یکی از مهم ترین نکات از دیدگاه من سطح علمی بالای محیط کاری است که در این شرکت این موضوع به طور کامل مشهود است. مدیر عامل و مدیر های فنی هر بخش از سطح علمی بالایی برخوردار هستند که برای یک شرکت الکترونیکی موضوع بسیار مهمی است. تجربه کار در این شرکت بخاطر ایجاد ارتباطات با آدم های توانمند در این حوزه باعث رشد و پیشرفت سریع تری میشود. اگر مجموعه مسئولیتهایی که به شما داده میشود را به طور کامل و در زمان معین تحویل دهید قطعا مشمول پاداش خواهید شد. در مجموع اگر به دنبال کار در یک شرکت منظم و پیشرفت در حوزه مخابرات و الکترونیک هستید این شرکت را پیشنهاد میکنم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من مدتی با شرکت فلای تودی کار کردم و میخواهم تجربهام را به طور روشن و صادقانه به اشتراک بگذارم؛ وقتی ارزشهای شخصی، زمان و آرامش روانی اهمیت پیدا میکند، احساس میکنم باید از این شرکت فاصله گرفت. در نگاه من، رویکرد مدیریتی این مجموعه زیر سوال است: نیروهای کلیدی با ارتباطات خانوادگی به جای تجربه و عملکرد مثبت استخدام میشوند و فاصله میان مدیران و کارمندها به وضوح احساس میشود. برخی از همکاران با حضور این رفقا و دوستان بیتفاوت نسبت به کار، به جای کمک، مسئولیت مشکلات را به گردن کارمندها میاندازند و تشویقها فقط برای خودشان است و برای کارمندها پاداشی نیست. برای کمتر دیده شدن یا کوچکتر نشان دادن افراد معمولی هر کاری را انجام میدهند؛ به عنوان نمونه وقتی وارد شرکت میشویم، خروجی از شرکت برای ما تا حدی محدود میشود و فضای مناسبی برای سیگار کشیدن وجود ندارد. از روشهای غیرشفاف اقدام میکنند، از آژانسهای مسافرتی با وعدههای فریبنده پول میگیرند اما پاسخ نمیدهند و وقتی مشکلی بروز میکند، کارمند معترض را به استفاده از فحاشی و توهین متهم میکنند. اگر اعتراضی کنید، پول قراردادها به شکایتکننده پرداخت نمیشود و حتی در صورت شکایت، قراردادهای مربوطه به صورت شرطی و با سندهایی که به کارمند بدهند، باقی میماند. به چشم خودم دیدم که پول برخی مأموریتها را خرج کردهاند و با یک لیوان آب هم توضیح میدهند. به طور کلی، رفتار این گروه را به عنوان تخلف تصور میکنم و فکر میکنم اگر در جایی دیگر با روابط و پارتیها مواجه میشوید، ممکن است این گونه مشکلات کمتر رخ دهد. اگر لازم باشد، مستندات مربوط به این رفتارها وجود دارد که میتوانم در موقع لازم منتشر کنم و امیدوارم روزی شفافیت بیشتری در این شرکت حاکم شود.
آشغال دونی تر ازین شرکت ندیدم. یه سفره ای پهن شده و یه عده دارن میچاپن. مشتی آدم بی سواد و دورو و زیراب زن با سیاست های کثیف. تنها چیزی که این شرکت قطعا نیست دانش بنیان بودنشه!
برای مصاحبه با گروهی دو نفره آمدم؛ یکی کارمند منابع انسانی و دیگری مدیر فنی بودند و فضای شرکت بهشدت دوستانه و ساده بود. صحنه انتظار کوتاه بود اما جو کاملا صمیمی بود و خود مصاحبه هم نسبتا خوب پیش رفت. در ابتدا سوالات از سوی HR ارائه شد که بیشتر جنبه شخصی داشت و سپس بخش فنی مطرح شد. گاهی سوالات شامل نکاتی بود که بهطور دقیق در آگهی درج نشده بود اما به نظرم شرکت شفاف بود چون توضیح دادند گاهی حقوق مقداری دیر یا زود ممکن است پرداخت شود.
از همینجا جا داره ******* که دویستا آدم رو به زور قرارداد های ترکمان چای مجبور کرده اونجا کار کنن و کسی هم کاری از دستش برنمیاد. منی که چند سال اونجا بودم به سختی تونستم ازون جهنم خارج بشم و بالاخره طعم زندگی عادی، بدون استرس کاری رو تجربه کنم و از دست یک رییس ****** که هیچ منفعتی برای این دنیا نداره خلاص بشم. اگر زندگیتون رو دوست دارید و ذره ای به آرامش فکریتون اهمیت می دید حتی از یک کیلومتری این شرکت هم رد نشید که ****** میگیره./// یک پیشنهاد هم ******، بهتره یکی از اون هزاران هزار ****** :)))))))))))
من پنج سال در این شرکت کار کردم و با وجود همه چالشها، فکر میکنم درباره ارمغان راه طلایی انصافا بیانصافی نشده است. وقتی اولین بار واردش شدم، حجم کامنتهای منفی بالایی میدیدم، اما با فرصت دادن به خودم برای شناخت بیشتر فهمیدم صاحبان شرکت آدمهایی بااخلاق هستند و فضای کار تا حدی مناسبی دارد. به عنوان نمونه، وقتی در مواردی برای یادگیری نیاز داشتم، یکی از برادران که از صاحبان شرکت بود با تواضع و فروتنی مباحث را به من آموخت و بعد از اینکه از مدیری شرکت خواستند تا به من در آشنایی با کار کمک کند، همانجا حمایت دریافتم. با وجود اینکه مجرد نیستم و گاه رفتوآمد برایم دشوار بود، تصمیم گرفتم در شرکت بمانم. درباره حقوق و مزایا، فقط در ابتدای سال ۱۴۰۲ با تاخیری کوتاه مواجه شدیم که سه ماه طول کشید و برایمان سخت بود، ولی به سرعت حل شد و به طوری نبود که ادامه دار باشد. پس از مدتی برایمان بن غیرنقدی صادر شد تا بتوانیم هر فصل برای خرید اقلام ضروری اقدام کنیم. من سال آخر مهاجرتم به کانادا رسید و مجبور بودم زودتر تسویه کنم که به این دلیل با سه ماه زودتر از موعد هم تسویه کردند. به نظر من صادقانه بازخورد بدهیم و در کنار نقاط ضعف، تجربیات مثبتمان را نیز بیان کنیم؛ من وقتی آن کامنتها را خواندم و با دیدی منفی وارد شرکت شدم، تجربه همکاری با این شرکت احساس خوبی داشت چون نقاط قوتش بیشتر بود.
در مصاحبهای حرفهای و با برخوردی دوستانه برخورد کردم و آن تجربه یکی از بهترینهای من بود. به تازگی به تیم نئوبانک ملحق شدم و با توجه به اطلاعاتی که از سایر شرکتها شنیدهام، اینجا تصمیم خیلی خوب و معتبرى بود. واحد مدیریتی با منابع انسانی حرفهای، فضایی دوستانه و تیمی باتجربه دارم که پروژهها بهروز و بزرگ هستند و شرایط کاری بهصورت شناور و پرداختها بهموقع انجام میشود. ماه اول کار، حقوق هشت روز زودتر از موعد پرداخت شد و ساعات تعطیلی تابستانی شرکت تا دو بعدازظهر تعریف شده است. در این مجموعه به ظاهر کوچک اما دارای بازیگریهای ارزشمند، برای بازخوردها و نظرات در معماری و سایر جنبهها اهمیت میدهند و از کمک همتیمیها برای بهبود کار استقبال میشود. احساس خوبی از کار در اینجا دارم و با وجود اینکه مسیر رفتوآمد کمی سخت است، با پادکست و دورههای خودم آن را میگذرانم. به طور کل، این تجربه را پیشنهاد میکنم.
با سلام. این شرکت قرارداد ماهانه داره و هر موقع که خودشون نخوان، بدون اطلاع قبلی میگن دیگه ادامه نمیدن. این تجربه از نظر من ناامیدکننده بود و بهترین حالت نبود.
برای من تجربهای بود که در کنار برخی نکات مثبت، با برخی چالشها همراه شد. مدیر تیم واقعا از اعضا حمایت میکرد و از عملکرد هرکس پاداش میگرفتیم؛ وقتی کار سنگین میشد، یا مرخصی میدادند یا پاداشی میدادند که انگیزهبخش بود و احساس دیده شدن میکردیم. فضای شرکت باز و دوستانه بود و جشنها و مناسبتهای کوچک خوبی داشتند. با این وجود، بنا به تجربهام، سطح حرفهای بودن مدیریت و واحد منابع انسانی چندان بالا نبود و به نظر میرسید تمرکزشان روی ایجاد فضای مثبت کمتر و روی جنبههای ناسالم تر متمایل است. حقوق هم نسبت به وظایف محولشده چندان مناسب نیست.
سه سال حضور در این شرکت را تجربه کردم و در مجموع فضای کاریشان را دوستانه دیدم. جو همدلی وجود داشت و اغلب همکاران سعی میکردند به هم کمک کنند تا به رشد برسیم، از جمله مدیران که گاهی میخواستند اگر به چیزی نیاز داشتی، به بهترین شکل به آن برسی. با این حال، مسیر شغلی مشخصی برای پیشرفت وجود نداشت و ساختار مدیریتی گیجکننده بود؛ بیش از دو مدیر وجود داشت و معلوم نبود پاسخگوی کدام بخش باید بود. قوانین درباره افزایش حقوق و کسری وجود ندارد و روند حقوقی مشخصی برای این موضوع دیده نمیشد. ساعات کاری انعطافپذیر بود اما زمانی که حضور در شرکت را آغاز میکردی باید برای هر کار یا فعالیتی ورود و خروج ثبت میکردی، حتی برای کارهای ساده مانند سیگار کشیدن هم. اضافهکاری هم به نظر میرسید جزئی از وظایف روزانه تلقی میشود. از طرف دیگر شرکت به نظر خانوادگی اداره میشد و روسای کاراکتری برخی مواقع از اقوام نزدیک مدیرعامل بودند. نتیجه اینکه تجربه کوتاه و مفید بود اما جای چشمپوشی از بسیاری مسائل را در طول مدت کار پیدا کردم.
من ۱۰ سال از عمرم رو تو کروز گذروندم به واقع بهتون بگم نجس تر و کثیف تر و پست تر از این شرکت درایران وجود ندارد تمام کسانی که تو این شرکت سمت دارند همشون از دم بی سواد هستند و اگر ببیند شما چیزیرسرتونومیشه و بلد هستید با بی رحمی تمام بدون اینکه خودت هیچ عیب و نقصی داشته باشی اخراجت میکنند الکی میگن شرکتش خوبه تا واردش نشی خودت متوجه نمیشم وارد چه جهنمی شدی اسم اصلی شرکت کروز جهنم سیاه است حق تمام پرسنل خودشو میخوره . مدیرانش به شدت بی سواد و بی تربیت هستند
در این شرکت هیچ ساختمانی مشخصی وجود ندارد و به نظر میرسید که فعالیتها به صورت زیرزمینی و با اعتماد به یک نفر انجام میشود. گفتند که مدیر عامل و حسابدار در یک نفر جمع شدهاند و فردی که در میدان نوابته بهعنوان کارشناس منابع انسانی معرفی شده بود، ارتباطی به توکا دارد. خود مدیر بهنظر میرسد وجود خارجی ندارد و گاهی از خانه تدریس میکند؛ شرکت دیگری به نام Radaka نیز در کار است که بهنظر میرسد تنها خودش است و مدیریتش با درآمد از حقوق کارمندان و نبود بیمه شکل گرفته است. با این توضیحات، به نظر میرسید که آن فرد با وعدههای بزرگ و وانمودکردن مالکیت شرکت، افراد را جذب میکند اما پس از استخدام به رفتارهای توهینآمیز و بداخلاقی روی میآورد، حقوق را پرداخت نمیکند و بیمه هم ارائه نمیدهد. مشتریان نیز از این وضعیت نارضایت داشتند و برخوردها ورای مسیر کاری بود. در مصاحبهها نمایش میداد که گویی شرکت متعلق به اوست، اما معمولا خبری از حضور رسمی نبود و اغلب با بهکارگیری واژگان نامربوط به کار درباره دیگران اظهار نظر میشد. انتظار میرفت همزمان از کارمند بخواهد بدون حقوق اضافی، پس از ساعات کار هم در منزل بهکار گرفته شود. سه ماه کار کردم اما هیچ حقوقی دریافت نکردم و قرارداد هم بسته نشده بود. تجربهام این بود که از ورود به این شرکت پیشنهاد نمیشود و بهتر است از هرگونه همکاری با آن خودداری کنید تا ورشکستگی احتمالی رخ ندهد.
وقتی وارد کار شدم وعده داشتن حقوقی بالا داده شد اما در نهایت مبلغی ناچیز پرداخت شد و قرارداد هم وجود نداشت. در پیگیریها هم با دروغگویی روبهرو شدم و بدون دلیل، من و چند نفر دیگر اخراج شدیم. گفتن که اگر میخواهید تسویه و سفته بدهند باید استعفا بدهید، اما حالا months هاست که پولم را نگرفتهام.
مدیریت به شیوه دوره خان و رعیت دزدی از حقوق پرسنل پارتی بازی حس تصاحب نسبت به پرسنل سوء استفاده از شرایط سخت زندگی در کشور و فشار بیش از حد به پرسنل شرایط موفقیت و پیشرفت در این سازمان فروختن همکاران هزینه کردن و تملق فراوان برای مدیر مستقیم خاله زنک داشتن پارتی بعضا تن فروشی برای نیروهای خانم
به عنوان تجربهای از کار در تاژان سیستم، میگویم محیطی سالم و غیرسمی یافتهام که در فضای کار ایران خیلیها به دنبالش هستند و من به خاطر هشت سال حضور در چنین فضایگاهی، قدردانم. جدایی من از شرکت به دلیل مهاجرت بود و اگر در ایران میماندم، با وجود تغییر مالکیت و ورود سهامدار سازمانی، تا مدیری که مهندس اژدری بود در شرکت بود، احتمالا ترک کار خیلی کمتر میکردم؛ اما شرایط کشور فقط داستان جدایی را رقم زد. تاژان سیستم برای من خانهای دوم بود، جدا از چالشهای معمول شرکتها، به خاطر فرهنگ سازمانی عمیق آن همواره فضایی پر از رفاقت، صمیمیت و آرامش ذهنی داشت و دغدغههای غیرکاری هم کمتر حس میشد. دوستان خیلی خوبی در این مدت پیدا کردم که اکنون هم ماندگارند. روش کار شرکت تا وقتی که من بودم به شکل خصوصی بود و همه میدانستیم برای پیشرفت کشتی باید تلاش کرد و با همت جمعی با رقبای بزرگ داخلی که پشتوانههای مالی قدرتمندی داشتند، رقابت کرد. به همین خاطر حس رفاقت و صمیمیت بالای شرکت بود و هرگز حس سلسلهمراتب یا نگاه بالا به پایین را تجربه نکردیم. اکثر کارکنان قدیمی بودند و بین پنج تا هفده سال سابقه داشتند. در چنین بستری، کسانی که با این سبک تطبیق نمیکردند یا به دنبال کار روزمره بدون انگیزه بودند، راحت نبودند. قطعا نمیتوان ادعا کرد همه فرآیندها بینقص بود یا هیچ انتقادی وجود نداشت؛ همیشه حرفی برای گفتن بود و فضای مثبت اجازه میداد بحثها مطرح شود. هیچ محیطی کامل نیست، اما مزایا و معایب را میشود سنجید و به این نتیجه رسید که امنیت شغلی، فضای غیرسمی، آرامش روانی و نبود حواشی غیرکاری، وزنهای مثبت سنگینی هستند. از نظر حقوقی هم برای تجربه من و شبکه ارتباطیام، رنج بالایی نبود و نه خیلی پایین. همواره تعادلی در پرداختها وجود داشت و هیچگاه حقوقم به طور منظم کمتر از معمول پرداخت نمیشد، مگر در موارد استثنایی آخرین ماههای سال. پاداشهای سالانه هم به همه تعلق میگرفت. با اینحال کسی که انتظار حقوق بالا از یک شرکت کوچک با گردش مالی محدود دارد، به درک درستی از بازار و شرکتداری نمیرسد. در نهایت هم هیچکس مجبور نبود در جایی که احساس راحتی نمیکرد باقی بماند و با غرزدن فضایی سمی ایجاد کند. هرکس حق دارد محل کارش را با توجه به علاقه و ویژگیهای اخلاقی خود انتخاب کند. تمامی همکاران مدیری که در حال حاضر در شرکت هستند، قبل از رسیدن به موقعیت مدیریتی، از پایینترین سطح کار را آغاز کردهاند و فرصتهای پیشرفت برای همه وجود داشت تا بتوانند خودشان را نشان دهند. در سال ۱۴۰۳ که شرکت در حال پوستاندازی بود، گروه جدیدی از کارکنان هم ارتقا یافتند. اگر تاژان سیستم یا هر شرکت دیگری با نقدهای منفی مواجه شود، باید توجه کرد که بخش عمدهای از بدنه اصلی شرکت از افراد باتجربه تشکیل شده است و افرادی که با فرهنگ سازمانی ناسازگارند را بهتر است از مسیر نقدهای بیپایه دور نگه داریم. در نهایت داستان من با تاژان تمام شد و اگر ساختار و مجموعه پرسنل همانطور باقی بماند، به هرکسی که به دنبال پیشرفت، یادگیری و رشد حرفهای است، این شرکت را پیشنهاد میکنم.
دوست دارم بدون تعارف بگن توی این شرکت خیلی سختگیر بودن، مخصوصا با گوشی و تماسهامون دقیقا برخورد میکردن. وقتی اسم آتیسان میآمد، فضای شرکت و بوی پیاز نهار مدیریت محترم توی ذهنم متبادر میشد و این جو را میساخت. اینکه همکاران هماهنگی با مدیریت انجام میدادند تا «حمایت و قدردانی» نسبت به کارها دیده شود، چندان عمیق نبود و گاهی به نظر میرسید که بعضی ارتباطات داخلی به سختی پیش میرود. همچنین شنیدم در برخی پروژهها لانچ شدهاند و سوالاتی درباره وضعیت پروژههای آتی مطرح میشد. با وجود اینها، تجربهام از کار در محیط آتیسان را نمیتوان صرفا به یک جنبه منفی تقلیل داد، زیرا گاهی نکاتی هم از همکاریهای پرتنش وجود داشت که پیامدهای مثبتی در بهبود روند کاری داشت.
برای من روشن است که این شرکت از طریق نگهداشتن وجه تراکنشها بهمدت چند روز و عدم واریز به حساب پذیرنده، سود میبرد و این موضوع برای کاربران ناراحتکننده است؛ پشتیبانی هم رفتار مناسبی ندارد.
من تجربهام از کار در اسنپ دکتر را با چند عبارت کلیشهای و رسمی توضیح میدهم تا جو و فضای کار را بهتر منتقل کند، اما واقعیتها را حفظ میکنم و هیچ جزئیات اضافهای اضافه نمیکنم. شرکت اسنپ دکتر برای من فضایی بینظارت و پر از حرف و حدیث بود، با حقوقی نسبتا پایین و فشار کار بالا. در نگاه من، نام این مجموعه را نباید فریب خورد، چرا که بیشتر مسائل با وجود نام شرکت، از نبود ساختار روشن پشتیبانی و منابع انسانی نشأت میگرفت. اضافهکاری وجود داشت، اما به اندازهای نبود که به لحاظ ساماندهی منابع انسانی یا نگهداری افراد توجه شود؛ واحد منابع انسانی به نظر من کارآمد نبود و کمبود نیرو در این حوزه محسوس بود. خروج نیروها از شرکت به شدت بالاست؛ افراد پس از مدت کوتاهی کار تجربهها را میبینند و تصمیم به ترک میگیرند. در اوایل حضورم وضعیت منابع انسانی بهتر بود، اما اخیرا فردی که در این تیم بهتنهایی مسئول است تغییر کرده و رفتار او برای من نامطلوب بود؛ تمرکز اصلی او روی حاشیهسازی به جای انجام کار بود و این به روند کار ضربه میزد.
سلام وقتتون بخیر متاسفم که تجربه ناخوشایندی بقیه دوستان داشتن هرچند که روال مهاجرت به گونه ای هست که ممکنه بعضی افراد رو دلسرد بکنه یا تغییر قوانین ممکنه که هرکسی کارش به مشکل بربخوره، ولی خوشبختانه من با کاربین کار کردم و کارم به نتیجه رسید با همه پستی و بلندی هایی که تو کار مهاجرت هستش با هم پیش بردیم کار رو و تجربه خوشایندی بوده برای من.
این تجربه به من آموخت که کار در محیطی با همافزایی کم و نبود پاسخگویی میتواند پایان هر پروژهای باشد، هرچند نسبت به آن فرصتهای یادگیری هم کمبود ندارد. در طول همکاری با مدیران مختلف، با فضاى فنی و سطح اعتماد بالا روبهرو شدم و اشتیاق در تیم حرف اول را میزد. با این حال پرداخت منظم حقوق یکی از مشکلات عمده بود که به طور مداوم وجود نداشت و این مسئله کار را دشوار میکرد. مدیریت کلان شرکت، علیرغم هوش و حسن نیت، گرفتار ضعفهایی در فرآیندهای داخلی و تعامل با تیمهای خارج از سازمان بود. تفرق در رهبری، ضعف در اجرای تصمیمها و تقسیم وظایف، به این نتیجه رسید که کارها بهطور مداوم توسط تنها دو یا سه نفر انجام میشد و این امر باعث میشد مشکلات بهطور مکرر باقی بماند. منابع انسانی بهطور کامل وجود نداشت و بخش مالی و اداری پاسخگو نبودند. کارآفرینانی تحصیلکرده و با استعداد دیدم که به دلیل این چالشها از دست میرفتند و پروژههایی که به خاطر نبود مدیریتی مناسب به شکست میانجامیدند، به عقب میافتادند. در نهایت همکاری با این شرکت پایان یافت، اما تجربهها و درسهایی که گرفتم، ارزشمند بودند.
یکی از مهم ترین نکات از دیدگاه من سطح علمی بالای محیط کاری است که در این شرکت این موضوع به طور کامل مشهود است. مدیر عامل و مدیر های فنی هر بخش از سطح علمی بالایی برخوردار هستند که برای یک شرکت الکترونیکی موضوع بسیار مهمی است. تجربه کار در این شرکت بخاطر ایجاد ارتباطات با آدم های توانمند در این حوزه باعث رشد و پیشرفت سریع تری میشود. اگر مجموعه مسئولیتهایی که به شما داده میشود را به طور کامل و در زمان معین تحویل دهید قطعا مشمول پاداش خواهید شد. در مجموع اگر به دنبال کار در یک شرکت منظم و پیشرفت در حوزه مخابرات و الکترونیک هستید این شرکت را پیشنهاد میکنم.
من مدتی با شرکت فلای تودی کار کردم و میخواهم تجربهام را به طور روشن و صادقانه به اشتراک بگذارم؛ وقتی ارزشهای شخصی، زمان و آرامش روانی اهمیت پیدا میکند، احساس میکنم باید از این شرکت فاصله گرفت. در نگاه من، رویکرد مدیریتی این مجموعه زیر سوال است: نیروهای کلیدی با ارتباطات خانوادگی به جای تجربه و عملکرد مثبت استخدام میشوند و فاصله میان مدیران و کارمندها به وضوح احساس میشود. برخی از همکاران با حضور این رفقا و دوستان بیتفاوت نسبت به کار، به جای کمک، مسئولیت مشکلات را به گردن کارمندها میاندازند و تشویقها فقط برای خودشان است و برای کارمندها پاداشی نیست. برای کمتر دیده شدن یا کوچکتر نشان دادن افراد معمولی هر کاری را انجام میدهند؛ به عنوان نمونه وقتی وارد شرکت میشویم، خروجی از شرکت برای ما تا حدی محدود میشود و فضای مناسبی برای سیگار کشیدن وجود ندارد. از روشهای غیرشفاف اقدام میکنند، از آژانسهای مسافرتی با وعدههای فریبنده پول میگیرند اما پاسخ نمیدهند و وقتی مشکلی بروز میکند، کارمند معترض را به استفاده از فحاشی و توهین متهم میکنند. اگر اعتراضی کنید، پول قراردادها به شکایتکننده پرداخت نمیشود و حتی در صورت شکایت، قراردادهای مربوطه به صورت شرطی و با سندهایی که به کارمند بدهند، باقی میماند. به چشم خودم دیدم که پول برخی مأموریتها را خرج کردهاند و با یک لیوان آب هم توضیح میدهند. به طور کلی، رفتار این گروه را به عنوان تخلف تصور میکنم و فکر میکنم اگر در جایی دیگر با روابط و پارتیها مواجه میشوید، ممکن است این گونه مشکلات کمتر رخ دهد. اگر لازم باشد، مستندات مربوط به این رفتارها وجود دارد که میتوانم در موقع لازم منتشر کنم و امیدوارم روزی شفافیت بیشتری در این شرکت حاکم شود.
آشغال دونی تر ازین شرکت ندیدم. یه سفره ای پهن شده و یه عده دارن میچاپن. مشتی آدم بی سواد و دورو و زیراب زن با سیاست های کثیف. تنها چیزی که این شرکت قطعا نیست دانش بنیان بودنشه!
برای مصاحبه با گروهی دو نفره آمدم؛ یکی کارمند منابع انسانی و دیگری مدیر فنی بودند و فضای شرکت بهشدت دوستانه و ساده بود. صحنه انتظار کوتاه بود اما جو کاملا صمیمی بود و خود مصاحبه هم نسبتا خوب پیش رفت. در ابتدا سوالات از سوی HR ارائه شد که بیشتر جنبه شخصی داشت و سپس بخش فنی مطرح شد. گاهی سوالات شامل نکاتی بود که بهطور دقیق در آگهی درج نشده بود اما به نظرم شرکت شفاف بود چون توضیح دادند گاهی حقوق مقداری دیر یا زود ممکن است پرداخت شود.
از همینجا جا داره ******* که دویستا آدم رو به زور قرارداد های ترکمان چای مجبور کرده اونجا کار کنن و کسی هم کاری از دستش برنمیاد. منی که چند سال اونجا بودم به سختی تونستم ازون جهنم خارج بشم و بالاخره طعم زندگی عادی، بدون استرس کاری رو تجربه کنم و از دست یک رییس ****** که هیچ منفعتی برای این دنیا نداره خلاص بشم. اگر زندگیتون رو دوست دارید و ذره ای به آرامش فکریتون اهمیت می دید حتی از یک کیلومتری این شرکت هم رد نشید که ****** میگیره./// یک پیشنهاد هم ******، بهتره یکی از اون هزاران هزار ****** :)))))))))))
من پنج سال در این شرکت کار کردم و با وجود همه چالشها، فکر میکنم درباره ارمغان راه طلایی انصافا بیانصافی نشده است. وقتی اولین بار واردش شدم، حجم کامنتهای منفی بالایی میدیدم، اما با فرصت دادن به خودم برای شناخت بیشتر فهمیدم صاحبان شرکت آدمهایی بااخلاق هستند و فضای کار تا حدی مناسبی دارد. به عنوان نمونه، وقتی در مواردی برای یادگیری نیاز داشتم، یکی از برادران که از صاحبان شرکت بود با تواضع و فروتنی مباحث را به من آموخت و بعد از اینکه از مدیری شرکت خواستند تا به من در آشنایی با کار کمک کند، همانجا حمایت دریافتم. با وجود اینکه مجرد نیستم و گاه رفتوآمد برایم دشوار بود، تصمیم گرفتم در شرکت بمانم. درباره حقوق و مزایا، فقط در ابتدای سال ۱۴۰۲ با تاخیری کوتاه مواجه شدیم که سه ماه طول کشید و برایمان سخت بود، ولی به سرعت حل شد و به طوری نبود که ادامه دار باشد. پس از مدتی برایمان بن غیرنقدی صادر شد تا بتوانیم هر فصل برای خرید اقلام ضروری اقدام کنیم. من سال آخر مهاجرتم به کانادا رسید و مجبور بودم زودتر تسویه کنم که به این دلیل با سه ماه زودتر از موعد هم تسویه کردند. به نظر من صادقانه بازخورد بدهیم و در کنار نقاط ضعف، تجربیات مثبتمان را نیز بیان کنیم؛ من وقتی آن کامنتها را خواندم و با دیدی منفی وارد شرکت شدم، تجربه همکاری با این شرکت احساس خوبی داشت چون نقاط قوتش بیشتر بود.
در مصاحبهای حرفهای و با برخوردی دوستانه برخورد کردم و آن تجربه یکی از بهترینهای من بود. به تازگی به تیم نئوبانک ملحق شدم و با توجه به اطلاعاتی که از سایر شرکتها شنیدهام، اینجا تصمیم خیلی خوب و معتبرى بود. واحد مدیریتی با منابع انسانی حرفهای، فضایی دوستانه و تیمی باتجربه دارم که پروژهها بهروز و بزرگ هستند و شرایط کاری بهصورت شناور و پرداختها بهموقع انجام میشود. ماه اول کار، حقوق هشت روز زودتر از موعد پرداخت شد و ساعات تعطیلی تابستانی شرکت تا دو بعدازظهر تعریف شده است. در این مجموعه به ظاهر کوچک اما دارای بازیگریهای ارزشمند، برای بازخوردها و نظرات در معماری و سایر جنبهها اهمیت میدهند و از کمک همتیمیها برای بهبود کار استقبال میشود. احساس خوبی از کار در اینجا دارم و با وجود اینکه مسیر رفتوآمد کمی سخت است، با پادکست و دورههای خودم آن را میگذرانم. به طور کل، این تجربه را پیشنهاد میکنم.
با سلام. این شرکت قرارداد ماهانه داره و هر موقع که خودشون نخوان، بدون اطلاع قبلی میگن دیگه ادامه نمیدن. این تجربه از نظر من ناامیدکننده بود و بهترین حالت نبود.
برای من تجربهای بود که در کنار برخی نکات مثبت، با برخی چالشها همراه شد. مدیر تیم واقعا از اعضا حمایت میکرد و از عملکرد هرکس پاداش میگرفتیم؛ وقتی کار سنگین میشد، یا مرخصی میدادند یا پاداشی میدادند که انگیزهبخش بود و احساس دیده شدن میکردیم. فضای شرکت باز و دوستانه بود و جشنها و مناسبتهای کوچک خوبی داشتند. با این وجود، بنا به تجربهام، سطح حرفهای بودن مدیریت و واحد منابع انسانی چندان بالا نبود و به نظر میرسید تمرکزشان روی ایجاد فضای مثبت کمتر و روی جنبههای ناسالم تر متمایل است. حقوق هم نسبت به وظایف محولشده چندان مناسب نیست.
سه سال حضور در این شرکت را تجربه کردم و در مجموع فضای کاریشان را دوستانه دیدم. جو همدلی وجود داشت و اغلب همکاران سعی میکردند به هم کمک کنند تا به رشد برسیم، از جمله مدیران که گاهی میخواستند اگر به چیزی نیاز داشتی، به بهترین شکل به آن برسی. با این حال، مسیر شغلی مشخصی برای پیشرفت وجود نداشت و ساختار مدیریتی گیجکننده بود؛ بیش از دو مدیر وجود داشت و معلوم نبود پاسخگوی کدام بخش باید بود. قوانین درباره افزایش حقوق و کسری وجود ندارد و روند حقوقی مشخصی برای این موضوع دیده نمیشد. ساعات کاری انعطافپذیر بود اما زمانی که حضور در شرکت را آغاز میکردی باید برای هر کار یا فعالیتی ورود و خروج ثبت میکردی، حتی برای کارهای ساده مانند سیگار کشیدن هم. اضافهکاری هم به نظر میرسید جزئی از وظایف روزانه تلقی میشود. از طرف دیگر شرکت به نظر خانوادگی اداره میشد و روسای کاراکتری برخی مواقع از اقوام نزدیک مدیرعامل بودند. نتیجه اینکه تجربه کوتاه و مفید بود اما جای چشمپوشی از بسیاری مسائل را در طول مدت کار پیدا کردم.
من ۱۰ سال از عمرم رو تو کروز گذروندم به واقع بهتون بگم نجس تر و کثیف تر و پست تر از این شرکت درایران وجود ندارد تمام کسانی که تو این شرکت سمت دارند همشون از دم بی سواد هستند و اگر ببیند شما چیزیرسرتونومیشه و بلد هستید با بی رحمی تمام بدون اینکه خودت هیچ عیب و نقصی داشته باشی اخراجت میکنند الکی میگن شرکتش خوبه تا واردش نشی خودت متوجه نمیشم وارد چه جهنمی شدی اسم اصلی شرکت کروز جهنم سیاه است حق تمام پرسنل خودشو میخوره . مدیرانش به شدت بی سواد و بی تربیت هستند
در این شرکت هیچ ساختمانی مشخصی وجود ندارد و به نظر میرسید که فعالیتها به صورت زیرزمینی و با اعتماد به یک نفر انجام میشود. گفتند که مدیر عامل و حسابدار در یک نفر جمع شدهاند و فردی که در میدان نوابته بهعنوان کارشناس منابع انسانی معرفی شده بود، ارتباطی به توکا دارد. خود مدیر بهنظر میرسد وجود خارجی ندارد و گاهی از خانه تدریس میکند؛ شرکت دیگری به نام Radaka نیز در کار است که بهنظر میرسد تنها خودش است و مدیریتش با درآمد از حقوق کارمندان و نبود بیمه شکل گرفته است. با این توضیحات، به نظر میرسید که آن فرد با وعدههای بزرگ و وانمودکردن مالکیت شرکت، افراد را جذب میکند اما پس از استخدام به رفتارهای توهینآمیز و بداخلاقی روی میآورد، حقوق را پرداخت نمیکند و بیمه هم ارائه نمیدهد. مشتریان نیز از این وضعیت نارضایت داشتند و برخوردها ورای مسیر کاری بود. در مصاحبهها نمایش میداد که گویی شرکت متعلق به اوست، اما معمولا خبری از حضور رسمی نبود و اغلب با بهکارگیری واژگان نامربوط به کار درباره دیگران اظهار نظر میشد. انتظار میرفت همزمان از کارمند بخواهد بدون حقوق اضافی، پس از ساعات کار هم در منزل بهکار گرفته شود. سه ماه کار کردم اما هیچ حقوقی دریافت نکردم و قرارداد هم بسته نشده بود. تجربهام این بود که از ورود به این شرکت پیشنهاد نمیشود و بهتر است از هرگونه همکاری با آن خودداری کنید تا ورشکستگی احتمالی رخ ندهد.
وقتی وارد کار شدم وعده داشتن حقوقی بالا داده شد اما در نهایت مبلغی ناچیز پرداخت شد و قرارداد هم وجود نداشت. در پیگیریها هم با دروغگویی روبهرو شدم و بدون دلیل، من و چند نفر دیگر اخراج شدیم. گفتن که اگر میخواهید تسویه و سفته بدهند باید استعفا بدهید، اما حالا months هاست که پولم را نگرفتهام.
مدیریت به شیوه دوره خان و رعیت دزدی از حقوق پرسنل پارتی بازی حس تصاحب نسبت به پرسنل سوء استفاده از شرایط سخت زندگی در کشور و فشار بیش از حد به پرسنل شرایط موفقیت و پیشرفت در این سازمان فروختن همکاران هزینه کردن و تملق فراوان برای مدیر مستقیم خاله زنک داشتن پارتی بعضا تن فروشی برای نیروهای خانم
به عنوان تجربهای از کار در تاژان سیستم، میگویم محیطی سالم و غیرسمی یافتهام که در فضای کار ایران خیلیها به دنبالش هستند و من به خاطر هشت سال حضور در چنین فضایگاهی، قدردانم. جدایی من از شرکت به دلیل مهاجرت بود و اگر در ایران میماندم، با وجود تغییر مالکیت و ورود سهامدار سازمانی، تا مدیری که مهندس اژدری بود در شرکت بود، احتمالا ترک کار خیلی کمتر میکردم؛ اما شرایط کشور فقط داستان جدایی را رقم زد. تاژان سیستم برای من خانهای دوم بود، جدا از چالشهای معمول شرکتها، به خاطر فرهنگ سازمانی عمیق آن همواره فضایی پر از رفاقت، صمیمیت و آرامش ذهنی داشت و دغدغههای غیرکاری هم کمتر حس میشد. دوستان خیلی خوبی در این مدت پیدا کردم که اکنون هم ماندگارند. روش کار شرکت تا وقتی که من بودم به شکل خصوصی بود و همه میدانستیم برای پیشرفت کشتی باید تلاش کرد و با همت جمعی با رقبای بزرگ داخلی که پشتوانههای مالی قدرتمندی داشتند، رقابت کرد. به همین خاطر حس رفاقت و صمیمیت بالای شرکت بود و هرگز حس سلسلهمراتب یا نگاه بالا به پایین را تجربه نکردیم. اکثر کارکنان قدیمی بودند و بین پنج تا هفده سال سابقه داشتند. در چنین بستری، کسانی که با این سبک تطبیق نمیکردند یا به دنبال کار روزمره بدون انگیزه بودند، راحت نبودند. قطعا نمیتوان ادعا کرد همه فرآیندها بینقص بود یا هیچ انتقادی وجود نداشت؛ همیشه حرفی برای گفتن بود و فضای مثبت اجازه میداد بحثها مطرح شود. هیچ محیطی کامل نیست، اما مزایا و معایب را میشود سنجید و به این نتیجه رسید که امنیت شغلی، فضای غیرسمی، آرامش روانی و نبود حواشی غیرکاری، وزنهای مثبت سنگینی هستند. از نظر حقوقی هم برای تجربه من و شبکه ارتباطیام، رنج بالایی نبود و نه خیلی پایین. همواره تعادلی در پرداختها وجود داشت و هیچگاه حقوقم به طور منظم کمتر از معمول پرداخت نمیشد، مگر در موارد استثنایی آخرین ماههای سال. پاداشهای سالانه هم به همه تعلق میگرفت. با اینحال کسی که انتظار حقوق بالا از یک شرکت کوچک با گردش مالی محدود دارد، به درک درستی از بازار و شرکتداری نمیرسد. در نهایت هم هیچکس مجبور نبود در جایی که احساس راحتی نمیکرد باقی بماند و با غرزدن فضایی سمی ایجاد کند. هرکس حق دارد محل کارش را با توجه به علاقه و ویژگیهای اخلاقی خود انتخاب کند. تمامی همکاران مدیری که در حال حاضر در شرکت هستند، قبل از رسیدن به موقعیت مدیریتی، از پایینترین سطح کار را آغاز کردهاند و فرصتهای پیشرفت برای همه وجود داشت تا بتوانند خودشان را نشان دهند. در سال ۱۴۰۳ که شرکت در حال پوستاندازی بود، گروه جدیدی از کارکنان هم ارتقا یافتند. اگر تاژان سیستم یا هر شرکت دیگری با نقدهای منفی مواجه شود، باید توجه کرد که بخش عمدهای از بدنه اصلی شرکت از افراد باتجربه تشکیل شده است و افرادی که با فرهنگ سازمانی ناسازگارند را بهتر است از مسیر نقدهای بیپایه دور نگه داریم. در نهایت داستان من با تاژان تمام شد و اگر ساختار و مجموعه پرسنل همانطور باقی بماند، به هرکسی که به دنبال پیشرفت، یادگیری و رشد حرفهای است، این شرکت را پیشنهاد میکنم.
دوست دارم بدون تعارف بگن توی این شرکت خیلی سختگیر بودن، مخصوصا با گوشی و تماسهامون دقیقا برخورد میکردن. وقتی اسم آتیسان میآمد، فضای شرکت و بوی پیاز نهار مدیریت محترم توی ذهنم متبادر میشد و این جو را میساخت. اینکه همکاران هماهنگی با مدیریت انجام میدادند تا «حمایت و قدردانی» نسبت به کارها دیده شود، چندان عمیق نبود و گاهی به نظر میرسید که بعضی ارتباطات داخلی به سختی پیش میرود. همچنین شنیدم در برخی پروژهها لانچ شدهاند و سوالاتی درباره وضعیت پروژههای آتی مطرح میشد. با وجود اینها، تجربهام از کار در محیط آتیسان را نمیتوان صرفا به یک جنبه منفی تقلیل داد، زیرا گاهی نکاتی هم از همکاریهای پرتنش وجود داشت که پیامدهای مثبتی در بهبود روند کاری داشت.
برای من روشن است که این شرکت از طریق نگهداشتن وجه تراکنشها بهمدت چند روز و عدم واریز به حساب پذیرنده، سود میبرد و این موضوع برای کاربران ناراحتکننده است؛ پشتیبانی هم رفتار مناسبی ندارد.
من تجربهام از کار در اسنپ دکتر را با چند عبارت کلیشهای و رسمی توضیح میدهم تا جو و فضای کار را بهتر منتقل کند، اما واقعیتها را حفظ میکنم و هیچ جزئیات اضافهای اضافه نمیکنم. شرکت اسنپ دکتر برای من فضایی بینظارت و پر از حرف و حدیث بود، با حقوقی نسبتا پایین و فشار کار بالا. در نگاه من، نام این مجموعه را نباید فریب خورد، چرا که بیشتر مسائل با وجود نام شرکت، از نبود ساختار روشن پشتیبانی و منابع انسانی نشأت میگرفت. اضافهکاری وجود داشت، اما به اندازهای نبود که به لحاظ ساماندهی منابع انسانی یا نگهداری افراد توجه شود؛ واحد منابع انسانی به نظر من کارآمد نبود و کمبود نیرو در این حوزه محسوس بود. خروج نیروها از شرکت به شدت بالاست؛ افراد پس از مدت کوتاهی کار تجربهها را میبینند و تصمیم به ترک میگیرند. در اوایل حضورم وضعیت منابع انسانی بهتر بود، اما اخیرا فردی که در این تیم بهتنهایی مسئول است تغییر کرده و رفتار او برای من نامطلوب بود؛ تمرکز اصلی او روی حاشیهسازی به جای انجام کار بود و این به روند کار ضربه میزد.
سلام وقتتون بخیر متاسفم که تجربه ناخوشایندی بقیه دوستان داشتن هرچند که روال مهاجرت به گونه ای هست که ممکنه بعضی افراد رو دلسرد بکنه یا تغییر قوانین ممکنه که هرکسی کارش به مشکل بربخوره، ولی خوشبختانه من با کاربین کار کردم و کارم به نتیجه رسید با همه پستی و بلندی هایی که تو کار مهاجرت هستش با هم پیش بردیم کار رو و تجربه خوشایندی بوده برای من.
این تجربه به من آموخت که کار در محیطی با همافزایی کم و نبود پاسخگویی میتواند پایان هر پروژهای باشد، هرچند نسبت به آن فرصتهای یادگیری هم کمبود ندارد. در طول همکاری با مدیران مختلف، با فضاى فنی و سطح اعتماد بالا روبهرو شدم و اشتیاق در تیم حرف اول را میزد. با این حال پرداخت منظم حقوق یکی از مشکلات عمده بود که به طور مداوم وجود نداشت و این مسئله کار را دشوار میکرد. مدیریت کلان شرکت، علیرغم هوش و حسن نیت، گرفتار ضعفهایی در فرآیندهای داخلی و تعامل با تیمهای خارج از سازمان بود. تفرق در رهبری، ضعف در اجرای تصمیمها و تقسیم وظایف، به این نتیجه رسید که کارها بهطور مداوم توسط تنها دو یا سه نفر انجام میشد و این امر باعث میشد مشکلات بهطور مکرر باقی بماند. منابع انسانی بهطور کامل وجود نداشت و بخش مالی و اداری پاسخگو نبودند. کارآفرینانی تحصیلکرده و با استعداد دیدم که به دلیل این چالشها از دست میرفتند و پروژههایی که به خاطر نبود مدیریتی مناسب به شکست میانجامیدند، به عقب میافتادند. در نهایت همکاری با این شرکت پایان یافت، اما تجربهها و درسهایی که گرفتم، ارزشمند بودند.