من برای مصاحبه مالک محصول تیم کیدزی دعوت شدم برم پردیس بعد از چند مصاحبه، دعوت شدم به مصاحبه ی اخر یعنی مصاحبه ی منابع انسانی که به جرات جزو بدترین تجربه هام بود. دوتا خانم به شدت قیافه گرفتن نشستن روبروی من خانم مع.....ا حتی با خانم د......ی هم صحبت هم نشد. یک ساعت بدون مکث سوال کردن بعد از تموم شدن مصاحبه گفتن تا یک هفته بعد جواب میدن اما هیچ جوابی ندادن بعدش و من همچنان میبینم که آگهی برای این پوزیشن توی سایتای کاریابی هست و از جندین نفر هم شنیدم دقیقا تجربه ی عین بنده داشتن متوجه شدم این تیم احتمالا اصن نیرو نمیخاد فقط میخاد وقت بقیه ی کارجوها رو تلف کنه در کل حتی پیشنهاد نمیکنم برید مصاحبه ی حضوری ، چون تا پردیس میرید آخرش هم هیچ جوابی نمیدن
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در نگاه اول تصمیم داشتم از مصاحبه صرفنظر کنم چون تجربههای منفی زیادی ازش شنیده بودم، اما در نهایت رفتم. ساختمون قدیمی است و آسانسور ندارد، با این وجود مصاحبه خیلی حرفهای و خوب برگزار شد. روز اول، مصاحبه با واحد منابع انسانی بود و دو روز بعد تماس گرفتند تا مصاحبه تخصصی برگزار شود؛ سوالاتشان دقیقا با آگهی کار مطابقت داشت و برخوردشان محترمانه بود. گفتند حقوق ممکن است دیر پرداخت شود، اما در همان ماه انجام میشود. نکته جالب برایم دورههای آموزشی بود که برای کارمندان برگزار میکردند. گفتند جواب مصاحبه طی یک هفته از اعلام نتیجه چه تأیید چه رد، اعلام خواهد شد، و من هم همانجا اینجا میگذارم تا ببینید تکلیف چیست.
من هفته پیش اینجا رفتم مصاحبه. محل شرکت نزدیک متروی صادقیه بود با یه پیاده روی کوتاه. محیط شرکت تو یک ساختمون دو طبقه در محله مسکونی بود و معلوم بود که خیلی آروم هست فضای کار. یه پذیرایی ساده قبل از مصاحبه انجام دادن و خانمی که مصاحبه می کرد همه مواردی که نوشته بودم بپرسم رو خودش کامل توضیح داد. مشکلش این بود که پنج شنبه هم جزو ساعت کاریشون بود و به برنامه من نمی خورد. موافقت نکردن که پنج شنبه رو برای من استثنا قائل بشن و مشغول به کار نشدم :(
قبلا با این شرکت مصاحبه کردم و رفتار تیم مصاحبه بسیار حرفهای بود. مسیر شغلی را هم بهطور روشن برایم توضیح دادند. اما متوجه شدم طولانی بودن صفهای انتظار برای مصاحبه وجود دارد و بخش عمدهای از حقوق من در قالب مزایا پرداخت میشود؛ با وضعیت اقتصادی کنونی، این مسئله برایم جذاب نبود.
من حدود یکماه پیش مصاحبه اومدم با یه خانم و یه اقا برای فیلد کاری تحلیل، برخورد خیلی گرم و حرفه ای داشتند جوری که استرس نگرفتم و در حدتوانم سوالات جواب دادم و خانومه بدون هیچ منتی چند توصیه کاری خوب هم برای پیشرفت تو این حوزه به من داشتند ولی متاسفانه برای مصاحبه دوم خیلی طول کشید تا با من تماس گرفته شد و من با شرکت دیگه ای تو این مدت اکی شدم و مشغول به کار شدم، روال مصاحبه خیلی خوب بود ولی جذب و استخدامش خیلی طولانی شد.
در تجربهای که در سال ۱۴۰۲ برای بانک پارسیان داشتم، چند نکته را لازم دیدم تا مطرح کنم و رعایتشان را توصیه کردم. ورودم را با لبخند و روی گشاده آغاز کردم و به تکتک افراد نگاه کردم هنگام سلام. برای نشستن روی صندلی از میزبانان اجازه گرفتم و با صدای بلند و قاطع صحبت کردم، با حفظ لبخند. اگر جایی متوجه میشدم که جدایی میان گفتههایم وجود دارد، سعی میکردم با توضیح منطقی آن را رفع کنم. سوالهایی درباره شغل من در میان اعضای خانوادهام پرسیده شد چون در شرکتهای برتر تجربه داشتند و از من میخواستند توضیح دهم چگونه در چنین شرکتهایی استخدام میشدم و من سعی کردم نشان دهم که خانواده ما کاملا پیگیر و پرتلاش است. در مورد دوستانم پرسیدند و من گفتم معرفت و وفاداری از ویژگیهای بارز من است و دوستانم نیز با این نکته ارتباط خوبی گرفتند. درباره کارگروه، توضیح دادم که در دانشگاه کنفرانسها را بهصورت گروهی ارائه میکردم. درباره ارتباط فامیلیام گفتم که با توجه به وضعیت مالیشان تصمیم نگرفتهام بانک کار کنم و علاقهام به بانک را توضیح دادم. درباره پدرم نیز چند سوال پرسیده شد. در جلسه تنها یک سوال بانکی مطرح شد که برای کسر صندوق و فزونی از من پرسیده شد و من به اشتباه گفتم فزونی، اما خودشان پاسخ درست را توضیح دادند. به نظر من اعتماد به نفس کافی مهمترین عامل است و اینکه نشان بدهید برای کار در بانک آمادگی دارید. من تأکید زیادی روی این موضوع داشتم که من با علاقه قلبی به کار در بانک علاقهمندم و معایب کار در بانک را هم میشناسم. وقتی وارد شدم لبخند زدم، با صدای رسا سلام کردم و در طول مصاحبه همواره لبخند داشتم. اگر سوالی بلد نبودم، با شوخی آن را جمع و جور کردم تا سردرگم نشوم. برای مثال وقتی پرسیدند که کسری بهتر است یا فزونی، گفتم کسری بهتر است و با خنده و شوخی ادامه دادم تا پاسخ درست را در نهایت دریافت کنم. در طول مصاحبه باید با اعتماد به نفس رفتار میکردم و از زبان بدن مثل دستها هنگام حرف زدن استفاده میکردم؛ همچنین سعی داشتم ارتباط مثبتی با مصاحبهکنندگان برقرار کنم و نشان دهم که برای استخدام در بانک از قبل برنامه دارم و هدفم فقط کار در بانک است، نه هرجا دیگر. به سوالی که «بانک چیست؟» پاسخ مناسبی دادم و از گفتن پاسخهای بیش از حد ایدهآل پرهیز کردم تا صداقت و واقعگرایی حفظ شود. نکتهای که به شدت دنبال میکردم این بود که پاسخهایم واقعا پذیرفته شوند و اینکه اگر گفتند چرا میخواهی در بانک کار کنی، پاسخ ندهند که فقط میخواهم خدمت کنم به جامعه یا مردم؛ چون این نوع پاسخها در مکانهای مختلف بهطور نادرست تعبیر میشود و بهتر است هدفم از کار در بانک را روشن بیان کنم.
برای مصاحبه با مکو فکر میکنم چند سال قبل دو بار به این مجموعه رفتم و نتیجهی مصاحبهها را دقیقا به خاطر نمیآورم. مسئله این بوده که تصور میکنم برخی از افرادی که مصاحبه میگیرند سطح سواد و تخصصشان گاهی از آنچه با آن مواجه میشوند پایینتر است و چون فاصلهای ایجاد شده، ممکن است نسبت به دیگران رفتارهای غیرمنصفانهای از خود نشان دهند. من حاضر بودم شرطبندی کنم که آیا بین من و مصاحبهکنندگان، آزمونی دوستانه میگیرند تا ببینند چه کسی قبول میشود یا رد. به نظر میرسد نباید انتظار داشت هرکسی که برای مصاحبه میآید، آدمی بهراستی نخبه باشد. شانس یا هر عامل دیگری بعضا سبب میشود افراد بیرونی که توانمندی بیشتری دارند، فرصت استخدام پیدا نکنند و شرکت تنها به تخصص پایینتر بسنده کند تا بعدا با اختلافها روبهرو شود. این را من که سالها در صنعت کار کردهام، بهعنوان تجربهام میگویم. من کتابی تألیفی دارم و یکی از نسخههای آن را بهعنوان رزومه در روز مصاحبه همراه داشتم؛ آقایی که مصاحبه را انجام میداد کتاب را نگه داشت تا خودش بخواند و یاد بگیرد که چیست، و در پایان گفت که شما قبول نشدی. لازم به ذکر است که آن مصاحبه مربوط به بخش خودروهای برقی بود. همینطور به خاطر دارم که کسی میگفت پسرجان، با دو سوال میخواهی کل تخصص من را از دیدگاه خودت بسنجی. من عمری در صنعت تجربهی مصاحبه با دیگران را دارم و برخی افراد با اعتماد به نفس شاهکاری مواجهاند. بار دیگر به یاد دارم که به قسمت MAPCS رفتم؛ مدیر آنجا را نمیدانم نامش چیست، اما او را بیتجربه و بیسواد دیدم که دنبال نیرویی میگشت تا دقیقا همان کارهایی را انجام دهد که در ذهنش بود، و تازه کار قبلا انجام نشده بود. مصاحبه طوری بود که فرصت برای فکر کردن نمیداد و کمتر از پنج دقیقه به پایان رسید. برای من سؤال شد که آیا بهاندازهای که خودت با گذشتهات به خاطر پیدا کردن کار فعال بودی، دوباره به این شرکت روی آوردی؟
روز مصاحبه بعد کلی بالا و پایین کردن، فرستادنم طبقه 5 روبروی اتاق مصاحبه کننده فرم پر کنم 2 آقا و یک خانم تو اتاق بودن اول انرژی خوبی گرفتم که ارتباط خوبی بینشون دیدم، ولی نزدیک 20 دقیقه من روبرو در اتاقشون نشسته بودم و منتظر مصاحبه بودم انگار نه انگار من مقابلشون بودم و منتظر مصاحبه ام، فقط اینا با هم حرف میزدن و میخندیدن مسخره میکردن برخوردشون واقعا طبیعی و حرفه ای نبود تو محیط کاری اونم جلو من که تازه آماده برای مصاحبه باهاشون بودم، وقت مصاحبه هم سوالات مسخره و از پیش افتاده میپرسیدن که من شک کردم جای درستی اومدم یا نه. برای چنین شرکتی وقت مصاحبه یعنی تلف کردن عمر!
فقط فرار کنید برای محاصبه رفتم مصاحبه کننده خانمی بود که بدلیل حاشیه های فراونش از 2 شرکت بانکی قبل که همکار بودیم، اخراج شد نمیدونم منو شناخت یا نه، حالا اینجا متاسفانه باز مقابل من بود، فقط دمم رو روی کولم گذاشتم فررررررررررررررررررررررررررار!!! پر حاشیه، پر دردسر، عدم تخصص، روان پریش، فرار.
چیزی که در مصاحبه با شرکت ارم توجه من رو به خودش جلب کرد، ساختار حرفه ای و قوام پیدا کرده مصاحبه بود. از همون تماس اولیه تا ست کردن در کلندر با توضیحات کامل و مصاحبه های اول و دوم و نهایی که تمام جوانب فنی و منابع انسانی و مدیریتی توش لحاظ شده. هم باعث میشه روند اصولی جلو بره هم کمترین زمان تلف بشه و هم حس خوبی به طرف مقابل منتقل میشه. بعد از مدتها مصاحبه درست رو دیدم که نه تنها روش فکر شده و اجرایی کردنش، بلکه هیچ مرحله ای طرف مقابل دنبال عقده گشایی یا از سر باز کردن نبود و مشخص بود مهم چهارچوب حرفه ای مصاحبه کاری هست
به نظر من تنها شرکتی بود که همه موارد را صادقانه به من گفتن مصاحبه خوبی بود خیلی هم برخورد محترمانه ای داشتند کسانی که مصاحبه کردن افراد با سوادی بودن چنتا سوال فنی پرسیدن که من ۲ تا از سوال های تخصصی را کامل جواب ندادم ولی بهم گفتن مشکلی ندارد استرس نداشته باشید شرط پذیرش اولین جلسه مصاحبه نمی باشد فرصت داده خواهد شد با حضور در محیط توانمندی خودمو ثابت بکنم کلا ممنونم که به من روحیه دادید
من واسه مصاحبه رفته بودم توی این شرکت، برخوردا خیلی خوب بود حتی با مدیر اون پروژه هم مصاحبه داشتم با این که منو نمیشناخت خیلی کمکم کرد، نه فقط من چون توی اون اتاق که بودم نفرهای قبل من هم که مصاحبه داشتن میشنیدم به اونا هم خیلی کمک میکردن. من چون موقعیت کاری بهتر داشتم نتونستم برم ولی واقعا از نظر روند کارهای استخدام خیلی منظم بودن.
شرکت نقش اول کیفیت را تجربه کردم و این تجربه را میخواهم چنین بازگو کنم: یکی از بدترین و توهینآمیزترین مصاحبههای عمرم بود. ورود به ساختمان با مشکل مواجه شد چرا که حراست به خاطر پوششم از ورودم استقبال نکرد؛ شال بدون میکاپ و مانتو جلوباز که زیرش تیشرت گشاد بودم باعث دردسر شد تا اجازه ورود بگیرم. مصاحبهکننده مردمی میانسال و بداخلاق بود که با سلام و علیک و لبخند مصنوعی و پوزخند، رزومهام را نخوانده بود که چرا از شرکت X بیرون آمدهام و در رزومه نوشتم که یک سال با آنجا همکاری کردم و الان جای دیگر هستم؛ گفت هنوز ندیده بودم. او با لهجهای طلبکارانه سوالاتی بسیار خصوصی از خانوادهام پرسید و به رغم اینکه شغل مادرم را نپرسیده بود، از من پرسید پدرم چه میکند و اهل کجا هستم. در میانه مصاحبه پیشنهاد تعهد محضری برای سه سال کار در اینجا داد که گفتم نه، چون ممکن بود به هر دلیلی بعدا پوزیشنم یا مکان زندگیام را تغییر دهم. ناگهان با قهقههای بلند گفت اگر بخواهی شوهر پولدار پیدا کنی ازدواج کنی و بری و این حرفها را زد که آن لحظه به شدت آزاردهنده بود. از آن به بعد فقط طوری پاسخ دادم که از ورود به چنین پذیرشی کنار بروم. در توضیحات مربوط به شرایط شغلی عنوان شده بود که شناوری کار تا ساعت ۸:۳۰ است و بعضی از جوانان از راه دور بودن و بیانگیزگی را بهانه میکردند؛ پوشش همکاران اداری و این چیزها را عنوان کرده بودند. فضای عمومی شرکت پرتنش و مخرب بود و از کنار هرکس که رد میشدی استرس به آنها منتقل میشد و جرئت صحبت کردن نداشتند. از رفتار مدیران مشخص بود جو حاکم زنستیزی و دیکتاتوری دارد.
یه شرکت با تخصص عالی و همکاران عالی .واقعا همه چی منظم بود.دوست داشتم همکاری کنم.مصاحبه دو مرحله ای و سطح عالی. هنوز انقدر تجربه ندارم قبولم کنند ولی دوست داشتم. سطح همکاران در شرکت واقعا معلوم بود عالی بود. تخصص طراحی سایت و سئو دارند و در سطح خوبی کار میکنند
من پارسال برای مصاحبه رفتم. ناموسا خیلی جای چندشیه، دیوارهاش رو انکار سگ گاز گرفته. همه جا پر از نم و رطوبت. یه آسانسور وحشتناک و تنگ هم داره که صد رحمت به آسانسورهای مصر باستان. آقای مدیر هم فاز پوریا پورسرخ داره و مدام انگشت میکنه بین موهاش 😂😂😂 همش هم داره آدامس میخوره.
خیلی آدمای بی فرهنگی هستن. شرکت متشکل از سه تا منشی و یه مدیره. هیچ کدوم از منشی ها کار نمیکنن فقط یکیشون با موبایل شخصی تایم مصاحبه ست میکنه.حتی یه کامپیوتر جلوشون نیست (کارشونم حسابداریه😐) به من گفت بین ساعت ۱ تا ۴ بیا. من یک ربع زودتر به اون دفتر داغونشون رسیدیم و اجازه ندادن برم داخل. منشی با یه لحن بدی گفت مگه نگفتم ۱ بیا؟؟ درنهایت من مجبور شدم توی راهپله بشینم تا ساعت بگذره. مدیریت هم یه ******. من از چند نفر پرس و جو کردم و در نهایت متوجه شدم کارشون قانونی نیست و بیشتر دنبال پول گرفتن از کارجو هستن. بنظرم اعتماد نکنید.
من حدود سه هفته پیش مصاحبه فنی داشتم، دو تا اقا و یک خانم، مصاحبه فنی با این شرکت واقعا تجربه خوبی بود. تیم خیلی خوشبرخورد و حرفهای بودن، من سابقه کاریم بالای ۸ سال هست سوالهایی که پرسیدن هم خیلی منطقی و مرتبط با موقعیت شغلی بود. بیشتر روی حل مسئله و اینکه چطوری فکر میکنی تمرکز داشتن، نه اینکه فقط یه سری چیز حفظی بپرسن. کل فضای مصاحبه هم صمیمی بود و استرسی نداشتم. در کل حس خوبی از این مصاحبه گرفتم و فکر میکنم واسه کسایی که دنبال چالشهای فنی هستن، جای خوبی باشه البته به دلیل مسائل شخصی نتونستم باهاشون به توافق برسم ولی با مصاحبه کننده ها در شبکه های اجتماعی در ارتباطم
مصاحبه فنی خوب بود سوالات درست طراحی شده بود و تناسب داشت با شغل اما مصاحبه Hr افتصااااح بود و من آفرشونو نپذیرفتم مصاحبه گر یه خانمی بود اسمش منوالی نیا بسیااار تند و زننده و بی ربط سوال میپرسید و جالبه جواب گوش نمیداد سقف نگاه میکرد و با موهاش بازی میکرد وسط حرف میپره در نهایت هم که پرسیدم نتیجه مصاحبه کی اعلام میشه گفتن چند نفر حرفه ای تر از ««تو»» در انتظار مصاحبه هستند باید بررسی کنم بعد ۳ هفته زنگ زد آفر داد زورش میومد حرف بزنه متاسفم واسه همچین HR
شرکت پژوهشکده پارسا شریف را بهعنوان مقصد مصاحبه انتخاب کردم. فرایند استخدامش سه یا چهار مرحله بود که نخستین مرحله غیرحضوری و بهصورت آنلاین برگزار میشد. فکر میکنم فضای یادگیری خوبی آنجا وجود دارد، اما حوزههایی که آنها رویشان سرمایهگذاری میکنند ممکن است با سلیقه من همخوانی نداشته باشد؛ مثل علاقهام به سختافزار و شبکه و موبایل. دو تا از مصاحبههای فنی خیلی خوب پیش رفتند، اما مصاحبه سوم در نگاه من جنبه فنی کمتری داشت و بازخوردم نسبت به آن چندان مثبت نبود. نکته دیگر اینکه مطمئن نیستم در آنجا امکان ارتقای شغلی وجود دارد.
تو مصاحبه ام دو نفر بودن. یک خانم و یک آقا خانمه به ظاهر مهربون بود و اولش که میبینیش میگی چه خوبه ولی بعدش که مصاحبه شروع شد، خانمه شروع به تخریب شرکت قبلیم کرد که اونجا اصلا کار یاد نیروها نمیدن واین حس رو همش میداد این یسالیم که جاوا کار کردی چون تو فلانشرکت هست بدرد نمیخوره. و همش هر چیزیو به شکل اینکه داره مسخره ات میکنه بیان میکرد. از آقاهه هم سوالات اش در سطح جونیور بود و اصلا مثل جاهای دیگه نبود. و انگار که من رو دعوت کرده بودن که فقط بگن شرکت قبلیت خوب نبوده و چیزی بلد نشدی یک مورد دیگه ای هم که برام عجیب بود تو فرم hr اش زده بود کسانی که میشناسیشون و تو جاهای دولتی کار میکنند رو اسمشون رو بگو و چند جا تو فرمش تاکید کرده بود که اگه یک قسمتی خالی بمونه فرمت بررسی نمیشه. منم چند جا رو خالی گذاشتم
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.