اگه بخوام درباره تجربهام حرف بزنم، باید بگم حقوق نسبتا مناسبی بود و در مسیر شغلم یه رشد کوچیک دیدم. قراردادها عمدتا کوتاهمدت بودن و گاهی حتی ماهی هم ثبت میکردن تا بهراحتی بتونن بدون دردسر عذرمو بخوان و از شرکت خارج بشم. شب عیدها معمولا گفتن دیگه نمیخوایمت و با پایان قرارداد نمیتونستی کار کنی. رفتوآمد جزو نکات جدی بود و دقیقا میگفتن اگر بازهای پررس برسیم باید بری بیرون؛ برگشتن به خانه هم با استثناهای مختلف همراه بود. در عیدهای متعدد هم ناچار بودی به سرکار بری و اگر مرخصی میخواستی، از خروجی کارمند کم میشد. بیشترین خروجی کارمند مربوط به فشارها و میزان حضور بود. من کمتر از یک سال اونجا ماندم و ناگهان گفتن که حتی چنین پوزیسیونی را دیگر نمیخواهند. حدیث این بود که اگر زیرنظر یوریک کار کنی، ممکن است کنار گذاشته بشوی. سیستم شرکت تا حدودی روی رقابت و لایههای حمایتی خانوادگی شکل گرفته بود و گاه با کنشهای داخلی در کشمکش بودند. کمکم هرکسی که یوریک استخدام کرده بود را بیرون میانداختند و تیمی که کار را آغاز میکرد، معمولا به نتیجه نمیرسید؛ آرمیک هم افراد تیم یوریک را از کار میانداخت. یوریک هم به کانادا وصل بود و بعضیها به درخت تمیش وصل شده بودند. منابع انسانی نقش تشویقکننده را داشت، اما واقعا گاهی شبیه هویج بود تا انگیزه. بهجز ناهار، چیز خاصی برای خوشایند بودن وجود نداشت. برای تولد هم گاهی تخفیف سی درصدی تعلق میگرفت، اما قیمت کت و شلوارها آنقدر بالا بود که خیلی به درد نمیخورد. مخصوصا برای خانمها. آدمهای کمدانش با زد و بند و پاچهخواری به پلههای بالاتر میرسیدند و بدون پارتی، به مرور ممکن بود از شرکت خارج شوی. واقعا حیف چنین مجموعهای بود و مدیریان اینجا چندان کارآمد نبودند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای من هیچوقت محیط کاری با این شکل تمایل نداشت؛ در پایان دیدم که نمیتونم اونجا دوام بیارم. مدیرعامل اغلب در کارها دخالت میکنه و فکر میکنه از همه باهوشتر و صالحتر است. اطرافش هم افرادی با رویکردهای متفاوت حضور دارند که هر کدام به نوعی فشار روانی به همکاران وارد میکنند. هیچکس مدت طولانی در آنجا نمیماند، چون واقعا همه میدانند چه وضعیتی درست شده است. در روزهای اول، مدیرعامل سعی میکرد خود را فردی شاد و دوستانه معرفی کند، اما به مرور حقیقت آشکار شد. مراقب باشید.
برای من کار کردم در فروشگاههای زنجیرهای رفاه و ساعات کارش بهشدت بالاست به طوری که واقعا از زندگی عادی فاصله میگیرم. فضای کار، همکاران، مدیریت و فضای فروشگاه پر از حاشیهسازی و بحثهای بیمورد بود. حقوقها با تأخیرهای طولانی پرداخت میشد یا به طور کامل کسر یا دستکاری میگردید. تمایز قائل شدن بین نیروهای واردشده از طریق پارتی و افرادی که ارتباطی ندارند به چشم میخورد. هیچ مزیت یا بن ماهانهای ارائه نمیشد؛ در حالی که سایر شرکتها گاه به پرسنل بن و امکانات متنوع میدادند، اما اینجا هیچ مزیتی نصیب کارکنان نمیشد. اخیرا بدهی به تامینکنندگان به همه شرکتها سرایت کرده و به نظر میرسد که ورشکستگی در حال نزدیک شدن است. با کار در این مجموعه، ساعات غیر استاندارد حدود دویست و بیست تا دویست و بیست و هفت در ماه را تجربه میکنم و کمترین حقوق مطابق با وزارت کار را دریافت میکنم و هیچ مزیت دیگری هم وجود ندارد.
سلام امروز یکی از همکارانم که معلم خرید خدمات با حقوق کم است گفت بدلیل مخارج زندگی در یکی از فروشگاه های افق کوروش در زاهدان مشغول کار شدم فکر کنم ۸ یا ۱۰ساعت در شبانه روز بهش گفتند حقوق ۶ وپانصد ولی موقع دریافت حقوق ۲وپانصد بهش دادند آدم دروغگویی هم نیست چرا افق همچین بدجنسایی دارد احتمالا به همین روش از خیلیا بیگاری میکشند و بعد طرف میره نکنید اینا از اجبار میان برای کار گول تبلیغاتتون میخورند. شاید فقط این فروشگاه اینکارو میکنه اگر سرپرست و مدیری از شرکت کوروش این پیام دید پیگیر حق همچین انسان هایی باشد ممنون
مپنا از هر نظر بی نظیره . محیط کار ارام .حقوق عالی - مزایا زیاد -پیشنهاد میکنم . مراحل جذب سخت هست . واقعا سخت . برای همین هست که اسمش مپنا هست
خیلی برام جالبه خیلی خیلی وقتی جو یه سازمان یا یه واحد مسموم باشه حتما بخاطر رفتارها و ادبیات و..که مدیران باهاشون مخالفت نکردن و کم کم تبدیل به عادت و قوانین نانوشته اون سازمان شده که قدیمیا بهش عمل میکنن و افراد جدید هم طی یکی دو روز متوجه این قوانین نانوشته خواهند شد سداد انقدر اوضاش خرابه انقد مسمومه که شرافت رو توی وجود ادما میکشه چرا اینو میگم؟ مثلا در واحد پشتیانی با ادمها جوری رفتار میکنن انگار دوران برده داریه اما هیچکس انقدر انسانیت و شرافت در وجودش نیست که بره حرفشو بزنه یا در کمترین سطح به خودش زحمت بده بیاد اینجا نظرشو ثبت کنه (اگر این سایت رو میشناسه) البته این یه واحدش بود بقیه هم همینن یه فساد مالی و اخلاقیهای شدیدی در سداد هست ولی کسی صداش در نمیاد چون یا داره میخوره یا ........ مورد داشتیم یکی از بچه های تیم که از نظر خانوادگی و مالی خیلی ضعیف بود اومده بود مشکل خونوادگیشو به یکی از به ظاهر دوستانش گفته بود....اون اقا هم که بویی که از شرافت نبرده بود رفته بود به چند نفر گفته بود و توی جلسه انتهای اسپرینت اون مشکل خونوادگی بصورت تمسخر امیز مطرح شده بود!!!!!!!!! وجالبتر اینکه اون خانم که رازشو گفته بود عین گرگ زخم خورده از اون به بعد زیراب همه رو میزد و مدیر کییییییییییییف میکرد از این روند.حتی خودش هیزم میریخت توی اتیش یه ادمایی توی سداد مدیر میشن که جاهای دیگه جونیور محسوب میشن
خلاصه مطلب: اگر آینده نگر هستید مفید شرکت مناسبی برای شما نیست. سیاست شرکت مفید به شکلی هست که رقابت مابین تیم های درون سازمانی بوجود می آورد. متاسفانه از زمان جدایی مهندس خسروی از تیم مفید و تشکیل کارگروه مدیریتی به جای ایشان، مفید نتوانسته است از پس مشکلات بخش فنی بربیاید. جدای از اینکه این موضوع چه تاثیری در منافع مفید دارد، عرصه را برای تیم های فنی به تنگ آورده است. جذب نیروهای ضعیف به اسم سنیور، پروژه های موازی و عمدتا بلااستفاده، عدم هماهنگی و همکاری مابین تیم ها، پاسخگو نبودن مدیران به هر اعتراضی، زیرساخت ضعیف، مقابله با تغییر و از دست دادن آسان مهره های کلیدی پروژه ها از جمله مشکلات بزرگی است که این شرکت با آن دست به گریبان است. مفید خانواده ای مدیریت می شود و کارکنان به هیچ عنوان امکان رشد در آن را ندارند. به این معنی که اگر میخواهید روزی مدیر شوید، در مفید هرگز به آرزوی خود نخواهید رسید. من به عنوان توسعه دهنده بکاند با یکی از تیم های اصلی شرکت مفید همکاری داشتم. تیمی که من در ان حضور داشتم تیم منسجم و خوبی بود اما به علت مدیریت نادرست، پروژه آن به نتیجه نمیرسید. امکان رشد در مفید برای من فراهم نبود و به همین سبب تصمیم به جدایی از آنها را گرفتم. شما اگر کلیدی ترین توسعه دهنده مفید هم باشید، آنها به هیچ عنوان قدر شما را نمی دانند و زمانی که قصد جدایی داشته باشید با این دیالوگ تلخ مواجه میشوید : «اگر استعفا دهی دیگر هیچ گاه نمیتوانی بازگردی!». جدای از اینکه این دیالوگ از غرور کاذب مجموعه مفید نشات میگیرد، اما واقعیت این است که هیچ توسعه دهنده ای آرزوی همکاری با مفید را ندارد. ساختمان اصلی مفید یک مدرسه پسرانه است. یعنی هیچ جنس مونثی از در ساختمان وارد نمیشود (کمی اغراق کردم :D). اگر شما سیگار میکشید در مفید جذب نخواهید شد. اگر مذهبی نیستید مفید برای شما جای مناسبی نیست. موی بلندی دارید؟ یا کوتاه میکنید یا موقعیت شغلی به شما پیشنهاد نمیشود. در بورس کار میکنید؟ باید بورس را کنار بگذارید. باید صبح زود سرکار بیایید والا ازصبحانه خبری نیست و کسر کار هم میخورید. علاقمند به اضافه کاری هستید؟ بله مفید پذیرای اضافه کاری شماست اما به صورت رایگان. امنیت شغلی میخواهید؟ مفید امنیت شغلی به شما میدهد اما آرامش روانی ندارید! در کل به جمله اولم باز میگردم. مفید شرکتی نیست که بخواهید برنامه چندین ساله برای همکاری با آن داشته باشید. تنها ایستگاهی موقتی است تا به شرکت دیگری با مزایای بهتر و آرامش ذهنی برسید. گواه این گفته من میانگین همکاری توسعه دهندگان مفید است که به یک سال نمیرسد.
شرکت فالنیک ایران اچ پی تجربهای پر از نکتههای آموزشی بود که با وجود فرصتهای یادگیری، راحتی اخلاقی و سیستم مدیریتی سنتی در آن احساس میشد. در این محیط به نظر میرسید که روابط خانوادگی در رأس کارها قرار دارد و هر بخش مدیر یا مسئول خاصی از همان گروه افراد فامیل است، به گونهای که انتظار میرفت امکان بیان نقد یا اعتراض کمتر شود. حقوق پایه در مقایسه با انتظارها ناچیز بود و زمان زیادی صرف جلسات میشد بدون این که نتیجه قابل توجهی حاصل شود. از نظر منابع انسانی هم بهبود قابل توجهی دیده نمیشد و کارفرمایی سفته یا تضمین با مبلغ بالا برای آغاز همکاری را ارائه میکرد.
دوستانه اما واقعگرا، من توی شرکت تجارت الکترونیک امن موج چنین تجربهای داشتم. حقوق پایه خیلی پایین بود و هرکسی هرکاری که دلش میخواست بدون هماهنگی با مسئول مربوطه انجام میداد. محیط کار صمیمی بود اما برنامهریزی خیلی ضعیف بود و پروژههای زیادی بدون نقشه مشخص در حال اجرا بود. یک دفعه میگفتند از فردا ساعت نه صبح باید همهچیز را به صورت دمو نشان بدهند و فیچرهای جدیدی اضافه شود. در بحث حقوق، هیچ ساز و کاری برای سطحبندی وجود نداشت و به همان مقداری که به کارمندی با سابقه کم و آموزشدهنده میرسید، به نفر دارای تجربه و تخصص بالا همان میزان میدادند. معمولا حقوق خانمها کمتر از همتایانشان بود، حتی اگر لول بالایی داشتند. سنوات و مزایای پایان قرارداد هم نبود و اگر من قبل از پایان قرارداد استعفا میکردم، هیچ چیزی به من تعلق نمیگرفت.
با من تماس گرفتن روز شنبه و برای دوشنبه وقت مصاحبه ست شد (بصورت آنلاین) ، در روز و ساعت مقرر حاضر شدم ولی کسی نیومد برای مصاحبه!! ، بعد 10 دقیقه تماس گرفتم کسی جواب نداد و بیخیال شدم و کلا از روم اومدم بیرون. بعد دیدم نیم ساعت قبل از زمان مصاحبه ایمیل زدن که جلسه مصاحبه کنسله و بعدا با شما تماس میگیریم برای تنظیم جلسه دوباره!!! حتی زحمت ندادن به خودشون که یه زنگ بزنن و آدم رو معطل نکنن!!! یا حداقل اگه ایمیل میزنی زودتر بزن نه نیم ساعت قبلش که ممکنه من نبینم. بعد یک هفته دوباره تماس گرفتن که دوباره جلسه ست کنن که منم گفتم علاقه ای به همکاری ندارم.
برای من که از ایرانیکارت جدا میشوم، تجربهام در این شرکت همچنان به سکوت خبری شبیه است اما واقعیتها را دقیق حس کردم: حقوق و مزایا به شکلی نامتوازن تقسیم میشود و فرصتهای رشد شغلی به هیچ وجه فراهم نیست، برخلاف وعدههایی که به نظر میرسد داده میشود. همکار کناری من با مدیرعامل در ارتباط نزدیک است و اغلب در راهروها و بخشهای مختلف حضور دارد؛ به نظر میرسد کار مفیدی انجام نمیدهد و حقوق بالاتری نسبت به من میگیرد. از فضای کار مبتنی بر پارتیبازی هم راضی نیستم و تصمیم دارم با یافتن فرصت بهتر اینجا را ترک کنم.
با درود مزخرفتر و غیر حرفه ای تر از این کارگزاری ندیدم هرچی دون پایه و خورد و کوچیک درو هم جمع شدن شدیدن عقده ای و غیر حرفه ای به اشناهای خودشون وام میدن و به بقیه ادای وام دادن در میارن بسیار معایب که حالا در اسرع وقت رونمایی میشود
من حدود هفت تا هشت سال در گروه پیوست فعالیت کردم؛ هم به عنوان کارشناس پشتیبانی و هم به عنوان برنامهنویس در واحد نرمافزار. محیط بخش پشتیبانی دوستانه بود اما حاشیههای زیادی وجود داشت و فشار کار نسبت به نیروهای موجود همیشه بالا بود، طوری که اختلافنظرهای همکاران حول کار هم بار منفی ایجاد میکرد. با وجود این، روابط دوستانهای که شکل گرفته بود را نمیشد نادیده گرفت؛ این حاشیهها که به نظر میرسید از جانب مدیریت باید مدیریت شوند، روی این روابط تأثیر منفی میگذاشت. بر عکس پشتیبانی، بخش نرمافزار که من در آن کار میکردم، پویا و کمحاشیه بود. مدیران این واحد، بهویژه مدیر تولید، دانشمند، با اخلاق و حرفهای بودند و وقتی مشکلاتی بین تیم یا با دیگر همکاران پیش میآمد، ابتدا با مدیر تولید مطرح میکردیم تا راه حلی ارائه دهند که واقعا مسئله حل شود و اعضای تیم اذیت نشوند. تیمی باکفایت و با دانش بالا وجود داشت و کارهای تخصصی و سطح بالایی انجام میشد؛ بهرغم محدودیتهایی که بر سر استفاده از فناوریهای تازه وجود داشت، طراحی و ساختار برنامهها از نظر من عالی بود و محیطی مناسب برای یادگیری و پیشرفت برنامهنویسها به شمار میرفت. در شرکت پیوست هم تجربههای مثبت و هم چالشهایی داشتم؛ اگر کسی قصد همکاری بهعنوان برنامهنویس دارد، شاید بهتر باشد یک تا دو سال در این شرکت بماند. زمانی که با این شرکت همکاری میکردم، حقوقها نسبتا پایین بود و یکی از دلایل ترک کار هم به همین موضوع مربوط میشد؛ اما فعلا اطلاعی از وضعیت جدید ندارم و شاید بهبود یافته باشد.
بدترین شرکتی که تو کابوستون بتونین ببینین همکاران سیستم هست . کمترین حقوق دریافتی - اضافه کار ندارید . پاداش رو باید گذاشت در کوزه و از اب ان میل کرد . واقعا برای من که 3 ماه همکاری در همکاران سیستم کرج رو داشتم واقعا دلم میخواد از سوابق بیمه ام راهی داشت و پاک کنم . اگر مهندس نرم افزار هستید یا شبکه تخصص دارید به هیچ عنوان قدم در همکاران سیستم نگذارید . تا 7 و 8 شب سر کار .بدون نهار . بدون هیچ چیزی
من 20 دقیقه در لابی منتظر مصاحبه شدم و بعد 10 دقیقه در اتاق کنفرانس. یک خانمی اومد پایین و جلوی من با منشی شروع به دعوا کرد. بعد همون خانم اومد تو و مصاحبه رو شروع کرد، چند دقیقه بعد یکی دیگه اومد بدون هماهنگی و دست آخر یک آقای به شدت بی ادب وارد شد و پرسید واسه چی اومده؟ که یکی از خانم ها توضیح داد. یکی دو تا سوال ابتدایی با لحن چاله میدونی پرسید و من بعد من گفتم سوالاتون غیر حرفه ایه و جواب نمیدم و اومدم بیرون. اما حالم از مدل بی ادبانه و به شدت وقت ناشناسیشون بهم خورد. اینجوری قورباغه هم نمیتونید استخدام کنید.
تصور میکنم به دنبال بازنویسیای دلنشین و صادقانه از تجربهام هستم که حال و هوای اصلی را حفظ کند اما زبانش تازه و ساده باشد. من فقط از خودش میگویم و با صراحت بیان میکنم که برخی رفتارها و قالبهای فرهنگی شرکت چه تاثیری روی من گذاشت. وقتی وارد مجموعه شدم، فهمیدم که منابع انسانی بیشتر به کارکردن با شبکهی روابط داخلی و تبلیغ ظاهر علاقه دارد تا رسیدگی به نیازهای کارمندها. معیار ارتقا و پاداش به نظر میرسد بیشتر به حضور یا ابراز وفاداری به مدیر مربوط باشد تا به عملکرد واقعی فرد. در نتیجه، تشویقها و پاداشها به شکل یک نمایش و ایجاد شوآف برای هدایا و رفتارهای نمایشی جلوه میکردند. اگر از همکاران سوال میکردی، به غالب آن افراد هم نارضایی میرسیدی؛ اما چنین واکنشی جدی گرفته نمیشد و به جای توجه به مسائل کارآمدی، روی جنبههای ظاهری و تبلیغاتی تأکید میشد. به من و سایر نیروها تذکر داده میشد که منابع انسانی عموما قابل تمسکاند و نیروها زیاد است و به همین دلیل بهشدت از هرگونه کمکی یا پشتیبانی کامل خودداری میشد. این رفتارها و شیوههای مدیریت را با وجود تمام فشارهای مالی تا مدت کوتاهی تحمل کردم؛ اما وقتی به شرکت دیگری رفتم و تجربههای تازه را دیدم، تازه معنی کار، فرهنگ سازمانی و نقش منابع انسانی را درک کردم. الان میدانم که چگونه باید یک محیط کاری با اصول و ارزشهای واضح و پشتیبانی واقعی از کارکنان داشت.
بدون شک میتونم بگم اگر بخایم بدترین شرکتهای نرم افزاری رو رتبه بندی کنیم پرداخت الکترونیک سداد جزو 5تای اوله یعنی مواردی که در تجربه های شرکتهای دیگه به عنوان نکته منفی درج میشه در سداد یه چیز عادی و روتینه.برامون خاطرست سداد مرز مشکلات و پایین بودن اخلاق و سطح فنی رو جوری جابه جاکرده حالا حالاها شرکتی به گرد پاش نمیرسه باوجود تغییر مدیر عامل هم تغییر محسوسی حس نمیشه چون فرهنگ سازمانی سداد مشکل داره.کوتوله پروره
از اینکه وقت خودم رو در این شرکت هدر دادم بسیار متاسفم. بیشتر انرژی و وقت شما صرف یادگیری فریم ورک قدیمی و پیچیده و پر از اشکال شرکت میشه . دائم به باگ های ناشی از فریم ورک و تولز شرکت میخورید . در طی روز زمان زیادی رو فقط صرف گت و بیلد تغیرات تولز میخورد آخرش هم با خطا مواجه می شوید. بیشتر نیروها تا جایی که بتونن دروغ میگن که دیگران رو مقصر جلوه بدن. علت اصلی هم این هست که کلا سیاست شرکت به دنبال مقصر میگرده و بس. این تنها چیزیه که مدیران شرکت دنبالش میگردن.
به شدت کوتوله پرور هستند. از نظر مدیران ارشد شرکت ، کلا به تعداد انگشت شمار برنامه نویس برای شرکت کافی هست . بقیه باید در حد تایپیست باقی بمونن و کارهای بقیه رو کپی پیست کنند. یک framework به شدت دست و پا گیر دارد که فقط عده بسیار محدودی ازش سر در میارن و وای به حال برنامه نویس اگه کارش به این موارد گیر کنه. چون به این راحتیا جواب نمیگیرید.
متاسفانه شرکت ادصاب همیشه حقوق را با حداقل 2.5 الی 3 ماه تاخیر پرداخت میکنه(به این موضوع هم افتخار میکنند) فضای کاری بسیار کثیف و نامرتب و قدیمی عدم رعایت سلامت افراد چون افتخار مدیران شرکت این هست که غذا در 5 دقیقه میخورند تکنولوژی های بسیار قدیمی از ابتدا شما مجبور به قرارداد چند ساله میکنند بیمه تکمیلی ندارند فضای اشتراک دانش و سرگرمی که رویاست(حتی کره صبحانه مدیریت توسط پرسنل تهیه میشد) فضای فکری مدیران کاملا فسیل شده است سیستم های کامپیوتری قدیمی و زغال سنگی فقط چایی رایگان میدن (قند هم خودتون باید ببرید)
اگه بخوام درباره تجربهام حرف بزنم، باید بگم حقوق نسبتا مناسبی بود و در مسیر شغلم یه رشد کوچیک دیدم. قراردادها عمدتا کوتاهمدت بودن و گاهی حتی ماهی هم ثبت میکردن تا بهراحتی بتونن بدون دردسر عذرمو بخوان و از شرکت خارج بشم. شب عیدها معمولا گفتن دیگه نمیخوایمت و با پایان قرارداد نمیتونستی کار کنی. رفتوآمد جزو نکات جدی بود و دقیقا میگفتن اگر بازهای پررس برسیم باید بری بیرون؛ برگشتن به خانه هم با استثناهای مختلف همراه بود. در عیدهای متعدد هم ناچار بودی به سرکار بری و اگر مرخصی میخواستی، از خروجی کارمند کم میشد. بیشترین خروجی کارمند مربوط به فشارها و میزان حضور بود. من کمتر از یک سال اونجا ماندم و ناگهان گفتن که حتی چنین پوزیسیونی را دیگر نمیخواهند. حدیث این بود که اگر زیرنظر یوریک کار کنی، ممکن است کنار گذاشته بشوی. سیستم شرکت تا حدودی روی رقابت و لایههای حمایتی خانوادگی شکل گرفته بود و گاه با کنشهای داخلی در کشمکش بودند. کمکم هرکسی که یوریک استخدام کرده بود را بیرون میانداختند و تیمی که کار را آغاز میکرد، معمولا به نتیجه نمیرسید؛ آرمیک هم افراد تیم یوریک را از کار میانداخت. یوریک هم به کانادا وصل بود و بعضیها به درخت تمیش وصل شده بودند. منابع انسانی نقش تشویقکننده را داشت، اما واقعا گاهی شبیه هویج بود تا انگیزه. بهجز ناهار، چیز خاصی برای خوشایند بودن وجود نداشت. برای تولد هم گاهی تخفیف سی درصدی تعلق میگرفت، اما قیمت کت و شلوارها آنقدر بالا بود که خیلی به درد نمیخورد. مخصوصا برای خانمها. آدمهای کمدانش با زد و بند و پاچهخواری به پلههای بالاتر میرسیدند و بدون پارتی، به مرور ممکن بود از شرکت خارج شوی. واقعا حیف چنین مجموعهای بود و مدیریان اینجا چندان کارآمد نبودند.
برای من هیچوقت محیط کاری با این شکل تمایل نداشت؛ در پایان دیدم که نمیتونم اونجا دوام بیارم. مدیرعامل اغلب در کارها دخالت میکنه و فکر میکنه از همه باهوشتر و صالحتر است. اطرافش هم افرادی با رویکردهای متفاوت حضور دارند که هر کدام به نوعی فشار روانی به همکاران وارد میکنند. هیچکس مدت طولانی در آنجا نمیماند، چون واقعا همه میدانند چه وضعیتی درست شده است. در روزهای اول، مدیرعامل سعی میکرد خود را فردی شاد و دوستانه معرفی کند، اما به مرور حقیقت آشکار شد. مراقب باشید.
برای من کار کردم در فروشگاههای زنجیرهای رفاه و ساعات کارش بهشدت بالاست به طوری که واقعا از زندگی عادی فاصله میگیرم. فضای کار، همکاران، مدیریت و فضای فروشگاه پر از حاشیهسازی و بحثهای بیمورد بود. حقوقها با تأخیرهای طولانی پرداخت میشد یا به طور کامل کسر یا دستکاری میگردید. تمایز قائل شدن بین نیروهای واردشده از طریق پارتی و افرادی که ارتباطی ندارند به چشم میخورد. هیچ مزیت یا بن ماهانهای ارائه نمیشد؛ در حالی که سایر شرکتها گاه به پرسنل بن و امکانات متنوع میدادند، اما اینجا هیچ مزیتی نصیب کارکنان نمیشد. اخیرا بدهی به تامینکنندگان به همه شرکتها سرایت کرده و به نظر میرسد که ورشکستگی در حال نزدیک شدن است. با کار در این مجموعه، ساعات غیر استاندارد حدود دویست و بیست تا دویست و بیست و هفت در ماه را تجربه میکنم و کمترین حقوق مطابق با وزارت کار را دریافت میکنم و هیچ مزیت دیگری هم وجود ندارد.
سلام امروز یکی از همکارانم که معلم خرید خدمات با حقوق کم است گفت بدلیل مخارج زندگی در یکی از فروشگاه های افق کوروش در زاهدان مشغول کار شدم فکر کنم ۸ یا ۱۰ساعت در شبانه روز بهش گفتند حقوق ۶ وپانصد ولی موقع دریافت حقوق ۲وپانصد بهش دادند آدم دروغگویی هم نیست چرا افق همچین بدجنسایی دارد احتمالا به همین روش از خیلیا بیگاری میکشند و بعد طرف میره نکنید اینا از اجبار میان برای کار گول تبلیغاتتون میخورند. شاید فقط این فروشگاه اینکارو میکنه اگر سرپرست و مدیری از شرکت کوروش این پیام دید پیگیر حق همچین انسان هایی باشد ممنون
مپنا از هر نظر بی نظیره . محیط کار ارام .حقوق عالی - مزایا زیاد -پیشنهاد میکنم . مراحل جذب سخت هست . واقعا سخت . برای همین هست که اسمش مپنا هست
خیلی برام جالبه خیلی خیلی وقتی جو یه سازمان یا یه واحد مسموم باشه حتما بخاطر رفتارها و ادبیات و..که مدیران باهاشون مخالفت نکردن و کم کم تبدیل به عادت و قوانین نانوشته اون سازمان شده که قدیمیا بهش عمل میکنن و افراد جدید هم طی یکی دو روز متوجه این قوانین نانوشته خواهند شد سداد انقدر اوضاش خرابه انقد مسمومه که شرافت رو توی وجود ادما میکشه چرا اینو میگم؟ مثلا در واحد پشتیانی با ادمها جوری رفتار میکنن انگار دوران برده داریه اما هیچکس انقدر انسانیت و شرافت در وجودش نیست که بره حرفشو بزنه یا در کمترین سطح به خودش زحمت بده بیاد اینجا نظرشو ثبت کنه (اگر این سایت رو میشناسه) البته این یه واحدش بود بقیه هم همینن یه فساد مالی و اخلاقیهای شدیدی در سداد هست ولی کسی صداش در نمیاد چون یا داره میخوره یا ........ مورد داشتیم یکی از بچه های تیم که از نظر خانوادگی و مالی خیلی ضعیف بود اومده بود مشکل خونوادگیشو به یکی از به ظاهر دوستانش گفته بود....اون اقا هم که بویی که از شرافت نبرده بود رفته بود به چند نفر گفته بود و توی جلسه انتهای اسپرینت اون مشکل خونوادگی بصورت تمسخر امیز مطرح شده بود!!!!!!!!! وجالبتر اینکه اون خانم که رازشو گفته بود عین گرگ زخم خورده از اون به بعد زیراب همه رو میزد و مدیر کییییییییییییف میکرد از این روند.حتی خودش هیزم میریخت توی اتیش یه ادمایی توی سداد مدیر میشن که جاهای دیگه جونیور محسوب میشن
خلاصه مطلب: اگر آینده نگر هستید مفید شرکت مناسبی برای شما نیست. سیاست شرکت مفید به شکلی هست که رقابت مابین تیم های درون سازمانی بوجود می آورد. متاسفانه از زمان جدایی مهندس خسروی از تیم مفید و تشکیل کارگروه مدیریتی به جای ایشان، مفید نتوانسته است از پس مشکلات بخش فنی بربیاید. جدای از اینکه این موضوع چه تاثیری در منافع مفید دارد، عرصه را برای تیم های فنی به تنگ آورده است. جذب نیروهای ضعیف به اسم سنیور، پروژه های موازی و عمدتا بلااستفاده، عدم هماهنگی و همکاری مابین تیم ها، پاسخگو نبودن مدیران به هر اعتراضی، زیرساخت ضعیف، مقابله با تغییر و از دست دادن آسان مهره های کلیدی پروژه ها از جمله مشکلات بزرگی است که این شرکت با آن دست به گریبان است. مفید خانواده ای مدیریت می شود و کارکنان به هیچ عنوان امکان رشد در آن را ندارند. به این معنی که اگر میخواهید روزی مدیر شوید، در مفید هرگز به آرزوی خود نخواهید رسید. من به عنوان توسعه دهنده بکاند با یکی از تیم های اصلی شرکت مفید همکاری داشتم. تیمی که من در ان حضور داشتم تیم منسجم و خوبی بود اما به علت مدیریت نادرست، پروژه آن به نتیجه نمیرسید. امکان رشد در مفید برای من فراهم نبود و به همین سبب تصمیم به جدایی از آنها را گرفتم. شما اگر کلیدی ترین توسعه دهنده مفید هم باشید، آنها به هیچ عنوان قدر شما را نمی دانند و زمانی که قصد جدایی داشته باشید با این دیالوگ تلخ مواجه میشوید : «اگر استعفا دهی دیگر هیچ گاه نمیتوانی بازگردی!». جدای از اینکه این دیالوگ از غرور کاذب مجموعه مفید نشات میگیرد، اما واقعیت این است که هیچ توسعه دهنده ای آرزوی همکاری با مفید را ندارد. ساختمان اصلی مفید یک مدرسه پسرانه است. یعنی هیچ جنس مونثی از در ساختمان وارد نمیشود (کمی اغراق کردم :D). اگر شما سیگار میکشید در مفید جذب نخواهید شد. اگر مذهبی نیستید مفید برای شما جای مناسبی نیست. موی بلندی دارید؟ یا کوتاه میکنید یا موقعیت شغلی به شما پیشنهاد نمیشود. در بورس کار میکنید؟ باید بورس را کنار بگذارید. باید صبح زود سرکار بیایید والا ازصبحانه خبری نیست و کسر کار هم میخورید. علاقمند به اضافه کاری هستید؟ بله مفید پذیرای اضافه کاری شماست اما به صورت رایگان. امنیت شغلی میخواهید؟ مفید امنیت شغلی به شما میدهد اما آرامش روانی ندارید! در کل به جمله اولم باز میگردم. مفید شرکتی نیست که بخواهید برنامه چندین ساله برای همکاری با آن داشته باشید. تنها ایستگاهی موقتی است تا به شرکت دیگری با مزایای بهتر و آرامش ذهنی برسید. گواه این گفته من میانگین همکاری توسعه دهندگان مفید است که به یک سال نمیرسد.
شرکت فالنیک ایران اچ پی تجربهای پر از نکتههای آموزشی بود که با وجود فرصتهای یادگیری، راحتی اخلاقی و سیستم مدیریتی سنتی در آن احساس میشد. در این محیط به نظر میرسید که روابط خانوادگی در رأس کارها قرار دارد و هر بخش مدیر یا مسئول خاصی از همان گروه افراد فامیل است، به گونهای که انتظار میرفت امکان بیان نقد یا اعتراض کمتر شود. حقوق پایه در مقایسه با انتظارها ناچیز بود و زمان زیادی صرف جلسات میشد بدون این که نتیجه قابل توجهی حاصل شود. از نظر منابع انسانی هم بهبود قابل توجهی دیده نمیشد و کارفرمایی سفته یا تضمین با مبلغ بالا برای آغاز همکاری را ارائه میکرد.
دوستانه اما واقعگرا، من توی شرکت تجارت الکترونیک امن موج چنین تجربهای داشتم. حقوق پایه خیلی پایین بود و هرکسی هرکاری که دلش میخواست بدون هماهنگی با مسئول مربوطه انجام میداد. محیط کار صمیمی بود اما برنامهریزی خیلی ضعیف بود و پروژههای زیادی بدون نقشه مشخص در حال اجرا بود. یک دفعه میگفتند از فردا ساعت نه صبح باید همهچیز را به صورت دمو نشان بدهند و فیچرهای جدیدی اضافه شود. در بحث حقوق، هیچ ساز و کاری برای سطحبندی وجود نداشت و به همان مقداری که به کارمندی با سابقه کم و آموزشدهنده میرسید، به نفر دارای تجربه و تخصص بالا همان میزان میدادند. معمولا حقوق خانمها کمتر از همتایانشان بود، حتی اگر لول بالایی داشتند. سنوات و مزایای پایان قرارداد هم نبود و اگر من قبل از پایان قرارداد استعفا میکردم، هیچ چیزی به من تعلق نمیگرفت.
با من تماس گرفتن روز شنبه و برای دوشنبه وقت مصاحبه ست شد (بصورت آنلاین) ، در روز و ساعت مقرر حاضر شدم ولی کسی نیومد برای مصاحبه!! ، بعد 10 دقیقه تماس گرفتم کسی جواب نداد و بیخیال شدم و کلا از روم اومدم بیرون. بعد دیدم نیم ساعت قبل از زمان مصاحبه ایمیل زدن که جلسه مصاحبه کنسله و بعدا با شما تماس میگیریم برای تنظیم جلسه دوباره!!! حتی زحمت ندادن به خودشون که یه زنگ بزنن و آدم رو معطل نکنن!!! یا حداقل اگه ایمیل میزنی زودتر بزن نه نیم ساعت قبلش که ممکنه من نبینم. بعد یک هفته دوباره تماس گرفتن که دوباره جلسه ست کنن که منم گفتم علاقه ای به همکاری ندارم.
برای من که از ایرانیکارت جدا میشوم، تجربهام در این شرکت همچنان به سکوت خبری شبیه است اما واقعیتها را دقیق حس کردم: حقوق و مزایا به شکلی نامتوازن تقسیم میشود و فرصتهای رشد شغلی به هیچ وجه فراهم نیست، برخلاف وعدههایی که به نظر میرسد داده میشود. همکار کناری من با مدیرعامل در ارتباط نزدیک است و اغلب در راهروها و بخشهای مختلف حضور دارد؛ به نظر میرسد کار مفیدی انجام نمیدهد و حقوق بالاتری نسبت به من میگیرد. از فضای کار مبتنی بر پارتیبازی هم راضی نیستم و تصمیم دارم با یافتن فرصت بهتر اینجا را ترک کنم.
با درود مزخرفتر و غیر حرفه ای تر از این کارگزاری ندیدم هرچی دون پایه و خورد و کوچیک درو هم جمع شدن شدیدن عقده ای و غیر حرفه ای به اشناهای خودشون وام میدن و به بقیه ادای وام دادن در میارن بسیار معایب که حالا در اسرع وقت رونمایی میشود
من حدود هفت تا هشت سال در گروه پیوست فعالیت کردم؛ هم به عنوان کارشناس پشتیبانی و هم به عنوان برنامهنویس در واحد نرمافزار. محیط بخش پشتیبانی دوستانه بود اما حاشیههای زیادی وجود داشت و فشار کار نسبت به نیروهای موجود همیشه بالا بود، طوری که اختلافنظرهای همکاران حول کار هم بار منفی ایجاد میکرد. با وجود این، روابط دوستانهای که شکل گرفته بود را نمیشد نادیده گرفت؛ این حاشیهها که به نظر میرسید از جانب مدیریت باید مدیریت شوند، روی این روابط تأثیر منفی میگذاشت. بر عکس پشتیبانی، بخش نرمافزار که من در آن کار میکردم، پویا و کمحاشیه بود. مدیران این واحد، بهویژه مدیر تولید، دانشمند، با اخلاق و حرفهای بودند و وقتی مشکلاتی بین تیم یا با دیگر همکاران پیش میآمد، ابتدا با مدیر تولید مطرح میکردیم تا راه حلی ارائه دهند که واقعا مسئله حل شود و اعضای تیم اذیت نشوند. تیمی باکفایت و با دانش بالا وجود داشت و کارهای تخصصی و سطح بالایی انجام میشد؛ بهرغم محدودیتهایی که بر سر استفاده از فناوریهای تازه وجود داشت، طراحی و ساختار برنامهها از نظر من عالی بود و محیطی مناسب برای یادگیری و پیشرفت برنامهنویسها به شمار میرفت. در شرکت پیوست هم تجربههای مثبت و هم چالشهایی داشتم؛ اگر کسی قصد همکاری بهعنوان برنامهنویس دارد، شاید بهتر باشد یک تا دو سال در این شرکت بماند. زمانی که با این شرکت همکاری میکردم، حقوقها نسبتا پایین بود و یکی از دلایل ترک کار هم به همین موضوع مربوط میشد؛ اما فعلا اطلاعی از وضعیت جدید ندارم و شاید بهبود یافته باشد.
بدترین شرکتی که تو کابوستون بتونین ببینین همکاران سیستم هست . کمترین حقوق دریافتی - اضافه کار ندارید . پاداش رو باید گذاشت در کوزه و از اب ان میل کرد . واقعا برای من که 3 ماه همکاری در همکاران سیستم کرج رو داشتم واقعا دلم میخواد از سوابق بیمه ام راهی داشت و پاک کنم . اگر مهندس نرم افزار هستید یا شبکه تخصص دارید به هیچ عنوان قدم در همکاران سیستم نگذارید . تا 7 و 8 شب سر کار .بدون نهار . بدون هیچ چیزی
من 20 دقیقه در لابی منتظر مصاحبه شدم و بعد 10 دقیقه در اتاق کنفرانس. یک خانمی اومد پایین و جلوی من با منشی شروع به دعوا کرد. بعد همون خانم اومد تو و مصاحبه رو شروع کرد، چند دقیقه بعد یکی دیگه اومد بدون هماهنگی و دست آخر یک آقای به شدت بی ادب وارد شد و پرسید واسه چی اومده؟ که یکی از خانم ها توضیح داد. یکی دو تا سوال ابتدایی با لحن چاله میدونی پرسید و من بعد من گفتم سوالاتون غیر حرفه ایه و جواب نمیدم و اومدم بیرون. اما حالم از مدل بی ادبانه و به شدت وقت ناشناسیشون بهم خورد. اینجوری قورباغه هم نمیتونید استخدام کنید.
تصور میکنم به دنبال بازنویسیای دلنشین و صادقانه از تجربهام هستم که حال و هوای اصلی را حفظ کند اما زبانش تازه و ساده باشد. من فقط از خودش میگویم و با صراحت بیان میکنم که برخی رفتارها و قالبهای فرهنگی شرکت چه تاثیری روی من گذاشت. وقتی وارد مجموعه شدم، فهمیدم که منابع انسانی بیشتر به کارکردن با شبکهی روابط داخلی و تبلیغ ظاهر علاقه دارد تا رسیدگی به نیازهای کارمندها. معیار ارتقا و پاداش به نظر میرسد بیشتر به حضور یا ابراز وفاداری به مدیر مربوط باشد تا به عملکرد واقعی فرد. در نتیجه، تشویقها و پاداشها به شکل یک نمایش و ایجاد شوآف برای هدایا و رفتارهای نمایشی جلوه میکردند. اگر از همکاران سوال میکردی، به غالب آن افراد هم نارضایی میرسیدی؛ اما چنین واکنشی جدی گرفته نمیشد و به جای توجه به مسائل کارآمدی، روی جنبههای ظاهری و تبلیغاتی تأکید میشد. به من و سایر نیروها تذکر داده میشد که منابع انسانی عموما قابل تمسکاند و نیروها زیاد است و به همین دلیل بهشدت از هرگونه کمکی یا پشتیبانی کامل خودداری میشد. این رفتارها و شیوههای مدیریت را با وجود تمام فشارهای مالی تا مدت کوتاهی تحمل کردم؛ اما وقتی به شرکت دیگری رفتم و تجربههای تازه را دیدم، تازه معنی کار، فرهنگ سازمانی و نقش منابع انسانی را درک کردم. الان میدانم که چگونه باید یک محیط کاری با اصول و ارزشهای واضح و پشتیبانی واقعی از کارکنان داشت.
بدون شک میتونم بگم اگر بخایم بدترین شرکتهای نرم افزاری رو رتبه بندی کنیم پرداخت الکترونیک سداد جزو 5تای اوله یعنی مواردی که در تجربه های شرکتهای دیگه به عنوان نکته منفی درج میشه در سداد یه چیز عادی و روتینه.برامون خاطرست سداد مرز مشکلات و پایین بودن اخلاق و سطح فنی رو جوری جابه جاکرده حالا حالاها شرکتی به گرد پاش نمیرسه باوجود تغییر مدیر عامل هم تغییر محسوسی حس نمیشه چون فرهنگ سازمانی سداد مشکل داره.کوتوله پروره
از اینکه وقت خودم رو در این شرکت هدر دادم بسیار متاسفم. بیشتر انرژی و وقت شما صرف یادگیری فریم ورک قدیمی و پیچیده و پر از اشکال شرکت میشه . دائم به باگ های ناشی از فریم ورک و تولز شرکت میخورید . در طی روز زمان زیادی رو فقط صرف گت و بیلد تغیرات تولز میخورد آخرش هم با خطا مواجه می شوید. بیشتر نیروها تا جایی که بتونن دروغ میگن که دیگران رو مقصر جلوه بدن. علت اصلی هم این هست که کلا سیاست شرکت به دنبال مقصر میگرده و بس. این تنها چیزیه که مدیران شرکت دنبالش میگردن.
به شدت کوتوله پرور هستند. از نظر مدیران ارشد شرکت ، کلا به تعداد انگشت شمار برنامه نویس برای شرکت کافی هست . بقیه باید در حد تایپیست باقی بمونن و کارهای بقیه رو کپی پیست کنند. یک framework به شدت دست و پا گیر دارد که فقط عده بسیار محدودی ازش سر در میارن و وای به حال برنامه نویس اگه کارش به این موارد گیر کنه. چون به این راحتیا جواب نمیگیرید.
متاسفانه شرکت ادصاب همیشه حقوق را با حداقل 2.5 الی 3 ماه تاخیر پرداخت میکنه(به این موضوع هم افتخار میکنند) فضای کاری بسیار کثیف و نامرتب و قدیمی عدم رعایت سلامت افراد چون افتخار مدیران شرکت این هست که غذا در 5 دقیقه میخورند تکنولوژی های بسیار قدیمی از ابتدا شما مجبور به قرارداد چند ساله میکنند بیمه تکمیلی ندارند فضای اشتراک دانش و سرگرمی که رویاست(حتی کره صبحانه مدیریت توسط پرسنل تهیه میشد) فضای فکری مدیران کاملا فسیل شده است سیستم های کامپیوتری قدیمی و زغال سنگی فقط چایی رایگان میدن (قند هم خودتون باید ببرید)