وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۷٬۶۲۱ تجربه منتشرشده · صفحه ۷ از ۳۸۲
داروخانه دکتر عقیقی حاضری
خدمات درمانی، پزشکی و سلامت · مشهد
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس·۱۴ مرداد ۱۴۰۵
۴.۰
تیم گرم و فرصتِ یادگیری

وقتی وارد این مجموعه شدم از همان نگاه اول حس کردم فضای کار با آنچه قبلاً دیدم تفاوت دارد. همکاران باصفا هستند و دائم کمک می‌کنند؛ وجود چنین حمایتی کار را روان‌تر می‌کند و انگیزه را بالا می‌برد. مدیران واقعاً به ایده‌ها و پیشنهادها احترام می‌گذارند و این امر باعث می‌شود احساس کنم حضورم ارزشمند است. برای من اهمیت داشت که تنها انجام وظایفم را بر عهده نگیرم، بلکه در تصمیم‌گیری‌ها هم نقش داشته باشم و اینجا چنین فرصتی فراهم است. به نظر من اینجا صرفاً یک محیط کاری ساده نیست؛ مکانی است که می‌شود یاد گرفت، رشد کرد و با آرامش مسیر حرفه‌ای را پی گرفت و این موضوع برای آینده‌ام نویدبخش است. همچنین به کارآموزها و تازه‌واردها فرصت می‌دهد و تحمل می‌کند تا اشتباه کنن تا در نتیجه یاد بگیرند.

خط طلایی اقیانوس
حمل و نقل، لاجستیک و انبارداری · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس ·۱۳ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۱.۰
مدیریت نالایق

رفتار مدیریت با کارمند ها خیلی نامحترمانه و تحقیرکنندست اگر سلامت روح و روانتون مهمه براتون اینجا نیاین اصلا

اهمیت به دیزاین
محیط غیر حرفه ای
مدیریت ضعیف
آراسب پیشتاز
معماری و عمران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس·۱۳ مرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مدیریت غیر حرفه ای و ضعیف

تجربه من این بود که کار کردن در این مجموعه از نظر حرفه‌ای و حتی روانی می‌تواند بسیار مشکل ساز باشد نه صرفاً به دلیل حجم کار، بلکه به دلیل ضعف در مدیریت، برنامه‌ریزی، پاسخ‌گویی و فرهنگ سازمانی. یکی از مشکلاتی که برای من بسیار پررنگ بود، این بود که تخصص و عملکرد واقعی نیروها لزوماً مبنای تصمیم‌گیری قرار نمی‌گرفت و در مقابل، برخی مسئولیت‌ها به افرادی سپرده می‌شد که از نظر سابقه و تخصص، تناسب مشخصی با آن جایگاه نداشتند. همچنین برخی افراد به دلیل نسبت فامیلی با مدیرعامل، بدون داشتن تخصص و تجربه کافی در هیئت‌مدیره عضویت داشتند. نتیجه این رویکرد این بود که گاهی ضعف‌های عملکردی افراد یا مشکلات مدیریتی، به جای اینکه در جای درست خود بررسی شوند، به کارکنان منتقل می‌شد. حتی زمانی که تلاش می‌کردی بر اساس مستندات و منطق درباره عملکردت توضیح بدهی، احساس می‌کردی صدایت شنیده نمی‌شود و در برخی موارد با برخوردهای تند، داد زدن یا الفاظ نامناسب مواجه می‌شدی. موضوع سفته این شرایط را برای من جدی‌تر می‌کرد. سفته‌های ضمانت تا حدود ۸ ماه پس از پایان همکاری نزد شرکت باقی می‌ماند. وقتی با منابع انسانی تماس میگرفتی و میگفتی چرا سفته هایم را پس نمی‌دید میگفتن چون شما ترک کار کردید ۸ ماه سفته هاتون اینجا میمونه درصورتی که نحوه قطع همکاری با قطع کردن سیستم کاری ات توسط شرکت انجام شده بود یک روز به شرکت آمدی و متوجه شدی سیستم کاری‌ات دیگر قابل استفاده نیست. وقتی علت را جویا می‌شدی، گفته می‌شد «قرارداد فعال ندارید»، و اتمام همکاری با ترک کار کردن شما صورت نمیگرفت من این فشار روانی را در تمام آن ۸ ماه تجربه کردم و میترسیدم یک روایت دیگه ای که هیچ نقشی در آن نداشتم مثل ترک کار کردن به پای من نوشته شه. و اصلا این فشار روانی و ترس و وحشتی که داشتید برای مجموعه حائز اهمیت نبود و در پیگیری ها بسیار حق به حانب برخورد میکردند . از طرف دیگر، حجم کاری بالا و فوریت مداوم انجام وظایف، فشار زیادی ایجاد می‌کرد. در بسیاری از موارد اضافه‌کاری نیز پرداخت نمی‌شد، در نتیجه، حجم بالای کار یک طرف بود، استرس رساندن کارها در زمان کوتاه یک طرف و دریافت نکردن اضافه‌کاری نیز مسئله دیگری بود. حتی در مواردی، به دلیل مشکلات مالی شرکت، برای تأمین آب دستگاه آب سردکن نیز کارکنان مجبور می‌شدند خودشان به‌صورت جمعی هزینه کنند و آب تهیه کنند. برای من، مشکل فقط «زیاد بودن کار» نبود مسئله این بود که تصمیم‌گیری‌ها گاهی بر مبنای حرف‌ها و روایت‌هایی دروغین افرادی انجام میشد که از نظر من مستند و قابل اتکا نبودند و در مواردی، روایت افراد کم‌تجربه و غیرمتخصص و بسیار آماتور بر توضیحات منطقی و مستند نیروهای متخصص ترجیح داده می‌شد. در چنین شرایطی، دفاع از خودت نیز می‌توانست برایت هزینه داشته باشد تا جایی که در تجربه من، بعد از مطرح کردن دفاع یا اعتراض، حتی دسترسی به سیستم کاری‌ام قطع شد و این رفتار از نظر من غیر حرفه ای بود. ترکیب ضعف مدیریتی، نادیده گرفتن تخصص، برخوردهای غیرحرفه‌ای، انتقال مسئولیت مشکلات مدیریتی به کارکنان، ضعف در مدیریت IT و نگهداری طولانی‌مدت سفته، تجربه‌ای نیست که بتوانم به‌سادگی از کنار آن بگذرم. اگر قصد همکاری با این مجموعه را دارید، پیشنهاد می‌کنم قبل از امضای هر چیزی و تحویل هرگونه ضمانت، حتماً درباره فرهنگ سازمانی، شیوه مدیریت، نحوه ارزیابی عملکرد و نحوه دریافت و بازگرداندن سفته‌ها خوب مرز گذاری کنید. تا تجربه من را تجربه نکنید.

اسنپ فود
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·تیم کی اکانت·۱۳ مرداد ۱۴۰۵
۱.۷
مدیریت میکرومنیج و بدون دانش

من حدود دو سال توی این تیم کار کردم. توی این مدت واقعاً جون کندم و صادقانه بگم احساس می‌کردم از مدیر مستقیمم خیلی بیشتر از کار سر درمیارم، ولی هر بار که درخواست ارتقای رتبه یا افزایش حقوق می‌دادیم، با یه بهونه جدید ردش می‌کردن. انگار قرار بود حقوق ما رو از جیب خودشون بدن. محیط کار به‌شدت میکرومنیج بود و مدیرای بالادستی هیچ درک درستی از حجم کار و تسک‌هایی که روی دوش تیم بود نداشتن. خانم «ی.ش» که از کال‌سنتر ایرانسل اومده بودن، عملاً کل فضای اسنپ‌فود رو تبدیل کرده بودن به کال‌سنتر. به نظر من اصلاً شناختی از جنس کار تیم‌ها و نیازهای هر موقعیت شغلی نداشتن و همون مدل مدیریت کال‌سنتر رو می‌خواستن همه جا اجرا کنن. از اون طرف، خانم «ی.ر» با یکی از نیروهای خانم تیم رابطه عاطفی داشتن و متأسفانه جو تیم هم از این موضوع تأثیر می‌گرفت. یعنی واقعاً حس می‌کردیم کیفیت روز کاری ما بستگی داره به اینکه این دو نفر با هم خوب باشن یا نه. اگر رابطه‌شون خوب بود، شرایط برای بقیه هم بهتر بود و اگر بینشون مشکلی پیش می‌اومد، کل تیم باید تاوانش رو می‌داد. به نظرم این اصلاً رفتار حرفه‌ای نبود. یه نیروی دیگه هم آورده بودن که از نظر توانایی واقعاً عملکرد قابل قبولی نداشت، ولی چون با رابطه و پارتی اومده بود، حقوقش از خیلی از آدم‌های باسابقه و زحمتکش تیم بیشتر بود. این حجم از بی‌عدالتی واقعاً اعصاب همه رو خرد کرده بود. در کل، برخورد بعضی از مدیرها با نیروها اصلاً محترمانه نبود. خیلی وقت‌ها با لحن تحقیرآمیز حرف می‌زدن و جوری رفتار می‌کردن که انگار نه همکارشون، بلکه برده‌شون هستی و باید بدون هیچ حرفی فقط دستور اجرا کنی. اگر بخوام تجربه‌م رو توی یه جمله خلاصه کنم، می‌گم کار کردن توی تیم Key Account اسنپ‌فود از نظر روحی یکی از بدترین تجربه‌های کاری من بود. اگر برای اعصاب، آرامش و سلامت روانت ارزش قائلی، قبل از اینکه وارد این تیم بشی، حتماً خوب تحقیق کن و فقط به اسم برند اعتماد نکن.

استارتاپ مکس بکس
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس بک‌اند·۱۳ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
کار تو یه شرکت واقعاً سمی

من تجربه‌ام را درباره استارتاپ مکس بکس این‌طور توضیح می‌دم که هیچ‌وقت از گفتن حقیقت نمی‌ترسم؛ هرچند ممکنه به دردسر بیفته، اما باید واقعیت رو بگم. یا شرکت خودش رو درست می‌کنه یا من جلوی دیگران رو می‌گیرم تا بیایند اینجا و تجربه‌ی تلخ بکِشن—هر دو حالت به نفع همشکن می‌شود. این جا به‌هیچ‌وجه جای خوبی نبود؛ فریب هیچ چیزی را نخورید، چون خیلی‌ها دروغگو و بی‌فرهنگ‌اند. به‌زبان ساده، کسب‌وکار خانوادگی‌ای هستند که از کارمندها برای رسیدن به اهدافشان استفاده می‌کنند. اگر زیاد کار کنید، حقوق کم می‌گیرید و مثلِ تابعِ دست‌ورنمایان، به‌عنوان «نیروی ایده‌آل» محسوب می‌شوید. وقتی قصد رفتن دارید، از شما تعهد می‌گیرند که در شبکه‌های اجتماعی چیزی نگویید. آدم‌های اطرافتان معمولاً یکی دو هفته یا یک ماه آمده‌اند و بعد رفته‌اند؛ حتی تاریخ ترک خودتان هم مشخص نیست و می‌گویند کارت تا دو هفته دیگر تمام است. اینجا سنوات و اضافه‌کاری معنایی ندارد. به شما می‌گویند باید نه ساعت در روز بمانید؛ اگر کمتر بمانید برخورد می‌کنند و اگر بخواهید بعد از نه ساعت خانه بروید، معمولاً اجازه نمی‌دهند. برای اضافه‌کاری هم پولی داده نمی‌شود. اگر با دستورات وقیحانه مخالفت کنید و بخواهید حق‌تان را بگیرید، خیلی سریع می‌گویند خداحافظ. متأسفانه شرکت به‌شکل عجیبی دنبال جذب نیروهای دختر است؛ از نگاه مدیران بی‌فرهنگ، دخترها نیروهای ارزان و فرمانبردار به حساب می‌آیند. برای روز زن به‌عنوان هدیه، فقط یک گل و یک سکه می‌دهند و برای روز مرد حتی تبریک هم نگفتند. پروسه‌های فنی و فلوها خیلی ضعیف‌اند، بچگانه و بیمارگونه هستند. مثلاً سرویس پرواز داخلی پس از تست به‌عنوان آماده به‌پردازش منتقل شد و هیچ‌کس توجه نکرد که کاربران از آن استفاده می‌کنند. سه روز گذشت تا متوجه شدند سرویس سه روزه به حال خودش رها شده و کاربران ازش استفاده می‌کنند. مدیر فنی شرکت واقعاً بداخلاق، دروغگو، مغرور و پرادعاست و خیلی از مشکلات از او ناشی می‌شود. یک بار دیتابیس شرکت به‌شکل عجیبی پاک شد؛ حدود دو ساعت شرکت عملاً غیرفعال شد. مسئول بازیابی داده‌ها به دست فرد تازه‌واردی سپرده شد که تجربه‌ای نداشت و خوشبختانه یکی از دیتابیس‌ها دو ساعت قبل بکاپ داشت. در مورد صحبت‌های تیم دواپس دربارهٔ شعبده‌بازی‌های مدیر فنی بهتر است از نزدیکانشان بپرسید. اوایل هر فصل قول پاداش می‌دادند؛ یک فصل سختی می‌کشیدی و بعد می‌گفتند چه کسی گفته حق پاداش داری؟ فصل بعد دوباره همان حرف تکرار می‌شد. حتی وقتی به هدف می‌رسی و خبری از توجیه نیست، می‌گویند تا یک ماه دیگر پرداخت می‌کنیم؛ بعد از یک ماه دوباره می‌گویند یک ماه دیگر. این تا حدی ادامه پیدا می‌کند که یا فراموش می‌کنی یا خسته می‌شوی. پاداش پاییز سال ۱۴۰۱ تا اردیبهشت ۱۴۰۲ هنوز پرداخت نشده بود.

کیش دکور
املاک و مستغلات · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کمک انباردار·۱۳ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۳.۰
از دست رفتن یه آدم خوب

شرکت کیش دکور برای من تجربه‌ای بود که با وجود برخی ناهمگونی‌ها، نکات مثبتی هم داشت. وقتی فهمیدم یکی از بهترین مسئولان انبار را از دست داده‌اند، واقعاً حس بی‌نظیری داشتم. با وجود اینکه در جاهای مختلف تجربه کار داشتم، این فرد همیشه با لبخند greet می‌کرد و هیچ‌وقت انرژی من را منفی نمی‌کرد. همکاری کنار او برایم لذت‌بخش بود و ازش چیزهای زیادی آموختم. متأسفم از اینکه مدیران بخش انبار به کارایی و لیاقت توجه کافی نمی‌کنند؛ به نظر می‌رسد شرکت به دست آدم‌هایی نامناسب افتاده و این وضعیت باعث فرسودگی شده است. تنها دل‌تنگی‌ام از دست دادن آن مسئول است و امیدوارم هر کجا که باشد موفق باشد.

رادابزار
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند·۱۳ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۳.۰
محلِ خوب برای وقت‌گذرونی، ولی...

به نظر من وقتی وارد شرکت می‌شوی، ظاهرش مرتب به نظر می‌رسد اما در واقع بیشتر شبیه مکانی برای وقت‌کشی است. اگر دنبال حقوق ثابت، پیشرفت علمی یا توسعه مهارت نباشی و بتوانی با افرادی با سطح ادعا و دانش پایین کنار بیایی، شاید بتوانی از محیط کمی رضایت خام داشته باشی. با این حال، حقوق معمولاً با تاخیر پرداخت می‌شود و معمولاً حدود چهل تا پنجاه روز تأخیر دارد و نمی‌توان انتظار یادگیری زیادی داشت. از طرفی دستمزد نسبت به برخی جاهای دیگر خوب است و در پایان سال اگر ارتباط‌سازی و چاپلوسی کرده باشی، پاداشی هم می‌دهند. واحد منابع انسانی فعال نیست و تعداد مدیران بالا است؛ به ازای هر کارمند تقریبا یک مدیر وجود دارد که اکثرشان از نظر علمی مناسب نیستند، هرچند بینشان چند نفر باسواد هم پیدا می‌شود.

شرکت بازرگانی اتانول ایران
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·همکار دورکار·۱۳ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۴.۰
راضی از دورکاری

دو سال است که به صورت دورکاری با این مجموعه همکاری می‌کنم و از حضور در این تیم رضایت کامل دارم. مدیران تیم با برخوردی دوستانه و حمایتی همواره راهنمایی‌های لازم را ارائه می‌دهند تا کار به شکل روان و بدون دردسر پیش برود. از این بابت از آن‌ها سپاسگزارم.

آزمایشگاه مشرق زمین
استاندارد و کنترل‌کیفیت
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس بک‌اند·۱۳ مرداد ۱۴۰۵
۲.۰
دو سال تو جایی که آدمو نگه می‌دارن با سفته

برای برخورد با این شرکت واقعا باید تجربه‌ی حقیقی رو جوری بازگو کنم که هم لحن رو حفظ کنه و هم روایت تازه و طبیعی باشه. وقتی به شرکت آزمایشگاه مشرق زمین وارد شدم، تصویرى ازش داشتن که بعداً فهمیدم با واقعیت خیلی فاصله داره. حتی توی پروفایل کارمندای سابق هم به ندرت کسی از اونجا با روحیه‌ای خوش ازش جدا شده بود؛ اکثراً یا زود رفتن یا از کار ناراضی بودن و دو تا نفر انگار موندگار شدنشون هم ریسک بود. من دو سال تلاش کردم تا از اونجا بیرون بیام و در واقع یکی از اون کارهایِ ممکن نیست رو انجام دادم. دلیل اصلی؟ سفته‌های اولیه‌ای که به من می‌گرفتن تا خروج رو سخت‌تر کنن. در نهایت تصمیم گرفتم قید سفته‌ها رو بزنم و حقوقمو به‌عنوان تسویه‌شده تصور کنم. مثلاً اون موقع‌ها وقتی شرکت از یه برنامه‌نویس درجه‌یک صحبت می‌کرد، اسم من رو مطرح می‌کردند و من با کلی امید واردش شدم. اوایل با حقوق چهار میلیون قبول شدم و خیال می‌کردم همه‌چیز مرتب است. گفتن حقوق هر ماه پانزدهم واریز می‌شه؛ اما یکی دو مرتبه تا بیستم واریز شد ولی به من ندادند و گفتند هنوز یک ماه دیگر مانده تا کامل شود. پس از پنجاه روز کار با اضافه‌کاری زیاد—چون عادت نداشتم صبح زود کار کنم—فهمیدم تنها چهار میلیون تومان گرفتم که واقعاً اون مبلغ، عیدی، پاداش، نصفِ روز مرخصی و کلی «آپشن» بود و در واقع چهار میلیون به اون شکل نبود. تازه از حقوق، بابت مالیات و بیمه هم مبلغی کسر می‌شد که عملاً پرداخت نمی‌شد. اواخرِ کار وقتی وارد می‌شدی فکر می‌کردی اشتباه کرده‌ای، اما به مرور مشخص می‌شد مدیرعامل خیلی باهوش است تا آدم را گم‌راه کند و مسائل کم‌کم روشن می‌شد. محیط کار هم واقعاً فشارآلود بود: دوربین‌ها برای کنترل کارها، حتی مانیتورهای شخصی هم محدود می‌شدند. در ابتدا نمی‌خواستم باور کنم، اما وقتی می‌گفتن که «تو اون سایت میری، توی سایت شرکت هم میری!» یا جلوی رفت‌وآمد و استراحتت را می‌گرفتند، فهمیدی چقدر فشار روانی زیاده است. این رفتارها باعث می‌شد به کارم بی‌اعتماد شوم و تنها تا پنج عصر منتظر باشم، اما هر بار این فشار تکرار می‌شد، به‌سرعت پاسخگوتر می‌شدم و بازخواست می‌شدم. در ادامه خسته، ناامید و گاهی عصبانی شدم و فکرم مشغول خروج از این مجموعه شد. حقوق‌ها با تاخیری بیش از بیست روز پرداخت می‌شد و عملاً دو ماه آخر را هم نمی‌گرفتم. سال دوم تصور داشتم ماهی شش میلیون بگیرم که با کسورات، می‌شد حدود پنج و پنج تا پنج و هشتصد. دو ماه سنوات هم بود که در مجموع می‌شد حدود بیست و چهار میلیون؛ در نهایت تصمیم گرفتم با این وضع کنار بیایم و از شرکت جدا شوم. سفته‌هام هنوز نزد شرکت مانده بود. برای پرداخت حقوق هم برگه‌ای می‌آوردند و می‌گفتند که امضا کن تا تسویه شده باشی و عیدی و سنوات هم حساب شده و دستت باز نیست. شکایت هم خیلی کار ساده‌ای نبود. آخرش خسته‌ام از این وضعیت. برای جزئیات بیشتر و اینکه با کارمندهای قبلی چه تجربه‌هایی داشتند، از آنها در پروفایل‌ها سوال کنید. موفق باشید.

کلینیک دندان پزشکی لبخند رویایی
خدمات درمانی، پزشکی و سلامت
مصاحبه
کاربر ناشناس·کارشناس ارشد بودجه و برنامه‌ریزی·۱۳ مرداد ۱۴۰۵
مصاحبه‌ای که کلی گیج‌کننده بود

تصور می‌کنم تجربه‌ی دقیقِ مصاحبه را می‌خواهم با بیانی تازه و ملموس بیان کنم. در فرآیند دعوت به مصاحبه برای پوزیشن کارشناس ارشد بودجه و برنامه‌ریزی، ابتدا گفتند دو پوزیشن موجود است، یکی کارشناس و دیگری ارشد. من از همان ابتدا گفتم کارشناس را نمی‌خواهم و اگر برای ارشد فرصت وجود دارد، لطفاً ادامه بدهند تا برای آن مصاحبه کنم. در جلسه دوم به ساختمان رفتنم اما نحوه‌ی هماهنگی مبهم بود؛ همکاران هم در جلسه مطمئن نبودند مسئول مصاحبه کیست و خود مصاحبه‌کننده هم بدون معرفی واحدی که از آن هستند (اداری یا مالی) شروع به طرح سوالاتی نمودند که ارتباطی با نقش درخواست‌شده نداشتند. به نظر می‌رسید که سوالات بیشتر حول مسائل مرتبط با کنترل کسب‌وکار بود تا بودجه و برنامه‌ریزی، بنابراین هدف از مصاحبه روشن نبود و به تعامل حرفه‌ای لازم نمی‌رسید. طرز برخورد و نحوه‌ی طرح سوال‌ها هم کاملاً حرفه‌ای به نظر نمی‌رسید و نتیجه‌ای که خواسته بودم را ندارد. حقیقتاً به خاطر تجربه‌ای که سه سال قبل هم در مصاحبه داشتم، وقتی روز مصاحبه فهمیدم آشنایان یکی از مدیران تأیید شده‌اند و مصاحبه به روالِ نمایش یا جلوه‌دادن حسابداری به جای حسابرسی جلو می‌رود، دوباره با ناهمگونی واحدها و پوزیشن‌ها مواجه شدم و از این بابت هم احساس بی‌اعتمادی داشتم.

لامپ نور
تولید و صنایع
مصاحبه
کاربر ناشناس·توسعه‌دهنده اندروید·۱۳ مرداد ۱۴۰۵
خلاصه‌ مصاحبه اندروید

برای مصاحبه با شرکت لامپ نور تصمیم گرفتم رزومه‌ام را از طریق سایت ارسال کنم. بعد از دو روز یک تک‌تسک ایمیلی دریافت کردم که شامل یک PDF بود؛ در آن پروژه و معیارهای ارزیابی مثل تمیزی و خوانایی کد، الگوهای طراحی، معماری، استفاده درست از گیت، رابط و تجربه کاربری مشخص شده بود و برای تکمیل آنها حداکثر هفت روز وقت داده بودند. من ظرف پنج روز کار را تحویل دادم و پس از آن با من تماس گرفتند و برای مصاحبه تنظیم شد. در جلسه اول دو نفر مصاحبه‌کننده حضور داشتند؛ یکی سطح حرفه‌ای بالا داشت و دیگری تجربه‌ی کمتری داشت، اما هر دو برخورد عالی داشتند. سوالات متنوعی پرسیدند: الگوریتم و ساختار داده، سوال‌های رایج اندروید مانند تفاوت RecyclerView و ListView که به جزئیات می‌رفتند، مباحث مربوط به پرفورمنس و Memory Leak، و چند تا سوال طراحی UI که با ماژیک فرم‌هایی کشیدند و از من خواستند توضیح بدهم چطور طراحی می‌کنم. سوال‌های الگوریتمی هم بود ولی بیشتر تمرکز روی نحوهٔ تفکر من بود؛ از جمله اینکه چطور HashMap کار می‌کند و پیاده‌سازی‌اش را توضیح بدهم. تقریباً یک هفته بعد برای مصاحبه دوم دعوت شدم که در آن باید کد بزنم. چهار تسکی که داشتم شامل یافتن و رفع Memory Leak، پیاده‌سازی کش به سبک Offline-First، طراحی رابط کاربری و رفع یک باگ بود. به‌طور کلی معمولی بودند از نظر فنی، اما برخی سوال‌ها عمیق‌تر و مفهومی بود و هدف اصلی تحلیل مسئله بود. قرار بود یک هفته بعد نتیجه را اعلام کنند، اما از آنجایی که با شرکت دیگری هم توافق اولیه داشتم، از آنها درخواست کردم زودتر نتیجه بدهند. فردای همان مصاحبه دوم تماس گرفتند و جلسه‌ای برای ارائه آفر تنظیم شد.

رسا نگاره راوک
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند دارالترجمه·۱۳ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
دفتر ترجمه‌ای با مدیریتِ کوته‌فکر

هرگاه به روزهای کاری‌ام در این شرکت فکر می‌کنم، بیش از هر چیز تضاد بین کار ترجمه‌ام و ذهنیت مدیریت آنجا به خاطرم می‌آید. مدیری که مجموعه را می‌چرخاند هیچ نگاه استراتژیک یا انسانی‌ای از خود نشان نمی‌داد؛ هدفش صرفاً گذران روزگار بود، نه نگهداشت نیرو یا رشد کسب‌وکار. کار در آن محیط مثل گذاشتن یک سازه‌ی مستحکم روی زمینِ باتلاقی بود؛ با پروژه‌های حساس و زمان‌بندی‌های فشرده سروکار داشتیم، اما مدیر و تیمِ بالادست بیش از هر چیز درگیر بحث‌های سطحی و صرفه‌جویی‌های ساده بودند—مثلاً کم‌کردن چای یا حساب کردن هزینه‌ی یک بطری آب یا یک بسته‌دستمال. در حالی که ما می‌خواستیم کارِ درست را تحویل بدهیم، آنها فقط درباره‌ی امور کم‌اهمیت و روزمره بحث می‌کردند. بدترین بخش، عدالتِ سیستماتیک بود: پرداخت‌ها پایین و همیشه با تاخیر یا بهانه انجام می‌شدند. شنیدن تمجیدهای مدیر در حالی که خودش فِرِنگ سفارش می‌داد، به واقع زخم را نمک می‌زد. بیمه‌ها هم به درستی و به‌طور اصولی اجرا نمی‌شدند و این نشان می‌داد که حقوق قانونی پرسنل برایشان ارزشی ندارد. فضای فرهنگِ آزاردهنده و فشار روانی تبدیل به ابزارِ مدیریتی شده بود؛ رفتارهای تحقیرآمیز و تحمیل فشار بی‌دلیل، شیوه‌ی رایج اداره کردن بود. در حالی که سودِ کارهای ما به جیب صاحب‌کار می‌رفت، محیط کار به جای آنکه محلی برای رشد باشد، به زندانِ فکری تبدیل شده بود. این دوره برایم درسِ بزرگی داشت: فهمیدم تفاوتِ «صاحب‌کار» با «مدیر» چیست. حالا که از آن فضای ناسالم فاصله گرفته‌ام، خوشحال‌ام، اما واقعاً برای همکارانی که هنوز آنجا مانده‌اند، ناراحتم.

بهاران صنعت ایرانیان ویرا
تولید و صنایع
مصاحبه
کاربر ناشناس·کارشناس فیزیک·۱۳ مرداد ۱۴۰۵
چطور مصاحبه کارشناس فیزیکو گذروندم

برای مصاحبه‌ی شغلی فیزیک با شرکت بهاران صنعت ایرانیان ورا، با وجود اینکه فضای استخدامی رسمی بود، من از تجربه‌ام چیزهای آموزنده‌ای گرفتم. برخورد کارشناس منابع انسانی خوش‌برخورد و سوالات گسترده بودند: در ابتدای کار بیشتر به روحیه، کار تیمی، برنامه‌ریزی کارها و ارزش‌های سازمانی پرداختند. حدوداً یک ماه بعد مرحله‌ی تخصصی‌تر آغاز شد که کاملاً فنی بود و به فرایندهای تولید، تست‌های محصول و کار کارشناسی مرتبط می‌شد. افراد مصاحبه‌کننده حرفه‌ای و محترم بودند و جلسات به صورت جداگانه در مکان‌های متفاوتی برگزار شد؛ محیط هر منطقه رسمی و پرسنل نماینده، جدی و همه‌جا دست‌به‌کار دیده می‌شدند. از تجربه‌ام takeaway این بود که با اعتمادبه‌نفس وارد شویم و اگر دوباره سوالی مطرح شد، همان پاسخ قبلی را داده و توضیحات بیشتری ارائه کنیم، همچنین برای شانش عنوان شغلی که درخواست دادیم کاملاً آماده باشیم تا به همه‌ی پرسش‌ها پاسخ بدهیم. نکته‌ی دیگری که برایشان مهم بود، رفتار و شخصیت است؛ از پوشش و راه رفتار تا شیوه صحبت‌کردن را هم ارزیابی می‌کنند.

مهد کودک نارنج
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها
مصاحبه
کاربر ناشناس·کارشناس برنامه‌ریزی فروش·۱۳ مرداد ۱۴۰۵
مصاحبه خوب، حقوق نشد

برای مصاحبه‌ی نخست، فرم مشخصاتی پر کردم و یک صفحه سوال هوش و ریاضی هم در اختیارم گذاشتن که باید در بیست و پنج دقیقه پاسخ می‌دادم. برخورد با افراد مصاحبه‌کننده خیلی خوب بود و پاسخ‌ها به سوال‌های مربوط به شغل با صبر و صداقت ارائه شد. فضای شرکت آرام و مرتب به نظر می‌رسید و پر از نیروهای جوان بود. تنها نکته این بود که در مورد حقوق به توافق نرسیدیم.

صنایع ارتباطی آوا
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·توسعه نرم افزار·۱۳ مرداد ۱۴۰۵
۱.۰
فرایند خروج نامناسب

تا جایی که من دیده‌ام، بیشتر افرادی که قصد خروج از این مجموعه را داشته‌اند، با ناراحتی و پس از تحمل رفتارهای نامناسب از آنجا رفته‌اند. در بسیاری از موارد نیز سنوات کارکنان پرداخت نمی‌شود و هنگام تسویه، برخورد مناسبی با آن‌ها صورت نمی‌گیرد. در زمان عقد قرارداد از شما سفته دریافت می‌کنند و به دلیل شرایط خاص مجموعه، در صورت بروز اختلاف نمی‌توانید مانند یک شرکت معمولی از طریق اداره کار پیگیری کنید و باید شکایت خود را از مسیر هیئت مربوط به همان مجموعه انجام دهید. همین موضوع باعث شده است که برخی مدیران احساس کنند می‌توانند بدون پاسخ‌گویی، هر رفتاری با کارکنان داشته باشند. در ابتدای همکاری معمولاً برخوردها بسیار خوب و دوستانه است، اما زمانی که از شرایط خسته می‌شوید و تصمیم به رفتن می‌گیرید، رفتار واقعی و روی دیگر مجموعه را مشاهده خواهید کرد.

فناوری های پیشرفته تبادل امن (فپتا)
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس تست نفوذ·۱۲ مرداد ۱۴۰۵
۱.۸
فناوری‌های کلاه‌برداری پیشرفته

در طول همکاری‌ام با این مجموعه، با شیوه‌ای از مدیریت مواجه شدم که آن را فاقد شفافیت، مسئولیت‌پذیری و احترام به حقوق کارکنان می‌دانم. پس از جنگ، بسیاری از شرکت‌ها اگرچه به دلیل مشکلات مالی ناچار به تعدیل نیرو شدند، اما دست‌کم وضعیت خود را صریح و روشن اعلام کردند و حقوق، مزایا، عیدی و سنوات کارکنان را تسویه نمودند. در این شرکت اما مسیر دیگری انتخاب شد: به کارکنان گفته شد دو ماه صبر کنند تا قراردادهای جدید با افزایش حقوق ارائه شود. این وعده در عمل محقق نشد، اما باعث شد پروژه‌ها تا مرحله‌ی تحویل پیش بروند و کار شرکت متوقف نشود. پس از تحویل کارها، پیام عملی مدیریت روشن بود: شرایط همان است که هست؛ اگر نمی‌پذیرید، می‌توانید همکاری را قطع کنید. ما حدود چهار ماه پس از آغاز سال جدید، همچنان حقوق سال قبل را دریافت می‌کردیم؛ بدون قرارداد جدید و بدون تعیین تکلیف روشن درباره‌ی شرایط همکاری. در ماه‌های پایانی نیز وضعیت بیمه برای ما شفاف نبود. دریافت فیش حقوقی و جزئیات پرداخت‌ها هم به‌سادگی ممکن نبود و پیگیری‌ها معمولاً با تأخیر یا پاسخ‌های مبهم مواجه می‌شد. نتیجه‌ی چنین روندی این است که کارکنان برای مستندسازی سابقه‌ی کاری و پیگیری حقوق قانونی خود با مشکل روبه‌رو می‌شوند. در محیط شرکت، کدهای اموال روی میزها، صندلی‌ها و تجهیزات، نام «صاافتا» و «صاایران» را نشان می‌داد. با وجود این نشانه‌ها، درباره‌ی ساختار سازمانی، وابستگی‌ها و وضعیت حقوقی مجموعه توضیح روشن و شفافی به کارکنان داده نمی‌شد. فرهنگ حاکم بر محیط کار نیز به‌شدت کنترل‌گر بود. دوربین‌ها صرفاً نقش حفاظتی نداشتند؛ فضای عمومی کار به شکلی بود که کارکنان دائماً احساس می‌کردند رفتار، گفت‌وگو و حتی جزئی‌ترین حرکاتشان زیر نظر است. چنین فضایی، اعتماد، ابتکار عمل و امنیت روانی را از محیط کار می‌گیرد. در آزمایشگاه، دو نفر نقش پررنگی در شکل‌دادن به این فضا داشتند. آقای ایزدی، مدیر امنیت، رویکردی کاملاً تجاری و سودمحور داشت و تصمیم‌ها و برخوردهای او عمدتاً از دریچه‌ی هزینه، درآمد و منفعت شرکت دیده می‌شد؛ حتی در مواردی که موضوع مستقیماً به شرایط انسانی و حرفه‌ای کارکنان مربوط بود. در سوی دیگر، آقای خسروانی به‌عنوان سرپرست، سبک مدیریتی بسیار سخت‌گیرانه و کنترل‌محوری داشت. برخوردهای او اغلب حالت نظارت دائمی، ایرادگیری‌های فرسایشی و اعمال اقتدار در جزئی‌ترین مسائل را پیدا می‌کرد. حاصل این دو رویکرد، محیطی بود که بیشتر یادآور ساختارهای انضباطی مدرسه است تا یک مجموعه‌ی حرفه‌ای و تخصصی. از منظر فنی نیز، محدودیت‌ها جدی بود. اینترنت شبکه به‌طور کامل قطع شده بود و این مسئله، فارغ از توجیهات امنیتی، دسترسی نیروهای فنی به منابع آموزشی، مستندات، ابزارها و مسیرهای یادگیری روز را محدود می‌کرد. هم‌زمان، تمایل محسوسی برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت، بهبود تجهیزات یا ارتقای فضای کار دیده نمی‌شد. جمع‌بندی من این است که این مجموعه شاید برای فردی که در ابتدای مسیر شغلی خود قرار دارد، یک تجربه‌ی هشداردهنده باشد؛ تجربه‌ای که کمک می‌کند خیلی زود نشانه‌های نبود شفافیت، مدیریت کنترل‌گر، وعده‌های غیرعملیاتی و فرهنگ سازمانی فرساینده را تشخیص دهد. اما برای کسی که به دنبال رشد حرفه‌ای، ثبات شغلی، احترام متقابل و یک محیط کاری سالم است، انتخاب مناسبی به نظر نمی‌رسد.

فراپردازان آروند امید
بانکداری · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·عملیات·۱۲ مرداد ۱۴۰۵
۲.۰
فرهنگ سکوت

من از کارکنان سابق این مجموعه هستم و بصورت اتفاقی میخواستم نظرات نسبت به یک شرکت دیگه رو ببینم که دیدم یکی از همکارهای قدیمی تجربه ای رو نوشته، که لازم دونستم در این خصوص نظرات و تجربیات خودم رو ثبت کنم تا دوستان دیگه نیز مطلع شن. در مدتی که اونجا بودم، چندین بار از همکاران، به‌خصوص خانم‌های مجموعه، بصورت جسته و گریخته صحبت‌ها و گلایه‌های مشابهی درباره نوع رفتار و تعامل مدیرعامل شنیدم. حتی بین برخی از همکاران آقا (در رده معاونین و مدیران) هم این موضوع گاهی به شکل شوخی مطرح می‌شد و از نوع رفتار ایشان نسبت به خانم ها صحبت می‌کردند؛ موضوعی که نشان می‌داد این مسئله حداقل در بین بخشی از کارکنان شناخته‌شده بوده است. بنده هم چندین مورد از نحوه تعامل مدیرعامل با خانم ها رو دیده بودم اما باتوجه به مدت زمان کمی که در اونجا حضور داشتم طبیعتاً درباره مواردی که شخصاً شاهد آن نبوده‌ام نمی‌توانم با قطعیت اظهار نظر کنم اما همونطور که گفتم از چندین خانم گلایه هایی رو شنیدم و از طرف دیگر وقتی یک موضوع از زبان افراد مختلف و در زمان‌های مختلف تکرار می‌شود، نمی‌توان به‌سادگی از کنار آن گذشت. اما فارق از موارد فوق برخی ویژگی های مثبت نیز وجود دارد که میتوان به پرداخت به موقع حقوق و مزایا و تسهیلات اشاره نمود که در حال حاضر باتوجه به صحبت هایی که با برخی دوستان داشتم بدلیل مشکلات مالی رفاهیات و وام و موارد این چنینی حذف شده. در نهایت هر کسی که این نظرات را می‌خواند خودش می‌تواند قضاوت کند و نیازی نیست با حذف یا پنهان کردن، این امکان از مخاطب گرفته شود. اما بنده هم تایید میکنم که تجربیات قبلی در این سایت وجود داشته که الان نیس متاسفانه.

خدمات دریایی ستاره
حمل و نقل، لاجستیک و انبارداری · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·امور مالی·۱۲ مرداد ۱۴۰۵
۴.۵
جو کلی شرکت

شرکتی بسیار پر انرژی و سالم و بدور از حاشیه .

جو شاد و زنده
مدیران با درک بسیار بالا
استقلال در هر واحد به تشخیص مدیر واحد
حقوق نسبتا پایین
عسل طبیعی بهار
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس شبکه وایرلس·۱۲ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
هفت‌روزه کار، تسویه ندادن

وقتی وارد این شرکت شدم، یک تجربه بی‌ثبات و پرتنش در انتظارم بود که هر روز به دردسر می‌انداخت. در قالب کارشناس شبکه وایرلس، مجبور بودم هفت روز در هفته در شیفت‌ها حضور داشتم و هیچ مرخصی واقعی‌ای برایم وجود نداشت. شب‌ها با تماس‌های ناگهانی برای تعمیر مشکل لینک مواجه می‌شدم؛ به محض رفتن به محل، یا مشتری در را باز نمی‌کرد یا اصلاً آنجا نبود. در نهایت نه تنها مرخصی، عیدی و پاداشی که حقم بود پرداخت نشد، بلکه تسویه‌حساب هم به تعویق افتاد و وقتی برای اعتراض به اداره کار رفتم، با قرارداد جعلی و کمترین مبلغ ممکن رضایت دادند. نسخه قرارداد را هم برایم نمی‌دادند تا کسی متوجه سوءاستفاده‌ها نشود و هزینه‌های بیمه تکمیلی‌ام را هم پرداخت نکردند. به طور خلاصه، تجربه‌ای که نباید تکرار کنم و به هیچ وجه ارزش زمانم را نداشت.

اسمارت کیدز
کالای مصرفی و خوراکی
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس شبکه·۱۲ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
اینجا واقعاً افتضاحه

مدت کوتاهی با شرکت اسمارت کیدز کار می‌کردم و تجربه‌ام به شکل واضحی روشن بود: اوضاع این سازمان واقعاً پاسخگو نیست. به صورت واضح دیدم که مدیران گاهی تصمیم‌ها را بدون منطق می‌گیرند و برای کارمندان واقعاً زحمت‌کش ارزش قائل نیستند. خیلی از کارها با رابطه و پارتی پیش می‌رود و اصولاً شایسته‌سالاری معنا ندارد.

داروخانه دکتر عقیقی حاضری
خدمات درمانی، پزشکی و سلامت · مشهد
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس·۱۴ مرداد ۱۴۰۵
۴.۰
تیم گرم و فرصتِ یادگیری

وقتی وارد این مجموعه شدم از همان نگاه اول حس کردم فضای کار با آنچه قبلاً دیدم تفاوت دارد. همکاران باصفا هستند و دائم کمک می‌کنند؛ وجود چنین حمایتی کار را روان‌تر می‌کند و انگیزه را بالا می‌برد. مدیران واقعاً به ایده‌ها و پیشنهادها احترام می‌گذارند و این امر باعث می‌شود احساس کنم حضورم ارزشمند است. برای من اهمیت داشت که تنها انجام وظایفم را بر عهده نگیرم، بلکه در تصمیم‌گیری‌ها هم نقش داشته باشم و اینجا چنین فرصتی فراهم است. به نظر من اینجا صرفاً یک محیط کاری ساده نیست؛ مکانی است که می‌شود یاد گرفت، رشد کرد و با آرامش مسیر حرفه‌ای را پی گرفت و این موضوع برای آینده‌ام نویدبخش است. همچنین به کارآموزها و تازه‌واردها فرصت می‌دهد و تحمل می‌کند تا اشتباه کنن تا در نتیجه یاد بگیرند.

خط طلایی اقیانوس
حمل و نقل، لاجستیک و انبارداری · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس ·۱۳ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۱.۰
مدیریت نالایق

رفتار مدیریت با کارمند ها خیلی نامحترمانه و تحقیرکنندست اگر سلامت روح و روانتون مهمه براتون اینجا نیاین اصلا

اهمیت به دیزاین
محیط غیر حرفه ای
مدیریت ضعیف
آراسب پیشتاز
معماری و عمران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس·۱۳ مرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مدیریت غیر حرفه ای و ضعیف

تجربه من این بود که کار کردن در این مجموعه از نظر حرفه‌ای و حتی روانی می‌تواند بسیار مشکل ساز باشد نه صرفاً به دلیل حجم کار، بلکه به دلیل ضعف در مدیریت، برنامه‌ریزی، پاسخ‌گویی و فرهنگ سازمانی. یکی از مشکلاتی که برای من بسیار پررنگ بود، این بود که تخصص و عملکرد واقعی نیروها لزوماً مبنای تصمیم‌گیری قرار نمی‌گرفت و در مقابل، برخی مسئولیت‌ها به افرادی سپرده می‌شد که از نظر سابقه و تخصص، تناسب مشخصی با آن جایگاه نداشتند. همچنین برخی افراد به دلیل نسبت فامیلی با مدیرعامل، بدون داشتن تخصص و تجربه کافی در هیئت‌مدیره عضویت داشتند. نتیجه این رویکرد این بود که گاهی ضعف‌های عملکردی افراد یا مشکلات مدیریتی، به جای اینکه در جای درست خود بررسی شوند، به کارکنان منتقل می‌شد. حتی زمانی که تلاش می‌کردی بر اساس مستندات و منطق درباره عملکردت توضیح بدهی، احساس می‌کردی صدایت شنیده نمی‌شود و در برخی موارد با برخوردهای تند، داد زدن یا الفاظ نامناسب مواجه می‌شدی. موضوع سفته این شرایط را برای من جدی‌تر می‌کرد. سفته‌های ضمانت تا حدود ۸ ماه پس از پایان همکاری نزد شرکت باقی می‌ماند. وقتی با منابع انسانی تماس میگرفتی و میگفتی چرا سفته هایم را پس نمی‌دید میگفتن چون شما ترک کار کردید ۸ ماه سفته هاتون اینجا میمونه درصورتی که نحوه قطع همکاری با قطع کردن سیستم کاری ات توسط شرکت انجام شده بود یک روز به شرکت آمدی و متوجه شدی سیستم کاری‌ات دیگر قابل استفاده نیست. وقتی علت را جویا می‌شدی، گفته می‌شد «قرارداد فعال ندارید»، و اتمام همکاری با ترک کار کردن شما صورت نمیگرفت من این فشار روانی را در تمام آن ۸ ماه تجربه کردم و میترسیدم یک روایت دیگه ای که هیچ نقشی در آن نداشتم مثل ترک کار کردن به پای من نوشته شه. و اصلا این فشار روانی و ترس و وحشتی که داشتید برای مجموعه حائز اهمیت نبود و در پیگیری ها بسیار حق به حانب برخورد میکردند . از طرف دیگر، حجم کاری بالا و فوریت مداوم انجام وظایف، فشار زیادی ایجاد می‌کرد. در بسیاری از موارد اضافه‌کاری نیز پرداخت نمی‌شد، در نتیجه، حجم بالای کار یک طرف بود، استرس رساندن کارها در زمان کوتاه یک طرف و دریافت نکردن اضافه‌کاری نیز مسئله دیگری بود. حتی در مواردی، به دلیل مشکلات مالی شرکت، برای تأمین آب دستگاه آب سردکن نیز کارکنان مجبور می‌شدند خودشان به‌صورت جمعی هزینه کنند و آب تهیه کنند. برای من، مشکل فقط «زیاد بودن کار» نبود مسئله این بود که تصمیم‌گیری‌ها گاهی بر مبنای حرف‌ها و روایت‌هایی دروغین افرادی انجام میشد که از نظر من مستند و قابل اتکا نبودند و در مواردی، روایت افراد کم‌تجربه و غیرمتخصص و بسیار آماتور بر توضیحات منطقی و مستند نیروهای متخصص ترجیح داده می‌شد. در چنین شرایطی، دفاع از خودت نیز می‌توانست برایت هزینه داشته باشد تا جایی که در تجربه من، بعد از مطرح کردن دفاع یا اعتراض، حتی دسترسی به سیستم کاری‌ام قطع شد و این رفتار از نظر من غیر حرفه ای بود. ترکیب ضعف مدیریتی، نادیده گرفتن تخصص، برخوردهای غیرحرفه‌ای، انتقال مسئولیت مشکلات مدیریتی به کارکنان، ضعف در مدیریت IT و نگهداری طولانی‌مدت سفته، تجربه‌ای نیست که بتوانم به‌سادگی از کنار آن بگذرم. اگر قصد همکاری با این مجموعه را دارید، پیشنهاد می‌کنم قبل از امضای هر چیزی و تحویل هرگونه ضمانت، حتماً درباره فرهنگ سازمانی، شیوه مدیریت، نحوه ارزیابی عملکرد و نحوه دریافت و بازگرداندن سفته‌ها خوب مرز گذاری کنید. تا تجربه من را تجربه نکنید.

اسنپ فود
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·تیم کی اکانت·۱۳ مرداد ۱۴۰۵
۱.۷
مدیریت میکرومنیج و بدون دانش

من حدود دو سال توی این تیم کار کردم. توی این مدت واقعاً جون کندم و صادقانه بگم احساس می‌کردم از مدیر مستقیمم خیلی بیشتر از کار سر درمیارم، ولی هر بار که درخواست ارتقای رتبه یا افزایش حقوق می‌دادیم، با یه بهونه جدید ردش می‌کردن. انگار قرار بود حقوق ما رو از جیب خودشون بدن. محیط کار به‌شدت میکرومنیج بود و مدیرای بالادستی هیچ درک درستی از حجم کار و تسک‌هایی که روی دوش تیم بود نداشتن. خانم «ی.ش» که از کال‌سنتر ایرانسل اومده بودن، عملاً کل فضای اسنپ‌فود رو تبدیل کرده بودن به کال‌سنتر. به نظر من اصلاً شناختی از جنس کار تیم‌ها و نیازهای هر موقعیت شغلی نداشتن و همون مدل مدیریت کال‌سنتر رو می‌خواستن همه جا اجرا کنن. از اون طرف، خانم «ی.ر» با یکی از نیروهای خانم تیم رابطه عاطفی داشتن و متأسفانه جو تیم هم از این موضوع تأثیر می‌گرفت. یعنی واقعاً حس می‌کردیم کیفیت روز کاری ما بستگی داره به اینکه این دو نفر با هم خوب باشن یا نه. اگر رابطه‌شون خوب بود، شرایط برای بقیه هم بهتر بود و اگر بینشون مشکلی پیش می‌اومد، کل تیم باید تاوانش رو می‌داد. به نظرم این اصلاً رفتار حرفه‌ای نبود. یه نیروی دیگه هم آورده بودن که از نظر توانایی واقعاً عملکرد قابل قبولی نداشت، ولی چون با رابطه و پارتی اومده بود، حقوقش از خیلی از آدم‌های باسابقه و زحمتکش تیم بیشتر بود. این حجم از بی‌عدالتی واقعاً اعصاب همه رو خرد کرده بود. در کل، برخورد بعضی از مدیرها با نیروها اصلاً محترمانه نبود. خیلی وقت‌ها با لحن تحقیرآمیز حرف می‌زدن و جوری رفتار می‌کردن که انگار نه همکارشون، بلکه برده‌شون هستی و باید بدون هیچ حرفی فقط دستور اجرا کنی. اگر بخوام تجربه‌م رو توی یه جمله خلاصه کنم، می‌گم کار کردن توی تیم Key Account اسنپ‌فود از نظر روحی یکی از بدترین تجربه‌های کاری من بود. اگر برای اعصاب، آرامش و سلامت روانت ارزش قائلی، قبل از اینکه وارد این تیم بشی، حتماً خوب تحقیق کن و فقط به اسم برند اعتماد نکن.

استارتاپ مکس بکس
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس بک‌اند·۱۳ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
کار تو یه شرکت واقعاً سمی

من تجربه‌ام را درباره استارتاپ مکس بکس این‌طور توضیح می‌دم که هیچ‌وقت از گفتن حقیقت نمی‌ترسم؛ هرچند ممکنه به دردسر بیفته، اما باید واقعیت رو بگم. یا شرکت خودش رو درست می‌کنه یا من جلوی دیگران رو می‌گیرم تا بیایند اینجا و تجربه‌ی تلخ بکِشن—هر دو حالت به نفع همشکن می‌شود. این جا به‌هیچ‌وجه جای خوبی نبود؛ فریب هیچ چیزی را نخورید، چون خیلی‌ها دروغگو و بی‌فرهنگ‌اند. به‌زبان ساده، کسب‌وکار خانوادگی‌ای هستند که از کارمندها برای رسیدن به اهدافشان استفاده می‌کنند. اگر زیاد کار کنید، حقوق کم می‌گیرید و مثلِ تابعِ دست‌ورنمایان، به‌عنوان «نیروی ایده‌آل» محسوب می‌شوید. وقتی قصد رفتن دارید، از شما تعهد می‌گیرند که در شبکه‌های اجتماعی چیزی نگویید. آدم‌های اطرافتان معمولاً یکی دو هفته یا یک ماه آمده‌اند و بعد رفته‌اند؛ حتی تاریخ ترک خودتان هم مشخص نیست و می‌گویند کارت تا دو هفته دیگر تمام است. اینجا سنوات و اضافه‌کاری معنایی ندارد. به شما می‌گویند باید نه ساعت در روز بمانید؛ اگر کمتر بمانید برخورد می‌کنند و اگر بخواهید بعد از نه ساعت خانه بروید، معمولاً اجازه نمی‌دهند. برای اضافه‌کاری هم پولی داده نمی‌شود. اگر با دستورات وقیحانه مخالفت کنید و بخواهید حق‌تان را بگیرید، خیلی سریع می‌گویند خداحافظ. متأسفانه شرکت به‌شکل عجیبی دنبال جذب نیروهای دختر است؛ از نگاه مدیران بی‌فرهنگ، دخترها نیروهای ارزان و فرمانبردار به حساب می‌آیند. برای روز زن به‌عنوان هدیه، فقط یک گل و یک سکه می‌دهند و برای روز مرد حتی تبریک هم نگفتند. پروسه‌های فنی و فلوها خیلی ضعیف‌اند، بچگانه و بیمارگونه هستند. مثلاً سرویس پرواز داخلی پس از تست به‌عنوان آماده به‌پردازش منتقل شد و هیچ‌کس توجه نکرد که کاربران از آن استفاده می‌کنند. سه روز گذشت تا متوجه شدند سرویس سه روزه به حال خودش رها شده و کاربران ازش استفاده می‌کنند. مدیر فنی شرکت واقعاً بداخلاق، دروغگو، مغرور و پرادعاست و خیلی از مشکلات از او ناشی می‌شود. یک بار دیتابیس شرکت به‌شکل عجیبی پاک شد؛ حدود دو ساعت شرکت عملاً غیرفعال شد. مسئول بازیابی داده‌ها به دست فرد تازه‌واردی سپرده شد که تجربه‌ای نداشت و خوشبختانه یکی از دیتابیس‌ها دو ساعت قبل بکاپ داشت. در مورد صحبت‌های تیم دواپس دربارهٔ شعبده‌بازی‌های مدیر فنی بهتر است از نزدیکانشان بپرسید. اوایل هر فصل قول پاداش می‌دادند؛ یک فصل سختی می‌کشیدی و بعد می‌گفتند چه کسی گفته حق پاداش داری؟ فصل بعد دوباره همان حرف تکرار می‌شد. حتی وقتی به هدف می‌رسی و خبری از توجیه نیست، می‌گویند تا یک ماه دیگر پرداخت می‌کنیم؛ بعد از یک ماه دوباره می‌گویند یک ماه دیگر. این تا حدی ادامه پیدا می‌کند که یا فراموش می‌کنی یا خسته می‌شوی. پاداش پاییز سال ۱۴۰۱ تا اردیبهشت ۱۴۰۲ هنوز پرداخت نشده بود.

کیش دکور
املاک و مستغلات · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کمک انباردار·۱۳ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۳.۰
از دست رفتن یه آدم خوب

شرکت کیش دکور برای من تجربه‌ای بود که با وجود برخی ناهمگونی‌ها، نکات مثبتی هم داشت. وقتی فهمیدم یکی از بهترین مسئولان انبار را از دست داده‌اند، واقعاً حس بی‌نظیری داشتم. با وجود اینکه در جاهای مختلف تجربه کار داشتم، این فرد همیشه با لبخند greet می‌کرد و هیچ‌وقت انرژی من را منفی نمی‌کرد. همکاری کنار او برایم لذت‌بخش بود و ازش چیزهای زیادی آموختم. متأسفم از اینکه مدیران بخش انبار به کارایی و لیاقت توجه کافی نمی‌کنند؛ به نظر می‌رسد شرکت به دست آدم‌هایی نامناسب افتاده و این وضعیت باعث فرسودگی شده است. تنها دل‌تنگی‌ام از دست دادن آن مسئول است و امیدوارم هر کجا که باشد موفق باشد.

رادابزار
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند·۱۳ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۳.۰
محلِ خوب برای وقت‌گذرونی، ولی...

به نظر من وقتی وارد شرکت می‌شوی، ظاهرش مرتب به نظر می‌رسد اما در واقع بیشتر شبیه مکانی برای وقت‌کشی است. اگر دنبال حقوق ثابت، پیشرفت علمی یا توسعه مهارت نباشی و بتوانی با افرادی با سطح ادعا و دانش پایین کنار بیایی، شاید بتوانی از محیط کمی رضایت خام داشته باشی. با این حال، حقوق معمولاً با تاخیر پرداخت می‌شود و معمولاً حدود چهل تا پنجاه روز تأخیر دارد و نمی‌توان انتظار یادگیری زیادی داشت. از طرفی دستمزد نسبت به برخی جاهای دیگر خوب است و در پایان سال اگر ارتباط‌سازی و چاپلوسی کرده باشی، پاداشی هم می‌دهند. واحد منابع انسانی فعال نیست و تعداد مدیران بالا است؛ به ازای هر کارمند تقریبا یک مدیر وجود دارد که اکثرشان از نظر علمی مناسب نیستند، هرچند بینشان چند نفر باسواد هم پیدا می‌شود.

شرکت بازرگانی اتانول ایران
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·همکار دورکار·۱۳ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۴.۰
راضی از دورکاری

دو سال است که به صورت دورکاری با این مجموعه همکاری می‌کنم و از حضور در این تیم رضایت کامل دارم. مدیران تیم با برخوردی دوستانه و حمایتی همواره راهنمایی‌های لازم را ارائه می‌دهند تا کار به شکل روان و بدون دردسر پیش برود. از این بابت از آن‌ها سپاسگزارم.

آزمایشگاه مشرق زمین
استاندارد و کنترل‌کیفیت
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس بک‌اند·۱۳ مرداد ۱۴۰۵
۲.۰
دو سال تو جایی که آدمو نگه می‌دارن با سفته

برای برخورد با این شرکت واقعا باید تجربه‌ی حقیقی رو جوری بازگو کنم که هم لحن رو حفظ کنه و هم روایت تازه و طبیعی باشه. وقتی به شرکت آزمایشگاه مشرق زمین وارد شدم، تصویرى ازش داشتن که بعداً فهمیدم با واقعیت خیلی فاصله داره. حتی توی پروفایل کارمندای سابق هم به ندرت کسی از اونجا با روحیه‌ای خوش ازش جدا شده بود؛ اکثراً یا زود رفتن یا از کار ناراضی بودن و دو تا نفر انگار موندگار شدنشون هم ریسک بود. من دو سال تلاش کردم تا از اونجا بیرون بیام و در واقع یکی از اون کارهایِ ممکن نیست رو انجام دادم. دلیل اصلی؟ سفته‌های اولیه‌ای که به من می‌گرفتن تا خروج رو سخت‌تر کنن. در نهایت تصمیم گرفتم قید سفته‌ها رو بزنم و حقوقمو به‌عنوان تسویه‌شده تصور کنم. مثلاً اون موقع‌ها وقتی شرکت از یه برنامه‌نویس درجه‌یک صحبت می‌کرد، اسم من رو مطرح می‌کردند و من با کلی امید واردش شدم. اوایل با حقوق چهار میلیون قبول شدم و خیال می‌کردم همه‌چیز مرتب است. گفتن حقوق هر ماه پانزدهم واریز می‌شه؛ اما یکی دو مرتبه تا بیستم واریز شد ولی به من ندادند و گفتند هنوز یک ماه دیگر مانده تا کامل شود. پس از پنجاه روز کار با اضافه‌کاری زیاد—چون عادت نداشتم صبح زود کار کنم—فهمیدم تنها چهار میلیون تومان گرفتم که واقعاً اون مبلغ، عیدی، پاداش، نصفِ روز مرخصی و کلی «آپشن» بود و در واقع چهار میلیون به اون شکل نبود. تازه از حقوق، بابت مالیات و بیمه هم مبلغی کسر می‌شد که عملاً پرداخت نمی‌شد. اواخرِ کار وقتی وارد می‌شدی فکر می‌کردی اشتباه کرده‌ای، اما به مرور مشخص می‌شد مدیرعامل خیلی باهوش است تا آدم را گم‌راه کند و مسائل کم‌کم روشن می‌شد. محیط کار هم واقعاً فشارآلود بود: دوربین‌ها برای کنترل کارها، حتی مانیتورهای شخصی هم محدود می‌شدند. در ابتدا نمی‌خواستم باور کنم، اما وقتی می‌گفتن که «تو اون سایت میری، توی سایت شرکت هم میری!» یا جلوی رفت‌وآمد و استراحتت را می‌گرفتند، فهمیدی چقدر فشار روانی زیاده است. این رفتارها باعث می‌شد به کارم بی‌اعتماد شوم و تنها تا پنج عصر منتظر باشم، اما هر بار این فشار تکرار می‌شد، به‌سرعت پاسخگوتر می‌شدم و بازخواست می‌شدم. در ادامه خسته، ناامید و گاهی عصبانی شدم و فکرم مشغول خروج از این مجموعه شد. حقوق‌ها با تاخیری بیش از بیست روز پرداخت می‌شد و عملاً دو ماه آخر را هم نمی‌گرفتم. سال دوم تصور داشتم ماهی شش میلیون بگیرم که با کسورات، می‌شد حدود پنج و پنج تا پنج و هشتصد. دو ماه سنوات هم بود که در مجموع می‌شد حدود بیست و چهار میلیون؛ در نهایت تصمیم گرفتم با این وضع کنار بیایم و از شرکت جدا شوم. سفته‌هام هنوز نزد شرکت مانده بود. برای پرداخت حقوق هم برگه‌ای می‌آوردند و می‌گفتند که امضا کن تا تسویه شده باشی و عیدی و سنوات هم حساب شده و دستت باز نیست. شکایت هم خیلی کار ساده‌ای نبود. آخرش خسته‌ام از این وضعیت. برای جزئیات بیشتر و اینکه با کارمندهای قبلی چه تجربه‌هایی داشتند، از آنها در پروفایل‌ها سوال کنید. موفق باشید.

کلینیک دندان پزشکی لبخند رویایی
خدمات درمانی، پزشکی و سلامت
مصاحبه
کاربر ناشناس·کارشناس ارشد بودجه و برنامه‌ریزی·۱۳ مرداد ۱۴۰۵
مصاحبه‌ای که کلی گیج‌کننده بود

تصور می‌کنم تجربه‌ی دقیقِ مصاحبه را می‌خواهم با بیانی تازه و ملموس بیان کنم. در فرآیند دعوت به مصاحبه برای پوزیشن کارشناس ارشد بودجه و برنامه‌ریزی، ابتدا گفتند دو پوزیشن موجود است، یکی کارشناس و دیگری ارشد. من از همان ابتدا گفتم کارشناس را نمی‌خواهم و اگر برای ارشد فرصت وجود دارد، لطفاً ادامه بدهند تا برای آن مصاحبه کنم. در جلسه دوم به ساختمان رفتنم اما نحوه‌ی هماهنگی مبهم بود؛ همکاران هم در جلسه مطمئن نبودند مسئول مصاحبه کیست و خود مصاحبه‌کننده هم بدون معرفی واحدی که از آن هستند (اداری یا مالی) شروع به طرح سوالاتی نمودند که ارتباطی با نقش درخواست‌شده نداشتند. به نظر می‌رسید که سوالات بیشتر حول مسائل مرتبط با کنترل کسب‌وکار بود تا بودجه و برنامه‌ریزی، بنابراین هدف از مصاحبه روشن نبود و به تعامل حرفه‌ای لازم نمی‌رسید. طرز برخورد و نحوه‌ی طرح سوال‌ها هم کاملاً حرفه‌ای به نظر نمی‌رسید و نتیجه‌ای که خواسته بودم را ندارد. حقیقتاً به خاطر تجربه‌ای که سه سال قبل هم در مصاحبه داشتم، وقتی روز مصاحبه فهمیدم آشنایان یکی از مدیران تأیید شده‌اند و مصاحبه به روالِ نمایش یا جلوه‌دادن حسابداری به جای حسابرسی جلو می‌رود، دوباره با ناهمگونی واحدها و پوزیشن‌ها مواجه شدم و از این بابت هم احساس بی‌اعتمادی داشتم.

لامپ نور
تولید و صنایع
مصاحبه
کاربر ناشناس·توسعه‌دهنده اندروید·۱۳ مرداد ۱۴۰۵
خلاصه‌ مصاحبه اندروید

برای مصاحبه با شرکت لامپ نور تصمیم گرفتم رزومه‌ام را از طریق سایت ارسال کنم. بعد از دو روز یک تک‌تسک ایمیلی دریافت کردم که شامل یک PDF بود؛ در آن پروژه و معیارهای ارزیابی مثل تمیزی و خوانایی کد، الگوهای طراحی، معماری، استفاده درست از گیت، رابط و تجربه کاربری مشخص شده بود و برای تکمیل آنها حداکثر هفت روز وقت داده بودند. من ظرف پنج روز کار را تحویل دادم و پس از آن با من تماس گرفتند و برای مصاحبه تنظیم شد. در جلسه اول دو نفر مصاحبه‌کننده حضور داشتند؛ یکی سطح حرفه‌ای بالا داشت و دیگری تجربه‌ی کمتری داشت، اما هر دو برخورد عالی داشتند. سوالات متنوعی پرسیدند: الگوریتم و ساختار داده، سوال‌های رایج اندروید مانند تفاوت RecyclerView و ListView که به جزئیات می‌رفتند، مباحث مربوط به پرفورمنس و Memory Leak، و چند تا سوال طراحی UI که با ماژیک فرم‌هایی کشیدند و از من خواستند توضیح بدهم چطور طراحی می‌کنم. سوال‌های الگوریتمی هم بود ولی بیشتر تمرکز روی نحوهٔ تفکر من بود؛ از جمله اینکه چطور HashMap کار می‌کند و پیاده‌سازی‌اش را توضیح بدهم. تقریباً یک هفته بعد برای مصاحبه دوم دعوت شدم که در آن باید کد بزنم. چهار تسکی که داشتم شامل یافتن و رفع Memory Leak، پیاده‌سازی کش به سبک Offline-First، طراحی رابط کاربری و رفع یک باگ بود. به‌طور کلی معمولی بودند از نظر فنی، اما برخی سوال‌ها عمیق‌تر و مفهومی بود و هدف اصلی تحلیل مسئله بود. قرار بود یک هفته بعد نتیجه را اعلام کنند، اما از آنجایی که با شرکت دیگری هم توافق اولیه داشتم، از آنها درخواست کردم زودتر نتیجه بدهند. فردای همان مصاحبه دوم تماس گرفتند و جلسه‌ای برای ارائه آفر تنظیم شد.

رسا نگاره راوک
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند دارالترجمه·۱۳ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
دفتر ترجمه‌ای با مدیریتِ کوته‌فکر

هرگاه به روزهای کاری‌ام در این شرکت فکر می‌کنم، بیش از هر چیز تضاد بین کار ترجمه‌ام و ذهنیت مدیریت آنجا به خاطرم می‌آید. مدیری که مجموعه را می‌چرخاند هیچ نگاه استراتژیک یا انسانی‌ای از خود نشان نمی‌داد؛ هدفش صرفاً گذران روزگار بود، نه نگهداشت نیرو یا رشد کسب‌وکار. کار در آن محیط مثل گذاشتن یک سازه‌ی مستحکم روی زمینِ باتلاقی بود؛ با پروژه‌های حساس و زمان‌بندی‌های فشرده سروکار داشتیم، اما مدیر و تیمِ بالادست بیش از هر چیز درگیر بحث‌های سطحی و صرفه‌جویی‌های ساده بودند—مثلاً کم‌کردن چای یا حساب کردن هزینه‌ی یک بطری آب یا یک بسته‌دستمال. در حالی که ما می‌خواستیم کارِ درست را تحویل بدهیم، آنها فقط درباره‌ی امور کم‌اهمیت و روزمره بحث می‌کردند. بدترین بخش، عدالتِ سیستماتیک بود: پرداخت‌ها پایین و همیشه با تاخیر یا بهانه انجام می‌شدند. شنیدن تمجیدهای مدیر در حالی که خودش فِرِنگ سفارش می‌داد، به واقع زخم را نمک می‌زد. بیمه‌ها هم به درستی و به‌طور اصولی اجرا نمی‌شدند و این نشان می‌داد که حقوق قانونی پرسنل برایشان ارزشی ندارد. فضای فرهنگِ آزاردهنده و فشار روانی تبدیل به ابزارِ مدیریتی شده بود؛ رفتارهای تحقیرآمیز و تحمیل فشار بی‌دلیل، شیوه‌ی رایج اداره کردن بود. در حالی که سودِ کارهای ما به جیب صاحب‌کار می‌رفت، محیط کار به جای آنکه محلی برای رشد باشد، به زندانِ فکری تبدیل شده بود. این دوره برایم درسِ بزرگی داشت: فهمیدم تفاوتِ «صاحب‌کار» با «مدیر» چیست. حالا که از آن فضای ناسالم فاصله گرفته‌ام، خوشحال‌ام، اما واقعاً برای همکارانی که هنوز آنجا مانده‌اند، ناراحتم.

بهاران صنعت ایرانیان ویرا
تولید و صنایع
مصاحبه
کاربر ناشناس·کارشناس فیزیک·۱۳ مرداد ۱۴۰۵
چطور مصاحبه کارشناس فیزیکو گذروندم

برای مصاحبه‌ی شغلی فیزیک با شرکت بهاران صنعت ایرانیان ورا، با وجود اینکه فضای استخدامی رسمی بود، من از تجربه‌ام چیزهای آموزنده‌ای گرفتم. برخورد کارشناس منابع انسانی خوش‌برخورد و سوالات گسترده بودند: در ابتدای کار بیشتر به روحیه، کار تیمی، برنامه‌ریزی کارها و ارزش‌های سازمانی پرداختند. حدوداً یک ماه بعد مرحله‌ی تخصصی‌تر آغاز شد که کاملاً فنی بود و به فرایندهای تولید، تست‌های محصول و کار کارشناسی مرتبط می‌شد. افراد مصاحبه‌کننده حرفه‌ای و محترم بودند و جلسات به صورت جداگانه در مکان‌های متفاوتی برگزار شد؛ محیط هر منطقه رسمی و پرسنل نماینده، جدی و همه‌جا دست‌به‌کار دیده می‌شدند. از تجربه‌ام takeaway این بود که با اعتمادبه‌نفس وارد شویم و اگر دوباره سوالی مطرح شد، همان پاسخ قبلی را داده و توضیحات بیشتری ارائه کنیم، همچنین برای شانش عنوان شغلی که درخواست دادیم کاملاً آماده باشیم تا به همه‌ی پرسش‌ها پاسخ بدهیم. نکته‌ی دیگری که برایشان مهم بود، رفتار و شخصیت است؛ از پوشش و راه رفتار تا شیوه صحبت‌کردن را هم ارزیابی می‌کنند.

مهد کودک نارنج
آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها
مصاحبه
کاربر ناشناس·کارشناس برنامه‌ریزی فروش·۱۳ مرداد ۱۴۰۵
مصاحبه خوب، حقوق نشد

برای مصاحبه‌ی نخست، فرم مشخصاتی پر کردم و یک صفحه سوال هوش و ریاضی هم در اختیارم گذاشتن که باید در بیست و پنج دقیقه پاسخ می‌دادم. برخورد با افراد مصاحبه‌کننده خیلی خوب بود و پاسخ‌ها به سوال‌های مربوط به شغل با صبر و صداقت ارائه شد. فضای شرکت آرام و مرتب به نظر می‌رسید و پر از نیروهای جوان بود. تنها نکته این بود که در مورد حقوق به توافق نرسیدیم.

صنایع ارتباطی آوا
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·توسعه نرم افزار·۱۳ مرداد ۱۴۰۵
۱.۰
فرایند خروج نامناسب

تا جایی که من دیده‌ام، بیشتر افرادی که قصد خروج از این مجموعه را داشته‌اند، با ناراحتی و پس از تحمل رفتارهای نامناسب از آنجا رفته‌اند. در بسیاری از موارد نیز سنوات کارکنان پرداخت نمی‌شود و هنگام تسویه، برخورد مناسبی با آن‌ها صورت نمی‌گیرد. در زمان عقد قرارداد از شما سفته دریافت می‌کنند و به دلیل شرایط خاص مجموعه، در صورت بروز اختلاف نمی‌توانید مانند یک شرکت معمولی از طریق اداره کار پیگیری کنید و باید شکایت خود را از مسیر هیئت مربوط به همان مجموعه انجام دهید. همین موضوع باعث شده است که برخی مدیران احساس کنند می‌توانند بدون پاسخ‌گویی، هر رفتاری با کارکنان داشته باشند. در ابتدای همکاری معمولاً برخوردها بسیار خوب و دوستانه است، اما زمانی که از شرایط خسته می‌شوید و تصمیم به رفتن می‌گیرید، رفتار واقعی و روی دیگر مجموعه را مشاهده خواهید کرد.

فناوری های پیشرفته تبادل امن (فپتا)
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس تست نفوذ·۱۲ مرداد ۱۴۰۵
۱.۸
فناوری‌های کلاه‌برداری پیشرفته

در طول همکاری‌ام با این مجموعه، با شیوه‌ای از مدیریت مواجه شدم که آن را فاقد شفافیت، مسئولیت‌پذیری و احترام به حقوق کارکنان می‌دانم. پس از جنگ، بسیاری از شرکت‌ها اگرچه به دلیل مشکلات مالی ناچار به تعدیل نیرو شدند، اما دست‌کم وضعیت خود را صریح و روشن اعلام کردند و حقوق، مزایا، عیدی و سنوات کارکنان را تسویه نمودند. در این شرکت اما مسیر دیگری انتخاب شد: به کارکنان گفته شد دو ماه صبر کنند تا قراردادهای جدید با افزایش حقوق ارائه شود. این وعده در عمل محقق نشد، اما باعث شد پروژه‌ها تا مرحله‌ی تحویل پیش بروند و کار شرکت متوقف نشود. پس از تحویل کارها، پیام عملی مدیریت روشن بود: شرایط همان است که هست؛ اگر نمی‌پذیرید، می‌توانید همکاری را قطع کنید. ما حدود چهار ماه پس از آغاز سال جدید، همچنان حقوق سال قبل را دریافت می‌کردیم؛ بدون قرارداد جدید و بدون تعیین تکلیف روشن درباره‌ی شرایط همکاری. در ماه‌های پایانی نیز وضعیت بیمه برای ما شفاف نبود. دریافت فیش حقوقی و جزئیات پرداخت‌ها هم به‌سادگی ممکن نبود و پیگیری‌ها معمولاً با تأخیر یا پاسخ‌های مبهم مواجه می‌شد. نتیجه‌ی چنین روندی این است که کارکنان برای مستندسازی سابقه‌ی کاری و پیگیری حقوق قانونی خود با مشکل روبه‌رو می‌شوند. در محیط شرکت، کدهای اموال روی میزها، صندلی‌ها و تجهیزات، نام «صاافتا» و «صاایران» را نشان می‌داد. با وجود این نشانه‌ها، درباره‌ی ساختار سازمانی، وابستگی‌ها و وضعیت حقوقی مجموعه توضیح روشن و شفافی به کارکنان داده نمی‌شد. فرهنگ حاکم بر محیط کار نیز به‌شدت کنترل‌گر بود. دوربین‌ها صرفاً نقش حفاظتی نداشتند؛ فضای عمومی کار به شکلی بود که کارکنان دائماً احساس می‌کردند رفتار، گفت‌وگو و حتی جزئی‌ترین حرکاتشان زیر نظر است. چنین فضایی، اعتماد، ابتکار عمل و امنیت روانی را از محیط کار می‌گیرد. در آزمایشگاه، دو نفر نقش پررنگی در شکل‌دادن به این فضا داشتند. آقای ایزدی، مدیر امنیت، رویکردی کاملاً تجاری و سودمحور داشت و تصمیم‌ها و برخوردهای او عمدتاً از دریچه‌ی هزینه، درآمد و منفعت شرکت دیده می‌شد؛ حتی در مواردی که موضوع مستقیماً به شرایط انسانی و حرفه‌ای کارکنان مربوط بود. در سوی دیگر، آقای خسروانی به‌عنوان سرپرست، سبک مدیریتی بسیار سخت‌گیرانه و کنترل‌محوری داشت. برخوردهای او اغلب حالت نظارت دائمی، ایرادگیری‌های فرسایشی و اعمال اقتدار در جزئی‌ترین مسائل را پیدا می‌کرد. حاصل این دو رویکرد، محیطی بود که بیشتر یادآور ساختارهای انضباطی مدرسه است تا یک مجموعه‌ی حرفه‌ای و تخصصی. از منظر فنی نیز، محدودیت‌ها جدی بود. اینترنت شبکه به‌طور کامل قطع شده بود و این مسئله، فارغ از توجیهات امنیتی، دسترسی نیروهای فنی به منابع آموزشی، مستندات، ابزارها و مسیرهای یادگیری روز را محدود می‌کرد. هم‌زمان، تمایل محسوسی برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت، بهبود تجهیزات یا ارتقای فضای کار دیده نمی‌شد. جمع‌بندی من این است که این مجموعه شاید برای فردی که در ابتدای مسیر شغلی خود قرار دارد، یک تجربه‌ی هشداردهنده باشد؛ تجربه‌ای که کمک می‌کند خیلی زود نشانه‌های نبود شفافیت، مدیریت کنترل‌گر، وعده‌های غیرعملیاتی و فرهنگ سازمانی فرساینده را تشخیص دهد. اما برای کسی که به دنبال رشد حرفه‌ای، ثبات شغلی، احترام متقابل و یک محیط کاری سالم است، انتخاب مناسبی به نظر نمی‌رسد.

فراپردازان آروند امید
بانکداری · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·عملیات·۱۲ مرداد ۱۴۰۵
۲.۰
فرهنگ سکوت

من از کارکنان سابق این مجموعه هستم و بصورت اتفاقی میخواستم نظرات نسبت به یک شرکت دیگه رو ببینم که دیدم یکی از همکارهای قدیمی تجربه ای رو نوشته، که لازم دونستم در این خصوص نظرات و تجربیات خودم رو ثبت کنم تا دوستان دیگه نیز مطلع شن. در مدتی که اونجا بودم، چندین بار از همکاران، به‌خصوص خانم‌های مجموعه، بصورت جسته و گریخته صحبت‌ها و گلایه‌های مشابهی درباره نوع رفتار و تعامل مدیرعامل شنیدم. حتی بین برخی از همکاران آقا (در رده معاونین و مدیران) هم این موضوع گاهی به شکل شوخی مطرح می‌شد و از نوع رفتار ایشان نسبت به خانم ها صحبت می‌کردند؛ موضوعی که نشان می‌داد این مسئله حداقل در بین بخشی از کارکنان شناخته‌شده بوده است. بنده هم چندین مورد از نحوه تعامل مدیرعامل با خانم ها رو دیده بودم اما باتوجه به مدت زمان کمی که در اونجا حضور داشتم طبیعتاً درباره مواردی که شخصاً شاهد آن نبوده‌ام نمی‌توانم با قطعیت اظهار نظر کنم اما همونطور که گفتم از چندین خانم گلایه هایی رو شنیدم و از طرف دیگر وقتی یک موضوع از زبان افراد مختلف و در زمان‌های مختلف تکرار می‌شود، نمی‌توان به‌سادگی از کنار آن گذشت. اما فارق از موارد فوق برخی ویژگی های مثبت نیز وجود دارد که میتوان به پرداخت به موقع حقوق و مزایا و تسهیلات اشاره نمود که در حال حاضر باتوجه به صحبت هایی که با برخی دوستان داشتم بدلیل مشکلات مالی رفاهیات و وام و موارد این چنینی حذف شده. در نهایت هر کسی که این نظرات را می‌خواند خودش می‌تواند قضاوت کند و نیازی نیست با حذف یا پنهان کردن، این امکان از مخاطب گرفته شود. اما بنده هم تایید میکنم که تجربیات قبلی در این سایت وجود داشته که الان نیس متاسفانه.

خدمات دریایی ستاره
حمل و نقل، لاجستیک و انبارداری · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·امور مالی·۱۲ مرداد ۱۴۰۵
۴.۵
جو کلی شرکت

شرکتی بسیار پر انرژی و سالم و بدور از حاشیه .

جو شاد و زنده
مدیران با درک بسیار بالا
استقلال در هر واحد به تشخیص مدیر واحد
حقوق نسبتا پایین
عسل طبیعی بهار
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس شبکه وایرلس·۱۲ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
هفت‌روزه کار، تسویه ندادن

وقتی وارد این شرکت شدم، یک تجربه بی‌ثبات و پرتنش در انتظارم بود که هر روز به دردسر می‌انداخت. در قالب کارشناس شبکه وایرلس، مجبور بودم هفت روز در هفته در شیفت‌ها حضور داشتم و هیچ مرخصی واقعی‌ای برایم وجود نداشت. شب‌ها با تماس‌های ناگهانی برای تعمیر مشکل لینک مواجه می‌شدم؛ به محض رفتن به محل، یا مشتری در را باز نمی‌کرد یا اصلاً آنجا نبود. در نهایت نه تنها مرخصی، عیدی و پاداشی که حقم بود پرداخت نشد، بلکه تسویه‌حساب هم به تعویق افتاد و وقتی برای اعتراض به اداره کار رفتم، با قرارداد جعلی و کمترین مبلغ ممکن رضایت دادند. نسخه قرارداد را هم برایم نمی‌دادند تا کسی متوجه سوءاستفاده‌ها نشود و هزینه‌های بیمه تکمیلی‌ام را هم پرداخت نکردند. به طور خلاصه، تجربه‌ای که نباید تکرار کنم و به هیچ وجه ارزش زمانم را نداشت.

اسمارت کیدز
کالای مصرفی و خوراکی
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس شبکه·۱۲ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
اینجا واقعاً افتضاحه

مدت کوتاهی با شرکت اسمارت کیدز کار می‌کردم و تجربه‌ام به شکل واضحی روشن بود: اوضاع این سازمان واقعاً پاسخگو نیست. به صورت واضح دیدم که مدیران گاهی تصمیم‌ها را بدون منطق می‌گیرند و برای کارمندان واقعاً زحمت‌کش ارزش قائل نیستند. خیلی از کارها با رابطه و پارتی پیش می‌رود و اصولاً شایسته‌سالاری معنا ندارد.

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.