حتی به خودشون زحمت ندادن مصاحبه آنلاین ست کنن و بیان جلوی دوربین، یک لینک ویدیویی فرستادن با 5 سوال احمقانه که جلوی دوربین به انگلیسی جواب بدید. توقع دارید وقتی حتی نیم ساعت وقت نمیذارید بیایید رو در رو صحبت کنید من بیام یک ساعت وقت بذارم سوالات اراجیف شما رو به انگلیسی جواب بدم؟ خیر بنده برای وقت و شخصیت خودم ارزش قائل هستم. کلا در 5 دقیقه به سوالات جواب دادم و لینک رو بستم و دیگه هم خبری ازشون نشد. مصاحبهی این مدلی ندیده بودم تا حالا!
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
سطح بیسوادی و نادانی مدیران این مجموعه در این حده که فکر میکنن اگر به جای مدیر محصول بنویسن سرپرست محصول، میتونن حقوق کمتری پرداخت کنن! با ورود به ساختمان شرکت شما حس رفتن به ادارههای فرسودهی دولتی رو دارید، مصاحبه با معاونت محصول و منابع انسانی همزمان انجام شد، سوالات سطح پایین و و بیربط پرسیده شد. در انتهای مصاحبه فرم استخدام رو دادن که پر کنم، مشخصات اعضای خانواده من به شما که هیچ به پدر و جد و آباد شما هم ربطی نداره، دوستان هر شرکتی که رفتم که اینقدر وقاحت داشته بدون استثنا با قهوهای کردن طرف اومدم بیرون، شانس آوردید که آخر جلسه فرم رو دادید و در اتاق حاضر نبودید. من پر نکردم و ریجکت شدم. همون آگهی هم بعد از سه ماه دوباره باز شده. شرکتی که ورشکسته و رو به افول هست و صدها نفر رو تعدیل کرده، نیروی جدیدی نمیتونه بگیره، وقت خودتون رو با عره و عوره تلف نکنید.
کل فرایند استخدام این شرکت یک شوی بزرگ برای نمایش جذب هست ولی جذب نیرو در کار نیست. مصاحبه اول فنی و آنلاین بود و به خوبی انجام شد، برای مصاحبهی دوم گفتن حضوری، یک بار تماس گرفتن و من نتونستم پاسخ بدم، نه ایمیلی نه اطلاعرسانی درستی و نه حتی شماره داخلی که آدم بتونه بهشون زنگ بزنه. بعدش هم ریجکت کردن. و الان بعد از چند ماه همون عنوان مالک محصول بام دوباره آگهی شده. مرغ پخته خندهاش میگیره از حجم دلقک بودنتون. همه جا رو تبدیل به مافیا کردید و چون کوتوله و بیسواد هستید و شرافت فردی و شرافت کاری ندارید میترسید با کسی قویتر از خودتون کار کنید. در نتیجه فقط از مسیرهای دلالی نیرو میگیرید و کوتولهپروری میکنید. به هیچ عنوان اینجا رزومه نفرستید.
شرکتی بیدروپیکر که مصاحبه آنلاین برگزار میکنه، برای جلسهی بعدی به صورت حضوری دعوت میکنه ولی مصاحبه دومی در کار نیست، و در آخر بدون دلیل ریجکت میکنه. الان هم بعد از چند ماه دوباره آگهی مالک محصول گذاشتن. رزومه نفرستید برای اینها. کلا مردمآزاری و به سخره گرفتن نیروی متخصص در این مملکت مد شده و از وضعیت بد اقتصادی سو استفاده میکنن که بانک رزومهی خودشون رو پر کنند و در قبال هیچ کسی هم پاسخگو نیستن.
من با این شرکت مصاحبهی آنلاین داشتم، دوستان این شرکت هیچگونه قصدی برای جذب نیرو نداره و فقط یک آدم مریض سعی داره وقت شما رو تلف کنه. بعد از یک ساعت سوال و جواب، اون یارو گفت که به زودی شما رو دعوت میکنیم برای مصاحبهی حضوری. و بعدش هیچ خبری از شرکت نشد و آگهی رو هم بستن. چند ماه قبل هم به مدت دو ماه آگهی باز داشتن و کلی رزومه جمع کردن و همین عنوان شغلی رو بستن، این هم یک بیماری روانی جدید.
من اینجا رفتم مصاحبهی مدیر محصول، سه نفر از مدیران این شرکت شروع کردن به سوال پرسیدن، جالبه که این افراد حتی شعور کافی برای معرفی خودشون در ابتدای مصاحبه نداشتن، سوالات بیربط و چرندیات رفتاری و سوالات فنی برنامهنویسی پرسیده شد، در سطحی که انگار بنده برای موقعیت شغلی تکلید یا CTO اقدام کردم! من سوالات رو جواب دادم، وسط مصاحبه متوجه شدم محصولی که براش آگهی دادن یک پنل پیامکی هست که اگر از اول گفته بودن اصلا حتی رزومه نمیدادم. بیش از یک ساعت وقت من رو تلف کردند؛ اگر کسی عملکردش در مصاحبه بد باشه، نباید اون جلسه یک ساعت و ربع طول بکشه. در نهایت از شرایط کاری و میزان حقوق پرسیدم، که گفتن باهاتون تماس میگیریم. دوزاری بودن یک شرکت رو از نحوهی رفتار مدیرانش در جلسه مصاحبه میتونید متوجه بشید. به هیچ عنوان پیشنهاد نمیکنم رزومه بفرستید.
من اینجا رفتم مصاحبهی مالک محصول، مصاحبه اول فنی بود و با مالک محصول اونجا انجام شد و مورد تایید ایشون بود، یک هفته بعد به مصاحبه دوم دعوت شدم، خانمی که خودش رو مدیر فنی مجموعه معرفی کرد، شروع کرد به سوالات مضحک و چرندیات شبهعلمی به اصطلاح روانشناسی رفتاری (در صورتی که روانشناسی رفتاری این نیست و متخصص میخواد)، من سوالات رو پاسخ دادم، و ایشون از همون چند سوال شروع کرد به تحلیل رفتار و شخصیت من در جلسهی مصاحبه. رفتار غیرحرفهای و دلقکپرور بودن سیستم شما از اینجا مشخصه که کسی که ادعای فنی داره، تو حوزهای کاملا تخصصی وارد شده و سوالاتی میپرسه که هیچ درکی ازشون نداره و بر اساس دانش و سواد اندک و عقل محدود خودش یک آدم دیگه رو مورد قضاوت قرار میده. بعد حرف از فرهنگ و انطباق فرهنگی بین کارجو و شرکت میزد، سطح فرهنگ و شعورتون همینه که نمیدونید وقتی مهمان میاد تو اتاق شما و روبروی میزتون میشینه باید یک میز کوچیک برای پذیرایی کنار صندلی کارجو باشه و چایی رو نذارید روی میز خودتون! به من گفته شد که مصاحبهی سوم با معاون کسبوکار مجموعه به دلیل عدم حضور ایشون، در جلسه سوم برگزار میشه، بعد از یکی دو هفته بدون هیچ دلیل و توضیحی من رو رد کردند. الان که شهریور 1405 هست و چند ماه از اون مصاحبه گذشته، دوباره همون موقعیت شغلی رو آگهی کردن و مثلا دنبال نیرو هستن! حتی نمیدونید چند چندید با خودتون، وقت و انرژی مردم براتون کوچکترین ارزشی نداره. دوستان عزیز پیشنهاد میکنم وقت خودتون رو با این شرکت تلف نکنید.
در یکی از شرکت های زیر مجموعه به اسم فومن شیمی بهداشت دعوت به یک مصاحبه شغلی شدم، اما متأسفانه از همان ابتدای جلسه با برخوردی مواجه شدم که برایم بسیار عجیب و ناخوشایند بود. فرد مصاحبهکننده با لحنی که برای من حالت تمسخرآمیز داشت، چندین بار تأکید میکرد که آیا اصلاً آگهی شغلی را دیدهام، آن را خواندهام و برای همان موقعیت رزومه ارسال کردهام یا خیر. در حالی که من آگهی را با دقت مطالعه کرده بودم و رزومهام را نیز آگاهانه و متناسب با همان موقعیت ارسال کرده بودم. اگر واقعاً تصور میکردند که من آگهی را نخواندهام یا فاقد دانش لازم برای این موقعیت هستم، سؤال اصلی من این است که اصلاً چرا برای مصاحبه دعوت شدم؟ متأسفانه در طول جلسه این احساس را داشتم که رزومهام پیش از مصاحبه بهدرستی مطالعه نشده است. حتی چندین بار سؤالاتی درباره تحصیلات و سوابقم مطرح شد که پاسخ آنها بهوضوح در رزومه درج شده بود. از طرفی، با وجود اینکه سابقه کاری مرتبط و تجربه قابلتوجهی در حوزههای نزدیک به این موقعیت داشتهام، تقریباً هیچ سؤال تخصصی از من پرسیده نشد تا مشخص شود آیا واقعاً دانش و توانایی لازم برای این حوزه را دارم یا خیر. مصاحبه با حضور مدیر منابع انسانی و ظاهراً مدیر مالی انجام شد. نکته عجیبتر این بود که مدیر منابع انسانی چندین بار از مدیر مالی درخواست کرد حداقل چند سؤال تخصصی از من بپرسند تا مشخص شود آیا دانش لازم را دارم یا نه؛ اما ایشان حتی با وجود این اصرار نیز حاضر نشدند سؤال تخصصی مشخصی مطرح کنند. در عین حال، تأکید میشد که رزومه من بهدقت بررسی شده و سابقه مرتبطی در آن دیده نشده است؛ در حالی که چنین سوابقی در رزومهام وجود داشت. به نظرم اگر قرار است فردی برای یک موقعیت شغلی دعوت به مصاحبه شود، حداقل انتظار این است که رزومه او پیش از جلسه مطالعه شود و ارزیابی بر اساس سؤالهای مشخص و مرتبط با شغل انجام گیرد، نه بر اساس پیشفرض یا قضاوت اولیه. این تجربه برای من واقعاً ناامیدکننده بود؛ نه صرفاً به خاطر نتیجه احتمالی مصاحبه، بلکه به خاطر نوع برخورد و احساسی که در طول جلسه به من منتقل شد. در نهایت، صادقانه بگویم که بیشتر از رفتار آن شرکت، از شرایطی که خودم در آن قرار گرفتهام متأسف شدم. با وجود اینکه در کنکور کارشناسی ارشد رتبه ۹ را کسب کردم و با تمام سختیها و محدودیتهایی که در ایران وجود دارد مسیر تحصیلی و حرفهای خودم را ادامه دادم، گاهی با خودم فکر میکنم شاید اگر همان زمان برای ادامه تحصیل و کار به خارج از کشور اپلای کرده بودم، امروز تجربههای حرفهای متفاوتی داشتم. مواجه شدن با چنین رفتارهایی واقعاً باعث میشود آدم درباره مسیری که طی کرده، دوباره فکر کند.
سال های زیادی تو این شرکت بودم و افولش رو در این مدت زمان به چشم دیدم. فساد اخلاقی زیادی این شرکت رو فراگرفته و خیلی از افراد قربانی این فساد شدن ولی با هر روشی که فکرشو بکنید درپوش میذارن چون فساد از طرف مدیران سازمان هست و مدیران ارشد سکوت کامل میکنند. از لحاظ ساعت کاری هم افتضاح هست تقریبا اگه وارد نانوالوند بشید دیگه زندگیتون میشه اونجا مثل یک باتلاق هست که هرچی بیشتر کار کنی و دستو پا بزنی بیشتر غرق میشی و در آخر هم اگه در راستای اخلاقیات و فساد هاشون نباشی نه تنها رشد نمیکنی بلکه به راحتی حذفت میکنند.
من چهار سالی میشود که اینجا کار میکنم و واقعاً از کارم رضایتمندم. شرکت، بزرگ و پرامکانات است و همیشه برای کارمندها انگیزه و امتیازات مشخصی دارد. به نسبت جاهای دیگر، حقوق اینجا رقابتیتر است و امنیت شغلی هم بالاست. با همکاران باتجربه و ماهرهای کار میکنم که میتوانند تأثیر زیادی روی مسیر حرفهای من بگذارند. به طور خلاصه، اگر میخواهید وارد این مجموعه شوید، حتما مهارتهای خود را تقویت کنید تا شانس پذیرفتهشدنتان بالاتر برود.
به شرکت فروشگاه فرشته های نی نی سالن رفتوآمدی از کارمندان بود که هر روز با رفتارهای نابهنجار و فشار زدن بر نیروها روبهرو میشدم. مجموعهای از افراد دور هم جمع شده بودند و به جای همفکری و حمایت، عقدههایشان را روی همکاران خالی میکردند. تصورشان این بود که تنها هدفشان پرکردن جیب خودشان است و از این رو توهین، تحقیر و بیاعتنایی به کارکنان عادی محسوب میشد. هیچ بخشی از سازمان از این رفتار مستثنا نبود؛ از بازاریابی تا بازرگانی و منابع انسانی، همگی رویکردی مشابه را پیگیری میکردند. حتی در شرایط حقوق خوب هم به شدت به من پیشنهاد شغل دیگری داده نشد.
برای این شرکت، دامون دیجیتال، تجربهای از مصاحبه را تعریف میکنم که همچنان ذهنم را درگیر میکند. اوایل تابستان یکی از مجموعهها تماس گرفت و گفت رزومهام را برای یکی از زیرمجموعهها خواهند فرستاد. دو هفته بعد مرکز پژوهش همان مجموعه با من تماس گرفت و گفت که همان روز برای مصاحبه بیایم؛ با وجود دوری مسافت، قبول کردم و رفتم. پس از تکمیل فرمها، با سرپرست بخش مصاحبه صحبت کردم؛ او با احترام گفت از نظر او احتمال قبولی وجود دارد اما دو مصاحبه دیگر هم با مدیر منابع انسانی و مدیرعامل باقی مانده است. همان روز در مسیر بازگشت دوباره زنگ زدند و گفتند برای مصاحبه با منابع انسانی باز هم باید حاضر شوم؛ برگشتم و کار مربوط را انجام دادم. اوایل شهریور هم برای دیدار با مدیرعامل دعوت شدم و جلسه خوب پیش رفت؛ به نظرم تقریبا مطمئن بودم که قبول میشوم. اما پس از آخرین مصاحبه مدت طولانی بدون خبر ماندم و وقتی پیگیری کردم گفتند هنوز تصمیمی درباره جذب نیرو نگرفتهاند. حالا شش ماه از آن زمان گذشته و هیچ خبری نشده است. این تجربه نشان میدهد چقدر انرژی و زمان صرف میشود، در حالی که نتیجه مشخصی در پی ندارد. کاش سازمانها وقتی نیاز ندارند، روند را روشنتر و صریحتر به کارجو اعلام میکردند.
در آن روزهای پرتنش جنگی و وقتی که دورکار بودم، به همراهی و درکشان از شرایط سخت واقعا فکر میکنم و قدردانشان هستم. اینکه حقوق را زودتر واریز کردند، برای من ارزش زیادی داشت و هنوز هم به خاطرش یادم میآید.
دلم میخواست از این کار فرار کنم، اما با تمام بدیهایش همچنان انگیزهای برای رفتن نداشتم. حقوق را نصفه و نیمه میدادند و اکثر اول ماه تنها بخشی از مطالبات را میگرفتیم و باقیاش مشخص نبود کی و چگونه پرداخت میشود. پرداختها بیثبات بود و جمعآوری حقوق برای ما کار سادهای نبود. حقوق هم پایین بود، پس اگر قسطی بود یا مستأجر بودیم، خیلی راحت دچار مشکل میشدیم.
با زبان ساده و صریحی نوشتم که جای کار در این مجموعه را بهتر نشان بدهد؛ شرکت با ترکیبی از مدیرانی بیکیفیت و مالک ناامیدکنندهای رو به روست که در مجموع موجب شکلگیری فضای ناکارآمد شده است. اگر قصد دارید برای این گروه یا شرکتهای زیرمجموعهاش درخواست کار بدهید، تجربه من میتواند روشنکند که با چه شرایطی روبهرو خواهید بود. فضای تصمیمگیری غیرشفاف و بیانسجام بود و این موضوع روی نتیجههای تیمی تأثیر منفی میگذاشت. به عنوان کسی که از داخل دیدم، توصیه میکنم قبل از هر تصمیمی، جنبههای مدیریتی، روشهای اجرایی و ثبات سازمانی را به دقت بررسی کنید تا با چشماندازی دقیقتر به روال کارها نگاه کنید.
کار را قبول کردم اما به رغم تلاشها، احساس میکردم در یک چرخه بیپایان گیر کردهام. هر روز با مدیرهای جدید روبهرو میشدم و مجموعهای از نیروهای تازه وارد پشت سر هم میآمدند. وعدههای متعدد مثل پاداش یا حقوق مناسب و مزایا به واقع اجرا نمیشدند و همواره صحبت از نبود پول میکردند. تصمیمهای سریع درباره حقوق و شرایط هم گاهی به تعویق میافتاد. اگر ارتباطها یا حمایتهای لازم وجود نداشت، امکان ارتقا هم کم رنگ به نظر میرسید. پروژهها معمولاً نتیجهبخش نبودند و فضا زیر سایهٔ صحبتهای تیره و سمی بود.
از شش سال مدیریت نمایندگی یک مجموعه کوتاه شده و تازه استعفا دادهام. در ابتدا تصور میکردم کار بهعنوان همکاری است، اما واقعیت این بود که زمان و زندگیام را بهطور کامل مصرف میکرد. به هیچکس این شغل را توصیه نمیکنم—اگر به سمتش بروی، عملاً خودت را در وضعیتی از بردگی و تابعیت میبینی.
شرکت گیتی پسند ایرانیان را تجربه کردم با ذهنی پر از حرفهای ناگفته اما بهطور واقعبینانه: بعضی از همکاران نظرهای قبلی بیطرفی را چندان رعایت نمیکردند و برخوردها از این منظر گاهی سلیقهای بهنظر میرسید. پس از یک دوره کوتاه تصمیمگیریهای ناگهانی، تعدادی از همکاران کنار گذاشته شدند و شعبههای اصلی در شهرهای بزرگ تعطیل شد. هنوز تسویهحسابها به صورت کامل انجام نشده و حقوقها تا سه ماه عقب افتاده بود. بهنظر میرسید منابع انسانی بیشتر روی جذب نیرو متمرکز است و برخی اظهارات مبنی بر نبود کار به وضوح با واقعیت همسو نبود. خودم با دقت و نظم کار میکردم و نهایتاً نتیجهای که انتظار داشتم حاصل نشد.
اگر معمار و شهرساز هستید همیشه آگهی نیروی میدانی رو توی سایت های ماریابی در سطح شهر شیراز و استان فارس دیدید، که مربوط به این شرکت هست اما لطفا هوشیار باشید شرکتی که دائما آگهی داره قطعا مشکلی داره، نیروهاشون رو نگه نمیدارن و با برچسب عملکرد ضعیف حق و حقوقشون رو نمیدن، مشکلات اخلاقی (!) بیداد میکنه و فقط وقت و انرژی و تجربهتون رو هدر میدید.
اسنپ فود بخش کامرشیال با وجود همه کم و کاستی های (از نظر حقوق و مزایا )زمانی فضای خوبی برای کار کردن بودن ولی از زمانی که خانم( ی ش) از ایرانسل اومد و مدیریت بخش تیم عملیات رو گرفتن همه چیز تغییر کرد.معیار ایشون برای رشد و کار فقط بله و چشم گفتن هست. تیپ و ظاهر و قیافه هست. و بیشتر از همه اینکه چقدر چاپلوسی ایشون رو بکنی.یعنی هرچی افراد بی دانش تر ولی چاپلوس تر و خاله زنک تر به این آدم نزدیک تر . تیم منابع انسانی هم اینو میدونه ولی هیچ اقدام تاثیر گذاری انجام نداد. زیر بار فشار روانی که این بخش با این سبک مدیریت به آدم ها وارد میکنه دیگه از کار زده میشی و حتما باید بری تراپی. مدیری که منطق نداره کارشناس رو تحقیر میکنه، در رو بهم میکوبه توان شنیدن حرف حق رو نداره و محیط رو با دعوا و تهدید ترک میکنه.در کنارش فشار کاری بشدت بالا توقع کار در تعطیلی ها و.. اگر سلامت جسم و روح تون مهمه حداقل این بخش اسنپ فود کار نکنید.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.