من حدود یک سال است که در تیم اینبو مشغول کار روی اندروید هستم و در این مدت با وجود چالشهای فراوان تیم، حضور اعضا که با همدیگه همکاری میکنن و سعی میکنن مشکلات رو حل کنن واقعا من رو الهامبخش و حس تیمی واحدی به من میده که تا به حال در تیمهای دیگه تجربه نکردم
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
مدتها این شرکت برای من فضای نسبتا رو به رشد و امیدوارکنندهای داشت، اما با تغییرات مدیریتی اخیر و بهروزرسانیهای سطوح بالا، اوضاع به شدت تغییر کرد. تعهدات مالی بر عهده شرکت کموبیش رعایت نمیشود و این موضوع به شکل مستقیم روی کارمندان اثر میگذارد؛ ریزش نیرو بالا بوده و حقوقها کمتر از انتظار است. مدیران حاضر در شرکت از حوزهی IT شناخت چندانی ندارند و فرهنگ حرفهای در سطح نسبتا پایین حاکم است، بهطوری که نیروی متخصص در چنین فضایی بهآسانی پایداری نمیکند. برای افرادی که سابقه زیادی دارند، جذابیت زیادی نمیتواند وجود داشته باشد مگر اینکه تازهکار باشید و دنبال کسب تجربه باشید؛ در چنین محیطی احتمالا حاضر باشید به کار کردن ادامه دهید تا بتوانید سابقهای را بسازید.
در شرکت عصر فناوری دانش، تجربهام بهعنوان یک برنامهنویس را اینطور به خاطر میآورم که ساعات کاری از نیمه روز آغاز میشد و بهرغم یک استراحت کوتاه پانزده دقیقهای که از آن کسر کردند، چون همکاران معتقد بودند جمع شدن دور هم به توطئه علیه مدیریت میانجامد، از این حق محروم شدم. حقوق کم بود و هنگام درخواست افزایش، پاسخشان چنین بود که آشنایی با این وضع را انتخاب کردهام و نمیشد انتظار بهبود داشت. وقتی دقیق سر وقت از شرکت میخواستی بیرون بروی و به خانه برگردی، بهطور غیرصریح با نگاههای سنگین روبهرو میشدی. در حقیقت فردی که کارش را بهموقع انجام نمیدهد و همچنان تا پایان ساعات کار میماند، نسبت به کسی که کارش را بهموقع انجام میدهد، ترجیح داده میشد.
سه سالی که در این مجموعه مشغول به کار بودم، تجربهای واقعا مفید برای من رقم زد و توانستم در کار بکاند پیشرفت کنم. همکاری با مدیریت مجموعه مثل همراهی یک دوست بود و احساس خوبی از کار با آنها داشتم. حضور در این تیم را خیلی دوست دارم و از بودن در این مجموعه راضیام.
مدت تقریبی چهار سال با تیم اسپیرال همکاری کردم و میخواهم از تجربهام بگویم. هر شرکتی نقاط قوت و ضعفی دارد و کار با این تیم هم تجربهای مثبت بود که به رشد شخصی و حرفهای من کمک زیادی کرد. از همکاری با حامد بیدی چیزهای زیادی یاد گرفتم و این تعامل برای من تجربهای سازنده بود.
بنده 4 سال در این شرکت مشغول به کار بودم. از نظر دانش فنی پیشرفت زیادی در این شرکت کردم و دانش کنونی م رو مدیون فرصتی هستم که این شرکت در اختیارم گذاشت. از این نظر بسیار مناسب کسانی هست که تجربه ی کم و پشتکار بالایی دارند و به راحتی زمینه ی پیشرفت براشون آماده هست. از نظر مدیریتی و منابع انسانی در یکی دو سال اخیر مشکلاتی وجود داشته که باعث شده یکسری بی نظمی ها در ارزیابی عملکرد و فرآیندهای کاری به وجود بیاد که بعضا این موارد باعث بی عدالتی شده. این موضوع انشاالله رفع بشه
در این شرکت حدود یک سال است که به عنوان توسعهدهنده وب اشتغال دارم. با وجود فرصتها، سال اخیر با خروج تعداد زیادی از همکاران توانمند و عوض شدن سه مدیر در بخش نرمافزار همراه بود که تعویضهای پی در پی به نظر میرسد فاجعهای خاموش برای تیم باشد، اما امیدوارم با تحولات اخیر مسیر بهتری پیش رو باشد. مشکلات اصلی شرکت به ساختار کد کهنه و فریمورکهای پیچیده برمیگردد که با جدیدترین تکنولوژیهای روز دنیا همگام نیستند. اما نکتههای مثبت هم وجود دارد؛ فرصتهای یادگیری زیادی در محیط کار فراهم است و فضای همدلی و صمیمی بین همکاران را میتواند به عنوان یک نقطه قوت مطرح کرد.
من زمانی وارد این شرکت شدم که تازه فعالیتش را شروع کرده بود و جزو اولین کارمندان آن بودم. هیچ کاری انجام نشده بود و طرح 5 سایت شرکت را از صفر بالا آوردم و زحمات زیادی کشیدم. حتی خیلی از اموری که به شرح وظایفم ارتباط نداشت را هم چون کس دیگری از جمله گرافیست هنوز استخدام نشده بود، انجام میدادم. اما متاسفانه از روز اول بر سر هر چیزی از حقوق و ساعت کار تا کیفیت و نوع انجام پروژه ها از نقظه نظر فنی با مدیریت بگومگو وجود داشت و انقدر باید کلنجار میرفتی و بحث میکردی که همه انرژی آدم گرفته میشد. از طرفی مشخص نبود بالاخره باید به کی جوابگو بود. مدیر مستقیم (واحد فنی و برنامه نویسی) یا مدیرعامل یا معاون اجرایی شرکت. خیلی تحمل کردم چون فکر میکردم تازه تاسیس است و به مرور زمان درست میشود. اما متاسفانه روزبروز بدتر و غیر قابل تحمل تر میشد.
این شرکت برای من و تعدادی از همکاران مدت طولانی تجربهای بسیار مثبت بود؛ برعکس برخی نظراتی که از ورود اولیها و پروسه مصاحبه شنیده میشود، برای ما کار در یارا معنای تازهای داشت. اگر به کار جدی علاقه دارید و پایبند به جزئیات هستید، یارا جایی است که پایان ساعات کاری برایتان معنایی ندارد. خیلی از روزها بعد از ساعت شش عصر هم تیمیها حضور دارند و حس نمیکنی کار پایان یافته. اینجا سرمایههای انسانی ارزشمند محسوب میشوند و امکانات رفاهی چه داخل شرکت و چه خارج به حد امکان فراهم است. واحد منابع انسانی همیشه در دسترس است تا شنونده نظرات، پیشنهادها و حتا گاهی گلایههای ما باشد. مهمترین نکته این است که نگاه از بالا به پایین وجود ندارد؛ در هر واحدی که کار کنی، کارت همانجا مهم و ارزشمند است. همه چیز با تلاش ساخته میشود و به نتایج زحماتمان تعصب داریم. روزهای سخت و شیرین زیادی با هم داشتیم و یارا همواره به عنوان حامی خوبی برای کارمندان باقی ماند. در یارا چیزهای تازه یاد گرفتیم و با چالشها روبهرو شدیم، همیشه از ما حمایت شده تا بتوانیم وظایف را انجام دهیم. نکته کلیدی این است که به نیروها در بالاترین سطح کار اعتماد میشود و این اعتماد، باعث افزایش اعتمادبهنفس، قدرت تصمیمگیری و تمایل به ریسک میشود. اینجا یاد میگیری که پیشرفت نتیجه تلاش افراد است. با ارتباطی که اینجا برقرار میکنید، بدون دغدغه میتوانید مسائل را با مدیران ارشد و حتی مدیرعامل در میان بگذارید. جو کار بهطور کلی حس داشتن خانوادهای دوم را در شما ایجاد میکند که بخش عمده روزتان با آنها میگذرد. اگر دنبال چالش و تلاش هستید، اینجا قطعا برایتان خوشایند است.
من حدود پنج سال است که در شرکت یارا مشغول به کارم و این تجربه برایم همچنان با طراوت است. جمعیتم از نیروها اغلب جوان هستند و فرصت دارند تا استعدادهایشان را به رخ بکشند؛ همهی همکاران در حوزهی کاری خودشان باسواد، پرانرژی و با پاسخگویی بالا هستند. این شرکت به جوانها چنین اجازهای میدهد تا در تخصص خود به پیشرفتهای قابل توجهی برسند و در محیطی گرم، صمیمی و بدون تنش به کارشان ادامه بدهند. از نظر من، همکاری میان اعضا از موارد برجستهی شرکت است و تجربههای قبلیم در موسسههای دیگر نشان میدهد که تنها جایی است که به کار قانونی و امنیت شغلی کارمندان توجه میشود، البته این را به گفتهی خودم میگویم و از این بابت بسیار خوشحال و قدردانم که عضوی از این مجموعهی بزرگ هستم و از مدیران و مسئولان شرکت یارا تشکر میکنم بابت محیط امن، باانگیزه و تخصصی که فراهم کردهاند.
در این شرکت هم به نظر میرسد که موقعیت مدیریتی یا کارمند بودن تفاوت زیادی ندارد و هر دو حالت به یک شکل احساس میشود. اطرافم را بیشتر با آگهیهای استخدام برای طراح گرافیک و مدیر دیجیتال مارکتینگ میدیدم؛ به خاطر این که معمولا افراد در اینجا بیش از یک یا دو ماه دوام نمیآورند. از همان روز اول، از ما میخواستند با لپتاپ شخصی بیاییم چرا که امکانات مناسب در اختیارشان نبود و فقط فضای کار و دیوارهایش را رنگ کرده بودند تا زیباتر به نظر برسد. همه میپرسیدم ورود و خروج من کجا ثبت میشود و پاسخ میشنیدم که ساعت کاری مشخصی وجود ندارد و هر وقت دوست داشتیم میتوانیم بیاییم یا برویم. این طرز فکر در زمان کوتاهی باعث میشد تصور کنم شرکت خیلی خوب است، اما واقعیت این بود که با همین روش نگهداشتنمان تا شش یا هفت روز طول میکشیدند و اضافهکاری هم پرداخت نمیشد؛ ورود و خروج ثبت نمیشود و حتی در روزهای تعطیل باید به کار میرفتیم چون نظم چندانی وجود ندارد و کار زیاد است. معمولا مدیرعامل قبل از تعطیلات با جمع صحبت میکرد و با حالتی صمیمی ادعا میکرد که از همه خواسته جمعه نیز برای تسریع کارها بیایند، در حالی که هیچکدام از این درخواست را از من نداشتند. بخش تبلیغات را زنی متولد هفتاد و پنج سالگی اداره میکرد که سطح تحصیلاتش به کارآموز تبلیغات میمانست. این مدیر از من و تیم ایده و طرحهای تبلیغاتی میگرفت و به سلیقه خودش تغییر میداد و در نهایت با نام خودش به آژانسهای تبلیغاتی برونسپاری میکرد، بدون اینکه به ما اطلاع بدهد که کارها در چه وضعیتی پیش میروند. این کماطلاعی باعث میشد که رزومهای برای فرد وجود نداشته باشد و کار به طور کامل به شکل سطحی انجام میشد، تا جایی که باورکردن اینکه ایده من بوده سخت میشد چون نتیجه کار به شدت amateur بود. با این تجربه بهطور کلی به عنوان حرفهایها این کار را توصیه نمیکنم و تنها به افرادی که تجربه کار نداشتند و تازه میخواهند وارد این حوزه شوند، توصیه میکنم حدود یکی دو ماه بیایند تا کمی تجربه کسب کنند؛ البته اگر بتوانند دو ماه دوام بیاورند.
وقتی وارد شرکت شدم، پیوستگی ساختار منابع انسانی به وضوح به چشم میخورد و تجربه خوبی از همگام بودن با فرایندها دارم. ستدهای تیمها و شرح وظایف هر کدام به وضوح مشخص شده و فضای کافی برای ارائه پیشنهادات و بیان رویکردها وجود دارد. جو کار گروهی مناسب است و احترام متقابل بین اعضا کاملا مشهود است، به طوری که طی این مدت با هیچیک از اعضا، تیم یا کل شرکت مشکلی نداشتم.
باور دارم شرکت ایده پردازان پاراکس ادعایش راجع به سابقهی ده ساله در طراحی محصولی که الان وجود ندارد هیچ پایه و اساسی ندارد. حقوق به صورت دو ماه تأخیر پرداخت میشود و مشکلاتی هم در بیمه وجود دارد. مسئولان شرکت، از جمله مدیر فنی و مدیر پروژه، هیچیک از وظایف خود را بر عهده نمیگیرند و همهی کارها و مسئولیتها، حتی ارتباط با مشتریان، به عهدهی توسعهدهنده است. در دوران دشوار مدیریتی شرکت که حقوقها پرداخت نمیشد، با وجود صبحانههای گوناگون و ولخرجیهای فراوان، به کارمندان کمترین توجه را نشان نمیدادند.
در این شرکت با فضای پرالتهاب روبهرو شدم؛ همایش سازان امروز به دلیل بحران کرونا ورشکسته شده و قادر به پرداخت حقوق نیست، با این حال هنوز تبلیغات جذب نیرو میگذارند. به نظر من تا وقتی بحران کرونا بهطور کامل پشت سر گذاشته نشده، از کار در چنین مجموعههایی و شرکتهای مشابه پرهیز کنم، چون پولی در کار نیست. به هر حال قبل از پیوستن به هر شرکتی، پیشنهاد میکنم وضعیت کسبوکار آن را از منظر مدل پستل بررسی کنم تا دید بهتری پیدا کنم.
به نظر من این شرکت با وجود ادعای بزرگی و داشتن تیمهای مختلف، از داخل تفاوت زیادی با انتظارهای من دارد. محیط کار به نظر میرسید آرام و بیتحرک باشد و به نظر میآمد که همسویی واضحی بین واحدها وجود ندارد. فضای کار به گونهای بود که به جای کار تیمی، گمانهزنی و زیرآبزنی بیشتر رواج داشت و گاهی متخصصان قدرتمند هم احساس میکردند که موقعیتشان در معرض تهدید است و سریعتر از جایگاهشان کنار گذاشته میشدند. به طور کلی فضای شرکت مملو از حاشیهسازی و جانبداری بود و رفتارهای غیرشفاف مثل وعدههای پوچ پاداش و پاداشهای گاه و بیگاه وجود داشت. اگر دنبال محیطی برای تلاش و پیشرفت و برنامهریزی حرفهای بودم، فکر نمیکنم اینجا گزینه مناسبی باشد.
برای من که وارد این مجموعه شدم، اوضاع خیلی بینظم بود و هر تصمیمی باید با تأیید مدیر انجام میشد، حتی کوچکترین کارها هم باید مجوز بگیرد. محیط کار آنقدر مناسب نیروهای فناوری نیست و مدیر خیلی زود میتواند با گفتن وعدههای دروغ وسوسهانگیز شود اما بعد از چند هفته مشخص میشود که هدف چیست. سیستم به گونهای طراحی شده که اغلب کارمندها بدون تخصص به نظر میرسند و بیشتر دنبال زیرآب زنی و چاپلوسی هستند. اگر قصد دارید در شرکتی باشید که هیچکس واقعا کار نمیکند و با ترفندهای رفتاری میتوانید جلوه بدهید، اینجا گزینهی مناسبی است. اما اگر دنبال کار جدی و حرفهای هستید، ممکن است پس از چهار تا پنج ماه یا استعفا بدهید یا اخراج شوید. جملهی دیگر اینکه مدیران با کارمندان غیر متخصص خیلی راحت برخورد میکنند، اما با افراد فناوری اطلاعات کمی محتاطترند. در مجموع این تجربه برای من بدترین تجربهی کاری تا حالا بوده است.
کار کردن در ایوند تجربهای نسبتا عجیب بود: آزادی عمل کامل داشتم تا هر کار را که دوست دارم انجام بدهم، اما گاهی ناگهان از من میخواستند کار را رها کنم و به کار دیگری بپردازم؛ گاهی این اتفاق برای چند کار پشت سر هم تکرار میشد. مدیریت در مجموعه چندان مطلوب نبود، هرچند همین وضع بهنوعی تبدیل به کلاس آموزشی مفیدی میشد که نکات مثبت و منفی سبک مدیریتی را بهطور عملی نشان میداد. مزیت دیگری که وجود داشت هم تیمیهای جوان و غالبا خوشبرخورد بودند. بهطور کلی حضور در ایوند برای من خوشایند نبود، اما تجربهای رو به رشد و آموزشی محسوب میشد.
من در گروه هوژان تجربهای داشتم که نمیخواهم فراموش کنم. هر سال که به این مجموعه میروم، فقط چند نفر مشغول کار هستند و مدیرعامل به هیچ عنوان به گسترش تیم رضایت نمیدهد؛ و دلیلش هم روشن است: پرداخت حقوحقوق کارگران با چالش مواجه است. یکی از اولین نکاتی که در ماه اول فهمیدم این بود که اگر قرارداد 4 میلیون برایتان نوشته شود، در پایان ماه تنها بین ۲ تا ۲٫۵ میلیون به حسابتان واریز میشود، در حالی که در سالهای حضورم هیچوقت حقوق بهموقع پرداخت نشد. وقتی به مدیریت مراجعه میکردم، با توضیحاتی مواجه میشدم که نشان میداد چطور سرتان کلاه میرود. بسیاری از همکاران در همان ماه اول شرکت را ترک میکردند و حتی بعد از ترک نیز حق و حقوقشان در هیچ مقطعی پرداخت نمیشد. شرایط کار هم دشوار بود: دو روز تعطیل رسمی در ماه، کارکردن ۶ روز در هفته، مرخصیهای ماهانه بدون محاسبه بهنفع کارمند، ورود و خروج بدون شناور بودن ساعات، اضافهکاری بعد از ساعت پنج عصر، و نبود زمان استراحت بین ساعات کاری. حقوق نیز بهموقع پرداخت نمیشد و من هیچگاه سر وقت دریافت نکردهام. بهعلاوه، در زمانهای مرخصی نوروز، حقوق بیش از ۶۰ درصد کاهش پیدا میکرد. فضا بهشدت کنترل میشد؛ دوربینهای مدار بسته در همهجا وجود داشت و حتى سرویس بهداشتی هم تحت نظارت بود. امکان دورکاری هم به دلیل محدودیتها از بین میرفت. از نظر یادگیری هم فضای یادگیری خیلی یادگرفتنی نبود و به محض اینکه بخواهی چیز جدیدی یاد بگیری، نمایشگرهای شما را مورد پیگیری و پرسش قرار میدادند. به بهانههای مختلف از حقوق پایه کم میشد و هیچچقدر هم که زحمت بکشی، مهم نیست چند ساعت در شرکت حضور داری؛ تنها چیزی که اهمیت داشت حضور فیزیکی بود. اگر تعداد روزهای تعطیل رسمی ماهانه زیاد باشد، مجبور میشوید در روزهای تعطیل هم به شرکت بیایید و هیچ مزایای اضافهای دریافت نمیکنید. و به تمام اینها موارد دیگری هم اضافه میشود که باعث میشود برای حضور خانمها در این شرکت شرایط مناسبی نباشد. حواستان باشد که از گفتن این چیزها نتیجه نگیرند و مراقب باشید.
مدت کوتاهی است که در این شرکت به عنوان برنامهنویس بکاند مشغول به کارم و میتونم بگم فضای کار و یادگیری نسبت به حوزه فنی و بیزینسی همزمان فرصت مناسبی به نظر میرسه. اگر دنبال محیطی با حداقل حاشیه و برخوردهای مثبت هستید، جای مناسبی میتونه باشه. همکاران فنی در آموزش دادن از هیچ دریغ نمیکنن و تکنولوژیهای نسبتا بهروز استفاده میشه که مسیر رشد رو هموار میکنه. با توجه به اینکه کار در حوزه پرداخت انجام میشه، تجربههای مرتبط با کار با کسبوکار هم برای من ایجاد شد. از نظر حقوق، گاهی محدودیت وجود داره اما حس همکاری تیمی و کار گروهی واقعا حس میشه.
تعادل خوبی بین کار و زندگی برقراره. ساعت کاری شناور داره و ملزم نیستی که راس ساعت خاصی کارت رو شروع کنی. اصل بر اعتماد هست و همه چیز با همین پیش فرض جلو میره. اگر ظرفیتش رو داشته باشی، خیلی استرسهای کاری تجربه شده در محیطهای قبلی رو نخواهی داشت. همه این امکان رو دارن که پرسش کنن و پاسخ بگیرن. خیلی کم پیش میاد که تصمیمی از راس گرفته بشه و افراد نتونن درگیرش باشن.
من حدود یک سال است که در تیم اینبو مشغول کار روی اندروید هستم و در این مدت با وجود چالشهای فراوان تیم، حضور اعضا که با همدیگه همکاری میکنن و سعی میکنن مشکلات رو حل کنن واقعا من رو الهامبخش و حس تیمی واحدی به من میده که تا به حال در تیمهای دیگه تجربه نکردم
مدتها این شرکت برای من فضای نسبتا رو به رشد و امیدوارکنندهای داشت، اما با تغییرات مدیریتی اخیر و بهروزرسانیهای سطوح بالا، اوضاع به شدت تغییر کرد. تعهدات مالی بر عهده شرکت کموبیش رعایت نمیشود و این موضوع به شکل مستقیم روی کارمندان اثر میگذارد؛ ریزش نیرو بالا بوده و حقوقها کمتر از انتظار است. مدیران حاضر در شرکت از حوزهی IT شناخت چندانی ندارند و فرهنگ حرفهای در سطح نسبتا پایین حاکم است، بهطوری که نیروی متخصص در چنین فضایی بهآسانی پایداری نمیکند. برای افرادی که سابقه زیادی دارند، جذابیت زیادی نمیتواند وجود داشته باشد مگر اینکه تازهکار باشید و دنبال کسب تجربه باشید؛ در چنین محیطی احتمالا حاضر باشید به کار کردن ادامه دهید تا بتوانید سابقهای را بسازید.
در شرکت عصر فناوری دانش، تجربهام بهعنوان یک برنامهنویس را اینطور به خاطر میآورم که ساعات کاری از نیمه روز آغاز میشد و بهرغم یک استراحت کوتاه پانزده دقیقهای که از آن کسر کردند، چون همکاران معتقد بودند جمع شدن دور هم به توطئه علیه مدیریت میانجامد، از این حق محروم شدم. حقوق کم بود و هنگام درخواست افزایش، پاسخشان چنین بود که آشنایی با این وضع را انتخاب کردهام و نمیشد انتظار بهبود داشت. وقتی دقیق سر وقت از شرکت میخواستی بیرون بروی و به خانه برگردی، بهطور غیرصریح با نگاههای سنگین روبهرو میشدی. در حقیقت فردی که کارش را بهموقع انجام نمیدهد و همچنان تا پایان ساعات کار میماند، نسبت به کسی که کارش را بهموقع انجام میدهد، ترجیح داده میشد.
سه سالی که در این مجموعه مشغول به کار بودم، تجربهای واقعا مفید برای من رقم زد و توانستم در کار بکاند پیشرفت کنم. همکاری با مدیریت مجموعه مثل همراهی یک دوست بود و احساس خوبی از کار با آنها داشتم. حضور در این تیم را خیلی دوست دارم و از بودن در این مجموعه راضیام.
مدت تقریبی چهار سال با تیم اسپیرال همکاری کردم و میخواهم از تجربهام بگویم. هر شرکتی نقاط قوت و ضعفی دارد و کار با این تیم هم تجربهای مثبت بود که به رشد شخصی و حرفهای من کمک زیادی کرد. از همکاری با حامد بیدی چیزهای زیادی یاد گرفتم و این تعامل برای من تجربهای سازنده بود.
بنده 4 سال در این شرکت مشغول به کار بودم. از نظر دانش فنی پیشرفت زیادی در این شرکت کردم و دانش کنونی م رو مدیون فرصتی هستم که این شرکت در اختیارم گذاشت. از این نظر بسیار مناسب کسانی هست که تجربه ی کم و پشتکار بالایی دارند و به راحتی زمینه ی پیشرفت براشون آماده هست. از نظر مدیریتی و منابع انسانی در یکی دو سال اخیر مشکلاتی وجود داشته که باعث شده یکسری بی نظمی ها در ارزیابی عملکرد و فرآیندهای کاری به وجود بیاد که بعضا این موارد باعث بی عدالتی شده. این موضوع انشاالله رفع بشه
در این شرکت حدود یک سال است که به عنوان توسعهدهنده وب اشتغال دارم. با وجود فرصتها، سال اخیر با خروج تعداد زیادی از همکاران توانمند و عوض شدن سه مدیر در بخش نرمافزار همراه بود که تعویضهای پی در پی به نظر میرسد فاجعهای خاموش برای تیم باشد، اما امیدوارم با تحولات اخیر مسیر بهتری پیش رو باشد. مشکلات اصلی شرکت به ساختار کد کهنه و فریمورکهای پیچیده برمیگردد که با جدیدترین تکنولوژیهای روز دنیا همگام نیستند. اما نکتههای مثبت هم وجود دارد؛ فرصتهای یادگیری زیادی در محیط کار فراهم است و فضای همدلی و صمیمی بین همکاران را میتواند به عنوان یک نقطه قوت مطرح کرد.
من زمانی وارد این شرکت شدم که تازه فعالیتش را شروع کرده بود و جزو اولین کارمندان آن بودم. هیچ کاری انجام نشده بود و طرح 5 سایت شرکت را از صفر بالا آوردم و زحمات زیادی کشیدم. حتی خیلی از اموری که به شرح وظایفم ارتباط نداشت را هم چون کس دیگری از جمله گرافیست هنوز استخدام نشده بود، انجام میدادم. اما متاسفانه از روز اول بر سر هر چیزی از حقوق و ساعت کار تا کیفیت و نوع انجام پروژه ها از نقظه نظر فنی با مدیریت بگومگو وجود داشت و انقدر باید کلنجار میرفتی و بحث میکردی که همه انرژی آدم گرفته میشد. از طرفی مشخص نبود بالاخره باید به کی جوابگو بود. مدیر مستقیم (واحد فنی و برنامه نویسی) یا مدیرعامل یا معاون اجرایی شرکت. خیلی تحمل کردم چون فکر میکردم تازه تاسیس است و به مرور زمان درست میشود. اما متاسفانه روزبروز بدتر و غیر قابل تحمل تر میشد.
این شرکت برای من و تعدادی از همکاران مدت طولانی تجربهای بسیار مثبت بود؛ برعکس برخی نظراتی که از ورود اولیها و پروسه مصاحبه شنیده میشود، برای ما کار در یارا معنای تازهای داشت. اگر به کار جدی علاقه دارید و پایبند به جزئیات هستید، یارا جایی است که پایان ساعات کاری برایتان معنایی ندارد. خیلی از روزها بعد از ساعت شش عصر هم تیمیها حضور دارند و حس نمیکنی کار پایان یافته. اینجا سرمایههای انسانی ارزشمند محسوب میشوند و امکانات رفاهی چه داخل شرکت و چه خارج به حد امکان فراهم است. واحد منابع انسانی همیشه در دسترس است تا شنونده نظرات، پیشنهادها و حتا گاهی گلایههای ما باشد. مهمترین نکته این است که نگاه از بالا به پایین وجود ندارد؛ در هر واحدی که کار کنی، کارت همانجا مهم و ارزشمند است. همه چیز با تلاش ساخته میشود و به نتایج زحماتمان تعصب داریم. روزهای سخت و شیرین زیادی با هم داشتیم و یارا همواره به عنوان حامی خوبی برای کارمندان باقی ماند. در یارا چیزهای تازه یاد گرفتیم و با چالشها روبهرو شدیم، همیشه از ما حمایت شده تا بتوانیم وظایف را انجام دهیم. نکته کلیدی این است که به نیروها در بالاترین سطح کار اعتماد میشود و این اعتماد، باعث افزایش اعتمادبهنفس، قدرت تصمیمگیری و تمایل به ریسک میشود. اینجا یاد میگیری که پیشرفت نتیجه تلاش افراد است. با ارتباطی که اینجا برقرار میکنید، بدون دغدغه میتوانید مسائل را با مدیران ارشد و حتی مدیرعامل در میان بگذارید. جو کار بهطور کلی حس داشتن خانوادهای دوم را در شما ایجاد میکند که بخش عمده روزتان با آنها میگذرد. اگر دنبال چالش و تلاش هستید، اینجا قطعا برایتان خوشایند است.
من حدود پنج سال است که در شرکت یارا مشغول به کارم و این تجربه برایم همچنان با طراوت است. جمعیتم از نیروها اغلب جوان هستند و فرصت دارند تا استعدادهایشان را به رخ بکشند؛ همهی همکاران در حوزهی کاری خودشان باسواد، پرانرژی و با پاسخگویی بالا هستند. این شرکت به جوانها چنین اجازهای میدهد تا در تخصص خود به پیشرفتهای قابل توجهی برسند و در محیطی گرم، صمیمی و بدون تنش به کارشان ادامه بدهند. از نظر من، همکاری میان اعضا از موارد برجستهی شرکت است و تجربههای قبلیم در موسسههای دیگر نشان میدهد که تنها جایی است که به کار قانونی و امنیت شغلی کارمندان توجه میشود، البته این را به گفتهی خودم میگویم و از این بابت بسیار خوشحال و قدردانم که عضوی از این مجموعهی بزرگ هستم و از مدیران و مسئولان شرکت یارا تشکر میکنم بابت محیط امن، باانگیزه و تخصصی که فراهم کردهاند.
در این شرکت هم به نظر میرسد که موقعیت مدیریتی یا کارمند بودن تفاوت زیادی ندارد و هر دو حالت به یک شکل احساس میشود. اطرافم را بیشتر با آگهیهای استخدام برای طراح گرافیک و مدیر دیجیتال مارکتینگ میدیدم؛ به خاطر این که معمولا افراد در اینجا بیش از یک یا دو ماه دوام نمیآورند. از همان روز اول، از ما میخواستند با لپتاپ شخصی بیاییم چرا که امکانات مناسب در اختیارشان نبود و فقط فضای کار و دیوارهایش را رنگ کرده بودند تا زیباتر به نظر برسد. همه میپرسیدم ورود و خروج من کجا ثبت میشود و پاسخ میشنیدم که ساعت کاری مشخصی وجود ندارد و هر وقت دوست داشتیم میتوانیم بیاییم یا برویم. این طرز فکر در زمان کوتاهی باعث میشد تصور کنم شرکت خیلی خوب است، اما واقعیت این بود که با همین روش نگهداشتنمان تا شش یا هفت روز طول میکشیدند و اضافهکاری هم پرداخت نمیشد؛ ورود و خروج ثبت نمیشود و حتی در روزهای تعطیل باید به کار میرفتیم چون نظم چندانی وجود ندارد و کار زیاد است. معمولا مدیرعامل قبل از تعطیلات با جمع صحبت میکرد و با حالتی صمیمی ادعا میکرد که از همه خواسته جمعه نیز برای تسریع کارها بیایند، در حالی که هیچکدام از این درخواست را از من نداشتند. بخش تبلیغات را زنی متولد هفتاد و پنج سالگی اداره میکرد که سطح تحصیلاتش به کارآموز تبلیغات میمانست. این مدیر از من و تیم ایده و طرحهای تبلیغاتی میگرفت و به سلیقه خودش تغییر میداد و در نهایت با نام خودش به آژانسهای تبلیغاتی برونسپاری میکرد، بدون اینکه به ما اطلاع بدهد که کارها در چه وضعیتی پیش میروند. این کماطلاعی باعث میشد که رزومهای برای فرد وجود نداشته باشد و کار به طور کامل به شکل سطحی انجام میشد، تا جایی که باورکردن اینکه ایده من بوده سخت میشد چون نتیجه کار به شدت amateur بود. با این تجربه بهطور کلی به عنوان حرفهایها این کار را توصیه نمیکنم و تنها به افرادی که تجربه کار نداشتند و تازه میخواهند وارد این حوزه شوند، توصیه میکنم حدود یکی دو ماه بیایند تا کمی تجربه کسب کنند؛ البته اگر بتوانند دو ماه دوام بیاورند.
وقتی وارد شرکت شدم، پیوستگی ساختار منابع انسانی به وضوح به چشم میخورد و تجربه خوبی از همگام بودن با فرایندها دارم. ستدهای تیمها و شرح وظایف هر کدام به وضوح مشخص شده و فضای کافی برای ارائه پیشنهادات و بیان رویکردها وجود دارد. جو کار گروهی مناسب است و احترام متقابل بین اعضا کاملا مشهود است، به طوری که طی این مدت با هیچیک از اعضا، تیم یا کل شرکت مشکلی نداشتم.
باور دارم شرکت ایده پردازان پاراکس ادعایش راجع به سابقهی ده ساله در طراحی محصولی که الان وجود ندارد هیچ پایه و اساسی ندارد. حقوق به صورت دو ماه تأخیر پرداخت میشود و مشکلاتی هم در بیمه وجود دارد. مسئولان شرکت، از جمله مدیر فنی و مدیر پروژه، هیچیک از وظایف خود را بر عهده نمیگیرند و همهی کارها و مسئولیتها، حتی ارتباط با مشتریان، به عهدهی توسعهدهنده است. در دوران دشوار مدیریتی شرکت که حقوقها پرداخت نمیشد، با وجود صبحانههای گوناگون و ولخرجیهای فراوان، به کارمندان کمترین توجه را نشان نمیدادند.
در این شرکت با فضای پرالتهاب روبهرو شدم؛ همایش سازان امروز به دلیل بحران کرونا ورشکسته شده و قادر به پرداخت حقوق نیست، با این حال هنوز تبلیغات جذب نیرو میگذارند. به نظر من تا وقتی بحران کرونا بهطور کامل پشت سر گذاشته نشده، از کار در چنین مجموعههایی و شرکتهای مشابه پرهیز کنم، چون پولی در کار نیست. به هر حال قبل از پیوستن به هر شرکتی، پیشنهاد میکنم وضعیت کسبوکار آن را از منظر مدل پستل بررسی کنم تا دید بهتری پیدا کنم.
به نظر من این شرکت با وجود ادعای بزرگی و داشتن تیمهای مختلف، از داخل تفاوت زیادی با انتظارهای من دارد. محیط کار به نظر میرسید آرام و بیتحرک باشد و به نظر میآمد که همسویی واضحی بین واحدها وجود ندارد. فضای کار به گونهای بود که به جای کار تیمی، گمانهزنی و زیرآبزنی بیشتر رواج داشت و گاهی متخصصان قدرتمند هم احساس میکردند که موقعیتشان در معرض تهدید است و سریعتر از جایگاهشان کنار گذاشته میشدند. به طور کلی فضای شرکت مملو از حاشیهسازی و جانبداری بود و رفتارهای غیرشفاف مثل وعدههای پوچ پاداش و پاداشهای گاه و بیگاه وجود داشت. اگر دنبال محیطی برای تلاش و پیشرفت و برنامهریزی حرفهای بودم، فکر نمیکنم اینجا گزینه مناسبی باشد.
برای من که وارد این مجموعه شدم، اوضاع خیلی بینظم بود و هر تصمیمی باید با تأیید مدیر انجام میشد، حتی کوچکترین کارها هم باید مجوز بگیرد. محیط کار آنقدر مناسب نیروهای فناوری نیست و مدیر خیلی زود میتواند با گفتن وعدههای دروغ وسوسهانگیز شود اما بعد از چند هفته مشخص میشود که هدف چیست. سیستم به گونهای طراحی شده که اغلب کارمندها بدون تخصص به نظر میرسند و بیشتر دنبال زیرآب زنی و چاپلوسی هستند. اگر قصد دارید در شرکتی باشید که هیچکس واقعا کار نمیکند و با ترفندهای رفتاری میتوانید جلوه بدهید، اینجا گزینهی مناسبی است. اما اگر دنبال کار جدی و حرفهای هستید، ممکن است پس از چهار تا پنج ماه یا استعفا بدهید یا اخراج شوید. جملهی دیگر اینکه مدیران با کارمندان غیر متخصص خیلی راحت برخورد میکنند، اما با افراد فناوری اطلاعات کمی محتاطترند. در مجموع این تجربه برای من بدترین تجربهی کاری تا حالا بوده است.
کار کردن در ایوند تجربهای نسبتا عجیب بود: آزادی عمل کامل داشتم تا هر کار را که دوست دارم انجام بدهم، اما گاهی ناگهان از من میخواستند کار را رها کنم و به کار دیگری بپردازم؛ گاهی این اتفاق برای چند کار پشت سر هم تکرار میشد. مدیریت در مجموعه چندان مطلوب نبود، هرچند همین وضع بهنوعی تبدیل به کلاس آموزشی مفیدی میشد که نکات مثبت و منفی سبک مدیریتی را بهطور عملی نشان میداد. مزیت دیگری که وجود داشت هم تیمیهای جوان و غالبا خوشبرخورد بودند. بهطور کلی حضور در ایوند برای من خوشایند نبود، اما تجربهای رو به رشد و آموزشی محسوب میشد.
من در گروه هوژان تجربهای داشتم که نمیخواهم فراموش کنم. هر سال که به این مجموعه میروم، فقط چند نفر مشغول کار هستند و مدیرعامل به هیچ عنوان به گسترش تیم رضایت نمیدهد؛ و دلیلش هم روشن است: پرداخت حقوحقوق کارگران با چالش مواجه است. یکی از اولین نکاتی که در ماه اول فهمیدم این بود که اگر قرارداد 4 میلیون برایتان نوشته شود، در پایان ماه تنها بین ۲ تا ۲٫۵ میلیون به حسابتان واریز میشود، در حالی که در سالهای حضورم هیچوقت حقوق بهموقع پرداخت نشد. وقتی به مدیریت مراجعه میکردم، با توضیحاتی مواجه میشدم که نشان میداد چطور سرتان کلاه میرود. بسیاری از همکاران در همان ماه اول شرکت را ترک میکردند و حتی بعد از ترک نیز حق و حقوقشان در هیچ مقطعی پرداخت نمیشد. شرایط کار هم دشوار بود: دو روز تعطیل رسمی در ماه، کارکردن ۶ روز در هفته، مرخصیهای ماهانه بدون محاسبه بهنفع کارمند، ورود و خروج بدون شناور بودن ساعات، اضافهکاری بعد از ساعت پنج عصر، و نبود زمان استراحت بین ساعات کاری. حقوق نیز بهموقع پرداخت نمیشد و من هیچگاه سر وقت دریافت نکردهام. بهعلاوه، در زمانهای مرخصی نوروز، حقوق بیش از ۶۰ درصد کاهش پیدا میکرد. فضا بهشدت کنترل میشد؛ دوربینهای مدار بسته در همهجا وجود داشت و حتى سرویس بهداشتی هم تحت نظارت بود. امکان دورکاری هم به دلیل محدودیتها از بین میرفت. از نظر یادگیری هم فضای یادگیری خیلی یادگرفتنی نبود و به محض اینکه بخواهی چیز جدیدی یاد بگیری، نمایشگرهای شما را مورد پیگیری و پرسش قرار میدادند. به بهانههای مختلف از حقوق پایه کم میشد و هیچچقدر هم که زحمت بکشی، مهم نیست چند ساعت در شرکت حضور داری؛ تنها چیزی که اهمیت داشت حضور فیزیکی بود. اگر تعداد روزهای تعطیل رسمی ماهانه زیاد باشد، مجبور میشوید در روزهای تعطیل هم به شرکت بیایید و هیچ مزایای اضافهای دریافت نمیکنید. و به تمام اینها موارد دیگری هم اضافه میشود که باعث میشود برای حضور خانمها در این شرکت شرایط مناسبی نباشد. حواستان باشد که از گفتن این چیزها نتیجه نگیرند و مراقب باشید.
مدت کوتاهی است که در این شرکت به عنوان برنامهنویس بکاند مشغول به کارم و میتونم بگم فضای کار و یادگیری نسبت به حوزه فنی و بیزینسی همزمان فرصت مناسبی به نظر میرسه. اگر دنبال محیطی با حداقل حاشیه و برخوردهای مثبت هستید، جای مناسبی میتونه باشه. همکاران فنی در آموزش دادن از هیچ دریغ نمیکنن و تکنولوژیهای نسبتا بهروز استفاده میشه که مسیر رشد رو هموار میکنه. با توجه به اینکه کار در حوزه پرداخت انجام میشه، تجربههای مرتبط با کار با کسبوکار هم برای من ایجاد شد. از نظر حقوق، گاهی محدودیت وجود داره اما حس همکاری تیمی و کار گروهی واقعا حس میشه.
تعادل خوبی بین کار و زندگی برقراره. ساعت کاری شناور داره و ملزم نیستی که راس ساعت خاصی کارت رو شروع کنی. اصل بر اعتماد هست و همه چیز با همین پیش فرض جلو میره. اگر ظرفیتش رو داشته باشی، خیلی استرسهای کاری تجربه شده در محیطهای قبلی رو نخواهی داشت. همه این امکان رو دارن که پرسش کنن و پاسخ بگیرن. خیلی کم پیش میاد که تصمیمی از راس گرفته بشه و افراد نتونن درگیرش باشن.