وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۸٬۱۰۸ تجربه منتشرشده – صفحه ۵۰ از ۴۰۶
شکوفامنش
تولید و صنایعتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس۱۸ تیر ۱۴۰۵
۱٫۰
مدیران سنتی بی سواد و باند باز

یکی از بدترین شرکت ها محیط سم وحشتناک همه دنبال خاله زنکی متاهلا همه دنبال خانم بازی حتی تو لول مدیران البته تو ظاهر خودشون مذهبی و کار درست جلوه نیدن اما در اصل میپرن تو دایرکت اینستا و روابطو… پیش یکی از سمی ترین ها ع.خ کار میکردم مدیر توسعه که قشنگ باند بازی داره ینی هرکی بیشتر پاچه خواری میکرد جا داش و افراد واقعا با استعداد اصلا راه نمیداد تو تیمش بودم هرچی بگین دیدم از این ادم شوخی های جنسی با خانم ها دعوت به باغ قلیون… ادم بی سواد بی لول خودش فارسی به زور حرف میزد توقع داشت یکی که میاد تافل داشته باشه کلی محصول با تظر ایشون تولید شد که ایراد برندی داشتن و حجم بالایی اسپری مایع دسشویی و… پالت پالت مرجوع میشد و همش ضرر اما هیچکسی چیزی بهش نمیگفت بخاطر همون باندبازیاش این ادم با دیپلم و پاچه خواری رشد و فقط سابقه طولانی که داشت رشد کرد نه صلاحیت و این فرهنگو ادامه میده

عدالت گستر اجلاس
وکالت و حقوقیتهران
مصاحبه
کاربر ناشناس۱۸ تیر ۱۴۰۵
در انتظار نتیجهسختی: آسان
کارشناس فروش

در مصاحبه ابتدا درباره سوابق کاری و تحصیلی سؤال شد اما بخش قابل توجهی از مصاحبه به سؤالات شخصی اختصاص داشت. از جمله درباره شغل پدر و مادر و وضعیت خانواده. وقتی پرسیدم این سؤال چه ارتباطی با موقعیت شغلی دارد پاسخ داده شد که برای شناخت خانواده متقاضی این اطلاعات لازم است. بعد از آن نیز چند سؤال دیگر درباره پدرم مطرح شد. در ادامه توضیحات مربوط به شغل تا حدی مبهم بود. اعلام شد که جزئیات کامل کار را بعد از شروع همکاری متوجه خواهم شد. به نظر من بهتر است متقاضیان قبل از پذیرش درباره جزئیات پورسانت نحوه آموزش وظایف دقیق شغلی و شرایط دوره کارآموزی سؤال کنند چون در جلسه مصاحبه پاسخ شفافی به همه این موارد داده نشد.

هواپیمایی ایران ایرتور
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسطراح محصول۱۸ تیر ۱۴۰۵
۳٫۷
دپارتمان تحقیق و توسعه

کار کردن تو ایران ایرتور در مجموع برای من لذت بخش بود. نقطه عطفی بود که اونجا بسیار یاد گرفتم و در بعضی موارد هم تونستم چیزهای جدید زیادی تجربه کنم. از مدیریت خود دپارتمانمون واقعا خاطرات خوبی دارم از همکارانم هم همینطور. محیط در مجموع طوری بود که همه برای بهتر شدن پروژه تلاش می کردن. اونجا یه طورایی محل امن منه که روزهای سختی هم توش داشتم و می دونم در بعضی موارد افراد کارشون رو درست انجام نمیدادن یا به افراد دیگه بهای بیشتری داده میشد. ولی به نظرم نقاط مثبت بیشتره و خوشحالم از چهار سالی که اونجا کار کردم.

هایپرمی شعبه نیاوران
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسصندوقدار۱۸ تیر ۱۴۰۵
۲٫۲
تجربه کار به عنوان صندوقدار در فروشگاه هایپرمی

من مدتی به عنوان صندوقدار در فروشگاه هایپرمی کار کردم و خواستم تجربه‌ ام رو برای کسانی که قصد همکاری با این مجموعه رو دارن بنویسم. محیط کار از نظر ظاهری بزرگ و منظم بود اما متاسفانه بعضی مشکلات جدی در رفتار کارکنان مدیریت داخلی و شیوه برخورد با نیروها وجود داشت که برای من آزاردهنده بود. یکی از مهم‌ترین مشکلات نبود نظارت درست روی رفتار پرسنل بود. برخوردهای تحقیرآمیز توهین‌آمیز یا غیر حرفه‌ ای از سمت برخی نیرو های داخلی به خصوص نیرو های حفاظت بار ها تکرار شد و وقتی این مسائل رو با مدیران در میان گذاشتم رسیدگی مؤثری انجام نشد. فضای کاری به جای همکاری و احترام بیشتر حالت کنترل شدید ایراد گیری و ایجاد استرس داشت و کوچک‌ ترین اشتباه تبدیل به ابزار فشار روانی می‌ شد. در مواردی هم رفتار هایی دیدم که به هیچ عنوان در یک محیط حرفه‌ ای قابل قبول نیست. گرچه نمی‌ خوام وارد جزئیات ناراحت‌کننده بشم اما در حدی بود که احساس امنیت و آرامش لازم برای کار کردن وجود نداشت و همین باعث شد بعد از مدتی از ادامه همکاری منصرف بشم. در نهایت برای دریافت حق و حقوقم هم با تأخیر و مشکلات اداری روبه‌رو شدم و مجبور شدم روند قانونی طی کنم تا حقوقم کامل پرداخت بشه. این تجربه شخصی منه و شاید دیگران تجربه متفاوتی داشته باشن اما اگر کسی فرد آرام حساس یا دقیق هست بهتره قبل از شروع همکاری با این مجموعه بیشتر تحقیق کنه. امیدوارم مجموعه در آینده مدیریت حرفه‌ای‌ تری روی رفتار کارکنان و روندهای اداری داشته باشه.

موسسه علامه حلی
آموزش، مدارس و دانشگاه‌هاتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسپشتیبان تحصیلی پاره وقت۱۸ تیر ۱۴۰۵
۱٫۰
فرار کنید ازش فقط همین

رفتار بد سرپرست ها و مدیران عدم هماهنگی در کارها حجم کار فوق العاده بالا حقوق و مزایا خیلی کم ( پایین تر از وزارت کار عملا ) ساعت کاری متغیر هست و مواقعی که از قبل برنامه ریزی انجام شده برنامه تغییر میکنه آپدیت ها و تغییرات کاری یهویی و بی برنامه بودن در طول مدت قرارداد حقوق به صورت ساعتی هست و نه ساعتی که درگیر فرآیند کار هستی صرفا ساعتی که دقیق داخل تماس بودی با دانش آموز که خب در طی روز اگر 12 ساعت وقت بزاری حدود شاید 8 ساعت خروجی ازش دربیاد که میشه ساعت کاری وزارت کار عملا بیشتر کارش توی عصر هست که دانش آموزا مدرسه نباشن و تعداد خیلی کمی هست که صبح باشه تماس هاشون مشکلات کاری و قطعی سامانه و خیلی موارد هست که رسیدگی نمیشه و نیرو ها معمولا شاکی هستن ولی هیچ تاثیری نداره و هر دفعه اعتراض بکنی میگن سفته ات رو میزاریم اجرا و جریمه ات میکنیم و فلان اگرم خیلی خیلی نیروی خوبی باشی همینطوری نگاهت میکنن میگن خب همینه که هست و دیگه قرارداد بعدی رو خب امضا نکن و اصلا احترام گذاشتن معمولی رو هم بلد نیستن واقعا و همش تیکه میندازن توی موقعیت های مختلف و نگاه از بالا به پایین دارن به پشتیبانان اکثر کار به صورت دورکاری هست ولی طبق خواسته اونا هست یعنی تعطیلات رسمی عید نوروز همه اینا باید کارشون انجام بشه و اهمیتی براشون نداره 1 روز باید هر هفته به صورت حضوری اومد داخل خود موسسه توی میدان فردوسی تهران

ایویز
مخابرات و ارتباطات (تلکام)تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسطراح محصول۱۸ تیر ۱۴۰۵
۱٫۷
بدترین تجربه کاری

یکی از غیر حرفه ای ترین سازمانهایی که باهاشون کار کردم، چه از لحاظ مدیریت منابع انسانی، چه از لحاظ پروسه های کاری در روند پیش برد وظایف. از همون اول on boarding بسیار ضعیفی داشتن. یه داکیومنت ناقص دادن که خودت بخون. روز اولی که وارد شرکت شدم اصلا سیستم نداشتم و دیوار رو تماشا می کردم. بسیار کنترل گر هستن در حدی که مدیر محصول از ما می پرسید مرخصی برای چی می گیرید. و اینکه علاوه بر دوربین شنود هم داره شرکت. وضعیت اینترنت شرکت هم که بماند بعضی اوقات انثدر بد بود که هات اسپات می کردیم به گوشی خودمون. مافیای زیادی هم وجود داره هر چقدر به مدیران رد بالا نزدیک باشی امنیت شغلی داری در غیر اینصورت دائم باید نگران تعدیل باشی. از اول سال 1405 هم که اوضاع با توجه به جنگ نابود شد ایویز با شنیع ترین حالت ممکن و تخریب منابع انسانیش ازشون خداحافظی می کرد و همچنان هم تعدیل در این شرکت ادامه داره. فضا هم تا حد خوبی مذهبی هست طوری که هر کس نمی تونه آزادانه عقاید خودش رو داشته باشه. موقع خداحافظی هم طوری که انگار دزد گرفتن سه نفر به همراه خود مدیر عامل اومدن لپ تاپ من رو ازم گرفتن. من به شخصه کار کردن تو این شرکت رو به هیچ کس توصیه نمی کنم.

کاراباما
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۸ تیر ۱۴۰۵
۱٫۰
کارشناس

تجربه کاری من در این مجموعه یکی از بدترین تجربه‌های حرفه‌ای‌ام بود. محیط کار کاملاً سمی و پر از استرس بود و به جای ایجاد فضای همکاری، فشار و تنش دائمی وجود داشت. مدیریت مجموعه رفتار حرفه‌ای نداشت، برخوردها اغلب با بی‌احترامی و بددهنی همراه بود و کوچک‌ترین ارزشی برای کارکنان قائل نمی‌شد. حجم کار بسیار زیاد بود و انتظار می‌رفت حتی در شب‌ها، آخر هفته‌ها و ایام تعطیل نیز بدون در نظر گرفتن تعادل بین کار و زندگی در دسترس باشیم. با وجود این حجم از مسئولیت و فشار، حقوق پرداختی در حد پایه و به هیچ عنوان متناسب با میزان کار و انتظارات نبود. وعده‌های مختلف نیز در عمل محقق نمی‌شد و هیچ برنامه مشخصی برای رشد، آموزش یا پیشرفت کارکنان وجود نداشت. یکی از نکات قابل‌توجه این بود که در کمتر از ۶ ماه، نزدیک به ۱۰ نفر از کارکنان این مجموعه از آن جدا شدند. از دید من، بخش قابل‌توجهی از این جابه‌جایی‌ها با مشکلات مدیریتی و نحوه برخورد خانم محمودی هم‌زمان بود. رفتارهای غیرحرفه‌ای، لحن نامناسب و فضای پرتنش باعث شده بود بسیاری از کارکنان تمایلی به ادامه همکاری نداشته باشند. این میزان بالای خروج نیروها، به نظر من، نشان‌دهنده وجود مشکلات جدی در محیط کار و شیوه مدیریت بود و تأثیر مستقیمی بر انگیزه، آرامش و رضایت کارکنان می‌گذاشت. در مجموع، اگر به دنبال محیطی حرفه‌ای، محترمانه و با مدیریت اصولی هستید، این مجموعه انتخاب مناسبی نیست. امیدوارم این تجربه برای افرادی که قصد همکاری دارند مفید باشد و بتوانند با آگاهی بیشتری تصمیم بگیرند.

خوشگوار
کالای مصرفی و خوراکیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۱۸ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
منابع انسانی واقعاً افتضاح

مدت کوتاهی است که اینجا کار می‌کنم و در کل فضای کار چندان بد نیست، اما واحد منابع انسانی را مشکلی عمده می‌دانم. گمان می‌کنم آنها همیشه دنبال برنامه‌ریزی و کنترل‌اند و با چند نفر از همکاران در قالب نقشه‌ای دورکاری می‌نمایند که حسابی برایم آزاردهنده شده است. به نظر می‌رسد وقتی از منابع انسانی صحبت می‌کنم، انگار با منابع غیرانسانی روبه‌رو می‌شوم؛ کند و بی‌حال و عملاً بی‌فایده به‌نظر می‌رسد.

شیمی مارکت سپاهان
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
مصاحبه
کاربر ناشناستحلیل‌گر سیستم۱۸ تیر ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
یه دور مصاحبه حسابی

در نخستین گام چند نفر به طور همزمان با من مصاحبه کردند؛ یکی از تیم منابع انسانی و دو کارشناس از واحد مربوطه بودند. مصاحبه از منابع انسانی بیشتر حول شخصیت و واکنش‌های من به موقعیت‌ها بود، در حالی که گفت‌وگو با دو کارشناس فنی واحد، به شکل نسبتاً سنگین و طولانی انجام شد و حدود یک ساعت و نیم به طول انجامید تا جایی که ذهنم خسته شد. سپس به‌طور جداگانه با دو مدیر ارشد صحبت کردم؛ یکی قصد داشت توانمندی‌ها و استعدادهایم را بشناسد و دیگری بیشتر درباره سوابق تحصیلی و تجربه‌های کاری و کمی هم درباره انگلیسی سوال کرد. تا این لحظه همه گفتند که قبولم می‌کنند و تنها مرحله نهایی باقی مانده است که هنوز تاریخش به من نگفته‌اند. نکته‌هایی که به نظرم مهم آمد عبارت‌اند از اعتماد به نفس بالا، تسلط خوب به زبان و آمادگی پیش از حضور در جلسه با بررسی دقیق مجموعه.

گیسونت
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
مصاحبه
کاربر ناشناسمدیر دیجیتال مارکتینگ۱۸ تیر ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
داستان مصاحبه و دودلی

شرکت گیسونت همیشه برایم یک تجربه آموزنده بود. در مهر ماه سال هزار و سیصد و نود و هفت، رزومه‌ام پذیرفته شد و بعد از چند جلسه مصاحبه، با دو نفر از مدیران آنجا که به نظر آدم‌های بااخلاص و صادق می‌آمدند، گفت‌وگوها کاملاً هم‌سو بود. همه چیز به طرف آغاز کار پیش می‌رفت، اما هم‌زمان دو پیشنهاد دیگر هم داشتم که از نظر حقوق و ساختار بهتر به چشم می‌آمدند. دفتر این شرکت کوچک بود و تنها دو، سه نفر احاطه‌کننده‌ی تیم بودند، و هدفشان رقابت با فروشگاه‌های بزرگ اینترنتی آن زمان بود. احساس می‌کردم با تمام تجربه‌ام هم نمی‌توانم به‌تنهایی این کار سنگین را پیش ببرم. حقوق پیشنهادی هم با چشم‌انداز شرکت هم‌سو نبود. به همین دلیل مسیرم را به سمت شرکت دیگری کشیدم که بعدها فهمیدم شاید گزینه بهتری نبود. مدیران آن شرکت بارها تماس گرفتند و همکاری را پیشنهاد می‌دادند، حتی پیشنهاد بهتری هم مطرح کردند، اما از روی احترام پوزش دادم و نپذیرفتم. در حقیقت هدف از نوشتن این تجربه، ادای دین به رفتارهایشان بود.

تولیدی قطعه کاران
تولید و صنایعفلاورجان
مصاحبه
کاربر ناشناسمدیر دیجیتال مارکتینگ۱۸ تیر ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
مصاحبه‌ای عجیب با سوالای بی‌ربط

من برای فرصت شغلی مدیر دیجیتال مارکتینگ به شرکتی فرستاده شدم که اصلاً همون چیزی نبود که انتظار داشتم. جلسهٔ اول بیشتر حول نحوهٔ کار من در شرکت قبلیم می‌گذشت که البته رقیب همین مجموعه محسوب می‌شد. سعی کردم محرمانگی را حفظ کنم و پاسخ دهم، و در پایان گفتند از صحبت‌های من راضی‌اند و خیلی سریع ازم خواستند حضوری بیام. آدینهٔ صبح تماس گرفتند و گفتند همان عصر ساعت سه بیام. من گفتم ساعت چهار بهتر است، اما گفتند امکان ندارد. خودم رسیدم و تا ساعت چهار در لابی دفتر شرکت منتظر بودم تا با یکی از مدیران ارشد مصاحبه کنم. سؤالات به‌شدت غیر معمول و بی‌ربط بودند: آشپزی می‌دانی؟ سبزی‌های مخصوصی که برای ماهی شکم‌پر استفاده می‌شود را می‌شناسی؟ اگر فردا در تصادف جان بدهی، به خانواده‌ات خواهی گفت یا نه؟ به روح و باورهایت اعتقادی داری؟ بعد از آن مصاحبهٔ عجیب گفتند صبر کن تا با مدیر منابع انسانی هم صحبت کنم. بیست دقیقه طول کشید تا آمدند و گفتند برای جلسه‌ای فوری ضرور است و باید بروی و بعداً تماس می‌گیریم. دیگر هیچ‌وقت تماس نگرفتند. حتى نفهمیدم آیا به‌خاطر بلد نبودنِ سبزی‌های ماهی شکم‌پر رد شدم یا به‌خاطر سوالات دربارهٔ مرگ و روح.

مهندسی تابکو
نفت و گازتهران
مصاحبه
کاربر ناشناسدولوپر جاوا۱۸ تیر ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: آسان
مصاحبه جاواِ راحت و آروم

شرکت مهندسی تابکو را تجربه کردم و می‌خواهم از روز مصاحبه برای یک شغل دولوپر جاوا بگویم. با جاوا تقریبا شش ماه کار کردم؛ یک ماه با SE و حدود سه ماه هم با اسپرینگ. در حال یادگیری بودم و تمرین‌های زیادی انجام داده بودم. روز مصاحبه خیلی راحت پیش رفت؛ اکثر سوال‌ها آشنا بودند و مشکلی برای پاسخ دادن نداشتم. از نتیجه راضی بودم. گفتنی است که مصاحبه حدود نیم ساعت طول کشید، گفتگو بیش از حد نبود و سوالات بیهوده‌ای پرسیده نشد. برخورد مصاحبه‌کننده عادی، آرام و منطقی بود. سوالات هم همان مواردی بودند که معمولاً از یک دولوپر جاوا می‌پرسند. واقعاً نمی‌فهمیدم چرا برخی نظرهای منفی داده بودند. در روز مصاحبه از نظر جسمی خیلی خسته و عصبی بودم، اما فضای کار آرام بود و میان‌کاری مصاحبه‌کننده با انتظار من کاملاً فرق داشت و به طرز مثبتی surprisedم کرد.

زی زی کیدز
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
مصاحبه
کاربر ناشناسسرپرست فروش۱۸ تیر ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
مصاحبه سرپرست فروش؛ آخرش نشد

به تازگی از طریق تماس تلفنی با یک شرکت رفتم و روز ملاقاتی در دفتر آن‌ها داشتم. جلسه مصاحبه در همان روز بین واحد منابع انسانی و تیم فروش برگزار شد و فضای مصاحبه آرام و احترام‌آمیز بود. در فرم توضیح دادم که از یک آموزشگاه تحصیل کرده‌ام، کارشناسی دارم اما تنها ۹۶ واحد پاس کردم و در نهایت کاردانی گرفتم؛ این موضوع برای‌شان نکته‌ای منفی بود. به نظر می‌رسید مدیران آنجا به‌ظاهر برای مدیران فروش سطح تحصیلی بالاتری را ترجیح می‌دهند و برای سرپرستی و مدیران که حداقل فوق‌لیسانس را می‌طلبند، معیارهای بالاتری در نظر می‌گیرند، هرچند در عمل این موضوع خیلی روشن نبود. به طور کلی فضا مودبانه بود و برخورد معاون فروش هم مثبت بود، اگرچه اطراف او بیشتر همکاران قدیمی شرکت بودند. در پایان اعلام کردند از من خوششان آمده اما در حال حاضر با شرایط موجود سازگار نیستم. هفته بعد تماس گرفتند و گفتند با وجود علاقه به من، kandidat شرایطشان را نمی‌بیند.

شتاب دهنده كاتوس پارس
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتمشهد
تجربه کاری
کاربر ناشناسسینیر برنامه‌نویس بک‌اند۱۸ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
جو سمی، مدیریت افتضاح

در یک محیط کار با جو سمی روبه‌رو بودم و صادقانه بگویم، تجربه‌ی من از کار در اینجا خیلی دشوار بود. نزدیک هشت ماه به عنوان بک‌اندِ ارشد اونجا بودم و در نهایت تصمیم گرفتم از ادامه‌ی کار منصرف شوم. برای لید فنی واقعاً وجودی حس نمی‌شد؛ معاون نرم‌افزار هم هم‌زمان نقش لید و مدیر را داشت و به‌اصول اخلاقی و سطح دانش فنیِ او اعتماد نداشتم. اگر مناسبات لابی‌گری و چاپلوسی را رعایت کنی، شاید بهت نزدیک شود، در غیر این صورت احتمال دارد که زیرآب تو را بزند. تیم خیلی کوچک بود و فقط سه یا چهار نفر بیشتر نبودند؛ از طرفی همیشه افراد تغییر وضعیت می‌دادند و طی یک سال هم تیم رشد معناداری نداشت. نکته‌ی جالب این بود که آگهی‌های پُست همواره فعال باقی می‌ماندند. ما هرگز نتوانستیم محصولی باکیفیت و آماده برای عرضه ارائه دهیم؛ چون کار به طور مداوم از یک تسک به تسک دیگری می‌رفت و پایانِ کار هیچ‌وقت تضمین نمی‌شد که کار قبلی تمام شده باشد. حقوق به‌موقع پرداخت نمی‌شدند، قرارداد معمولاً به دست نمی‌آمد، فضای شرکت از نظر رسمی‌گری و ساختار همواره خشک بود و با رفت‌وآمد مداوم نیروها روبه‌رو بودیم. با دوربین‌های کنترل دائم مواجه بودیم و حتی برای کارهای کوچیک هم باید امضا می‌گرفتند. اینها را گفتم تا برای خودم یا دیگران رویکرد منفی نسبت به محیط کار را تبلیغ نکنم؛ فقط هدفم این بود که شادی و امید همکاران توی محیط کارشان به خطر نیفتد.

مدرسه ویژه
آموزش، مدارس و دانشگاه‌هاتهران
مصاحبه
کاربر ناشناسکارشناس هاست۱۸ تیر ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
مصاحبهٔ کوتاه برای کارشناس هاست

برای مصاحبه دعوت شدم و قبل از حضور، رزومه‌ام را فرستاده بودم؛ با وجود اینکه دقیقاً سر وقت نرسیدم، گفتند عجله‌ای نیست. فرصت جلسه را مدیر فنی به طور مستقیم برگزار کرد و مسئول پشتیبانی حضور نداشت. تقریباً نیم ساعت طول کشید و در خلال آن هم پرسش‌های فنی مطرح شد و هم سوال‌های عمومی؛ به نظر می‌رسید اولویت شرکت، وفاداری به سیستم و چارچوب‌های آن است، چون دوره‌ی کارآموزی حقوق داشت.

حاج ابزار
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
مصاحبه
کاربر ناشناساندروید دولوپر۱۸ تیر ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
مصاحبه با کلی معطلی

به نظر می‌رسید از طریق یک سایت کاریابی، رزومه‌ام رو ارسال کردم و چند روز بعد تماس گرفتند و برای هفته‌ی بعد وقت مصاحبه دادند. روز رفتن به شرکت، در بدو ورود فرم کوچکی در اختیارم گذاشتند که دقیقاً همان اطلاعات رزومه‌ام بود و باید دوباره پرش می‌کردم. حدود نیم ساعت معطل شدم تا نوبتم برسد، بعد با یکی از اعضای تیم فنی درباره تجربه‌هایی که داشتم صحبت کردم و اون درباره پروژه‌های شرکت صحبت کرد. گفتند باید با فرد دیگری هم صحبت کنم، باز هم نیم ساعت معطل شدم و در نهایت با فردی دیدار کردم که بعدها فهمیدم مدیرعامل است. او گفت‌وگویی فنی نبود و از نمونه‌کار من درخواست کرد و مدام تأکید کرد که دلیل کجاها کد من به این شکل اجرا شده است. به نظر می‌آمد تا حالا با توسعه اپ اندروید کار نکرده. در نهایت، دو نفر مرتب می‌پرسیدند که آیا توانایی‌هایم را دارم یا نه و روند مصاحبه با کمی بی‌نظمی همراه بود.

ماهریس بافت
تولید و صنایعتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسمسئول دفتر۱۷ تیر ۱۴۰۵
۱٫۰
تجربه کاری

مزخرفترین شرکتی که میتونی توش کار کنی مدیر عامل و معاونش هر دو روان پریش اگه برای خودت ارزش قائلی هیچوقت نروووووووووو

بیمه
ناهار رایگان
عدم پیشرفت
محیط غیر حرفه ای
مدیریت ضعیف
عدم توازن کار و زندگی
عدم امنیت شغلی
شبکه اطلاع رسانی طلا، سکه و ارز
مالی و اعتباریتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسمسئول دفتر و پشتیبانی۱۷ تیر ۱۴۰۵
۳٫۰
تجربه من از کار در این شرکت

تو اون ۶ ماهی که تو شرکت بودم، واقعاً محیط شرکت رو دوست داشتم. همکارها به‌شدت خوب بودن و یکی از بهترین بخش‌های این تجربه برای من بودن. مدیرعامل هم ۳ روز مهربونه، ۴ روز عصبیه! 😄 هر کاری داشتید، تو همون ۳ روز مهربونیش بهش بگید. به‌نظرم نقطه‌ضعف شرکت، بخش منابع انسانیشه که انگار تو آسموناس! مثلاً باهات خداحافظی می‌کنن، ولی خودت تازه یه ماه بعد می‌فهمی. غیر از این، حقوق همیشه به‌موقع پرداخت می‌شد و این شرکت خیلی تو پیشرفت کاری من تأثیر داشت. در آخر هم از مهندس فروغی بابت فرصتی که بهم دادن و چیزهایی که یاد گرفتم، خیلی ممنونم.

انتشارات جنگل
رسانه و انتشاراتتهران
مصاحبه
الف -عمدیر۱۷ تیر ۱۴۰۵
در انتظار نتیجهسختی: متوسط
مصاحبه حرفه ای

بعد از مدتها یک منابع انسانی حرفه ای را دیدم اقایی به نام فضلی با من مصاحبه کرد که پر از تکنیکهای قوی بود و به نظرم دانش نسبتا خوبی داشت ایشان دو‌مصاحبه شونده را همزمان پذیرش کردند و اجازه دادند این دو کارجو با هم صحبت کنند من چنین تجربه ای قبلا نداشتم اما این روش برام جذاب بود از این جهت که کارجوها در مقایسه با هم سنجیده میشدند و البته که این تکنیک به نظرم فقط در سطح مدیران ارشد قابل پیاده سازی است

خبره پرداز پارس
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
مصاحبه
کاربر ناشناس۱۷ تیر ۱۴۰۵
در انتظار نتیجهسختی: متوسط
مصاحبه ناشناس

مدیرعامل اینجا فکر کرده چون اوضاع اقتصادی خرابه اینم می‌تونه هر غلطی دلش خواست بکنه. نحوه پرداخت‌شون به این صورت هست که عدد درخواستی شما رو ضربدر ۱۲ می‌کنن تا عدد سالیانه به دست بیاد، سپس عدد سالیانه رو تقسیم بر ۱۶ می‌کنن و هر ماه ۱/۱۶ عدد سالیانه (یعنی ٪۷۵ عدد درخواستی ماهانه!) رو به عنوان حقوق پرداخت می‌کنن و هر سه ماه یک بار هم ۱/۱۶ عدد سالیانه رو به عنوان پاداش پرداخت می‌کنن! اما چون پاداش هست می‌تونن پرداخت نکنن تو این اوضاع و مدیرعامل گفت یا ۱/۱۶ کامل یا کمتر یا بیشتر رو بر اساس عملکرد پرداخت می‌کنیم. اما بیمه، مالیات، عیدی، و سنوات شما بر اساس همون عدد ٪۷۵ از حقوق درخواستی محاسبه می‌شه که کاملا به ضرر شماست. چرا باید تو این وضعیت اقتصادی ٪۲۵ حقوق من و امثال من دست شما بمونه و باهاش کاسبی کنید و بعد از سه ماه، پول خودم رو به عنوان پاداش بهم پرداخت کنید؟! تازه اگه پرداخت کنید، چون از اول دنبال بهانه هستید! مدیرعامل گفت پرداخت عدد اصلی بستگی به محاسبات مالیات داره که این هم یک بهانه هست که هر بار خواستن عدد کمتری پرداخت کنن. سه نوع قرارداد باهاتون می‌بندن + سفته! یک قرارداد کار باهاتون می‌بندن که قطعا یک‌طرفه خواهد بود. یک قرارداد NDA برای پروژه‌های شرکت. یک قرارداد تعهدات حرفه‌ای که شما باید تعهد بدید تا پایان مدت قرارداد در شرکت می‌مونید! اگر داستان گروگان‌گیری و بهره‌کشی از نیروی کار نیست چرا این همه تضمین می‌خواید از یه نیروی کار؟ قطعا دنبال سواستفاده هستید، قبلا در گروه ویکی‌تجربه تلگرام خوندم که گفته بودن جوان‌های مردم میرن این شرکت و گرفتار می‌شن. موقعیت شرکت جنب میدان نیلوفر در سهروردی هست، جای بسیار شلوغ، و داخل کوچه شرکت شما حتی جای پارک موتور پیدا نمی‌کنید. دو طبقه مجزا از هم فکر می‌کنم ۳ و ۵ دارند که شما احتمالا باید بین این طبقات با آسانسوری در رفت‌وآمد باشید که اندازه‌ی تابوت متحرک هست و به سختی ۳ نفر ظرفیت داره. دوستان عزیز، می‌دونم فشار اقتصادی روی همه‌مون هست، ولی این شرایطی که گفتم اسمش هرچی باشه کار نیست. برای تخصص و اعصاب و روان و وقت و انرژی و انگیزه خودتون احترام قائل باشید و با این مدل آدم‌های مریض و سمی، و شرکت‌های دوزاری کار نکنید.

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.