جلسه مصاحبه با حدود ۱ ساعت تاخیر شروع شد ، بر خلاف اینکه در آگهی قید شده بود کارشناس حسابداری حقوق و دستمزد، گفته شد که باید تمام کارهای مالی و انجام بدید سوالات مربوط به حوزه مالی درست جواب دادم اما شخص مصاحبه کننده تصمیم گرفت سوالات مربوط به بخش های دیگه رو بیشتر بپرسن خیلی جلسه متشنج و ایشون خیلی استرس میدادن جوری که همونجا حس کردم چقدر کار کردن با همچین آدمی سخته.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
با من تماس گرفتن و قرار مصاحبه ساعت ۱۰ صبح گذاشتن تو همون روز مجدد بهم زنگ زدن قرار بزارن که گفتم شما به من وقت مصاحبه داده بودید،وقتی رفتم شخص مصاحبه کننده داشتند مصاحبه میکردن و ساعت ۱۱:۱۰ نوبت من شد بابت معطلی هیچ عذرخواهی نکردن حتی یک لیوان آب هم نیاوردن به وضوح منابع انسانی شرکت بی نظم بود و درست زمانبندی نکرده بود. فرم پرسشنامه مصاحبه رو که دادن گفتند تمام اطلاعات هویتی کدملی و شماره شناسنامه و کدپستی محل سکونت و باید وارد کنید ! وقتی اعتراض کردم گفتند اگه ننویسید مصاحبه کنسله !!! شخص مصاحبه کننده عصبی بود وقتی ازش سوال پرسیدم گفت جامون برعکس شده شما سوال میکنی ؟! و در اخر گفتند حجم کارمون خیلی زیاده و روزی ۲-۳ ساعت باید اضافه بمونید. سمی بودن شرکت از بدو تماس مشخصه و من چند ماهه آگهی این شرکت و این پوزیشن و پوزیشن های دیگه رو میبینم. متاسفانه به خاطر شرایط بد جامعه کارفرماها خیلی پرو شدن ،نگاه از بالا به پایین ،توقع که از هر نفر به اندازه ۲-۳ نفر کار بکشن، عدم احترام به وقت آدم هاو ... امیدوارم همه ما با ثبت این تجربه ها بتونیم شرایط و درست کنیم.
هر شخصی که برای استخدام میاد با ۳ نفر مصاحبه میکنه که حداقل حدود یک ساعت زمان میبره تست شخصیتی ،تست هوش و سوالات کاری پرسیده میشه براشون مهمه که فرد حتما باهوش باشه و دانشگاه خوب و معدل بالا براشون مهمه در عوض خودشون حداقل حقوق و میدن اون هم با ۳ ماه تاخیر اگه خیلی غر بزنی ۵-۶ تومان مساعده میدن، کل شرکت تو یک فضای شوروم و شلوغ هست ،کثیف و از نظر نظافت صفر فقط اتاق مدیر تمیزه ، شرکت خانوادگی هست ،(پدر و دو پسر و همسر و برادر و انواع فامیل ) ابنکه همشهری خودشون باشید براشون مهمه و تو صحبتهاشون اقوام دیگه مخصوصا ترک هارو مسخره میکنن ممکنه وسط کار یهو جا به جا بشی به یک بخش دیگه که هیچ ربطی بهت نداره اگه منشی نیاد سرکار باید بری جای منشی وایستی اگه بچه های فروش سرشون شلوغ باشه باید بری کمکشون و کلا در طی هفته بچه ها رو جابه جا میکنن نظم خاصی نداره نماینده های فروش همه ناراضی ان ، بیمه هاشون درست رد نشده ، درصد خروج از شرکت بالاست ،حقوق تا سال ۱۴۰۲ با ۳ ماه تاخیر پرداخت میشد و حتی قولی بابت مساعد شدن اوضاع هم نمیدادن غذا در همان جا پخته میشد و هرروز با بوهای مختلف باید کار میکردی آشپزخانه که محل سرو غذا بود ۱ جای خیلی کوچکی بود که تو باید خیلی سریع غذاتو میخوردی که بقیه هم بتونن استفاده کنن محیط آشپزخانه بسیار کثیف بود و چندبار سوسک دیده شد . تنها امتیاز شرکت نظم در ساعت کاری و عدم اجبار برای اضافه کاری هست. شرکت آب آشامیدنی پرسنل و تامین نمیکرد و پرسنل مجبور بودن به صورت مشارکتی آب تهیه کنن. پرنسل دائم در حال بدگویی و زیرآب زنی هستن و دائم بدی افراد و میگن تا خودشون و کارشونو خوب نشون بدن.
فضای کار در این شرکت واقعاً آرام و دلپذیر است، با مدیریتی که پیگیر و برخوردی مهربان دارد. همکاران هم فوقالعادهاند و همکاری با آنها تجربهای مثبت بوده است.
من واقعاً اینجا با اعصابِ شکن کار میکنم؛ هر بار مدیران میخواهند در جزئیات فنی نظر بدهند، حال آنکه تخصصی در آن حوزه ندارند و بهطور مداوم دخالت میکنند. رفتار تیم منابع انسانی هم رضایتبخش نیست. حقوقمان همیشه با تاخیر و تأخیرهای گاهبهگاه و بیپاسخ مواجه است. مدیران از بالا به پایین رفتار میکنند و همواره دنبال پیدا کردن ایرادند. برنامهریزی و بهکارگیری کارها هم وضعِ مناسبی ندارد؛ بهطور ناگهانی میگویند کارِ خاصی تا فردا باید انجام شود و باید فوراً تحویل بدهیم.
برای بولوت آکادمی تجربهای کاربری در کارشناس تجربه میکنم، اما مدیریت اونجا واقعاً بیدسته و بیتوجهی نسبت به نیروها دیده میشه. ساختار مجموعه به نظر ضعیف میآد و به جایگاه افراد احترام زیادی قائل نیستن. برخوردها شبیه رفتار صاحبخونه با رعیت قدیمیه و حس نامهربونی زیادی میتونه منتقل بشه. تنها نکته مثبت واقعاً همکارای کارشناس است که دوستداشتنی بودن و حیف میشن این بچهها.
کار رو تجربه کردم و بعد از چند سال من را به خاطر دلایلی کنار گذاشتند. خوشبختانه به نظر میرسید مدیر شعبهای تازه آمده تا با سابقهای که دارد، بتواند جبران کنندهای باشد. از همکاران همان شعبه شنیدم که با تداوم کارش میتواند شرکت را آنطور تحتتاثیر قرار بدهد که زاویهای تازه به قضایا بدهد و بالاخره قدر باقیماندهها را مشخص کند.
شرکت فدک رایان را تجربه کردم. روند استخدام سه مرحله داشت؛ ابتدا در ساختمان اصلی با یک خانم مصاحبه کردم که سوالات معمولی را مطرح کرد، اما وقتی فهمید مهارتهایم را میدانم به سوالات تخصصی رفت. روز بعد از من خواستن در تست ورد و اکسل شرکت کنم؛ سطح کار خیلی ساده بود و فقط مباحث پایهای را میپرسیدند. چند روز بعد به مدیریت منابع انسانی و مدیر بازاریابی معرفی شدم و پاسخهایم را به سوالات نشان دادم، هر بار با پرسش تکمیلیِ چرا؟ که مجبور بودم پاسخ دقیق بدهم. در نهایت گفتند دو روز دیگر تماس میگیرند، اما تماس گرفتند و گفتند صلاحیت ندارم، در حالی که احساس میکردم خوب عمل کردم. بعد از من یک خانم دیگر آمد و با او بحث شد، اما او هم پذیرفته شد؛ دلیل رد من را هیچوقت نفهمیدم. بهکل خلاصه اینکه اگر در مرحله ابتدایی موفق نشوی، نباید خیلی امیدوار بود چون مصاحبهی اصلی سوم است و تصمیمها ممکن است اتفاقی باشد.
من دقیقاً در تیمی کار کردم که همه چیزش حول این بود که با کدام گروه وارد میشدی. آن روزها در یکی از بینظمترین و پر از بیثباتیترین بخشها بودم تا اینکه با یکی از مدیرها صحبت کردم و فهمیدم اوضاع آنقدر نابسامان است. مدیر مربوطه انصاف چندانی نسبت به زحمات ما نشان نمیداد؛ تلاشهای من معمولاً نادیده گرفته میشد. حتی اگر دههزار تسک تمام میکردم، اگر دو تا از آنها به اسپرینت بعدی میافتادند، روی حقوق سال آیندهام تأثیر میگذاشتند؛ همان موقع واقعاً شوکه شدم. همهمان با Rubber duck debugging آشنا بودیم؛ یک روز حالم خیلی بد بود و کارفرما میخواست باگ را رفع کنم، در حالی که تمرکز نداشتم، از مدیر خواستم کد را بررسی کند چون کد را فرد دیگری نوشته بود و من به خاطر حال بد، چرا آن کار انجام شده بود را درست درک نمیکردم. بعدها همان کار را بهعنوان ضعف عملکرد من مطرح کردند. وقتی این را شنیدم مات و مبهوت شدم. هر روز کد میزدیم و دو روز بعد تغییراتی میآمد، دائماً در حال تغییر بودیم، اما من شکایت نکردم؛ در نهایت حقوق و مزایا را بهطور کامل پرداختند. استعفا دادم و حقوقم در شغل جدید تقریباً سه برابر شد. به کسانی که میخواهند جایی بروند، توصیه میکنم اگر علامت خطری دیدند، ادامه ندهند. مدیر باید صبور باشد و بتواند تجارت را توضیح بدهد؛ اینجا اولین تسک عملیاتی بود و بهجای تشکر، تحقیر و توهین میکردند. برای درخواست کمک ارزش پای حرف زدن را نداشت، چه برسد به همکاری طولانیمدت. حقوق نسبت به سایر شرکتها خیلی پایین بود؛ امکان دورکاری داشتند، اما قوانین ساختگیای برای از دست دادن مرخصیها وضع میکردند. خاطرهای تلخ از مدیر فنی بیوجدان، بیسواد و ظالمانه دارم؛ امیدوارم دیگران تجربهای مشابه نداشته باشند.
وقتی وارد این شغل شدم با چیزهای مشخصی روبهرو شدم که دوست دارم به صورت صریح توضیح بدم. برداشت من از پروژهها این بود که خیلی از آنها به مرحله انتشار نمیرسند و صرفاً هدف اولیهشان راهاندازی یک سایت بود؛ به هیچ وجه چیز چشمگیر یا جذابی نبود. درست در ابتدای کار، منابع انسانی برخورد خوبی نمایش میدادند و تحت تأثیر آن قرار گرفتم، اما مدت کوتاهی بعد فهمیدم که فقط ظاهر ماجرا همین بوده است. انتظار پاسخ سریع نداشتم، چون تلفن پاسخ داده نمیشود، پیامها بیپاسخ میماند و حتی کارهای ساده هم ممکن است دو یا سه هفته طول بکشد — تجربهای آزاردهنده. تیم اجایل از نگاه من بیشتر شعار میدهد تا عمل کند. به چشم من حرفهای زیادی میزنند اما واقعاً کارآمد نیستند و به طور کلی راحتطلب به نظر میرسند. در نهایت جمعبندی من این است که شرکت جای مناسبی برای پیشروی حرفهای نیست. به نظر من آینده روشن چندان برای کارکنان وجود ندارد مگر اینکه کل سیستم مدیریتی، منابع انسانی و ساختارها از پایه تغییر کنند. این نظرات تنها دیدگاه شخصی من است.
به نظرم انتظارم از جلسه مصاحبه برای یک موقعیت فنی در زمینه IT خیلی فراتر از چیزی بود که دیدم. نحوهی برگزاری و سطح تیم مصاحبهگرها آنقدر پایین بود که واقعاً ناامید شدم؛ انتظار داشتَم برای یک ارزیابی تخصصی با ابزار و تجهیزات مناسب صحبت کنن، نه اینکه بنشینن پشت تخته و با ماژیک تمرین کنن. واقعاً این اتلاف وقت، انرژی و منابع رو میفهمم و از این تجربه دلسرد شدم.
دوست دارم این تجربه را با نگاهی تازه بیان کنم و از یک افتتاحیه تازه شروع کنم: این مجموعه برای من به عنوان محیطی برای رشد واقعی به نظر میرسد. تقریباً یک سال است که در این مجموعه مشغول به کارم و آنچه بیش از هر چیز برایم اهمیت دارد، فرصتهای یادگیری و پیشرفت است. فضای آموزشی گستردهای وجود دارد و امکان ارتقاء شغلی به وضوح قابل مشاهده است. یکی از نکات برجسته برای من سطح بالای علم و تخصص همکاران است؛ از مدیران ارشد گرفته تا سایر پرسنل همگی حرفهای و آگاه هستند و همین امر به تفاوت کار با سایر جاها منجر میشود. نظم و انضباط در اینجا به طور جدی رعایت میشود و مدیران به صورت مستمر پیگیر امور هستند. با حمایت و اعتماد آنها توانستم در کارم پیشرفت کنم و این موفقیت به انگیزهی من برای ادامه کار اضافه کرده است. برای این مجموعه آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم پیوسته بتواند جایگاهی مطمئن برای رشد افراد باشد.
این شرکت پیمانکار حدود ۵۰ تا شرکت هست که در مجوع حدود ۸۰۰ تا پرسنل هستند این شرکت ها در تاریخ های مختلف کارکرد میدن، نیروهای غیر ایرانی هم دارند هر کدوم بلافاصله بعد از ارسال کارکردشون باید حقوق محاصبه بشه و بیمه مالیاتشون رد بشه ،در واقع انگار شما حسابدار حقوق ۵۰ تا شرکت هستید و بابت اینکار عدد حقوق ۳۵ و اعلام کردند ! هیچ مزایای خاصی هم ندارند . سایتشونو و که نگاه میکنید فک میکنید چه شرکت بزرگی هستن ولی دفتشون یک دفتر کوچک تو یک محله مسکونی و تو یک ساختمان مسکونی بود.
نفر قبلی که در این پوزیشن کار کرده بود استعفا داده بود دلیل استعفا به وضوح گفته نشد ، مدیر منابع انسانی به تازگی مدیر شده و به وضوح نابلد بود ،توانایی پرسش و سنجش نداشت ،در مصاحبه عنوان شد که به اجبار باید هر روز تا ساعت ۷ بعدازظهر اضافه کار بمونید، شرکت آشفته و بی نظم دیده میشد.
هیچ امتیاز،امکان پیشرفت ،مزایا و حمایتی از پرسنل ندارند کارکرد ها از اسفند ۱۴۰۴ تا مرداد ۱۴۰۵ به صورت شیفتی و در ماه ۱۰ روز هست که پرسنل مثل کارگران روزمزد حقوق میگیرن و ۱۰ روز حقوق و ۱۰ روز بیمه براشون رد میشه . اکثر مدیران فقط در حوزه درمان سواد دارند ، خروجی پرسنل حداقل ماهی ۱۰۰ نفر است ،تسویه حدود ۲ سال عقبه و پکلی که بعد از ۲ سال پرداخت میشه کاملا بی ارزش شده، حقوق تمامی پرسنل حداقل وزارت کار هست و مابه تفاوت تحت عنوان سایر مزایا است و درصدی که هر سال حقوق ها افزایش داده میشه رو فقط به همون قسمت حداقل حقوق اعمال میکنن، هیچگونه قراردادی به پرسنل نمیدن اگه بخواهی از بیمه بیکاری استفاده کنی هیچ همکاری با هیچ پرسنلی نمیکنن. به راحتی افراد و تعدیل و اگه خودت استعفا بدی حق و حقوق ماه آخر و پرداخت نمیکنن. حقوق و عیدی و به صورت اقساطی ( مثل پول توجیبی) پرداخت میکنن. عیدی ۱۴۰۴ در ۳ قسط ، از فروردین تا تیر ۱۴۰۵ پرداخت کردند.
این شرکت یه مدیر پیر حرومزاده داره مثلا نماز میخونه روزه میگیره ولی تا دلتون بخواد حروم زادس در بطری تولید میکنن یه سر پرست خط داشت که ایشالا روز گارش سیاه باشه به نام پور علی که همه به خونش تشنه بودن یه جلاد حوس باز روانی خلاصه خواهران برادران نرید برای کار خونه که عمرتون هدر میره
نرید این شرکت برای کار پرسنلش به شدت اذیت کنن و اجازه کار به شما نمیدن حتی اگر متخصص باشید مدیر بی خیال و دهن بینی داره و کادر اداری فوق العاده سمی اگر میخواهید عمرتون هدر نره چه برای آموزش و چه کار اینجا نرید موفق و پاینده باشید
چرا باید دو سه جلسه مصاحبه حضوری تکنیکال و منابع انسانی صورت بگیره؟ تسکهای واقعی داده بشه برای انجام از جنس استراتژی ۶ ماهه (!) و... آخرش هم بدون هیچ آفر پکیجی بگن با یکی دیگه ادامه میدن در صورتی که جز گزینههای خوب و مناسب اون پوزیشن بودی؟، دوباره یک ماهه بعد آگهیشون بالاست توی جاب ویژن :)) بعد لینکدین بخونی که مصاحبه فیک بوده و فقط برای جمع کردن ایدهست این روش کثیف (!). بماند که جلسه اول مصاحبه حضوری رو نیم ساعت قبل از کنسل شدنش خبر میدن :))) در حالی که شاید طرف مقابل از اون سر شهر داره میاد این سر شهر :))) عالی هستید، همینقدر که جابهجایی توی پوزیشنها ندارید و ۸- ۱۰ سال یک نفر یکجاست مشخصه شرکت چطوری اداره میشه :)) خیلی دوستانه جذب کنید چرا وقت و انرژی بقیه رو میگیرید و فکر میکنید زرنگ هم هستید؟!
مدتی بهعنوان عضو تیم نرمافزار این شرکت فعالیت کردم. با وجود آشنایی با چند همکار مسئولیتپذیر و همراه، تجربه کلی من با ضعف جدی در مدیریت، برنامهریزی، ارتباطات حرفهای، تصمیمگیری فنی، عملکرد منابع انسانی و فرایند پایان همکاری همراه بود. در ابتدای همکاری چند مرتبه افزایش حقوق بهصورت شفاهی وعده داده شد، اما تا پایان همکاری عملی نشد و هیچ توافق مکتوب یا زمانبندی مشخصی نیز ارائه نشد. این تجربه نشان داد که وعدههای شفاهی، حتی در صورت تکرار، جای تعهد مکتوب را نمیگیرند. در طول همکاری، تقریباً تمام تسکها فوری اعلام میشدند. بسیاری از کارهایی که نیازمند تحلیل، طراحی، اولویتبندی و ارزیابی ریسک بودند، بدون زمان کافی برای طیشدن یک فرایند حرفهای مطرح میشدند. بخش زیادی از این فوریتها، در تجربه من، نتیجه نبود برنامهریزی شفاف، مشخصنبودن اولویتها و تصمیمگیری دیرهنگام بود و هزینه آن از زمان شخصی و انرژی اعضای تیم تأمین میشد. پیشنهاد برای بررسی دقیقتر مسئله، ارزیابی راهحلهای جایگزین یا بیان ریسکهای فنی معمولاً تا جایی پذیرفته میشد که اجرای تصمیم مدیر را به تأخیر نیندازد. مدیر مستقیم بیشتر بر انجام دقیق چیزی که گفته بود تأکید داشت، حتی زمانی که نتیجه فنی مناسبی نداشت. این رفتار گاهی به شکل غیرحرفهای، کودکانه و همراه با بیارزش جلوهدادن تلاش انجامشده بروز پیدا میکرد. نقد فنی میتواند صریح و سختگیرانه باشد، اما طعنه، تمسخر و کوچکشمردن فرد یا کار او بازخورد حرفهای نیست. چنین فضایی بهمرور انگیزه، اعتماد و امکان بیان صادقانه مخالفتهای فنی را از بین میبرد. از نظر رشد فنی نیز تجربه مثبتی نداشتم. مدیران برای تحلیل مسائل و ارائه پاسخها تقریباً فقط به ابزارهای هوش مصنوعی متکی بودند و در جایگاه سینیور، دانش یا تجربه فنی قابلتوجهی برای انتقال نداشتند. بنابراین نباید انتظار داشته باشید بهعنوان نیروی سینیور، از مدیران این مجموعه نکته فنی یا حرفهای مهمی یاد بگیرید. در روزهای پایانی، مجموعهای از تغییرات فنی، مستندسازی و انتقال دانش با زمانبندی بسیار فشرده درخواست شد. با وجود درخواست مکتوب من برای مشخصشدن اولویتها، محدوده مسئولیت و خروجیهای مورد انتظار، پاسخ روشن و قابل استنادی ارائه نشد، اما همچنان انتظار تحویل چندین مورد در مدت محدود وجود داشت. برای حل مشکلات چند مرتبه به منابع انسانی مراجعه کردم، اما معمولاً مسئله دوباره به همان مدیر ارجاع داده میشد. در تجربه من، منابع انسانی نقش مؤثری در میانجیگری، ثبت بیطرفانه مشکلات یا ایجاد مسیر امن برای طرح اختلافها ایفا نکرد. در مجموع، این محیط برای افرادی که به دنبال مدیریت حرفهای، برنامهریزی شفاف، گفتوگوی فنی واقعی، رشد از طریق منتورینگ و احترام در محیط کار هستند، انتخاب مناسبی نیست.
من حدود یک سال و دو ماه بهعنوان مشاور حقوقی در شیفت عصر یک شرکت با دو شیفت صبح و عصر کار میکردم. تجربهای که دانشگاه خیلی ازش حرف نزد، برای من واقعاً پرشور و آموزنده بود؛ با تماسها و پروندههای متنوع سروکار داشتم و تیم آموزش همواره کنارم بود. یادگیریهای حقوقی زیادی از همین دوران گرفتم و تا حد زیادی به صلاحیت فعلیم کمک کرده است. پرداخت حقوق معمولا تا اول ماه درج میشد و بیمه و بیمه تکمیلی هم داشتیم. نکتهٔ مثبت دیگر این بود که آخر شب، تعدادی از همکاران را با اسنپ رفت و آمد میدادند و هزینهاش از طرف شرکت پرداخت میشد. به دلیل مشکل شنوایی در گوشم نتوانستم به کار از راه دور ادامه بدهم و تعامل تلفنی را ترک کردم. برخی نظراتی که دیدم برایم جالب بود؛ مردم از خدمات کمک میگرفتند و نسبت به مراجعه به وکیل بیرون هزینهٔ کمتری میپرداختند، که این برای من مثبت بود.
جلسه مصاحبه با حدود ۱ ساعت تاخیر شروع شد ، بر خلاف اینکه در آگهی قید شده بود کارشناس حسابداری حقوق و دستمزد، گفته شد که باید تمام کارهای مالی و انجام بدید سوالات مربوط به حوزه مالی درست جواب دادم اما شخص مصاحبه کننده تصمیم گرفت سوالات مربوط به بخش های دیگه رو بیشتر بپرسن خیلی جلسه متشنج و ایشون خیلی استرس میدادن جوری که همونجا حس کردم چقدر کار کردن با همچین آدمی سخته.
با من تماس گرفتن و قرار مصاحبه ساعت ۱۰ صبح گذاشتن تو همون روز مجدد بهم زنگ زدن قرار بزارن که گفتم شما به من وقت مصاحبه داده بودید،وقتی رفتم شخص مصاحبه کننده داشتند مصاحبه میکردن و ساعت ۱۱:۱۰ نوبت من شد بابت معطلی هیچ عذرخواهی نکردن حتی یک لیوان آب هم نیاوردن به وضوح منابع انسانی شرکت بی نظم بود و درست زمانبندی نکرده بود. فرم پرسشنامه مصاحبه رو که دادن گفتند تمام اطلاعات هویتی کدملی و شماره شناسنامه و کدپستی محل سکونت و باید وارد کنید ! وقتی اعتراض کردم گفتند اگه ننویسید مصاحبه کنسله !!! شخص مصاحبه کننده عصبی بود وقتی ازش سوال پرسیدم گفت جامون برعکس شده شما سوال میکنی ؟! و در اخر گفتند حجم کارمون خیلی زیاده و روزی ۲-۳ ساعت باید اضافه بمونید. سمی بودن شرکت از بدو تماس مشخصه و من چند ماهه آگهی این شرکت و این پوزیشن و پوزیشن های دیگه رو میبینم. متاسفانه به خاطر شرایط بد جامعه کارفرماها خیلی پرو شدن ،نگاه از بالا به پایین ،توقع که از هر نفر به اندازه ۲-۳ نفر کار بکشن، عدم احترام به وقت آدم هاو ... امیدوارم همه ما با ثبت این تجربه ها بتونیم شرایط و درست کنیم.
هر شخصی که برای استخدام میاد با ۳ نفر مصاحبه میکنه که حداقل حدود یک ساعت زمان میبره تست شخصیتی ،تست هوش و سوالات کاری پرسیده میشه براشون مهمه که فرد حتما باهوش باشه و دانشگاه خوب و معدل بالا براشون مهمه در عوض خودشون حداقل حقوق و میدن اون هم با ۳ ماه تاخیر اگه خیلی غر بزنی ۵-۶ تومان مساعده میدن، کل شرکت تو یک فضای شوروم و شلوغ هست ،کثیف و از نظر نظافت صفر فقط اتاق مدیر تمیزه ، شرکت خانوادگی هست ،(پدر و دو پسر و همسر و برادر و انواع فامیل ) ابنکه همشهری خودشون باشید براشون مهمه و تو صحبتهاشون اقوام دیگه مخصوصا ترک هارو مسخره میکنن ممکنه وسط کار یهو جا به جا بشی به یک بخش دیگه که هیچ ربطی بهت نداره اگه منشی نیاد سرکار باید بری جای منشی وایستی اگه بچه های فروش سرشون شلوغ باشه باید بری کمکشون و کلا در طی هفته بچه ها رو جابه جا میکنن نظم خاصی نداره نماینده های فروش همه ناراضی ان ، بیمه هاشون درست رد نشده ، درصد خروج از شرکت بالاست ،حقوق تا سال ۱۴۰۲ با ۳ ماه تاخیر پرداخت میشد و حتی قولی بابت مساعد شدن اوضاع هم نمیدادن غذا در همان جا پخته میشد و هرروز با بوهای مختلف باید کار میکردی آشپزخانه که محل سرو غذا بود ۱ جای خیلی کوچکی بود که تو باید خیلی سریع غذاتو میخوردی که بقیه هم بتونن استفاده کنن محیط آشپزخانه بسیار کثیف بود و چندبار سوسک دیده شد . تنها امتیاز شرکت نظم در ساعت کاری و عدم اجبار برای اضافه کاری هست. شرکت آب آشامیدنی پرسنل و تامین نمیکرد و پرسنل مجبور بودن به صورت مشارکتی آب تهیه کنن. پرنسل دائم در حال بدگویی و زیرآب زنی هستن و دائم بدی افراد و میگن تا خودشون و کارشونو خوب نشون بدن.
فضای کار در این شرکت واقعاً آرام و دلپذیر است، با مدیریتی که پیگیر و برخوردی مهربان دارد. همکاران هم فوقالعادهاند و همکاری با آنها تجربهای مثبت بوده است.
من واقعاً اینجا با اعصابِ شکن کار میکنم؛ هر بار مدیران میخواهند در جزئیات فنی نظر بدهند، حال آنکه تخصصی در آن حوزه ندارند و بهطور مداوم دخالت میکنند. رفتار تیم منابع انسانی هم رضایتبخش نیست. حقوقمان همیشه با تاخیر و تأخیرهای گاهبهگاه و بیپاسخ مواجه است. مدیران از بالا به پایین رفتار میکنند و همواره دنبال پیدا کردن ایرادند. برنامهریزی و بهکارگیری کارها هم وضعِ مناسبی ندارد؛ بهطور ناگهانی میگویند کارِ خاصی تا فردا باید انجام شود و باید فوراً تحویل بدهیم.
برای بولوت آکادمی تجربهای کاربری در کارشناس تجربه میکنم، اما مدیریت اونجا واقعاً بیدسته و بیتوجهی نسبت به نیروها دیده میشه. ساختار مجموعه به نظر ضعیف میآد و به جایگاه افراد احترام زیادی قائل نیستن. برخوردها شبیه رفتار صاحبخونه با رعیت قدیمیه و حس نامهربونی زیادی میتونه منتقل بشه. تنها نکته مثبت واقعاً همکارای کارشناس است که دوستداشتنی بودن و حیف میشن این بچهها.
کار رو تجربه کردم و بعد از چند سال من را به خاطر دلایلی کنار گذاشتند. خوشبختانه به نظر میرسید مدیر شعبهای تازه آمده تا با سابقهای که دارد، بتواند جبران کنندهای باشد. از همکاران همان شعبه شنیدم که با تداوم کارش میتواند شرکت را آنطور تحتتاثیر قرار بدهد که زاویهای تازه به قضایا بدهد و بالاخره قدر باقیماندهها را مشخص کند.
شرکت فدک رایان را تجربه کردم. روند استخدام سه مرحله داشت؛ ابتدا در ساختمان اصلی با یک خانم مصاحبه کردم که سوالات معمولی را مطرح کرد، اما وقتی فهمید مهارتهایم را میدانم به سوالات تخصصی رفت. روز بعد از من خواستن در تست ورد و اکسل شرکت کنم؛ سطح کار خیلی ساده بود و فقط مباحث پایهای را میپرسیدند. چند روز بعد به مدیریت منابع انسانی و مدیر بازاریابی معرفی شدم و پاسخهایم را به سوالات نشان دادم، هر بار با پرسش تکمیلیِ چرا؟ که مجبور بودم پاسخ دقیق بدهم. در نهایت گفتند دو روز دیگر تماس میگیرند، اما تماس گرفتند و گفتند صلاحیت ندارم، در حالی که احساس میکردم خوب عمل کردم. بعد از من یک خانم دیگر آمد و با او بحث شد، اما او هم پذیرفته شد؛ دلیل رد من را هیچوقت نفهمیدم. بهکل خلاصه اینکه اگر در مرحله ابتدایی موفق نشوی، نباید خیلی امیدوار بود چون مصاحبهی اصلی سوم است و تصمیمها ممکن است اتفاقی باشد.
من دقیقاً در تیمی کار کردم که همه چیزش حول این بود که با کدام گروه وارد میشدی. آن روزها در یکی از بینظمترین و پر از بیثباتیترین بخشها بودم تا اینکه با یکی از مدیرها صحبت کردم و فهمیدم اوضاع آنقدر نابسامان است. مدیر مربوطه انصاف چندانی نسبت به زحمات ما نشان نمیداد؛ تلاشهای من معمولاً نادیده گرفته میشد. حتی اگر دههزار تسک تمام میکردم، اگر دو تا از آنها به اسپرینت بعدی میافتادند، روی حقوق سال آیندهام تأثیر میگذاشتند؛ همان موقع واقعاً شوکه شدم. همهمان با Rubber duck debugging آشنا بودیم؛ یک روز حالم خیلی بد بود و کارفرما میخواست باگ را رفع کنم، در حالی که تمرکز نداشتم، از مدیر خواستم کد را بررسی کند چون کد را فرد دیگری نوشته بود و من به خاطر حال بد، چرا آن کار انجام شده بود را درست درک نمیکردم. بعدها همان کار را بهعنوان ضعف عملکرد من مطرح کردند. وقتی این را شنیدم مات و مبهوت شدم. هر روز کد میزدیم و دو روز بعد تغییراتی میآمد، دائماً در حال تغییر بودیم، اما من شکایت نکردم؛ در نهایت حقوق و مزایا را بهطور کامل پرداختند. استعفا دادم و حقوقم در شغل جدید تقریباً سه برابر شد. به کسانی که میخواهند جایی بروند، توصیه میکنم اگر علامت خطری دیدند، ادامه ندهند. مدیر باید صبور باشد و بتواند تجارت را توضیح بدهد؛ اینجا اولین تسک عملیاتی بود و بهجای تشکر، تحقیر و توهین میکردند. برای درخواست کمک ارزش پای حرف زدن را نداشت، چه برسد به همکاری طولانیمدت. حقوق نسبت به سایر شرکتها خیلی پایین بود؛ امکان دورکاری داشتند، اما قوانین ساختگیای برای از دست دادن مرخصیها وضع میکردند. خاطرهای تلخ از مدیر فنی بیوجدان، بیسواد و ظالمانه دارم؛ امیدوارم دیگران تجربهای مشابه نداشته باشند.
وقتی وارد این شغل شدم با چیزهای مشخصی روبهرو شدم که دوست دارم به صورت صریح توضیح بدم. برداشت من از پروژهها این بود که خیلی از آنها به مرحله انتشار نمیرسند و صرفاً هدف اولیهشان راهاندازی یک سایت بود؛ به هیچ وجه چیز چشمگیر یا جذابی نبود. درست در ابتدای کار، منابع انسانی برخورد خوبی نمایش میدادند و تحت تأثیر آن قرار گرفتم، اما مدت کوتاهی بعد فهمیدم که فقط ظاهر ماجرا همین بوده است. انتظار پاسخ سریع نداشتم، چون تلفن پاسخ داده نمیشود، پیامها بیپاسخ میماند و حتی کارهای ساده هم ممکن است دو یا سه هفته طول بکشد — تجربهای آزاردهنده. تیم اجایل از نگاه من بیشتر شعار میدهد تا عمل کند. به چشم من حرفهای زیادی میزنند اما واقعاً کارآمد نیستند و به طور کلی راحتطلب به نظر میرسند. در نهایت جمعبندی من این است که شرکت جای مناسبی برای پیشروی حرفهای نیست. به نظر من آینده روشن چندان برای کارکنان وجود ندارد مگر اینکه کل سیستم مدیریتی، منابع انسانی و ساختارها از پایه تغییر کنند. این نظرات تنها دیدگاه شخصی من است.
به نظرم انتظارم از جلسه مصاحبه برای یک موقعیت فنی در زمینه IT خیلی فراتر از چیزی بود که دیدم. نحوهی برگزاری و سطح تیم مصاحبهگرها آنقدر پایین بود که واقعاً ناامید شدم؛ انتظار داشتَم برای یک ارزیابی تخصصی با ابزار و تجهیزات مناسب صحبت کنن، نه اینکه بنشینن پشت تخته و با ماژیک تمرین کنن. واقعاً این اتلاف وقت، انرژی و منابع رو میفهمم و از این تجربه دلسرد شدم.
دوست دارم این تجربه را با نگاهی تازه بیان کنم و از یک افتتاحیه تازه شروع کنم: این مجموعه برای من به عنوان محیطی برای رشد واقعی به نظر میرسد. تقریباً یک سال است که در این مجموعه مشغول به کارم و آنچه بیش از هر چیز برایم اهمیت دارد، فرصتهای یادگیری و پیشرفت است. فضای آموزشی گستردهای وجود دارد و امکان ارتقاء شغلی به وضوح قابل مشاهده است. یکی از نکات برجسته برای من سطح بالای علم و تخصص همکاران است؛ از مدیران ارشد گرفته تا سایر پرسنل همگی حرفهای و آگاه هستند و همین امر به تفاوت کار با سایر جاها منجر میشود. نظم و انضباط در اینجا به طور جدی رعایت میشود و مدیران به صورت مستمر پیگیر امور هستند. با حمایت و اعتماد آنها توانستم در کارم پیشرفت کنم و این موفقیت به انگیزهی من برای ادامه کار اضافه کرده است. برای این مجموعه آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم پیوسته بتواند جایگاهی مطمئن برای رشد افراد باشد.
این شرکت پیمانکار حدود ۵۰ تا شرکت هست که در مجوع حدود ۸۰۰ تا پرسنل هستند این شرکت ها در تاریخ های مختلف کارکرد میدن، نیروهای غیر ایرانی هم دارند هر کدوم بلافاصله بعد از ارسال کارکردشون باید حقوق محاصبه بشه و بیمه مالیاتشون رد بشه ،در واقع انگار شما حسابدار حقوق ۵۰ تا شرکت هستید و بابت اینکار عدد حقوق ۳۵ و اعلام کردند ! هیچ مزایای خاصی هم ندارند . سایتشونو و که نگاه میکنید فک میکنید چه شرکت بزرگی هستن ولی دفتشون یک دفتر کوچک تو یک محله مسکونی و تو یک ساختمان مسکونی بود.
نفر قبلی که در این پوزیشن کار کرده بود استعفا داده بود دلیل استعفا به وضوح گفته نشد ، مدیر منابع انسانی به تازگی مدیر شده و به وضوح نابلد بود ،توانایی پرسش و سنجش نداشت ،در مصاحبه عنوان شد که به اجبار باید هر روز تا ساعت ۷ بعدازظهر اضافه کار بمونید، شرکت آشفته و بی نظم دیده میشد.
هیچ امتیاز،امکان پیشرفت ،مزایا و حمایتی از پرسنل ندارند کارکرد ها از اسفند ۱۴۰۴ تا مرداد ۱۴۰۵ به صورت شیفتی و در ماه ۱۰ روز هست که پرسنل مثل کارگران روزمزد حقوق میگیرن و ۱۰ روز حقوق و ۱۰ روز بیمه براشون رد میشه . اکثر مدیران فقط در حوزه درمان سواد دارند ، خروجی پرسنل حداقل ماهی ۱۰۰ نفر است ،تسویه حدود ۲ سال عقبه و پکلی که بعد از ۲ سال پرداخت میشه کاملا بی ارزش شده، حقوق تمامی پرسنل حداقل وزارت کار هست و مابه تفاوت تحت عنوان سایر مزایا است و درصدی که هر سال حقوق ها افزایش داده میشه رو فقط به همون قسمت حداقل حقوق اعمال میکنن، هیچگونه قراردادی به پرسنل نمیدن اگه بخواهی از بیمه بیکاری استفاده کنی هیچ همکاری با هیچ پرسنلی نمیکنن. به راحتی افراد و تعدیل و اگه خودت استعفا بدی حق و حقوق ماه آخر و پرداخت نمیکنن. حقوق و عیدی و به صورت اقساطی ( مثل پول توجیبی) پرداخت میکنن. عیدی ۱۴۰۴ در ۳ قسط ، از فروردین تا تیر ۱۴۰۵ پرداخت کردند.
این شرکت یه مدیر پیر حرومزاده داره مثلا نماز میخونه روزه میگیره ولی تا دلتون بخواد حروم زادس در بطری تولید میکنن یه سر پرست خط داشت که ایشالا روز گارش سیاه باشه به نام پور علی که همه به خونش تشنه بودن یه جلاد حوس باز روانی خلاصه خواهران برادران نرید برای کار خونه که عمرتون هدر میره
نرید این شرکت برای کار پرسنلش به شدت اذیت کنن و اجازه کار به شما نمیدن حتی اگر متخصص باشید مدیر بی خیال و دهن بینی داره و کادر اداری فوق العاده سمی اگر میخواهید عمرتون هدر نره چه برای آموزش و چه کار اینجا نرید موفق و پاینده باشید
چرا باید دو سه جلسه مصاحبه حضوری تکنیکال و منابع انسانی صورت بگیره؟ تسکهای واقعی داده بشه برای انجام از جنس استراتژی ۶ ماهه (!) و... آخرش هم بدون هیچ آفر پکیجی بگن با یکی دیگه ادامه میدن در صورتی که جز گزینههای خوب و مناسب اون پوزیشن بودی؟، دوباره یک ماهه بعد آگهیشون بالاست توی جاب ویژن :)) بعد لینکدین بخونی که مصاحبه فیک بوده و فقط برای جمع کردن ایدهست این روش کثیف (!). بماند که جلسه اول مصاحبه حضوری رو نیم ساعت قبل از کنسل شدنش خبر میدن :))) در حالی که شاید طرف مقابل از اون سر شهر داره میاد این سر شهر :))) عالی هستید، همینقدر که جابهجایی توی پوزیشنها ندارید و ۸- ۱۰ سال یک نفر یکجاست مشخصه شرکت چطوری اداره میشه :)) خیلی دوستانه جذب کنید چرا وقت و انرژی بقیه رو میگیرید و فکر میکنید زرنگ هم هستید؟!
مدتی بهعنوان عضو تیم نرمافزار این شرکت فعالیت کردم. با وجود آشنایی با چند همکار مسئولیتپذیر و همراه، تجربه کلی من با ضعف جدی در مدیریت، برنامهریزی، ارتباطات حرفهای، تصمیمگیری فنی، عملکرد منابع انسانی و فرایند پایان همکاری همراه بود. در ابتدای همکاری چند مرتبه افزایش حقوق بهصورت شفاهی وعده داده شد، اما تا پایان همکاری عملی نشد و هیچ توافق مکتوب یا زمانبندی مشخصی نیز ارائه نشد. این تجربه نشان داد که وعدههای شفاهی، حتی در صورت تکرار، جای تعهد مکتوب را نمیگیرند. در طول همکاری، تقریباً تمام تسکها فوری اعلام میشدند. بسیاری از کارهایی که نیازمند تحلیل، طراحی، اولویتبندی و ارزیابی ریسک بودند، بدون زمان کافی برای طیشدن یک فرایند حرفهای مطرح میشدند. بخش زیادی از این فوریتها، در تجربه من، نتیجه نبود برنامهریزی شفاف، مشخصنبودن اولویتها و تصمیمگیری دیرهنگام بود و هزینه آن از زمان شخصی و انرژی اعضای تیم تأمین میشد. پیشنهاد برای بررسی دقیقتر مسئله، ارزیابی راهحلهای جایگزین یا بیان ریسکهای فنی معمولاً تا جایی پذیرفته میشد که اجرای تصمیم مدیر را به تأخیر نیندازد. مدیر مستقیم بیشتر بر انجام دقیق چیزی که گفته بود تأکید داشت، حتی زمانی که نتیجه فنی مناسبی نداشت. این رفتار گاهی به شکل غیرحرفهای، کودکانه و همراه با بیارزش جلوهدادن تلاش انجامشده بروز پیدا میکرد. نقد فنی میتواند صریح و سختگیرانه باشد، اما طعنه، تمسخر و کوچکشمردن فرد یا کار او بازخورد حرفهای نیست. چنین فضایی بهمرور انگیزه، اعتماد و امکان بیان صادقانه مخالفتهای فنی را از بین میبرد. از نظر رشد فنی نیز تجربه مثبتی نداشتم. مدیران برای تحلیل مسائل و ارائه پاسخها تقریباً فقط به ابزارهای هوش مصنوعی متکی بودند و در جایگاه سینیور، دانش یا تجربه فنی قابلتوجهی برای انتقال نداشتند. بنابراین نباید انتظار داشته باشید بهعنوان نیروی سینیور، از مدیران این مجموعه نکته فنی یا حرفهای مهمی یاد بگیرید. در روزهای پایانی، مجموعهای از تغییرات فنی، مستندسازی و انتقال دانش با زمانبندی بسیار فشرده درخواست شد. با وجود درخواست مکتوب من برای مشخصشدن اولویتها، محدوده مسئولیت و خروجیهای مورد انتظار، پاسخ روشن و قابل استنادی ارائه نشد، اما همچنان انتظار تحویل چندین مورد در مدت محدود وجود داشت. برای حل مشکلات چند مرتبه به منابع انسانی مراجعه کردم، اما معمولاً مسئله دوباره به همان مدیر ارجاع داده میشد. در تجربه من، منابع انسانی نقش مؤثری در میانجیگری، ثبت بیطرفانه مشکلات یا ایجاد مسیر امن برای طرح اختلافها ایفا نکرد. در مجموع، این محیط برای افرادی که به دنبال مدیریت حرفهای، برنامهریزی شفاف، گفتوگوی فنی واقعی، رشد از طریق منتورینگ و احترام در محیط کار هستند، انتخاب مناسبی نیست.
من حدود یک سال و دو ماه بهعنوان مشاور حقوقی در شیفت عصر یک شرکت با دو شیفت صبح و عصر کار میکردم. تجربهای که دانشگاه خیلی ازش حرف نزد، برای من واقعاً پرشور و آموزنده بود؛ با تماسها و پروندههای متنوع سروکار داشتم و تیم آموزش همواره کنارم بود. یادگیریهای حقوقی زیادی از همین دوران گرفتم و تا حد زیادی به صلاحیت فعلیم کمک کرده است. پرداخت حقوق معمولا تا اول ماه درج میشد و بیمه و بیمه تکمیلی هم داشتیم. نکتهٔ مثبت دیگر این بود که آخر شب، تعدادی از همکاران را با اسنپ رفت و آمد میدادند و هزینهاش از طرف شرکت پرداخت میشد. به دلیل مشکل شنوایی در گوشم نتوانستم به کار از راه دور ادامه بدهم و تعامل تلفنی را ترک کردم. برخی نظراتی که دیدم برایم جالب بود؛ مردم از خدمات کمک میگرفتند و نسبت به مراجعه به وکیل بیرون هزینهٔ کمتری میپرداختند، که این برای من مثبت بود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.