برای من تجربه کار در ایرانیکارت به عنوان وبنویس بود. با وجود اینکه مدت محدودی اونجا بودم، نکتههایی که تجربیتم رو شکل داد، رو صادقانه با شما درمیون میذارم. فضای کار تا حد زیادی همدلی و همکاری رو میطلبه و اکثر همکاران به هم کمک میکردن؛ دستگاه مراجعه به مشتری وجود نداشت و ورود و خروج به شرکت بسیار ساده بود. محل کار هم دسترسی مناسبی داشت. اما نکات منفی زیادی هم وجود داشت. با توجه به عنوان شغل، هر کس انتظار داشت نقش خودش رو خوب بشناسه اما ساختار شرکت به صورت تخت بود و حس وجود مدیر مشخص کمتر بود؛ این موجب سردرگمی میشد. از ابتدای صبح هیچوقت مطمئن نبودم دقیقا باید چه کاری انجام بدم. این تجربه برای من نبود و به نظر میرسید سایر برنامهنویسها هم تجربه مشابهی داشتن، هرچند بخشهایی مانند خرید و حسابداری از این مشکل مستثنا بودن. مدیریت در خارج از شرکت مستقر بوده و این باعث بروز چنین وضعیتی میشد؛ اگر خود-مدیریتی وجود نداشت، احتمالا با چالش روبهرو میشدید. اگر دوست دارید در طول روز یک کار سبک داشته باشید، این شغل میتونه مناسب باشه؛ اما از لحاظ رشد و یادگیری در شغل هیچ چشماندازی وجود نداره. به عبارتی نکته منفی اصلی، نبود برنامهریزی و چشمانداز مشخص برای توسعه شغلی بود. وقتی برای مصاحبه رفتم، حتی خودشون هم نمیدانستند دقیقا دنبال چه نیرویی هستند! نکته منفی بعدی برخورد سرد برخی از همکاران بود که با فضای کاری اینچنینی کمی غیرمنطقی به نظر میرسید. با این حال برخی دوستان واقعا با مهربانی رفتار میکردند. همچنین حضور دوربین در اتاق برنامهنویسها، وجود کارمند غیر برنامهنویس در همان اتاق که با توجه به نوع کارش با سایر کارکنان ارتباط کلامی دارد، برای برنامهنویها مزاحمت ایجاد میکرد. نکته منفی دیگر سیستم سرمایشی نامناسب بود و پنجره باز بود که با توجه به دید خیابان شلوغ چهار باغ روی تمرکز اثر میگذاشت. اگر به گرما یا سرما حساسید، حتما این مسأله را در نظر بگیرید. در پایان، رتبهبندی افراد بر اساس مهارت واقعیشان نبود؛ برای مثال مدیر تیم برنامهنویسی تقریبا کمترین دانش را داشت در حالی که مسئولیت مدیریتی زیادی هم به عهده نمیگرفت. بعد از این دوره تصمیم گرفتم ادامه ندم، چون برای من رشد در کار اهمیت داشت و تجربهی کار در شرکتهای مشابه و درجا زدن رو قبلا تجربه کرده بودم. سپاس.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
بهعنوان مهندس نرمافزار، من در مهسان فعالیت میکنم و با زبان سیپلاسپلاس کار میکنم ما در مهسان دستاوردهایمان را جشن میگیریم و این امر واقعا جذابه
من در شایگان مهر آپادانا با شرایطی روبهرو شدم که امنیت شغلی وجود نداشت و حقوق به صورت سه ماهه تاخیر میخورد. وقتی اعتراض میکردم، به سرعت از کار اخراج میشدم و میگفتند برو شکایت کن. طی مدت فعالیت، هماکنون پنج پرونده از طرف کارکنان دفتر مرکزی در اداری کار پل کالج مطرح شده بود و وضعیت شهرستانی باقی مانده بود.
شرکت خیلی خوبیه تنها اشکالش لختی در انطباق با تکنولوژی های روز و همچنین به دلیل بالا بودن میانگین سنی مدیران ارشد تصمیمات با بی حوصلگی انجام میگیره ضمنا روش مدیریت شرکت رو در سطح کلان نپسندیدم
من در شرکتی که تخصصش توسعه زیرساخت ویرا افزار است، به عنوان برنامهنویس اندروید کار میکردم. همراهی با تیم باتجربه، همکلامی با همتیمیها و یادگیری مداوم درباره اینترنت اشیا بخشهای حیاتی این تجربه بودند. کار من نه تنها انعطافپذیری در روال کاری را به من نشان داد، بلکه فرصت فهم چگونگی ارتباط بین اینترنت و اشیا و یادگیری مطالب تازه در این حوزه را هم فراهم کرد.
در شرکت کارینا، تجربهام بهعنوان برنامهنویس اندروید آغاز شد و رشد چشمگیری در کنار تیمی پرانرژی داشتم. با افراد فوقالعادهای آشنا شدم و رضایتم از دوران کاریام آنجا بالا بود. با وجود این، مدیریت گرايشمند به یک مسیر تکبعدی و مشکلات مالی شرکت باعث تعدیل نیروهای زیادی شد و امیدوارم مشکلات برطرف شوند و با ایدهها و نوآوریهای تازه به موفقیتهای بزرگتری برسیم.
اولین جایی هست که به طور واضح حرف کلام در مدیریت خیلی به هم نزدیکه. تعادل کار و زندگی بسیار خوب هست و وقتی کار تمام می شه، واقعا تمام می شه و می تونی با ذهن آزاد از بقیه زندگیت استفاده کنی.
در این شرکت احساس کردم نداشتن زمان کاری مشخص و مدیریت بیوقفه تسکها مثل یک وظیفه ثابت برای من بود، حتی در شبهای پنجشنبه و جمعه تا دقایق پایان کار هم این روند را حفظ میکردم. به نظر میرسد در این جا علاقهای به کار بر مبنای یک برنامه منظم و ساختاری وجود ندارد. به دلیل دشواری در جذب نیرو، کنار تیمی باکیفیت قرار گرفتم و فکر میکنم حقوق مناسب تنها مزیت دیگری است که تجربه به من ارائه میدهد.
محیط کار آرام و حرفهای است و از حضور در این تیم رضایت دارم.
به تجربهای عالی در محیط کار رسیدم که احساس میکردم میتوانم واقعا رشد کنم. این فضای کاری به من فرصت میداد تا با همکاران همدل و متخصص همکاری کنم و هر روز چیز جدیدی بیاموزم. در اینجا حس مشارکت و حمایت از طرف تیم خیلی پررنگ بود و از محیطی که فرصت ابراز نظر و رسیدن به دستاوردهای مشترک فراهم میکرد، رضایت داشتم. مسیر کار برای من با چالشهای مطلوب و انگیزهای روشن همراه بود که باعث شد به بهترین بودن فکر کنم و با روحیهای مثبت جلو بروم. overall، تجربهای بود که به من احساس امنیت و خوشایندی در کار میداد و میخواستم در آن ادامه بدهم.
در نخستین تجربهکاریام، فهمیدم که اگر این شرکت نخستین گام حرفهای کسی باشد، شاید بتوان به آن فکر کرد. اما برای من تجربهکار، وجود چنین محدودیت و ماهیت خاصی از کار بود که ارزش بررسی دقیق را داشت. در نهایت، دیدم که نمیتوانم آن را به دیگران پیشنهاد بدهم، مگر اینکه سابقهی کاری اولیهی فرد باشد.
در برخورد با این شرکت تجربهی من به عنوان کارشناس فنی کامل استک بود و میخواهم با صداقت توضیح بدهم که چه شرایطی را دیدم. تیم مدیریتی قبلی که پنج سال حضور داشتند، از تجربه کمرنگی برخوردار بودند و به نظر میرسیدند بیش از آنکه به توسعه و بهبود کارمندان توجه کنند، به روابط داخلی و سهمیهبندیهای نامتعارف بیشتر میپرداختند. برای کارمندان هیچ چشمانداز مشخصی از رشد و پیشرفت وجود نداشت و پاداشها به شکل تبعیضآمیز تخصیص میشد. خدماتیها و نگهبانها از بیمهی تکمیلی و سایر مزایا محروم بودند و منابع انسانی بیشتر به کنترل حضور و ساعات کاری میپرداخت تا حمایت از کارمندان. وعدههای ابتدایی ورود که با اشتیاق بیان میشدند، در عمل به هیچکدام تبدیل نمیشدند و تصمیمگیریها بیشتر به سلایق و دیدگاههای محفلی گره میخورد. سطح حقوق و مزایا به طور نامعقولی پایین بود. از مرداد ۹۸ تیم مدیریتی تازهای آمدهاند و امیدوارم بتوانند فضای کار را بهتر کنند. اما هنوز احساس میکنم که پرداخت اول کیش دربردارندهی اسم زیباست و پشت آن پتانسیل پشتیبانی از کارمندان با ساختار قوی و معتبر به چشم نمیآید.
من هنوز بعد از ده سال در این مجموعه حضور دارم و تجربهام را با شور و اشتیاق ادامه میدهم.
در این شرکت، نخستین تجربه من به عنوان برنامهنویس بکاند بسیار مثبت بود. فضای کار دوستانه و همدلی در میان تیم، همکارانی با دلسوزی و مدیریتی که قدر تجربهها را میداند، از جمله نکات برجسته بودند. جو مجموعه واقعا حس دوستانهای داشت و امکان رشد حرفهای هم بهوضوح وجود داشت. اگر قرار باشد بهترین شرکت ایرانی برای کار را نام ببرم، اینجا حتی از دومین گزینه هم میگذرد. تمامی اینها نتیجه دقت و کیفیت در انتخاب بهترینها از سوی مدیران این شرکت بود. بنابراین من این محیط را به بهترینها توصیه میکنم.
همیشه در اینجا احساس میکنم که شیوه مدیریت در این شرکت بیش از هر چیز دیگری با ثبات و کارآیی فاصله دارد. در طول مدت همکاری، تصمیمگیریها به شکلی ناهمگون و بیثبات به نظر میرسید و در چند ماه اخیر تغییر مکان تیم فنی چندین بار اتفاق افتاد. در کنار این هرج و مرج در حوزههای مختلف وجود داشت. به کارگیری افراد با تخصص بالا و پرداخت حقوق مناسب صورت میگیرد، اما گمان میکنم انتظار از آنها فراتر از توان معمول است، گویا هدف این است که با حقوق بالا انگیزه ارائه تعهد داده شود. از دید من رفتار مدیریتی بیشتر به سمت تکیه بر حقوق بالا و تضمین زندگی مادی است تا مدیریت کارآمد. در برخی مواقع، اعضای تیم فنی ترجیح میدهند ساعات کاری را تا حدی طولانی کنند و در مواردی از خانه کار کردن هم گزارش بوده است. اگر دنبال همکاری فنی با این مجموعه هستید، بهتر است حتما پیش از هر تصمیمی با نفرات فنی صحبت کنید تا چشمانداز روشنتری به دست آورید.
به دنبال تجربهای که در این شرکت داشتم، باید بگویم بیاعتمادی عمیق به آن دارم اما قصد ندارم قضاوت قطعی کنم یا اتهامی به کارفرما بزنم. در این تجربه میخواهم با صداقت بگویم اگر میخواهید واقعا وضعیت کار را لمس کنید، احتمالا بهتر است از نزدیک با این مجموعه ارتباط برقرار کنید و اگر فرصت همکاری موقتی پیدا کردید، به جای حقوق و مزایا، دربارهی رفتارها و رفتارهای احتمالی دیگر با دقت فکر کنید. در نهایت ممکن است با چالشهایی روبهرو شوید و در طی مسیر تنها بمانید، اما اگر خوششانس باشید و از داراییهای شخصیتان چیزی گروگان گرفته نشود، شاید بتوانید واکنش مناسب خودتان را پیدا کنید.
کار با شرکت دادهکاوان هوشمند توسن تجربهای بود که نقاط قوت و ضعفش را به شکل مشخص در ذهن دارم. مدیریت خوب و سازماندهی دقیق شرکت باعث میشد که همواره کارمندان در اولویت باشند و استانداردهای کاری آن از سایر شرکتهای همطبقه بالاتر به نظر برسد. محصولاتی که این شرکت تولید میکند از نظر کیفیت جایگاهی ممتاز در کشور دارد و اخیرا صادراتشان هم رونق گرفته است. فناوریهای مدرنی که به کار میگیرند، نشان میدهد انتظار از ما برای ارائه خروجی با کیفیت بالا وجود دارد و فرصتهای آموزشی حین کار هم فراهم است. به طور کلی نظم و سازگاری داخلی شرکت خوب است، اما فرهنگ کاری همچنان تا حدودی سنتی باقی مانده و مدیریت منابع انسانی با رویکردی قدیمی دنبال میشود، و گاهی شناوری ساعات کاری به شکل کافی انجام نمیشد. در سالهای گذشته مشکلات مالی قابلتوجهی وجود داشت، که از سال ۹۴ به بعد تا حد زیادی برطرف شده است و گاهی ممکن بود پرداختیها با تاخیر کوتاه انجام شود. یکی از نکات منفی، حقوق ورودی کار است که پایینتر از استاندارد انتظار میشود، هرچند با ارزیابی فنی، حقوق و مزایا نسبت به عملکرد تغییر میکند و بهبود مییابد.
من به عنوان فرانتاند، برای یک پروژه استارتاپی استخدام شدم و به طور کامل اختیار رفتوآمد با خودم بود. بعد از سه ماه کار، با تاخیر در واریز حقوق و در نهایت اعلام کنسلی پروژه، گفتند دستمزد پرداخت نمیشود و ارزش کارم تنها برای جیب صاحب ایده است و باید حق و حقوقم را از صاحب ایده بگیرم. در عمل فقط برای کانال و شبکهسازی استفاده شده و برای نیروی انسانی هیچ چیزی جز چای فراهم نبود.
در شرکتی فعالیت میکردم که در زمینه واردات و توزیع فعالیت میکند و به همین دلیل حقوق کارکنان فروش نسبتا مطلوب بود، اما برای دیگر نقشها مزایایی چندانی در نظر گرفته نمیشد. فضای کار بهطور کلی باز و مدرن بود و به صورت اوپن آفیس طراحی شده بود. مدیریت برخلاف ظاهر، از تفکر سنتی پیروی میکرد.
با وجود ظاهر موفق شرکت، تجربه من در ایران دوستان پر از ناکامیهای پنهان است و من حالا قصد دارم تصویر روشنتری از آن ارائه دهم. چند سالی را در این شرکت سپری کردم و در مورد حقوق، برخلاف قولی که در شروع کار از مدیر بخش شنیده بودم، هیچ تغییری متناسب با پیشرفت یا حجم کارم احساس نکردم. کار سنگین بود اما دستمزد عادلانه به نظر نمیرسید و مشکلات حاشیهای شرکت آنقدر زیاد بود که هیچ فرصت واقعی برای پیشرفت باقی نمیماند. از طرفی ارتقای درجه بر پایه شایستگی یا توسعه شغلی صورت نمیگرفت و بیشتر به ارتباطات و آشنایی با مدیران وابسته بود تا دانش یا تجربهی فرد، به طوری که کسی با زمینهی تحصیلی غیر مرتبط میتوانست مدیر بخشی شود در حالی که با دانش منطبق بر کار، جایگاه بالاتری داشت. اگرچه ایران دوستان به ظاهر شرکت موفقی مینماید، فضای روانی کارمندان به شدت مساعد نبود و رقابتهای ناسالم بین مدیران بخشها به طور غیرمستقیم بر همهی واحدها تحمیل میشد. تمایل مدیران ارشد به تبادل نظر با کارکنان کم است و معیار ارزیابی عملکرد به نظرات هر بخش بستگی داشت. نتیجه این وضعیت این بود که اگر مدیری با کارمندش مشکلی شخصی داشت یا تصور میکرد دانش او از مديریت خود کمتر است، میتوانست اوضاع را طوری نشان دهد که به اخراج یا استعفای آن کارمند منجر شود. پس از سالها همکاری از شرکت جدا شدم و در آخرین روزهای کاری تسویهحساب دقیقی انجام ندادند. سفتهای به مبلغ ده میلیون تومان که به عنوان حسن انجام کار به امانت گذاشته بودم تا شش ماه پس از قطع همکاری برگردانده شود، هنوز به دستم نرسیده است. با اتکا به تجربهی من از این شرکت، حتی اگر حقوق و مزایا تغییر کند، به خاطر فضای کاری و شرایط محیطی، این سازمان را به هیچ عنوان به کارجویان پیشنهاد نمیکنم.
برای من تجربه کار در ایرانیکارت به عنوان وبنویس بود. با وجود اینکه مدت محدودی اونجا بودم، نکتههایی که تجربیتم رو شکل داد، رو صادقانه با شما درمیون میذارم. فضای کار تا حد زیادی همدلی و همکاری رو میطلبه و اکثر همکاران به هم کمک میکردن؛ دستگاه مراجعه به مشتری وجود نداشت و ورود و خروج به شرکت بسیار ساده بود. محل کار هم دسترسی مناسبی داشت. اما نکات منفی زیادی هم وجود داشت. با توجه به عنوان شغل، هر کس انتظار داشت نقش خودش رو خوب بشناسه اما ساختار شرکت به صورت تخت بود و حس وجود مدیر مشخص کمتر بود؛ این موجب سردرگمی میشد. از ابتدای صبح هیچوقت مطمئن نبودم دقیقا باید چه کاری انجام بدم. این تجربه برای من نبود و به نظر میرسید سایر برنامهنویسها هم تجربه مشابهی داشتن، هرچند بخشهایی مانند خرید و حسابداری از این مشکل مستثنا بودن. مدیریت در خارج از شرکت مستقر بوده و این باعث بروز چنین وضعیتی میشد؛ اگر خود-مدیریتی وجود نداشت، احتمالا با چالش روبهرو میشدید. اگر دوست دارید در طول روز یک کار سبک داشته باشید، این شغل میتونه مناسب باشه؛ اما از لحاظ رشد و یادگیری در شغل هیچ چشماندازی وجود نداره. به عبارتی نکته منفی اصلی، نبود برنامهریزی و چشمانداز مشخص برای توسعه شغلی بود. وقتی برای مصاحبه رفتم، حتی خودشون هم نمیدانستند دقیقا دنبال چه نیرویی هستند! نکته منفی بعدی برخورد سرد برخی از همکاران بود که با فضای کاری اینچنینی کمی غیرمنطقی به نظر میرسید. با این حال برخی دوستان واقعا با مهربانی رفتار میکردند. همچنین حضور دوربین در اتاق برنامهنویسها، وجود کارمند غیر برنامهنویس در همان اتاق که با توجه به نوع کارش با سایر کارکنان ارتباط کلامی دارد، برای برنامهنویها مزاحمت ایجاد میکرد. نکته منفی دیگر سیستم سرمایشی نامناسب بود و پنجره باز بود که با توجه به دید خیابان شلوغ چهار باغ روی تمرکز اثر میگذاشت. اگر به گرما یا سرما حساسید، حتما این مسأله را در نظر بگیرید. در پایان، رتبهبندی افراد بر اساس مهارت واقعیشان نبود؛ برای مثال مدیر تیم برنامهنویسی تقریبا کمترین دانش را داشت در حالی که مسئولیت مدیریتی زیادی هم به عهده نمیگرفت. بعد از این دوره تصمیم گرفتم ادامه ندم، چون برای من رشد در کار اهمیت داشت و تجربهی کار در شرکتهای مشابه و درجا زدن رو قبلا تجربه کرده بودم. سپاس.
بهعنوان مهندس نرمافزار، من در مهسان فعالیت میکنم و با زبان سیپلاسپلاس کار میکنم ما در مهسان دستاوردهایمان را جشن میگیریم و این امر واقعا جذابه
من در شایگان مهر آپادانا با شرایطی روبهرو شدم که امنیت شغلی وجود نداشت و حقوق به صورت سه ماهه تاخیر میخورد. وقتی اعتراض میکردم، به سرعت از کار اخراج میشدم و میگفتند برو شکایت کن. طی مدت فعالیت، هماکنون پنج پرونده از طرف کارکنان دفتر مرکزی در اداری کار پل کالج مطرح شده بود و وضعیت شهرستانی باقی مانده بود.
شرکت خیلی خوبیه تنها اشکالش لختی در انطباق با تکنولوژی های روز و همچنین به دلیل بالا بودن میانگین سنی مدیران ارشد تصمیمات با بی حوصلگی انجام میگیره ضمنا روش مدیریت شرکت رو در سطح کلان نپسندیدم
من در شرکتی که تخصصش توسعه زیرساخت ویرا افزار است، به عنوان برنامهنویس اندروید کار میکردم. همراهی با تیم باتجربه، همکلامی با همتیمیها و یادگیری مداوم درباره اینترنت اشیا بخشهای حیاتی این تجربه بودند. کار من نه تنها انعطافپذیری در روال کاری را به من نشان داد، بلکه فرصت فهم چگونگی ارتباط بین اینترنت و اشیا و یادگیری مطالب تازه در این حوزه را هم فراهم کرد.
در شرکت کارینا، تجربهام بهعنوان برنامهنویس اندروید آغاز شد و رشد چشمگیری در کنار تیمی پرانرژی داشتم. با افراد فوقالعادهای آشنا شدم و رضایتم از دوران کاریام آنجا بالا بود. با وجود این، مدیریت گرايشمند به یک مسیر تکبعدی و مشکلات مالی شرکت باعث تعدیل نیروهای زیادی شد و امیدوارم مشکلات برطرف شوند و با ایدهها و نوآوریهای تازه به موفقیتهای بزرگتری برسیم.
اولین جایی هست که به طور واضح حرف کلام در مدیریت خیلی به هم نزدیکه. تعادل کار و زندگی بسیار خوب هست و وقتی کار تمام می شه، واقعا تمام می شه و می تونی با ذهن آزاد از بقیه زندگیت استفاده کنی.
در این شرکت احساس کردم نداشتن زمان کاری مشخص و مدیریت بیوقفه تسکها مثل یک وظیفه ثابت برای من بود، حتی در شبهای پنجشنبه و جمعه تا دقایق پایان کار هم این روند را حفظ میکردم. به نظر میرسد در این جا علاقهای به کار بر مبنای یک برنامه منظم و ساختاری وجود ندارد. به دلیل دشواری در جذب نیرو، کنار تیمی باکیفیت قرار گرفتم و فکر میکنم حقوق مناسب تنها مزیت دیگری است که تجربه به من ارائه میدهد.
محیط کار آرام و حرفهای است و از حضور در این تیم رضایت دارم.
به تجربهای عالی در محیط کار رسیدم که احساس میکردم میتوانم واقعا رشد کنم. این فضای کاری به من فرصت میداد تا با همکاران همدل و متخصص همکاری کنم و هر روز چیز جدیدی بیاموزم. در اینجا حس مشارکت و حمایت از طرف تیم خیلی پررنگ بود و از محیطی که فرصت ابراز نظر و رسیدن به دستاوردهای مشترک فراهم میکرد، رضایت داشتم. مسیر کار برای من با چالشهای مطلوب و انگیزهای روشن همراه بود که باعث شد به بهترین بودن فکر کنم و با روحیهای مثبت جلو بروم. overall، تجربهای بود که به من احساس امنیت و خوشایندی در کار میداد و میخواستم در آن ادامه بدهم.
در نخستین تجربهکاریام، فهمیدم که اگر این شرکت نخستین گام حرفهای کسی باشد، شاید بتوان به آن فکر کرد. اما برای من تجربهکار، وجود چنین محدودیت و ماهیت خاصی از کار بود که ارزش بررسی دقیق را داشت. در نهایت، دیدم که نمیتوانم آن را به دیگران پیشنهاد بدهم، مگر اینکه سابقهی کاری اولیهی فرد باشد.
در برخورد با این شرکت تجربهی من به عنوان کارشناس فنی کامل استک بود و میخواهم با صداقت توضیح بدهم که چه شرایطی را دیدم. تیم مدیریتی قبلی که پنج سال حضور داشتند، از تجربه کمرنگی برخوردار بودند و به نظر میرسیدند بیش از آنکه به توسعه و بهبود کارمندان توجه کنند، به روابط داخلی و سهمیهبندیهای نامتعارف بیشتر میپرداختند. برای کارمندان هیچ چشمانداز مشخصی از رشد و پیشرفت وجود نداشت و پاداشها به شکل تبعیضآمیز تخصیص میشد. خدماتیها و نگهبانها از بیمهی تکمیلی و سایر مزایا محروم بودند و منابع انسانی بیشتر به کنترل حضور و ساعات کاری میپرداخت تا حمایت از کارمندان. وعدههای ابتدایی ورود که با اشتیاق بیان میشدند، در عمل به هیچکدام تبدیل نمیشدند و تصمیمگیریها بیشتر به سلایق و دیدگاههای محفلی گره میخورد. سطح حقوق و مزایا به طور نامعقولی پایین بود. از مرداد ۹۸ تیم مدیریتی تازهای آمدهاند و امیدوارم بتوانند فضای کار را بهتر کنند. اما هنوز احساس میکنم که پرداخت اول کیش دربردارندهی اسم زیباست و پشت آن پتانسیل پشتیبانی از کارمندان با ساختار قوی و معتبر به چشم نمیآید.
من هنوز بعد از ده سال در این مجموعه حضور دارم و تجربهام را با شور و اشتیاق ادامه میدهم.
در این شرکت، نخستین تجربه من به عنوان برنامهنویس بکاند بسیار مثبت بود. فضای کار دوستانه و همدلی در میان تیم، همکارانی با دلسوزی و مدیریتی که قدر تجربهها را میداند، از جمله نکات برجسته بودند. جو مجموعه واقعا حس دوستانهای داشت و امکان رشد حرفهای هم بهوضوح وجود داشت. اگر قرار باشد بهترین شرکت ایرانی برای کار را نام ببرم، اینجا حتی از دومین گزینه هم میگذرد. تمامی اینها نتیجه دقت و کیفیت در انتخاب بهترینها از سوی مدیران این شرکت بود. بنابراین من این محیط را به بهترینها توصیه میکنم.
همیشه در اینجا احساس میکنم که شیوه مدیریت در این شرکت بیش از هر چیز دیگری با ثبات و کارآیی فاصله دارد. در طول مدت همکاری، تصمیمگیریها به شکلی ناهمگون و بیثبات به نظر میرسید و در چند ماه اخیر تغییر مکان تیم فنی چندین بار اتفاق افتاد. در کنار این هرج و مرج در حوزههای مختلف وجود داشت. به کارگیری افراد با تخصص بالا و پرداخت حقوق مناسب صورت میگیرد، اما گمان میکنم انتظار از آنها فراتر از توان معمول است، گویا هدف این است که با حقوق بالا انگیزه ارائه تعهد داده شود. از دید من رفتار مدیریتی بیشتر به سمت تکیه بر حقوق بالا و تضمین زندگی مادی است تا مدیریت کارآمد. در برخی مواقع، اعضای تیم فنی ترجیح میدهند ساعات کاری را تا حدی طولانی کنند و در مواردی از خانه کار کردن هم گزارش بوده است. اگر دنبال همکاری فنی با این مجموعه هستید، بهتر است حتما پیش از هر تصمیمی با نفرات فنی صحبت کنید تا چشمانداز روشنتری به دست آورید.
به دنبال تجربهای که در این شرکت داشتم، باید بگویم بیاعتمادی عمیق به آن دارم اما قصد ندارم قضاوت قطعی کنم یا اتهامی به کارفرما بزنم. در این تجربه میخواهم با صداقت بگویم اگر میخواهید واقعا وضعیت کار را لمس کنید، احتمالا بهتر است از نزدیک با این مجموعه ارتباط برقرار کنید و اگر فرصت همکاری موقتی پیدا کردید، به جای حقوق و مزایا، دربارهی رفتارها و رفتارهای احتمالی دیگر با دقت فکر کنید. در نهایت ممکن است با چالشهایی روبهرو شوید و در طی مسیر تنها بمانید، اما اگر خوششانس باشید و از داراییهای شخصیتان چیزی گروگان گرفته نشود، شاید بتوانید واکنش مناسب خودتان را پیدا کنید.
کار با شرکت دادهکاوان هوشمند توسن تجربهای بود که نقاط قوت و ضعفش را به شکل مشخص در ذهن دارم. مدیریت خوب و سازماندهی دقیق شرکت باعث میشد که همواره کارمندان در اولویت باشند و استانداردهای کاری آن از سایر شرکتهای همطبقه بالاتر به نظر برسد. محصولاتی که این شرکت تولید میکند از نظر کیفیت جایگاهی ممتاز در کشور دارد و اخیرا صادراتشان هم رونق گرفته است. فناوریهای مدرنی که به کار میگیرند، نشان میدهد انتظار از ما برای ارائه خروجی با کیفیت بالا وجود دارد و فرصتهای آموزشی حین کار هم فراهم است. به طور کلی نظم و سازگاری داخلی شرکت خوب است، اما فرهنگ کاری همچنان تا حدودی سنتی باقی مانده و مدیریت منابع انسانی با رویکردی قدیمی دنبال میشود، و گاهی شناوری ساعات کاری به شکل کافی انجام نمیشد. در سالهای گذشته مشکلات مالی قابلتوجهی وجود داشت، که از سال ۹۴ به بعد تا حد زیادی برطرف شده است و گاهی ممکن بود پرداختیها با تاخیر کوتاه انجام شود. یکی از نکات منفی، حقوق ورودی کار است که پایینتر از استاندارد انتظار میشود، هرچند با ارزیابی فنی، حقوق و مزایا نسبت به عملکرد تغییر میکند و بهبود مییابد.
من به عنوان فرانتاند، برای یک پروژه استارتاپی استخدام شدم و به طور کامل اختیار رفتوآمد با خودم بود. بعد از سه ماه کار، با تاخیر در واریز حقوق و در نهایت اعلام کنسلی پروژه، گفتند دستمزد پرداخت نمیشود و ارزش کارم تنها برای جیب صاحب ایده است و باید حق و حقوقم را از صاحب ایده بگیرم. در عمل فقط برای کانال و شبکهسازی استفاده شده و برای نیروی انسانی هیچ چیزی جز چای فراهم نبود.
در شرکتی فعالیت میکردم که در زمینه واردات و توزیع فعالیت میکند و به همین دلیل حقوق کارکنان فروش نسبتا مطلوب بود، اما برای دیگر نقشها مزایایی چندانی در نظر گرفته نمیشد. فضای کار بهطور کلی باز و مدرن بود و به صورت اوپن آفیس طراحی شده بود. مدیریت برخلاف ظاهر، از تفکر سنتی پیروی میکرد.
با وجود ظاهر موفق شرکت، تجربه من در ایران دوستان پر از ناکامیهای پنهان است و من حالا قصد دارم تصویر روشنتری از آن ارائه دهم. چند سالی را در این شرکت سپری کردم و در مورد حقوق، برخلاف قولی که در شروع کار از مدیر بخش شنیده بودم، هیچ تغییری متناسب با پیشرفت یا حجم کارم احساس نکردم. کار سنگین بود اما دستمزد عادلانه به نظر نمیرسید و مشکلات حاشیهای شرکت آنقدر زیاد بود که هیچ فرصت واقعی برای پیشرفت باقی نمیماند. از طرفی ارتقای درجه بر پایه شایستگی یا توسعه شغلی صورت نمیگرفت و بیشتر به ارتباطات و آشنایی با مدیران وابسته بود تا دانش یا تجربهی فرد، به طوری که کسی با زمینهی تحصیلی غیر مرتبط میتوانست مدیر بخشی شود در حالی که با دانش منطبق بر کار، جایگاه بالاتری داشت. اگرچه ایران دوستان به ظاهر شرکت موفقی مینماید، فضای روانی کارمندان به شدت مساعد نبود و رقابتهای ناسالم بین مدیران بخشها به طور غیرمستقیم بر همهی واحدها تحمیل میشد. تمایل مدیران ارشد به تبادل نظر با کارکنان کم است و معیار ارزیابی عملکرد به نظرات هر بخش بستگی داشت. نتیجه این وضعیت این بود که اگر مدیری با کارمندش مشکلی شخصی داشت یا تصور میکرد دانش او از مديریت خود کمتر است، میتوانست اوضاع را طوری نشان دهد که به اخراج یا استعفای آن کارمند منجر شود. پس از سالها همکاری از شرکت جدا شدم و در آخرین روزهای کاری تسویهحساب دقیقی انجام ندادند. سفتهای به مبلغ ده میلیون تومان که به عنوان حسن انجام کار به امانت گذاشته بودم تا شش ماه پس از قطع همکاری برگردانده شود، هنوز به دستم نرسیده است. با اتکا به تجربهی من از این شرکت، حتی اگر حقوق و مزایا تغییر کند، به خاطر فضای کاری و شرایط محیطی، این سازمان را به هیچ عنوان به کارجویان پیشنهاد نمیکنم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.