وقتی به پایان خط رسیدم، دلم پر از یادگاریهای مختلف است از کار با گروههای مدیریتی گوناگون. جو فنی و اعتماد و انگیزه در کار حرف اول را میزد، اما پرداختها بهموقع نبود و این مشکل زیادی را مشکل کرد. مدیریت کلان شرکت با وجود نبوغ و خوشقلبی، در اداره داخلی و ارتباط با بخشهای خارجی اشکالاتی داشت. چنددستیگی در عرصه مدیریتی و عدم تسلط برخی مدیران به اجرای دقیق امور باعث میشد مشکلات همیشه باقی بمانند و کارها بهدرستی پیش نرود. منابع انسانی به طور کامل حضور نداشت و بخش مالی و اداری پاسخگوی نیازها نبودند. با وجود تمام این چالشها، تجربههای زیادی دیدم و نخبههایی را دیدم که به دلیل این مشکلات از دست رفتند و پروژههایی که به دلیل سوءمدیریت ریزش داشتند، به مشکل میخوردند. در نهایت همکاری با این شرکت برای من به پایان رسید، اما خاطرات و درسهای گرانبهایی از این مسیر باقی ماند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به مدت شش ماه در شرکت نماهنگ کار کردم و با وجود مدیریت خوب، مزایای بیمه هم داشتم، اما بینظمیهای موجود آزاردهنده بود.
در یک محیط کاری با فاصله از انصاف و نظم، من به عنوان سهامدار تجربهام را چنین توصیف میکنم که افرا رسا با ساختار مدیریتی نامناسب و ناکارآمد روبهرو بوده است. هیچ رسمیت قابلقبولی در سازمان احساس نمیشد و اغلب کارها به شکل دستهجمعی و با تصمیمگیریهای شخصی انجام میگرفت که نتیجهاش کنار گذاشتن چارچوبها و اصول مدیریتی بود. چند سال است که فعالیت ادامه دارد و با افزایش پهنای باند، مشکلات هم بیشتر شده اما تیم مدیریتی و تیم اجرایی همچنان در مسیر ضرر و ناکارآمدی باقی ماندهاند. پشتیبانی هم بیش از هر چیز به فردی خاص بستگی پیدا میکرد و هر تصمیمی هم که آن فرد میگرفت، تغییر قابلتوجهی نمیکرد.
اتلاف وقت کامل. به برنامه نویس با بیشتر از 15 سال سابقه یک قرارداد سه ماهه پیشنهاد میکنند. توهم کامل . از من پرسیدن که در مقابل سایرین چرا باید شما رو انتخاب کنیم و من گفتم کدوم سایرین من که سایرین رو نمیبینم.
در جایی کار میکردم که فشار زیادی روی من میگذاشتند و به سختی میتوانستم از پس توقعها بربیایم. در نتیجه بهطور متوالی با خستگی و تکرار اخطارهای بیپاسخ روبهرو شدم و احساس میکردم هیچ حد و حدودی برای کارمان وجود ندارد. علاوه بر این، آنها اصرار داشتند که حتما سیستم را روی لینوکس پیاده کنم، هرچند که من بهرغم تلاش، با مشکلاتی مواجه شدم و لپتاپم بهطور جدی آسیب دید. آنها میگفتند که مشکلی پیش نمیآید اما من تجربهای کاملا متفاوت داشتم و با کمبود حمایت و توجه روبهرو شدم. رفتارهای آنها پر از غرور و ادعا بود و احساس میکردم خیلیها فقط بلد بودن بگویند و عمل چندانی انجام نمیدادند. در کل جو تیمی برایم رضایتبخش نبود و احساس کردم هدف اصلی از کار، حس در تیغ زدن دیگران است تا واقعیتهای کاری.
من در روزمه خودم نوشته بودم متولد چه سالی هستم بعد از رفتن به اونجا گفتند یکی از موانع سن شماست.نمیدونم چرا اکثرا در طی مصاحبه من یاد دیالگهای سریال مختار میافتادم مختار : وقتي بتواني گريه کني يعني هنوز اندک غيرتي برايت باقي مانده. پس ميتوانيم مثل دو مرد با هم صحبت کنيم. نعمان : درک سخنان من براي چون تويي که محضر مدیرعامل خداوند را درک نکردهاي ثقيل است
سلام خدمت تمامی کارجوهای عزیز که دنبال کار هستن. متاسفانه شرکت رادین اهمیتی به نیروی انسانی شرکت نمی ده و به همین دلیل بیشتر نیروهای شرکت در حال رفتن (فررررررررررررررررراررررررر) از شرکت هستند افرادی که روزی ستونهای شرکت بودند و شرکت رادین اعتبار الانش رو رو مدیون زحمات این افراده که سالهای سال با کمبودها ساختن و سوختن و شرکت رو به جایگاه الانش رسوندن. متاسفانه سر چندرغاز حقوق چونه میزنن و حاضر نیست برای نیروی انسانیشون کمی اهمیت بدن و رفاه حالشون رو فراهم کنن . از صبح ساعت ۸ تا ۵ بعدظهر یعنی نصف یک روزت رو توی شرکت صرف میکنی ولی بهت ناهار نمی دن حتی تایم ناهار و نماز رو از حقوقتون کم میکنن این یعنی اوج بی انصافی . نیروی انسانی با انجام پروژه های مختلف میلیاردها تومان برای شرکت آورده داشتن ولی شرکت حاضر نیست یه ناهار به نیروهای بده . حاضر نیست بیمه رومطابق حقوق دریافتی فرد در اداره بیمه ثبت کنه . جو بد زیر آب زنی بشدت بدی در شرکت وجود داره که به درخواست مسولین شرکت ایجاد شده برای فهمیدن حرفهای خاله زنکی
در تجربهای که با من روبهرو شد، من به عنوان کارشناس در شرکت معماری منظر تک باغ با ارائه خدمات جامع مدیریت ویلا کار میکردم. کارها از خرید و فروش تا طراحی، اجرا و نگهداری ویلا با استانداردهای بالا بود. برای دریافت اطلاعات بیشتر به تک باغ مراجعه میکردم. با همکاری تک باغ، ویلاهایمان همواره در دست افراد ماهر بود؛ مجموعهای کامل از طراحی تا نگهداری ارائه میشد. ارتباط از طریق تماس ۰۲۱۲۲۲۰۰۰۶۱ و واتساپ ۰۹۱۲۶۶۰۱۲۵۴ انجام میشد.
حدود دوازده سال پیش از فارغالتحصیلی با آتیسان آشنا شدم و از طریق یک آگهی استخدام وارد شدم. با وجود نداشتن تجربه کاری و دانش عملی، مدیران شرکت، بهخصوص مهندس شعبانی، من را برای کارآموزی پذیرفتند و شرطشان این بود که حداقل سه سال با آنها همکاری کنم. من هم با حمایت پدرم و با مشورت با ایشان قبول کردم و وارد شرکت شدم. دو سال ابتدایی، که جنبهی آموزشی داشت، به لحاظ کاری شرایط سخت و از نظر مالی محدود بود، اما از سال سوم به بعد وضعیت بهتری پیدا شد و تجربههای مفیدی کسب کردم. با دقت و سختگیری مدیریت، هر روز به تجربههایم افزوده شد و از نظر فنی و مهندسی نرمافزار رشد قابل توجهی داشتم؛ همچنین در حوزهی بانکداری دانشم بسیار پیشرفته شد. پس از هفت سال همکاری، یکی از بانکهای طرف قرارداد شرکت پیشنهاد همکاری داد و من طبق تعهد اخلاقی موضوع را با مهندس شعبانی در میان گذاشتم. ایشان با توجه به وضعیت مالی مناسب پیشنهاد، موافقت کردند که از شرکت جدا شده و در بانک مشغول به کار شوم. نکتهی جالب این است که ایشان با مذاکراتی که با مدیران بانک داشتند، شرایط استخدام من را با مزایای مالی بهتری تنظیم کردند. در طول هفت سال که در آتیسان بودم، به شدت برای شرکت تلاش کردم و رابطهی خوبی با مدیریت و تیم داشتم. به نظر من آتیسان برای افرادی مناسب است که علاقهمند به حضور حرفهای در دنیای مهندسی نرمافزار، کسب تجربههای تخصصی و کار با بانکهای اطلاعاتی هستند. اگر با دقت و اشتیاق کارها را پیگیری کنی، مدیریت شرکت از تو حمایت فنی و تجربی زیادی خواهد داشت و به سرعت پیشرفت میکنی. اما اگر دقت کافی به کار نداشته باشی و علاقهای به کار نشان ندهی، ممکن است با مشکلاتی در همکاری با مدیریت مواجه شوی؛ در دوران من نیز مشاهده کردهام که برخی همکاران به دلایلی کارشان را ادامه ندادند. از سوی دیگر، برخی تازهواردها وجود دارند که با وجود توانمندی کم در ابتدا، با گذر زمان پیشرفتهای خوبی داشتهاند و اکنون جذب شرکتها و سازمانهای بزرگ شدهاند و وضعیت مالی مناسبی پیدا کردهاند. نکتهی پایانی این است که محیط کار در آتیسان دوستانه و حرفهای و با آزادیهای نسبتا مطلوبی همراه است؛ این حس بعد از تجربه کار در بانکها بیشتر به چشم میآید، چون برخی محدودیتهای اداری و حفاظتی آنجا وجود دارد. این موضوع برای همکاران خانم بهطور مشخصتر محسوس است. هنوز هم دنبال جامعهی کاربری شرکتم و متوجه میشوم که مدیریت بیشتر ترجیح میدهد نیروهای با سابقه را حفظ کند تا نیروهای تازهکار را جذب کند؛ این برای افرادی جوان و جویای تجربه چندان دلنشین نیست. امیدوارم شرکت همچنان فضای رشد و پیشرفت را برای نیروهای جوان فراهم کند و در عین حال از نیروهای با تجربه نیز قدردانی کند. با وجود حضور ثابت در بانکهای بزرگ کشور، آتیسان ظرفیت گسترش به حدود پنجاه تا صد نفر را دارد، اما هنوز به نظر میرسد هیئت مدیره انگیزهای برای توسعهی حوزهی کاری و سرمایه انسانی ندارد. این کمبود، از نقاط ضعف شرکت محسوب میشود.
با سلام و خسته نباشید . من داخل شرکت سبدگردان کاریزما مشغول به کار بودم . هرچی از بد بودن کل مدیران اونجا بگم کم گفتم . میگین دروغه کاراموزی 1 ماه برید اونجا شرایط رو ببینید . دائما هم که کاراموز میگیرن این رفت یکی دیگه بجاش باشه . بی خودی نیرو میگیرن ما اینقدر بیکار بودیم درس های دانشگاه رو میخوندیم و زبان کار میکردیم . از محیط کار هم نگم بد مدیرها مثل .... با همکارا رفتار میکردن . بد ترین واحد واحد منابع انسانی با اون تیم ضعیف و کثیفشون مدیرشون مثلا نماز خون و به فکر بچه ها بود . دروغ گو زیر آب زن کار برات انجام نمیده هیچی . میخواد شخصیت ادم رو خراب کنه . برای گرفتن یه دونه وام بهت میگفتن رفتارت با شرکت خیلی اوکی نیست نمیدیم . بعد به نیرویی که 4 ماه بود وام دادن اونوقت رفتار ما خوب نبود . این شرکت دنبال ادم زیر اب زن و دستمال کش میگرده که براش کار کنن . همین مدیر اینقدر بی شخصیته که ازش سوال میپرسی من چه اشتباهی داشتم که الان مدیر من کارانه منو کم کرده میگه مدیرت بپرس . بعد میری پیش مدیرت میگی چرا به من کم دادی میگه من 90 درصد بیشتر به کسی نمیدم و میگه مدیر عامل به من 100 میده من بهت 100 بدم . میگی خب اشکال کار من چیه هیچی بهت نمیگن . چارت سازمانی خرااااب مسئولیت کسی مشخص نبود . هیچ اصولی تو شرکت نبود . عجیب تر از همه این مدیر ها اینقدر ادم های کثیفی هستن که یکی از کار شناس هارو برده بود تو اتاق با فوش و بی احترامی یکیش کرده بود . و بعد تازه کارشناس بد بخت اخراج شد . مدیر رو نگه داشت و میگفتن حرف مدیر مهمه تو دروغ میگی یا باید تو به مدیرت گوش بدی . دست راست مدیر عامل بی تربیت و بی فرهنگ تو اسانسور با کسی نه سلام میده نه شخصیت داره مثل گاو سرشو میندازه پایین میاد میره . هم تیمی های ادم هم هوای هم رو نداره برای هیچی زیر آب همو میزنن که خودی نشون بدن . از مشکلات دیگه مسئول دفتر مدیر عامل هستش . وقتی سر مشکلاتت با مدیرت حرف میزنی نتیجه نمیگیری با منابع انسانی حرف میزنی به نتیجه نمیرسی بعد منابع انسانی میاد میگه نیروت اومده پیش من اینارو گفته بعد مدیرت دوباره حال تورو میگیره و حالا میخوای بری پیش مدیر عامل مسئول دفتر مدیر عامل میخوای وقت بگیری بری پیش مدیر عامل ازت میپرسه چیکار داری . 2 تا حالت پیش میاد اگر کارتو بگی به منابع انسانی میگه اون هم به مدیریت میگه و به فنا میری اگر نگی بهت وقت نمیده میگه من باید با دکتر مطرح کنم . حالا اگر نگی ، بگی میخوام مستقیم حرف بزنم . 1 هفته 2 هفته بعد بهت میگه بیا که رسما دست به سرت کرده . بعدش درجا به منابع انسانی میگه و دوباره به مدیرت میگه . وتو باز به گ... میری یک لوپ کاملا بیهوده . و یکی از دوستان من که داخل یه شعبه دیگه کاریزما کار میکرد اون هم همین مشکل و داشت از بالا تا پایین این شرکت فقط یه شوآفه مسخرس . این شرکت فقط یه مهدکودکه با مدیران بی تجربه .
در شرکت موج پژوه البرز بهترین دوره کاری خود را تجربه کردم چون در این شرکت بنابر تخصص ، تعهد و پیشبرد و پیشرفت تیمی و فردی است و پروژه ها از نظر سطح کیفی در بالاترین سطح جهانی قرار دارند و با حضور در این شرکت و تیم R&D توانستم در لبه تکنولوژی جهانی FPGA ، تجارب مفید و ارزشمندی را کسب کنم و سطح علمی خود را ارتقا دهم. رفتار مدیران این شرکت با کارمندان در سطحی فراتر از آنچه در ایران تصور می شود ، قرار دارد و مزایای بسیار خوبی از قبیل بیمه تکمیلی مناسب و وام های خوب در این شرکت برای کارمندان فراهم است. میانگین حقوق دریافتی در این شرکت نیز از دیگر شرکت های هم حوزه بالاتر و پرداخت آن در ماه بسیار منظم است. حضور برای من در این شرکت پس از حدود 2 سال یک تجربه فنی بسیار خوب در زمینه کاری FPGA و DSP بوده ، بطوریکه سطح دانسته هایم با قبل از ورودم به این شرکت بسیار پیشرفت داشته و قابل مقایسه نمی باشد. همچینین رزومه این شرکت و کار با مدیران بسیار خبره فنی این شرکت ، شما را از دیگر افراد حاضر در این حوزه متمایز کرده و در های متفاوتی به روی شما باز می کند. به شخصه اگر هزاران بار به 2 سال پیش برگردم بازهم این شرکت را برای کار انتخاب خواهم کرد.
همه پرسنل کار خودشون رو انجام میدن و کسی کاری به کار کسی نداره. حجم کاری یه مقدار بالا هستش ولی شرکت همیشه زحمات پرسنل رو از طریق پاداش جبران میکنه و به جرات میتونم جای خیلی خوبی برای پیشرفت و یادگیری هستش و شما میتونید مطمئن باشید که جایی کار میکنید که تلاشهاتون نتیجه بخش هستش.
مسئول دفتر مدیرعامل شخصی بسیار دورو هست با دوستاش تو بخشهای مختلف شرکت حواشی برای افراد درست میکنه و همینطور اطلاعات محرمانه دفتر مدیریت رو تو اداره ها پخش میکنه. تمامی نامه هایی که به دفتر مدیریت میرسه بررسی میکنه، حتا بعضی نامه ها که اطلاعات شخصی افراد شرکت هست رو باز میکنه و دیتارو تو کل شرکت پخش میکنه حقوق و مزایای افراد، اطلاعات مربوط به مشخصات افراد مثل آدرس محل سکونت، مشخصات همسر، تعداد فرزند و ... که از طریق نامه ها و همینطور سامانه منابع انسانی توسط این افراد پخش میشه
سلام تو این شرکت از پایینترین رده تا بالاترین رده افرادی هستند که تا میتونن از شرایط موجود سواسفاده میکنند. اعضای محترم هیئت مدیره که نه تنها هیچ کاری برای پرسنل نمیکنند بلکه تا تونستن بدی کردند و حق افراد رو خوردند. عضو فنی هیئت مدیره که با جاسوس هایی که تو ادارات دارد و از اطلاعاتی که از اونها میگیرند بر علیه پرسنل استفاده میکند. مدیر سابق منابع انسانی که تا تونست برای پرسنل خودش سمت و حقوق بالا گرفت و مدیر فعلی منابع انسانی که بعد از رسیدن به سمت ریاست هیچ کاری برای پرسنل شرکت نکرد. عضو دیگر هیئت مدیره که با گماشتن آشنایان خود در برخی سمتها از منابع مالی شرکت استفاده میکند. این شرکت فقط به افرادی بها می دهد که کار نمیکنند و در پی حاشیه هستند.
یکی از بیسوادترین و ****** اعضای تیم ****** امروز شرش را از سداد کم و به شرکت جدید رفت.****** برنامه نویس ****** و... این ****** برنامه نویس کلی نوچه داشت تستر که حکم پاپی رو براش داشت ****** بود براش میدویید اینور اونور اوامرشو اجرا میکرد با کادو خریدن و****** با مدیرا شده بود برنامه نویس ارشد کوچکترین مساعلو نمیتونست حل کنه ولی خیمه زده بود روی سورس های تمیز و بدون باگ و به هیچکس نه تحویل میداد نه تسک دیگه ای قبول میکرد پشت مدیر ****** چه حرفا که نمیزد که از ****** میگفت اما تا ****** میومد عین کلفت میرفت برای لته میزد روش هم ارت میزد هیچکس نمیتونست فکوفامیلشو بیاره سداد این ****** چنان خوب به ******(الان در ****** هستند) سرویس داده بود که ****** اورده بود ****** و 5-6 نفرو اورده بود توی تیم برنامه نویسی و نوچه اش شده بودند...باید میدید ایشون با ا****** شده بود کلاس میذاشت برنامه نویس تیم اندروید رو بخاطر وزنش مسخره میکرد لهجه و لباس و ناخنهای کاشت دیگران رو مسخره میکرد مطمنا ****** مدیران سازمان جدیدی که میرن رو خوب پاسخگو خواهد بود چون به شدت لو لول و بدون هیچ حدومرض اخلاقیه....یک ****** که هزار چهره داره و فکر میکنه با ****** و... میتونه خودشو بالا بکشه اما حقیرتر از این حرفاست
در جلسه اول برای موقعیت دواپس در ساختمانی که در سعادت آباد بود، با مدیر تیم عملیات و توسعه روبهرو شدم و همه صحبتها بیشتر بهزبان فارسی بود. هر چند دقیقه یکی به جمع جلسه اضافه میشد و من باید از همان ابتدا توضیح میدادم که چه مهارتهایی دارم و چه کارهایی انجام دادهام؛ افراد مختلفی از جمله مدیر تیم توسعه و مدیر تیم عملیات و کارشناس تیم عملیات حضور داشتند. پرسشها بیشتر حول این بود که چه کار کردهام یا بلد هستم، و در نهایت برای جلسه دوم نمونه سوالی به من داده شد. با اصرار همکاران و تماسهای مکرر، به جلسه دوم رفتم که در آن شورا شامل تمامی مدیران سازمان بود که تقریبا هر ماه یکبار گرد هم میآیند تا استخدامکنندگان دور هم جمع شوند. فرقی هم ندارد سمت شغلیتان چه باشد، از زیرساخت تا شبکه و کابلکشی و تعمیر پرینتر سوال میپرسند و در پایان ممکن است از همه افراد نظر بدهند. اغلب به من یا سایرین درخواستی میدادند و تصمیمی که میخواستند بگیرند در همان جلسه یا پی در پی مشخص میشد. در نهایت گفتند مزایا خیلی زیاد است و حقوق بالاست، ساعات کاری نسبتا خوب است اما محیط کار از لحاظ فرهنگی و فناوری خیلی متفاوت و قدیمی بود؛ برای مثال هنوز از ورژن کنترل TFS استفاده میشد.
وقتی برای اولین بار به خاطر یک مصاحبه با تیم منابع انسانی در شرکت خانومی رفتم، در ادامه یک جلسه فنی هم داشتیم. سطح و نوع سوالات فنی نسبتا خوب بود، اما نتیجه مصاحبه را همان روز یا همان موقع دریافت نکردم. پس از گذشت یک ماه پیگیر شدم و گفتند که نتیجه را اعلام میکنند، اما دوباره خبری نشد. دوباره تماس گرفتم و گفتند برای اکنون جذب نداریم. این رفتار واقعا نامناسب بود؛ انتظار داشتم حداقل یک پاسخ شفاف بدهند بعد از انجام کل فرایند و این مدت طولانی.
دو نوع پشتیبان برای این شر کت تعریف شده بچه هایی که به مغازه ها برای مدیریت و سرکشی دستگاههای کارتخوان مراجعه میکنن که مثل برده ها باهاشون رفتار میکنن هر سه ماه در هر استان بیست تا سی تا نیرو میگیرن سر سه ماه ۷۰ درصدشون فرار را به قرار ترجیح میدن باز دوباره نیرو جذب میکنن و این سیکل معیوب همچنان ادامه داره چون مثل حیوان با بچه های مردم رفتار میکنن یک نوع دیگه پشتیبان سوخت هست که نه آرامش داری نه زندگی باید هر هفته به تعدادی پمپ بنزین در شهر خودت و شهرستانهای تابع استان با ماشین شخصی و با قیمت مفت براشون بری و از سیستمهای تعبیه شده در جایگاههای سوخت پشتیبانی کنی دائم خطر جاده و تصادف و خواب آلودگی در مسافتهای طولانی را با حقوق اداره کار باید به جون بخری شب هم آش و لاش ساعت ۷ و ۸ شب برسی خونه باز فردا روز از نو روزی از نو بنداز توی جاده مثل راننده های بین شهری فقط ازت بیگاری میکشن مدیرانش هم در دفتر تهران اکثرا بچه آقازاده هستن گه زیر باد کولر نشستن و دائم در جلسه تشریف دارن و ارد میدن
وب وان جو بی حاشیه ای داره من به خاطر مهاجرت به شهرستان نتونستم ادامه همکاری بدم من سابقه خاصی نداشتم که رفتم وب وان ولی با دو سال خیلی چیزا یاد گرفتم الان با شرکت های خارجی ریموت کار می کنم سابقه کارم توی وب وان خیلی تأثیر داشت که باهام همکاری کنن از مجموعه وب وان و مدیریت و دوستان خوبم ممنون
با سلام بنده دارای چندین سال سابقه تخصصی و مدیریتی، و چندین مقاله ISI تخصصی، و رزومه ای پربار که نه جهت تعریف، بلکه جهت توجه به نکاتی که اینجا اعلام میکنم: بنده قرار مصاحبه داشتم، که با مطالعه مطالب اینجا، کنسل کردم به شرکت نامبرده پیشنهاد میکنم، مسائل ذکر شده رو حل کنن، نیروی انسانی سرمایه است، همانطور که اگر یک دستگاه گرون قیمت، در شرکت دچار مشکل شود و سر و صدا کند، باید در جهت رفع مشکل بر بیاییم، نه اینکه بزنیم تو سر دستگاه که نه همه چیز خوبه نباید سر و صدا کنی، و در ادامه هزینه میلیاردی پرداخت میکنیم، صدای نیروی انسانی در اومدن هم به همین شکله، بیایید جدی بگیریم. گواه بر صحبت های دوستان، عدم نهار می باشد، نیرو تا دیر وقت برای شما کار میکنه، یعنی چی که نهار ندین، این مساله دیگه توی تمام شرکت ها سال ها پیش حل شده، پس بیایین مثال مایکروسافت و گوگل نزنیم، شمایی که حتی نهار ندارین تشکر فراوان
وقتی به پایان خط رسیدم، دلم پر از یادگاریهای مختلف است از کار با گروههای مدیریتی گوناگون. جو فنی و اعتماد و انگیزه در کار حرف اول را میزد، اما پرداختها بهموقع نبود و این مشکل زیادی را مشکل کرد. مدیریت کلان شرکت با وجود نبوغ و خوشقلبی، در اداره داخلی و ارتباط با بخشهای خارجی اشکالاتی داشت. چنددستیگی در عرصه مدیریتی و عدم تسلط برخی مدیران به اجرای دقیق امور باعث میشد مشکلات همیشه باقی بمانند و کارها بهدرستی پیش نرود. منابع انسانی به طور کامل حضور نداشت و بخش مالی و اداری پاسخگوی نیازها نبودند. با وجود تمام این چالشها، تجربههای زیادی دیدم و نخبههایی را دیدم که به دلیل این مشکلات از دست رفتند و پروژههایی که به دلیل سوءمدیریت ریزش داشتند، به مشکل میخوردند. در نهایت همکاری با این شرکت برای من به پایان رسید، اما خاطرات و درسهای گرانبهایی از این مسیر باقی ماند.
به مدت شش ماه در شرکت نماهنگ کار کردم و با وجود مدیریت خوب، مزایای بیمه هم داشتم، اما بینظمیهای موجود آزاردهنده بود.
در یک محیط کاری با فاصله از انصاف و نظم، من به عنوان سهامدار تجربهام را چنین توصیف میکنم که افرا رسا با ساختار مدیریتی نامناسب و ناکارآمد روبهرو بوده است. هیچ رسمیت قابلقبولی در سازمان احساس نمیشد و اغلب کارها به شکل دستهجمعی و با تصمیمگیریهای شخصی انجام میگرفت که نتیجهاش کنار گذاشتن چارچوبها و اصول مدیریتی بود. چند سال است که فعالیت ادامه دارد و با افزایش پهنای باند، مشکلات هم بیشتر شده اما تیم مدیریتی و تیم اجرایی همچنان در مسیر ضرر و ناکارآمدی باقی ماندهاند. پشتیبانی هم بیش از هر چیز به فردی خاص بستگی پیدا میکرد و هر تصمیمی هم که آن فرد میگرفت، تغییر قابلتوجهی نمیکرد.
اتلاف وقت کامل. به برنامه نویس با بیشتر از 15 سال سابقه یک قرارداد سه ماهه پیشنهاد میکنند. توهم کامل . از من پرسیدن که در مقابل سایرین چرا باید شما رو انتخاب کنیم و من گفتم کدوم سایرین من که سایرین رو نمیبینم.
در جایی کار میکردم که فشار زیادی روی من میگذاشتند و به سختی میتوانستم از پس توقعها بربیایم. در نتیجه بهطور متوالی با خستگی و تکرار اخطارهای بیپاسخ روبهرو شدم و احساس میکردم هیچ حد و حدودی برای کارمان وجود ندارد. علاوه بر این، آنها اصرار داشتند که حتما سیستم را روی لینوکس پیاده کنم، هرچند که من بهرغم تلاش، با مشکلاتی مواجه شدم و لپتاپم بهطور جدی آسیب دید. آنها میگفتند که مشکلی پیش نمیآید اما من تجربهای کاملا متفاوت داشتم و با کمبود حمایت و توجه روبهرو شدم. رفتارهای آنها پر از غرور و ادعا بود و احساس میکردم خیلیها فقط بلد بودن بگویند و عمل چندانی انجام نمیدادند. در کل جو تیمی برایم رضایتبخش نبود و احساس کردم هدف اصلی از کار، حس در تیغ زدن دیگران است تا واقعیتهای کاری.
من در روزمه خودم نوشته بودم متولد چه سالی هستم بعد از رفتن به اونجا گفتند یکی از موانع سن شماست.نمیدونم چرا اکثرا در طی مصاحبه من یاد دیالگهای سریال مختار میافتادم مختار : وقتي بتواني گريه کني يعني هنوز اندک غيرتي برايت باقي مانده. پس ميتوانيم مثل دو مرد با هم صحبت کنيم. نعمان : درک سخنان من براي چون تويي که محضر مدیرعامل خداوند را درک نکردهاي ثقيل است
سلام خدمت تمامی کارجوهای عزیز که دنبال کار هستن. متاسفانه شرکت رادین اهمیتی به نیروی انسانی شرکت نمی ده و به همین دلیل بیشتر نیروهای شرکت در حال رفتن (فررررررررررررررررراررررررر) از شرکت هستند افرادی که روزی ستونهای شرکت بودند و شرکت رادین اعتبار الانش رو رو مدیون زحمات این افراده که سالهای سال با کمبودها ساختن و سوختن و شرکت رو به جایگاه الانش رسوندن. متاسفانه سر چندرغاز حقوق چونه میزنن و حاضر نیست برای نیروی انسانیشون کمی اهمیت بدن و رفاه حالشون رو فراهم کنن . از صبح ساعت ۸ تا ۵ بعدظهر یعنی نصف یک روزت رو توی شرکت صرف میکنی ولی بهت ناهار نمی دن حتی تایم ناهار و نماز رو از حقوقتون کم میکنن این یعنی اوج بی انصافی . نیروی انسانی با انجام پروژه های مختلف میلیاردها تومان برای شرکت آورده داشتن ولی شرکت حاضر نیست یه ناهار به نیروهای بده . حاضر نیست بیمه رومطابق حقوق دریافتی فرد در اداره بیمه ثبت کنه . جو بد زیر آب زنی بشدت بدی در شرکت وجود داره که به درخواست مسولین شرکت ایجاد شده برای فهمیدن حرفهای خاله زنکی
در تجربهای که با من روبهرو شد، من به عنوان کارشناس در شرکت معماری منظر تک باغ با ارائه خدمات جامع مدیریت ویلا کار میکردم. کارها از خرید و فروش تا طراحی، اجرا و نگهداری ویلا با استانداردهای بالا بود. برای دریافت اطلاعات بیشتر به تک باغ مراجعه میکردم. با همکاری تک باغ، ویلاهایمان همواره در دست افراد ماهر بود؛ مجموعهای کامل از طراحی تا نگهداری ارائه میشد. ارتباط از طریق تماس ۰۲۱۲۲۲۰۰۰۶۱ و واتساپ ۰۹۱۲۶۶۰۱۲۵۴ انجام میشد.
حدود دوازده سال پیش از فارغالتحصیلی با آتیسان آشنا شدم و از طریق یک آگهی استخدام وارد شدم. با وجود نداشتن تجربه کاری و دانش عملی، مدیران شرکت، بهخصوص مهندس شعبانی، من را برای کارآموزی پذیرفتند و شرطشان این بود که حداقل سه سال با آنها همکاری کنم. من هم با حمایت پدرم و با مشورت با ایشان قبول کردم و وارد شرکت شدم. دو سال ابتدایی، که جنبهی آموزشی داشت، به لحاظ کاری شرایط سخت و از نظر مالی محدود بود، اما از سال سوم به بعد وضعیت بهتری پیدا شد و تجربههای مفیدی کسب کردم. با دقت و سختگیری مدیریت، هر روز به تجربههایم افزوده شد و از نظر فنی و مهندسی نرمافزار رشد قابل توجهی داشتم؛ همچنین در حوزهی بانکداری دانشم بسیار پیشرفته شد. پس از هفت سال همکاری، یکی از بانکهای طرف قرارداد شرکت پیشنهاد همکاری داد و من طبق تعهد اخلاقی موضوع را با مهندس شعبانی در میان گذاشتم. ایشان با توجه به وضعیت مالی مناسب پیشنهاد، موافقت کردند که از شرکت جدا شده و در بانک مشغول به کار شوم. نکتهی جالب این است که ایشان با مذاکراتی که با مدیران بانک داشتند، شرایط استخدام من را با مزایای مالی بهتری تنظیم کردند. در طول هفت سال که در آتیسان بودم، به شدت برای شرکت تلاش کردم و رابطهی خوبی با مدیریت و تیم داشتم. به نظر من آتیسان برای افرادی مناسب است که علاقهمند به حضور حرفهای در دنیای مهندسی نرمافزار، کسب تجربههای تخصصی و کار با بانکهای اطلاعاتی هستند. اگر با دقت و اشتیاق کارها را پیگیری کنی، مدیریت شرکت از تو حمایت فنی و تجربی زیادی خواهد داشت و به سرعت پیشرفت میکنی. اما اگر دقت کافی به کار نداشته باشی و علاقهای به کار نشان ندهی، ممکن است با مشکلاتی در همکاری با مدیریت مواجه شوی؛ در دوران من نیز مشاهده کردهام که برخی همکاران به دلایلی کارشان را ادامه ندادند. از سوی دیگر، برخی تازهواردها وجود دارند که با وجود توانمندی کم در ابتدا، با گذر زمان پیشرفتهای خوبی داشتهاند و اکنون جذب شرکتها و سازمانهای بزرگ شدهاند و وضعیت مالی مناسبی پیدا کردهاند. نکتهی پایانی این است که محیط کار در آتیسان دوستانه و حرفهای و با آزادیهای نسبتا مطلوبی همراه است؛ این حس بعد از تجربه کار در بانکها بیشتر به چشم میآید، چون برخی محدودیتهای اداری و حفاظتی آنجا وجود دارد. این موضوع برای همکاران خانم بهطور مشخصتر محسوس است. هنوز هم دنبال جامعهی کاربری شرکتم و متوجه میشوم که مدیریت بیشتر ترجیح میدهد نیروهای با سابقه را حفظ کند تا نیروهای تازهکار را جذب کند؛ این برای افرادی جوان و جویای تجربه چندان دلنشین نیست. امیدوارم شرکت همچنان فضای رشد و پیشرفت را برای نیروهای جوان فراهم کند و در عین حال از نیروهای با تجربه نیز قدردانی کند. با وجود حضور ثابت در بانکهای بزرگ کشور، آتیسان ظرفیت گسترش به حدود پنجاه تا صد نفر را دارد، اما هنوز به نظر میرسد هیئت مدیره انگیزهای برای توسعهی حوزهی کاری و سرمایه انسانی ندارد. این کمبود، از نقاط ضعف شرکت محسوب میشود.
با سلام و خسته نباشید . من داخل شرکت سبدگردان کاریزما مشغول به کار بودم . هرچی از بد بودن کل مدیران اونجا بگم کم گفتم . میگین دروغه کاراموزی 1 ماه برید اونجا شرایط رو ببینید . دائما هم که کاراموز میگیرن این رفت یکی دیگه بجاش باشه . بی خودی نیرو میگیرن ما اینقدر بیکار بودیم درس های دانشگاه رو میخوندیم و زبان کار میکردیم . از محیط کار هم نگم بد مدیرها مثل .... با همکارا رفتار میکردن . بد ترین واحد واحد منابع انسانی با اون تیم ضعیف و کثیفشون مدیرشون مثلا نماز خون و به فکر بچه ها بود . دروغ گو زیر آب زن کار برات انجام نمیده هیچی . میخواد شخصیت ادم رو خراب کنه . برای گرفتن یه دونه وام بهت میگفتن رفتارت با شرکت خیلی اوکی نیست نمیدیم . بعد به نیرویی که 4 ماه بود وام دادن اونوقت رفتار ما خوب نبود . این شرکت دنبال ادم زیر اب زن و دستمال کش میگرده که براش کار کنن . همین مدیر اینقدر بی شخصیته که ازش سوال میپرسی من چه اشتباهی داشتم که الان مدیر من کارانه منو کم کرده میگه مدیرت بپرس . بعد میری پیش مدیرت میگی چرا به من کم دادی میگه من 90 درصد بیشتر به کسی نمیدم و میگه مدیر عامل به من 100 میده من بهت 100 بدم . میگی خب اشکال کار من چیه هیچی بهت نمیگن . چارت سازمانی خرااااب مسئولیت کسی مشخص نبود . هیچ اصولی تو شرکت نبود . عجیب تر از همه این مدیر ها اینقدر ادم های کثیفی هستن که یکی از کار شناس هارو برده بود تو اتاق با فوش و بی احترامی یکیش کرده بود . و بعد تازه کارشناس بد بخت اخراج شد . مدیر رو نگه داشت و میگفتن حرف مدیر مهمه تو دروغ میگی یا باید تو به مدیرت گوش بدی . دست راست مدیر عامل بی تربیت و بی فرهنگ تو اسانسور با کسی نه سلام میده نه شخصیت داره مثل گاو سرشو میندازه پایین میاد میره . هم تیمی های ادم هم هوای هم رو نداره برای هیچی زیر آب همو میزنن که خودی نشون بدن . از مشکلات دیگه مسئول دفتر مدیر عامل هستش . وقتی سر مشکلاتت با مدیرت حرف میزنی نتیجه نمیگیری با منابع انسانی حرف میزنی به نتیجه نمیرسی بعد منابع انسانی میاد میگه نیروت اومده پیش من اینارو گفته بعد مدیرت دوباره حال تورو میگیره و حالا میخوای بری پیش مدیر عامل مسئول دفتر مدیر عامل میخوای وقت بگیری بری پیش مدیر عامل ازت میپرسه چیکار داری . 2 تا حالت پیش میاد اگر کارتو بگی به منابع انسانی میگه اون هم به مدیریت میگه و به فنا میری اگر نگی بهت وقت نمیده میگه من باید با دکتر مطرح کنم . حالا اگر نگی ، بگی میخوام مستقیم حرف بزنم . 1 هفته 2 هفته بعد بهت میگه بیا که رسما دست به سرت کرده . بعدش درجا به منابع انسانی میگه و دوباره به مدیرت میگه . وتو باز به گ... میری یک لوپ کاملا بیهوده . و یکی از دوستان من که داخل یه شعبه دیگه کاریزما کار میکرد اون هم همین مشکل و داشت از بالا تا پایین این شرکت فقط یه شوآفه مسخرس . این شرکت فقط یه مهدکودکه با مدیران بی تجربه .
در شرکت موج پژوه البرز بهترین دوره کاری خود را تجربه کردم چون در این شرکت بنابر تخصص ، تعهد و پیشبرد و پیشرفت تیمی و فردی است و پروژه ها از نظر سطح کیفی در بالاترین سطح جهانی قرار دارند و با حضور در این شرکت و تیم R&D توانستم در لبه تکنولوژی جهانی FPGA ، تجارب مفید و ارزشمندی را کسب کنم و سطح علمی خود را ارتقا دهم. رفتار مدیران این شرکت با کارمندان در سطحی فراتر از آنچه در ایران تصور می شود ، قرار دارد و مزایای بسیار خوبی از قبیل بیمه تکمیلی مناسب و وام های خوب در این شرکت برای کارمندان فراهم است. میانگین حقوق دریافتی در این شرکت نیز از دیگر شرکت های هم حوزه بالاتر و پرداخت آن در ماه بسیار منظم است. حضور برای من در این شرکت پس از حدود 2 سال یک تجربه فنی بسیار خوب در زمینه کاری FPGA و DSP بوده ، بطوریکه سطح دانسته هایم با قبل از ورودم به این شرکت بسیار پیشرفت داشته و قابل مقایسه نمی باشد. همچینین رزومه این شرکت و کار با مدیران بسیار خبره فنی این شرکت ، شما را از دیگر افراد حاضر در این حوزه متمایز کرده و در های متفاوتی به روی شما باز می کند. به شخصه اگر هزاران بار به 2 سال پیش برگردم بازهم این شرکت را برای کار انتخاب خواهم کرد.
همه پرسنل کار خودشون رو انجام میدن و کسی کاری به کار کسی نداره. حجم کاری یه مقدار بالا هستش ولی شرکت همیشه زحمات پرسنل رو از طریق پاداش جبران میکنه و به جرات میتونم جای خیلی خوبی برای پیشرفت و یادگیری هستش و شما میتونید مطمئن باشید که جایی کار میکنید که تلاشهاتون نتیجه بخش هستش.
مسئول دفتر مدیرعامل شخصی بسیار دورو هست با دوستاش تو بخشهای مختلف شرکت حواشی برای افراد درست میکنه و همینطور اطلاعات محرمانه دفتر مدیریت رو تو اداره ها پخش میکنه. تمامی نامه هایی که به دفتر مدیریت میرسه بررسی میکنه، حتا بعضی نامه ها که اطلاعات شخصی افراد شرکت هست رو باز میکنه و دیتارو تو کل شرکت پخش میکنه حقوق و مزایای افراد، اطلاعات مربوط به مشخصات افراد مثل آدرس محل سکونت، مشخصات همسر، تعداد فرزند و ... که از طریق نامه ها و همینطور سامانه منابع انسانی توسط این افراد پخش میشه
سلام تو این شرکت از پایینترین رده تا بالاترین رده افرادی هستند که تا میتونن از شرایط موجود سواسفاده میکنند. اعضای محترم هیئت مدیره که نه تنها هیچ کاری برای پرسنل نمیکنند بلکه تا تونستن بدی کردند و حق افراد رو خوردند. عضو فنی هیئت مدیره که با جاسوس هایی که تو ادارات دارد و از اطلاعاتی که از اونها میگیرند بر علیه پرسنل استفاده میکند. مدیر سابق منابع انسانی که تا تونست برای پرسنل خودش سمت و حقوق بالا گرفت و مدیر فعلی منابع انسانی که بعد از رسیدن به سمت ریاست هیچ کاری برای پرسنل شرکت نکرد. عضو دیگر هیئت مدیره که با گماشتن آشنایان خود در برخی سمتها از منابع مالی شرکت استفاده میکند. این شرکت فقط به افرادی بها می دهد که کار نمیکنند و در پی حاشیه هستند.
یکی از بیسوادترین و ****** اعضای تیم ****** امروز شرش را از سداد کم و به شرکت جدید رفت.****** برنامه نویس ****** و... این ****** برنامه نویس کلی نوچه داشت تستر که حکم پاپی رو براش داشت ****** بود براش میدویید اینور اونور اوامرشو اجرا میکرد با کادو خریدن و****** با مدیرا شده بود برنامه نویس ارشد کوچکترین مساعلو نمیتونست حل کنه ولی خیمه زده بود روی سورس های تمیز و بدون باگ و به هیچکس نه تحویل میداد نه تسک دیگه ای قبول میکرد پشت مدیر ****** چه حرفا که نمیزد که از ****** میگفت اما تا ****** میومد عین کلفت میرفت برای لته میزد روش هم ارت میزد هیچکس نمیتونست فکوفامیلشو بیاره سداد این ****** چنان خوب به ******(الان در ****** هستند) سرویس داده بود که ****** اورده بود ****** و 5-6 نفرو اورده بود توی تیم برنامه نویسی و نوچه اش شده بودند...باید میدید ایشون با ا****** شده بود کلاس میذاشت برنامه نویس تیم اندروید رو بخاطر وزنش مسخره میکرد لهجه و لباس و ناخنهای کاشت دیگران رو مسخره میکرد مطمنا ****** مدیران سازمان جدیدی که میرن رو خوب پاسخگو خواهد بود چون به شدت لو لول و بدون هیچ حدومرض اخلاقیه....یک ****** که هزار چهره داره و فکر میکنه با ****** و... میتونه خودشو بالا بکشه اما حقیرتر از این حرفاست
در جلسه اول برای موقعیت دواپس در ساختمانی که در سعادت آباد بود، با مدیر تیم عملیات و توسعه روبهرو شدم و همه صحبتها بیشتر بهزبان فارسی بود. هر چند دقیقه یکی به جمع جلسه اضافه میشد و من باید از همان ابتدا توضیح میدادم که چه مهارتهایی دارم و چه کارهایی انجام دادهام؛ افراد مختلفی از جمله مدیر تیم توسعه و مدیر تیم عملیات و کارشناس تیم عملیات حضور داشتند. پرسشها بیشتر حول این بود که چه کار کردهام یا بلد هستم، و در نهایت برای جلسه دوم نمونه سوالی به من داده شد. با اصرار همکاران و تماسهای مکرر، به جلسه دوم رفتم که در آن شورا شامل تمامی مدیران سازمان بود که تقریبا هر ماه یکبار گرد هم میآیند تا استخدامکنندگان دور هم جمع شوند. فرقی هم ندارد سمت شغلیتان چه باشد، از زیرساخت تا شبکه و کابلکشی و تعمیر پرینتر سوال میپرسند و در پایان ممکن است از همه افراد نظر بدهند. اغلب به من یا سایرین درخواستی میدادند و تصمیمی که میخواستند بگیرند در همان جلسه یا پی در پی مشخص میشد. در نهایت گفتند مزایا خیلی زیاد است و حقوق بالاست، ساعات کاری نسبتا خوب است اما محیط کار از لحاظ فرهنگی و فناوری خیلی متفاوت و قدیمی بود؛ برای مثال هنوز از ورژن کنترل TFS استفاده میشد.
وقتی برای اولین بار به خاطر یک مصاحبه با تیم منابع انسانی در شرکت خانومی رفتم، در ادامه یک جلسه فنی هم داشتیم. سطح و نوع سوالات فنی نسبتا خوب بود، اما نتیجه مصاحبه را همان روز یا همان موقع دریافت نکردم. پس از گذشت یک ماه پیگیر شدم و گفتند که نتیجه را اعلام میکنند، اما دوباره خبری نشد. دوباره تماس گرفتم و گفتند برای اکنون جذب نداریم. این رفتار واقعا نامناسب بود؛ انتظار داشتم حداقل یک پاسخ شفاف بدهند بعد از انجام کل فرایند و این مدت طولانی.
دو نوع پشتیبان برای این شر کت تعریف شده بچه هایی که به مغازه ها برای مدیریت و سرکشی دستگاههای کارتخوان مراجعه میکنن که مثل برده ها باهاشون رفتار میکنن هر سه ماه در هر استان بیست تا سی تا نیرو میگیرن سر سه ماه ۷۰ درصدشون فرار را به قرار ترجیح میدن باز دوباره نیرو جذب میکنن و این سیکل معیوب همچنان ادامه داره چون مثل حیوان با بچه های مردم رفتار میکنن یک نوع دیگه پشتیبان سوخت هست که نه آرامش داری نه زندگی باید هر هفته به تعدادی پمپ بنزین در شهر خودت و شهرستانهای تابع استان با ماشین شخصی و با قیمت مفت براشون بری و از سیستمهای تعبیه شده در جایگاههای سوخت پشتیبانی کنی دائم خطر جاده و تصادف و خواب آلودگی در مسافتهای طولانی را با حقوق اداره کار باید به جون بخری شب هم آش و لاش ساعت ۷ و ۸ شب برسی خونه باز فردا روز از نو روزی از نو بنداز توی جاده مثل راننده های بین شهری فقط ازت بیگاری میکشن مدیرانش هم در دفتر تهران اکثرا بچه آقازاده هستن گه زیر باد کولر نشستن و دائم در جلسه تشریف دارن و ارد میدن
وب وان جو بی حاشیه ای داره من به خاطر مهاجرت به شهرستان نتونستم ادامه همکاری بدم من سابقه خاصی نداشتم که رفتم وب وان ولی با دو سال خیلی چیزا یاد گرفتم الان با شرکت های خارجی ریموت کار می کنم سابقه کارم توی وب وان خیلی تأثیر داشت که باهام همکاری کنن از مجموعه وب وان و مدیریت و دوستان خوبم ممنون
با سلام بنده دارای چندین سال سابقه تخصصی و مدیریتی، و چندین مقاله ISI تخصصی، و رزومه ای پربار که نه جهت تعریف، بلکه جهت توجه به نکاتی که اینجا اعلام میکنم: بنده قرار مصاحبه داشتم، که با مطالعه مطالب اینجا، کنسل کردم به شرکت نامبرده پیشنهاد میکنم، مسائل ذکر شده رو حل کنن، نیروی انسانی سرمایه است، همانطور که اگر یک دستگاه گرون قیمت، در شرکت دچار مشکل شود و سر و صدا کند، باید در جهت رفع مشکل بر بیاییم، نه اینکه بزنیم تو سر دستگاه که نه همه چیز خوبه نباید سر و صدا کنی، و در ادامه هزینه میلیاردی پرداخت میکنیم، صدای نیروی انسانی در اومدن هم به همین شکله، بیایید جدی بگیریم. گواه بر صحبت های دوستان، عدم نهار می باشد، نیرو تا دیر وقت برای شما کار میکنه، یعنی چی که نهار ندین، این مساله دیگه توی تمام شرکت ها سال ها پیش حل شده، پس بیایین مثال مایکروسافت و گوگل نزنیم، شمایی که حتی نهار ندارین تشکر فراوان