شرکت پرنیان داده نگار برای من تجربهای از نظر توسعه مهارتهای برنامهنویسی بود. محیط شرکت بهنوعی فراهم میکند تا نیروهای جوان را به کار بگیرند و فرصت رشد را در اختیارشان بگذارد. امکانات مناسب برای کارمندان فراهم میشود و شروع کار در این شرکت بسیار مطلوب است. با این حال، همین تکیه و اعتماد به نیروهای جوان گاهی به یک نقطه ضعف هم تبدیل میشود. در کل، این شرکت جای مناسبی برای رشد است و حقوق پایهاش با روال رایج حقوقهای برنامهنویسی همگام است.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای من تجربهای بود که در مورد فردی در شرکت پارسترونیک دیدم. او را به نام دکتر امیری میشناسند و من درباره سابقه کار او سردرگمی زیادی دیدم. در نگاه من، این فرد سابقه تحصیلش را با جزئیات مبهمی بیان میکند؛ از دانشگاه تهران صحبت میکند اما واقعیت صحتشان زیر سوال است و به نظر میرسد که چند ترم در همدان بوده و بخشهایی از حضورش در تهران به عنوان مهمان بوده است. ادعا میکند که از تهران به دانشگاه ایالتی میشیگان رفته، اما به شکل عادی با هزینه بالا و بدون بورسیه تحصیل کرده و تنها سه ماه در دوره دکترا بوده و موفق به ادامه تحصیل نشده است. از نظر آکادمیک، تنها دو مقاله دارد که یکی با همدانشگاهیهای ایرانی و دیگری با یکی از همدانشگاهیهای همدان نوشته شده است؛ این موضوع ربطش به این دارد که چرا فردی از ایالات متحده با محققان ایرانی همکاری میکند و موضوعی است که به رشته برق قدرت مربوط میشود. در مورد تجربه کاری، ادعا میکند که پنج ماه در GM، شش ماه در Delphi و هفت ماه در US Hybrid کار کرده که به نظر میرسد جمع سابقهاش خیلی کمتر از دو سال است. گاهی اشاره میکند که در شرکتهای بزرگ خارجی خیلی سریع متوجه میشویم که کی کیست، اما به نظر میرسد فعالیتهایش بیشتر به عنوان کارآموز بوده تا حرفهای. همچنین میگوید در همه شرکتها منابع محرمانه مانند سورس کد و مستندات را از دست داده است. دلیل بازگشت به ایران را مریضی مادر میداند و این تصمیم را دلیل بودن در ایران معرفی میکند. او با تعداد زیادی از شرکتها در ایران ارتباط گرفته یا قصد ایجاد همکاریهایی را دارد، اما با شرکتهایی مثل کروز و ایرانخودرو و مکو به دلیل برخی محدودیتها همکاری نمیکنند. خودش برای شرکتش تلاش میکند تا حداقل یک پروژهای را کسب کند و از پژوهشگاه نیرو پروژهای با بودجه نسبتا کم میگیرد که کل مبلغ پروژه به سیصد میلیون تومان هم نمیرسد. در نهایت، من این فرد را مجموعهای از تجربهها و داستانهای متناقض میبینم که میتواند برای یک کتاب دویست صفحهای هم کافی باشد. اگر بخواهید از من یا همکاران سابق در شرکت، اطلاعات بیشتری بگیرید، میتوانید به همکاران سابق ما در شرکت پیام بدهید؛ تعداد زیادی از آنها آمدند و رفتند و میتوانید از هر کدام که مایل باشید، سوال کنید.
در یک کلام افتضااااح، انقدر نیرو اضافه کردن که همه اونجا بیکار هستند، و این بیکاری بسیار آزاردهنده هست چون شما بخاطر زیرنظر شدید هیچ کار دیگه ای هم نمیتونید انجام بدید و ساعت کاری خیلی بالا هست،حتی یک یخچال درست تو شرکت نیست، بین ۷ طبقه فقط یک مایکروفر هست با یه هیتر که اونم افتضاحهه، موقع گرم کردن غذا یک ساعت باید تو صف باشی، واقعا خیلی زشته انقدر کارمند استخدام کنند امکانات نذارند مگه مردم برده شما هستند، انقدر نیرو زیاده که تو یه سالن جای نفس کشیدن نیست، فقط نیروهای که یخورده سابقه دارند سرپرست کردند که اونجا بمونن، اونم هیچ سواد مرتبطی ندارند و همش تو رقابت و حسودی باهم هستند که فشار روحیش به کارمند وارد میشه
تجربه من در هاست ایران با فضای پرتلاطم و روابط غیرسازنده آغاز شد. برخلاف میل من به پیشرفت سریع، به خاطر اختلاف نظرها با مدیر اجرایی مجموعه و نوع رفتار او، احساس میکردم حضور قاطع و یکدستی مدیریت کمرنگ است و روابط گروهی و تبانی به جای حمایتی بودن، بر تصمیمگیریها سایه میانداخت. در محیط کار، گاه با صحبتهای منفی همکاران همراه میشد تا جو تیمی سمی و غیرهمکارانه تقویت شود. با وجود تمام تلاشها برای ایجاد همکاری مؤثر، دیده میشود تفاوتهای سلیقه و رفتارهای مدیریتی باعث کاهش اعتماد به یک فضای همکارانه میشد. به نظر میرسید برخی از اصولی که به ایجاد انگیزه و احترام متقابل کمک میکند، به دلیل چاپلوسی و رفتارهای سطحی یا دستبهدستی با مدیر اجرایی تضعیف میشود. در این شرکت تفاوت سطحها و رویکردهای مختلف به کار دیده میشد، به نحوی که برای ماندن و داشتن احترام ظاهری، فشارهای روانی و کنترلهای داخلی بیشتر میشد و به نظر میرسید که موقعیت افراد براساس ارتباطات و نزدیکی به مدیر مدیریت میشود، نه صرفا بر پایه عملکرد. با وجود حجم کار قابل توجه و تماسهای مکرر، پیشرفت دونمایه و بدون رعایت اصول حرفهای ممکن بود به توقف برخورد کند و فضا را گاهی سنگین و غیرانعطافپذیر کند. در کنار فشارهای روزمره، به نظر میرسید مدیریت واحد امکانات لازم برای تقویتسواد علمی و فنی تیم را ندارد و نه تنها شرایط گفتوگو و مذاکره برای بهبود عملکرد فراهم نیست، بلکه احتمال فرسودگی روانی نیز بالا بود. گاه در گفتارهای رسمی و غیررسمی دیده میشد که حقیقت به شکل اغراقآمیز یا گزینشی ارائه میشود و این موضوع میتواند باعث کاهش اعتماد به سیستم شود. در نهایت، با پایان دوره کاری، ممکن بود ارزیابی عملکرد به روشی واقعگرایانه انجام نشود و خداحافظی با رفتارهای تحقیرآمیز یا کنار گذاشتن به شکل غیرمنصفانهای اتفاق بیفتد. تجربه کار در این شرکت برای من با احساس ناامیدی نسبت به فضای کار سالم و پشتیبانی کافی همراه بود و توصیهام این است که گزینههای دیگری را بررسی کنید تا از اتلاف زمان و انرژی جلوگیری شود.
برای من تجربه اشنایی بوده جلسه اول جلسه فنی بود که قبول شدم میزان حقوق درخواستی و ... رو از همون اول در فرم درخواست پر کردم و قبل از اون هم وقتی رزومه ام رو فرستاده بودم داخلش نوشته شده بود این جلسه کوتاه بود یک ساعت جلسه طول کشید جلسه دوم جلسه با مدیر بود که تایید شد و گفتن که قراره کارشناس درجه 3 که بعد از اون میتونم کارشناس ارشد بشم رو بهم پیشنهاد کردن این جلسه هم کوتاه بود و حدودا یک ساعت وقتم رو گرفت جلسه سوم چند سری تست بود که حدودا 2 ساعت زمان گرفت و تعداد سوالات خیلی زیاد بود جلسه سوم با نیروی انسانی و مدیر نیروی انسانی بود که با 3 عضو نیروی انسانی جلسه برقرار شد و سوالات رو پرسیدن و بعدش قرار شد که با مدیر جلسه بزاریم که مدیر دیر اومد و باز هم 2 ساعت زمان گرفت و در نهایت مدیر وقتی اومد گفت که ما نمیتونیم این مبلغ رو پرداخت کنیم حداکثر نصف این مبلغ و کلی زمان مصاحبه و کلی رفت و برگشت توی ترافیک و گرما و ... اخر حرف این شد که ما نمیتونیم پرداخت کنیم یعنی کلی وقت ازم گرفتن و در نهایت شرکت توان پرداخت حقوق رو نداره!!!!!!!!! مزایای شرکت وام و پاداش ها و حقوق سر وقت بود که توجه داشته باشید حتما در مورد حقوق دقیق بپرسید که دریافتی که منظورشون هست اول ماه هست یا کلی میگن چون سیاستی که دارن اینه که میگن این پول رو پرداخت میکنیم و در کل سال یعنی شما یک دریافتی اول ماه دارید و یک کارانه که ضریبی بین 20 تا 35 داره در کل خواستم بگم اول از همه بپرسید که شرکت توان پرداخت حقوق شما رو داره بعد ادامه بدید که مثل من وقتتون رو هدر ندن
یک شرکت کلاهبردار که به بهانه آموزش و ماندن در شرکت از مردم پول میگیرن و به کارآموز ها وعده و وعید میدن که بهشون کار میدن و در آخر به بهانه های خیلی غیر منطقی کارآموز رو رد میکنن و در آخر هم پولی که ازتون گرفتن رو برنمیگردونن رییس شرکت ****** هست حتی در محیط کار به نوع پوشش کارمندها نظرهای بیخود میده درحالی که کسی ازش نظری نخواسته حتی از اسم دانشگاه شریف سوءاستفاد کردن رییس شرکت ادعا میکنه که متخصص هست درحالی حتی مسایل ایتدایی مربوط به طرای سایت و seo رو نمیتونه تشخیص بده حتی یک فرد متخصص در اون شرکت نیست که بخواد کاری انجام بده و پیش ببره
سلام من کلا چند روز وارد سازمان شدم اول بگم که این شرکت هیچ مزایای نداره به یک روز نرسید که منو برای استخدام تائید کردن و از من یک سفته 500ملیونی گرفتن در صورتی که داخل قرار داد این مبلغ درج نشده بود از نظر سوال فنی که هیچ مصاحبه ای صورت نگرفت و یک سری کارای سبک و الکی از من میخواستن من برای بخش فنی بودم و مدیریت اونجا طی جلساتی جوری از قسمت فنی بد گویی میکرد که انگار مجبور بوده باهاشون کار کنه وقتی امدم بخش فنی همه متعجب بودن از دیدن من گویا اطلاعی بهشون ندادن و کل کار من مخفیانه صورت گرفت که این از دید من نشون میده مدیریت شرکت پر حاشیه است از دختری که در بخش منابع انسانی هست نگم براتون یک ادم بسیار بی فرهنگ و بد برخورد. بود که توی این یک هفته بشترین عذاب رو برای من داشت.مشخص بود خودشو گم کرده و در اون جایگاه نیست همه چی رو به زور از شما میگیرن و خیلی سخت پس میدن مثلا نشسته بودم به من گفتن باید سفته 500ملیونی امضا کنی و نزاشتن از اتاق برای مشورت حتی بیام بیرون.به شدت هم با قسمت فنی شون مشکل داشتن دلیلشونم نفهمیدم.در صورتی که بخش فنی فقط از پرداخت نشدن حقوقشون که سه ماه گذشته گله داشتن . جالب اینه که هر طبقه از دست شرکت ناراحت بود و این میتونستی توی اسانسور متوجه بشیهمه گله میکردن شرکت جالبی نیست
گرچه دورکاری می کنم ولی قرارداد هم با من بسته اند. وقتی قراردادی بسته می شود کارفرما موظف به تامین کار برای طرف قرارداد خود می باشد ولی متاسفانه در این شرکت تازه انجام یک سفارش را به لاتاری می گذارند که شاید سفارش به درخواست کننده تعلق گرفت. دیگر به سر میز لاتاری رفتن قرارداد نمی خواهد. ساعات تحویل ۳۰٪ و ۶۰٪ و ۱۰۰٪ کار بیشتر شبیه ساعت تحویل و جابجایی اجناس قاچاق مثل شوتی های خلیج فارس است. ساعت ۳ صبح یا ۱۲ نیمه شب و مانند این ساعات عجیب. دورکاری به معنای ربات بودن نیست. افراد دورکار هم ساعت کار معین دارند و فقط تنها فرق آنها عدم رفت و آمد فیزیکی به محل کار است. مشکل اساسی این شرکت در عدم پذیرش تقصیرات خود و پرسنل آن می باشد و بجای قبول تقصیر و عذرخواهی معنوی و مادی از نفر دورکار طلبکار هم می شوند. بیشترین کار را در قبال کمترین درآمد از نفر می کشند. بی نظمی شدیدی در این شرکت حاکم است که بیشتر نشان از عدم اتفاق نظر در مدیریت دارد. خلاصه کنم، این محل برای توجیه کوتاهی ها و قصور خود در وظایفی که نسبت به پرسنل دارد از انواع ابزارهای قابل بهانه گیری مثل بکارگیری ماشین ترجمه و ... استفاده می نماید. در کوتاه سخن، این شرکت لیاقت لقب《دانش بنیان》را ندارد و حیف محیط و امکانات دانشگاهی که به این شرکت تخصیص داده شده است. نکته مثبتی در این شرکت نیست و بجز عدم جسارت در قبول اشتباهات و جبران خسارات وارده معنوی و مادی نکته مثبتی دیده نمی شود. البته این شرکت با شرایط عنوان شده لایق امتیاز نمی باشد ولی از روی اجبار نرمافزاری و از روی اکراه یک ستاره
تجربه کاری در پرشیا خودرو اصلا خوب نیست. حدود۳ سال در این شرکت بودم. دزدیهای زیاد،تغییرات زیاد،مدیریت بد،قراردادهای یکماه، زیراب زنی های زیاد،استرس و ناامیدی زیاد کارکنان و... شرکت را به مرکر تردیل به بدترین شرکت خودروسازی کرد.البته این شرکت ی گاراژ ماشینهای دسته دوم بی ام و هست و واردکننده و تولردکننده نیست و در حال ورشکسته شدن هست و فقط با وامهای بانکی سرپاهست
من به عنوان مشاور بخش تحصیلی مدت 7ماه تو هیوا کار کردم . مثل همه شرکت ها و اداره جات مزایا و معایبی داشت که البته طبیعیه و شما هیچ جارو نمیتونی پیدا کنی که 100 درصد همه چیش برات ایده ال باشه . ایراد اصلی هیوا این بود که از 9 ساعت تایمی که در طول روز اونجا بودی تو بعضی روزا بخاطر پر تماسی حدود 4 تا 5 ساعت با مشترکین صحبت میکردی و این منو خسته میکرد . ایراد دومش این بود که وقتی به عنوان یه تازه وارد میرفتی تو جمعشون کارمندای قدیمی خیلی روزای اول باهات گرم نبودن و یکی دو هفته زمان میبرد تا تورو تو جمع خودشون راه بدن و باعث میشد روزای اول اذیت بشی . ایراد بعدیشم این بود که یه نفر بعد من اومده بود ارتقاء درجه گرفت و مسئول شد ولی منی که قدیمی تر بودم هیچ ارتقائی نگرفتم . مزایاش رو هم بخوام بگم حقوقش خوب بود . حقوقارو سر وقت میدادن. بیمه بودیم . پاداش و جایزه ماهانه داشتیم و سبد کالا هم بهمون میدادن هر فصل . من اونجارو اکی بودم ولی بخاطر اینکه مشروط شدم خانواده نذاشتن کار کنم . سفته ام رو هم بعد دوماه رفتم گرفتم .
برای مصاحبه رفتم مصاحبه کننده بسیار انسان آروم و متین بود و خیلی سریع میشد باهاش اوکی شد بیشتر در مورد ماهیت کار صحبت کرد که خیلی رک فرمودند کار در انبار خیلی سنگین و فیزیکی میباشد و خیلی وقتها تکراری و خسته کننده فقط موردی که باعث شد بنده از این شغل و شرکت نامید بشم ساعات کاری خیلی بالا و اضافه کاری های زیاد حتی روزهای تعطیل رسمی سال که تعادل کار و زندگی رو بهم میریزد عملا کل زندگی فقط تو کار کردن خلاصه میشه شیفت های 12 ساعته روز و یا شب
پرداخت الکترونیک سداد با اینکه حراست داره و مصاحبه عقیدتی هم داره ولی بهشت آدمای *** است کساییکه هیچ حد و مرز اخلاقی ندارند دو مورد: *** سواد نوشتن یک خط کد رو نداشت اما مدیر شده بود چرا؟چون هنر لاس زدن داشت و با مدیریت ایشون و مدیریت برنامه ریزی **** با معاونت **** ،شرکت سداد رو ۹۰ میلیارررررررررررررد تومان جریمه کرد چون کارها طبق زمانبندی و درست انجام نمی شد *** دیگری که دادورزی سداد رو اباد کرد و الان اومده پرداخت الکترونیک رو اباد کنه *** هست خوشبختانه **** همچون یک دستمال مصرف شده دور انداخته شد و یک صبح اجازه ورود به ساختمان رو بهش ندادن توی واحدهای دیگه هم دزدیهای سننننگین میشه....کلا خیلی بی نظمه و هرجومرج غوغااااا میکنه
به طور کلی فضای کار شرکت خیلی خانوادگی بود و با گویش محلی صحبت میکردن. من پنج ماه اونجا کار کردم، اما چهار ماهش بیمه رد نشده بود و فقط یه ماه بیمه رد شد. پرداخت دستمزد تا اون دوره نسبتا منظم بود، هرچند سابقهای وجود داشت که حقوق کارمندان تا شش ماه هم داده نشده باشه. جذب شرکت اغلب از طریق لینکدین بود و آگهی رسمی توی جاهای دیگه نمیزدن. مدیران شرکت از نظر دانش تخصصی و همچنین مهارتهای نرم و نگاه محصولمحور خیلی قوی نبودن. کار کردن توی شرکت حس میکرد که بیشتر به عنوان ابزار از نیروش استفاده میشه و کمترین اهمیت رو بهشون میدن. وقتی نیرو جدید به تیم اضافه میشد، جو منفی شد و از طرف نیروهای با سابقهتر فضا به صورت ناسالمی در میاومد. خیلی روزهای بد هم داشتم؛ یکی از بدترین روزها این بود که بدون هیچ هشدار قبلی، پنج نفر از کارمندانی که سابقهشون زیر یک ماه بود رو اخراج کردن. خیلی بیاحترامی بود و توهینآمیز رفتار میشد. از نظر حقوقی هم یک سابقه بد وجود داشت، شرکت برای مدت طولانی حقوق نمیداد و اوایل میگفتند قصد دارن از بیمه ازکی برای کارها استفاده کنند، اما این تنها ظاهر قضیه بود. در یک لحظه به نظر میرسید که نیروی انسانی فقط به عنوان ابزار دیده میشود و اهمیتی براش قائل نیستند؛ گاهی برای نشان دادن پویایی شرکت، فاند میگرفتند و ۱۵ نفر رو استخدام میکردند تا نشان بدهند شرکت فعال است، اما اگر اون فاند اوکی نبود، همه رو اخراج میکردند. به طور کلی اگر دوباره برگردم، مطمئنا دوباره به این تجربه فکر نمیکنم. حجم کار تیم معمولا زیاد نبود، چون معمولا پروژه مشخصی در حال انجام نبود که به صورت ثابت کارها رو اضافه کنه.
من به عنوان کارشناس پشتیبانی در ایمن افزار شایگان فعالیت میکردم و در فرآیند مصاحبه متوجه نبودم که همکاران پشتیبانی شیفتهای کاری هم دارن و در ماه سه روز باید به همراه ساعات اداری شیفت بمونن، حتی در روزهای تعطیل رسمی. مصاحبهکننده از مدیر شرکت گفته بود که تجربهی من در مصاحبه خوب نبود و وعدههای دادهشده بهطور دقیق محقق نشده است. در توصیف مدیر شرکت، بینظمی زیادی در رفتارها و تصمیمگیریهای لحظهای دیده میشد و مدیریت بحران بهطور موثری انجام نمیشد؛ گویی تنها از واژگان انگلیسی استفاده میکرد. احترام و ارزشگذاری برای پرسنل وجود نداشت و عملکرد هم به طور کامل دیده نمیشد؛ مدیر شرکت بیشتر به بانوان ارزش میداد و هدایا و مناسبتها مانند روز زن به خانمها اختصاص داشت، در حالی که برای مردان هیچ هدیهای در روز مرد در نظر نمیگرفت که این نشاندهندهی عدم رشد و قابلیت مدیر بود. بینظمی در کار بسیار مشهود بود و واحدهای مختلف با هم هماهنگ نبودند؛ واحد فروش با حرفی که میزد، واحد پشتیبانی در جریان نبود و این بینظمی نتیجهی مدیریت نادرست مدیر شرکت بود. از رفتارهای مدیر، گرایش به دو به هم زنی بین همکاران دیده میشد تا ایجاد روابط صمیمی و دوستانه با کارها و صحبتهایش؛ این رویکرد بر روی رفتارهای روزمره اثر میگذاشت. کارمندان معمولا وظایف خود را انجام میدادند، اما به صحبتهای مدیر پشتیبانی که فردی متعهد و سالم بود و به او احترام میگذاشتند، توجه کافی نمیشد. البته همه اینطور نبودند. پرداختها بهموقع انجام میشد و مدیر شرکت دخل و تصرفی در فرآیند پرداختیها نداشت. اگر به دنبال امنیت شغلی و فرصتهای رشد هستید، این شرکت را توصیه نمیکنم.
وقتی به عنوان بازاریاب در این شرکت کار میکردم، اوضاع خیلی ناپایدار بود. مزایای بیمه وجود نداشت و سنوات هم ارائه نمیشد. از پورسانتها هیچ حمایتی نمیشد و بخشی از حقوقوق من بهطور نامناسب پرداخت نمیشد. کار خیلی پر استرس بود و دورکاری اجباری همراه با بیانصافی در اضافهکاری وجود داشت. اگر دنبال پیشرفت شغلی و درآمد پایدار هستید، سرچ فن حداقل الزامات را هم فراهم نمیکند.
من در حین کار به عنوان بازاریاب با مشکلات جدی روبهرو شدم. با وجود قولهایی که درباره پورسانت مطرح شده بود، حقم به طور کامل پرداخت نشد و رفتار مدیریتی هم بسیار بیادبانه و غیرحرفهای بود. بیمه و سنوات هم فراهم نبودند. اگر به ارزشهای خود اهمیت میدهید، نباید در مکانی کار کنید که توهین میکند و حقوقها را پرداخت نمیکند؛ به خودتان احترام بگذارید و به دنبال جایگاهی باشید که شأن و حقوق شما را رعایت کند.
در واقعیت تجربهای که داشتم نشان میدهد تیم طراحی محصول در دکتر ساینا با وجود تمامی چالشها، محیطی صمیمی و محترمانه را ایجاد کرده است. من بیش از چهارده سال سابقه کار دارم و با وجود این مدت، چنین تیمی را رک و صریحتر از اینجا ندیدهام؛ فرهنگ ارتباطی اینجا نه تنها به رشد خودشان کمک میکند بلکه روی افراد هم اثر مثبت میگذارد. میدانیم برای انجام کارهای بزرگ به چنین تیمی نیاز داریم و این نکته کاملا مشهود است. گاهی صدای خندههای کوتاه مدیران در فضا شنیده میشود که به نظر میرسد موقعیت مدیریتی قدرتمند و جهانی دارا باشند. مدیر فنی با دیدی حرفهای و با گرمایی دوستانه حضور دارد که حس میکنم اگر به ایشان نگاه کنید، یاد ایموجیهای بوسه و محبت در ذهنتان تداعی میشود. با این حال، یکی از نکات منفی این تجربه این بود که طراحی بهطور کامل بهینه نشده و بیشتر به صورت سرهمبندی درآمده است و در کنار آن شرکت در حال تلاش برای پرداخت هزینههای معوق است تا بتواند آمادگی لازم برای رشد و گسترش را پیدا کند. این وضعیت برای خیلیها جذابیت ندارد.
من از کار در دکتر ساینا رضایت دارم چون رشد فنی همکاران برام اولویت است و فضای شرکت همواره برای پیشرفت فردی فرصت میدهد. در این مجموعه حس احترام متقابل وجود دارد و این جو مثبتاندیشی را تقویت میکند. البته هر کاری معایبی هم دارد و شرکتهای مختلف این نکات را به شکلهای گوناگون تجربه میکنند، اما به نظر من نکات بالا آنقدر خوب اجرا میشوند که باعث میشود انگیزهام برای ماندن در اینجا حفظ شود.
در دکتر ساینا بیشترین ارزش برای من، رشد و توسعه افراد در کنار پیشرفت سریع خودمان بود. ادارهی تیمی بزرگ و آماده به کار درست، کار دشواری است که من توانستم با موفقیت از پس آن بربیایم.
دکتر ساینا فضایی حرفهای و در عین حال دوستانه به من ارائه کرد که حس خوب همکاری با همکاران را برایم به وجود آورد. فضای کاری این شرکت از نظر حرفهای بودن و فرصتهای رشد، واقعا قابل توجه است و در زمینههای تکنولوژی و علم سعی میشود همواره در لبههای جدید فناوری حرکت کرد. مدیریت تیمی و تقسیم وظایف به شکلی کارآمد انجام میشود و هر روز با بهبودهای تازه روبرو هستیم. بازخورد گرفتن در اینجا باز است و در عین حال باید انعطاف لازم برای پذیرش بازخورد را هم داشته باشی.
شرکت پرنیان داده نگار برای من تجربهای از نظر توسعه مهارتهای برنامهنویسی بود. محیط شرکت بهنوعی فراهم میکند تا نیروهای جوان را به کار بگیرند و فرصت رشد را در اختیارشان بگذارد. امکانات مناسب برای کارمندان فراهم میشود و شروع کار در این شرکت بسیار مطلوب است. با این حال، همین تکیه و اعتماد به نیروهای جوان گاهی به یک نقطه ضعف هم تبدیل میشود. در کل، این شرکت جای مناسبی برای رشد است و حقوق پایهاش با روال رایج حقوقهای برنامهنویسی همگام است.
برای من تجربهای بود که در مورد فردی در شرکت پارسترونیک دیدم. او را به نام دکتر امیری میشناسند و من درباره سابقه کار او سردرگمی زیادی دیدم. در نگاه من، این فرد سابقه تحصیلش را با جزئیات مبهمی بیان میکند؛ از دانشگاه تهران صحبت میکند اما واقعیت صحتشان زیر سوال است و به نظر میرسد که چند ترم در همدان بوده و بخشهایی از حضورش در تهران به عنوان مهمان بوده است. ادعا میکند که از تهران به دانشگاه ایالتی میشیگان رفته، اما به شکل عادی با هزینه بالا و بدون بورسیه تحصیل کرده و تنها سه ماه در دوره دکترا بوده و موفق به ادامه تحصیل نشده است. از نظر آکادمیک، تنها دو مقاله دارد که یکی با همدانشگاهیهای ایرانی و دیگری با یکی از همدانشگاهیهای همدان نوشته شده است؛ این موضوع ربطش به این دارد که چرا فردی از ایالات متحده با محققان ایرانی همکاری میکند و موضوعی است که به رشته برق قدرت مربوط میشود. در مورد تجربه کاری، ادعا میکند که پنج ماه در GM، شش ماه در Delphi و هفت ماه در US Hybrid کار کرده که به نظر میرسد جمع سابقهاش خیلی کمتر از دو سال است. گاهی اشاره میکند که در شرکتهای بزرگ خارجی خیلی سریع متوجه میشویم که کی کیست، اما به نظر میرسد فعالیتهایش بیشتر به عنوان کارآموز بوده تا حرفهای. همچنین میگوید در همه شرکتها منابع محرمانه مانند سورس کد و مستندات را از دست داده است. دلیل بازگشت به ایران را مریضی مادر میداند و این تصمیم را دلیل بودن در ایران معرفی میکند. او با تعداد زیادی از شرکتها در ایران ارتباط گرفته یا قصد ایجاد همکاریهایی را دارد، اما با شرکتهایی مثل کروز و ایرانخودرو و مکو به دلیل برخی محدودیتها همکاری نمیکنند. خودش برای شرکتش تلاش میکند تا حداقل یک پروژهای را کسب کند و از پژوهشگاه نیرو پروژهای با بودجه نسبتا کم میگیرد که کل مبلغ پروژه به سیصد میلیون تومان هم نمیرسد. در نهایت، من این فرد را مجموعهای از تجربهها و داستانهای متناقض میبینم که میتواند برای یک کتاب دویست صفحهای هم کافی باشد. اگر بخواهید از من یا همکاران سابق در شرکت، اطلاعات بیشتری بگیرید، میتوانید به همکاران سابق ما در شرکت پیام بدهید؛ تعداد زیادی از آنها آمدند و رفتند و میتوانید از هر کدام که مایل باشید، سوال کنید.
در یک کلام افتضااااح، انقدر نیرو اضافه کردن که همه اونجا بیکار هستند، و این بیکاری بسیار آزاردهنده هست چون شما بخاطر زیرنظر شدید هیچ کار دیگه ای هم نمیتونید انجام بدید و ساعت کاری خیلی بالا هست،حتی یک یخچال درست تو شرکت نیست، بین ۷ طبقه فقط یک مایکروفر هست با یه هیتر که اونم افتضاحهه، موقع گرم کردن غذا یک ساعت باید تو صف باشی، واقعا خیلی زشته انقدر کارمند استخدام کنند امکانات نذارند مگه مردم برده شما هستند، انقدر نیرو زیاده که تو یه سالن جای نفس کشیدن نیست، فقط نیروهای که یخورده سابقه دارند سرپرست کردند که اونجا بمونن، اونم هیچ سواد مرتبطی ندارند و همش تو رقابت و حسودی باهم هستند که فشار روحیش به کارمند وارد میشه
تجربه من در هاست ایران با فضای پرتلاطم و روابط غیرسازنده آغاز شد. برخلاف میل من به پیشرفت سریع، به خاطر اختلاف نظرها با مدیر اجرایی مجموعه و نوع رفتار او، احساس میکردم حضور قاطع و یکدستی مدیریت کمرنگ است و روابط گروهی و تبانی به جای حمایتی بودن، بر تصمیمگیریها سایه میانداخت. در محیط کار، گاه با صحبتهای منفی همکاران همراه میشد تا جو تیمی سمی و غیرهمکارانه تقویت شود. با وجود تمام تلاشها برای ایجاد همکاری مؤثر، دیده میشود تفاوتهای سلیقه و رفتارهای مدیریتی باعث کاهش اعتماد به یک فضای همکارانه میشد. به نظر میرسید برخی از اصولی که به ایجاد انگیزه و احترام متقابل کمک میکند، به دلیل چاپلوسی و رفتارهای سطحی یا دستبهدستی با مدیر اجرایی تضعیف میشود. در این شرکت تفاوت سطحها و رویکردهای مختلف به کار دیده میشد، به نحوی که برای ماندن و داشتن احترام ظاهری، فشارهای روانی و کنترلهای داخلی بیشتر میشد و به نظر میرسید که موقعیت افراد براساس ارتباطات و نزدیکی به مدیر مدیریت میشود، نه صرفا بر پایه عملکرد. با وجود حجم کار قابل توجه و تماسهای مکرر، پیشرفت دونمایه و بدون رعایت اصول حرفهای ممکن بود به توقف برخورد کند و فضا را گاهی سنگین و غیرانعطافپذیر کند. در کنار فشارهای روزمره، به نظر میرسید مدیریت واحد امکانات لازم برای تقویتسواد علمی و فنی تیم را ندارد و نه تنها شرایط گفتوگو و مذاکره برای بهبود عملکرد فراهم نیست، بلکه احتمال فرسودگی روانی نیز بالا بود. گاه در گفتارهای رسمی و غیررسمی دیده میشد که حقیقت به شکل اغراقآمیز یا گزینشی ارائه میشود و این موضوع میتواند باعث کاهش اعتماد به سیستم شود. در نهایت، با پایان دوره کاری، ممکن بود ارزیابی عملکرد به روشی واقعگرایانه انجام نشود و خداحافظی با رفتارهای تحقیرآمیز یا کنار گذاشتن به شکل غیرمنصفانهای اتفاق بیفتد. تجربه کار در این شرکت برای من با احساس ناامیدی نسبت به فضای کار سالم و پشتیبانی کافی همراه بود و توصیهام این است که گزینههای دیگری را بررسی کنید تا از اتلاف زمان و انرژی جلوگیری شود.
برای من تجربه اشنایی بوده جلسه اول جلسه فنی بود که قبول شدم میزان حقوق درخواستی و ... رو از همون اول در فرم درخواست پر کردم و قبل از اون هم وقتی رزومه ام رو فرستاده بودم داخلش نوشته شده بود این جلسه کوتاه بود یک ساعت جلسه طول کشید جلسه دوم جلسه با مدیر بود که تایید شد و گفتن که قراره کارشناس درجه 3 که بعد از اون میتونم کارشناس ارشد بشم رو بهم پیشنهاد کردن این جلسه هم کوتاه بود و حدودا یک ساعت وقتم رو گرفت جلسه سوم چند سری تست بود که حدودا 2 ساعت زمان گرفت و تعداد سوالات خیلی زیاد بود جلسه سوم با نیروی انسانی و مدیر نیروی انسانی بود که با 3 عضو نیروی انسانی جلسه برقرار شد و سوالات رو پرسیدن و بعدش قرار شد که با مدیر جلسه بزاریم که مدیر دیر اومد و باز هم 2 ساعت زمان گرفت و در نهایت مدیر وقتی اومد گفت که ما نمیتونیم این مبلغ رو پرداخت کنیم حداکثر نصف این مبلغ و کلی زمان مصاحبه و کلی رفت و برگشت توی ترافیک و گرما و ... اخر حرف این شد که ما نمیتونیم پرداخت کنیم یعنی کلی وقت ازم گرفتن و در نهایت شرکت توان پرداخت حقوق رو نداره!!!!!!!!! مزایای شرکت وام و پاداش ها و حقوق سر وقت بود که توجه داشته باشید حتما در مورد حقوق دقیق بپرسید که دریافتی که منظورشون هست اول ماه هست یا کلی میگن چون سیاستی که دارن اینه که میگن این پول رو پرداخت میکنیم و در کل سال یعنی شما یک دریافتی اول ماه دارید و یک کارانه که ضریبی بین 20 تا 35 داره در کل خواستم بگم اول از همه بپرسید که شرکت توان پرداخت حقوق شما رو داره بعد ادامه بدید که مثل من وقتتون رو هدر ندن
یک شرکت کلاهبردار که به بهانه آموزش و ماندن در شرکت از مردم پول میگیرن و به کارآموز ها وعده و وعید میدن که بهشون کار میدن و در آخر به بهانه های خیلی غیر منطقی کارآموز رو رد میکنن و در آخر هم پولی که ازتون گرفتن رو برنمیگردونن رییس شرکت ****** هست حتی در محیط کار به نوع پوشش کارمندها نظرهای بیخود میده درحالی که کسی ازش نظری نخواسته حتی از اسم دانشگاه شریف سوءاستفاد کردن رییس شرکت ادعا میکنه که متخصص هست درحالی حتی مسایل ایتدایی مربوط به طرای سایت و seo رو نمیتونه تشخیص بده حتی یک فرد متخصص در اون شرکت نیست که بخواد کاری انجام بده و پیش ببره
سلام من کلا چند روز وارد سازمان شدم اول بگم که این شرکت هیچ مزایای نداره به یک روز نرسید که منو برای استخدام تائید کردن و از من یک سفته 500ملیونی گرفتن در صورتی که داخل قرار داد این مبلغ درج نشده بود از نظر سوال فنی که هیچ مصاحبه ای صورت نگرفت و یک سری کارای سبک و الکی از من میخواستن من برای بخش فنی بودم و مدیریت اونجا طی جلساتی جوری از قسمت فنی بد گویی میکرد که انگار مجبور بوده باهاشون کار کنه وقتی امدم بخش فنی همه متعجب بودن از دیدن من گویا اطلاعی بهشون ندادن و کل کار من مخفیانه صورت گرفت که این از دید من نشون میده مدیریت شرکت پر حاشیه است از دختری که در بخش منابع انسانی هست نگم براتون یک ادم بسیار بی فرهنگ و بد برخورد. بود که توی این یک هفته بشترین عذاب رو برای من داشت.مشخص بود خودشو گم کرده و در اون جایگاه نیست همه چی رو به زور از شما میگیرن و خیلی سخت پس میدن مثلا نشسته بودم به من گفتن باید سفته 500ملیونی امضا کنی و نزاشتن از اتاق برای مشورت حتی بیام بیرون.به شدت هم با قسمت فنی شون مشکل داشتن دلیلشونم نفهمیدم.در صورتی که بخش فنی فقط از پرداخت نشدن حقوقشون که سه ماه گذشته گله داشتن . جالب اینه که هر طبقه از دست شرکت ناراحت بود و این میتونستی توی اسانسور متوجه بشیهمه گله میکردن شرکت جالبی نیست
گرچه دورکاری می کنم ولی قرارداد هم با من بسته اند. وقتی قراردادی بسته می شود کارفرما موظف به تامین کار برای طرف قرارداد خود می باشد ولی متاسفانه در این شرکت تازه انجام یک سفارش را به لاتاری می گذارند که شاید سفارش به درخواست کننده تعلق گرفت. دیگر به سر میز لاتاری رفتن قرارداد نمی خواهد. ساعات تحویل ۳۰٪ و ۶۰٪ و ۱۰۰٪ کار بیشتر شبیه ساعت تحویل و جابجایی اجناس قاچاق مثل شوتی های خلیج فارس است. ساعت ۳ صبح یا ۱۲ نیمه شب و مانند این ساعات عجیب. دورکاری به معنای ربات بودن نیست. افراد دورکار هم ساعت کار معین دارند و فقط تنها فرق آنها عدم رفت و آمد فیزیکی به محل کار است. مشکل اساسی این شرکت در عدم پذیرش تقصیرات خود و پرسنل آن می باشد و بجای قبول تقصیر و عذرخواهی معنوی و مادی از نفر دورکار طلبکار هم می شوند. بیشترین کار را در قبال کمترین درآمد از نفر می کشند. بی نظمی شدیدی در این شرکت حاکم است که بیشتر نشان از عدم اتفاق نظر در مدیریت دارد. خلاصه کنم، این محل برای توجیه کوتاهی ها و قصور خود در وظایفی که نسبت به پرسنل دارد از انواع ابزارهای قابل بهانه گیری مثل بکارگیری ماشین ترجمه و ... استفاده می نماید. در کوتاه سخن، این شرکت لیاقت لقب《دانش بنیان》را ندارد و حیف محیط و امکانات دانشگاهی که به این شرکت تخصیص داده شده است. نکته مثبتی در این شرکت نیست و بجز عدم جسارت در قبول اشتباهات و جبران خسارات وارده معنوی و مادی نکته مثبتی دیده نمی شود. البته این شرکت با شرایط عنوان شده لایق امتیاز نمی باشد ولی از روی اجبار نرمافزاری و از روی اکراه یک ستاره
تجربه کاری در پرشیا خودرو اصلا خوب نیست. حدود۳ سال در این شرکت بودم. دزدیهای زیاد،تغییرات زیاد،مدیریت بد،قراردادهای یکماه، زیراب زنی های زیاد،استرس و ناامیدی زیاد کارکنان و... شرکت را به مرکر تردیل به بدترین شرکت خودروسازی کرد.البته این شرکت ی گاراژ ماشینهای دسته دوم بی ام و هست و واردکننده و تولردکننده نیست و در حال ورشکسته شدن هست و فقط با وامهای بانکی سرپاهست
من به عنوان مشاور بخش تحصیلی مدت 7ماه تو هیوا کار کردم . مثل همه شرکت ها و اداره جات مزایا و معایبی داشت که البته طبیعیه و شما هیچ جارو نمیتونی پیدا کنی که 100 درصد همه چیش برات ایده ال باشه . ایراد اصلی هیوا این بود که از 9 ساعت تایمی که در طول روز اونجا بودی تو بعضی روزا بخاطر پر تماسی حدود 4 تا 5 ساعت با مشترکین صحبت میکردی و این منو خسته میکرد . ایراد دومش این بود که وقتی به عنوان یه تازه وارد میرفتی تو جمعشون کارمندای قدیمی خیلی روزای اول باهات گرم نبودن و یکی دو هفته زمان میبرد تا تورو تو جمع خودشون راه بدن و باعث میشد روزای اول اذیت بشی . ایراد بعدیشم این بود که یه نفر بعد من اومده بود ارتقاء درجه گرفت و مسئول شد ولی منی که قدیمی تر بودم هیچ ارتقائی نگرفتم . مزایاش رو هم بخوام بگم حقوقش خوب بود . حقوقارو سر وقت میدادن. بیمه بودیم . پاداش و جایزه ماهانه داشتیم و سبد کالا هم بهمون میدادن هر فصل . من اونجارو اکی بودم ولی بخاطر اینکه مشروط شدم خانواده نذاشتن کار کنم . سفته ام رو هم بعد دوماه رفتم گرفتم .
برای مصاحبه رفتم مصاحبه کننده بسیار انسان آروم و متین بود و خیلی سریع میشد باهاش اوکی شد بیشتر در مورد ماهیت کار صحبت کرد که خیلی رک فرمودند کار در انبار خیلی سنگین و فیزیکی میباشد و خیلی وقتها تکراری و خسته کننده فقط موردی که باعث شد بنده از این شغل و شرکت نامید بشم ساعات کاری خیلی بالا و اضافه کاری های زیاد حتی روزهای تعطیل رسمی سال که تعادل کار و زندگی رو بهم میریزد عملا کل زندگی فقط تو کار کردن خلاصه میشه شیفت های 12 ساعته روز و یا شب
پرداخت الکترونیک سداد با اینکه حراست داره و مصاحبه عقیدتی هم داره ولی بهشت آدمای *** است کساییکه هیچ حد و مرز اخلاقی ندارند دو مورد: *** سواد نوشتن یک خط کد رو نداشت اما مدیر شده بود چرا؟چون هنر لاس زدن داشت و با مدیریت ایشون و مدیریت برنامه ریزی **** با معاونت **** ،شرکت سداد رو ۹۰ میلیارررررررررررررد تومان جریمه کرد چون کارها طبق زمانبندی و درست انجام نمی شد *** دیگری که دادورزی سداد رو اباد کرد و الان اومده پرداخت الکترونیک رو اباد کنه *** هست خوشبختانه **** همچون یک دستمال مصرف شده دور انداخته شد و یک صبح اجازه ورود به ساختمان رو بهش ندادن توی واحدهای دیگه هم دزدیهای سننننگین میشه....کلا خیلی بی نظمه و هرجومرج غوغااااا میکنه
به طور کلی فضای کار شرکت خیلی خانوادگی بود و با گویش محلی صحبت میکردن. من پنج ماه اونجا کار کردم، اما چهار ماهش بیمه رد نشده بود و فقط یه ماه بیمه رد شد. پرداخت دستمزد تا اون دوره نسبتا منظم بود، هرچند سابقهای وجود داشت که حقوق کارمندان تا شش ماه هم داده نشده باشه. جذب شرکت اغلب از طریق لینکدین بود و آگهی رسمی توی جاهای دیگه نمیزدن. مدیران شرکت از نظر دانش تخصصی و همچنین مهارتهای نرم و نگاه محصولمحور خیلی قوی نبودن. کار کردن توی شرکت حس میکرد که بیشتر به عنوان ابزار از نیروش استفاده میشه و کمترین اهمیت رو بهشون میدن. وقتی نیرو جدید به تیم اضافه میشد، جو منفی شد و از طرف نیروهای با سابقهتر فضا به صورت ناسالمی در میاومد. خیلی روزهای بد هم داشتم؛ یکی از بدترین روزها این بود که بدون هیچ هشدار قبلی، پنج نفر از کارمندانی که سابقهشون زیر یک ماه بود رو اخراج کردن. خیلی بیاحترامی بود و توهینآمیز رفتار میشد. از نظر حقوقی هم یک سابقه بد وجود داشت، شرکت برای مدت طولانی حقوق نمیداد و اوایل میگفتند قصد دارن از بیمه ازکی برای کارها استفاده کنند، اما این تنها ظاهر قضیه بود. در یک لحظه به نظر میرسید که نیروی انسانی فقط به عنوان ابزار دیده میشود و اهمیتی براش قائل نیستند؛ گاهی برای نشان دادن پویایی شرکت، فاند میگرفتند و ۱۵ نفر رو استخدام میکردند تا نشان بدهند شرکت فعال است، اما اگر اون فاند اوکی نبود، همه رو اخراج میکردند. به طور کلی اگر دوباره برگردم، مطمئنا دوباره به این تجربه فکر نمیکنم. حجم کار تیم معمولا زیاد نبود، چون معمولا پروژه مشخصی در حال انجام نبود که به صورت ثابت کارها رو اضافه کنه.
من به عنوان کارشناس پشتیبانی در ایمن افزار شایگان فعالیت میکردم و در فرآیند مصاحبه متوجه نبودم که همکاران پشتیبانی شیفتهای کاری هم دارن و در ماه سه روز باید به همراه ساعات اداری شیفت بمونن، حتی در روزهای تعطیل رسمی. مصاحبهکننده از مدیر شرکت گفته بود که تجربهی من در مصاحبه خوب نبود و وعدههای دادهشده بهطور دقیق محقق نشده است. در توصیف مدیر شرکت، بینظمی زیادی در رفتارها و تصمیمگیریهای لحظهای دیده میشد و مدیریت بحران بهطور موثری انجام نمیشد؛ گویی تنها از واژگان انگلیسی استفاده میکرد. احترام و ارزشگذاری برای پرسنل وجود نداشت و عملکرد هم به طور کامل دیده نمیشد؛ مدیر شرکت بیشتر به بانوان ارزش میداد و هدایا و مناسبتها مانند روز زن به خانمها اختصاص داشت، در حالی که برای مردان هیچ هدیهای در روز مرد در نظر نمیگرفت که این نشاندهندهی عدم رشد و قابلیت مدیر بود. بینظمی در کار بسیار مشهود بود و واحدهای مختلف با هم هماهنگ نبودند؛ واحد فروش با حرفی که میزد، واحد پشتیبانی در جریان نبود و این بینظمی نتیجهی مدیریت نادرست مدیر شرکت بود. از رفتارهای مدیر، گرایش به دو به هم زنی بین همکاران دیده میشد تا ایجاد روابط صمیمی و دوستانه با کارها و صحبتهایش؛ این رویکرد بر روی رفتارهای روزمره اثر میگذاشت. کارمندان معمولا وظایف خود را انجام میدادند، اما به صحبتهای مدیر پشتیبانی که فردی متعهد و سالم بود و به او احترام میگذاشتند، توجه کافی نمیشد. البته همه اینطور نبودند. پرداختها بهموقع انجام میشد و مدیر شرکت دخل و تصرفی در فرآیند پرداختیها نداشت. اگر به دنبال امنیت شغلی و فرصتهای رشد هستید، این شرکت را توصیه نمیکنم.
وقتی به عنوان بازاریاب در این شرکت کار میکردم، اوضاع خیلی ناپایدار بود. مزایای بیمه وجود نداشت و سنوات هم ارائه نمیشد. از پورسانتها هیچ حمایتی نمیشد و بخشی از حقوقوق من بهطور نامناسب پرداخت نمیشد. کار خیلی پر استرس بود و دورکاری اجباری همراه با بیانصافی در اضافهکاری وجود داشت. اگر دنبال پیشرفت شغلی و درآمد پایدار هستید، سرچ فن حداقل الزامات را هم فراهم نمیکند.
من در حین کار به عنوان بازاریاب با مشکلات جدی روبهرو شدم. با وجود قولهایی که درباره پورسانت مطرح شده بود، حقم به طور کامل پرداخت نشد و رفتار مدیریتی هم بسیار بیادبانه و غیرحرفهای بود. بیمه و سنوات هم فراهم نبودند. اگر به ارزشهای خود اهمیت میدهید، نباید در مکانی کار کنید که توهین میکند و حقوقها را پرداخت نمیکند؛ به خودتان احترام بگذارید و به دنبال جایگاهی باشید که شأن و حقوق شما را رعایت کند.
در واقعیت تجربهای که داشتم نشان میدهد تیم طراحی محصول در دکتر ساینا با وجود تمامی چالشها، محیطی صمیمی و محترمانه را ایجاد کرده است. من بیش از چهارده سال سابقه کار دارم و با وجود این مدت، چنین تیمی را رک و صریحتر از اینجا ندیدهام؛ فرهنگ ارتباطی اینجا نه تنها به رشد خودشان کمک میکند بلکه روی افراد هم اثر مثبت میگذارد. میدانیم برای انجام کارهای بزرگ به چنین تیمی نیاز داریم و این نکته کاملا مشهود است. گاهی صدای خندههای کوتاه مدیران در فضا شنیده میشود که به نظر میرسد موقعیت مدیریتی قدرتمند و جهانی دارا باشند. مدیر فنی با دیدی حرفهای و با گرمایی دوستانه حضور دارد که حس میکنم اگر به ایشان نگاه کنید، یاد ایموجیهای بوسه و محبت در ذهنتان تداعی میشود. با این حال، یکی از نکات منفی این تجربه این بود که طراحی بهطور کامل بهینه نشده و بیشتر به صورت سرهمبندی درآمده است و در کنار آن شرکت در حال تلاش برای پرداخت هزینههای معوق است تا بتواند آمادگی لازم برای رشد و گسترش را پیدا کند. این وضعیت برای خیلیها جذابیت ندارد.
من از کار در دکتر ساینا رضایت دارم چون رشد فنی همکاران برام اولویت است و فضای شرکت همواره برای پیشرفت فردی فرصت میدهد. در این مجموعه حس احترام متقابل وجود دارد و این جو مثبتاندیشی را تقویت میکند. البته هر کاری معایبی هم دارد و شرکتهای مختلف این نکات را به شکلهای گوناگون تجربه میکنند، اما به نظر من نکات بالا آنقدر خوب اجرا میشوند که باعث میشود انگیزهام برای ماندن در اینجا حفظ شود.
در دکتر ساینا بیشترین ارزش برای من، رشد و توسعه افراد در کنار پیشرفت سریع خودمان بود. ادارهی تیمی بزرگ و آماده به کار درست، کار دشواری است که من توانستم با موفقیت از پس آن بربیایم.
دکتر ساینا فضایی حرفهای و در عین حال دوستانه به من ارائه کرد که حس خوب همکاری با همکاران را برایم به وجود آورد. فضای کاری این شرکت از نظر حرفهای بودن و فرصتهای رشد، واقعا قابل توجه است و در زمینههای تکنولوژی و علم سعی میشود همواره در لبههای جدید فناوری حرکت کرد. مدیریت تیمی و تقسیم وظایف به شکلی کارآمد انجام میشود و هر روز با بهبودهای تازه روبرو هستیم. بازخورد گرفتن در اینجا باز است و در عین حال باید انعطاف لازم برای پذیرش بازخورد را هم داشته باشی.