدیریت هم یه ******. من از چند نفر پرس و جو کردم و در نهایت متوجه شدم کارشون قانونی نیست و بیشتر دنبال پول گرفتن از کارجو هستن. بنظرم اعتماد نکنید.
سلام و وقت بخیر در اکثر پیام ها همکاران دقیقا به مشکل اصلی مجموعه یعنی مدیر نالایق و بی شخصیت مجموعه اشاره کردند. این بشر آنقدر شخص ضعیفی ست که حتی برای حفظ جایگاه خودش دست به هر رفتار غیر انسانی و بدور از شرافت میزند. عمده افرادی که برای پست ها انتخاب میکند بایستی چشم قربان گو و مطیع امر و مثل خودش زیرآب زن باشد.در سال های اخیر این آقا چندین تیم را به بهانه های مختلف جمع کرده و دوباره تحت عناوین مختلف و تحت هدایت نوچه های خود دوباره احیا کرده است. تقریبا همه همکاران قدیمی به مشکلات اخلاقی که دوستان نوشته اند واقف هستند و برخی از آنها حتی مستندات مربوطه را دارند. این مسائل آنقدر بلد شد که حتی افرادی بودند که واحد منابع انسانی را از این قضایا مطلع ساختند ولی متاسفانه مالکان شرکت مشخص نیست چه گیری پیش این بشر دارند که علی رغم این همه رسوایی تا حالا دست به اقدام اساسی برای برکناری آن نزده اند. بر خلاف آن چیزی که بعضا در رسانه ها و فضای مجازی تبلیغ می کنند، چیزی که بنده در مدت این چند سال خودم شاهد بودم این بوده که این شرکت با پرداخت حقوق نسبتا خوب افراد نخبه را جذب می کند ولی متاسفانه فاسد بودن سیستم و لو لول بودن کارها، مدیریت کوتوله ای باعث شده که افراد قطع همکاری کنند. سلامت باشین
من از فروردین 1401 تا تیر 1403 در این شرکت بودم. یعنی دوسال و چهار ماه حقوق دادن به پرسنل براشون اصلا مهم نیست. حتی میشد که چهار ماه هم هیچ حقوقی ندهند. الان که دارم این رو مینویسم تاریخ 19 آذر 1403 است و بعد از شش ماه نه تسویه رو دادن و نه قصد دارن بدن. الان اداره کار شکایت کردم و منتظر نتیجه هستم. مدیر به شدت به شدت خاله زنک و به شدت بکن طوریکه هدف داشت تمام تغذیه روزانه مدیر توسط کارمند تامین بشه. دخالت مدیر در کوچکترین مسائل خانوادگی که هیچ ربطی به شرکت و کار ندارد. طوریکه دوبار از طریق واسط مستقیما تذکر دادم، که متاسفانه فقط برای مدت کوتاهی تاثیر میداشت.
اول لازم میدونم در مورد هیوا بنویسم هیوا برای من نه تنها یه فضای کاری عالی بود، بلکه تبدیل به یک تجربه ارزشمند و آموزنده شد... در طول همکاری، نه تنها مهارتهای جدیدی یاد گرفتم بلکه از حمایت و راهنماییهای تیم مدیریتی و همکاران نیز بهرهمند شدم. تمامی مسائل مالی و حقوقی به موقع و با دقت رسیدگی میشد و این باعث میشد همیشه احساس آرامش و اطمینان داشته باشم. دوم اینکه از همه مسئولین و همکاران هیوا برای این تجربه حرفهای و مثبت سپاسگزارم
سلام، بنده بیشتر از دوازده سال تجربه کاری دارم که نه سالش رو کروز بودم. تجربه نه ساله من در کروز درسته همراه با سختی بوده ولی دستاورد زیادی هم داشته و مهمترینش، سالهای طولانی تلاش برای اصلاح ساختار مدیریتی واحد خودمون بود. خلاصه کنم، یک سیستم مافیایی که بر ارزش های مادی برپا شده. متاسفانه خیلی دیر متوجه این امر شدم که مقصر وضعیت تاسف بار منابع انسانی کروز ، غریبه بودن با واژه ای بنام شرافت انسانی است. روزی اگر در جایگاهی قرار بگیرم که بخواهم مدیری انتخاب کنم، شرافت رو به هر چیزی اولویت خواهم داد.