در شش ماهی که در این مجموعه کار کردم، تجربهام چندان مطلوب نبود. مرخصی به سختی اجازه میدادند و فضای کار ناسالم بود، بهگونهای که هیچوقت روی حقوقم حساب باز نکردم. علاوه بر این، رفتار مدیران از بالا به پایین بود و فضایش درست به نظر نمیرسید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
سه سالی میشود که در آکادمی طلا فعالیت دارم و از دوران کارآموزی در بخش سرمایهگذاری تا به امروز با تغییر و پیشرفت زیادی روبهرو شدم. در این مدت هم سطح دانشم رشد کرد و هم جایگاهم از نظر ارتباطی رشد یافت. این ترکیب موجب شد همزمان با ادامهی تحصیل، کار را با جدیت و حرفهایتر دنبال کنم. تجربههایی که در اینجا کسب کردهام، به ویژه در زمینه بورس آمریکا، اقتصاد، هوش مصنوعی و نحوهی تحلیلها، به تواناییهایم اضافه کردهاند و تأثیر مثبتی روی زندگی شخصیام هم داشتهاند. اگر دنبال کشف فعالیتهای تازه در حوزه سرمایهگذاری هستید یا میخواهید در محیاتی کار کنید که دانشبهصورت واقعی پررنگتر از مدرک است، پیشنهاد میکنم حتماً به کار در این تیم فکر کنید.
در مصاحبهای با شرکت مهدکودک قصر ستارهها شرکت کردم که مربوط به لجستیک و فروش بود. ابتدا احساس کردم برای موفقیت در این فرایند شانسی دارید و بدون ارتباط ویژهای هیچ شانسی ندارید. سوالاتی که مطرح شد به نظر میرسید ارتباط کمی با مسئولیتهای شغلی داشتند و بیشتر بیربط بود. به نظر میآمد که تیم مصاحبه تجربه کافی از روند استخدام ندارد و اطلاعات مربوط به تجهیزاتی که تازه وارد کردهاند هم بهطور دقیق روشن نبود. به طور کلی رفتار مصاحبهشون دوستانه و مهربان به نظر میگرفت، اما به شکل غیرواقعی و مصنوعی بود و بهنظر میرسید هدف از مصاحبه تنها استخدام نیست. بهاحتمال، رزومهام بهدرستی بررسی نشده یا حتی دانلود نشده بود. نتیجهاش این شد که بدون ارتباطات یا پارتی، شانس زیادی نبود و هیچ ویژگی خاصی از من برایشان اهمیت پیدا نکرد.
من حدود یک سال و دو ماه بهعنوان مشاور حقوقی در شیفت عصر یک شرکت با دو شیفت صبح و عصر کار میکردم. تجربهای که دانشگاه خیلی ازش حرف نزد، برای من واقعاً پرشور و آموزنده بود؛ با تماسها و پروندههای متنوع سروکار داشتم و تیم آموزش همواره کنارم بود. یادگیریهای حقوقی زیادی از همین دوران گرفتم و تا حد زیادی به صلاحیت فعلیم کمک کرده است. پرداخت حقوق معمولا تا اول ماه درج میشد و بیمه و بیمه تکمیلی هم داشتیم. نکتهٔ مثبت دیگر این بود که آخر شب، تعدادی از همکاران را با اسنپ رفت و آمد میدادند و هزینهاش از طرف شرکت پرداخت میشد. به دلیل مشکل شنوایی در گوشم نتوانستم به کار از راه دور ادامه بدهم و تعامل تلفنی را ترک کردم. برخی نظراتی که دیدم برایم جالب بود؛ مردم از خدمات کمک میگرفتند و نسبت به مراجعه به وکیل بیرون هزینهٔ کمتری میپرداختند، که این برای من مثبت بود.
مدتی کار کردم و حالا قصد دارم تجربهام را به طور روشن و صادقانه بیان کنم تا مدیران گوش دهند و اقدامی صورت بگیرد. اولاً به نظر میرسد رسیدگی به مشکلات از سوی مدیریت کم است یا انگار وجود مسائل را درک نمیکنند؛ یا توان حلشان زیاد نیست و یا اهمیت کمتری برای آنها دارد. دوماً شایستهسالاری جایگاه مشخصی ندارد و افراد زیادی در پستهایی قرار میگیرند که تواناییشان با آن موقعیت همخوانی ندارد. سوم اینکه نگاه مدیران از بالا به پایین است و به نظر میرسد برای ماندن در مجموعه باید ساختار فعلی را پذیرفت و هر کس نقدی مطرح کند، با مقاومت یا حتی خروج روبهرو میشود. این سه تجربه، از فرسودگی و فشار زیادی که با آنها روبهرو شدم، بیشترین اذیت را برای من ایجاد کردند.
وقتی وارد شرکت شدم، خیلی از قوانین و شروط کار رو در ابتدا مطرح نکردن. کار به صورت شیفتی بود و معمولاً لازم بود در تعطیلات یا خارج از ساعات معمول کاری هم حضور داشت. درآمد با توجه به تلاش و کار روزافزون چندان بالا نبود و فرصتهای رشد هم به نظر نمیرسید. با وجود این، اگر دنبال یه حقوق نسبتاً معمولی و کار روتینی هستی که از تکرار زیاد اذیت نشی، شاید این نقش مناسب باشه.
از نظر من یکی از دورههای کاریم بیش از همه به چشم میخورد اما با نگاهی کوتاه و واقعبینانه، تجربهای بود که از آن درس گرفتم. در یکی از محیطهای کاری با مدیریتی نامناسب و رفتاری غیرحرفهای کار کردم که همافزایی بین همکاران را بهخوبی مخدوش میکرد. من حدود هفت سال سابقه دارم و در نقاط مختلف فعال بودم، و یکی از تجربیاتم به شدت نامطلوب بود. در مدت بیست روز، وظایفم را انجام دادم، کارها را پیش بردم و اطلاعات را بهروز نگه داشتم، اما با آغاز نتیجهدهی بهتر، فشارها و سختگیریها به گونهای شد که گمان کردم ادامه دادن کار برایم ممکن نیست. با مطرح کردن ضرورت تسویه، با پاسخهایی مواجه شدم که منجر به احساس ناامیدی شد؛ به طوری که گفته شد پرداختی انجام نمیشود و حتی توصیهای برای ترک کار داده شد. در پایان فهمیدم که چنین رفتارهایی به اعتبار و سلامت روانی افراد ضربه میزند و از این تجربه برای انتخاب محیطهای کار سازگارتر و تیمهای با فرهنگ حرفهایتر استفاده کردم.
شرکت یگانه را تجربه کردم و میخواهم با صداقتی تازه توضیح بدهم: در اینجا انرژی و اعصابم به شدت تحت فشار بود. پرداختیها غالباً به صورت قطعهقطعه و با تأخیر انجام میشد و برای دریافت پرداختها باید پیگیر و مقاوم میماندم. بیمه هم عملاً فقط به چند نفر اختصاص داشت و برای بقیه خبری نبود. اگر تصمیم میگرفتم بخش را ترک کنم، با تهدیدهایی مثل دریافت نکردن آخرین حقوق یا نیاز به تضمین در قرارداد مواجه میشدم و بعضی وقتها برای گرفتن حقام باید دعواها را پیش میبردم. وقتی از حقم صحبت میکردم، با توهین و تحقیر روبهرو میشدم و در نهایت با من درگیر میشدند. مدیران هم پروندههای زیادی از نفرات تحتِ مدیریتشان برای شکایت در اداره کار داشتند. از لحاظ کاری هم معمولاً وظایف اضافی و کارهای اذیتکننده به من محول میشد و خبری از فرصتهای رشد یا یادگیری نبود. خلاصه اینکه احساس میکردم وقت و انرژیام در اینجا هدر میرود.
بدترین تجربه کاریم رو در هلدینگ بی نظم و سمی مات گذروندم. کار در این شرکت هیچ توجیه عقلانی نداره چون شما عملا با یک سازمان بی در و پیکر، غیرحرفه ای و مدیران متوهم و پرادعا روبرو هستید ولی در عمل هیچ. به جای جلسات حرفه ای در اتاق مخصوص به مشتری قلیون و چیزای دیگه میدن و اینطوری مشتری رو نمک گیر میکنن. متاسفانه خودشون رو در حد شرکتهای پیشرو و مطرح جهان میدونن و با این طرز فکر و جایگزینی روابط به جای ضوابط هیچ نشانه ای از بهبود هم توش دیده نمیشه.
اششتباه محض واز عمق جان از خودم معذرت کیخوام
بسیار نامنظم دو ساعت معطل کردند تا نوبت مصاحبه برسه برخورد بسیار زننده نگاه بالا به پایین و سوالات غیر حرفهای
شاتل موبایل دومین اپراتور موبایلی است که من در آن کار میکنم. به نظرم تمرکز فوق العاده ای روی نوآوری، تجربه کاربر، یادگیری و استفاده از فناوری های روز دنیا دارن حتی نسبت به MNOها که عملا خیلی محیطشون دولتی است. از اینکه به شاتل موبایل پیوستم خوشحالم. خیلی یادمیگیرم و به نظرم شانس آوردم. راستش. مصاحبه شغلیم هم خیلی رو روال بود. دو جلسه بود با فاصله یک هفته یا دو هفته فکر میکنم. کاملا فنی و کاری و حرفه ای. به حریم شخصی کارکنان هم خیلی احترام گذاشته میشه برعکس محل کار قبلیم راستیاتش.
تجربه کاری پنج ساله من توی این شرکت، علی رغم سختی های زیادی که همیشه در مسیر پیشرفت شخصی و سازمانی وجود داشت، سرشار از لذت بود، اون هم به خاطر محیط سالم و به دور از حاشیه بود که باعث می شد نتیجه تلاشت رو ببینی. برای مجموعه آرزوی توفیق بیشتر دارم.
وقتی وارد این مجموعه شدم از همان نگاه اول حس کردم فضای کار با آنچه قبلاً دیدم تفاوت دارد. همکاران باصفا هستند و دائم کمک میکنند؛ وجود چنین حمایتی کار را روانتر میکند و انگیزه را بالا میبرد. مدیران واقعاً به ایدهها و پیشنهادها احترام میگذارند و این امر باعث میشود احساس کنم حضورم ارزشمند است. برای من اهمیت داشت که تنها انجام وظایفم را بر عهده نگیرم، بلکه در تصمیمگیریها هم نقش داشته باشم و اینجا چنین فرصتی فراهم است. به نظر من اینجا صرفاً یک محیط کاری ساده نیست؛ مکانی است که میشود یاد گرفت، رشد کرد و با آرامش مسیر حرفهای را پی گرفت و این موضوع برای آیندهام نویدبخش است. همچنین به کارآموزها و تازهواردها فرصت میدهد و تحمل میکند تا اشتباه کنن تا در نتیجه یاد بگیرند.
تجربه من از کار در این شرکت به هیچ وجه رضایتبخش نبود و حس میکردم وظایفم به شکل ناعادلانه و بیثبات تقسیم میشود. وقتی صحبت از کارآموزی پیش میآید، انتظارم این بود که دوره آموزشی با احترام و چارچوب مشخص پیش برود، اما واقعاً چند ماه طول میکشد تا دقیقاً بدانند دنبال چه کارآموزی هستند و گاهی تا پایان دوره هم به شکل غیرفعال یا با جریمه ادامه میدهند تا از کارمزدها یا ساعات اضافه بهره ببرند—حتی تا سی روز اضافه هم معمول میشود. در قراردادها هم صراحتاً نوشته نشده بود که پس از کارآموزی حتماً استخدام میشوم؛ در نتیجه با افرادی برخورد کردم که چند ماه بیکار ماندند و در نهایت حالشان با کارآموز جدید عوض شد. اگر خوششانس بودم و استخدام میشدم، باز رفتارهای نامطلوب ادامه داشت. حقوق کم بود و محاسبهها به صورت ساعتی انجام میشد؛ اگر روزهای تعطیل وجود داشت، از حقوق کسر میشد و در برخی ماهها کاهش به چند میلیون میرسید. عیدی و مزایا هم تقریباً وجود نداشت و پرداختها هم گاهی به موقع نبود و از ده روز به بیست و پنج روز تغییر میکرد. فضای شرکت پر از تحقیر و رفتار آزاردهنده است؛ برخی مدیران عصبی و زباندراز هستند و یکی از آنها عادت دارد با فریاد و پرتاب اشیاء یا کنایهپردازی به کارمندان حمله کند. جلسات یا فضاهی که در سالن کار با همکاران گپ و خنده میزنند، آنها را وادار میکنند بیشتر کار کنند و بعد عملکردشان را با سوالکردن و سرزنش زیر سوال میبرند. حتی برای رفتن به سرویس بهداشتی هم با نگاههای خشک برخورد میکنیم. ساعات رسمی کار چیزی حدود نه و نیم تا نه، با پنجشنبهها هم پنج ساعت، اما در واقع معمولاً روزها حدود یازده تا دوازده ساعت کار میکردم و پنجشنبهها حدود هشت تا ده ساعت به اضافهکاری بدون افزایش حقوق واقعی میگذشت. رابطهها در اداره تا سطح بالایی فامیلی است و از مدیرعامل تا مدیر تیم همه با هم نسبتهای خانوادگی دارند؛ این باعث میشود پارتیبازی و جاسوسی در دفتر فراگیر باشد و منشی هم در خبرها شریک میشود. نکته دیگر اینکه با مشتریها هم رفتار حرفهای مناسب وجود ندارد: قبل از قرارداد قولهای زیای میدهند، اما پس از امضای قرارداد کار با استانداردهای وعده دادهشده سازگار نیست و پول از مشتری گرفته میشود یا به بهانههای مختلف اعتماد مشتری را خدشهدار میکنند—شبیه کلاهبرداری به نظر میرسد. در مجموع تجربه کار در اینجا برای من از بردگی با حقوق ناچیز تا تحقیرهای مکرر و مدیریت غیرحرفهای و روشهای نامطمئن در قرارداد و پرداخت را شامل میشود. اگر دنبال محیطی منصفانه و آگاهانه برای کار میگردید، توصیه میکنم از اینجا دوری کنید.
مدت حدود چهار ماه با این تیم همکاری داشتم تا اینکه به طور ناگهانی از کار کنار شدم؛ قرارداد یکساله بود اما مأموریت من به پایان رسید یا به عبارتی اخراج شدم. روال کاریشان واقعاً ناخوشایند است: توسعهدهنده اصلی هر بار که با چالشی مواجه میشدیم، زمانبندی و تهدید میکرد که اگر راهحل را پیدا نکنیم، همکاری قطع میشود. در ابتدا فکر میکردم این فشار لازم است، اما به مرور خسته شدم؛ روزی که نتوانستم مشکل را حل کنم، دقیقاً همان زمان از کار کنار گذاشته شدم. نتیجه این است که وقتی وارد میشوی باید همیشه آماده رفتن باشی. فضا هم بسیار شلوغ و پر سروصداست و تمرکز در آنجا به سختی ممکن است. رفتار برخی افراد هم چندان منصفانه نیست؛ با وجود این مدت بیمهام پرداخت نشده و آخرین حقوق هم وصول نکردم و حالا ادعا میکنند که در آن دوره کاری انجام ندادهام. بهتازگی حدود سه ماه است که برای گرفتن حقوق و مزایا و اثبات حق و حقوقم پیگیری میکنم.
اگر دنبال یادگیری و پذیرش چالشهایی تازه هستی، این محیط واقعاً بهت کمک میکنه. معمولاً چند پروژه همزمان در دست کاره که باعث میشه تو زمان کوتاهی پیشرفت چشمگیری داشته باشی. مدیران حرفهای و قابلاعتمادند و فضای کلی شرکت هم همزمان حرفهای و دوستانه است.
دنبال تجربهای از یک کارمند آموزش زبان میگشتم و اینجا را به خاطر دیدی که نسبت به محیط کار داشتم روایت میکنم. اوضاع این مجموعه به شدت ناامیدکننده بود و هر چه بگویم کمتر از واقعیت است. الان که به شرکت جدیدم نگاه میکنم، میبینم تفاوت زیادی از نظر آرامش روانی و شرایط مالی وجود دارد، به رغم اینکه آن زمان برای من خیلی سخت بود. حقوق به موقع پرداخت نمیشد، عیدی به شکل ملموسی وجود نداشت و تسویهحسابها هم انجام نمیشد. اینجا را بهشتی برای بیکفایتها و کسانی که به هر دلیلی از کار رفتهاند توصیف میکردند؛ اما واقعاً فضای کار از بسیاری نظر نامناسب بود. روابط بین همکاران حتی در سطح مدیران هم پر از نزاع و گفتوگوهای بینتیجه بود و برای همه واضح بود که تصمیمگیریها تا حد زیادی تحت تاثیر ایدههای شخصی و سودجویانه است. کل سیستم با فضایی فکری و سودجویی اداره میشد و از نظر حرفهای هم توازن درستی وجود نداشت. آنچه دیدم فراتر از حد تصور بود: محیطی که بهطور مداوم تنشآلود بود، مدیریتی که به سختی میشد با آن همسو شد و مزایای چندانی جز یادگیری زبان به چشم نمیآمد که آن هم با فشار و اجبار ادغام شده بود. اگر دنبال محیطی آرام و قابل اتکا هستید تا به اعتماد خودتان لطمه نخورد و روحتان سلامت بماند، پیشنهاد میکنم قبل از تصمیمگیری دقیقتری به این دفتر مرکزی فکر نکنید.
من چند ماهی به عنوان پیک موتوری در این شرکت کار کردم و تجربهام رو به طور صادقانه مینویسم. در ابتدای کار خیلی با نگرانی شروع کردم، اما به مرور فهمیدم که برخلاف برخی اپها، اینجا امکان نظر دادن سفیرها برای من فعال نبود. وقتی به سطح درآمد مشخصی میرسی، با بهانههای مختلف جریمه میگیری و بدون اینکه خبری بدهند، کسری از درآمد را میزنند. اگر کوچکترین اعتراضی بکنی، تهدیدت میکنند که حسابت را برای همیشه میبندند و حالا دیگر دسترسیای به هیچ جا نداری. به نظر میرسد که برایشان سفیر مهم نیست، فقط به فکر سود خودشان هستند و گویی رفتارها را با لحن بسیار قاطع توجیه میکنند. افرادی که کامنت مثبت میگذارند یا خودشان هستند یا خیلی قابل اعتماد نیستند؛ من هم با چنین رویکردی روبهرو شدم. در نتیجه اگر قصد دارید جوانی و انرژی شغلیتان در این دوران گرانی از دست برود، این برنامه را گزینهی مناسبی نمیبینم. موفق باشید.
به نظر من محیط کار این شرکت پر از درگیریها و رفتارهای غیرحرفهایه و این وضعیت واقعاً آزاردهنده است. از لحاظ فنی، سطح دانش تیم پایین بود و لیدها تجربه کافی نداشتن؛ خیلیهاشون اصولاً تازهکار بودن. مدیر هر بخش رو به افرادی سپرده که در اون حوزه تخصصی ندارن و تنها فکر میکنن بلدن کار رو انجام بدن. همچنین وجود مدیری که نسبت به همکاران خانم پیشنهاداتی داده و حواشی زیادی به پا کرده، فضا رو به شدت ملتهب کرده. نتیجه این شد که فضای کار به کل بچگانه و پر از روابط خانوادگی و مزاحمتهای غیرحرفهای تبدیل شده بود.
در شش ماهی که در این مجموعه کار کردم، تجربهام چندان مطلوب نبود. مرخصی به سختی اجازه میدادند و فضای کار ناسالم بود، بهگونهای که هیچوقت روی حقوقم حساب باز نکردم. علاوه بر این، رفتار مدیران از بالا به پایین بود و فضایش درست به نظر نمیرسید.
سه سالی میشود که در آکادمی طلا فعالیت دارم و از دوران کارآموزی در بخش سرمایهگذاری تا به امروز با تغییر و پیشرفت زیادی روبهرو شدم. در این مدت هم سطح دانشم رشد کرد و هم جایگاهم از نظر ارتباطی رشد یافت. این ترکیب موجب شد همزمان با ادامهی تحصیل، کار را با جدیت و حرفهایتر دنبال کنم. تجربههایی که در اینجا کسب کردهام، به ویژه در زمینه بورس آمریکا، اقتصاد، هوش مصنوعی و نحوهی تحلیلها، به تواناییهایم اضافه کردهاند و تأثیر مثبتی روی زندگی شخصیام هم داشتهاند. اگر دنبال کشف فعالیتهای تازه در حوزه سرمایهگذاری هستید یا میخواهید در محیاتی کار کنید که دانشبهصورت واقعی پررنگتر از مدرک است، پیشنهاد میکنم حتماً به کار در این تیم فکر کنید.
در مصاحبهای با شرکت مهدکودک قصر ستارهها شرکت کردم که مربوط به لجستیک و فروش بود. ابتدا احساس کردم برای موفقیت در این فرایند شانسی دارید و بدون ارتباط ویژهای هیچ شانسی ندارید. سوالاتی که مطرح شد به نظر میرسید ارتباط کمی با مسئولیتهای شغلی داشتند و بیشتر بیربط بود. به نظر میآمد که تیم مصاحبه تجربه کافی از روند استخدام ندارد و اطلاعات مربوط به تجهیزاتی که تازه وارد کردهاند هم بهطور دقیق روشن نبود. به طور کلی رفتار مصاحبهشون دوستانه و مهربان به نظر میگرفت، اما به شکل غیرواقعی و مصنوعی بود و بهنظر میرسید هدف از مصاحبه تنها استخدام نیست. بهاحتمال، رزومهام بهدرستی بررسی نشده یا حتی دانلود نشده بود. نتیجهاش این شد که بدون ارتباطات یا پارتی، شانس زیادی نبود و هیچ ویژگی خاصی از من برایشان اهمیت پیدا نکرد.
من حدود یک سال و دو ماه بهعنوان مشاور حقوقی در شیفت عصر یک شرکت با دو شیفت صبح و عصر کار میکردم. تجربهای که دانشگاه خیلی ازش حرف نزد، برای من واقعاً پرشور و آموزنده بود؛ با تماسها و پروندههای متنوع سروکار داشتم و تیم آموزش همواره کنارم بود. یادگیریهای حقوقی زیادی از همین دوران گرفتم و تا حد زیادی به صلاحیت فعلیم کمک کرده است. پرداخت حقوق معمولا تا اول ماه درج میشد و بیمه و بیمه تکمیلی هم داشتیم. نکتهٔ مثبت دیگر این بود که آخر شب، تعدادی از همکاران را با اسنپ رفت و آمد میدادند و هزینهاش از طرف شرکت پرداخت میشد. به دلیل مشکل شنوایی در گوشم نتوانستم به کار از راه دور ادامه بدهم و تعامل تلفنی را ترک کردم. برخی نظراتی که دیدم برایم جالب بود؛ مردم از خدمات کمک میگرفتند و نسبت به مراجعه به وکیل بیرون هزینهٔ کمتری میپرداختند، که این برای من مثبت بود.
مدتی کار کردم و حالا قصد دارم تجربهام را به طور روشن و صادقانه بیان کنم تا مدیران گوش دهند و اقدامی صورت بگیرد. اولاً به نظر میرسد رسیدگی به مشکلات از سوی مدیریت کم است یا انگار وجود مسائل را درک نمیکنند؛ یا توان حلشان زیاد نیست و یا اهمیت کمتری برای آنها دارد. دوماً شایستهسالاری جایگاه مشخصی ندارد و افراد زیادی در پستهایی قرار میگیرند که تواناییشان با آن موقعیت همخوانی ندارد. سوم اینکه نگاه مدیران از بالا به پایین است و به نظر میرسد برای ماندن در مجموعه باید ساختار فعلی را پذیرفت و هر کس نقدی مطرح کند، با مقاومت یا حتی خروج روبهرو میشود. این سه تجربه، از فرسودگی و فشار زیادی که با آنها روبهرو شدم، بیشترین اذیت را برای من ایجاد کردند.
وقتی وارد شرکت شدم، خیلی از قوانین و شروط کار رو در ابتدا مطرح نکردن. کار به صورت شیفتی بود و معمولاً لازم بود در تعطیلات یا خارج از ساعات معمول کاری هم حضور داشت. درآمد با توجه به تلاش و کار روزافزون چندان بالا نبود و فرصتهای رشد هم به نظر نمیرسید. با وجود این، اگر دنبال یه حقوق نسبتاً معمولی و کار روتینی هستی که از تکرار زیاد اذیت نشی، شاید این نقش مناسب باشه.
از نظر من یکی از دورههای کاریم بیش از همه به چشم میخورد اما با نگاهی کوتاه و واقعبینانه، تجربهای بود که از آن درس گرفتم. در یکی از محیطهای کاری با مدیریتی نامناسب و رفتاری غیرحرفهای کار کردم که همافزایی بین همکاران را بهخوبی مخدوش میکرد. من حدود هفت سال سابقه دارم و در نقاط مختلف فعال بودم، و یکی از تجربیاتم به شدت نامطلوب بود. در مدت بیست روز، وظایفم را انجام دادم، کارها را پیش بردم و اطلاعات را بهروز نگه داشتم، اما با آغاز نتیجهدهی بهتر، فشارها و سختگیریها به گونهای شد که گمان کردم ادامه دادن کار برایم ممکن نیست. با مطرح کردن ضرورت تسویه، با پاسخهایی مواجه شدم که منجر به احساس ناامیدی شد؛ به طوری که گفته شد پرداختی انجام نمیشود و حتی توصیهای برای ترک کار داده شد. در پایان فهمیدم که چنین رفتارهایی به اعتبار و سلامت روانی افراد ضربه میزند و از این تجربه برای انتخاب محیطهای کار سازگارتر و تیمهای با فرهنگ حرفهایتر استفاده کردم.
شرکت یگانه را تجربه کردم و میخواهم با صداقتی تازه توضیح بدهم: در اینجا انرژی و اعصابم به شدت تحت فشار بود. پرداختیها غالباً به صورت قطعهقطعه و با تأخیر انجام میشد و برای دریافت پرداختها باید پیگیر و مقاوم میماندم. بیمه هم عملاً فقط به چند نفر اختصاص داشت و برای بقیه خبری نبود. اگر تصمیم میگرفتم بخش را ترک کنم، با تهدیدهایی مثل دریافت نکردن آخرین حقوق یا نیاز به تضمین در قرارداد مواجه میشدم و بعضی وقتها برای گرفتن حقام باید دعواها را پیش میبردم. وقتی از حقم صحبت میکردم، با توهین و تحقیر روبهرو میشدم و در نهایت با من درگیر میشدند. مدیران هم پروندههای زیادی از نفرات تحتِ مدیریتشان برای شکایت در اداره کار داشتند. از لحاظ کاری هم معمولاً وظایف اضافی و کارهای اذیتکننده به من محول میشد و خبری از فرصتهای رشد یا یادگیری نبود. خلاصه اینکه احساس میکردم وقت و انرژیام در اینجا هدر میرود.
بدترین تجربه کاریم رو در هلدینگ بی نظم و سمی مات گذروندم. کار در این شرکت هیچ توجیه عقلانی نداره چون شما عملا با یک سازمان بی در و پیکر، غیرحرفه ای و مدیران متوهم و پرادعا روبرو هستید ولی در عمل هیچ. به جای جلسات حرفه ای در اتاق مخصوص به مشتری قلیون و چیزای دیگه میدن و اینطوری مشتری رو نمک گیر میکنن. متاسفانه خودشون رو در حد شرکتهای پیشرو و مطرح جهان میدونن و با این طرز فکر و جایگزینی روابط به جای ضوابط هیچ نشانه ای از بهبود هم توش دیده نمیشه.
اششتباه محض واز عمق جان از خودم معذرت کیخوام
بسیار نامنظم دو ساعت معطل کردند تا نوبت مصاحبه برسه برخورد بسیار زننده نگاه بالا به پایین و سوالات غیر حرفهای
شاتل موبایل دومین اپراتور موبایلی است که من در آن کار میکنم. به نظرم تمرکز فوق العاده ای روی نوآوری، تجربه کاربر، یادگیری و استفاده از فناوری های روز دنیا دارن حتی نسبت به MNOها که عملا خیلی محیطشون دولتی است. از اینکه به شاتل موبایل پیوستم خوشحالم. خیلی یادمیگیرم و به نظرم شانس آوردم. راستش. مصاحبه شغلیم هم خیلی رو روال بود. دو جلسه بود با فاصله یک هفته یا دو هفته فکر میکنم. کاملا فنی و کاری و حرفه ای. به حریم شخصی کارکنان هم خیلی احترام گذاشته میشه برعکس محل کار قبلیم راستیاتش.
تجربه کاری پنج ساله من توی این شرکت، علی رغم سختی های زیادی که همیشه در مسیر پیشرفت شخصی و سازمانی وجود داشت، سرشار از لذت بود، اون هم به خاطر محیط سالم و به دور از حاشیه بود که باعث می شد نتیجه تلاشت رو ببینی. برای مجموعه آرزوی توفیق بیشتر دارم.
وقتی وارد این مجموعه شدم از همان نگاه اول حس کردم فضای کار با آنچه قبلاً دیدم تفاوت دارد. همکاران باصفا هستند و دائم کمک میکنند؛ وجود چنین حمایتی کار را روانتر میکند و انگیزه را بالا میبرد. مدیران واقعاً به ایدهها و پیشنهادها احترام میگذارند و این امر باعث میشود احساس کنم حضورم ارزشمند است. برای من اهمیت داشت که تنها انجام وظایفم را بر عهده نگیرم، بلکه در تصمیمگیریها هم نقش داشته باشم و اینجا چنین فرصتی فراهم است. به نظر من اینجا صرفاً یک محیط کاری ساده نیست؛ مکانی است که میشود یاد گرفت، رشد کرد و با آرامش مسیر حرفهای را پی گرفت و این موضوع برای آیندهام نویدبخش است. همچنین به کارآموزها و تازهواردها فرصت میدهد و تحمل میکند تا اشتباه کنن تا در نتیجه یاد بگیرند.
تجربه من از کار در این شرکت به هیچ وجه رضایتبخش نبود و حس میکردم وظایفم به شکل ناعادلانه و بیثبات تقسیم میشود. وقتی صحبت از کارآموزی پیش میآید، انتظارم این بود که دوره آموزشی با احترام و چارچوب مشخص پیش برود، اما واقعاً چند ماه طول میکشد تا دقیقاً بدانند دنبال چه کارآموزی هستند و گاهی تا پایان دوره هم به شکل غیرفعال یا با جریمه ادامه میدهند تا از کارمزدها یا ساعات اضافه بهره ببرند—حتی تا سی روز اضافه هم معمول میشود. در قراردادها هم صراحتاً نوشته نشده بود که پس از کارآموزی حتماً استخدام میشوم؛ در نتیجه با افرادی برخورد کردم که چند ماه بیکار ماندند و در نهایت حالشان با کارآموز جدید عوض شد. اگر خوششانس بودم و استخدام میشدم، باز رفتارهای نامطلوب ادامه داشت. حقوق کم بود و محاسبهها به صورت ساعتی انجام میشد؛ اگر روزهای تعطیل وجود داشت، از حقوق کسر میشد و در برخی ماهها کاهش به چند میلیون میرسید. عیدی و مزایا هم تقریباً وجود نداشت و پرداختها هم گاهی به موقع نبود و از ده روز به بیست و پنج روز تغییر میکرد. فضای شرکت پر از تحقیر و رفتار آزاردهنده است؛ برخی مدیران عصبی و زباندراز هستند و یکی از آنها عادت دارد با فریاد و پرتاب اشیاء یا کنایهپردازی به کارمندان حمله کند. جلسات یا فضاهی که در سالن کار با همکاران گپ و خنده میزنند، آنها را وادار میکنند بیشتر کار کنند و بعد عملکردشان را با سوالکردن و سرزنش زیر سوال میبرند. حتی برای رفتن به سرویس بهداشتی هم با نگاههای خشک برخورد میکنیم. ساعات رسمی کار چیزی حدود نه و نیم تا نه، با پنجشنبهها هم پنج ساعت، اما در واقع معمولاً روزها حدود یازده تا دوازده ساعت کار میکردم و پنجشنبهها حدود هشت تا ده ساعت به اضافهکاری بدون افزایش حقوق واقعی میگذشت. رابطهها در اداره تا سطح بالایی فامیلی است و از مدیرعامل تا مدیر تیم همه با هم نسبتهای خانوادگی دارند؛ این باعث میشود پارتیبازی و جاسوسی در دفتر فراگیر باشد و منشی هم در خبرها شریک میشود. نکته دیگر اینکه با مشتریها هم رفتار حرفهای مناسب وجود ندارد: قبل از قرارداد قولهای زیای میدهند، اما پس از امضای قرارداد کار با استانداردهای وعده دادهشده سازگار نیست و پول از مشتری گرفته میشود یا به بهانههای مختلف اعتماد مشتری را خدشهدار میکنند—شبیه کلاهبرداری به نظر میرسد. در مجموع تجربه کار در اینجا برای من از بردگی با حقوق ناچیز تا تحقیرهای مکرر و مدیریت غیرحرفهای و روشهای نامطمئن در قرارداد و پرداخت را شامل میشود. اگر دنبال محیطی منصفانه و آگاهانه برای کار میگردید، توصیه میکنم از اینجا دوری کنید.
مدت حدود چهار ماه با این تیم همکاری داشتم تا اینکه به طور ناگهانی از کار کنار شدم؛ قرارداد یکساله بود اما مأموریت من به پایان رسید یا به عبارتی اخراج شدم. روال کاریشان واقعاً ناخوشایند است: توسعهدهنده اصلی هر بار که با چالشی مواجه میشدیم، زمانبندی و تهدید میکرد که اگر راهحل را پیدا نکنیم، همکاری قطع میشود. در ابتدا فکر میکردم این فشار لازم است، اما به مرور خسته شدم؛ روزی که نتوانستم مشکل را حل کنم، دقیقاً همان زمان از کار کنار گذاشته شدم. نتیجه این است که وقتی وارد میشوی باید همیشه آماده رفتن باشی. فضا هم بسیار شلوغ و پر سروصداست و تمرکز در آنجا به سختی ممکن است. رفتار برخی افراد هم چندان منصفانه نیست؛ با وجود این مدت بیمهام پرداخت نشده و آخرین حقوق هم وصول نکردم و حالا ادعا میکنند که در آن دوره کاری انجام ندادهام. بهتازگی حدود سه ماه است که برای گرفتن حقوق و مزایا و اثبات حق و حقوقم پیگیری میکنم.
اگر دنبال یادگیری و پذیرش چالشهایی تازه هستی، این محیط واقعاً بهت کمک میکنه. معمولاً چند پروژه همزمان در دست کاره که باعث میشه تو زمان کوتاهی پیشرفت چشمگیری داشته باشی. مدیران حرفهای و قابلاعتمادند و فضای کلی شرکت هم همزمان حرفهای و دوستانه است.
دنبال تجربهای از یک کارمند آموزش زبان میگشتم و اینجا را به خاطر دیدی که نسبت به محیط کار داشتم روایت میکنم. اوضاع این مجموعه به شدت ناامیدکننده بود و هر چه بگویم کمتر از واقعیت است. الان که به شرکت جدیدم نگاه میکنم، میبینم تفاوت زیادی از نظر آرامش روانی و شرایط مالی وجود دارد، به رغم اینکه آن زمان برای من خیلی سخت بود. حقوق به موقع پرداخت نمیشد، عیدی به شکل ملموسی وجود نداشت و تسویهحسابها هم انجام نمیشد. اینجا را بهشتی برای بیکفایتها و کسانی که به هر دلیلی از کار رفتهاند توصیف میکردند؛ اما واقعاً فضای کار از بسیاری نظر نامناسب بود. روابط بین همکاران حتی در سطح مدیران هم پر از نزاع و گفتوگوهای بینتیجه بود و برای همه واضح بود که تصمیمگیریها تا حد زیادی تحت تاثیر ایدههای شخصی و سودجویانه است. کل سیستم با فضایی فکری و سودجویی اداره میشد و از نظر حرفهای هم توازن درستی وجود نداشت. آنچه دیدم فراتر از حد تصور بود: محیطی که بهطور مداوم تنشآلود بود، مدیریتی که به سختی میشد با آن همسو شد و مزایای چندانی جز یادگیری زبان به چشم نمیآمد که آن هم با فشار و اجبار ادغام شده بود. اگر دنبال محیطی آرام و قابل اتکا هستید تا به اعتماد خودتان لطمه نخورد و روحتان سلامت بماند، پیشنهاد میکنم قبل از تصمیمگیری دقیقتری به این دفتر مرکزی فکر نکنید.
من چند ماهی به عنوان پیک موتوری در این شرکت کار کردم و تجربهام رو به طور صادقانه مینویسم. در ابتدای کار خیلی با نگرانی شروع کردم، اما به مرور فهمیدم که برخلاف برخی اپها، اینجا امکان نظر دادن سفیرها برای من فعال نبود. وقتی به سطح درآمد مشخصی میرسی، با بهانههای مختلف جریمه میگیری و بدون اینکه خبری بدهند، کسری از درآمد را میزنند. اگر کوچکترین اعتراضی بکنی، تهدیدت میکنند که حسابت را برای همیشه میبندند و حالا دیگر دسترسیای به هیچ جا نداری. به نظر میرسد که برایشان سفیر مهم نیست، فقط به فکر سود خودشان هستند و گویی رفتارها را با لحن بسیار قاطع توجیه میکنند. افرادی که کامنت مثبت میگذارند یا خودشان هستند یا خیلی قابل اعتماد نیستند؛ من هم با چنین رویکردی روبهرو شدم. در نتیجه اگر قصد دارید جوانی و انرژی شغلیتان در این دوران گرانی از دست برود، این برنامه را گزینهی مناسبی نمیبینم. موفق باشید.
به نظر من محیط کار این شرکت پر از درگیریها و رفتارهای غیرحرفهایه و این وضعیت واقعاً آزاردهنده است. از لحاظ فنی، سطح دانش تیم پایین بود و لیدها تجربه کافی نداشتن؛ خیلیهاشون اصولاً تازهکار بودن. مدیر هر بخش رو به افرادی سپرده که در اون حوزه تخصصی ندارن و تنها فکر میکنن بلدن کار رو انجام بدن. همچنین وجود مدیری که نسبت به همکاران خانم پیشنهاداتی داده و حواشی زیادی به پا کرده، فضا رو به شدت ملتهب کرده. نتیجه این شد که فضای کار به کل بچگانه و پر از روابط خانوادگی و مزاحمتهای غیرحرفهای تبدیل شده بود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.