دوستی میگویم که تجربهام از این شرکت را با صداقت بیان کنم تا دیگران آگاه باشند. من در طول پنج سال کار در شرکتهای خصوصی، بیبرنامهترین محیطی که باهاش روبهرو شدم همین شرکت سولار بود. قراردادی پنجساله با من به عنوان کارشناس حقوقی بسته نشد، بلکه قرارداد شش ماهه با حقوق ماهی یک میلیون و هشتصد تومان برای من ثبت شد. اما بعد از اولین ماه متوجه شدم پروژهها به دلیل بیبرنامگی و نبود اجرای دقیق، عملیاتی به بنبست رسیده و امکان ادامه کار وجود ندارد. به من گفتند حقوق این ماه تبدیل شده به هشتصد هزار تومان و پس از آن پرداخت نمیشود، در واقع به جای قرارداد یک میلیون و هشتصد هزار تومن فقط قرار بود همین مبلغ پرداخت شود. اکنون نزدیک به هفت ماه است که حتی همان هشتصد هزار تومان هم پرداخت نشده است. در این یک ماه تنها جلسات بیحاصل و بینتیجه برگزار میشد و همکارانم با سخنانشان تحقیر میشدند. به شدت پیشنهاد میکنم از هرگونه همکاری با این شرکت فاصله بگیرید و حتی از صد کیلومتر از فرصتهای استخدامی آن دوری کنید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
مدت تقریبا یک سال و نیم در این مجموعه کار کردم و حالا که نگاه میکنم، میفهمم چطور آن زمان آنقدر ادامه دادم. فضای کار آنقدر پرتنش، پر از باگهای غیرقابل حل و کدهای نامرتب بود که فشار کاری قابل تحمل نبود و رفتار برخی مسئولین هم ناشایست بود. ساعات طولانی کار و نبود مزایای مشخص هم به تجربه ناخوشایند اضافه میکرد و در نتیجه پس از خروج از شرکت احساس رهایی میکردم. در میان همکاران آن دوره، به جرأت میتوانم بگویم هیچکس از کار در اینجا رضایت نداشت. بسیاری از همکاران سابق بهخصوص از پایان قراردادشان دستمزدی را که به آنها وعده داده شده بود، دریافت نکردند یا تنها پس از طرح شکایت در اداره کار موفق به دریافت حداقل حقوقشان شدند. شرایط بهگونهای بود که با این که هیچکس حاضر به تحویل پروژه نبود، ماهها پس از استعفای من هم مدیریت و برخی افراد آنجا برای من مزاحمت ایجاد میکردند. پنج ماه بعد از ترک کار، با تماسهای مکرر و تلاش برای بازگرداندن من به کارشان، خانوادهام در شهرستان را درگیر کردند و با دروغهایی سعی کردند من را برگردانند. وقتی نتیجهای نگرفتن، به محل کار جدید من مراجعه کرده و آبرویم را به خطر انداختند. در نهایت باور دارم محیط کار بدی از فرزان وجود ندارد، اما تجربه من از آن شرکت خیلی تلخ و غیرقابل قبول بود.
شرکت کارناوال را تجربه کردم و با این که در ابتدا از میان پنجاه نفر منتخبه شدم و خیلی چهره به چهره به من تبریک گفتند که کارهای زیادی با هم انجام خواهیم داد، اما به محض پایان یافتن فاز اول انتظار داشتم دستمزدمو بپردازند که خبری از قولی که داده بودند نشد. با مرور زمان پیامهام بی پاسخ ماند و در نهایت تصمیم گرفتم از طریق شکایت پیگیر موضوع شوم. ارزش پول من پس از گذشت هفت ماه به نصف کاهش یافته و هنوز هیچ توضیح قابل قبولی ارائه نکردن؛ انگار بدهی به من دارن. سعی میکنن بهانه کرونا و موارد مشابه را مطرح کنند در حالی که به قرارداد من ارتباطی ندارد و حتی مذکور نبود که مثلا سه ماه قبل از کرونا باید تسویه میشد. در کل به نظر من کمبود توجه به نیروی کار در بعضی شرکتها وجود دارد و وقتی مشکلات از کنترل خارج میشود، پاسخ مناسب داده نمیشود.
من با این شرکت تجربه کار کردم و به اشتراک میگذارم که با وضعیتی روبهرو شدم که هیچ هدف واضحی در کار نمیدیدم؛ ارتباطات خانوادگی و دوستانه به جای شایستگی و کارسنجی رشدیافته بود و این باعث میشد جو کارها بیشتر با احساسات و روابط شخصی گره بخورد تا قابلیتها و تلاشها. در آغاز کار، راهم میگذاشتند که مبلغی به عنوان سفته بپردازم و این مبلغ به مبلغی بالا میرسید، حدود چهل میلیون تومان. همچنین قرار بود حقوقی که توافق میکردیم، تا بیست و نهدرصد کمتر از آن مقدار پرداخت شود و قول میدادند مابهالتفاوت را بعدا بدهند، اما این وعده صرفا وعدهای بیدستاورد بود و واقعیتا عملی نمیشد. اضافهکاری را خیلی به من تحمیل میکردند و همواره از من میخواستند بیشتر بمانم بدون اینکه حقوق اضافی یا مزایای مشخصی برای این ساعات بیشتر بدهند. بخش عمده کارها به صورت بیهوده و با فشار سنگین انجام میشد و برخی از همکاران اصلا مشغول کار نبودند، اما فشار برای فعالیت از من و دیگران بود. حقوق به شکل نامنظم پرداخت میشد و گاهی برای ماهها عقب میافتاد؛ بهانهشان این بود که منابع نداریم یا پول نیست، که به راحتی بیان میکردند نداریم و توضیح بیشتری ارائه نمیشد.
برای این تیم احترام گذاشته نمیشود و از من میخواستند حتی در تعطیلات هم کار کنم، به طوری که آرامش و زمان شخصی نیروها در اولویت نبود. در نتیجه فرسودگی کارمندان به وجود میآمد و برخی از افراد تصمیم میگرفتند شرکت را ترک کنند. مسئله دیگر این است که با وجود این که این شرکت با شرکت آسان پرداخت به ظاهر یکی هستند، امکانات به طور یکسان میان آنها تقسیم نمیشود. زیرمجموعههای نگین تجارت آپامه به صورت جزیرهای مدیریت میشوند و تضمینی وجود ندارد که این رویکرد تغییر کند. با این حال، به خاطر این مسائل و مدیریت کنترلگرش توصیهای نمیکنم تا در این شرکت بمانید؛ اما اگر قصد کار با مجموعههای نگین تجارت یا نگین تجارت آپامه را داشتید، از همان ابتدا به زمان کاری و بار کاری روشن و محدود توجه کنید. در نهایت، فرهنگ کار سنگین در این مجموعهها میتواند به تعادل کار و زندگی آسیب بزند.
در شرکت سامیتا بستان سفر کیش تجربهای با سطح انتقاد بالایی داشتم که به صراحت میتونم بگم از نظر من شایستهی توصیه برای حرفهایها نیست. پس از ورشکست حدودی شرکت به دلیل تصمیمات نادرست مدیریت و خرجهای شخصی، جداشدگان از مجموعه سالهاست که دنبال وصول حقوقشان هستند و برخی از آنان حتی با مراجعه به اداره کار نتیجهای قطعی نگرفتهاند. همچنین بیمه در زمانهای مختلف پیگیری نشدنرو داشت که یکی از مواردش با پیگیری شرکت بیمه و توبیخهای مربوطه تا چند ماه پیگیری شد و در مقاطع دیگری بیمه به کل رد شد. از نظر فنی هم در دوره حضورم سطح برنامهنویسی تیم پایین بود و با توجه به عدم تغییر نفرات کلیدی، بهبود قابلتوجهای هم دیده نشد. این وضعیت نشان میدهد که برای کسی که دنبال پیشرفت علمی و حرفهای است، جای مناسبی نیست. بنابراین به هیچ عنوان توصیه نمیکنم.
برای شروع به کار، از شما سفتهی سفید امضاء معادل ۱۲ ماه حقوق دریافتیتون گرفته میشه و تا دو سال پس از پایان همکاری به شما پس داده نمیشه. نیروی کار در این شرکت اغلب کمتر از یک سال دوام داره، این رو میتونید از روی آگهیهای جابینجاش ببینید، هر چند ماه دنبال نیروی جدید میگردن. فشار کاری معمولا خیلی زیاد هست؛ فداکاری در کار، همیشه به عنوان وظیفهی شما در نظر گرفته میشه. حقوقهای پرداختی معمولا سر وقت هستند. بیمه رو کف رد میکنن.
به عنوان تازهکار کارآزمودهای که انتظار داشتم محیطی حرفهای و منطبق با استانداردهای کاری باشد، تجربهای متفاوت از شرکت کارآفرینان توسعه میهن داشتم. قرارداد اولیه اینجا همیشه یک ماهه بسته میشود و بعد از آن ادعا میکنند که کار ما جنبه بیزینسی دارد و در سود و ضرر شریک خواهیم بود. در حالی که وظیفه کارمند نباید با ضرر همراه باشد، از قوانین سختگیرانه ناخواستهای پیروی میشود که گاه حتی با نگاه به اطراف هم از پرسیدن دلیل فشار طولانی کار طفره میزنند. انتظارشان این است که از ساعت نه صبح تا شش بعدازظهر بیوقفه پشت سیستم بنشینم، و این رفتار واقعا دشوار و ناامیدکننده به نظر میرسد.
در طول مدت کارم با امن پردازان کویر، به عنوان کارشناس تست نفوذ با پروژههای گوناگون رو به رو شدم و فرصتهای زیادی برای یادگیری فراهم شد. در این شرکت دورههای آموزشی متنوعی برگزار میشدند که به ارتقای مهارتها کمک میکرد. به طور کلی محیط کار، خوب بود و دوستانی که تازه وارد این حوزه میشوند، میتوانند از تجربههای مختلفی که اینجا به دست میآید بهرهمند شوند.
برای آروان کلاد تجربهای داشتم که با وجود ابهامات منطق کاربریام آن را بازگو میکنم و تغییرات ساختاری زیادی برای رساندن پیام به شکلی تازه و طبیعی انجام دادم. تقریبا یک ماه پیش از عید، رزومهام را از طریق سایت فرستدم و تصور میکردم به دلیل شرایط کرونا شاید پاسخ سریع داده نشود. پس از حدود یک هفته و نیم، ایمیل زدن و گفتند که تجربه کافی ندارم و امیدوارند در آینده بتوانیم همکاری کنیم. چند روز بعد دوباره ایمیل کردند و از اشتباه خبر دادند و قرار مصاحبه برای روز دوم عید تعیین شد. قرار مصاحبه ساعت ده صبح بود، ولی جلسه به موقع برگزار نشد. در حوالی عصر یکی از همکاران با گوشی شخصی با من تماس گرفت و مصاحبه را آغاز کرد؛ واقعا سردرگم شدم و تقاضای زمان بیشتری کردم ولی پذیرفته نشد. سوالات مصاحبه نسبتا محدود بود و عمقی نبودند، در حالی که انتظار داشتم دامنهی پرسشها وسیعتر باشد. تقریبا دو روز بعد برای پیگیری نتیجه پیام داده و پاسخ دادند که قبول نشدهام.
شرکت کانون تابان شهر را تجربه کردم و با صدای خودم از چند نکته حس کردم که نمیخواهم فراموش شوم. حقوق کمی میگیرم و پرداختیها اغلب به تأخیر میافتد و منت میگذارند. برای دوره کارآموزی مبلغی روش میگیرند و از آن هم بهره میگیرند. با این پرسش که کارآموزی چیست، پاسخ مشخصی ارائه نمیشود و به نظر میرسد دوره کارآموزی تنها به هدر دادن وقت تشبیه میشود. برنامهریزی و مدیریت در اینجا دقیق نیست. بدنهای از همکاران وجود دارد که به جای همکاری سالم، به همدیگر پشت میکنند. از طرف شرکت خودشان را خیلی موفق معرفی میکنند. اکثر پروژهها ددلاینی ندارد و مستندات مشخصی هم در این زمینه ارائه نمیشود؛ در صورتی که مستنداتی باشد، به کارمندان اطلاع داده نمیشود. هیچیک از پروژههایشان نامآشنا نیست و کاربران زیادی در قالب آنها حضور ندارند.
شرکت حمیم، جایی که تیم کوچک اما باکیفیتش باعث میشود تیم نزدیک به ده نفر باشد. از نظر فنی واقعا قدرتمند هستند؛ مدیران و نفرات ارشد در کارشان تبحر بالا دارند و به دیگران کمک میکنند تا بهتر شوند. کیفیت کار بالاست و تنها رسیدن به حداقلها کافی نیست؛ کار به صورت دقیق توسط چند نفر بازبینی میشود و حتی یک فاصله اضافه هم میتواند باعث ثبت کامنت در مرور Merge Request شود تا اصلاح شود. برای هر بخش هم باید تست نوشته شود و در طراحی و معماری گاهی کد نوشتهشده رد میشود و درخواست اصلاح میشود. این روند شاید کار را کمی کند کند اما محصول نهایی که به پروداکشن میرود، باکیفیت است. از طرفی، بهخاطر نبود ساختار سازمانی مشخص، کمی بینظمی و سردرگمی ممکن است وجود داشته باشد؛ برای مثال پیگیری یک نامه استخدامی دقیقا مشخص نیست با چه کسی باید صحبت کرد. در پرداخت حقوق هم انصافا وضعیت قابل قبول است و پرداختها نسبتا بهموقع انجام میشود؛ با این حال یک ماه تأخیر وجود داشت و حقوق دو ماه تقریبا با هم پرداخته شد که دلایلش توضیح داده شد و عذرخواهی هم شد. قبل از شیوع کرونا امکان دورکاری برای مدت کوتاه با هماهنگی وجود داشت و بعد از آن به طور کامل دورکاری شدند؛ زیرساختها هم آمادگی لازم را داشتند. همچنین کیک و بیسکوییت و نوشیدنیهایی مانند چای و قهوه گاهی برای تیم تهیه میشدند، هر دو تا سه ماه یکبار تنوعی در میهمانیهای کوچک مطرح بود. در کل، شرکت کوچیکیه، فضای صمیمیای دارد و اگر کار خوبی ارائه بدهی، دیده میشود؛ اما فرصتهای زیادی برای پیشرفت نسبتا محدود به نظر میرسد.
سالها پیش، زمانی که در این شرکت مشغول به کار بودم، اوضاع خیلی بد بود. تنها کاری که از ما میخواستند این بود که وقت و انرژی و پولمان را تلف کنیم و هیچ حقوقی هم دریافت نکرده بودم؛ حتی تا کنون یک هزار تومان هم به من پرداخت نکردند. شرکت واقعا آنقدر نامطلوب بود که اسمش را هم نمیخواست به زبان بیاورند و همه چیز تنها برای انجام کار بدون هیچ ارزش افزودهای بود.
تجربه من در شرکت بهینه پرداز ویرا نخستین گام حرفهای من بود. مدیریت مجموعه واقعا انساندوست بود و هیچوقت دغدغههای کاری یا مالی برایم ایجاد نمیکرد. همکاران زیر دست من تازهکار یا با تجربهی محدود کار با آن فناوری خاص، همگی با هم پیش رفتیم و مدیران هم فضای مناسبی را فراهم کردند. هیچ سفتهای از ما نگرفتند و حتی یک قرارداد شفاف را بهطور روشن در اختیارمان گذاشتند. کار ما بهخوبی پیش رفت و نه کارمند بیهوده بر سر کارفرما فشار میآورد و نه بالعکس. تنها نکتهای که ممکن است مطرح شود این است که پس از مدتی چالشها کاهش مییابد و کارها به شکل تکراری درمیآیند و بعضیوقتها اختلافنظرهایی پیش میآید که گاهی آزاردهنده است. محیط کار میتوانست از نظر برخی جنبهها هم بهتر باشد.
باور کردم که از سطح تازهکار وارد ماجرا شدم و بهعنوان یک نفر تازهکار در حوزه بکاند جذب شدم و هیچ ادعایی درباره دانش یا برتری نسبت به همتیمیها نداشتم. تیم لید فنی با صبر و حوصله مشکلاتم رو رفع میکرد و تاکنون در این شرکت هیچ روزی نبوده که نکتهای جدید یاد نگرفته باشم. اگر خودم را یک مدیر سطح بالا میدیدم، شاید انتظارها از من بالاتر بود. در نقش مدیر فنی، با درک متقابل نسبت به افراد هیچ فشار کاری خاصی به من یا اعضای تیم وارد نشده و نمیشود تا کارها و وظایف بهطور منظم انجام بگیرد؛ گاهی مدیران بالاتر فشارهای زیادی را تحمل کردهاند اما با توجه به شرایط، به تیم فنی منتقل نکرده و صبر کردهاند.
حدود یک دهه پیش در اونجا حضور داشتم و بعد از مدتها که با جامعه درگیر بودم، نخستین محیطی بود که واقعا احساس امنیت و آرامش میکردم. مدیر عامل با شخصیت فوقالعادهای داشتند. حال دل من هنوز برای شرکت تنگ میشود. آن موقع، به جای ساعات کار معمول وزارت کار، بیشتر کار میکردیم و شرکت تازه تأسیس بود. تنها خاطره منفیام آن بود که بیش از حد به کار میپرداختیم.
کارم رو تو این شرکت وقتی شروع کردم که خیلی چیزها برام عادی نبود، اما به مرور فهمیدم که باید با یک سبک خاص رفتار کنم. در واقع با وجود تمام تلاشم، همیشه یک معاون وجود داشت که به قصد آزار پرسنل داستانی بسازد برای تک تک ما. شرکت از نظر من حرفهای نبود و در کنار هم درگیر نبردهایی بودیم، به طوری که تیم حسابداری با مشکلات پرداخت حقوق مواجه بود. بسیاری از همکاران پیشرفت میکردند اما حقوقشان تغییر نمیکرد و بالعکس، حقوق مدیران همیشه افزایش داشت. رئیسم هم برای نگهداشتن نیروها تلاشی نمیکرد. حواشی آن قدر زیاد بود که در دورهای که من از کار جدا شدم، پنج نفر دیگر نیز استعفا دادند.
اسنپ نمونه دقیق از دور دل میبره و از جلو .... متاسفانه با اینکه ی شرکتی هست که کارفرما خارجی داره و اکثر مدیران ارشد آلمانی هستن ولی فرهنگ بسیار بد باند بازی ایرانی به شدت دیده و حس میشه... حقوق های نجومی مدیران و نورچشمی هاشون در برابر بی عدالتی که به بچه های شهرهای دیگه میشه بگیرید تا پاداش های کلانی که به بهانه های مختلف بهشون داده میشه... تیم منابع انسانی این شرکت فقط شوآف داره، ویترین بسیار زیبا و باطنی زشت تیم منابع انسانی که بیمار باشه به جای انتقال انرژی خوب و اکسیژن باعث میشه پمپاژ خون کثیف تو سازمان به وجود بیاد... زمانی که آقای شاهکار رفتن ثابت شد که این شرکت لایق مدیران شایسته نیست....
از تجربهام با این شرکت فهمیدم که در زمان کار، هیچ حقوقی به من تعلق نگرفت و بیمه هم رد نشد. فقط اعصابم به هم ریخت، انرژی و وقت زیادی تلف شد و نهایتا سودی عاید من نشد و با ضررهای متعددی روبهرو شدم.
من یکی از بدترین تجربههای کاریم را با این شرکت داشتم؛ از همان ابتدا مدیریت شرکت به شکل مناسبی عمل نمیکرد و در همه بخشها نقص وجود داشت. پرداخت حقوق را به موقع انجام نمیدادند و به نظرشان سورس کدها باید فقط از یک نقطه کپی شود و کار ساخته شود، در حالی که در اینجا هیچ مفهومی از کدنویسی، معماری نرمافزار و توسعه محصول وجود ندارد. امیدوارم بر اساس تجربهام، دوستان بتوانند اینگونه شرکتها را بهتر شناسایی کنند و از تکرار چنین مسائل در آینده جلوگیری کنند.
دوستی میگویم که تجربهام از این شرکت را با صداقت بیان کنم تا دیگران آگاه باشند. من در طول پنج سال کار در شرکتهای خصوصی، بیبرنامهترین محیطی که باهاش روبهرو شدم همین شرکت سولار بود. قراردادی پنجساله با من به عنوان کارشناس حقوقی بسته نشد، بلکه قرارداد شش ماهه با حقوق ماهی یک میلیون و هشتصد تومان برای من ثبت شد. اما بعد از اولین ماه متوجه شدم پروژهها به دلیل بیبرنامگی و نبود اجرای دقیق، عملیاتی به بنبست رسیده و امکان ادامه کار وجود ندارد. به من گفتند حقوق این ماه تبدیل شده به هشتصد هزار تومان و پس از آن پرداخت نمیشود، در واقع به جای قرارداد یک میلیون و هشتصد هزار تومن فقط قرار بود همین مبلغ پرداخت شود. اکنون نزدیک به هفت ماه است که حتی همان هشتصد هزار تومان هم پرداخت نشده است. در این یک ماه تنها جلسات بیحاصل و بینتیجه برگزار میشد و همکارانم با سخنانشان تحقیر میشدند. به شدت پیشنهاد میکنم از هرگونه همکاری با این شرکت فاصله بگیرید و حتی از صد کیلومتر از فرصتهای استخدامی آن دوری کنید.
مدت تقریبا یک سال و نیم در این مجموعه کار کردم و حالا که نگاه میکنم، میفهمم چطور آن زمان آنقدر ادامه دادم. فضای کار آنقدر پرتنش، پر از باگهای غیرقابل حل و کدهای نامرتب بود که فشار کاری قابل تحمل نبود و رفتار برخی مسئولین هم ناشایست بود. ساعات طولانی کار و نبود مزایای مشخص هم به تجربه ناخوشایند اضافه میکرد و در نتیجه پس از خروج از شرکت احساس رهایی میکردم. در میان همکاران آن دوره، به جرأت میتوانم بگویم هیچکس از کار در اینجا رضایت نداشت. بسیاری از همکاران سابق بهخصوص از پایان قراردادشان دستمزدی را که به آنها وعده داده شده بود، دریافت نکردند یا تنها پس از طرح شکایت در اداره کار موفق به دریافت حداقل حقوقشان شدند. شرایط بهگونهای بود که با این که هیچکس حاضر به تحویل پروژه نبود، ماهها پس از استعفای من هم مدیریت و برخی افراد آنجا برای من مزاحمت ایجاد میکردند. پنج ماه بعد از ترک کار، با تماسهای مکرر و تلاش برای بازگرداندن من به کارشان، خانوادهام در شهرستان را درگیر کردند و با دروغهایی سعی کردند من را برگردانند. وقتی نتیجهای نگرفتن، به محل کار جدید من مراجعه کرده و آبرویم را به خطر انداختند. در نهایت باور دارم محیط کار بدی از فرزان وجود ندارد، اما تجربه من از آن شرکت خیلی تلخ و غیرقابل قبول بود.
شرکت کارناوال را تجربه کردم و با این که در ابتدا از میان پنجاه نفر منتخبه شدم و خیلی چهره به چهره به من تبریک گفتند که کارهای زیادی با هم انجام خواهیم داد، اما به محض پایان یافتن فاز اول انتظار داشتم دستمزدمو بپردازند که خبری از قولی که داده بودند نشد. با مرور زمان پیامهام بی پاسخ ماند و در نهایت تصمیم گرفتم از طریق شکایت پیگیر موضوع شوم. ارزش پول من پس از گذشت هفت ماه به نصف کاهش یافته و هنوز هیچ توضیح قابل قبولی ارائه نکردن؛ انگار بدهی به من دارن. سعی میکنن بهانه کرونا و موارد مشابه را مطرح کنند در حالی که به قرارداد من ارتباطی ندارد و حتی مذکور نبود که مثلا سه ماه قبل از کرونا باید تسویه میشد. در کل به نظر من کمبود توجه به نیروی کار در بعضی شرکتها وجود دارد و وقتی مشکلات از کنترل خارج میشود، پاسخ مناسب داده نمیشود.
من با این شرکت تجربه کار کردم و به اشتراک میگذارم که با وضعیتی روبهرو شدم که هیچ هدف واضحی در کار نمیدیدم؛ ارتباطات خانوادگی و دوستانه به جای شایستگی و کارسنجی رشدیافته بود و این باعث میشد جو کارها بیشتر با احساسات و روابط شخصی گره بخورد تا قابلیتها و تلاشها. در آغاز کار، راهم میگذاشتند که مبلغی به عنوان سفته بپردازم و این مبلغ به مبلغی بالا میرسید، حدود چهل میلیون تومان. همچنین قرار بود حقوقی که توافق میکردیم، تا بیست و نهدرصد کمتر از آن مقدار پرداخت شود و قول میدادند مابهالتفاوت را بعدا بدهند، اما این وعده صرفا وعدهای بیدستاورد بود و واقعیتا عملی نمیشد. اضافهکاری را خیلی به من تحمیل میکردند و همواره از من میخواستند بیشتر بمانم بدون اینکه حقوق اضافی یا مزایای مشخصی برای این ساعات بیشتر بدهند. بخش عمده کارها به صورت بیهوده و با فشار سنگین انجام میشد و برخی از همکاران اصلا مشغول کار نبودند، اما فشار برای فعالیت از من و دیگران بود. حقوق به شکل نامنظم پرداخت میشد و گاهی برای ماهها عقب میافتاد؛ بهانهشان این بود که منابع نداریم یا پول نیست، که به راحتی بیان میکردند نداریم و توضیح بیشتری ارائه نمیشد.
برای این تیم احترام گذاشته نمیشود و از من میخواستند حتی در تعطیلات هم کار کنم، به طوری که آرامش و زمان شخصی نیروها در اولویت نبود. در نتیجه فرسودگی کارمندان به وجود میآمد و برخی از افراد تصمیم میگرفتند شرکت را ترک کنند. مسئله دیگر این است که با وجود این که این شرکت با شرکت آسان پرداخت به ظاهر یکی هستند، امکانات به طور یکسان میان آنها تقسیم نمیشود. زیرمجموعههای نگین تجارت آپامه به صورت جزیرهای مدیریت میشوند و تضمینی وجود ندارد که این رویکرد تغییر کند. با این حال، به خاطر این مسائل و مدیریت کنترلگرش توصیهای نمیکنم تا در این شرکت بمانید؛ اما اگر قصد کار با مجموعههای نگین تجارت یا نگین تجارت آپامه را داشتید، از همان ابتدا به زمان کاری و بار کاری روشن و محدود توجه کنید. در نهایت، فرهنگ کار سنگین در این مجموعهها میتواند به تعادل کار و زندگی آسیب بزند.
در شرکت سامیتا بستان سفر کیش تجربهای با سطح انتقاد بالایی داشتم که به صراحت میتونم بگم از نظر من شایستهی توصیه برای حرفهایها نیست. پس از ورشکست حدودی شرکت به دلیل تصمیمات نادرست مدیریت و خرجهای شخصی، جداشدگان از مجموعه سالهاست که دنبال وصول حقوقشان هستند و برخی از آنان حتی با مراجعه به اداره کار نتیجهای قطعی نگرفتهاند. همچنین بیمه در زمانهای مختلف پیگیری نشدنرو داشت که یکی از مواردش با پیگیری شرکت بیمه و توبیخهای مربوطه تا چند ماه پیگیری شد و در مقاطع دیگری بیمه به کل رد شد. از نظر فنی هم در دوره حضورم سطح برنامهنویسی تیم پایین بود و با توجه به عدم تغییر نفرات کلیدی، بهبود قابلتوجهای هم دیده نشد. این وضعیت نشان میدهد که برای کسی که دنبال پیشرفت علمی و حرفهای است، جای مناسبی نیست. بنابراین به هیچ عنوان توصیه نمیکنم.
برای شروع به کار، از شما سفتهی سفید امضاء معادل ۱۲ ماه حقوق دریافتیتون گرفته میشه و تا دو سال پس از پایان همکاری به شما پس داده نمیشه. نیروی کار در این شرکت اغلب کمتر از یک سال دوام داره، این رو میتونید از روی آگهیهای جابینجاش ببینید، هر چند ماه دنبال نیروی جدید میگردن. فشار کاری معمولا خیلی زیاد هست؛ فداکاری در کار، همیشه به عنوان وظیفهی شما در نظر گرفته میشه. حقوقهای پرداختی معمولا سر وقت هستند. بیمه رو کف رد میکنن.
به عنوان تازهکار کارآزمودهای که انتظار داشتم محیطی حرفهای و منطبق با استانداردهای کاری باشد، تجربهای متفاوت از شرکت کارآفرینان توسعه میهن داشتم. قرارداد اولیه اینجا همیشه یک ماهه بسته میشود و بعد از آن ادعا میکنند که کار ما جنبه بیزینسی دارد و در سود و ضرر شریک خواهیم بود. در حالی که وظیفه کارمند نباید با ضرر همراه باشد، از قوانین سختگیرانه ناخواستهای پیروی میشود که گاه حتی با نگاه به اطراف هم از پرسیدن دلیل فشار طولانی کار طفره میزنند. انتظارشان این است که از ساعت نه صبح تا شش بعدازظهر بیوقفه پشت سیستم بنشینم، و این رفتار واقعا دشوار و ناامیدکننده به نظر میرسد.
در طول مدت کارم با امن پردازان کویر، به عنوان کارشناس تست نفوذ با پروژههای گوناگون رو به رو شدم و فرصتهای زیادی برای یادگیری فراهم شد. در این شرکت دورههای آموزشی متنوعی برگزار میشدند که به ارتقای مهارتها کمک میکرد. به طور کلی محیط کار، خوب بود و دوستانی که تازه وارد این حوزه میشوند، میتوانند از تجربههای مختلفی که اینجا به دست میآید بهرهمند شوند.
برای آروان کلاد تجربهای داشتم که با وجود ابهامات منطق کاربریام آن را بازگو میکنم و تغییرات ساختاری زیادی برای رساندن پیام به شکلی تازه و طبیعی انجام دادم. تقریبا یک ماه پیش از عید، رزومهام را از طریق سایت فرستدم و تصور میکردم به دلیل شرایط کرونا شاید پاسخ سریع داده نشود. پس از حدود یک هفته و نیم، ایمیل زدن و گفتند که تجربه کافی ندارم و امیدوارند در آینده بتوانیم همکاری کنیم. چند روز بعد دوباره ایمیل کردند و از اشتباه خبر دادند و قرار مصاحبه برای روز دوم عید تعیین شد. قرار مصاحبه ساعت ده صبح بود، ولی جلسه به موقع برگزار نشد. در حوالی عصر یکی از همکاران با گوشی شخصی با من تماس گرفت و مصاحبه را آغاز کرد؛ واقعا سردرگم شدم و تقاضای زمان بیشتری کردم ولی پذیرفته نشد. سوالات مصاحبه نسبتا محدود بود و عمقی نبودند، در حالی که انتظار داشتم دامنهی پرسشها وسیعتر باشد. تقریبا دو روز بعد برای پیگیری نتیجه پیام داده و پاسخ دادند که قبول نشدهام.
شرکت کانون تابان شهر را تجربه کردم و با صدای خودم از چند نکته حس کردم که نمیخواهم فراموش شوم. حقوق کمی میگیرم و پرداختیها اغلب به تأخیر میافتد و منت میگذارند. برای دوره کارآموزی مبلغی روش میگیرند و از آن هم بهره میگیرند. با این پرسش که کارآموزی چیست، پاسخ مشخصی ارائه نمیشود و به نظر میرسد دوره کارآموزی تنها به هدر دادن وقت تشبیه میشود. برنامهریزی و مدیریت در اینجا دقیق نیست. بدنهای از همکاران وجود دارد که به جای همکاری سالم، به همدیگر پشت میکنند. از طرف شرکت خودشان را خیلی موفق معرفی میکنند. اکثر پروژهها ددلاینی ندارد و مستندات مشخصی هم در این زمینه ارائه نمیشود؛ در صورتی که مستنداتی باشد، به کارمندان اطلاع داده نمیشود. هیچیک از پروژههایشان نامآشنا نیست و کاربران زیادی در قالب آنها حضور ندارند.
شرکت حمیم، جایی که تیم کوچک اما باکیفیتش باعث میشود تیم نزدیک به ده نفر باشد. از نظر فنی واقعا قدرتمند هستند؛ مدیران و نفرات ارشد در کارشان تبحر بالا دارند و به دیگران کمک میکنند تا بهتر شوند. کیفیت کار بالاست و تنها رسیدن به حداقلها کافی نیست؛ کار به صورت دقیق توسط چند نفر بازبینی میشود و حتی یک فاصله اضافه هم میتواند باعث ثبت کامنت در مرور Merge Request شود تا اصلاح شود. برای هر بخش هم باید تست نوشته شود و در طراحی و معماری گاهی کد نوشتهشده رد میشود و درخواست اصلاح میشود. این روند شاید کار را کمی کند کند اما محصول نهایی که به پروداکشن میرود، باکیفیت است. از طرفی، بهخاطر نبود ساختار سازمانی مشخص، کمی بینظمی و سردرگمی ممکن است وجود داشته باشد؛ برای مثال پیگیری یک نامه استخدامی دقیقا مشخص نیست با چه کسی باید صحبت کرد. در پرداخت حقوق هم انصافا وضعیت قابل قبول است و پرداختها نسبتا بهموقع انجام میشود؛ با این حال یک ماه تأخیر وجود داشت و حقوق دو ماه تقریبا با هم پرداخته شد که دلایلش توضیح داده شد و عذرخواهی هم شد. قبل از شیوع کرونا امکان دورکاری برای مدت کوتاه با هماهنگی وجود داشت و بعد از آن به طور کامل دورکاری شدند؛ زیرساختها هم آمادگی لازم را داشتند. همچنین کیک و بیسکوییت و نوشیدنیهایی مانند چای و قهوه گاهی برای تیم تهیه میشدند، هر دو تا سه ماه یکبار تنوعی در میهمانیهای کوچک مطرح بود. در کل، شرکت کوچیکیه، فضای صمیمیای دارد و اگر کار خوبی ارائه بدهی، دیده میشود؛ اما فرصتهای زیادی برای پیشرفت نسبتا محدود به نظر میرسد.
سالها پیش، زمانی که در این شرکت مشغول به کار بودم، اوضاع خیلی بد بود. تنها کاری که از ما میخواستند این بود که وقت و انرژی و پولمان را تلف کنیم و هیچ حقوقی هم دریافت نکرده بودم؛ حتی تا کنون یک هزار تومان هم به من پرداخت نکردند. شرکت واقعا آنقدر نامطلوب بود که اسمش را هم نمیخواست به زبان بیاورند و همه چیز تنها برای انجام کار بدون هیچ ارزش افزودهای بود.
تجربه من در شرکت بهینه پرداز ویرا نخستین گام حرفهای من بود. مدیریت مجموعه واقعا انساندوست بود و هیچوقت دغدغههای کاری یا مالی برایم ایجاد نمیکرد. همکاران زیر دست من تازهکار یا با تجربهی محدود کار با آن فناوری خاص، همگی با هم پیش رفتیم و مدیران هم فضای مناسبی را فراهم کردند. هیچ سفتهای از ما نگرفتند و حتی یک قرارداد شفاف را بهطور روشن در اختیارمان گذاشتند. کار ما بهخوبی پیش رفت و نه کارمند بیهوده بر سر کارفرما فشار میآورد و نه بالعکس. تنها نکتهای که ممکن است مطرح شود این است که پس از مدتی چالشها کاهش مییابد و کارها به شکل تکراری درمیآیند و بعضیوقتها اختلافنظرهایی پیش میآید که گاهی آزاردهنده است. محیط کار میتوانست از نظر برخی جنبهها هم بهتر باشد.
باور کردم که از سطح تازهکار وارد ماجرا شدم و بهعنوان یک نفر تازهکار در حوزه بکاند جذب شدم و هیچ ادعایی درباره دانش یا برتری نسبت به همتیمیها نداشتم. تیم لید فنی با صبر و حوصله مشکلاتم رو رفع میکرد و تاکنون در این شرکت هیچ روزی نبوده که نکتهای جدید یاد نگرفته باشم. اگر خودم را یک مدیر سطح بالا میدیدم، شاید انتظارها از من بالاتر بود. در نقش مدیر فنی، با درک متقابل نسبت به افراد هیچ فشار کاری خاصی به من یا اعضای تیم وارد نشده و نمیشود تا کارها و وظایف بهطور منظم انجام بگیرد؛ گاهی مدیران بالاتر فشارهای زیادی را تحمل کردهاند اما با توجه به شرایط، به تیم فنی منتقل نکرده و صبر کردهاند.
حدود یک دهه پیش در اونجا حضور داشتم و بعد از مدتها که با جامعه درگیر بودم، نخستین محیطی بود که واقعا احساس امنیت و آرامش میکردم. مدیر عامل با شخصیت فوقالعادهای داشتند. حال دل من هنوز برای شرکت تنگ میشود. آن موقع، به جای ساعات کار معمول وزارت کار، بیشتر کار میکردیم و شرکت تازه تأسیس بود. تنها خاطره منفیام آن بود که بیش از حد به کار میپرداختیم.
کارم رو تو این شرکت وقتی شروع کردم که خیلی چیزها برام عادی نبود، اما به مرور فهمیدم که باید با یک سبک خاص رفتار کنم. در واقع با وجود تمام تلاشم، همیشه یک معاون وجود داشت که به قصد آزار پرسنل داستانی بسازد برای تک تک ما. شرکت از نظر من حرفهای نبود و در کنار هم درگیر نبردهایی بودیم، به طوری که تیم حسابداری با مشکلات پرداخت حقوق مواجه بود. بسیاری از همکاران پیشرفت میکردند اما حقوقشان تغییر نمیکرد و بالعکس، حقوق مدیران همیشه افزایش داشت. رئیسم هم برای نگهداشتن نیروها تلاشی نمیکرد. حواشی آن قدر زیاد بود که در دورهای که من از کار جدا شدم، پنج نفر دیگر نیز استعفا دادند.
اسنپ نمونه دقیق از دور دل میبره و از جلو .... متاسفانه با اینکه ی شرکتی هست که کارفرما خارجی داره و اکثر مدیران ارشد آلمانی هستن ولی فرهنگ بسیار بد باند بازی ایرانی به شدت دیده و حس میشه... حقوق های نجومی مدیران و نورچشمی هاشون در برابر بی عدالتی که به بچه های شهرهای دیگه میشه بگیرید تا پاداش های کلانی که به بهانه های مختلف بهشون داده میشه... تیم منابع انسانی این شرکت فقط شوآف داره، ویترین بسیار زیبا و باطنی زشت تیم منابع انسانی که بیمار باشه به جای انتقال انرژی خوب و اکسیژن باعث میشه پمپاژ خون کثیف تو سازمان به وجود بیاد... زمانی که آقای شاهکار رفتن ثابت شد که این شرکت لایق مدیران شایسته نیست....
از تجربهام با این شرکت فهمیدم که در زمان کار، هیچ حقوقی به من تعلق نگرفت و بیمه هم رد نشد. فقط اعصابم به هم ریخت، انرژی و وقت زیادی تلف شد و نهایتا سودی عاید من نشد و با ضررهای متعددی روبهرو شدم.
من یکی از بدترین تجربههای کاریم را با این شرکت داشتم؛ از همان ابتدا مدیریت شرکت به شکل مناسبی عمل نمیکرد و در همه بخشها نقص وجود داشت. پرداخت حقوق را به موقع انجام نمیدادند و به نظرشان سورس کدها باید فقط از یک نقطه کپی شود و کار ساخته شود، در حالی که در اینجا هیچ مفهومی از کدنویسی، معماری نرمافزار و توسعه محصول وجود ندارد. امیدوارم بر اساس تجربهام، دوستان بتوانند اینگونه شرکتها را بهتر شناسایی کنند و از تکرار چنین مسائل در آینده جلوگیری کنند.