سلام وخسته نباشید من محمد پایدار چندین سال پیش در کانون ایران نوین در قسمت برگزاری ایونت همایش رونمایی غرفه سازی چاپخانه برندد کردن غرفه های نمایشگاهی در کنار آقای معیری و خانم رادیو...(فیوژن) مشغول به کار بودم
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
خواهشا قبل از گرفتن هر تصمیمی بابت ورود به این شرکت ابتدا با افرادی که قبلا انجا کار کرده اند صحبتی داشته باشید و تصمیم عجولانه نگیرید، میتونید از طریق لینکدین این افراد را پیدا کنید. در کل شرکت هیچ پروژه ی فعالی ندارد، البته خودشون میگن که داریم ولی صرفا نیرو استخدام میکنن به عنوان سیاهی لشگر برای جذب سرمایه از سرمایه گذار. پرداختی ها عموما به موقع نیست و نسبت به شرکت های مشابه تا ۷۰ درصد کمتر از توانایی طرف پرداختی دارند، هیچگونه اضفه کاری هم به کارمند تعلق نمیگیرد و در بدو ورود باید برگه ایی امضا کنید برای همین موضوع. هیچ امکان رفاهی هم ندارد و از نظر بالانس زندگی و کار تغریبا تمام فکر و ذکر شما را درگیر کار میکند.
من یک هفته و یا شایدم کمتر اونجا در قسمت حقوقی بودم در سال ۱۴۰۰ اولا که بشددددت محیط قسمت حقوقیش لمپن مآبانه و بی ادبانه بود و اینکه به نظرم واقعا اخلاقی نبود که مردم رو به خسارت بندازی با طولانی کردن زمان گفتگو و شنیدم که حقوق رو باید نقدی ! دریافت میکردیم سه ماه اول :/ کلا بدون اینکه بگم دیگه نرفتم
یه مجموعه آموزشی بدون هرگونه مزایا و حقوق مناسب که فقط عمر و وقت آدم رو هدر میدن. مدیران بی سوادی که با جو سعی میکنن چند برابر ازت کار بکشن. به وقتش به دردشون نخوری پرتت میکنن بیرون و همهی قول هایی که بهت دادن رو فراموش میکنم و اونا راهشو بلدن کاری میکنن که خودت درخواست خروج بدی
سلام عیدتون مبارک ایشالا امسال خوب بشه برامون من واقعا نه وقت اش را دارم نه جون اش را نه امیدی برای شکایت از این شرکت ولی وقتی رفتم سفته مو بگیرم دلم سوخت از جوان هایی که دسته دسته مثل من 4 ماه پیش اومده بودن استخدام بشن ومطمنم یک نفر از اونا راضی نخواهد بود برای همین گفتم باز شاید دونفر خوندن این مطلب رو خیلی خیلی مسخره بازی اونجا ببینید من نصف ماه رفتم و خیلی سوسکی توانستم سفته بگیرم چون اولین تجربه کاریم بود یک قراد داد سه ماه بسته بودم همه توضیحات بالایی درست چیزی که میتوانم اضافه کنم این تحت هیچ عنوان گول اینا رو نخورید منم میگفتم درست میشه اذر میری یادمیگیری ولی همه استرس اش بالاست هر ادم با وجدانی دوستنداره مردم بد بخت سرکار بگذاره ازش پول بکنه میدونی دقیقه ای یازده تومان اب میخوره برا مردم این سازمان هرچیزی که هست بیخودی نمونده از همین ندانستن هاست چنین کثافتی اسم خودشو میگذاره کار کردن خدا شاهد تو اون مدت شبا نمیتوانستم بخوابم چون دلم برای اون پیرمردی که به من زنگ زده بود راهنمایی میخواست برای کارت ماشین اش میسخوت اون بینوا مرد زحمت کش خبر نداشت این طرف مسئول اموزش به من میگه طولانی کن مکالمه رو این طرف باید ادای بلد هارو دربیارم درحالی که نه من میدونم نه اون مسئول نه اصلا واقعا دری وری هایی که میگم معنی برای کسی من که اون مدت اصلا نمیگذاشتم طولانی بشه و اون طرف دعوام میکردن کلا جنگ اعصاب وقت برا خوردن ناهار نمیتوانی گیر بیاری اخرش هم از حقوق ات کلی میبرن حقوق که چی بگم به جای وقت تلف کردن تو اون خراب شده یک مهارت یادبگیریم بهتر دوتا لغت هم حفظ کنیم خوب باز یک جایی به کارمون میاد تا اونجا حرفی ندارم ولی خوب شد رفتم تجربه ای بود برای من تا قدر زمان ام رو بدونم و ببینم چه جوری از نا اگاهی مردم پول میارن با ارامش میخورن .......
شرکت به صورت خانوادگی اداره میشه و همه ی مدیرا به نوعی وابسته به خانواده آذرخش هستن ، عملا امکان رشد داخلش محیا نیست ، جو نسبتا مذهبی داره، جو پاچه خوار پروری ریزی داره یعنی بیشتر تملیق کنی حتی ممکنه حقوق آخر ماهت بیشتر باشه ، قسمت خنده دارش اینه خودت حق معامله تو بورس رو نداری اینجا ،لحن مدیر شعبش بسیار بسیار بده با همکارا تو جلسات انگار با نوکر باباش حرف میزنه ، این آخرا هم که میگفت هرکی ناراحته جمع کنه بره ، یه دید بالا به پایین وجود داره کلا ، هیچ وامی پرداخت نمیشه ، حقوقشم با جاهای دیگه زیاد تفاوت نداره ، در مجموع توصیه نمیکنم.
سالهاست که در شرکت آریاداناک مشغولم و از سال ۹۸ به اینجا پیوستهام. فضای کار گرافیکی این مجموعه همواره تنوع بالایی داشته و روابط دوستانه بین همکاران، حس مثبتی در من ایجاد میکند. طی این مدت، تجربهی همکاری با این شرکت برایم رضایتبخش بوده و با رفتار صمیمانهای که ارائه میشود، حس خوب کار کردن را منتقل میکند.
من تا امروز با 8 شرکت متفاوت کار کردهام ولی هیچ کدام در پرداختها دقیق و به موقع نبودند و در حدود 6 ماه هست که با این مجموعه به صورت دورکار فعالیت میکنم. پرداختها حتی یک روز هم با تاخیر نبوده است. از این بابت تشکر ویژه از این شرکت دارم.
سال ۱۴۰۰ با شروع قراردادم با شرکت اروا ، بهدلیل بی برنامه گی ، شرایط پیشرفت و آسیبهای روحی که از طرف مدیران مدیریت بهم وارد شده که فقط کارشون خورد کردن افراد وایین تر از خودشون بود، قراردادم هم یک ماه یک ماه میبیتن. لازم به ذکره که این شرکت من رو بیمه نکرده بود و بالاجبار بیمه خویشفرما گرفته بودم.
توسعه گران نرم افزار یک شرکت دانش بنیان می باشد که دارای چندین دفتر کاری در تبریز می باشد این شرکت بزرگترین شرکت نرم افزاری شمالغرب کشور و دارای رتبه یک شورای عالی انفورماتیک کشور است دفتر مرکزی شرکت در چهارراه آبرسان - ساختمان هواپیمائی ایران ایر در مساحتی تقریبی 400 متر مربع واقع گردیده است و دفاتر پشتیبانی آن در گلگشت و جدیری هستند.این شرکت در شهرهای کرمان و تهران دارای شعبه و دفتر مجزا هست. اکثر پروژه های این شرکت دولتی بوده و بالغ بر 18 سامانه کشوری توسط این شرکت پیاده سازی شده است. توسعه گران از سال 1400 اجرای برخی پروژه های بین المللی را نیز بر عهده دارد و همکاری نزذیکی را با برخی شرکتهای کره جنوبی و هند آغاز نموده است .شرکت به صورت خانوادگی اداره می شود و چندین برادر و خواهر که اکثر دکتری نرم افزار و رشته های مرتبط هستند در این شرکت شاغل هستند. ساختار شرکت به گونه ای طراحی شده است که بیشتر مناسب افراد حرفه ای هست چون سیستم پرداخت بر اساس عملکرد می باشد سقف پرداخت در این شرکت در نظر گرفته نشده است و برخی از شاغلین در این شرکت بیشترین حقوق را در منطقه دریافت می کنند در عین حال برخی افراد مبتدی حقوق پایه را دریافت می کنند. شاید به جرات بتوان گفت که نفرات متوسطی که در شرکت توسعه گران وجود دارند پس از خروج از این شرکت به دلیل مهارت بالا می توانند در سایر شرکتها به عنوان مدیر پروژه کار کنند. حجم کار در شرکت بالا هست و به تناسب پروژه های کشوری که دارند حساسیت و استرس کار نیز بالا هست.
ئه ****** گذاشته بودن فقط به مونیتور نگاه کنه و دوربینهارو چک کنه مبادا کسی ۱دقیقه بیکار باشه و عکسشو میگرفتن و براش واتساپ میکردن. یه مدیریت داشت کاملا تازه به دوران رسیده. نمیدونم از کجای شرکت بگم. بچه های خوبی داره ولی مدیریت و ****** که روزی چندبار زنگ میزنه رو اعصابتونه. اینجا یه مدیر ندارید چندتاست. مدیر و زنش و خواهر زن مدیر و فروش و نماینده ها و خلاصه خدا کمکتون کنه. کار با حقوقش همخوانی نداره. ****** شما رو با وعده حقوق بالا نگه میداره و ****** میگه برو از همون که قول داده بهت بگیر. هر کی یه ساز میزنه و برا خودش امپراطوری داره. همه روالهای این شرکت سنتی و دپریکیت شدست.
به دلیل مشکلات مدیریتی و فشار کمهزینهای در اجرای کار، تجربه من از کار در فروشگاه جانبو اینطور رقم خورد که باید همیشه جابهجایی بین فروشگاهها انجام میدادم، جایی که نظم کار به شکل مطلوبی وجود نداشت. پیادهسازی چیدمان جعبهها بهصورت مرتب، زمانگیر بود و باید از منافع کارفرما برای جابهجایی اجناس از پشت به جلوی قفسهها استفاده میکردند. در نتیجه، ساعات کار به طور نامناسبی تنظیم میشد و تعطیلات ساعات پایانی در برخی روزها با طولانی شدن کارها همراه بود. کارگران کم بودند و این به معنا بود که از صبح تا نیمههای شب باید کار میکردیم و اضافهکاری بهطور مشخص ارائه نمیشد. وظایف شامل بستن صندوق، ارائه تخفیفها و هدایت مشتریان بهطور مرتب بود و فشار برداشت بارهای خالی و انجام عملیات مختلف فروشگاهی همواره وجود داشت. در کل تجربهای با چالشهای مدیریتی و ساعات کاری نامتعادل بود.
من تجربهای از همکاری با این شرکت دارم که در نخستین نگاه، به نظر میرسید کار باهاش دردسر دارد؛ اما در نهایت به تصویر بهتر کار باهاش رسیدم. ما فقط از آنها خرید کردیم و متأسفانه پولمان را خوردند و از ما طلبکار شدند. محیط پروژه ساده نبود: لاراول و ناکسته بودند و با توجه به سادگی هر دو ابزار، انتظار میرفت کار باهاشون راحت باشه، اما حقیقت این نبود که با وجود گرافکیول و اپولو که تازه وارد کار میشوند، باز هم نمیشد با لاراول کار کرد یا با اکسپرس یا پیور نوشتن، تا حدی که بتوان از برخی شیوهها سوءاستفاده کرد. به هر حال، به همکارانم تأکید میکنم که نباید فضای وب را ناامنتر کنند و از هر گونه اقدامی که امنیت کاربر را به خطر بیندازد، پرهیز کنند.
من تقریبا با تمام شرکتهای تحقیقات بازاریابی کار کردهام. به جرات میتونم بگم این شرکت بهترین شرکت تحقیقات بازاریابی است. مدیر اجرایی یک انسان تمام عیار است.
هلدینگ آریا بنیز از چند شرکت مختلف با اهداف مختلف تشکیل شده است. شرکت در طبقه 13 برج کیان، در خیابان ولیعصر، جنب کوچه ناصری میباشد. در بدو ورود، شما با یک شرکت شیک، با دیزاین عالی که تقریبا سه چهارم یک طبقه برج رو اجاره کرده مواجه میشین. این یکی از هوشمندانهترین کارهای هلدینگ است. این فضا به فرد مراجعه کننده حس اعتماد رو القا میکنه. اما حقیقت یک چیز دیگر است. فرقی نداره شما در کدوم شرکت هلدینگ مشغول به کار شید، یک چیز رو همیشه در نظر داشته باشد، هیچ وقت معلوم نیست دریافتی بعدیتون کی باشه. شرکت هیچ تعهدی به پرداخت به موقع حقوق کارمندان نداره. این امر در مورد بیمه هم صادق هست. بیمه با تاخیر ارسال میشه. ممکنه بعضی از ماهها بیمهتون اصلا رد نشه. حواستون باید باشه. مدیرهایی که در راس شرکتها قرار دارن آدمهای کار بلدی نیستند. توانایی خاصی ندارند. دانشی هم که دارند به واسطه کاری هست که در این مدت در آریابنیز آموختن، که دانش خاصی نیست. راحت بگم، بیسوادن. در چند وقتی که در این شرکت مشغول به کار بودم متوجه شدم پر زیانترین شرکت، آریابنیز کولینگتاور هست، دقیقا همون شرکتی که هلدینگ باهاش شناخته میشه. درآمد اصلی شرکت تامین قطعه و واردات هست. مدیر هلدینگ،****** که سهام عمده شرکتها رو هم در اختیار دارد، هیچ احترامی برای نیروهایی که در این هلدینگ کار میکنند قائل نیست. در سخنرانیهای دورهای، که معمولا خارج وقت اداری انجام میشود، این مسئله به شما گوشزد میشود که در راستا اهداف هلدینگ باید اهتمام بورزید و این شمایید که باید با سودرسانی به شرکت، به این نقطه شرکت رو برسونید تا به شما حقوق سر وقت بده. در پایان این سخنرانیها هم چکیده کلام اینه که "همینی که هست. هر کس ناراحته از شرکت بره". به همین دلیل نیروهایی که در هلدینگ هستند زود به زود تغییر میکنند و شاید بیشتر از ۴ ماه نمونن. فرآیند تسویه حساب ممکنه ۶ تا ۹ ماه طول بکشه. بعضا همراه با قهر و شکایت در وزارت کار همراه هست. خیلی وقتها هم ممکنه اون مبلغی که مد نظرتون هست رو نگیرید. برای این هلدینگ کار نکنید. تجربه من از این هلدینگ بسیار بد بود. حس بی ارزش بودن برای یک سیستم از هر حسی بدتره.
تمام کارای منابع انسانی نمایش و شو هست .نیروی انسانی براشون کوچکترین اهمیتی نداره .هر زمانی بخوان به صورت یک طرفه قرارداد کاری رو لغو میکنن و حتی اگر جویای علت این مورد بشین میگن لزومی نمیبینن توضیحی بدن فقط نمیخوان با شما کار کنن ! سیستم مدیریت کاملا مایکرو منیجمنتی دارن، شخص مدیر عامل چه با رفتارها چه با بیان نشون میده نیروی انسانی براش ذره ای اهمیت نداره و همین رویه رو تمام مدیرا دارن رنج حقوقی پایینه، پرداخت ها دو سه روز تاخیر داره زمان استخدام برای شما کارانه رو هم جز حقوق حساب میکنن ولی بعد از شروع به کار متوجه میشید کارانه کلا عددش دست مدیر بالادستی تونه که اون هم خدا نکنه ادم سالمی نباشه پرداخت کارانه تاریخ مشخصی نداره و هر وقت بخوان پرداخت میکنن و هیچ اعتراضی مجاز نیستید بکنید ایمیل هایی با مضمون فرصت شغلی درون سازمانی میزنن که صرفا نمایش هست و کافیه شما برای یک فرصت شغلی درخواست بدین ! قطعا اخراج خواهید شد سیستم مدیریت فاسد و مریض و نیرو خراب کن ازتون سفته میگیرن برای ضمانت امکان هیچ پیشرفتی ندارین و تو موارد بسیااااررر محدود بعد از ده سال شاید کوچکترین امکانی برای پیشرفت ایجاد بشه براتون واقعا حیف عمری که در این شرکت گذروندم
در آغاز کار با شرکت رهام، هر چیزی به نظر دوستانه و محترمانه میرسید اما به محض عقد قرارداد و دریافت سفته، اوضاع به شکل دیگری پیش میرفت. رئیس اصلی که نقش دکوری و ترسناک را داشت همواره سعی میکرد هر مسئلهای را با ذبیحی در میان بگذارد و پاسخ را به او ارجاع دهد. با ورود به پروژهها تصور میکردم که تنها در یکی از آنها مشغولم، اما واقعیت این نبود و گزینههای متعددی جایگزین کار من میشدند؛ برخی پروژهها بیارزش یا نامناسب بودند و ممکن بود با مدیر گروه یا همکاران بیاطلاع و عقدهای مواجه شوم. اغلب بهطور ناگهانی تغییر پروژه میدادند و حق اعتراضی هم به من داده نمیشد، گاهی به صورت شبانه زنگ میزدند و از من میخواستند در غرب تهران حضور یابم در حالی که دفتر کار واقع شرق بود و میدانستند. حقوق هم بسته به پروژه و مدت زمانی که حضور داشتم تغییر میکرد و گاه به ماههای پایانی سال هیچ پرداختی انجام نمیشد. ساعات کار و وظایف بهوضوح تعریف نمیشد و در قرارداد ذکر نمیگردید؛ به دلیل سابقه مدیر پروژه در معاملات دیگر، برایش سخت نبود ناگهان ساعات کار را از هفت به سیزده ساعت تغییر دهد و اضافهکاری هم پرداخت نمیشد یا با چانهزنی همراه بود. گاهی شیفت شب میشد یا به خاطر سودآوری بیشتر، نیرو کم میشد و مجبور بودم آخر هفتهها تا ۴۸ ساعت کار بدون استراحت انجام بدهم. بیمه و سنوات هم باید توسط خودم پیگیری میشد و لازم بود هر روز به شرکت مراجعه کنم تا روندها انجام شود. در فرایند تسویه هم مشکلات ادامه مییافت و میتوانستند تا چند ماه به بهانه تسویهنکردن پروژه قبلی یا مشکلات مختلف، از امضای من بخواهند و با فشار سفتهها، فشارهایی ایجاد کنند. معمولا قرارداد اولیه تنها برای یکی یا سه ماه بود و اگر تصور میکردم که هنوز میخواهم بمانم، قرارداد به یک ساله تبدیل میشد.
در آغاز، احساس میکردم مدیران خیلی به کار من و تیم بیتوجه هستند و رفتارها ناامیدکننده بود. لاری به طور مداوم بیادبی میگفت و نگاه از بالا به پایین داشت، در حالی که زند فردی بااخلاق بود ولی به نظر میرسید برای شرکت اولویتها فرق میکند و برخی امور تنها جنبهی سرگرمی داشتند. با وجود این، ساعات طولانی اضافهکاری بدون پرداخت ریالی بود و بیمه تأمین اجتماعی هم آنطور که باید پیگیری نمیشد.
من دو ماه در شرکت کلاهبرداریه هیوا کار کردم، میتونم بگم مزخرف ترین جای ممکن ررای کار کردنه، مدیرای مزخرف ، مجبورت میکنن جیب مشتریو خالی کنی، چون اون موقع که من بودم دقیقه ای ۵ هزار تومن بود!!!!!، واقعابیچاره اونایی که مجبور بودن اینجاها کار کنن، خواهشا هیچ وقت سمتش نرید تا یه موقع پشیمون نشید
با وجود همهی تیزههوای شرایط، کلاس به من نشان داد که رفتار برخی افراد در محیطهای آموزشی میتواند بسیار آزاردهنده باشد. در طول دوره، مدرس خیلی روی بچهها فشار میآورد و به صورت تند با آنها صحبت میکرد. وقتی سوال میکردم یا مثل دانشآموزان روی تخته میرفتیم، واکنش او گاهی تند بود و اصرار داشت همهچیز را با لحن قاطع توضیح دهد، که این رفتار من را تحتتأثیر قرار میداد. برای دو ماه اول انتظار داشتند معلم حل تمرین بیابد و با زبان شایستهای این کار انجام شود، اما بهجای آن اکثر مواقع تمرکز روی این بود که با شیوهای خاص هر جلسه را جلو ببرند و خودشان هم کار حل تمرین نمیکردند. گاهی با دخترها رفتاری میشد که به نظر میرسید فضای اعتماد در کلاس را تحتتأثیر قرار میداد. اگر به نقشی اجرایی میرفتید و رفتارتان با میل او همسو نبود، ممکن بود امتیازهای آزمون را بهطور نامناسب کاهش دهند. در کل، تجربه من از حضور در این دوره نشان داد که حفظ آرامش روحی در موقعیتهای آموزشی بسیار اهمیت دارد و نبود تعادل در رفتار مدرس میتواند اثر منفی روی یادگیری بگذارد.
سلام وخسته نباشید من محمد پایدار چندین سال پیش در کانون ایران نوین در قسمت برگزاری ایونت همایش رونمایی غرفه سازی چاپخانه برندد کردن غرفه های نمایشگاهی در کنار آقای معیری و خانم رادیو...(فیوژن) مشغول به کار بودم
خواهشا قبل از گرفتن هر تصمیمی بابت ورود به این شرکت ابتدا با افرادی که قبلا انجا کار کرده اند صحبتی داشته باشید و تصمیم عجولانه نگیرید، میتونید از طریق لینکدین این افراد را پیدا کنید. در کل شرکت هیچ پروژه ی فعالی ندارد، البته خودشون میگن که داریم ولی صرفا نیرو استخدام میکنن به عنوان سیاهی لشگر برای جذب سرمایه از سرمایه گذار. پرداختی ها عموما به موقع نیست و نسبت به شرکت های مشابه تا ۷۰ درصد کمتر از توانایی طرف پرداختی دارند، هیچگونه اضفه کاری هم به کارمند تعلق نمیگیرد و در بدو ورود باید برگه ایی امضا کنید برای همین موضوع. هیچ امکان رفاهی هم ندارد و از نظر بالانس زندگی و کار تغریبا تمام فکر و ذکر شما را درگیر کار میکند.
من یک هفته و یا شایدم کمتر اونجا در قسمت حقوقی بودم در سال ۱۴۰۰ اولا که بشددددت محیط قسمت حقوقیش لمپن مآبانه و بی ادبانه بود و اینکه به نظرم واقعا اخلاقی نبود که مردم رو به خسارت بندازی با طولانی کردن زمان گفتگو و شنیدم که حقوق رو باید نقدی ! دریافت میکردیم سه ماه اول :/ کلا بدون اینکه بگم دیگه نرفتم
یه مجموعه آموزشی بدون هرگونه مزایا و حقوق مناسب که فقط عمر و وقت آدم رو هدر میدن. مدیران بی سوادی که با جو سعی میکنن چند برابر ازت کار بکشن. به وقتش به دردشون نخوری پرتت میکنن بیرون و همهی قول هایی که بهت دادن رو فراموش میکنم و اونا راهشو بلدن کاری میکنن که خودت درخواست خروج بدی
سلام عیدتون مبارک ایشالا امسال خوب بشه برامون من واقعا نه وقت اش را دارم نه جون اش را نه امیدی برای شکایت از این شرکت ولی وقتی رفتم سفته مو بگیرم دلم سوخت از جوان هایی که دسته دسته مثل من 4 ماه پیش اومده بودن استخدام بشن ومطمنم یک نفر از اونا راضی نخواهد بود برای همین گفتم باز شاید دونفر خوندن این مطلب رو خیلی خیلی مسخره بازی اونجا ببینید من نصف ماه رفتم و خیلی سوسکی توانستم سفته بگیرم چون اولین تجربه کاریم بود یک قراد داد سه ماه بسته بودم همه توضیحات بالایی درست چیزی که میتوانم اضافه کنم این تحت هیچ عنوان گول اینا رو نخورید منم میگفتم درست میشه اذر میری یادمیگیری ولی همه استرس اش بالاست هر ادم با وجدانی دوستنداره مردم بد بخت سرکار بگذاره ازش پول بکنه میدونی دقیقه ای یازده تومان اب میخوره برا مردم این سازمان هرچیزی که هست بیخودی نمونده از همین ندانستن هاست چنین کثافتی اسم خودشو میگذاره کار کردن خدا شاهد تو اون مدت شبا نمیتوانستم بخوابم چون دلم برای اون پیرمردی که به من زنگ زده بود راهنمایی میخواست برای کارت ماشین اش میسخوت اون بینوا مرد زحمت کش خبر نداشت این طرف مسئول اموزش به من میگه طولانی کن مکالمه رو این طرف باید ادای بلد هارو دربیارم درحالی که نه من میدونم نه اون مسئول نه اصلا واقعا دری وری هایی که میگم معنی برای کسی من که اون مدت اصلا نمیگذاشتم طولانی بشه و اون طرف دعوام میکردن کلا جنگ اعصاب وقت برا خوردن ناهار نمیتوانی گیر بیاری اخرش هم از حقوق ات کلی میبرن حقوق که چی بگم به جای وقت تلف کردن تو اون خراب شده یک مهارت یادبگیریم بهتر دوتا لغت هم حفظ کنیم خوب باز یک جایی به کارمون میاد تا اونجا حرفی ندارم ولی خوب شد رفتم تجربه ای بود برای من تا قدر زمان ام رو بدونم و ببینم چه جوری از نا اگاهی مردم پول میارن با ارامش میخورن .......
شرکت به صورت خانوادگی اداره میشه و همه ی مدیرا به نوعی وابسته به خانواده آذرخش هستن ، عملا امکان رشد داخلش محیا نیست ، جو نسبتا مذهبی داره، جو پاچه خوار پروری ریزی داره یعنی بیشتر تملیق کنی حتی ممکنه حقوق آخر ماهت بیشتر باشه ، قسمت خنده دارش اینه خودت حق معامله تو بورس رو نداری اینجا ،لحن مدیر شعبش بسیار بسیار بده با همکارا تو جلسات انگار با نوکر باباش حرف میزنه ، این آخرا هم که میگفت هرکی ناراحته جمع کنه بره ، یه دید بالا به پایین وجود داره کلا ، هیچ وامی پرداخت نمیشه ، حقوقشم با جاهای دیگه زیاد تفاوت نداره ، در مجموع توصیه نمیکنم.
سالهاست که در شرکت آریاداناک مشغولم و از سال ۹۸ به اینجا پیوستهام. فضای کار گرافیکی این مجموعه همواره تنوع بالایی داشته و روابط دوستانه بین همکاران، حس مثبتی در من ایجاد میکند. طی این مدت، تجربهی همکاری با این شرکت برایم رضایتبخش بوده و با رفتار صمیمانهای که ارائه میشود، حس خوب کار کردن را منتقل میکند.
من تا امروز با 8 شرکت متفاوت کار کردهام ولی هیچ کدام در پرداختها دقیق و به موقع نبودند و در حدود 6 ماه هست که با این مجموعه به صورت دورکار فعالیت میکنم. پرداختها حتی یک روز هم با تاخیر نبوده است. از این بابت تشکر ویژه از این شرکت دارم.
سال ۱۴۰۰ با شروع قراردادم با شرکت اروا ، بهدلیل بی برنامه گی ، شرایط پیشرفت و آسیبهای روحی که از طرف مدیران مدیریت بهم وارد شده که فقط کارشون خورد کردن افراد وایین تر از خودشون بود، قراردادم هم یک ماه یک ماه میبیتن. لازم به ذکره که این شرکت من رو بیمه نکرده بود و بالاجبار بیمه خویشفرما گرفته بودم.
توسعه گران نرم افزار یک شرکت دانش بنیان می باشد که دارای چندین دفتر کاری در تبریز می باشد این شرکت بزرگترین شرکت نرم افزاری شمالغرب کشور و دارای رتبه یک شورای عالی انفورماتیک کشور است دفتر مرکزی شرکت در چهارراه آبرسان - ساختمان هواپیمائی ایران ایر در مساحتی تقریبی 400 متر مربع واقع گردیده است و دفاتر پشتیبانی آن در گلگشت و جدیری هستند.این شرکت در شهرهای کرمان و تهران دارای شعبه و دفتر مجزا هست. اکثر پروژه های این شرکت دولتی بوده و بالغ بر 18 سامانه کشوری توسط این شرکت پیاده سازی شده است. توسعه گران از سال 1400 اجرای برخی پروژه های بین المللی را نیز بر عهده دارد و همکاری نزذیکی را با برخی شرکتهای کره جنوبی و هند آغاز نموده است .شرکت به صورت خانوادگی اداره می شود و چندین برادر و خواهر که اکثر دکتری نرم افزار و رشته های مرتبط هستند در این شرکت شاغل هستند. ساختار شرکت به گونه ای طراحی شده است که بیشتر مناسب افراد حرفه ای هست چون سیستم پرداخت بر اساس عملکرد می باشد سقف پرداخت در این شرکت در نظر گرفته نشده است و برخی از شاغلین در این شرکت بیشترین حقوق را در منطقه دریافت می کنند در عین حال برخی افراد مبتدی حقوق پایه را دریافت می کنند. شاید به جرات بتوان گفت که نفرات متوسطی که در شرکت توسعه گران وجود دارند پس از خروج از این شرکت به دلیل مهارت بالا می توانند در سایر شرکتها به عنوان مدیر پروژه کار کنند. حجم کار در شرکت بالا هست و به تناسب پروژه های کشوری که دارند حساسیت و استرس کار نیز بالا هست.
ئه ****** گذاشته بودن فقط به مونیتور نگاه کنه و دوربینهارو چک کنه مبادا کسی ۱دقیقه بیکار باشه و عکسشو میگرفتن و براش واتساپ میکردن. یه مدیریت داشت کاملا تازه به دوران رسیده. نمیدونم از کجای شرکت بگم. بچه های خوبی داره ولی مدیریت و ****** که روزی چندبار زنگ میزنه رو اعصابتونه. اینجا یه مدیر ندارید چندتاست. مدیر و زنش و خواهر زن مدیر و فروش و نماینده ها و خلاصه خدا کمکتون کنه. کار با حقوقش همخوانی نداره. ****** شما رو با وعده حقوق بالا نگه میداره و ****** میگه برو از همون که قول داده بهت بگیر. هر کی یه ساز میزنه و برا خودش امپراطوری داره. همه روالهای این شرکت سنتی و دپریکیت شدست.
به دلیل مشکلات مدیریتی و فشار کمهزینهای در اجرای کار، تجربه من از کار در فروشگاه جانبو اینطور رقم خورد که باید همیشه جابهجایی بین فروشگاهها انجام میدادم، جایی که نظم کار به شکل مطلوبی وجود نداشت. پیادهسازی چیدمان جعبهها بهصورت مرتب، زمانگیر بود و باید از منافع کارفرما برای جابهجایی اجناس از پشت به جلوی قفسهها استفاده میکردند. در نتیجه، ساعات کار به طور نامناسبی تنظیم میشد و تعطیلات ساعات پایانی در برخی روزها با طولانی شدن کارها همراه بود. کارگران کم بودند و این به معنا بود که از صبح تا نیمههای شب باید کار میکردیم و اضافهکاری بهطور مشخص ارائه نمیشد. وظایف شامل بستن صندوق، ارائه تخفیفها و هدایت مشتریان بهطور مرتب بود و فشار برداشت بارهای خالی و انجام عملیات مختلف فروشگاهی همواره وجود داشت. در کل تجربهای با چالشهای مدیریتی و ساعات کاری نامتعادل بود.
من تجربهای از همکاری با این شرکت دارم که در نخستین نگاه، به نظر میرسید کار باهاش دردسر دارد؛ اما در نهایت به تصویر بهتر کار باهاش رسیدم. ما فقط از آنها خرید کردیم و متأسفانه پولمان را خوردند و از ما طلبکار شدند. محیط پروژه ساده نبود: لاراول و ناکسته بودند و با توجه به سادگی هر دو ابزار، انتظار میرفت کار باهاشون راحت باشه، اما حقیقت این نبود که با وجود گرافکیول و اپولو که تازه وارد کار میشوند، باز هم نمیشد با لاراول کار کرد یا با اکسپرس یا پیور نوشتن، تا حدی که بتوان از برخی شیوهها سوءاستفاده کرد. به هر حال، به همکارانم تأکید میکنم که نباید فضای وب را ناامنتر کنند و از هر گونه اقدامی که امنیت کاربر را به خطر بیندازد، پرهیز کنند.
من تقریبا با تمام شرکتهای تحقیقات بازاریابی کار کردهام. به جرات میتونم بگم این شرکت بهترین شرکت تحقیقات بازاریابی است. مدیر اجرایی یک انسان تمام عیار است.
هلدینگ آریا بنیز از چند شرکت مختلف با اهداف مختلف تشکیل شده است. شرکت در طبقه 13 برج کیان، در خیابان ولیعصر، جنب کوچه ناصری میباشد. در بدو ورود، شما با یک شرکت شیک، با دیزاین عالی که تقریبا سه چهارم یک طبقه برج رو اجاره کرده مواجه میشین. این یکی از هوشمندانهترین کارهای هلدینگ است. این فضا به فرد مراجعه کننده حس اعتماد رو القا میکنه. اما حقیقت یک چیز دیگر است. فرقی نداره شما در کدوم شرکت هلدینگ مشغول به کار شید، یک چیز رو همیشه در نظر داشته باشد، هیچ وقت معلوم نیست دریافتی بعدیتون کی باشه. شرکت هیچ تعهدی به پرداخت به موقع حقوق کارمندان نداره. این امر در مورد بیمه هم صادق هست. بیمه با تاخیر ارسال میشه. ممکنه بعضی از ماهها بیمهتون اصلا رد نشه. حواستون باید باشه. مدیرهایی که در راس شرکتها قرار دارن آدمهای کار بلدی نیستند. توانایی خاصی ندارند. دانشی هم که دارند به واسطه کاری هست که در این مدت در آریابنیز آموختن، که دانش خاصی نیست. راحت بگم، بیسوادن. در چند وقتی که در این شرکت مشغول به کار بودم متوجه شدم پر زیانترین شرکت، آریابنیز کولینگتاور هست، دقیقا همون شرکتی که هلدینگ باهاش شناخته میشه. درآمد اصلی شرکت تامین قطعه و واردات هست. مدیر هلدینگ،****** که سهام عمده شرکتها رو هم در اختیار دارد، هیچ احترامی برای نیروهایی که در این هلدینگ کار میکنند قائل نیست. در سخنرانیهای دورهای، که معمولا خارج وقت اداری انجام میشود، این مسئله به شما گوشزد میشود که در راستا اهداف هلدینگ باید اهتمام بورزید و این شمایید که باید با سودرسانی به شرکت، به این نقطه شرکت رو برسونید تا به شما حقوق سر وقت بده. در پایان این سخنرانیها هم چکیده کلام اینه که "همینی که هست. هر کس ناراحته از شرکت بره". به همین دلیل نیروهایی که در هلدینگ هستند زود به زود تغییر میکنند و شاید بیشتر از ۴ ماه نمونن. فرآیند تسویه حساب ممکنه ۶ تا ۹ ماه طول بکشه. بعضا همراه با قهر و شکایت در وزارت کار همراه هست. خیلی وقتها هم ممکنه اون مبلغی که مد نظرتون هست رو نگیرید. برای این هلدینگ کار نکنید. تجربه من از این هلدینگ بسیار بد بود. حس بی ارزش بودن برای یک سیستم از هر حسی بدتره.
تمام کارای منابع انسانی نمایش و شو هست .نیروی انسانی براشون کوچکترین اهمیتی نداره .هر زمانی بخوان به صورت یک طرفه قرارداد کاری رو لغو میکنن و حتی اگر جویای علت این مورد بشین میگن لزومی نمیبینن توضیحی بدن فقط نمیخوان با شما کار کنن ! سیستم مدیریت کاملا مایکرو منیجمنتی دارن، شخص مدیر عامل چه با رفتارها چه با بیان نشون میده نیروی انسانی براش ذره ای اهمیت نداره و همین رویه رو تمام مدیرا دارن رنج حقوقی پایینه، پرداخت ها دو سه روز تاخیر داره زمان استخدام برای شما کارانه رو هم جز حقوق حساب میکنن ولی بعد از شروع به کار متوجه میشید کارانه کلا عددش دست مدیر بالادستی تونه که اون هم خدا نکنه ادم سالمی نباشه پرداخت کارانه تاریخ مشخصی نداره و هر وقت بخوان پرداخت میکنن و هیچ اعتراضی مجاز نیستید بکنید ایمیل هایی با مضمون فرصت شغلی درون سازمانی میزنن که صرفا نمایش هست و کافیه شما برای یک فرصت شغلی درخواست بدین ! قطعا اخراج خواهید شد سیستم مدیریت فاسد و مریض و نیرو خراب کن ازتون سفته میگیرن برای ضمانت امکان هیچ پیشرفتی ندارین و تو موارد بسیااااررر محدود بعد از ده سال شاید کوچکترین امکانی برای پیشرفت ایجاد بشه براتون واقعا حیف عمری که در این شرکت گذروندم
در آغاز کار با شرکت رهام، هر چیزی به نظر دوستانه و محترمانه میرسید اما به محض عقد قرارداد و دریافت سفته، اوضاع به شکل دیگری پیش میرفت. رئیس اصلی که نقش دکوری و ترسناک را داشت همواره سعی میکرد هر مسئلهای را با ذبیحی در میان بگذارد و پاسخ را به او ارجاع دهد. با ورود به پروژهها تصور میکردم که تنها در یکی از آنها مشغولم، اما واقعیت این نبود و گزینههای متعددی جایگزین کار من میشدند؛ برخی پروژهها بیارزش یا نامناسب بودند و ممکن بود با مدیر گروه یا همکاران بیاطلاع و عقدهای مواجه شوم. اغلب بهطور ناگهانی تغییر پروژه میدادند و حق اعتراضی هم به من داده نمیشد، گاهی به صورت شبانه زنگ میزدند و از من میخواستند در غرب تهران حضور یابم در حالی که دفتر کار واقع شرق بود و میدانستند. حقوق هم بسته به پروژه و مدت زمانی که حضور داشتم تغییر میکرد و گاه به ماههای پایانی سال هیچ پرداختی انجام نمیشد. ساعات کار و وظایف بهوضوح تعریف نمیشد و در قرارداد ذکر نمیگردید؛ به دلیل سابقه مدیر پروژه در معاملات دیگر، برایش سخت نبود ناگهان ساعات کار را از هفت به سیزده ساعت تغییر دهد و اضافهکاری هم پرداخت نمیشد یا با چانهزنی همراه بود. گاهی شیفت شب میشد یا به خاطر سودآوری بیشتر، نیرو کم میشد و مجبور بودم آخر هفتهها تا ۴۸ ساعت کار بدون استراحت انجام بدهم. بیمه و سنوات هم باید توسط خودم پیگیری میشد و لازم بود هر روز به شرکت مراجعه کنم تا روندها انجام شود. در فرایند تسویه هم مشکلات ادامه مییافت و میتوانستند تا چند ماه به بهانه تسویهنکردن پروژه قبلی یا مشکلات مختلف، از امضای من بخواهند و با فشار سفتهها، فشارهایی ایجاد کنند. معمولا قرارداد اولیه تنها برای یکی یا سه ماه بود و اگر تصور میکردم که هنوز میخواهم بمانم، قرارداد به یک ساله تبدیل میشد.
در آغاز، احساس میکردم مدیران خیلی به کار من و تیم بیتوجه هستند و رفتارها ناامیدکننده بود. لاری به طور مداوم بیادبی میگفت و نگاه از بالا به پایین داشت، در حالی که زند فردی بااخلاق بود ولی به نظر میرسید برای شرکت اولویتها فرق میکند و برخی امور تنها جنبهی سرگرمی داشتند. با وجود این، ساعات طولانی اضافهکاری بدون پرداخت ریالی بود و بیمه تأمین اجتماعی هم آنطور که باید پیگیری نمیشد.
من دو ماه در شرکت کلاهبرداریه هیوا کار کردم، میتونم بگم مزخرف ترین جای ممکن ررای کار کردنه، مدیرای مزخرف ، مجبورت میکنن جیب مشتریو خالی کنی، چون اون موقع که من بودم دقیقه ای ۵ هزار تومن بود!!!!!، واقعابیچاره اونایی که مجبور بودن اینجاها کار کنن، خواهشا هیچ وقت سمتش نرید تا یه موقع پشیمون نشید
با وجود همهی تیزههوای شرایط، کلاس به من نشان داد که رفتار برخی افراد در محیطهای آموزشی میتواند بسیار آزاردهنده باشد. در طول دوره، مدرس خیلی روی بچهها فشار میآورد و به صورت تند با آنها صحبت میکرد. وقتی سوال میکردم یا مثل دانشآموزان روی تخته میرفتیم، واکنش او گاهی تند بود و اصرار داشت همهچیز را با لحن قاطع توضیح دهد، که این رفتار من را تحتتأثیر قرار میداد. برای دو ماه اول انتظار داشتند معلم حل تمرین بیابد و با زبان شایستهای این کار انجام شود، اما بهجای آن اکثر مواقع تمرکز روی این بود که با شیوهای خاص هر جلسه را جلو ببرند و خودشان هم کار حل تمرین نمیکردند. گاهی با دخترها رفتاری میشد که به نظر میرسید فضای اعتماد در کلاس را تحتتأثیر قرار میداد. اگر به نقشی اجرایی میرفتید و رفتارتان با میل او همسو نبود، ممکن بود امتیازهای آزمون را بهطور نامناسب کاهش دهند. در کل، تجربه من از حضور در این دوره نشان داد که حفظ آرامش روحی در موقعیتهای آموزشی بسیار اهمیت دارد و نبود تعادل در رفتار مدرس میتواند اثر منفی روی یادگیری بگذارد.