شرکت هاکوپیان مدام شما را به دادن گزارش صبح بعدازظهر شب و یک روز در هفته به کارفرما یا cto تو ورد یا انلاین گزارش بفرستید ، کارمندانی که به هر علتی گزارش نفرستادند ،توسط مدیر کارفرما یا مدیرپروژه مورد حمله یا کم شدن حقوق قرار می گیرند و کارمند مورد نظر به حرفی که بی ادبانه هست ولی حرف اولش خ هست متهمت می کنند هاکوپیان جایی که قرار است زیرآبت بزنند، هاکوپیان جایی که به پستی که در لینکدین گذاشتید گیر می دهند یا کاری که با مانیتور شما می کنید گیرمی دهند نگران این نباشید کسی به شما گیر ندهد و در شرکتی شما مجبور بودید با خانم درشرکت فقط حق دارید سلام و خداحافظ بگویید و اگر از سلام خداحافظ جلوتر رفتید تهدید به اخراج دادند اون محیط شرکت ترک کنید چون اون شرکت فکر می کند شما فقط با خانوم در حد خوشمزگی یا چشم چرونی و ارتباط برقرار کردن صحبت می کنید و حتی ممکن این ارتباط اگه به ازدواج تبدیل شود که بعد از اون اخراجت کردند چون فکر می کنند خانم و اقایی که در شرکت زن شوهر نمی توانند به خوبی در شرکت کار کنند. شرکت هاکوپیان فقط شما حق دارید در شرکت با کیبورد کار کنید و اینترنت شما قطع است با وی ام وی که من بهت میدم کار کنید و حق ندارید از اینترنت حتی یک خط کد کپی پیست کنید سریعا از اون شرکت ترک کنید چون اون شرکت حتی درکی از این ندارد که مثلا ویژوال استادیو کد هر دو هفته اپدیت کنید. در شرکت هاکوپیان کارفرما حق ندارد برنامه نویس اراذل و اوباش صدا کند باید برنامه نویس به فامیلیش صدا کند و کارفرما قراردادی که برنامه نویس می بندد نباید اسم کارگر را بنویسد منظورم اینه که شما کارشناس فرانت اند بعد تو قرار داد شما به جای کارشناس فرانت اند کارگر نوشتند اگر کارمندی زیاد تلفنش زنگ می خورد یا در لینکدین کار دورکاری یا پروژه ای پیدا کرده است که همراه با کار تمام وقتش انجام بدهد ،این اصلا به کارفرما ربطی ندارد گیر بدهد هرکسی پیشرفت یک جور می بیند پیشرفت خودم از شرکت قبلیم که هاکوپیان بود و الانی که آواژنگ هستم می سنجم. ۱)پروژه ریسپانسیو نبود ولی الان رو پروژه ریسپانسیو کار می کنیم ۲)در اونجا هر صفحه که می زدی api بعد از دوماه می دادند تازه بعضی موقع ها غلط بود و باید اصلاح شده به بک اند می دادید ولی در اینجا هر صفحه که قرار است زده شود بلافاصله api داده می شود تازه اونجا قبل از من یک برنامه نویس فرانتی بود که می گفت من هر تسکی به شرطی می زنم که api همون موقع داده شود که ای کاش منم همچین شرطی می گذاشتم. ۳)پروژه لانچ شده است ولی اونجا پروژه لانچ شده نبود. من چون پروژه لانچ شده نبود api درست حسابی کار نمی کردم کار به سختی پیدا می کردم ۴)هر تسکی که می خواهید انجام دهید باید اول ui _ux کار بزند بعد شما تسک بزنید یک موقع یک ماه بود ui-ux نداشتند تسکی نداشتند ولی در اینجا خودت یک front end developer ui هستی و منتظر ui ux کار نیستید. ۵) در انتخاب پکیج آزاد هستی ولی در اونجا برای پکیج اضافه کردن از مدیرپروژه اجازه می گیرید ۶) در نوشتن کدهای css آزاد هستید ولی در اونجا مثلا نوشتن position ممنوع بود درسته من همه جا flex یا گرید استفاده می کنم ولی خودم تعیین می کنم کجا flex بهتر یا گرید یا اصلا با پوزیشن کار کنم. از نظر حقوق یکسان و شرایط کاری یکسان است.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
فقط میتونم بگم کار کردن توی این شرکت جز تلف کردن وقت هیچ چیز دیگه ای نیست اگه آیندتون براتون مهمه خرابش نکنید هیچ چیزی سر جاش نیست هیچ مزایایی ندارین و با شیرین بازی و عنوان کردن این که ما خیلی خفنیم شمارو تحت تاثیر قرار میدن خلاصه گولشونو نخورین
من در بیمیتو تجربه خوبی نداشتم؛ کار با ازکی بود که بعدا با بیمیتو ادغام شد. حجم کار بالا بود و چند نفر که با هم دوستی داشتند، شرکت را تشکیل دادند و مدیران شدند. مدیری که انتخاب شد، در واقع هیچ سافتاسکیل مشخصی ندارد و رفتار حرفهای را نمیشناسد. بطور کلی رضایت زیادی نداشتم.
چالش در تیم تست زیاد بود. و تجربه ی تلخی که دارم این هست که بدون اطلاع قبلی تعدیل انجام شد. واقعا نمی دونم تعدیل بر اساس چه معیارهایی صورت گرفت. رفتار غیرخرفه ای شد. حتی به منابع انسانی شرکت های دیگه اعلام کرده بودن این نیروهارو استخدام نکنین. کلا آواز دهل از دور خوش است برای شرکت شیپور خیلی صدق می کنه.
قرارداد ساعتی است (آدمهایی پست که حتی حاضر نیستند حق کارگر را بدهند) اکثر افراد بعد از قبولی در مصاحبه پس از اینکه متوجه روش پرداخت و محاسبه حقوق میشوند کنسل میکنند ولی از اول به کسی شفاف نمی گویند قضیه از چه قرار است اضافه کاری ضریب ندارد شما اصلا مرخصی نداری یعنی اگه مرخصی بگیری در واقع حقوقت کمتر خواهد شد همه جدا خدا خدا میکنن تعصیلی در تقویم باشه، تو این شرکت برعکسه چون باعث میشه حقوقشون کمتر بشه واقعا نسبتی بین کار و زندگی نیست و تعادل زندگی شما به هم خواهد خورد حقوق فروردین بچه ها (به لطف حقوق ساعتی) بین نصف تا یک سوم حقوق توافقی خواهد بود یعنی عملا فروردین حقوقی ندارید یک ساختار خیلی مسخره وجود داره که تمام پروژه های شرکت با اون انجام میشه که vb.net هست هیچ چالش فنی وجود نداره و هر روز پسرفت می کنید با تکنولوژی 20 سال پیش کار میکنید دانش فنی مدیران در حد صفر هست، یک نفر هست که از بقیه بهتره از نظر فنی (برای مدیریت و البته بقیه مدیران)که حکم خدایی داره که در واقع آدم توانمندی هست ولی نه در اون حدی که شرکت فکر میکنه امکان داره منشی شرکت زیر آب شما رو بزنه و هر لحظه با دوربین شما رو چک میکنه و دائم به صاحب شرکت که خارج ایرانه گزارش میده توی این شرکت افراد به 2 دسته تقسیم میشن افرادی که اونجا رو به صورت هیئتی مدیریت میکنن و دور هم خوش و خرم و حقوق های خوب و کار کم و یه جورایی تایید شدن و سایرین که گروه اول هر کاری بخوان میتونن بکنن و گروه دوم هیچ کاری نمیتونن بکنن این شرکت انتظار بیجا زیاد از بچه ها داره، اگه صحبت کنید سریع برخورد میکنن میگن کمتر صحبت کنید و صداتون خیلی بلنده (که در واقع بلند نبوده) اما گروه اول بلند بلند میخندن، حرف میزنن کسی نیست بهشون بگه چه خبره، پیش امده بود که حتی با صدای بلند آهنگ میذاشتن اما کسی کاری نداشت چون اونها از همه چیز مبرا بودن شما نه تنها امکان رشد از نظر فنی را ندارید همچنین از نظر پست اداری هم نمی توانید رشد کنید ، چون برای ۱۰ سال پست مدیران ثابت شده است شرکت تیم تولید و پشتیبانی جدا ندارد و شما همه کار میکنید باید کد بزنید و پشتیبانی هم بکنید و استقرار هم بر عهده شماست و خلاصه باید جواب همه را بدهید این اواخر حتی زمان و هزینه را هم باید اعلام می کردید و جواب نامه های بانک را هم میدادید تمرکز روی کار کاملا بی معنی هست در وسط کار میگفتن برو بانک (پشتیبانی) فلان سیستم خراب شده و حتی در محل بانک کارت تموم شده بود میگفتن فلان سیستم هم کارشو انجام بده (کاری که هیچ اطلاعی نداشتی و مربوط به تو نبود) و ... هر نفر حداقل ۵ پروژه را پشتیبانی میکند و در صورت لزوم بیشتر هم خواهد شد برای من در مدت کمتر از 2 سال حتی به بیشتر از 10 سامانه هم رسید محیط شرکت استاندارد نیست کمترین صدا از دستشویی به وضوح شنیده میشود و ... در این شرکت ساعت ناهار 30 دقیقه هست پنجشنبه ها تعصیل نیست
در این محیط کاری احساس کردم با چالشهای جدی روبهرو هستم و شرایطی نبود که به آن عادت کنم. فضا پر از درگیریهای داخلی و بروکراسی طاقتفرسا بود و همیشه بر سود خالص تأکید میشد، بدون اینکه توجه کافی به تعادل بین کار و زندگی شود. مدیران در رأس امور خویشتندار و پرتوقع بودند و بیشتر امور را در دست داشتند، در حالی که برخورد انسانی مفقود و روابط همکاران به شدت کشدار و پراز شکایت بود. فضای رقابتی داخل تیم ناسالم بود و گاهی همه از جاسوسی حرفهای هم صحبت میکردند. اصول و دستورالعملها متناقض جلوه میکرد و شفافیت کم بود؛ از سوی دیگر فضا به نظر میرسید که بیمار و ناسالم باشد. به نظر من چندین مسأله عمیق در سازمان وجود داشت که بهرهوری را کاهش میداد و باعث میشد احساس کنم پاداشی برای تلاشها در کار نیست. همچنین همکاران غرغرو و نبود تعادل مناسب میان کار و زندگی مزید بر علت میشد. در نهایت احساس میکردم خودمحوری در رأس تصمیمسازی وجود دارد و فضای کاری را به جایی ناخوشایند تبدیل میکند.
از نظر تکنولوژیک و یادگیری و از نظر اجتماعی شرکت خوبی هست. به نظرم به فرد یاد میده که برای فعالیت در یک سازمان بزرگ چطوری میشه رفتار کرد. من از باکس چیز هایی زیادی یاد گرفتم. الان در یک شرکت بزرگ خارجی مشغول هستم و باید بگم که تجربه باکس در زمینه رفتان حرفه ای کمک کرد. آقای عارف قراخانی جزو هیات مدیریت و همچنین CTO هستش. به نظرم فرد منطقی و قابل اعتماد و همچنین محترمی هستش ( با وجود اینکه لزوما دانشش از سطح دانش نیروهاش بیشتر نیست. منتها با رفتار منطقی و اخلاقی سیستم رو درست پیش میبره . کاملن نظرات شما رو از نظر تکنولوژیکی میشنوه و سبک سنگین میکنه. و اگه به طور کلی میارزید به زحمتش قبول میکنه) بعضی مواقع میبینیم که برای انجام بعضی کارها، ابتدا کار رو با روش ابتدایی انجام میدن و اگه لازم بود اون رو به روش با تکنولوژی پیشرفته تر و با معماری درست تر پیاده سازی میکنن. کلن اعتقادشون بر اینه که سری که درد نمیکنه رو نباید دستمال ببندید. این هم خوبه هم بده باعث میشه که یک سری بلک باکس داشته باشیم که دارن کار رو درست انجام میدن ولی ممکنه که در بعضی مواقع کد ها در یک سری جاها با حالت ایده آل خیلی فاصله داشته باشه و تا بیاد این درست بشه یه مقداری طول میکشه. و مطلب دیگه اینکه دست شما خیلی زیاد باز نیست که هر لحظه هر تکنولوژی ای که میخواین رو تو پروژه بگنجونید ( از ترس هایی مثل استیبل بودن تکنولوژی گرفته تا بار اضافه ای که اون تکنولوژی ممکنه به بچه های devops و فرآیند هاشون اضافه بکنه) و شما مسیر لزوما خیلی آسونی ندارین اگه بخواین یه تکنولوژی اضافه بکنین که خیلی از تیم ها رو ممکنه درگیر بکنه . که این هم خوبه و هم میتونه بد باشه.
هاجی مهدی هستم! (آره دفاع مقدس داشتیم آنجا😂) قبلا نظرم رو نوشته بودم (زمانی که هنوز اونجا کار میکردم) مثل اینکه پاک شده، یک بار دیگه میگذارم من اونجا به عنوان نیروی شبکه و زیرساخت استخدام شدم و بعدش یواش یواش دوباره برگشتم سمت گنو/لینوکس و sysAdmin و در نهایت الان sysDevOps شرکت خوبی بود، بچه ها بسیار خوب و محیط گرم و صمیمی ولی از پول مول خبری نبود 😅 مدیرعامل قبلی میگفت «شما همیشه میخواهید با گدا بازی سامانه بیارید بالا» دیگه خودتون تا تهش رو بخونید 🤣 من با ترم دو کارشناسیارشد رفتم اونجا، دانشگاه دیفالت رو یاد میده و شما تو کار، کار باد میگیرید. رئیس خوبی داشتم و خداییش خیلی چیزا ازش یاد گرفتم، این اواخر یه کم کانفلیکت داشتیم ولی خوب خیلی به گردنم حق داره و البته بچه های خیلی خوب و یک نفر نخبه به تمام معنا. سوپر سروش رفتن هاش هم یادش بخیر. اینجوری بهتون بگم، این شرکت تیم فجر سپاسی بود، کاراموز میگرفت، یاد میداد، پول نمیداد و بچه ها میرفتن 🙃 روزی که من رفتم (در مجموع توی مرداد و شهریور۱۴۰۰) ۱۱ نفر از شرکت جدا شدند! باگ شرکت این بود که تو خدا رو هم میآوردی زمین همون حقوق رو میگرفتی و از پاداش خبری نبود، حقوق رو هم مثل یارانه ها گردشی میدادند 😅 این اواخر رمزازر مثل خوره افتاد به جون شرکت و کسی دل به کار نمیداد و انگیزه نداشت، زدم بیرون و ۴ نفر دیگه از همکارا هم آمدند جایی که من هستم و فعلا داریم با خوبی و خوشی کار می کنیم 😄
با تجربهای که داشتم فهمیدم کارمزد منو نمیدن و بهراحتی میپیچونتمون. حواستون هم باشه که با چه کسایی همکاری میکنید. بهخاطر رفتارهای بیثبات، بهخاطر یه سلام ساده بهم گفتن خداحافظ. مدیریتشون خیلی خودشیفتهس و خودشو کامل معرفی میکنن ولی واقعا کار رو بیکیفیت میکشونن پایین. برای مصاحبه هم اگر رفتید، در ساختمون لاکچری و ظاهرش پولدارشون گول نخورید؛ اونجا دقیقا دارن مال خودشونه.
در این شرکت فضایی کاملا سنتی و محدود به نظر میرسید و از ابتدا هم مشخص بود که معیارهای دینی نقش پررنگی بازی میکند. اگر از نظر مذهبی یا پوششی با مجموعه همسو نبودید، بهتر بود رزومه را ارسال نکنید؛ در مراحل اولیه هیچ توضیح واضحی درباره انتظارهای پوششی داده نمیشد، اما به مرور جلساتی برگزار میشد که به نوعی به ازای پوشش و رفتارها اشاره میگردید. برخی قوانین مربوط به پوشش همچنان اجرا میشد و رعایتشان به چشم میخورد. این محیط کار برای کسانی که با فضاهای مردمی و گاه پرتنش روبهرو هستند، چندان مناسب نبود و سطح سواد برخی همکاران در حدی نبود که انتظار میرفت؛ به نظر میرسید کارها بیشتر به صورت کپیکاری انجام میشود و جو عمومی مثل ادارات دولتی قدیمی است. در حوزه منابع انسانی هم رویهای متفاوت وجود داشت؛ استخدامهای کوتاهمدت انجام میشود تا بعدا تغییراتی ایجاد شود و اگر با الزامات شرکت همسو نبودید، ممکن بود ارتباط قطع شود با این تبلیغ که فضا برای همکاری با ما فاصله دارد و اینجا به سمت سمتگیریهای خاصی میپردازند.
کار کردن در این شرکت شرایط بسیار سختی داره اول کار یه سفته خیلی سنگین از شما میگیرن و یه قرار داد که صفر تا صد آن به نفع کارفرما می باشد. شرکت مدیریت بسیار ضعیفی دارد در حدی که من از حد junior هم پایین تر بود به مدیر از git گفتم و تا آن موقع حتی اسم آن را هم نشنیده بود، در حالی که ادعای بلد بودن سالیدیتی و بلاکچین را داشتند و سابقه ۱۴ ساله. در شرکت شما با سیستم شخصی خودتون کار میکنین و قسمت خوراک هم کلا بر عهده شماست و شرکت فقط چایی را بر عهده میگیرد. با دوربین حتی صفحه اسکرین شما هم کنترل میشود که من درحال کارآموزی بودم برای من اجازه مطالعه کتاب و یا آموزش های ویدیویی کوتاه را ب من نمیدادند. مدیر شرکت اکثرا حضور ندارند و تلفنی و با دوربین جریانات رو کنترل میکنند، کلا روز تعطیلی وجود ندارد و فقط و فقط روز جمعه تعطیل هست وسلام. (قسمتی از خواطراتم) اگر روزی تعطیل رسمی باشد مدیر با شما تماس گرفته و از تعطیلات زیبایی که در آن درحال خوشگذرانی هستند برایتان تعریف خواهد کرد و برای شما نکته ای را یادآوری خواهند کرد که پروژه فورس هست و باید سریع تمام بشود و عقب مانده ایم. همچنین پنج شنبه ها روز نظافت است و کل شرکت از میز و صندلی خودتون تا آشپزخانه و سرویس های بهداشتی را تمیز خواهید کرد. درکل چه پروژه را بخوبی انجام داده یا دیر تحویل دهید در کل جز بی احترامی و حتی فحش چیزی دیگری نمی شنوید. معمولا جلسات ۱۰ دقیقه مانده به اتمام ساعت کاری برگزار میشوند(اسم جلسه را جلسه تحقیری گذاشته بودیم چون اهداف جلسه ی تحقیر کارکنان بود) و باعث میشود که شما یک ساعت بیشتر آنجا بمانید. اگر کارها سنگین باشند معمولا شب ها بخصوص شب پنج شنبه که قرار است فرداش استراحت کنید با شما تماس گرفته میشود و اسرار میکنند که پروژه را روز جمعه هم ادامه دهید. (اضافه کاری محسوب نمیشد چون خودمان کم کاری کرده بودیم و پروژه عقب افتاده بود :/ )
پس از مدت کوتاهی همکاری با این شرکت، تنها دو نفر از همکاران را دیدم که واقعا به اندازه کافی باسواد بودند و ارزش زمانم را داشتند؛ یکی مدیر فنی و دیگری مدیر پروژه. این دو نفر هم از وضعیت مدیریت مدیران ارشد شرکت و شیوههای مدیریتیشان ناراضی بودند و به دلیل سنتی بودن، سطح سواد مدیریتی پایین و برخورد توهینآمیز با کارکنان، قادر به تأثیرگذاری بر آنها نبودند و نهایتا دیدم که مدیر پروژه و مدیر فنی از تصمیمات مدیران بالادستی ناامید شدند و دیگر با مدیران بالادستی به بحث نمیپرداختند. به نظر من این شرکت به دلیل شخصیت و فرهنگ مدیریتی رئیسان و همچنین تأخیر در پرداخت حقوق و سایر مزایا، تجربهی کاری خوبی نبود و به همین دلیل توصیه نمیشود.
به معنای واقعی کلمه فاجعه از استخدام و کار کردن داخلش هر روز پشیمان میشید به شدت زیراب زنی رایج هست و مدیران استقبال می کنند توی مصاحبه هم فاجعه هستند
اول بگم اون کامنتی که گفته مفید خوبه مطمئن باشید یکی از خودشونه مفید یک محیط به شدت جنسیت زده هست که به منابع انسانی خودش به چشم ربات نگاه میکنه و 60دصد از منابع انسانی بخاطر فشار عصبی و رفتار زشت و زننده شون فرار میکنن بقیه ام اگر میمونن چون به چندغاز پولش نیاز دارند.شما در هر سطح عالی ای باشید بازم ناراضی ان ازتون، همیشه طلبکارن یجوری باهاتون برخورد میکنن که انگار لطف کردن جذبت کردن و نگهت داشتن.یه طرز وحشتناکی با خانم ها برخورد میشه از پوشش و حجابشون گرفته تا ارتباط کاری همکارشون ...همه جا زیر نظرن که مبادا از سلام و علیک دو نفر همکار خانم و اقا اتفاق خاصی رخ بده مثل عقب افتاده ها رفتار میکنن...کلا پادگانه...میگن رو صندلی درست بشین(با اینکه اقایون جدان خانما جدا)...وسیله رو میز نذار...راه نرو ..دیوونه خونست...همیشه خدا با دست کاری عمدی سامانها مردم و مشتری بیچاره و عصبی رو بجون کارمندهای سرویس سنتر انداختن و با این همممممه درامد یه ذره حقوق بهشون میدن اونم با هزار جور منت.امنیت شغلی صفره...کار کردن تو مفید همراه با استرسه چون حتی اگر عالی هم باشی کم کمش ماهی 3 بار رو بهت اخطار میدن که بیرونت میکنن...به راحتی بهت میگن که برات جایگزین زیاد دارند حتی اگر بهترین باشی...یه واحد خنده داری دارند به اسم تضمین کیفیت که استادندارهایی داخلش بابت ادبیات صحبت با مشتری مطرح شده که عملا دایره لغات ادم رو به صفر میرسونه و نمیفهمی اصلا با مشتری چطور باید صحبت کنی چون همشون نباید های ادبیاتی ان و هر زمانی که نمره پایش این بخش نامحترم بیاد حسابی اعصاب شما رو نقاشی میکنه...یک محیط دیکتاتوری که حتی نمیتونی از نقص هاش بگی که اگر بگی دیگه تمومی از میدون خارجت میکنن...هر کار بگن باید بکنی حوزه اختیار انتخاب نداری...یه سری اعداد و ارقام دارن به عنوان عملکرد اگر به اون ارقام رسیدی که وظیفت بوده تازه باید بالاترم میبودی ولی اگر نرسیدی حسابت با کرام الکاتبینه...هر کلاسی برگزار شه اماتحانشم برگزار میشه یعنی اونقدری که تو مفید باید امتحان بدی تو دانشگاهتم نمیدی...در مورد رفتارشون با خانم ها هم که اصلا نگم براتون بهتره ....رنگ لباسی که میپوشی میری باید مشکی باشه غیر ازین باشه تحریک کننده هست ...موهات نباید پیدا باشه ...تا جاییم تونستی جواب سلام همکار اقا رو ندی فکر میکنم دیگه ادامه بدم حالتون بد شه ...در حدی که وقتی اولین بار خواستن ساختمان سرویس سنتر شریعتی رو که تازه ساخته شده بود بما نشون بدن همه طبقها رفتیم الا 5 و 6 چون طبقه آقایون بود خیلی خنده دارن...توی همین محدودیت ها و سخت گیری های اینا اقایونشون تو ارتباط با پارتنراشون به کمال رسیدن با هر کسی بیرون این شرکت سینک میشن طرفشونم به شرکت سینک میکنن..اینم بگم ادم از خودشون تو همکارا زیاد دارن که زیراب بقیه رو میزنن ...معمولا اون ادما همین پاچه خوارا خودشونن...خلاصه دوست عزیز اگر آسایش و اعصاب و روانت برات اهمیت داره پا تو این سازمان نذار مخصوصا اگر جنس زن هستی از من بتو نصیحت خواه پند بگیر خواه ملال
بهنظرم این شرکت جای رشد مناسبی داره، به شرط اینکه تجربهکار کافی و آشنایی آکادمیک با اصول برنامهنویسی داشته باشید. مدیریت اینجا انعطافپذیر و قدرتمند است و به کارکنان ارزش میدهد. نکته کلیدی این است که فعالیتشون بازار بینالمللی رو هم پوشش میده.
بعد از مدت کوتاهی با آرتا ویژن آوا در موقعیتی که به عنوان توسعهدهندهی Backend کار میکردم، بهخوبی فهمیدم که محیط کار خیلی تحریککننده نیست و از نظر حقوقی، دستمزد مطابق انتظار نبود. با وجود اینکه مسئول فنی تیم بهطور کامل حرفهای نبود و دانش لازم در زمینهی توسعهی نرمافزار را نداشت، فرصتهای یادگیری محدودی را شاهد بودم و از نظر ساختار سازمانی شرایط نسبتا نامساعد بود. دسترسی من به امکانات حملونقل عمومی هم برای رفتوآمد مناسب نبود.
از ابتدا احساس کردم که وقتی کار رو به صورت تماموقت شروع کردم، با محیطی مواجه شدم که واقعا فرق میکرد با دوران دانشگاهی و کار پارهوقت. مدیران، به نظر میرسید بهتر از همه بلدند ادعا کنند اما از سطح کافی مطمئن نبودند و روابط صمیمی بین مدیران و برخی همکاران، بیشتر به جنبههای ظاهری میرسید تا واقعیت اجرای کار. فضای کار بهنظر میرسید پر از حرفزدن پشت سر دیگران و رقابتهای غیرمنصفانه است، در حالی که واقعیت تیمها به ظاهر همدل بود اما در عمل تفاوت داشت. در آنجا دو ساختمان وجود داشت که در هر دو پروژه حضور داشتم و شاهد بودم چگونه گاهی دادهها به شکل نادرست یا بنا به منطق شخصی توصیف میشدند و به مشتری ارائه میشد. برای پیشبرد کارها، گاهی تا ساعات طولانی مورد مشکلات بودیم و متأسفانه هیچ پرداخت اضافهای برای این ساعات طولانی دریافت نمیکردیم. رفتار مدیریتی به صورت مدرن و در عین حال تنگنظر و حاکی از کنترل بود.
شرکت خوب و بزرگیه و رفتار مودبانه و حرفه ای کاملا در سیستم حس میشه پرداخت حقوق مناسب شرایط کارمندها رو درک میکنند خوش اخلاق و خوش برخورد اند همیشه نقص اصلی شرکت استفاده از تکنولوژی های منسوخ شدست که البته کلاس های آموزشی تکنولوژی های جدید رو برای نیروها میذارند اما سرعت رفتن به تکنولوژی های جدید خیلی کند هست و میشه گفت افرادی که در شرکت فعال هستند اگر قصد جا به جایی داشته باشند باید زمان زیادی برای آپدیت دانششون بذارند
در شرکت تراشه سبز تهران تجربهی من در بخش فنی خیلی ناامیدکننده بود و برای مدت طولانی هم ادامه یافت. حتی اگر دنبال کار بودی، بهتر بود اینجا را انتخاب نکنی. دو سال از عمرم را در این محیط به بیهودگی گذراندم؛ نه در توانمندیام افزوده شد و نه پولی که موجب رضایت باشد دریافت کردم. پرداختها همواره با تاخیر صورت میگرفت و در زمان بیمه، حقوق واقعی را لحاظ نمیکردند؛ رقمهای غیرواقعی تقریبا یکسوم حقوق را در نظر میگرفتند. فضای کار بسیار آلوده به رقابت زیرپوستی بود؛ همه به سمت ارتقا با چاپلوسی و پشتپا زدن به هم حرکت میکردند. مجموعهای رانتی که دقیقا مشخص نبود چه میکند و چگونه با این حجم رانت، حقوق کارگران را نمیپردازد. مدیرعامل در بعضی مواقع با رفتارهای فریبنده رفتار میکرد و حقوق افراد را پرداخت نمیکرد. مزیت مشخصی در کار نبود؛ تنها نکتههایی مثل داشتن بیمه و بیمه تکمیلی وجود داشت و این بود که از بیرون میتوانستی انگار مشغول به کار باشی.
مدت کوتاهی در این شرکت به عنوان نگهبان پشتیبانی کار کردم و از تجربهام میخواهم بگویم که اوضاع آنجا به شدت نامنظم بود. صاحبان اصلی شرکت دو نفر هستند که به نظر من خیلی پرمدعا اما بیسواد میآمدند. کار این مجموعه بیشتر نقش واسطه بین مشتریها و فروشگاههاست و برای اعتبار خرید قسطی به مشتریان، به دارایی فروشگاهها تضمین ارائه میکردند، بدون هیچ تضمین بازگشت پول از طرف فروشگاهها. در تجربه من نکتههای مهمی وجود داشت: شرکت تازه کار بود و سطح عملکرد پایین بود؛ از نظر دانش مدیریتی، سطح آگاهی مدیران کمتر از انتظار یک واحد کوچک بازار بود؛ حقوقها معمولا به صورت ناقص و با تاخیر پرداخت میشد و بسیاری از مواقع پس از پیگیریهای زیاد پرداخت میشد. اگر قصد قطع همکاری میکردند، حقوق ماه آخر را نمیدادند. حق بیمه از حقوق کسر میشد و اگر خوششانس باشید، پرداخت حقوق تا چند ماه تأخیر داشت. شرکت روی یک موضوع واحد متمرکز نبود و ظاهرا با هدف انجام چندین کار همزمان تلاش میکرد که هیچیک با کیفیت کامل به مقصد نمیرسید. ترکیب تیم هم دائم تغییر میکرد و هر روز کارمند جدیدی استخدام میکردند یا اخراج میکردند. به نظر میرسید آشفتگی در جنبههای مختلف شرکت وجود داشت. در مجموع از من هم به عنوان کارآموز یا کارمند پشتیبانی، چنین تجربهای یاد گرفتم و از این شرکت نمیتوانم پیشنهاد کنم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.