بسیار محیط ارومی داره، مدیران و نیروها تعامل خیلی خوبی با هم دارن، طرز رفتار مدیریت با افراد به قدری خوب هست که حس میکنین دارین برای خودتون کار میکنین، به شخصه با جون و دل کار میکردم و پیشفرت شرکت برام خیلی مهم بود
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
هدف من از تجربهی کاری در بانک ملت این بود که محیطی با فرصتهای برابر و شفاف را شاهد باشم، اما واقعیت برای من متفاوت بود. فهمیدم که شبکهی دوستی و رابطههای داخلی تأثیر زیادی روی همکاریها دارد و بهخصوص افراد نزدیک به مدیران معمولا در فرایند جذب و ارتقاء جایگاه بهتری میگیرند. بعد از گذشت چند سال، قراردادها به صورت مداوم تمدید میشد و برخی همگروهها پستهای بالاتری دریافت میکردند بدون اینکه از مهارتهای مشخصی برخوردار باشند. ساعات کار در برخی روزها فراتر از مقررات تعیینشده بود اما اضافهکاری به من پرداخت نمیشد. فشار کاری بالا بود و رئیس و معاون شعبه همچنان دیدگاههای متفاوت و گاه پر توقعی داشتند. این فشار با وجود فاکتورهای استرسزا، انگیزهی زیادی برای سازگاری و پیشرفت ایجاد نمیکرد. در نهایت، مزایای شغلی پاسخگوی این سطح از فشار و تنش نبود.
از نگاه من، کار در این مجموعه با تمام ظرفیت انجام شد اما حقوق و مزایا به اندازه و منطبق با تلاشها نبود و احترام به همکاران تا حدی زیر سوال میرفت. اضافهکاری واقعی به درستی تخصیص داده نمیشد و در شعبهمان تعدادی از همکاران همچنان خارج از سطح انتظار حقوق میگرفتند.
دنبال یک محیط کار آرام و با ارزش انسانی هستم، اما تجربهام از بانک ملت چنین بود که احساس میکردم فشار کاری بالاست و مدیران نسبت به وضعیت کاری و معیشتی کارکنان بیتفاوتاند. توقعات از کارمندها خیلی زیاد بود و گاهی احساس میکردم معجزهای از سمت مدیران انتظار میشود. الزام به ماندن و انجام اضافهکاری اجباری بود و حقی برای اضافهکاری پرداخت نمیشد. اعتراضات کارکنان بهطور کامل جدی گرفته نمیشد و حمایتی در کنار افراد نیست. در مجموع، اگر برای کسی اهمیت نداشت که شخصیتش زیر سوال برود، ممکن بود این بانک بهعنوان یکی از گزینههای پذیرفتنی دیده شود؛ اما واقعا شایستگی سازمانی شرطها و ارزشهای لازم را برای بانکداران قائل نشدن میداد و از اشتباهات همکاران پشتیبانی نمیکرد.
مالیااااات بسیااااااار زیاد و غیر منطقی اصلا قابل دزک نیست این حجم از مالیات..................................................................
خواهش میکنم نیاید بانک ملت اگه میخاید بدبخت نشید نیاید بانک ملت به خدا هیچی نداره یه بانکیه که پره دله دزده همش دنبال سود آوریه هزار تا شرکت صوری زدن برا اینکه مدیرای بازنشسته و بچه هاشون بیان سر کار اندازه ده نفر ازتون کار میشکن حقوق نصف کارگر بهت میدن
افتضاح من امروز رفتم برای مصاحبه و معاینات پزشکی هزار تا عیب روم گذاشتن من عینکی هستم و تو بدنم جای بخیه زیبایی دارم بخاطر همین ردم کردن پرسنل واقن بی ادب و بی شخصیتن جوری آدمو لخت میکنن که انگار واسه پتروشیمی نیرو میگیرن جوری تحقیر و خورد میکنن آدمو که تا مدتها یادتون نره. اینا فقط دنبال آدمای بی نقص و سالمن که بعدا از کارافتاده بندازن بیرون از شرکت
در این شرکت، اوضاع به شدت سختگیرانه و فشارها زیاد بود و احساس میکردم محدودیتهای زیادی وجود دارد. کار با مدیرعامل، که تصور میکرد همهچیز فقط به خواستههای او بستگی دارد، برای من خیلی دشوار شده بود. به عنوان تازهکار، فضای کار برایم اصلا دلگرمکننده نبود و گاهی حس میکردم در شرایطی هستم که آزادی عمل واقعی ندارم. با وجود تمام چالشها، تجربهی کار میتواند درسهایی دربارهی مدیریت و فرآیندهای سازمانی بدهد، هرچند احتمال دارد برای برخی افراد انرژیبر باشد.
من به طور کامل از وضعیتی که در اینجا تجربه کردم صحبت میکنم و با نگارشی تازه و صحت محتوا تا حد امکان نوشتار را تبدیل میکنم. ابتدا تصمیم داشتم عید از کار بیرون بمانم اما مسوول مربوطه گفتند تا از سفر برگردیم صبر کنم و قرارداد را امضا کنم تا اول سال جدید بیایم، و گفتند هفت روز اول عید باید حضور داشته باشم. چون قول داده بودم به بچههایم و با پدرشان میخواستیم سفر برویم، ناچار شدم قرارداد را امضا کنم و به بچهها گفتم که از ۸ فروردین برای همیشه قصد خروج دارم. با این وجود، در روز ۸ فروردین تغییر شد و به من گفتند که باید به کار برگردم زیرا قرارداد امضا شده و نیرو لازم است. من هم گفتم این تصمیم با من است و باید قول بدهید که به قول من عمل کنید. تیم مدیریت گفتند که اگر خودم را جدی بگیرم اجرایش میکنیم و من هم با دشواری به کار برگشتم. در همان روزها برای من مشخص بود که ساعات کارم به بعد از ظهر محول میشود و حتی برای رفت و آمد با مشکل روبرو بودم. در خانه هم Omar که همسرم بود باید برای رساندن من به خانه کمک میکرد. در ماه رمضان فشار کاری خیلی بالا بود و اغلب میگفتند مقدار بیشتری کار نزنم، اما از طرف آنها فشار بسیار زیادی به من وارد میشد و با مشتریان خاص هم در کار بودیم که باید مقدار بیشتری از گوشت و مرغ برایشان میزدیم و فاکتور میکردند. حقوق ماه اول به طور کامل پرداخت نشد و من از اواسط دی ماه در نهایت حقوقم به مبلغی حدود ۲ میلیون پرداخت شد، سپس حقوق بهمن به طور کامل پرداخت نشد و در نهایت عید مقدار کمی پرداخت شد. بیمه هم دو ماه کامل به تاخیر افتاد و حتی برای داشتن بیمه تکمیلی و مراجعه به دکتر هم شرایط مساعد نبود. کار در انبار به شدت فشار بالا داشت و باید با دقت شمارش میکردیم و اشتباههای دیگران را هم پیدا میکردیم؛ در برخی روزها با وجود ۲۰ ساعت کار، به من و برخی همکاران پرداختیها به سختی انجام میشد و برخیها هم بیاعتبار میشدند. ساعات کاری در ده روز پایانی سال به شدت طولانی بود و در شبهایی تا سه صبح کار میکردیم. فضای کاری به گونهای بود که فشارهای روحی و جسمی زیادی روی ما وارد میشد. محیط زیرآبزنی بود و جو گروهی بیشتر به سمت رفتارهای غیرحرفهای میرفت؛ بعضی از همکاران با هدفدار بودن یا مسابقههای گروهی، رفتارهای نامناسب داشتند و برخی از آنها از کار فرار میکردند یا به علت اشتباههای تازهکارها از آنها سوءاستفاده میشد. وقتی از نمازخانه یا پشت صندوق برمیگشتم، خیلی موقعها با محدودیتهای دیداری و فاصلهگذاری روبهرو بودم و حتی داشتن دستشویی ساده هم برای ما آرامی نبود. در پایان سال طولانی بودن ساعات کاری به حدی بود که ناهار هم معمولا کوتاه بود و در برخی روزها از ۷ صبح تا نیمهشب یا حتی تا ساعتهای سعی شب کار میکردیم. برای گرفتن شماره همراه مشتریان هم محدودیتهایی وجود داشت و گاهی مدیران با نحوهی برخورد تذکر میدادند که حق با مشتری است و وقتی مریض بودیم هم به ما ماسک دو عدد میدادند و یا اضافه میکردند که باید ماسک بزنیم. درباره شعبه خاصی که از شرق تهران صحبت میکردم، به طور کلی مشخص است که اینگونه فضا در آنجا وجود داشت و من از بقیه شعب اطلاعی ندارم. نهایتا تجربه من از کار در این محیط، با وجود برخی جنبه
کلاهبردارن .اینطوری که کار میکنی پولت رو نگه میدارن از برج یازده حساب داریم یه خیلی آدم الان ۵ ماهه که پولمونو ندادن.به بچه های قراردادیشون حقوق میدن چون دولت میچسبه بهشون ولی قراردادی ها برگه قرارداد ندارن همه لسانی هستن و به هیچکس برگه قرارداد نمیدن.که نتونی سر دیرکرد ازشون شکایت کنی.بیمه که بماند.قیمتشونم نصف قیمت کار بیرون صحبت میکنن .میگن کار زیاد داریم ولی دروغی بیش نیست .بخوایم شکایت کنی ازشون که راه به جایی نمیبری چون قراردادت لسانیه باید یه سال درگیر پرونده شی و پولت و نمیدن
شرکت از این افتضاح تر تا به حال ندیدم تشکیل شده از یه مشت مدیر که هیچی بارشون نیست و از بالا نگاه میکنم و یه محیط کاملا سمی که فقط با شیک کردن فضای کار میخوان جذب نیرو کنن هیچ ارزشی به نیرو قائل نیستن فقط ازت کار میکشن و در انتها منابع انسانی به شدت داغون که هیچ دانشی از این کار نداره
عدم دریافت حقوق و سنوات در تایم مقرر. نگه داشتن سفته تا دو سال و تحویل آن دو سال بعد از ترک کار. عدم دریافت نسخه دوم قراداد و اضافه کردن بندهایی به قراداد جهت منافع شرکت. پرداخت حقوق در دو پارت و رد کردن بیمه با میزان دریافتی پارت اول به دلیل عدم پرداخت مالیات. حقوق کم. عدم تطابق و تناسب بین مدرک تحصیلی پرسنل با حقوق افراد. دیپلم و لیسانس و فوق لیسانس و دکتری به یک اندازه حقوق میگیرند. مدیریت بسیار ضعیف و ناکارامد. ارزش قائل نشدن برای جان و مال پرسنل. وجود برخی رفتارهای غیر سازمانی و نادرست (حتی در مورد مدیران) ساعت و روزهای کاری زیاد. حداقل دریافتی دستمزد ساعتی در اضافه کاری. دریافت کادوی مناسبتی تاریخ مصرف گذشته از محصولات شرکت. رفتار نادرست (توهین امیز) با پرسنل.
عدم دریافت حقوق و سنوات در تایم مقرر. نگه داشتن سفته تا دو سال و تحویل آن دو سال بعد از ترک کار. عدم دریافت نسخه دوم قراداد و اضافه کردن بندهایی به قراداد جهت منافع شرکت. پرداخت حقوق در دو پارت و رد کردن بیمه با میزان دریافتی پارت اول به دلیل عدم پرداخت مالیات. حقوق کم. عدم تطابق و تناسب بین مدرک تحصیلی پرسنل با حقوق افراد. دیپلم و لیسانس و فوق لیسانس و دکتری به یک اندازه حقوق میگیرند. مدیریت بسیار ضعیف و ناکارامد. ارزش قائل نشدن برای جان و مال پرسنل. وجود برخی رفتارهای غیر سازمانی و نادرست (حتی در مورد مدیران) ساعت و روزهای کاری زیاد. حداقل دریافتی دستمزد ساعتی در اضافه کاری. دریافت کادوی مناسبتی تاریخ مصرف گذشته از محصولات شرکت. رفتار نادرست (توهین امیز) با پرسنل.
دوستان من مدتی زیادی تو این شرکت کار کردم. الان ایران نیستم، خالصانه بخوام بگم چیزی برای یاد گرفتن در این شرکت وجود نداره تو حوزه نرم افزار. اقای محمودی مدیر عاملش ادم بسیار زرنگی هست به هیچ وجه خودشو بد نشان نمیده، حواسش به همچی هست و اگه چیزی باب میلش نباشه به شخص دیگری میگه که با شما تذکر جدی بده برای ما اون زمان اقای بابایی بود. پسر اقای محمودی بود آرمان محمودی که متاسفانه کپی برابر اصل پدرش بود با اینکه اون زمان سن کمی داشت. یادمه مدیریت وسواس بسیار زیادی داشت مانیتورا پشت به دیوار بود و مدام به بهنه های مختلف رد میشدن تا ببینن کارمندا چیکار میکنن. حقوق سر موقع پرداخت میشد، بیمه حداقل وزارت کار رد میشد. تو دو پارت حقوقارو میریختن که اگر شکایت کنی دست به جایی بند نباشه. یادمه عصرانم میدادن، بستنی یا بیسکویت. ادم حرفه تو حوزه نرم افزار اونجا نداره شاید تو بحث الکترونیک باشه. صادقانه بگم جزء سیاه ترین دوران های کاری زندگیم بود، روان شما بهم میریزه اونجا. نظرات قبل را خوندم دیدم یک عده از طرف خود شرکت یا خصومت شخصی چیزهایی نوشته بودن که اکثرا درست بود. من نکاتی گفتم که بدونید تو این شرکت کار کردم تو حوزه برنامه اندروید و قفل سخت افزاری. من اگه برگردم به عقب هیچوقت، وقتمو هدر نمیدادم تو شرکت منشور سیمین.
من در مرحله استخدام در شرکتی که عنوانش دولتی بود اما اسمش خصوصی به نظر میرسید، با وعدههای غیرواقعی مواجه شدم. در آغاز کار، به من وعدههای مالی مثل کارانههای غیرواقعی داده شد و درآمدم به صورت فریبندهای تشریح شد. نکتهای که توجهم را جلب کرد این بود که حتی با وجود سابقه کاری و مدتزمان حضورم در شرکت، در صورت قطع همکاری تنها از طریق شکایت امکان پسگیری پول وجود دارد و در غیر این صورت شرکت تسویهای انجام نمیدهد.
من از وضعیتی که با کارگران این کارخانه مواجه شدم ناراحتم و احساس کردم رفتار مدیریت نسبت به حقوق و مسائل مالی خیلی نامناسب است، بهخصوص وقتی دیده میشود که برخی از قوانین پرداخت و تسویه نادیده گرفته میشود تا برند و مجموعه بهعنوان برند حفظ شود. به نظر میرسید در مجموعهای که در آن کار میکردم، اصول حرفهای و حقوقی به چشم نمیآمد و برخی از مدیران به پرداخت حقوق به موقع یا رعایت تعهدات مالی توجه نمیکردند. این وضعیت باعث میشد اعتماد به سیستم و شفافیت مالی زیر سؤال برود و از طرفی صدای کارگران بهعنوان گروهی از افراد که سختی کار میکنند، خاموش بماند. در چنین شرایطی احساس میکردم باید برای حفظ کرامت و حقوق خود و همکاران، موارد نقض حقوق کارگری و نحوه برخورد با حقوق و تسویهحساب را به درستی مطرح کنیم و دنبال شفافسازی و پاسخ صریح از سمت مسئولان باشیم. همچنین احتمال دارد که برخی از مدیران از بدهیهای معوق و مبالغ دریافتی در قالب کارکرد یا مزایا، بهطور کامل آگاه نباشند یا به گونهای عمل کنند که این امر به برند و سازمان آسیب نرساند. من همچنین به ضرورت گزارش منظم و قانونی هرگونه تخلفی که موجب تضییع حقوق کارکنان میشود تأکید میکنم تا هم از حیث حقوقی و هم از منظر اخلاقی، مجموعه پاسخگو باشد. هدف من حفظ عدالت کاری و اطمینان از تسویه منصفانه حقوق است، و در صورت نیاز، از طریق راههای قانونی و معتبر پیگیری میکنم تا اطمینان داشته باشم که حقوقمان بهدرستی پرداخت میشود و اعتبار برند نیز حفظ میشود.
هر چند نقد بسیاری بر سیستم اروا وارد است اما طی پیامهای بالا برخی از نفرات نسبت به بیان اتفاقات در آروا مقداری بی انصافی داشته اند . نداشتن بیمه تکمیلی که خانم گرافیست اشاره کردند کاملا غیر واقع است. شخصا از شرکت آروا جدا شده ام . بنا به دلایل شخصی این اتفاق رقم خورده است. اختلاف سلیقه بسیار داشته ام با مدیر بالادستی اما همواره این اختلاف سلیقه بر مبنای احترام و درک متقابل بررسی و مرتفع شده . مسیر رو به رشد اروا برای بسیاری از انسانها قابل همراهی نیست و موضوع قطع همکاری را به سازمانها ارتباط می دهند. طبیعتا در مسیر کاری چالش های بسیاری ایجاد می شود و این دلیلی بر بدیسازمانها نیست . به شخصه شرکت اروا رو بر کسانی که به دنبال رشد و یادگیری بالا هستند پیشنهاد می کنم
من به اندازهای که روال کار رو درست فهمیدم حس کردم که پروژهای با عنوان نیرویSenior Back-end Developer برای کار از راه دور و با تسلط به PHP و Laravel به من پیشنهاد شد. چند روز بعد شخصی از شرکت با من تماس گرفت و مصاحبه فنی را از طریق تلفن انجام داد. چند ساعت بعد قرار شد از روز بعد کار را آغاز کنم و به کانال تلگرامشان اضافه شدم. در ایران شرکت با نامهای مشابه معرفی میشد: ارتباطات هوشمند هویار یا شرکت گندم و در کانادا با نام مدیاتل. طبق روند اداری پرسیدم که گفتند قرارداد ندارند و حتی با نیروهای سطح بالا هم قرارداد نبستهاند. در طول همکاری متوجه شدم که روزانه افراد متعددی به دلایل مختلف از گروه حذف میشدند و وقتی دلیل را میگرفتم، میگفتند بدون اطلاع قبلی از گروه خارج شدند و تمام دسترسیهایشان قطع شده است. بارها توهین شنیدم و نگاه از بالا به پایین نسبت به عملکردمان داشتند و این رفتار فقط با عنوان نیروهای برنامهنویس نبود. ساعات کاری برایشان معنایی نداشت و یک بار در ساعت سه و سیدقیقه صبح با من تماس گرفتند. در پایان ماه درباره پرداختی پرسیدم و پاسخ گفتند مگه در این دوره زمانی کسی حقوق میگیرد؟ و در پاسخ گفتند شوخی کردهاند، اما روشن بود که جدی نبودند و تا به امروز با من تسویه نشده است. طی دو ماه دفعات زیادی پیگیری کردم و به بهانههای مختلف امروز و فردا کردند؛ آخرین دلیلشان NDA بود که میگفتند فقط در صورت عقد قرارداد رسمی معتبر اعمال میشود، اما این آقا بدون بستن قرارداد و واریز حقوق از نیرو کار میکشید. این شرکت با نامهای زیر و تبلیغات استخدامی در سایتهای مختلف فعالیت میکند: ارتباطات هوشمند هویار (ایران)، شرکت گندم (ایران)، ارتباطات هوشمند گندم، شرکت مدیاتل (کانادا). اگر به تبلیغات با این عناوین پاسخ دادید یا با شما تماس گرفتند، به هیچ عنوان همکاری نکنید چون ممکن است یک ماه کامل از شما کار کشیده و حقوقتان پرداخت نشود.
شنیدم که دو ماه و هفت روز با مجموعه ماندگار درمان ایرانیان کار کردم و به صورت رسمی از کار باهاشون استعفا دادم. در تصمیمی که گرفتم دلیلهای زیادی داشتم، از جمله رفتارهای بدون استاندارد مدیریتی و نبود حرفهایگری، بهویژه از جانب مدیر ارشد و CTO. پرداخت حقوق به موقع نبود و حقوق اسفند در اردیبهشت به مقدار ناچیزی پرداخت شد. بیمه هم ارائه نمیشد و ساعات کاری با استانداردهای معمول همخوانی نداشت؛ اغلب از من تا ساعت نه شب کار میکشیدند. عیدی پرداخت نمیشد و وظایف محوله هم گاه غیرعادی و سنگین بود، طوری که حتی جابهجایی اشیاء سنگین هم به عهده پرسنل میافتاد. انگیزه به سادگی از بین میرفت و مدیریتی ضعیف حاکم بود. قرارداد رسمی بسته نمیشد و اضافهکاری بدون پرداخت بود. اگر در فرومها فردی از این مجموعه تعریف میکند، به نظر من از جانب مدیران مجموعه است که برای نرمالسازی و تبلیغ نظر خودشان نظر میگذارند. اگر وارد مجموعه شدید، بهتر است بدون قرارداد به هیچ وجه همکاری را ادامه ندهید؛ آنها معمولا امضای قرارداد را به تعویق میاندازند و در نهایت به آن پایبند نیستند. تصور میکنم امکان دستکاری قرارداد هم وجود دارد، پس حتما نسخهای از قرارداد را از آنها بگیرید، در صورت جلسه یا توافقی که میبندند. با این وجود، اگر هنوز قرارداد بسته نشده، به شرط روشن بودن شرایط بهدنبال آن باشید. اگر چه اعلام میکنند زمان کار تا شش تاست، عملا تا ساعتهای پایانی شب نگه میدارند و به مرور پایان زمان کار را تا ساعتهای نه یا ده شب عادی میکنند. در تعطیلات نوروز حقوق واریز نشد و پیگیریها پاسخگو نبودند. حقوق بهمن و اسفند هم در اردیبهشت پرداخت شد، اما به مقدار وعدهدادهشده نبود و نهایتا نصف آن دو ماه پس از موعد پرداخت شد. اضافهکاری هم به ازای هر ساعت با مقدار ناچیزی جبران میشد. مرخصی هم با فشار و طنابکشی و تنها در شرایط خاص و به صورت سختگیرانه ممکن بود پرداخت شود. حقوق هم بهطور کلی با تأخیر پرداخت میشد و حتی اگر قرارداد وجود نداشت، ممکن بود حقوق پرداخت نشود. شاید وعده تشویقها، عیدی، اضافهکاری و پاداش داده شود، اما به هیچ وجه عمل نمیشود.
فوق العاده بی ادب و بی تربیت هستن اصن رفتار درست ندارن مدام ادمو خورد میکنن موقع استخدام جوری بر خورد میکنه پزشکشون که انگار برده گرفته داد میزنه ک انگار مثلا چخبره بی جهت بر همه ام ار ای و سونو و رفتن پیش روانپزشک مینویسه حتی مشکل ام نباش بر میدارن روت عیب میزارن ک استخدام نشی اونایی ام که قبول میکنن برای استخدام طی ۵ ماه میگن بیا یا ن واقعا متاسفم براشون خب اگه طرف بخاد ۵ ماه بیکار باشه ب چ درد میخوره ...کلی هزینه الکی میتراشن م
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.