شرکت خیلی خوبیه تنها اشکالش لختی در انطباق با تکنولوژی های روز و همچنین به دلیل بالا بودن میانگین سنی مدیران ارشد تصمیمات با بی حوصلگی انجام میگیره ضمنا روش مدیریت شرکت رو در سطح کلان نپسندیدم
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من در شرکتی که تخصصش توسعه زیرساخت ویرا افزار است، به عنوان برنامهنویس اندروید کار میکردم. همراهی با تیم باتجربه، همکلامی با همتیمیها و یادگیری مداوم درباره اینترنت اشیا بخشهای حیاتی این تجربه بودند. کار من نه تنها انعطافپذیری در روال کاری را به من نشان داد، بلکه فرصت فهم چگونگی ارتباط بین اینترنت و اشیا و یادگیری مطالب تازه در این حوزه را هم فراهم کرد.
در شرکت کارینا، تجربهام بهعنوان برنامهنویس اندروید آغاز شد و رشد چشمگیری در کنار تیمی پرانرژی داشتم. با افراد فوقالعادهای آشنا شدم و رضایتم از دوران کاریام آنجا بالا بود. با وجود این، مدیریت گرايشمند به یک مسیر تکبعدی و مشکلات مالی شرکت باعث تعدیل نیروهای زیادی شد و امیدوارم مشکلات برطرف شوند و با ایدهها و نوآوریهای تازه به موفقیتهای بزرگتری برسیم.
اولین جایی هست که به طور واضح حرف کلام در مدیریت خیلی به هم نزدیکه. تعادل کار و زندگی بسیار خوب هست و وقتی کار تمام می شه، واقعا تمام می شه و می تونی با ذهن آزاد از بقیه زندگیت استفاده کنی.
در این شرکت احساس کردم نداشتن زمان کاری مشخص و مدیریت بیوقفه تسکها مثل یک وظیفه ثابت برای من بود، حتی در شبهای پنجشنبه و جمعه تا دقایق پایان کار هم این روند را حفظ میکردم. به نظر میرسد در این جا علاقهای به کار بر مبنای یک برنامه منظم و ساختاری وجود ندارد. به دلیل دشواری در جذب نیرو، کنار تیمی باکیفیت قرار گرفتم و فکر میکنم حقوق مناسب تنها مزیت دیگری است که تجربه به من ارائه میدهد.
محیط کار آرام و حرفهای است و از حضور در این تیم رضایت دارم.
به تجربهای عالی در محیط کار رسیدم که احساس میکردم میتوانم واقعا رشد کنم. این فضای کاری به من فرصت میداد تا با همکاران همدل و متخصص همکاری کنم و هر روز چیز جدیدی بیاموزم. در اینجا حس مشارکت و حمایت از طرف تیم خیلی پررنگ بود و از محیطی که فرصت ابراز نظر و رسیدن به دستاوردهای مشترک فراهم میکرد، رضایت داشتم. مسیر کار برای من با چالشهای مطلوب و انگیزهای روشن همراه بود که باعث شد به بهترین بودن فکر کنم و با روحیهای مثبت جلو بروم. overall، تجربهای بود که به من احساس امنیت و خوشایندی در کار میداد و میخواستم در آن ادامه بدهم.
در نخستین تجربهکاریام، فهمیدم که اگر این شرکت نخستین گام حرفهای کسی باشد، شاید بتوان به آن فکر کرد. اما برای من تجربهکار، وجود چنین محدودیت و ماهیت خاصی از کار بود که ارزش بررسی دقیق را داشت. در نهایت، دیدم که نمیتوانم آن را به دیگران پیشنهاد بدهم، مگر اینکه سابقهی کاری اولیهی فرد باشد.
در برخورد با این شرکت تجربهی من به عنوان کارشناس فنی کامل استک بود و میخواهم با صداقت توضیح بدهم که چه شرایطی را دیدم. تیم مدیریتی قبلی که پنج سال حضور داشتند، از تجربه کمرنگی برخوردار بودند و به نظر میرسیدند بیش از آنکه به توسعه و بهبود کارمندان توجه کنند، به روابط داخلی و سهمیهبندیهای نامتعارف بیشتر میپرداختند. برای کارمندان هیچ چشمانداز مشخصی از رشد و پیشرفت وجود نداشت و پاداشها به شکل تبعیضآمیز تخصیص میشد. خدماتیها و نگهبانها از بیمهی تکمیلی و سایر مزایا محروم بودند و منابع انسانی بیشتر به کنترل حضور و ساعات کاری میپرداخت تا حمایت از کارمندان. وعدههای ابتدایی ورود که با اشتیاق بیان میشدند، در عمل به هیچکدام تبدیل نمیشدند و تصمیمگیریها بیشتر به سلایق و دیدگاههای محفلی گره میخورد. سطح حقوق و مزایا به طور نامعقولی پایین بود. از مرداد ۹۸ تیم مدیریتی تازهای آمدهاند و امیدوارم بتوانند فضای کار را بهتر کنند. اما هنوز احساس میکنم که پرداخت اول کیش دربردارندهی اسم زیباست و پشت آن پتانسیل پشتیبانی از کارمندان با ساختار قوی و معتبر به چشم نمیآید.
من هنوز بعد از ده سال در این مجموعه حضور دارم و تجربهام را با شور و اشتیاق ادامه میدهم.
در این شرکت، نخستین تجربه من به عنوان برنامهنویس بکاند بسیار مثبت بود. فضای کار دوستانه و همدلی در میان تیم، همکارانی با دلسوزی و مدیریتی که قدر تجربهها را میداند، از جمله نکات برجسته بودند. جو مجموعه واقعا حس دوستانهای داشت و امکان رشد حرفهای هم بهوضوح وجود داشت. اگر قرار باشد بهترین شرکت ایرانی برای کار را نام ببرم، اینجا حتی از دومین گزینه هم میگذرد. تمامی اینها نتیجه دقت و کیفیت در انتخاب بهترینها از سوی مدیران این شرکت بود. بنابراین من این محیط را به بهترینها توصیه میکنم.
همیشه در اینجا احساس میکنم که شیوه مدیریت در این شرکت بیش از هر چیز دیگری با ثبات و کارآیی فاصله دارد. در طول مدت همکاری، تصمیمگیریها به شکلی ناهمگون و بیثبات به نظر میرسید و در چند ماه اخیر تغییر مکان تیم فنی چندین بار اتفاق افتاد. در کنار این هرج و مرج در حوزههای مختلف وجود داشت. به کارگیری افراد با تخصص بالا و پرداخت حقوق مناسب صورت میگیرد، اما گمان میکنم انتظار از آنها فراتر از توان معمول است، گویا هدف این است که با حقوق بالا انگیزه ارائه تعهد داده شود. از دید من رفتار مدیریتی بیشتر به سمت تکیه بر حقوق بالا و تضمین زندگی مادی است تا مدیریت کارآمد. در برخی مواقع، اعضای تیم فنی ترجیح میدهند ساعات کاری را تا حدی طولانی کنند و در مواردی از خانه کار کردن هم گزارش بوده است. اگر دنبال همکاری فنی با این مجموعه هستید، بهتر است حتما پیش از هر تصمیمی با نفرات فنی صحبت کنید تا چشمانداز روشنتری به دست آورید.
به دنبال تجربهای که در این شرکت داشتم، باید بگویم بیاعتمادی عمیق به آن دارم اما قصد ندارم قضاوت قطعی کنم یا اتهامی به کارفرما بزنم. در این تجربه میخواهم با صداقت بگویم اگر میخواهید واقعا وضعیت کار را لمس کنید، احتمالا بهتر است از نزدیک با این مجموعه ارتباط برقرار کنید و اگر فرصت همکاری موقتی پیدا کردید، به جای حقوق و مزایا، دربارهی رفتارها و رفتارهای احتمالی دیگر با دقت فکر کنید. در نهایت ممکن است با چالشهایی روبهرو شوید و در طی مسیر تنها بمانید، اما اگر خوششانس باشید و از داراییهای شخصیتان چیزی گروگان گرفته نشود، شاید بتوانید واکنش مناسب خودتان را پیدا کنید.
کار با شرکت دادهکاوان هوشمند توسن تجربهای بود که نقاط قوت و ضعفش را به شکل مشخص در ذهن دارم. مدیریت خوب و سازماندهی دقیق شرکت باعث میشد که همواره کارمندان در اولویت باشند و استانداردهای کاری آن از سایر شرکتهای همطبقه بالاتر به نظر برسد. محصولاتی که این شرکت تولید میکند از نظر کیفیت جایگاهی ممتاز در کشور دارد و اخیرا صادراتشان هم رونق گرفته است. فناوریهای مدرنی که به کار میگیرند، نشان میدهد انتظار از ما برای ارائه خروجی با کیفیت بالا وجود دارد و فرصتهای آموزشی حین کار هم فراهم است. به طور کلی نظم و سازگاری داخلی شرکت خوب است، اما فرهنگ کاری همچنان تا حدودی سنتی باقی مانده و مدیریت منابع انسانی با رویکردی قدیمی دنبال میشود، و گاهی شناوری ساعات کاری به شکل کافی انجام نمیشد. در سالهای گذشته مشکلات مالی قابلتوجهی وجود داشت، که از سال ۹۴ به بعد تا حد زیادی برطرف شده است و گاهی ممکن بود پرداختیها با تاخیر کوتاه انجام شود. یکی از نکات منفی، حقوق ورودی کار است که پایینتر از استاندارد انتظار میشود، هرچند با ارزیابی فنی، حقوق و مزایا نسبت به عملکرد تغییر میکند و بهبود مییابد.
من به عنوان فرانتاند، برای یک پروژه استارتاپی استخدام شدم و به طور کامل اختیار رفتوآمد با خودم بود. بعد از سه ماه کار، با تاخیر در واریز حقوق و در نهایت اعلام کنسلی پروژه، گفتند دستمزد پرداخت نمیشود و ارزش کارم تنها برای جیب صاحب ایده است و باید حق و حقوقم را از صاحب ایده بگیرم. در عمل فقط برای کانال و شبکهسازی استفاده شده و برای نیروی انسانی هیچ چیزی جز چای فراهم نبود.
در شرکتی فعالیت میکردم که در زمینه واردات و توزیع فعالیت میکند و به همین دلیل حقوق کارکنان فروش نسبتا مطلوب بود، اما برای دیگر نقشها مزایایی چندانی در نظر گرفته نمیشد. فضای کار بهطور کلی باز و مدرن بود و به صورت اوپن آفیس طراحی شده بود. مدیریت برخلاف ظاهر، از تفکر سنتی پیروی میکرد.
با وجود ظاهر موفق شرکت، تجربه من در ایران دوستان پر از ناکامیهای پنهان است و من حالا قصد دارم تصویر روشنتری از آن ارائه دهم. چند سالی را در این شرکت سپری کردم و در مورد حقوق، برخلاف قولی که در شروع کار از مدیر بخش شنیده بودم، هیچ تغییری متناسب با پیشرفت یا حجم کارم احساس نکردم. کار سنگین بود اما دستمزد عادلانه به نظر نمیرسید و مشکلات حاشیهای شرکت آنقدر زیاد بود که هیچ فرصت واقعی برای پیشرفت باقی نمیماند. از طرفی ارتقای درجه بر پایه شایستگی یا توسعه شغلی صورت نمیگرفت و بیشتر به ارتباطات و آشنایی با مدیران وابسته بود تا دانش یا تجربهی فرد، به طوری که کسی با زمینهی تحصیلی غیر مرتبط میتوانست مدیر بخشی شود در حالی که با دانش منطبق بر کار، جایگاه بالاتری داشت. اگرچه ایران دوستان به ظاهر شرکت موفقی مینماید، فضای روانی کارمندان به شدت مساعد نبود و رقابتهای ناسالم بین مدیران بخشها به طور غیرمستقیم بر همهی واحدها تحمیل میشد. تمایل مدیران ارشد به تبادل نظر با کارکنان کم است و معیار ارزیابی عملکرد به نظرات هر بخش بستگی داشت. نتیجه این وضعیت این بود که اگر مدیری با کارمندش مشکلی شخصی داشت یا تصور میکرد دانش او از مديریت خود کمتر است، میتوانست اوضاع را طوری نشان دهد که به اخراج یا استعفای آن کارمند منجر شود. پس از سالها همکاری از شرکت جدا شدم و در آخرین روزهای کاری تسویهحساب دقیقی انجام ندادند. سفتهای به مبلغ ده میلیون تومان که به عنوان حسن انجام کار به امانت گذاشته بودم تا شش ماه پس از قطع همکاری برگردانده شود، هنوز به دستم نرسیده است. با اتکا به تجربهی من از این شرکت، حتی اگر حقوق و مزایا تغییر کند، به خاطر فضای کاری و شرایط محیطی، این سازمان را به هیچ عنوان به کارجویان پیشنهاد نمیکنم.
به طور خلاصه و با نگاهی تازه، من مدت چهار سال در این شرکت بودم و چیزهای زیادی یاد گرفتم. مدیریت خیلی ضعیف بود و معمولا پروژههایی که بیسرانجام میماندند یا بدون هدف مشخص آغاز میشدند، تکرار میشد. بلندپروازیهایی که نتیجهای ملموس در کارنامهام به همراه نداشتند، هرچند در زمینههای تکنولوژی باورنکردنی یاد میگرفتم. از همکاران دوستانه و جو خوب فضای کار خوشم میآمد؛ هر تیم، با ویژگیهای خاص خودش، فضایی جدا داشت. اما حقوق به موقع پرداخت نمیشد و گاهی تا چند ماه تاخیر داشتیم. در نهایت آخرین دستکم دو ماه حقوق پرداخت میشد و مابقی مطالباتمان برای ماههای بعد باقی میماند. اغلب همنیروهای قدیمی شرکت یا به دلیل پرداخت نامنظم حقوق یا اختلاف با مدیران از شرکت رفتند. ای کاش اوضاع بهتر شود. خاطرات خوب زیادی از اینجا دارم و برای تمامی اعضای اینفوتک آرزوی موفقیت میکنم.
مدیریت بسیار با دانش و با انگیزه باعث شده که افراد در جایگاههای مختلف از کاری که روزانه انجام میدن لذت ببرن و در راستای شغل خودشون پیشرفت هم داشته باشن. تعداد پرسنل اشتباه درج شده. تا جایی که من میدونم الان شرکت حدود 350 نفر پرسنل داره.
در محیطی کاملا مدرن و لوکس کار را آغاز کردم، اما خیلی زود فهمیدم که فضای شرکت نسبت به ظاهرش تفاوتهایی دارد. مدیریت به شدت پیگیر است و پروژهها را به طور شخصی دنبال میکند. جو شرکت گاهی به شکل خانوادگی است اما اختلاف نظرها در برخی مواقع به سرعت تبدیل به پایان کار میشود؛ شنیدهها نشان میدهد که اگر حرفی درباره رئیس در خلوت مطرح شود و به چشم یک نفر دیگر بیاید، فرد مورد بحث به سرعت با واکنش روبهرو میشود و احتمال اخراج وجود دارد. به عبارتی پروسه اخراج در اینجا بسیار سریع است، گویی فرقی نمیکند در چه پروژهای مشغول باشید. روز کاری معمولی اینجا این است که با ورود به شرکت، کمی پس از آن جلسهای با مدیر داخلی برگزار میشود و سپس خداحافظی انجام میشود. سفتهای پنجاه میلیون به عنوان ضمانت اخذ میشود. با دیدن این شرایط تصمیم گرفتم آنجا را ترک کنم.
شرکت خیلی خوبیه تنها اشکالش لختی در انطباق با تکنولوژی های روز و همچنین به دلیل بالا بودن میانگین سنی مدیران ارشد تصمیمات با بی حوصلگی انجام میگیره ضمنا روش مدیریت شرکت رو در سطح کلان نپسندیدم
من در شرکتی که تخصصش توسعه زیرساخت ویرا افزار است، به عنوان برنامهنویس اندروید کار میکردم. همراهی با تیم باتجربه، همکلامی با همتیمیها و یادگیری مداوم درباره اینترنت اشیا بخشهای حیاتی این تجربه بودند. کار من نه تنها انعطافپذیری در روال کاری را به من نشان داد، بلکه فرصت فهم چگونگی ارتباط بین اینترنت و اشیا و یادگیری مطالب تازه در این حوزه را هم فراهم کرد.
در شرکت کارینا، تجربهام بهعنوان برنامهنویس اندروید آغاز شد و رشد چشمگیری در کنار تیمی پرانرژی داشتم. با افراد فوقالعادهای آشنا شدم و رضایتم از دوران کاریام آنجا بالا بود. با وجود این، مدیریت گرايشمند به یک مسیر تکبعدی و مشکلات مالی شرکت باعث تعدیل نیروهای زیادی شد و امیدوارم مشکلات برطرف شوند و با ایدهها و نوآوریهای تازه به موفقیتهای بزرگتری برسیم.
اولین جایی هست که به طور واضح حرف کلام در مدیریت خیلی به هم نزدیکه. تعادل کار و زندگی بسیار خوب هست و وقتی کار تمام می شه، واقعا تمام می شه و می تونی با ذهن آزاد از بقیه زندگیت استفاده کنی.
در این شرکت احساس کردم نداشتن زمان کاری مشخص و مدیریت بیوقفه تسکها مثل یک وظیفه ثابت برای من بود، حتی در شبهای پنجشنبه و جمعه تا دقایق پایان کار هم این روند را حفظ میکردم. به نظر میرسد در این جا علاقهای به کار بر مبنای یک برنامه منظم و ساختاری وجود ندارد. به دلیل دشواری در جذب نیرو، کنار تیمی باکیفیت قرار گرفتم و فکر میکنم حقوق مناسب تنها مزیت دیگری است که تجربه به من ارائه میدهد.
محیط کار آرام و حرفهای است و از حضور در این تیم رضایت دارم.
به تجربهای عالی در محیط کار رسیدم که احساس میکردم میتوانم واقعا رشد کنم. این فضای کاری به من فرصت میداد تا با همکاران همدل و متخصص همکاری کنم و هر روز چیز جدیدی بیاموزم. در اینجا حس مشارکت و حمایت از طرف تیم خیلی پررنگ بود و از محیطی که فرصت ابراز نظر و رسیدن به دستاوردهای مشترک فراهم میکرد، رضایت داشتم. مسیر کار برای من با چالشهای مطلوب و انگیزهای روشن همراه بود که باعث شد به بهترین بودن فکر کنم و با روحیهای مثبت جلو بروم. overall، تجربهای بود که به من احساس امنیت و خوشایندی در کار میداد و میخواستم در آن ادامه بدهم.
در نخستین تجربهکاریام، فهمیدم که اگر این شرکت نخستین گام حرفهای کسی باشد، شاید بتوان به آن فکر کرد. اما برای من تجربهکار، وجود چنین محدودیت و ماهیت خاصی از کار بود که ارزش بررسی دقیق را داشت. در نهایت، دیدم که نمیتوانم آن را به دیگران پیشنهاد بدهم، مگر اینکه سابقهی کاری اولیهی فرد باشد.
در برخورد با این شرکت تجربهی من به عنوان کارشناس فنی کامل استک بود و میخواهم با صداقت توضیح بدهم که چه شرایطی را دیدم. تیم مدیریتی قبلی که پنج سال حضور داشتند، از تجربه کمرنگی برخوردار بودند و به نظر میرسیدند بیش از آنکه به توسعه و بهبود کارمندان توجه کنند، به روابط داخلی و سهمیهبندیهای نامتعارف بیشتر میپرداختند. برای کارمندان هیچ چشمانداز مشخصی از رشد و پیشرفت وجود نداشت و پاداشها به شکل تبعیضآمیز تخصیص میشد. خدماتیها و نگهبانها از بیمهی تکمیلی و سایر مزایا محروم بودند و منابع انسانی بیشتر به کنترل حضور و ساعات کاری میپرداخت تا حمایت از کارمندان. وعدههای ابتدایی ورود که با اشتیاق بیان میشدند، در عمل به هیچکدام تبدیل نمیشدند و تصمیمگیریها بیشتر به سلایق و دیدگاههای محفلی گره میخورد. سطح حقوق و مزایا به طور نامعقولی پایین بود. از مرداد ۹۸ تیم مدیریتی تازهای آمدهاند و امیدوارم بتوانند فضای کار را بهتر کنند. اما هنوز احساس میکنم که پرداخت اول کیش دربردارندهی اسم زیباست و پشت آن پتانسیل پشتیبانی از کارمندان با ساختار قوی و معتبر به چشم نمیآید.
من هنوز بعد از ده سال در این مجموعه حضور دارم و تجربهام را با شور و اشتیاق ادامه میدهم.
در این شرکت، نخستین تجربه من به عنوان برنامهنویس بکاند بسیار مثبت بود. فضای کار دوستانه و همدلی در میان تیم، همکارانی با دلسوزی و مدیریتی که قدر تجربهها را میداند، از جمله نکات برجسته بودند. جو مجموعه واقعا حس دوستانهای داشت و امکان رشد حرفهای هم بهوضوح وجود داشت. اگر قرار باشد بهترین شرکت ایرانی برای کار را نام ببرم، اینجا حتی از دومین گزینه هم میگذرد. تمامی اینها نتیجه دقت و کیفیت در انتخاب بهترینها از سوی مدیران این شرکت بود. بنابراین من این محیط را به بهترینها توصیه میکنم.
همیشه در اینجا احساس میکنم که شیوه مدیریت در این شرکت بیش از هر چیز دیگری با ثبات و کارآیی فاصله دارد. در طول مدت همکاری، تصمیمگیریها به شکلی ناهمگون و بیثبات به نظر میرسید و در چند ماه اخیر تغییر مکان تیم فنی چندین بار اتفاق افتاد. در کنار این هرج و مرج در حوزههای مختلف وجود داشت. به کارگیری افراد با تخصص بالا و پرداخت حقوق مناسب صورت میگیرد، اما گمان میکنم انتظار از آنها فراتر از توان معمول است، گویا هدف این است که با حقوق بالا انگیزه ارائه تعهد داده شود. از دید من رفتار مدیریتی بیشتر به سمت تکیه بر حقوق بالا و تضمین زندگی مادی است تا مدیریت کارآمد. در برخی مواقع، اعضای تیم فنی ترجیح میدهند ساعات کاری را تا حدی طولانی کنند و در مواردی از خانه کار کردن هم گزارش بوده است. اگر دنبال همکاری فنی با این مجموعه هستید، بهتر است حتما پیش از هر تصمیمی با نفرات فنی صحبت کنید تا چشمانداز روشنتری به دست آورید.
به دنبال تجربهای که در این شرکت داشتم، باید بگویم بیاعتمادی عمیق به آن دارم اما قصد ندارم قضاوت قطعی کنم یا اتهامی به کارفرما بزنم. در این تجربه میخواهم با صداقت بگویم اگر میخواهید واقعا وضعیت کار را لمس کنید، احتمالا بهتر است از نزدیک با این مجموعه ارتباط برقرار کنید و اگر فرصت همکاری موقتی پیدا کردید، به جای حقوق و مزایا، دربارهی رفتارها و رفتارهای احتمالی دیگر با دقت فکر کنید. در نهایت ممکن است با چالشهایی روبهرو شوید و در طی مسیر تنها بمانید، اما اگر خوششانس باشید و از داراییهای شخصیتان چیزی گروگان گرفته نشود، شاید بتوانید واکنش مناسب خودتان را پیدا کنید.
کار با شرکت دادهکاوان هوشمند توسن تجربهای بود که نقاط قوت و ضعفش را به شکل مشخص در ذهن دارم. مدیریت خوب و سازماندهی دقیق شرکت باعث میشد که همواره کارمندان در اولویت باشند و استانداردهای کاری آن از سایر شرکتهای همطبقه بالاتر به نظر برسد. محصولاتی که این شرکت تولید میکند از نظر کیفیت جایگاهی ممتاز در کشور دارد و اخیرا صادراتشان هم رونق گرفته است. فناوریهای مدرنی که به کار میگیرند، نشان میدهد انتظار از ما برای ارائه خروجی با کیفیت بالا وجود دارد و فرصتهای آموزشی حین کار هم فراهم است. به طور کلی نظم و سازگاری داخلی شرکت خوب است، اما فرهنگ کاری همچنان تا حدودی سنتی باقی مانده و مدیریت منابع انسانی با رویکردی قدیمی دنبال میشود، و گاهی شناوری ساعات کاری به شکل کافی انجام نمیشد. در سالهای گذشته مشکلات مالی قابلتوجهی وجود داشت، که از سال ۹۴ به بعد تا حد زیادی برطرف شده است و گاهی ممکن بود پرداختیها با تاخیر کوتاه انجام شود. یکی از نکات منفی، حقوق ورودی کار است که پایینتر از استاندارد انتظار میشود، هرچند با ارزیابی فنی، حقوق و مزایا نسبت به عملکرد تغییر میکند و بهبود مییابد.
من به عنوان فرانتاند، برای یک پروژه استارتاپی استخدام شدم و به طور کامل اختیار رفتوآمد با خودم بود. بعد از سه ماه کار، با تاخیر در واریز حقوق و در نهایت اعلام کنسلی پروژه، گفتند دستمزد پرداخت نمیشود و ارزش کارم تنها برای جیب صاحب ایده است و باید حق و حقوقم را از صاحب ایده بگیرم. در عمل فقط برای کانال و شبکهسازی استفاده شده و برای نیروی انسانی هیچ چیزی جز چای فراهم نبود.
در شرکتی فعالیت میکردم که در زمینه واردات و توزیع فعالیت میکند و به همین دلیل حقوق کارکنان فروش نسبتا مطلوب بود، اما برای دیگر نقشها مزایایی چندانی در نظر گرفته نمیشد. فضای کار بهطور کلی باز و مدرن بود و به صورت اوپن آفیس طراحی شده بود. مدیریت برخلاف ظاهر، از تفکر سنتی پیروی میکرد.
با وجود ظاهر موفق شرکت، تجربه من در ایران دوستان پر از ناکامیهای پنهان است و من حالا قصد دارم تصویر روشنتری از آن ارائه دهم. چند سالی را در این شرکت سپری کردم و در مورد حقوق، برخلاف قولی که در شروع کار از مدیر بخش شنیده بودم، هیچ تغییری متناسب با پیشرفت یا حجم کارم احساس نکردم. کار سنگین بود اما دستمزد عادلانه به نظر نمیرسید و مشکلات حاشیهای شرکت آنقدر زیاد بود که هیچ فرصت واقعی برای پیشرفت باقی نمیماند. از طرفی ارتقای درجه بر پایه شایستگی یا توسعه شغلی صورت نمیگرفت و بیشتر به ارتباطات و آشنایی با مدیران وابسته بود تا دانش یا تجربهی فرد، به طوری که کسی با زمینهی تحصیلی غیر مرتبط میتوانست مدیر بخشی شود در حالی که با دانش منطبق بر کار، جایگاه بالاتری داشت. اگرچه ایران دوستان به ظاهر شرکت موفقی مینماید، فضای روانی کارمندان به شدت مساعد نبود و رقابتهای ناسالم بین مدیران بخشها به طور غیرمستقیم بر همهی واحدها تحمیل میشد. تمایل مدیران ارشد به تبادل نظر با کارکنان کم است و معیار ارزیابی عملکرد به نظرات هر بخش بستگی داشت. نتیجه این وضعیت این بود که اگر مدیری با کارمندش مشکلی شخصی داشت یا تصور میکرد دانش او از مديریت خود کمتر است، میتوانست اوضاع را طوری نشان دهد که به اخراج یا استعفای آن کارمند منجر شود. پس از سالها همکاری از شرکت جدا شدم و در آخرین روزهای کاری تسویهحساب دقیقی انجام ندادند. سفتهای به مبلغ ده میلیون تومان که به عنوان حسن انجام کار به امانت گذاشته بودم تا شش ماه پس از قطع همکاری برگردانده شود، هنوز به دستم نرسیده است. با اتکا به تجربهی من از این شرکت، حتی اگر حقوق و مزایا تغییر کند، به خاطر فضای کاری و شرایط محیطی، این سازمان را به هیچ عنوان به کارجویان پیشنهاد نمیکنم.
به طور خلاصه و با نگاهی تازه، من مدت چهار سال در این شرکت بودم و چیزهای زیادی یاد گرفتم. مدیریت خیلی ضعیف بود و معمولا پروژههایی که بیسرانجام میماندند یا بدون هدف مشخص آغاز میشدند، تکرار میشد. بلندپروازیهایی که نتیجهای ملموس در کارنامهام به همراه نداشتند، هرچند در زمینههای تکنولوژی باورنکردنی یاد میگرفتم. از همکاران دوستانه و جو خوب فضای کار خوشم میآمد؛ هر تیم، با ویژگیهای خاص خودش، فضایی جدا داشت. اما حقوق به موقع پرداخت نمیشد و گاهی تا چند ماه تاخیر داشتیم. در نهایت آخرین دستکم دو ماه حقوق پرداخت میشد و مابقی مطالباتمان برای ماههای بعد باقی میماند. اغلب همنیروهای قدیمی شرکت یا به دلیل پرداخت نامنظم حقوق یا اختلاف با مدیران از شرکت رفتند. ای کاش اوضاع بهتر شود. خاطرات خوب زیادی از اینجا دارم و برای تمامی اعضای اینفوتک آرزوی موفقیت میکنم.
مدیریت بسیار با دانش و با انگیزه باعث شده که افراد در جایگاههای مختلف از کاری که روزانه انجام میدن لذت ببرن و در راستای شغل خودشون پیشرفت هم داشته باشن. تعداد پرسنل اشتباه درج شده. تا جایی که من میدونم الان شرکت حدود 350 نفر پرسنل داره.
در محیطی کاملا مدرن و لوکس کار را آغاز کردم، اما خیلی زود فهمیدم که فضای شرکت نسبت به ظاهرش تفاوتهایی دارد. مدیریت به شدت پیگیر است و پروژهها را به طور شخصی دنبال میکند. جو شرکت گاهی به شکل خانوادگی است اما اختلاف نظرها در برخی مواقع به سرعت تبدیل به پایان کار میشود؛ شنیدهها نشان میدهد که اگر حرفی درباره رئیس در خلوت مطرح شود و به چشم یک نفر دیگر بیاید، فرد مورد بحث به سرعت با واکنش روبهرو میشود و احتمال اخراج وجود دارد. به عبارتی پروسه اخراج در اینجا بسیار سریع است، گویی فرقی نمیکند در چه پروژهای مشغول باشید. روز کاری معمولی اینجا این است که با ورود به شرکت، کمی پس از آن جلسهای با مدیر داخلی برگزار میشود و سپس خداحافظی انجام میشود. سفتهای پنجاه میلیون به عنوان ضمانت اخذ میشود. با دیدن این شرایط تصمیم گرفتم آنجا را ترک کنم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.