من خوشبختانه تجربه کاری خیلی خوبی داشتم و کامنت های برخی دوستان رو میتونم فقط خصومت شخصی ببینم چون چیزی که من در عمل تو هیوا دیدم هیچ کدوم از این موارد نبود .در هیوا بحث اطلاعات و پاسخ درست به مشترک دادن و رضایت مندی مشترک ها خیلی خیلی اهمیت داشت و ما برای اپدیت بودن ماهانه آزمون می دادیم و همچنین یکی از ایتم های حقوقی ما رضایت مندی مشترک ها بود پس نظر مشترک برای هیوا خیلی مهم بود . در مورد تماس ها هم با اینکه تلفن گویا هزینه تماس رو میگفت و قبل از ما اپراتور ، ولی ما همخ موظف بودیم که هزینه تماس رو بین مکالمه بگیم و ببینیم آیا مشترک تمایل به ادامه مشاوره داره یا خیر .تمامی موارد از پایه آموزش داده میشد و مشاورای بسیار با اطلاعاتی اونجا کار میکردن و فکر میکنم هنوز هم میکنن، من هنوزم خیلی از دوستانم اونجا کار میکنن و این روال همچنان وجود داره .من خودم جزو کسانی بودم که اعتماد بنفس پایینی تو صحبت کردن داشتم و واقعا خودم رو با قبل از کار تو هیوا مقایسه میکنم خیلی تغییر کردم و صحبت با آدما خیلی اعتماد بنفس منو بالاتر برد .مسئولین از مشاوران قدیمی و با تجربه انتخاب شده بودند و فرصت رشد برای کارمندای شایسته وجد داشت و چون از خود بچه ها بودند بسیار جو دوستانه و صمیمی تری رو داشتیم .من تا دوماه پیش تو هیوا کار میکردم و تا روز آخر هم تصویه شدم و مشکلی نبود
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به مدت کوتاهی در این شرکت به عنوان کارشناس فروش کارآموزی کار کردم و در نهایت امکان استخدام وجود داشت. اما از همان اول سوالی که مطرح شد، سفته سنگین بود و تضمین حسن انجام کار یا نامهای که تاریخ تحویل سفته را مشخص کند ارائه نمیشد. به همین دلیل با درخواست آنها مخالفت کردم؛ اینکه سفتهای با ماهیت بدهی از من دریافت میشود، برای من قابل قبول نبود.
شرکت تاژان سیستم را تجربه کردم و با جرات میگویم فضای کاریاش واقعا مسموم است. در اینجا ۱۴ نفر حضور دارند که به جای کارکردن، به همدلی و حمایت از همدیگر هم نیستند و بیشتر در حال توطئه و زیرآب زدنند. مدیرعامل هم فردی عجیب است که هیچ خطی خارج از استانداردهای منسوخشده اجازه نمیدهد و برخوردها پر از کنترل و دستپاچگی است. این ۱۴ نفر وقتی درباره سابقهشان از من و بقیه سوال کردند، بدون هیچ کلاس و ساز و کاری واقعا طولانیمدت را گفتند که چند سال است اینجا هستیم، در حالی که محیط کار را برای هرکس تازهکار دشوار میکند و نشان میدهد این تیم چه قدر ناسالم است. اگر امکان به اشتراکگذاری فایل وجود داشت، قرارداد توهینآمیز این شرکت را میفرستادم تا روشن شود اوضاع چقدر نامناسب است. کسانی که وارد چنین محیط سمی میشوند، به حقیقتی که از نظر روحی تجربه میکنند پی بردهاند و واقعا راست میگویند که برای مصاحبه یا ورود به تیمارستان هم نباید به اینجا رفت.
به تازگی به تاژان سیستم پیوستهام و محیط کار واقعا جالبه. همکاران شرکت خیلی خوب با هم رفتار میکنن و تا الان تجربهی خوبی بوده. اگر برای برنامهنویسان امکان ساعات شناور فراهم بشه، خیلی عالی میشه.
عاشق تاریخ تمام نظرات مثبتی هستم که خود شرکت اومده ثبت کرده همه رو 1402/7/22 هفت نظر مثبت پشت سر هم ثبت شده تاریخ های بعدی 21 و 24 همین ماه هستند میشه آخه همچین چیزی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ عجب احمق هایی هستید !
شرکت سامه آرا تجربهای مثبت از لحاظ فرهنگ سازمانی به من نشون داده و فضایی با پتانسیل رشد بالا فراهم میکنه. حقوق در ابتدای کار به پایههای مشخصی نزدیکه، اما با پیشرفت شغلی نرخ رشد دستمزد به شکل قابل توجهی بالاتر میره. محیط کار پویا و دوستانه از برجستهترین نکاتشه و به نظرم همین جو باعث میشه آدم انگیزه بیشتری برای کار کنه. بازار کار SAP هم هم در داخل کشور و هم خارج کشور تقاضای زیادی داره و این شرکت قادره فرصتهای زیادی رو ارائه بده. در کل اگر دنبال محیطی با فرصتهای رشد هستید، گزینه مناسبی به نظر میرسه.
شرکت وااقعا افتضاح هست این واژه درست نیست اما فساد اخلاقی توش زیاده شده محل نمایش فشن و خاله زنک بازی محیط غیر بالغانه ای داره اکثرا توی به گل و مخدر اعتیاد دارن حقوق ها رو با وعده فرستادن دبی هی پایین نگه میدارن اعتراض هم میکنی بد رفتاری میکنن اینا معمولا دووم نمیارن
در این شرکت با فقر مدیریت مواجه شدم و بینظمیهای بسیاری در تیمها دیدم. رفتار منابع انسانی هم چندان قابل اعتماد نبود و احساس میکردم که ارائه اطلاعات دقیق چندان در دستور کار نیست. به کسانی که به دنبال فرصتهای شغلی هستند، پیشنهاد میکنم که گزینههای دیگری را مدنظر قرار دهند زیرا پاسخگویی و صداقت در فرآیندها به شدت کم است. در کل تجربهام نشان میدهد که تیمها غالبا با دروغگویی همراه است و این جو stitches کار را سخت میکند.
در توضیح تجربهام باید بگویم که حدود یک سال پیش، پیام چکیدهای از رزومهام را فرستادم که سابقه ده ساله در حراست و انتظامات دارم. مصاحبه نخست را با احترام کامل و با رفتار مناسب سپری کردم و چون در جایگاه خودم مشغول به کار بودم، همه چیز به خوبی پیش رفت و هر دو طرف راضی بودند. اما بعد از این مرحله گفتند برای خودشان نمیخواهند؛ قصد داشتند یک انبار در شهر کرج را به یک پیمانکار بسپارند و نتیجه این شد که آن طرف کارفرمای مستقیم من نبود و حقوقم هم نسبت به زمانی که خودم بودم، به میزان یک میلیون تومان کمتر شد.
تجربه من از کار در خانومی پر از تضاد است: ظاهر شرکت ممکن است فریبنده باشد اما واقعیت این است که کارمند عادی به سختی دیده میشود و انگار تنها وظیفهاش این است که کارش را انجام بدهد و بس. رفتار مدیران با من از همان اول نشان داد که قدری تفاوت بین جایگاهها وجود دارد و در مقابل هر سوالی معمولا پاسخی دوستانه و سازنده نمیگیرم. نارضایتی از مدیریت و واحد منابع انسانی یک تجربه همیشگی و روزمره است و به ندرت اتفاق میافتد که چیزی به تصویر لینکدین اضافه شود. تغییر مداوم نیروها هم به چشم میخورد و حتی اطرافیان هم متوجه این مسئله بودند، چه همسایهها چه افراد مرتبط با مسیر شرکت. یکی از نکات تلخ این است که هیچ فرصت مشخصی برای پیشرفت وجود ندارد و اگر لازم باشد، گاهی یک نفر بالادستی بیسواد معرفی میشود تا مشکلات را به دوش بگیریم و شما مجبور میشوید با این وضعیت کنار بیایید. در بحث حقوق هم اگر مرتب حضور نداشته باشی، به شدت با کمبودها روبهرو میشوی. مدیران شرکت جز کارمندانی معدود که باقی میمانند، سریع از موقعیت خارج میشوند یا با نام و رسم خانومی از آنجا خارج میشوند و اکثر افراد با دانش سطحی به کار میآیند. فقط چند نفر هستند که کار بلد هستند و حقوقهای مناسب میگیرند و به مدیریت وصلاند. نتیجه این است که ظاهر شرکت فریبنده است و حس خوبی به وجود نمیآورد؛ تمام انرژیم را میگیرد و انگیزه را از بین میبرد. متأسفانه به نظر میرسد که مدیریت mikromnagement حاکم است و بهطور معمول هر خطای کوچک به گردن همکاران میافتد. واحد منابع انسانی هم حال و هوای بهتری از گل chor در ورودی ندارد.
به خاطر تجربهای که توی تیم تولید داده کاوان داشتم، میخوام به صورت روشن و واقعبین بنویسم. ضعفهای مدیران و سرپرستان مجموعه به اندازهای مشخص بود که نظارت صحیحی بر عملکردها وجود نداشت و پروژهها به تاخیر می افتاد؛ مشخصا مدیران به مهلتها اهمیت نمیدادند و هر بار جدولی برای ددلاینها میچینند اما به بررسی دلیل تأخیر نمیپردازند و دوباره فرصت میدهند تا کیفیت کار به طور قابل توجهی پایین بیاید. گروههای تحت نظر هم دانش فنی لازم برای حوزهشان را ندارند و درکی از موضوع بهدرستی وجود ندارد. ساختار تیمها هم به لحاظ طراحی اشتباه است؛ هیچ دورهای برای آنالیز محصول وجود ندارد تا با شناخت دقیق مشتری و نیازهایش بتوان پروژه را پیش برد، در نتیجه پروژههای تولیدی با شکست رو به رو میشوند. از نظر فرایندهای کاری، ابزارها و روشهای قدیمی استفاده میشود و انگیزه برای تغییر رویکرد کم است. شنیدههای دروغ درباره وضعیت شرکت هم وجود داشت و پاداش و بهرهورى بهطور نامناسبی اعمال میشد؛ حقوق هم به موقع پرداخت نمیشد و کمتر از نرخ بازار بود. فضاى کار به طور گسترده از شایعهسازى و فضاى منفی پر بود و بیشتر این فضا از جنس نیروهای قدیمی شرکت بود. یک عامل دیگر که باعث کمشدن انگیزه میشد، نبود مسیر شغلی مشخص برای افراد است؛ فقط هر ۱۸ ماه میشود برای افزایش حقوق درخواست داد و جلسهای برگزار میشود که مدیرانی که به واحد شما مرتبط نیستند درباره شما نظر میدهند. نقاط قوت هم وجود داشت: وعده ناهار و پکی از پاداشهای پایان سال، امکان دورکاری و شناوری خوب. مدیرعامل هم تغییر کرده بود که احتمال میرفت در آینده با حضور مدیران جدید اوضاع شرکت بهبود پیدا کند و مشکلات از جایی حل شود که افراد کلیدی ترک نکنند. توصیه برای کسانی که تازهکار هستند این است که یک تا دو سال بیشتر از سود نمیبرند و برای افراد با تجربه بالا شاید ارزش زیادی نداشته باشد. توصیه به مدیران شرکت این است که به حرفهای کاربران دقت کنند و به واقعیتها توجه بیشتری نشان دهند تا از فضای منفی موجود کاسته شود.
برای من به عنوان کسی که از تجربه کار در فروشگاه اسمارت حرف میزند، اغلب برداشت از برند آنها با واقعیت فرق دارد. تصور میکردم وارد یکی از استارتاپهای بزرگ ایرانی میشم، اما واقعیت فرق میکند. مصاحبه هیچ پرسشی از من نکردند و وعدههای حقوق و مزایا فقط برای جلب انگیزه بود. فردای مصاحبه از من سفتهای به مبلغ صد میلیون گرفتند بدون قرارداد و این کار قانونی نبود. کار در آنجا به همهچیز میکشید؛ از تخلیه بار و چیدمان گرفته تا نظافت، جمعآوری و بستهبندی سفارش، تحویل به پیک و ثبت در سیستم. شیفتها به صورت چرخشی بود و به مدت نه ساعته، سه روز در هفته تا نیمههای شب میکشید. تعطیلات رسمی وجود نداشتند و گاهی تا بیستوپنج دقیقه بامداد هم حضور داشتیم بدون اضافهکاری حسابشدن. در نحوه محاسبه اضافهکاری و تعطیلی و جمعهکاری، حقوق اگر تنها بودم، به حداکثر بیشتر از هشت نمیرسید. یکی از گمانهها این بود که یک ساعت از نه ساعتی که کار میکردیم اضافه محسوب نمیشد و تعطیلی هم حقوقی نمیشد. وعده مرخصی ۲٫۵ روز در ماه داده میشد اما درخواستها رد میشد. قرارداد وجود نداشت و تصمیمگیریها هم به ساعتی بیثبات بود. با سابقه یکونیم سال کار، یک مدیر فروشگاه را با رابطهای نامشهود به عنوان سرپرست منصوب کردند، و امنیت شغلی وجود نداشت. جمعبندی اینکه از نظر من هیچ نکته مثبتی در این محیط احساس نمیشد؛ اذیت پرسنل و بیتوجهی به مشکلات رایج بود. هر مجموعهای که مدام تبلیغ جذب نیرو دارد و نیروهایش تکمیل نیستند، موضوعی مشکلیه دارد و بهتر است وقت صرف آنجا نشود.
کار کردن با این شرکت تجربهای بود که هرگز فراموش نمیکنم. قرارداد به صورت دورکاری بود و پس از یک سال هیچ تسویهای به من داده نشد، نه حقوق و نه سفتهای که داشتم. وقتی موضوع را با مدیر فنی شرکت، آقای نادر جعفری، در میان گذاشتم گفت مدیر شما آقای بهجت هستند و باید ایشان تأیید کنند؛ اما این آقا هم از شرکت جدا شده بودند و ارتباطشان قطع شد. حدود چهار ماه برای آنها کار کردم اما حتی برخی از حقوق قانونی من هم پرداخت نشد. وقتی اعتراض کردم، برای من ترک کار صادر کردند و بیمه هم رد نشد. بررسیهای بیشتر از همکاران سابق نشان داد که با اکثر کارکنان به همین شکل رفتار میشود. واقعا تجربهای ناامیدکننده از همکاری با این مجموعه بود.
با این شرکت فرگستر تجربهای ناخوشایند داشتم و قصد دارم بدون نامبردن از جزئیات توی متن، حس و واقعیت را به زبان خودم توضیح بدهم. وقتی برای پشتیبانی نرمافزار رزومه فرستادم، روز مصاحبهای دوباره داشتیم. در نخستین جلسه همه چیز خوب به نظر میرسید تا اینکه قرار شد با مدیر بخش مربوطه صحبت کنم تا در صورت تأیید او کار را شروع کنم. مدتی طول کشید تا ایشان برسند و برخوردی که در همان ابتدای وارد شدن داشتند واقعا آزاردهنده بود؛ نه ادب، نه شعور، نه آرامش و رفتارشان به هیچ عنوان حرفهای نبود. در طول مصاحبه من را به دروغگویی متهم کردند و وقتی تعجب من از این موضع آشکار شد، همکارانشان سعی کردند بحث را عوض کنند. به شدت احساس میکردم که اگر دوربین داخل اتاق نبود، ممکن بود اتفاقی جدی بیفتد. در پایان از من پرسیدند چه حقوقی میخواهم و من چیزی حدود بیست میلیون پاسخ دادم، که آن عزیز بدون مقدمه پاسخ داد که اگر این مقدار باشد باید بتوانم دندانهای همان اسب را هم بشمارم تا معنایی از نقد پولی بدهد. در نتیجه دیدگاه من نسبت به سطح برخورد و ادبیات شرکت به طور کامل منفی شد و تصمیم گرفتم به همکاران این فرد هشدار بدهم و خودم هم از هر گونه ارتباط در آینده با چنین رفتاری صرفنظر کنم. اگر برایتان ارزش دارد، بهتر است به نام آن فرد یا رفتار او فکر نکنید و از هرگونه ارتباط احتمالی با او دوری کنید.
من حدود یک سال و نیم تو ارنیکا به صورت تمام وقت کار کردم. هدفم از نوشتن تجربیاتم اینه که واقعا بتونه حتی به یه نفر کمک کنه که زندگیش و وقتش تباه نشه. تو ارنیکا شما تو پوزیشن خودت می مونی تا هر دوماه یه مدیر جدید بیاد و همه چیز از اول. مدیران جدید چون حقوق های بالا میگیرن حتی اگه برنامه ای داشته باشن تبدیل به ادم های بله چشم گوی مدیرعامل بی وجدان مجموعه می شن بنابراین گول اسم های بزرگی که وارد ارنیکا میشن رو نخورین چون مسئله برای مدیران فقط حفظ پوزیشن به هر قیمتی و گرفتن حقوق نجومیه. من توی این یک سال و نیم هیچ دو تاریخ مشترکی حقوق نگرفتم و حتی ماه های اخر به دوماه عدم پرداخت هم رسید. تازه نه به صورت یکجا بلکه بیمه ای رو برات می ریزن که گشنه نمونی و بقیه رو هر وقت حال کنن میریزن. بنابراین اگر قسط دارین، اجاره میدین، مریض میشین باید بمیرین چون chro مجموعه اعتقاد دارن مدیریت مالی بلد نیستین، البته حق داره منم اگر ماهی 150 میلیون میگرفتم می تونستم دوماه رو مدیریت کنم. می رسیم به سیستم انگشت زنی! انگشت زنی جایی معنا داره که کسر و اضافه کار معنا داره. چطور ممکنه 5 دقیقه تاخیرت کسر بشه ولی دو ساعت اضافه کاری هر روزت حساب نشه؟؟؟ به ما می گفتن که درک کنین هولدینگ تو بحرانه، نقدینگی پایینه... فقط سوال اینجاست برای حقوق های دلاری و میلیونی مدیران ارشد هم نقدینگی پایینه؟؟ برای تبلیغات میلیاردی اکسکوینو تو فیلیمو و ضخم کاری و بیلبورد و هم نقدینگی پایینه؟ برای پورش اقای مدیرعامل و سفرهای مداوم به دبی و بی اخلاقی ها هم نقدینگی پایینه؟ اصلا چرا حتما باید یکی تو لینکدین پست منفی بذاره تا تسویشو بدن؟اونم تسویه ای که از صد طرفش و می زنن تسویه های نیروهای خروج به یک سال رسیده و نرخ خروج به شدت بالا. هر وقت هم با تیمی حال نکنن از فرداش بدون در نظر گرفتن شرایط حرفه ای و انسانی تو ساختمون راهت نمیدن. تمام مجموعه پر از دوربینه و ساختمون شنود داره. سیستم ها مانیتور میشه و چک میشی که چند دقیقه کار کردی! این در حالیه که همه می دونن شرکت به کجا وصله و چه پول کثیفی در میاره. حتما می پرسین چرا یک سال و نیم موندم. جواب ساده است. من تیمم رو دوست داشتم و دوستان خوبی داشتم و این تنها مزیت ارنیکا برای من بود ولی از یه جایی به بعد دیگه دوستام رفتن. با درد و غم رفتن. خلاصه که اگر انسان باشین، اگر عاقل باشین هرگز وارد این مجموعه نمیشید.
من تا حالا تو این شرکت کار نکردم ولی تجربه خوبی تو روال مصاحبه نداشتم روز اول که رفتم مصاحبه 3 نفر باهام مصاحبه کردن که حتی نمیدونستن باید ازم چی بپرسن.... یکی از مصاحبه کننده ها به بغل دستیش یواش گفت که یه چند تا سوال سریع طرح کن که ازش بپرسیم..... بعد از این مصاحبه یه دونه جلسه دیگه هم گذاشتن که بازم هیچ چیزش نرمال و استاندارد نبود و دقیقا عین همون مصاحبه اول بودش ولی رفتارشون خیلی مودبانه و انسانی بود... این مصاحبه که تموم شد بعدش فرستادن یه مصاحبه با منابع انسانی انجام بدم با شخصی که مصاحبه کردم نگاهش طوری از بالا به پایین بود که انگار من به زور رفتم اونجا ولی در همون حالت هم باز یه طوری رفتار میکرد که انگار همه چیز خوب و ایده ال هستش کلا دوگانگی تو کلام و رفتار و شخصیتش خیلی اذیت کننده بود.... این مصاحبه که تموم شد یه مصاحبه با حراست هم چند روز بعدش برام گذاشتن... دوباره همون سوالای الکی و پوچ و بیهوده بعلاوه کلی مسایل عقیدتی سیاسی و اجتماعی و از این جور مزخرفات ازم پرسیدن که حتی نمیتونم درک کنم که چرا باید به همچین سوالایی جواب بدم یه اطلاعاتی ازتون میگرن که حتی باورشم نمیکنید... اخر سر برای شروع همکاری تماس گرفتن و یه حقوق فوق العاده پایین گفتن وقتی بهشون گفتم چرا انقدر پایین گفتن که تا دلت بخاد میتونی اضافه کاری کنی .... کلا بی خیال شدم....
واقعا جای مزخرف با حقوق پایین و خارج از حد عرف هستش حتی ساده ترین موارد هم رعایت نمیشه و پروسه استخدام فوق العاده طولانی و زمان بری داره اصلا پیشنهاد نمیکنم که حتی بهش فکر هم کنید
در این شرکت که با نام پردازش الکترونیک راشد سامانه (پارسا) میشناختم، جو کار به شدت غیرحرفهای بود و اکثر همکاران تازهکار یا دانشجو بودند. برای کارآموزی خوب به نظر نمیرسید چرا که امکانات کم بود و حقوق هم برای یادگیری و پیشرفت کافی نبود. شرکت کوچک و با سابقهای نسبتا ناچیز داشت و تنها یک پروژه محدود را دنبال میکردند که روش کار در همان راستا بود. من به این نتیجه رسیدم که اعتبار شرکت چندان بالا نیست و آیندهی مشخصی برای رشد وجود ندارد.
باورنکردنی است که در این محیط چه رفتارهای سطح پایین و بیاخلاقیهایی وجود داشت. من به شدت متوجه تفاوتهای رفتاری بین همکاران زن و مرد شدم و رانتخواری و پارتیبازی به وضوح حاکم بود. فضای کاری به شدت زیر آبزنی بود و هرکس که مدیر آنجا شده بود از جنس پارتی بازی و بیسوادی بود. کاستن از امیدها و ناامیدی روزمره در اینجا خیلی ملموس بود و هیچ کس واقعا از این وضع دفاع نمیکرد. واقعیت این است که به هیچوجه نمیشد اینجا را پیشنهاد کرد یا به عنوان تجربهای مثبت نگاشت.
برای من که به حوزه SAP ERP علاقهمندم و میخواهم مسیر کاریام را آغاز کنم، گزینهای مناسب و فرصتسازی است. اینجا امکان یادگیری و پیشرفت خوبی وجود دارد و پروژههای پیادهسازی متنوع، فرصت تجربهی واقعی را برای هر نفر فراهم میکند. اگر در حوزه SAP آشنا باشید میدانید که بهروز بودن دانش خیلی حیاتی است و از این منظر این شرکت واقعا در بازار پیشرو است. شرکت در حال رشد است و مدیران به بهبود شرایط کارکنان به شکل معنا دار فکر میکنند. فضای کار حتی در نگاه نخست، دوستانه و صمیمی است و همکاران معمولا از به اشتراکگذاری دانش دریغ نمیکنند. در بحث حقوق، وقتی وارد میشوید حقوق اصولا همان پایهی استانداردهای وزارت کار است، اما با داشتن رشد و پیشرفت در کار، افزایش حقوقهای نسبتا مناسبی میتواند اتفاق بیفتد. به طور کلی شروع کار در این شرکت کمی دشوار به نظر میرسد و تنها افرادی که واقعا علاقهمند یا با انگیزه بالا هستند، ممکن است بتوانند پایداری نشان بدهند. نقاط منفی دیگری هم وجود دارد، از جمله عدم امکان دورکاری و ساعات کاری نسبتا طولانی.
من خوشبختانه تجربه کاری خیلی خوبی داشتم و کامنت های برخی دوستان رو میتونم فقط خصومت شخصی ببینم چون چیزی که من در عمل تو هیوا دیدم هیچ کدوم از این موارد نبود .در هیوا بحث اطلاعات و پاسخ درست به مشترک دادن و رضایت مندی مشترک ها خیلی خیلی اهمیت داشت و ما برای اپدیت بودن ماهانه آزمون می دادیم و همچنین یکی از ایتم های حقوقی ما رضایت مندی مشترک ها بود پس نظر مشترک برای هیوا خیلی مهم بود . در مورد تماس ها هم با اینکه تلفن گویا هزینه تماس رو میگفت و قبل از ما اپراتور ، ولی ما همخ موظف بودیم که هزینه تماس رو بین مکالمه بگیم و ببینیم آیا مشترک تمایل به ادامه مشاوره داره یا خیر .تمامی موارد از پایه آموزش داده میشد و مشاورای بسیار با اطلاعاتی اونجا کار میکردن و فکر میکنم هنوز هم میکنن، من هنوزم خیلی از دوستانم اونجا کار میکنن و این روال همچنان وجود داره .من خودم جزو کسانی بودم که اعتماد بنفس پایینی تو صحبت کردن داشتم و واقعا خودم رو با قبل از کار تو هیوا مقایسه میکنم خیلی تغییر کردم و صحبت با آدما خیلی اعتماد بنفس منو بالاتر برد .مسئولین از مشاوران قدیمی و با تجربه انتخاب شده بودند و فرصت رشد برای کارمندای شایسته وجد داشت و چون از خود بچه ها بودند بسیار جو دوستانه و صمیمی تری رو داشتیم .من تا دوماه پیش تو هیوا کار میکردم و تا روز آخر هم تصویه شدم و مشکلی نبود
به مدت کوتاهی در این شرکت به عنوان کارشناس فروش کارآموزی کار کردم و در نهایت امکان استخدام وجود داشت. اما از همان اول سوالی که مطرح شد، سفته سنگین بود و تضمین حسن انجام کار یا نامهای که تاریخ تحویل سفته را مشخص کند ارائه نمیشد. به همین دلیل با درخواست آنها مخالفت کردم؛ اینکه سفتهای با ماهیت بدهی از من دریافت میشود، برای من قابل قبول نبود.
شرکت تاژان سیستم را تجربه کردم و با جرات میگویم فضای کاریاش واقعا مسموم است. در اینجا ۱۴ نفر حضور دارند که به جای کارکردن، به همدلی و حمایت از همدیگر هم نیستند و بیشتر در حال توطئه و زیرآب زدنند. مدیرعامل هم فردی عجیب است که هیچ خطی خارج از استانداردهای منسوخشده اجازه نمیدهد و برخوردها پر از کنترل و دستپاچگی است. این ۱۴ نفر وقتی درباره سابقهشان از من و بقیه سوال کردند، بدون هیچ کلاس و ساز و کاری واقعا طولانیمدت را گفتند که چند سال است اینجا هستیم، در حالی که محیط کار را برای هرکس تازهکار دشوار میکند و نشان میدهد این تیم چه قدر ناسالم است. اگر امکان به اشتراکگذاری فایل وجود داشت، قرارداد توهینآمیز این شرکت را میفرستادم تا روشن شود اوضاع چقدر نامناسب است. کسانی که وارد چنین محیط سمی میشوند، به حقیقتی که از نظر روحی تجربه میکنند پی بردهاند و واقعا راست میگویند که برای مصاحبه یا ورود به تیمارستان هم نباید به اینجا رفت.
به تازگی به تاژان سیستم پیوستهام و محیط کار واقعا جالبه. همکاران شرکت خیلی خوب با هم رفتار میکنن و تا الان تجربهی خوبی بوده. اگر برای برنامهنویسان امکان ساعات شناور فراهم بشه، خیلی عالی میشه.
عاشق تاریخ تمام نظرات مثبتی هستم که خود شرکت اومده ثبت کرده همه رو 1402/7/22 هفت نظر مثبت پشت سر هم ثبت شده تاریخ های بعدی 21 و 24 همین ماه هستند میشه آخه همچین چیزی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ عجب احمق هایی هستید !
شرکت سامه آرا تجربهای مثبت از لحاظ فرهنگ سازمانی به من نشون داده و فضایی با پتانسیل رشد بالا فراهم میکنه. حقوق در ابتدای کار به پایههای مشخصی نزدیکه، اما با پیشرفت شغلی نرخ رشد دستمزد به شکل قابل توجهی بالاتر میره. محیط کار پویا و دوستانه از برجستهترین نکاتشه و به نظرم همین جو باعث میشه آدم انگیزه بیشتری برای کار کنه. بازار کار SAP هم هم در داخل کشور و هم خارج کشور تقاضای زیادی داره و این شرکت قادره فرصتهای زیادی رو ارائه بده. در کل اگر دنبال محیطی با فرصتهای رشد هستید، گزینه مناسبی به نظر میرسه.
شرکت وااقعا افتضاح هست این واژه درست نیست اما فساد اخلاقی توش زیاده شده محل نمایش فشن و خاله زنک بازی محیط غیر بالغانه ای داره اکثرا توی به گل و مخدر اعتیاد دارن حقوق ها رو با وعده فرستادن دبی هی پایین نگه میدارن اعتراض هم میکنی بد رفتاری میکنن اینا معمولا دووم نمیارن
در این شرکت با فقر مدیریت مواجه شدم و بینظمیهای بسیاری در تیمها دیدم. رفتار منابع انسانی هم چندان قابل اعتماد نبود و احساس میکردم که ارائه اطلاعات دقیق چندان در دستور کار نیست. به کسانی که به دنبال فرصتهای شغلی هستند، پیشنهاد میکنم که گزینههای دیگری را مدنظر قرار دهند زیرا پاسخگویی و صداقت در فرآیندها به شدت کم است. در کل تجربهام نشان میدهد که تیمها غالبا با دروغگویی همراه است و این جو stitches کار را سخت میکند.
در توضیح تجربهام باید بگویم که حدود یک سال پیش، پیام چکیدهای از رزومهام را فرستادم که سابقه ده ساله در حراست و انتظامات دارم. مصاحبه نخست را با احترام کامل و با رفتار مناسب سپری کردم و چون در جایگاه خودم مشغول به کار بودم، همه چیز به خوبی پیش رفت و هر دو طرف راضی بودند. اما بعد از این مرحله گفتند برای خودشان نمیخواهند؛ قصد داشتند یک انبار در شهر کرج را به یک پیمانکار بسپارند و نتیجه این شد که آن طرف کارفرمای مستقیم من نبود و حقوقم هم نسبت به زمانی که خودم بودم، به میزان یک میلیون تومان کمتر شد.
تجربه من از کار در خانومی پر از تضاد است: ظاهر شرکت ممکن است فریبنده باشد اما واقعیت این است که کارمند عادی به سختی دیده میشود و انگار تنها وظیفهاش این است که کارش را انجام بدهد و بس. رفتار مدیران با من از همان اول نشان داد که قدری تفاوت بین جایگاهها وجود دارد و در مقابل هر سوالی معمولا پاسخی دوستانه و سازنده نمیگیرم. نارضایتی از مدیریت و واحد منابع انسانی یک تجربه همیشگی و روزمره است و به ندرت اتفاق میافتد که چیزی به تصویر لینکدین اضافه شود. تغییر مداوم نیروها هم به چشم میخورد و حتی اطرافیان هم متوجه این مسئله بودند، چه همسایهها چه افراد مرتبط با مسیر شرکت. یکی از نکات تلخ این است که هیچ فرصت مشخصی برای پیشرفت وجود ندارد و اگر لازم باشد، گاهی یک نفر بالادستی بیسواد معرفی میشود تا مشکلات را به دوش بگیریم و شما مجبور میشوید با این وضعیت کنار بیایید. در بحث حقوق هم اگر مرتب حضور نداشته باشی، به شدت با کمبودها روبهرو میشوی. مدیران شرکت جز کارمندانی معدود که باقی میمانند، سریع از موقعیت خارج میشوند یا با نام و رسم خانومی از آنجا خارج میشوند و اکثر افراد با دانش سطحی به کار میآیند. فقط چند نفر هستند که کار بلد هستند و حقوقهای مناسب میگیرند و به مدیریت وصلاند. نتیجه این است که ظاهر شرکت فریبنده است و حس خوبی به وجود نمیآورد؛ تمام انرژیم را میگیرد و انگیزه را از بین میبرد. متأسفانه به نظر میرسد که مدیریت mikromnagement حاکم است و بهطور معمول هر خطای کوچک به گردن همکاران میافتد. واحد منابع انسانی هم حال و هوای بهتری از گل chor در ورودی ندارد.
به خاطر تجربهای که توی تیم تولید داده کاوان داشتم، میخوام به صورت روشن و واقعبین بنویسم. ضعفهای مدیران و سرپرستان مجموعه به اندازهای مشخص بود که نظارت صحیحی بر عملکردها وجود نداشت و پروژهها به تاخیر می افتاد؛ مشخصا مدیران به مهلتها اهمیت نمیدادند و هر بار جدولی برای ددلاینها میچینند اما به بررسی دلیل تأخیر نمیپردازند و دوباره فرصت میدهند تا کیفیت کار به طور قابل توجهی پایین بیاید. گروههای تحت نظر هم دانش فنی لازم برای حوزهشان را ندارند و درکی از موضوع بهدرستی وجود ندارد. ساختار تیمها هم به لحاظ طراحی اشتباه است؛ هیچ دورهای برای آنالیز محصول وجود ندارد تا با شناخت دقیق مشتری و نیازهایش بتوان پروژه را پیش برد، در نتیجه پروژههای تولیدی با شکست رو به رو میشوند. از نظر فرایندهای کاری، ابزارها و روشهای قدیمی استفاده میشود و انگیزه برای تغییر رویکرد کم است. شنیدههای دروغ درباره وضعیت شرکت هم وجود داشت و پاداش و بهرهورى بهطور نامناسبی اعمال میشد؛ حقوق هم به موقع پرداخت نمیشد و کمتر از نرخ بازار بود. فضاى کار به طور گسترده از شایعهسازى و فضاى منفی پر بود و بیشتر این فضا از جنس نیروهای قدیمی شرکت بود. یک عامل دیگر که باعث کمشدن انگیزه میشد، نبود مسیر شغلی مشخص برای افراد است؛ فقط هر ۱۸ ماه میشود برای افزایش حقوق درخواست داد و جلسهای برگزار میشود که مدیرانی که به واحد شما مرتبط نیستند درباره شما نظر میدهند. نقاط قوت هم وجود داشت: وعده ناهار و پکی از پاداشهای پایان سال، امکان دورکاری و شناوری خوب. مدیرعامل هم تغییر کرده بود که احتمال میرفت در آینده با حضور مدیران جدید اوضاع شرکت بهبود پیدا کند و مشکلات از جایی حل شود که افراد کلیدی ترک نکنند. توصیه برای کسانی که تازهکار هستند این است که یک تا دو سال بیشتر از سود نمیبرند و برای افراد با تجربه بالا شاید ارزش زیادی نداشته باشد. توصیه به مدیران شرکت این است که به حرفهای کاربران دقت کنند و به واقعیتها توجه بیشتری نشان دهند تا از فضای منفی موجود کاسته شود.
برای من به عنوان کسی که از تجربه کار در فروشگاه اسمارت حرف میزند، اغلب برداشت از برند آنها با واقعیت فرق دارد. تصور میکردم وارد یکی از استارتاپهای بزرگ ایرانی میشم، اما واقعیت فرق میکند. مصاحبه هیچ پرسشی از من نکردند و وعدههای حقوق و مزایا فقط برای جلب انگیزه بود. فردای مصاحبه از من سفتهای به مبلغ صد میلیون گرفتند بدون قرارداد و این کار قانونی نبود. کار در آنجا به همهچیز میکشید؛ از تخلیه بار و چیدمان گرفته تا نظافت، جمعآوری و بستهبندی سفارش، تحویل به پیک و ثبت در سیستم. شیفتها به صورت چرخشی بود و به مدت نه ساعته، سه روز در هفته تا نیمههای شب میکشید. تعطیلات رسمی وجود نداشتند و گاهی تا بیستوپنج دقیقه بامداد هم حضور داشتیم بدون اضافهکاری حسابشدن. در نحوه محاسبه اضافهکاری و تعطیلی و جمعهکاری، حقوق اگر تنها بودم، به حداکثر بیشتر از هشت نمیرسید. یکی از گمانهها این بود که یک ساعت از نه ساعتی که کار میکردیم اضافه محسوب نمیشد و تعطیلی هم حقوقی نمیشد. وعده مرخصی ۲٫۵ روز در ماه داده میشد اما درخواستها رد میشد. قرارداد وجود نداشت و تصمیمگیریها هم به ساعتی بیثبات بود. با سابقه یکونیم سال کار، یک مدیر فروشگاه را با رابطهای نامشهود به عنوان سرپرست منصوب کردند، و امنیت شغلی وجود نداشت. جمعبندی اینکه از نظر من هیچ نکته مثبتی در این محیط احساس نمیشد؛ اذیت پرسنل و بیتوجهی به مشکلات رایج بود. هر مجموعهای که مدام تبلیغ جذب نیرو دارد و نیروهایش تکمیل نیستند، موضوعی مشکلیه دارد و بهتر است وقت صرف آنجا نشود.
کار کردن با این شرکت تجربهای بود که هرگز فراموش نمیکنم. قرارداد به صورت دورکاری بود و پس از یک سال هیچ تسویهای به من داده نشد، نه حقوق و نه سفتهای که داشتم. وقتی موضوع را با مدیر فنی شرکت، آقای نادر جعفری، در میان گذاشتم گفت مدیر شما آقای بهجت هستند و باید ایشان تأیید کنند؛ اما این آقا هم از شرکت جدا شده بودند و ارتباطشان قطع شد. حدود چهار ماه برای آنها کار کردم اما حتی برخی از حقوق قانونی من هم پرداخت نشد. وقتی اعتراض کردم، برای من ترک کار صادر کردند و بیمه هم رد نشد. بررسیهای بیشتر از همکاران سابق نشان داد که با اکثر کارکنان به همین شکل رفتار میشود. واقعا تجربهای ناامیدکننده از همکاری با این مجموعه بود.
با این شرکت فرگستر تجربهای ناخوشایند داشتم و قصد دارم بدون نامبردن از جزئیات توی متن، حس و واقعیت را به زبان خودم توضیح بدهم. وقتی برای پشتیبانی نرمافزار رزومه فرستادم، روز مصاحبهای دوباره داشتیم. در نخستین جلسه همه چیز خوب به نظر میرسید تا اینکه قرار شد با مدیر بخش مربوطه صحبت کنم تا در صورت تأیید او کار را شروع کنم. مدتی طول کشید تا ایشان برسند و برخوردی که در همان ابتدای وارد شدن داشتند واقعا آزاردهنده بود؛ نه ادب، نه شعور، نه آرامش و رفتارشان به هیچ عنوان حرفهای نبود. در طول مصاحبه من را به دروغگویی متهم کردند و وقتی تعجب من از این موضع آشکار شد، همکارانشان سعی کردند بحث را عوض کنند. به شدت احساس میکردم که اگر دوربین داخل اتاق نبود، ممکن بود اتفاقی جدی بیفتد. در پایان از من پرسیدند چه حقوقی میخواهم و من چیزی حدود بیست میلیون پاسخ دادم، که آن عزیز بدون مقدمه پاسخ داد که اگر این مقدار باشد باید بتوانم دندانهای همان اسب را هم بشمارم تا معنایی از نقد پولی بدهد. در نتیجه دیدگاه من نسبت به سطح برخورد و ادبیات شرکت به طور کامل منفی شد و تصمیم گرفتم به همکاران این فرد هشدار بدهم و خودم هم از هر گونه ارتباط در آینده با چنین رفتاری صرفنظر کنم. اگر برایتان ارزش دارد، بهتر است به نام آن فرد یا رفتار او فکر نکنید و از هرگونه ارتباط احتمالی با او دوری کنید.
من حدود یک سال و نیم تو ارنیکا به صورت تمام وقت کار کردم. هدفم از نوشتن تجربیاتم اینه که واقعا بتونه حتی به یه نفر کمک کنه که زندگیش و وقتش تباه نشه. تو ارنیکا شما تو پوزیشن خودت می مونی تا هر دوماه یه مدیر جدید بیاد و همه چیز از اول. مدیران جدید چون حقوق های بالا میگیرن حتی اگه برنامه ای داشته باشن تبدیل به ادم های بله چشم گوی مدیرعامل بی وجدان مجموعه می شن بنابراین گول اسم های بزرگی که وارد ارنیکا میشن رو نخورین چون مسئله برای مدیران فقط حفظ پوزیشن به هر قیمتی و گرفتن حقوق نجومیه. من توی این یک سال و نیم هیچ دو تاریخ مشترکی حقوق نگرفتم و حتی ماه های اخر به دوماه عدم پرداخت هم رسید. تازه نه به صورت یکجا بلکه بیمه ای رو برات می ریزن که گشنه نمونی و بقیه رو هر وقت حال کنن میریزن. بنابراین اگر قسط دارین، اجاره میدین، مریض میشین باید بمیرین چون chro مجموعه اعتقاد دارن مدیریت مالی بلد نیستین، البته حق داره منم اگر ماهی 150 میلیون میگرفتم می تونستم دوماه رو مدیریت کنم. می رسیم به سیستم انگشت زنی! انگشت زنی جایی معنا داره که کسر و اضافه کار معنا داره. چطور ممکنه 5 دقیقه تاخیرت کسر بشه ولی دو ساعت اضافه کاری هر روزت حساب نشه؟؟؟ به ما می گفتن که درک کنین هولدینگ تو بحرانه، نقدینگی پایینه... فقط سوال اینجاست برای حقوق های دلاری و میلیونی مدیران ارشد هم نقدینگی پایینه؟؟ برای تبلیغات میلیاردی اکسکوینو تو فیلیمو و ضخم کاری و بیلبورد و هم نقدینگی پایینه؟ برای پورش اقای مدیرعامل و سفرهای مداوم به دبی و بی اخلاقی ها هم نقدینگی پایینه؟ اصلا چرا حتما باید یکی تو لینکدین پست منفی بذاره تا تسویشو بدن؟اونم تسویه ای که از صد طرفش و می زنن تسویه های نیروهای خروج به یک سال رسیده و نرخ خروج به شدت بالا. هر وقت هم با تیمی حال نکنن از فرداش بدون در نظر گرفتن شرایط حرفه ای و انسانی تو ساختمون راهت نمیدن. تمام مجموعه پر از دوربینه و ساختمون شنود داره. سیستم ها مانیتور میشه و چک میشی که چند دقیقه کار کردی! این در حالیه که همه می دونن شرکت به کجا وصله و چه پول کثیفی در میاره. حتما می پرسین چرا یک سال و نیم موندم. جواب ساده است. من تیمم رو دوست داشتم و دوستان خوبی داشتم و این تنها مزیت ارنیکا برای من بود ولی از یه جایی به بعد دیگه دوستام رفتن. با درد و غم رفتن. خلاصه که اگر انسان باشین، اگر عاقل باشین هرگز وارد این مجموعه نمیشید.
من تا حالا تو این شرکت کار نکردم ولی تجربه خوبی تو روال مصاحبه نداشتم روز اول که رفتم مصاحبه 3 نفر باهام مصاحبه کردن که حتی نمیدونستن باید ازم چی بپرسن.... یکی از مصاحبه کننده ها به بغل دستیش یواش گفت که یه چند تا سوال سریع طرح کن که ازش بپرسیم..... بعد از این مصاحبه یه دونه جلسه دیگه هم گذاشتن که بازم هیچ چیزش نرمال و استاندارد نبود و دقیقا عین همون مصاحبه اول بودش ولی رفتارشون خیلی مودبانه و انسانی بود... این مصاحبه که تموم شد بعدش فرستادن یه مصاحبه با منابع انسانی انجام بدم با شخصی که مصاحبه کردم نگاهش طوری از بالا به پایین بود که انگار من به زور رفتم اونجا ولی در همون حالت هم باز یه طوری رفتار میکرد که انگار همه چیز خوب و ایده ال هستش کلا دوگانگی تو کلام و رفتار و شخصیتش خیلی اذیت کننده بود.... این مصاحبه که تموم شد یه مصاحبه با حراست هم چند روز بعدش برام گذاشتن... دوباره همون سوالای الکی و پوچ و بیهوده بعلاوه کلی مسایل عقیدتی سیاسی و اجتماعی و از این جور مزخرفات ازم پرسیدن که حتی نمیتونم درک کنم که چرا باید به همچین سوالایی جواب بدم یه اطلاعاتی ازتون میگرن که حتی باورشم نمیکنید... اخر سر برای شروع همکاری تماس گرفتن و یه حقوق فوق العاده پایین گفتن وقتی بهشون گفتم چرا انقدر پایین گفتن که تا دلت بخاد میتونی اضافه کاری کنی .... کلا بی خیال شدم....
واقعا جای مزخرف با حقوق پایین و خارج از حد عرف هستش حتی ساده ترین موارد هم رعایت نمیشه و پروسه استخدام فوق العاده طولانی و زمان بری داره اصلا پیشنهاد نمیکنم که حتی بهش فکر هم کنید
در این شرکت که با نام پردازش الکترونیک راشد سامانه (پارسا) میشناختم، جو کار به شدت غیرحرفهای بود و اکثر همکاران تازهکار یا دانشجو بودند. برای کارآموزی خوب به نظر نمیرسید چرا که امکانات کم بود و حقوق هم برای یادگیری و پیشرفت کافی نبود. شرکت کوچک و با سابقهای نسبتا ناچیز داشت و تنها یک پروژه محدود را دنبال میکردند که روش کار در همان راستا بود. من به این نتیجه رسیدم که اعتبار شرکت چندان بالا نیست و آیندهی مشخصی برای رشد وجود ندارد.
باورنکردنی است که در این محیط چه رفتارهای سطح پایین و بیاخلاقیهایی وجود داشت. من به شدت متوجه تفاوتهای رفتاری بین همکاران زن و مرد شدم و رانتخواری و پارتیبازی به وضوح حاکم بود. فضای کاری به شدت زیر آبزنی بود و هرکس که مدیر آنجا شده بود از جنس پارتی بازی و بیسوادی بود. کاستن از امیدها و ناامیدی روزمره در اینجا خیلی ملموس بود و هیچ کس واقعا از این وضع دفاع نمیکرد. واقعیت این است که به هیچوجه نمیشد اینجا را پیشنهاد کرد یا به عنوان تجربهای مثبت نگاشت.
برای من که به حوزه SAP ERP علاقهمندم و میخواهم مسیر کاریام را آغاز کنم، گزینهای مناسب و فرصتسازی است. اینجا امکان یادگیری و پیشرفت خوبی وجود دارد و پروژههای پیادهسازی متنوع، فرصت تجربهی واقعی را برای هر نفر فراهم میکند. اگر در حوزه SAP آشنا باشید میدانید که بهروز بودن دانش خیلی حیاتی است و از این منظر این شرکت واقعا در بازار پیشرو است. شرکت در حال رشد است و مدیران به بهبود شرایط کارکنان به شکل معنا دار فکر میکنند. فضای کار حتی در نگاه نخست، دوستانه و صمیمی است و همکاران معمولا از به اشتراکگذاری دانش دریغ نمیکنند. در بحث حقوق، وقتی وارد میشوید حقوق اصولا همان پایهی استانداردهای وزارت کار است، اما با داشتن رشد و پیشرفت در کار، افزایش حقوقهای نسبتا مناسبی میتواند اتفاق بیفتد. به طور کلی شروع کار در این شرکت کمی دشوار به نظر میرسد و تنها افرادی که واقعا علاقهمند یا با انگیزه بالا هستند، ممکن است بتوانند پایداری نشان بدهند. نقاط منفی دیگری هم وجود دارد، از جمله عدم امکان دورکاری و ساعات کاری نسبتا طولانی.