سداد پر از ادمهای سفارش شده بیسواد و بیسروپا که هرچی ندیدن توو زندگیشون میخوان از حقوقی که به ازای ادم فروشی بهشون میدن برسن...پر از ادمهای ضعیف از نظر مالی وپر از خشم از نداشته ها و ندیده هاشون توو سداد سر همه توو مات... دیگرانه یعنی سرتو بلند میکنی میبینی هزار تا چشم داشتن امار میگرفتن تذکر حجاب و پوشش اصلا بر عهده واحد hrنیست وقتی شرکت حراست داره اونم تذکر قد مانتو 70 سانتی از طرف یه خانم به خانم دیگه===))) خانمی که به من تذکر حجاب داده بود.خودش تووکوچه پس کوچه های شرکت در وقت ناهار سیگار میکشید که البته چون با اتوبوس خانم مدیر منابع انسانی اومده بود و خانم مدیر هم همسر یکی از مدیران بانک ملی بودن در کمال ناباوری که ادمهای بیسواد در سداد خوب رشد میکنن خانم مدیر به همراه اتوبوسش بعد چندماه رفتن یه سازمان دیگه رو به ... بکشن سفته میگیرن دوربین همه جا هست ولی برخلاف نظرات ندیدم به کسی تذکر بدن مدیرا اصلا هدف و انگیزه ای برای ساختن و پیشرفت شرکت ندارند.یه مدت انگار مهمون سازمانند
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
نکنید نرید هرچی توی آگهی نوشتن دروغه هیچ هزینه ایاب ذهابی پرداخت نمیکنن آخرشم خوب که ازت استفاده کردن میگن نه تو به حدی که میخوایم نرسیدی و تموم. وقتتون رو بزارید یه شرکت درست حسابی چندتا چیز خوب یاد بگیرید بعد اینکه ازین شرکت رفتم فهمیدم که چقدررر متدشون قدیمیه و اصلا هیچی بلد نیستن.
برای من تجربهای بود که از نگاه یک کارشناس اتصال درگاه در شرکت خدمات انفورماتیک نوین کیش دیدم. فضای سازمانی اینجا به نظر من خوب بود و برخلاف خیلی جاها با همکاران مهربان و حمایتی روبهرو شدم. تصور میکنم حقوق نسبتا کم باشد، مخصوصا در مقایسه با شرکتهای خدماتی اصلی یا بانکها، و این موضوع یک چالشی برای من بود. با افزایش خروج نیروها، حجم کار هم بالاتر رفت و فشار رو به افزایش بود. شیوههای مدیریت کار مانند اسکرام و اسپرینت در حدی بود که به نظر میرسید با میزان دریافتی همسو نیستند و تناسبی وجود ندارد. پارکینگ برای کارکنان فراهم بود. تجربه کارآموزی هم داشتم. به نظرم بهتر است به جای زیر مجموعهها، از خدمات اصلی استفاده شود؛ اگر حرفهای هستید، احتمالا در اینجا با چالش مالی روزمره روبهرو میشوید و ممکن است هر روز به نظر فقیر برسید.
بااینکه من متوجه محیط عیر اخلاقی سداد شده بودم و سعی میکردم هرروز که میرم خونه مساعل رو فراموش کنم اما واقعا طی 2.5سالی که در سداد بودم تهمتها و رفتارهایی رو دیدم و شنیدم که دیگه هیچوقت اون ادم سابق نخاهم شد من قبل سداد فکر میکردم ادمها دو سه یا ده تا چهره دارن اما سداد بهم یاد داد بعضی از افراد هزار رنگ عوض میکنند و بخاطر مشکلات روحی و روانی که دارن واقعا مرزی برای ازار و اذیت کردن دیگران ندارند کلا از حراست تا واحد فنی همه کارارو موکول میکنند به بعد از تغییر معاونت و اومدن حکم فلانی و.....کارا همه رو هوا
با همکاران با احترام کارم را به صورت تماموقت با شرکت توتال آغاز کردم و حالا نزدیک به سه سال است که در این مجموعه فعالیت میکنم. مدیریت ارجمند، آقای مهندس محمدپور، رهبری میکنند و همکاری با ایشان برای من افتخاری بوده است؛ از همکاری با ایشان توانستهام رزومهای بهتر بسازم. شرکت پویا و پذیرای نقدها است و نظرات پرسنل را در مسیر پیشبرد کار به کار میگیرند. فضای کاری سالم و مطلوبی وجود دارد و امیدوارم در سالهای آینده نیز افتخار همکاری با توتال را داشته باشم. توتال در سال 402 به هلدینگ بینالمللی تبدیل شده که برای من مایه افتخار است.
من یکسال و ۸ماه مشاور ای تی سامانه هیوا بودم و مشکلی نداشتم با شرکت حتی وقت تسویه چون توی کامنتا خوندم میگم....خیلی اتفاقا با انصاف و دقیق هستن و حتی هرماه با فیش حقوقی حزییات رو بهم توضیح میدادن و بیمه هم داشتم....با ازمون استخدامی اموزش و پرورش قبول شدم و درحال حاضر دبیر هستم ولی تجربه خوبی رو توی این مدت داشتم و برای همه شون ارزو میکنم که همینطور موفق به راهشون ادامه بدن....
این مواردی که دوستان درمورد فساد اخلاقی و مالی و ضعف فنی گفتند سرسوزنی از واقعیته سداد واقعا لجنزاریه که بهشت افراد زالو صفته ادم در سداد داریم که پدرومادرش فقط تامرحله تولیدمثل موثر بودند و این ادم سراپاعقده است یعنی انقدر بدبخته که پی امار ماشین و خونه و لباس همکارشه.از این موجود توقع دارید انسانیت به خرج بده؟این موجود اومده تهران ارث پدرشو جمع کنه ببره دهاتشون در سداد جلو چشم همهه امار میدن اقای x موثر در تیم بوده ولی در نهایت پاداش رو میدن به خانم y چرا؟چون خانم لازم نیست کار کنه همینکه جو رو مسموم میکنه که مدیری که مدیریت بلد نیست فعلا در راس بمونه کافیه توهینهایی به شخصیتتون میشه که میشه در زندانها برای شکنجه ازش استفاده کرد امکان نداره به یه موجود حقیر در سداد سمت 100لول بالاتر از حدتواناییش پیشنهاد بدن بگه نه!!!!!
واقعا تو این ۹ ماهی ک اونجا بودم سخت ترین روزای زندگیمو گذروندم کار ب شدت سخت سرپرست ب شدت بی شخصیت و بی سواد اگه سلامت روان و جسمتون براتون مهمه دور این شرکت خط بکشید
باور نکردنی بود وقتی از جایی با حقوق پایین و ساعات طولانی وارد اینجا شدم، اما مقصدی که پیش رویم بود امیدبخش به نظر میرسید. در آذرماه وارد مجموعه شدم تا از شرایطی بهتر از قبلم بهره ببرم؛ جایی که حقوق ۷۴۰۰ و بیمه تأمین اجتماعی و تکمیلی، اضافهکاری و پاداش و فرصتهای پیشرفت و یک روز مرخصی در هفته وعده داده میشد. اما واقعیت فرق میکرد. فقط دو ماه است که اینجا هستم و ساعات کار از ۸ صبح تا ۵ عصر است؛ به قدری طولانی که در شیفتی بودن فروشگاه، زنده ماندن ساده است. کار کردن با وجود همهی اینها ما را به فروشگاه میکشاند و رفت و آمدهای من حصارهای ناگفتنی بین کار و زندگی میسازد. با وجود مدیریت نسبتا خوب، معاونان به دردسر تبدیل شدند. یکی بیمسئولیت بود و رفت؛ یکی دیگر سختگیر شد و فضای کار را به نظم نظامی تبدیل کرد. تیمی که در آن حضور دارم، افرادی که استعفا دادند و نفرات جدیدی جایگزین شدند هم کارایی لازم را ندارند. مشکلاتی که با کارفرمایی به وجود آمده و گاهی به کمکاری انجام میدهد، تا حدی در شرایط فعلی نقش دارند. گاهی اوقات صندوق پول وقتی کسر میشود، به حساب کارمندان میرود؛ این ماه حقوقم تنها ۱ تومان مانده بود چون هزینههای صندوق در ابتدای ماه کسر شد و برای هر نفر حدود ۱۲۵۰ کارت کشیده شد. ماه گذشته هم برای صندوق به مبلغ ۴۵۰ تومان قرض گرفتم تا کسر صندوق جلوگیری کنم. کارهای فروشگاه به عهدهی همه است؛ از فروش تا صندوق، نظافت و چیدمان. در هفته، یک روز مرخصی داریم که روز بعد باید کامل بیایم و کار کنم. هفتهای که منتهی به اول ماه است و پنجشنبه اول ماه را شامل میشود، باید به طور کامل در فروشگاه حضور داشت. هر ماه یکبار هم انبارگردانی انجام میشود که گاهی باید از ساعت ۵ صبح بیایم یا اگر زمان دیگری باشد، باید شب هم در فروشگاه بمانم. ناهار را خودم میبریم و واقعا تمام وقت را در آن محیط سپری میکنم. اضافهکاری وجود ندارد و تعطیلات تنها شاملش میشود. اگر گوشت و مرغ و ماهی تاریخ مصرفشان گذشته باشد، باید پول را بدهیم حتی اگر تقصر با ما نیست. بیمه تکمیلی هم فقط پس از یک سال فعال میشود، در حالی که در بسیاری جاها سه ماهه ارائه میشود. کارهای باهم فشار میآید تا جایی که فرصت فکر کردن به مشکلات شخصیام را هم ندارم. در این دو ماه واقعا فروشگاه را تجربه کردهام و تنها شبها به خانه میآمدم و میخوابیدم. صدای دور از دسترس از دور خوشحال است اما واقعیت چیز دیگری است. محصولاتی که تاریخ مصرفشان گذشته یا نامآشنا نیستند در فروشگاه وجود دارد و حتی با وجود این وضعیت نمیدانم چرا روی نایلونهای شرکت نوشته است که هفت سال پیاپی فروشگاه زنجیرهای برتر ایران است. در این مدت بیشتر از پسانداز یا پرداخت بدهیهایم، خرجی را دوباره به شرکت برگرداندم. حتی یک ریال هم راضی نیستم و استعفای خود را نوشتهام و تصمیم دارم تا پایان بهمن ماه از اینجا بیرون بیایم.
با کمال میل، رضایت خود را از تجربه کاری دو ساله خود در کمپانی پارمیس به عنوان پشتیبان فنی ابراز میکنم. این دوره برای من فرصتی ارزشمند جهت یادگیری و پیشرفت در زمینه پشتیبانی فنی و ارائه خدمات به مشتریان بود. نکات مثبت: محیط کاری پویا و پرنشاط: کمپانی پارمیس محیط کاری پویا و پرنشاطی را برای کارکنان خود فراهم میکند. این محیط باعث میشود که کارکنان انگیزه و اشتیاق خود را برای کار حفظ کنند و از کار خود لذت ببرند. فرصتهای یادگیری و پیشرفت: در طول دوره فعالیت خود در کمپانی پارمیس، فرصتهای زیادی برای یادگیری و پیشرفت در زمینه پشتیبانی فنی داشتم. شرکت دورههای آموزشی مختلفی را برای کارکنان خود برگزار میکند و همچنین امکان دسترسی به منابع آموزشی متنوع را فراهم میکند. همکاران supportive و دلسوز: در کمپانی پارمیس همکارانی supportive و دلسوز داشتم که همیشه در حل مشکلات و چالشها به من کمک میکردند. این امر باعث ایجاد روحیه همکاری و همدلی در تیم شده بود. رضایت مشتریان: ارائه خدمات با کیفیت بالا به مشتریان و جلب رضایت آنها از جمله اولویتهای اصلی کمپانی پارمیس است. در طول دوره فعالیت خود در این شرکت، تلاش کردم تا با ارائه خدمات پشتیبانی سریع و دقیق، رضایت مشتریان را جلب کنم. جمعبندی: در مجموع، از تجربه کاری خود در کمپانی پارمیس بسیار راضی هستم. این دوره برای من فرصتی ارزشمند جهت یادگیری و پیشرفت در زمینه پشتیبانی فنی و ارائه خدمات به مشتریان بود.
وقتی برای شرکت هیدرولیک کاران بهعنوان کارشناس فروش وارد شدم، تجربهای نسبتا عجیبی و چندان دلچسب نبود. اصلا چیزی که انتظار داشتم، نبود؛ گویی قراردادها برای هیچکس وجود ندارد و حقوق هرماه به موقع میرسد، اما همه چیز خیلی سطحی و بدون جدیت جلو میرفت. چند روزی که آنجا ماندم، بینظمی را بهوضوح حس کردم و تصمیم گرفتم بیرون بیایم. در مصاحبه اولیه گفته شد که قرارداد دارید، اما وقتی با یکی از همکاران صحبت کردم، فهمیدم که هیچکدام قرارداد نداریم و انگار این موضوع برای تیم عادی محسوب میشود. این وضعیت تا حدی معمول به نظر میرسید و به چشم برخی طبیعی میآمد. به نظر میرسد هنوز پرسنل به الزامات اولیه و رفتارهای انسانی آشنا نیستند؛ وسایل کهنه و سیستمهای کند و هنگی هم وجود داشتند و فرآیندها خیلی قدیمی بودند.
برای من شرکت واقعا محیطی گرم و امن به نظر میرسد و کار در آن بیش از هر چیز برایم حس خانه را دارد. سال زیر ۱۲ ماه است که در این مجموعهام و احساس میکنم جاى من اینجا درست است؛ منابع انسانی واقعا حمایتی و خوب است و برای رفاه کارکنان تلاش میکنند. فضای کاری به نسبت منسجم است و مزایایی مانند برنامههای آموزشی متنوع در حوزههای مختلف وجود دارد، همچنین به بهداشت و کیفیت غذای کارکنان اهمیت داده میشود. از همه مهمتر اینکه به حرفهای ما گوش میدهند؛ درد و دلهای تیم را میشنوند و پیگیری مشکلات را در اولویت قرار میدهند. در جمعبندی، بودن در این شرکت تجربهای جذاب بوده است که واقعا ارزشمند است و از تیم منابع انسانی تشکر میکنم.
شرکت آرا کاوش پژوه برای من تجربهای ناخوشایند بود. رفتار همکاران بهقدری غیرحرفهای بود که ارزش زمان من را نادیده میگرفتند. در طول فرایند، با توجه به آلودگی هوا و ترافیک، سه مرحله رفت و آمد برای مصاحبه حضوری انجام دادم و در نهایت بدون هیچ پاسخ مشخصی قطع کردند و پاسخگو نبودند. وقتی تماس گرفتم و گفتم که چه مقدار زمان صرف کردم، منشی فقط وعدهی پیگیری میداد و پاسخ قاطعی نمیگرفت. تا همان جلسه پایانی به نظر میرسید مسائل درست پیش میرفت، اما احساس کردم که با وجود سابقهی بیش از ده ساله، تصور میکردند با قرارداد سه ماههی آزمایشی و حقوقی مطابق با وزارت کار میتوانم پذیرفته شوم، در نتیجه تصمیمی برای پرداخت حقوق مناسب نگرفتند. این رفتار باعث شد که انتظارم برای پاسخ صریح و حرفهای را از دست بدهم و احساس کنم هدف نیروهای مفتخواهی دارند.
به عنوان فردی که تجربه مصاحبه با این شرکت را داشتم، باید بگویم تعریف این سازمان را از خیلی جاها شنیدهام و به همین دلیل انتظار میرفت با استانداردهای یک شرکت بینالمللی همسو باشد. اما آگهیهای استخدامی خیلی واضح نبودند و وبسایت ارائه رزومه هم چندان قوی نبود. وقتی از طریق سایت اقدام میکردی، اگر از مشکلات فنی عبور میکردی، بهت زنگ میزدند اما مشخص نمیکردند چه موقعیت شغلی را میخواهند. در روز مصاحبه هم اوضاع جالب نبود: شش نفر جلویت مینشستند و قرار بود فقط به سوالهایشان پاسخ بدهی، در جلسه هم اجازه نمیدادند خیلی صحبت کنی و نهایتا هیچ توضیحی درباره موقعیت شغلی داده نمیشد. اگر هم از نتیجه مطمئن میشدی و بهت میگفتند که تأیید شدهای یا نه، بهت نمیگفتند دقیقا به کدام پوزیشن قبول شدی.
در آگهی کار نشون داده بودند که مهارتهای برنامهنویسی تا حدی اختیاری است و از من میخواستند به سطح LPIC-1 هم مسلط باشم. اما در جلسهی مصاحبه بیشتر درباره دیتابیس و سرویسهای سطح دوم لینوکس سوال پرسیدند و انتظار داشتند که با معیارهایی که در آگهی ذکر شده بودن همسو باشم. نتیجه برای من این شد که خیلی از آگهی جور در نمیآمد با واقعیت مصاحبه.
****** نیومدی کامنت جدید بذاری مگه نگفتیم بهت بیا کامنت بذار؟ حوصلمون سر رفت بابا بیا کامنت بذار بهت بخندیم یکم به نظر من برید تابان شهر یه مدت کار کنید با ****** آشنا شید باور کنید سوژه خنده تون میشه تو دور همیاتون بتونین بهش بخندین. حالا کاری با ****** هم نداشته باشید کلی چیز دیگه هست. تایمی برای استراحت نداری، محیط خیلی خشکه، بخوای بری مرخصی بگیری با منت و کلی سختی یه جوری مرخصی میدن انگار چیه مثلا. حقوقش کمه حجم کار زیاده و ددلاین ها کم حرفه ای باشی میتونی برسونی تسک هارو ولی درکل باید اضافه کاری وایسی وگرنه به کارات نمیرسی یعنی یه جوری بهت تسک میدن که مجبور شی اضافه کار وایسی.
ظاهرا آزار و ازیت کاریزما فقط شامل ما برنامه نویسا نیست، بنده خدا عمو صابرم بلا سرش آوردن. اونم گذاشته رفته باهاش حرف که میزدم پرسیدم اخراجت کردن گفت نه ولی کاری کردن خودمو خلاص کنم، این مدل کاریزماست که اخراجت نمیکنن بلایی سرت میارن خودت بزاری بری مثل عمو صابر میگفت روزهای آخر خیلی بلا سرش آوردن از همه جور توهین و کوچک کردنش کم نزاشتن بخاطر آبروی عمو صابر نمی تونم بگم چیکارش میکردن. وقتی یه عقده ای تازه به دوران رسیده رو میزان مدیر نتیجه اش همین میشه، همه همکاراش ناراضی و تحت فشار و خیلی بهشون ظلم میکنن، تنها گناهشون اینه کارگرن! اما بیچاره ها بخاطر نیاز خانواده ها مجبوری تحمل میکنن. خدا از سر تقصیراتتون نگذره. اون از آینده بچه ها اینم از آدم با عشق و مشتی مثل عمو صابر که این بلا رو سرش آوردین... خدا لعنت کنه، عوضیای عقده ای
تجربه من توی کاریزما نشون داده که قسمت اصلی ایجاد مشکلات ماسک تیم HR هست چون به معنی واقعی کلمه نقش پلیس خوب پلیس بد رو بازی میکنن و مدام زیررو میکشن ممنون از بقیه دوستان که دست افراد ماسک بدست رو کردند مهمترین علت درگیری در تیم ها حرف های نابجای تیم HR هست و از اون مهمتر اینکه مدیران "پردازش اطلاعات مالی کاریزما" اصلا تجربه موفقی در حوزه تولید نرم افزار بازار سرمایه نداشته و ندارند به همین خاطر فکر میکنن خم رنگرزی هست و درک و شعوری از تعاملات ندارند کار هر بز نیست خرمن کوفتن
در ابتدا به شما برای پرداخت حقوق اتون به صورت دو مرحله ای اعلام میکنند که به صورت دو دفتری هستش ولی خوب فقط قرار داد اول که پایه حقوق قانون کار هست رو به شما تحویل میدهند و قرار دوم رو به هیچ عنوان بهتون تحویل نمی دهند تا تعهدی نداشته باشند در طول همکاری به هیچ عنوان پرداخت های منظم ندارند و با فشار کاری زیاد و در نهایت عدم نیاز زدن با زندگی شما بازی میکنند و تصفیه های نهایی رو یا با شما نمیکنند یا با تاخیر یا هم با کم بودن اون نسبت به مقدار توافق شده انجام میدهند بیشتر مشکلات این شرکت مالی و عدم تعهد مدیران نسبت به کارمندان دیگر هستش
برای من تجربهی کار به نظر میرسد که محیط کار در این شرکت نسبتا متنوع است، با گروههایی که هم مذهبی هستند و هم نیستند. از نظر یادگیری هم فضای مناسبی وجود دارد؛ چالشهای متنوع و ساختار شرکت طوری است که ناگزیر به کسب تجربههای تازه میشویم و حجم کار بالاتر از برخی شرکتها میتواند فرصت یادگیری بیشتری بدهد. با این حال فشار کار نسبتا زیاد است، به ویژه برای دانشجوها، ساعات کاری به همهشان قول داده میشود و اگرچه جنبهی مثبتی که روشن است این است که فرصت یادگیری هم بیشتر میشود، اما ممکن است در برخی ساعات نامتعارف با همکاران تماس بگیرید. از نظر حقوق، دستمزدی حدود بیست درصد کمتر از شرکتهایی مانند اسنپ است، اما تاخیر حقوق وجود ندارد و اولین روز ماه پرداخت میشود. تیم فنی واقعا تیم خوبی است و رفتار افراد هم محترمانه است؛ با این وجود بسیاری از همکاران دانشجو هستند و در برخی حوزهها شاید نیرو سینیور کم باشد. نکتهی مثبتی هم وجود دارد اینکه فضای کار تا حدی فلته است؛ شرکت چند پارکینگ دارد اما برخلاف برخی places، جا برای همگان با حضور هرکس زودتر بیاید رزرو میشود. موقعیت دسترسی با مترو نزدیک میدان میرزای شیرازی است. در کل اگر حقوق برای شما اولویت است یا فقط میخواهید یک بازهی مشخص زمانی کار کنید و بعد از آن هیچ تعهدی نداشته باشید، احتمالا گزینهی مناسبی نیست. اما اگر هدف اصلیتان یادگیری است و با این که گاهی مجبور به کار در ساعات غیر کاری میشوید کنار میآیید، اینجا میتواند گزینهای خوب باشد.
سداد پر از ادمهای سفارش شده بیسواد و بیسروپا که هرچی ندیدن توو زندگیشون میخوان از حقوقی که به ازای ادم فروشی بهشون میدن برسن...پر از ادمهای ضعیف از نظر مالی وپر از خشم از نداشته ها و ندیده هاشون توو سداد سر همه توو مات... دیگرانه یعنی سرتو بلند میکنی میبینی هزار تا چشم داشتن امار میگرفتن تذکر حجاب و پوشش اصلا بر عهده واحد hrنیست وقتی شرکت حراست داره اونم تذکر قد مانتو 70 سانتی از طرف یه خانم به خانم دیگه===))) خانمی که به من تذکر حجاب داده بود.خودش تووکوچه پس کوچه های شرکت در وقت ناهار سیگار میکشید که البته چون با اتوبوس خانم مدیر منابع انسانی اومده بود و خانم مدیر هم همسر یکی از مدیران بانک ملی بودن در کمال ناباوری که ادمهای بیسواد در سداد خوب رشد میکنن خانم مدیر به همراه اتوبوسش بعد چندماه رفتن یه سازمان دیگه رو به ... بکشن سفته میگیرن دوربین همه جا هست ولی برخلاف نظرات ندیدم به کسی تذکر بدن مدیرا اصلا هدف و انگیزه ای برای ساختن و پیشرفت شرکت ندارند.یه مدت انگار مهمون سازمانند
نکنید نرید هرچی توی آگهی نوشتن دروغه هیچ هزینه ایاب ذهابی پرداخت نمیکنن آخرشم خوب که ازت استفاده کردن میگن نه تو به حدی که میخوایم نرسیدی و تموم. وقتتون رو بزارید یه شرکت درست حسابی چندتا چیز خوب یاد بگیرید بعد اینکه ازین شرکت رفتم فهمیدم که چقدررر متدشون قدیمیه و اصلا هیچی بلد نیستن.
برای من تجربهای بود که از نگاه یک کارشناس اتصال درگاه در شرکت خدمات انفورماتیک نوین کیش دیدم. فضای سازمانی اینجا به نظر من خوب بود و برخلاف خیلی جاها با همکاران مهربان و حمایتی روبهرو شدم. تصور میکنم حقوق نسبتا کم باشد، مخصوصا در مقایسه با شرکتهای خدماتی اصلی یا بانکها، و این موضوع یک چالشی برای من بود. با افزایش خروج نیروها، حجم کار هم بالاتر رفت و فشار رو به افزایش بود. شیوههای مدیریت کار مانند اسکرام و اسپرینت در حدی بود که به نظر میرسید با میزان دریافتی همسو نیستند و تناسبی وجود ندارد. پارکینگ برای کارکنان فراهم بود. تجربه کارآموزی هم داشتم. به نظرم بهتر است به جای زیر مجموعهها، از خدمات اصلی استفاده شود؛ اگر حرفهای هستید، احتمالا در اینجا با چالش مالی روزمره روبهرو میشوید و ممکن است هر روز به نظر فقیر برسید.
بااینکه من متوجه محیط عیر اخلاقی سداد شده بودم و سعی میکردم هرروز که میرم خونه مساعل رو فراموش کنم اما واقعا طی 2.5سالی که در سداد بودم تهمتها و رفتارهایی رو دیدم و شنیدم که دیگه هیچوقت اون ادم سابق نخاهم شد من قبل سداد فکر میکردم ادمها دو سه یا ده تا چهره دارن اما سداد بهم یاد داد بعضی از افراد هزار رنگ عوض میکنند و بخاطر مشکلات روحی و روانی که دارن واقعا مرزی برای ازار و اذیت کردن دیگران ندارند کلا از حراست تا واحد فنی همه کارارو موکول میکنند به بعد از تغییر معاونت و اومدن حکم فلانی و.....کارا همه رو هوا
با همکاران با احترام کارم را به صورت تماموقت با شرکت توتال آغاز کردم و حالا نزدیک به سه سال است که در این مجموعه فعالیت میکنم. مدیریت ارجمند، آقای مهندس محمدپور، رهبری میکنند و همکاری با ایشان برای من افتخاری بوده است؛ از همکاری با ایشان توانستهام رزومهای بهتر بسازم. شرکت پویا و پذیرای نقدها است و نظرات پرسنل را در مسیر پیشبرد کار به کار میگیرند. فضای کاری سالم و مطلوبی وجود دارد و امیدوارم در سالهای آینده نیز افتخار همکاری با توتال را داشته باشم. توتال در سال 402 به هلدینگ بینالمللی تبدیل شده که برای من مایه افتخار است.
من یکسال و ۸ماه مشاور ای تی سامانه هیوا بودم و مشکلی نداشتم با شرکت حتی وقت تسویه چون توی کامنتا خوندم میگم....خیلی اتفاقا با انصاف و دقیق هستن و حتی هرماه با فیش حقوقی حزییات رو بهم توضیح میدادن و بیمه هم داشتم....با ازمون استخدامی اموزش و پرورش قبول شدم و درحال حاضر دبیر هستم ولی تجربه خوبی رو توی این مدت داشتم و برای همه شون ارزو میکنم که همینطور موفق به راهشون ادامه بدن....
این مواردی که دوستان درمورد فساد اخلاقی و مالی و ضعف فنی گفتند سرسوزنی از واقعیته سداد واقعا لجنزاریه که بهشت افراد زالو صفته ادم در سداد داریم که پدرومادرش فقط تامرحله تولیدمثل موثر بودند و این ادم سراپاعقده است یعنی انقدر بدبخته که پی امار ماشین و خونه و لباس همکارشه.از این موجود توقع دارید انسانیت به خرج بده؟این موجود اومده تهران ارث پدرشو جمع کنه ببره دهاتشون در سداد جلو چشم همهه امار میدن اقای x موثر در تیم بوده ولی در نهایت پاداش رو میدن به خانم y چرا؟چون خانم لازم نیست کار کنه همینکه جو رو مسموم میکنه که مدیری که مدیریت بلد نیست فعلا در راس بمونه کافیه توهینهایی به شخصیتتون میشه که میشه در زندانها برای شکنجه ازش استفاده کرد امکان نداره به یه موجود حقیر در سداد سمت 100لول بالاتر از حدتواناییش پیشنهاد بدن بگه نه!!!!!
واقعا تو این ۹ ماهی ک اونجا بودم سخت ترین روزای زندگیمو گذروندم کار ب شدت سخت سرپرست ب شدت بی شخصیت و بی سواد اگه سلامت روان و جسمتون براتون مهمه دور این شرکت خط بکشید
باور نکردنی بود وقتی از جایی با حقوق پایین و ساعات طولانی وارد اینجا شدم، اما مقصدی که پیش رویم بود امیدبخش به نظر میرسید. در آذرماه وارد مجموعه شدم تا از شرایطی بهتر از قبلم بهره ببرم؛ جایی که حقوق ۷۴۰۰ و بیمه تأمین اجتماعی و تکمیلی، اضافهکاری و پاداش و فرصتهای پیشرفت و یک روز مرخصی در هفته وعده داده میشد. اما واقعیت فرق میکرد. فقط دو ماه است که اینجا هستم و ساعات کار از ۸ صبح تا ۵ عصر است؛ به قدری طولانی که در شیفتی بودن فروشگاه، زنده ماندن ساده است. کار کردن با وجود همهی اینها ما را به فروشگاه میکشاند و رفت و آمدهای من حصارهای ناگفتنی بین کار و زندگی میسازد. با وجود مدیریت نسبتا خوب، معاونان به دردسر تبدیل شدند. یکی بیمسئولیت بود و رفت؛ یکی دیگر سختگیر شد و فضای کار را به نظم نظامی تبدیل کرد. تیمی که در آن حضور دارم، افرادی که استعفا دادند و نفرات جدیدی جایگزین شدند هم کارایی لازم را ندارند. مشکلاتی که با کارفرمایی به وجود آمده و گاهی به کمکاری انجام میدهد، تا حدی در شرایط فعلی نقش دارند. گاهی اوقات صندوق پول وقتی کسر میشود، به حساب کارمندان میرود؛ این ماه حقوقم تنها ۱ تومان مانده بود چون هزینههای صندوق در ابتدای ماه کسر شد و برای هر نفر حدود ۱۲۵۰ کارت کشیده شد. ماه گذشته هم برای صندوق به مبلغ ۴۵۰ تومان قرض گرفتم تا کسر صندوق جلوگیری کنم. کارهای فروشگاه به عهدهی همه است؛ از فروش تا صندوق، نظافت و چیدمان. در هفته، یک روز مرخصی داریم که روز بعد باید کامل بیایم و کار کنم. هفتهای که منتهی به اول ماه است و پنجشنبه اول ماه را شامل میشود، باید به طور کامل در فروشگاه حضور داشت. هر ماه یکبار هم انبارگردانی انجام میشود که گاهی باید از ساعت ۵ صبح بیایم یا اگر زمان دیگری باشد، باید شب هم در فروشگاه بمانم. ناهار را خودم میبریم و واقعا تمام وقت را در آن محیط سپری میکنم. اضافهکاری وجود ندارد و تعطیلات تنها شاملش میشود. اگر گوشت و مرغ و ماهی تاریخ مصرفشان گذشته باشد، باید پول را بدهیم حتی اگر تقصر با ما نیست. بیمه تکمیلی هم فقط پس از یک سال فعال میشود، در حالی که در بسیاری جاها سه ماهه ارائه میشود. کارهای باهم فشار میآید تا جایی که فرصت فکر کردن به مشکلات شخصیام را هم ندارم. در این دو ماه واقعا فروشگاه را تجربه کردهام و تنها شبها به خانه میآمدم و میخوابیدم. صدای دور از دسترس از دور خوشحال است اما واقعیت چیز دیگری است. محصولاتی که تاریخ مصرفشان گذشته یا نامآشنا نیستند در فروشگاه وجود دارد و حتی با وجود این وضعیت نمیدانم چرا روی نایلونهای شرکت نوشته است که هفت سال پیاپی فروشگاه زنجیرهای برتر ایران است. در این مدت بیشتر از پسانداز یا پرداخت بدهیهایم، خرجی را دوباره به شرکت برگرداندم. حتی یک ریال هم راضی نیستم و استعفای خود را نوشتهام و تصمیم دارم تا پایان بهمن ماه از اینجا بیرون بیایم.
با کمال میل، رضایت خود را از تجربه کاری دو ساله خود در کمپانی پارمیس به عنوان پشتیبان فنی ابراز میکنم. این دوره برای من فرصتی ارزشمند جهت یادگیری و پیشرفت در زمینه پشتیبانی فنی و ارائه خدمات به مشتریان بود. نکات مثبت: محیط کاری پویا و پرنشاط: کمپانی پارمیس محیط کاری پویا و پرنشاطی را برای کارکنان خود فراهم میکند. این محیط باعث میشود که کارکنان انگیزه و اشتیاق خود را برای کار حفظ کنند و از کار خود لذت ببرند. فرصتهای یادگیری و پیشرفت: در طول دوره فعالیت خود در کمپانی پارمیس، فرصتهای زیادی برای یادگیری و پیشرفت در زمینه پشتیبانی فنی داشتم. شرکت دورههای آموزشی مختلفی را برای کارکنان خود برگزار میکند و همچنین امکان دسترسی به منابع آموزشی متنوع را فراهم میکند. همکاران supportive و دلسوز: در کمپانی پارمیس همکارانی supportive و دلسوز داشتم که همیشه در حل مشکلات و چالشها به من کمک میکردند. این امر باعث ایجاد روحیه همکاری و همدلی در تیم شده بود. رضایت مشتریان: ارائه خدمات با کیفیت بالا به مشتریان و جلب رضایت آنها از جمله اولویتهای اصلی کمپانی پارمیس است. در طول دوره فعالیت خود در این شرکت، تلاش کردم تا با ارائه خدمات پشتیبانی سریع و دقیق، رضایت مشتریان را جلب کنم. جمعبندی: در مجموع، از تجربه کاری خود در کمپانی پارمیس بسیار راضی هستم. این دوره برای من فرصتی ارزشمند جهت یادگیری و پیشرفت در زمینه پشتیبانی فنی و ارائه خدمات به مشتریان بود.
وقتی برای شرکت هیدرولیک کاران بهعنوان کارشناس فروش وارد شدم، تجربهای نسبتا عجیبی و چندان دلچسب نبود. اصلا چیزی که انتظار داشتم، نبود؛ گویی قراردادها برای هیچکس وجود ندارد و حقوق هرماه به موقع میرسد، اما همه چیز خیلی سطحی و بدون جدیت جلو میرفت. چند روزی که آنجا ماندم، بینظمی را بهوضوح حس کردم و تصمیم گرفتم بیرون بیایم. در مصاحبه اولیه گفته شد که قرارداد دارید، اما وقتی با یکی از همکاران صحبت کردم، فهمیدم که هیچکدام قرارداد نداریم و انگار این موضوع برای تیم عادی محسوب میشود. این وضعیت تا حدی معمول به نظر میرسید و به چشم برخی طبیعی میآمد. به نظر میرسد هنوز پرسنل به الزامات اولیه و رفتارهای انسانی آشنا نیستند؛ وسایل کهنه و سیستمهای کند و هنگی هم وجود داشتند و فرآیندها خیلی قدیمی بودند.
برای من شرکت واقعا محیطی گرم و امن به نظر میرسد و کار در آن بیش از هر چیز برایم حس خانه را دارد. سال زیر ۱۲ ماه است که در این مجموعهام و احساس میکنم جاى من اینجا درست است؛ منابع انسانی واقعا حمایتی و خوب است و برای رفاه کارکنان تلاش میکنند. فضای کاری به نسبت منسجم است و مزایایی مانند برنامههای آموزشی متنوع در حوزههای مختلف وجود دارد، همچنین به بهداشت و کیفیت غذای کارکنان اهمیت داده میشود. از همه مهمتر اینکه به حرفهای ما گوش میدهند؛ درد و دلهای تیم را میشنوند و پیگیری مشکلات را در اولویت قرار میدهند. در جمعبندی، بودن در این شرکت تجربهای جذاب بوده است که واقعا ارزشمند است و از تیم منابع انسانی تشکر میکنم.
شرکت آرا کاوش پژوه برای من تجربهای ناخوشایند بود. رفتار همکاران بهقدری غیرحرفهای بود که ارزش زمان من را نادیده میگرفتند. در طول فرایند، با توجه به آلودگی هوا و ترافیک، سه مرحله رفت و آمد برای مصاحبه حضوری انجام دادم و در نهایت بدون هیچ پاسخ مشخصی قطع کردند و پاسخگو نبودند. وقتی تماس گرفتم و گفتم که چه مقدار زمان صرف کردم، منشی فقط وعدهی پیگیری میداد و پاسخ قاطعی نمیگرفت. تا همان جلسه پایانی به نظر میرسید مسائل درست پیش میرفت، اما احساس کردم که با وجود سابقهی بیش از ده ساله، تصور میکردند با قرارداد سه ماههی آزمایشی و حقوقی مطابق با وزارت کار میتوانم پذیرفته شوم، در نتیجه تصمیمی برای پرداخت حقوق مناسب نگرفتند. این رفتار باعث شد که انتظارم برای پاسخ صریح و حرفهای را از دست بدهم و احساس کنم هدف نیروهای مفتخواهی دارند.
به عنوان فردی که تجربه مصاحبه با این شرکت را داشتم، باید بگویم تعریف این سازمان را از خیلی جاها شنیدهام و به همین دلیل انتظار میرفت با استانداردهای یک شرکت بینالمللی همسو باشد. اما آگهیهای استخدامی خیلی واضح نبودند و وبسایت ارائه رزومه هم چندان قوی نبود. وقتی از طریق سایت اقدام میکردی، اگر از مشکلات فنی عبور میکردی، بهت زنگ میزدند اما مشخص نمیکردند چه موقعیت شغلی را میخواهند. در روز مصاحبه هم اوضاع جالب نبود: شش نفر جلویت مینشستند و قرار بود فقط به سوالهایشان پاسخ بدهی، در جلسه هم اجازه نمیدادند خیلی صحبت کنی و نهایتا هیچ توضیحی درباره موقعیت شغلی داده نمیشد. اگر هم از نتیجه مطمئن میشدی و بهت میگفتند که تأیید شدهای یا نه، بهت نمیگفتند دقیقا به کدام پوزیشن قبول شدی.
در آگهی کار نشون داده بودند که مهارتهای برنامهنویسی تا حدی اختیاری است و از من میخواستند به سطح LPIC-1 هم مسلط باشم. اما در جلسهی مصاحبه بیشتر درباره دیتابیس و سرویسهای سطح دوم لینوکس سوال پرسیدند و انتظار داشتند که با معیارهایی که در آگهی ذکر شده بودن همسو باشم. نتیجه برای من این شد که خیلی از آگهی جور در نمیآمد با واقعیت مصاحبه.
****** نیومدی کامنت جدید بذاری مگه نگفتیم بهت بیا کامنت بذار؟ حوصلمون سر رفت بابا بیا کامنت بذار بهت بخندیم یکم به نظر من برید تابان شهر یه مدت کار کنید با ****** آشنا شید باور کنید سوژه خنده تون میشه تو دور همیاتون بتونین بهش بخندین. حالا کاری با ****** هم نداشته باشید کلی چیز دیگه هست. تایمی برای استراحت نداری، محیط خیلی خشکه، بخوای بری مرخصی بگیری با منت و کلی سختی یه جوری مرخصی میدن انگار چیه مثلا. حقوقش کمه حجم کار زیاده و ددلاین ها کم حرفه ای باشی میتونی برسونی تسک هارو ولی درکل باید اضافه کاری وایسی وگرنه به کارات نمیرسی یعنی یه جوری بهت تسک میدن که مجبور شی اضافه کار وایسی.
ظاهرا آزار و ازیت کاریزما فقط شامل ما برنامه نویسا نیست، بنده خدا عمو صابرم بلا سرش آوردن. اونم گذاشته رفته باهاش حرف که میزدم پرسیدم اخراجت کردن گفت نه ولی کاری کردن خودمو خلاص کنم، این مدل کاریزماست که اخراجت نمیکنن بلایی سرت میارن خودت بزاری بری مثل عمو صابر میگفت روزهای آخر خیلی بلا سرش آوردن از همه جور توهین و کوچک کردنش کم نزاشتن بخاطر آبروی عمو صابر نمی تونم بگم چیکارش میکردن. وقتی یه عقده ای تازه به دوران رسیده رو میزان مدیر نتیجه اش همین میشه، همه همکاراش ناراضی و تحت فشار و خیلی بهشون ظلم میکنن، تنها گناهشون اینه کارگرن! اما بیچاره ها بخاطر نیاز خانواده ها مجبوری تحمل میکنن. خدا از سر تقصیراتتون نگذره. اون از آینده بچه ها اینم از آدم با عشق و مشتی مثل عمو صابر که این بلا رو سرش آوردین... خدا لعنت کنه، عوضیای عقده ای
تجربه من توی کاریزما نشون داده که قسمت اصلی ایجاد مشکلات ماسک تیم HR هست چون به معنی واقعی کلمه نقش پلیس خوب پلیس بد رو بازی میکنن و مدام زیررو میکشن ممنون از بقیه دوستان که دست افراد ماسک بدست رو کردند مهمترین علت درگیری در تیم ها حرف های نابجای تیم HR هست و از اون مهمتر اینکه مدیران "پردازش اطلاعات مالی کاریزما" اصلا تجربه موفقی در حوزه تولید نرم افزار بازار سرمایه نداشته و ندارند به همین خاطر فکر میکنن خم رنگرزی هست و درک و شعوری از تعاملات ندارند کار هر بز نیست خرمن کوفتن
در ابتدا به شما برای پرداخت حقوق اتون به صورت دو مرحله ای اعلام میکنند که به صورت دو دفتری هستش ولی خوب فقط قرار داد اول که پایه حقوق قانون کار هست رو به شما تحویل میدهند و قرار دوم رو به هیچ عنوان بهتون تحویل نمی دهند تا تعهدی نداشته باشند در طول همکاری به هیچ عنوان پرداخت های منظم ندارند و با فشار کاری زیاد و در نهایت عدم نیاز زدن با زندگی شما بازی میکنند و تصفیه های نهایی رو یا با شما نمیکنند یا با تاخیر یا هم با کم بودن اون نسبت به مقدار توافق شده انجام میدهند بیشتر مشکلات این شرکت مالی و عدم تعهد مدیران نسبت به کارمندان دیگر هستش
برای من تجربهی کار به نظر میرسد که محیط کار در این شرکت نسبتا متنوع است، با گروههایی که هم مذهبی هستند و هم نیستند. از نظر یادگیری هم فضای مناسبی وجود دارد؛ چالشهای متنوع و ساختار شرکت طوری است که ناگزیر به کسب تجربههای تازه میشویم و حجم کار بالاتر از برخی شرکتها میتواند فرصت یادگیری بیشتری بدهد. با این حال فشار کار نسبتا زیاد است، به ویژه برای دانشجوها، ساعات کاری به همهشان قول داده میشود و اگرچه جنبهی مثبتی که روشن است این است که فرصت یادگیری هم بیشتر میشود، اما ممکن است در برخی ساعات نامتعارف با همکاران تماس بگیرید. از نظر حقوق، دستمزدی حدود بیست درصد کمتر از شرکتهایی مانند اسنپ است، اما تاخیر حقوق وجود ندارد و اولین روز ماه پرداخت میشود. تیم فنی واقعا تیم خوبی است و رفتار افراد هم محترمانه است؛ با این وجود بسیاری از همکاران دانشجو هستند و در برخی حوزهها شاید نیرو سینیور کم باشد. نکتهی مثبتی هم وجود دارد اینکه فضای کار تا حدی فلته است؛ شرکت چند پارکینگ دارد اما برخلاف برخی places، جا برای همگان با حضور هرکس زودتر بیاید رزرو میشود. موقعیت دسترسی با مترو نزدیک میدان میرزای شیرازی است. در کل اگر حقوق برای شما اولویت است یا فقط میخواهید یک بازهی مشخص زمانی کار کنید و بعد از آن هیچ تعهدی نداشته باشید، احتمالا گزینهی مناسبی نیست. اما اگر هدف اصلیتان یادگیری است و با این که گاهی مجبور به کار در ساعات غیر کاری میشوید کنار میآیید، اینجا میتواند گزینهای خوب باشد.