من چهار ماه پیش تصمیم گرفتم برای این شرکت رزومه بفرستم و بالاخره پس از مدت طولانی تماس تلفنی دریافت کردم که برای مصاحبه بیایم، اما برخوردها به شدت ناامیدکننده بود. زمانی که رفتم اتاق مصاحبه خیلی کوچک و تاریک بود و در طول مصاحبه تنها چند سوال ساده پرسیدند و هیچ فرم یا اطلاعاتی درباره سوابق کاری و حقوق درخواستی به من داده نشد. مصاحبهدهنده در کمتر از یک دقیقه حرف زد و پس از پایان گفتند اگر مورد تأیید باشد با من تماس میگیرند، بدون هیچ تشکر یا دعوتی برای پذیرایی مانند چای یا نوشیدنی. با گذشت چهار دهه از زمان، چنین رفتاری را نبودن احترام و ادب نسبت به کارجو میدانم و احساس میکنم مسیر طولانی که آمدهام هیچ هدف جدی برای جذب نیرو نداشته است. لذا فکر میکنم میبایست تجربهام را با دیگر کاربران به اشتراک بگذارم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به شدت منابع انسانی بی سوادی دارن و بنظرم فقط توی مصاحبه وقتت تلف میشه و اخرش هم با وجود کلی مصاحبه ردت میکنن و دلیل قانع کننده ای نمیدن بسیار رفتار منابع انسانی زننده و بد و نامحترمانه اصلا برای وقتت ارزش قائل نیستن و بسیار بدقولن اصلا به نظرم حتی با این شرکت وارد مصاحبه نشید چه برسه به همکاری
این تجربه را برایم جالب بود و میخواهم از زبان خودم بازگو کنم. حدود یک ماه پیش برای یک فرایند استخدام وارد شرکت SternX شدم و روند مصاحبه تا حدی نامنظم پیش رفت. در جلسه HR، مسئول مربوطه حدود ده دقیقه دیر رسید و من بهطور مودبانه ایمیل زدم؛ او با عذرخواهی دوباره جلسه را آغاز کرد. پس از آن گفتند که پذیرش انجام شده و آفر برایم فرستاده میشود، اما قرار بود مدارک و NDA هم ظرف دو تا سه روز ارسال شود که بیش از یک ماه طول کشید. من بیش از پنج بار پیگیری کردم اما پاسخ مشخصی دریافت نکردم. تصمیم گرفتم که بهطور جدی یک ماه دیگر به SternX ملحق شوم، اما بین راه به شرکت رفتن برای آشنایی با محیط بود که قبلا برای آن برنامهریزی کرده بودم. در روزهای قبل از بازدید، با استفاده از لینکدین، تماس و پیامرسانها سعی کردم مسئول HR را پیدا کنم تا آدرس را بفرستد، اما تا لحظه آخر هیچ پاسخ روشنی دریافت نکردم. وقتی رفتم داخل شرکت، با وجود اینکه پیام از پذیرش گرفته بودم، یک تسک نامربوط به من دادند که همان روز انجامش بدهم. امروز ۱۲ شهریور بود و چند روز قبل گفتند که چند مدرک از جمله حساب بانک سپه و NDA را برایشان بفرستم، من همه را تهیه کرده بودم. فردا اولین روز کاری من میشد، اما امروز تماس گرفتند و گفتند پوزیشن را فعلا «هولد» کردهاند و منتفی است. جالب است که با یکی از دوستان صحبت میکردم که برای مصاحبه با این شرکت در گذشته توافق داشتند اما شرکت تا به حال با او تماسی نگرفته بود. پس از چند ایمیل و پیام، دوباره خبری از آن دوست نگرفتم. SternX https://www.linkedin.com/company/sternxtech/
با وجود تاخیر نیم ساعته در دعوت به مصاحبه، کار را با فاصله کوتاهی آغاز کردم و از همان جلسه اول مشخص بود که شرکت کوچکسازی دارد. گویی روند پرداختها نامرتب است و قراردادها به صورت دقیق و مطابق با استانداردهای معمول بسته نمیشوند. مدت آزمایشی دو هفتهای بدون قرارداد روشن، و پوشش بیمه پایه به چشم نمیآمد. در مجموع وضعیت به نظر من ناامیدکننده بود و تصمیم گرفتم از ادامه فرآیند منصرف شوم.
مراحل مصاحبه و اطلاع رسانی های زمان مصاحبه اوکی بود و سروقت انجام شد ولی برای نتیجه مصاحبه آخر ، چه مثبت چه منفی قرار بود چندروز بعدش خبر بدن که اطلاع ندادن و به نظرم این پوئن منفی هست. که به نظرم نیازه واحد hr توی این موراد نظارت و بازبینی داشته باشن
به من گفتند فرآیند مصاحبه چند مرحلهای بود و استقبال شد از رزومهام، اما کامل داستان برای من تجربهای ناخوشایند را رقم زد. نخستین تماس حدود یک هفته تا ده روز پس از ارسال رزومه گرفتم و مصاحبه نخست بهصورت آنلاین برگزار شد؛ بیشتر وقت مصاحبه صرف توضیح درباره دلیل خروج از کار قبلی شد. مصاحبه دوم که یک هفته بعد از اولی بود، با حضور مدیر ارشد واحد، فردی که قرار بود با او همکاری کنم و دو نفر از بخش منابع انسانی برگزار شد. این بار هم حضوری بود و باز هم سوالاتی درباره ترک شغل قبلی پرسیده شد تا آنها را قانع کنم و توضیح بدهم. در مورد حقوق و مزایا اطلاعی داده نشد؛ گفتند توضیح دقیق ندارد و اگر گزینه شود، حقوق مطابق با اشل شرکت مشخص میشود. به طور کلی تجربهای جالب نبود و به نظر میرسید تمرکز اصلی روی بررسی زندگی خصوصی من باشد تا ارزیابی حرفهای. در نهایت پس از گذشت دو هفته از مصاحبه، خبری از ایمیل رد یا فیدبک نبود و الگویی که از منابع انسانی داشتم هم بیپاسخ ماند. در لینکدین هم پاسخگویشان نبود. بهطور خلاصه منابع انسانی بسیار ضعیف و ناکارآمد بود و اصول پایه را هم رعایت نمیکرد؛ توصیه میکنم از وقتگذاشتن برای مصاحبه با آنها پرهیز کنید.
در اون تجربه کاریم با اشترن ایکس تکنولوژی، گفتن کلمههای نامطلوب نسبت به تیم کاربری خیلی ناراحتم کرد و احساس کردم هیچکس از اعضا حضور نداشتند. مصاحبهای آنلاین برای هماهنگی انجام شد اما شرکتکنندگان از مجموعه حضور پیدا نکردند و ایمیلهایم بیپاسخ ماندند. واقعا ناامید شدم و این رفتار را غیراجتماعی و غیرحرفهای دیدم.
به نظرم محیط این شرکت خیلی غیررسمی بود و اول کار احساس کردم بیش از حد با یک اداره سروکار دارم تا یه تیم توسعه. قبل از هر چیز فرمهایی که پر میکردن تا محل تولد پدر و مادر را هم میپرسیدند، این موضوع برای من عجیب بود؛ من مقاومت کردم و آن فرم را پر نکردم. بعد با مدیر فنی شرکت گفتوگو کردم؛ اون فرد بسیار خوشبرخورد بود اما جریان مصاحبه منظم نبود و بیشتر به شکل رفتوآمدی از طرف واحدها انجام میشد تا یک فرایند دقیق. در مرحله بعد یک تسک فنی ارائه شد اما هیچکس برای پاسخگویی به ابهامات معرفی نشده بود و وقتی مشکلی پیش میآمد، هیچ نقطه تماس مشخصی وجود نداشت. به نظر میرسید تیم منابع انسانی خیلی روی این موضوع حساسیت نشان نمیدهد. پس از یک جلسه نهایی با مدیر فنی، آفر را دریافت کردم اما مقدار حقوق خیلی پایین بود. با توجه به ماهیت کار، انتظار میرفت حضور پنجشنبهها هم ضروری باشد، تقریبا ماهی یک بار، که با آن شرایط و حقوق کمتر از نصف حقوق شرکتهای سطح بالا برای من مناسب نبود. برای یک توسعهدهنده با سابقه که تجربه کار در شرکتهای پیشرفتهتر را دارد، اینجا واقعا جای مناسبی بهنظر نمیرسید.
جلسه آنلاین فنی برای چند روز بعد ست شد. مصاحبه کننده ها دونفر بودن. سوالات، الگوریتمی و کوئری بودن که سطحشون متوسط بود. متاسفانه امادگی نداشتم و طبق دیگر نظرات بیشتر معماری نرم افزار و میکروسرویس و... مطالعه کرده بودم که الحمد الله یدونه سوال هم مطرح نشد. برخورد مصاحبه کننده ها جالب نبود و یکیشون مدام می گفت ما وقتمون کوتاهه و... یکی دیگشونم آدامس می جویید. به نظرم تمام دانش فنی یک نفر تو دوتا سوال الگوریمی و یه کوئری خلاصه نمیشه.
من شرکت کاریزما رو از تبلیغات میشناسم. یکی از دوستان که میخواست برای مصاحبه بره شرکت پردازش این لینک رو برام فرستاد، که ببینم چه طور جاییه. چیزی که از مجموع کامنتها برای من مشخص شد، این بود که قطعا ******، تیم منابع انسانی، و تیم اجایل کاریزما کارشون خیلی درسته که یه سری آدم به صورت ناشناس اومدن دربارهشون اینطوری حرف زدن. پیدا کردن پروفایل کاری این افراد با مشخصاتی که در کامنتها داده شده، کار سادهاییه. ولی ماهیت افراد کامنتگذار پنهانه، و همین موضوع اعتبار حرفهاشون رو تحت تاثیر قرار میده. از طرفی افرادی که به نوعی ازشون اسم برده شده، میتوونن بفهمن کامنتها رو کی نوشته، بلکه در آینده از همکاری با این آدمها پرهیز کنن.
در مصاحبهای که داشتم، مدیر تیم با گفتنش انگار من شرکت بزرگی مثل مایکروسافت را دیدم و این حس را به من منتقل کرد. انتظار داشتند من هم فلاتر و هم انگولار را در کنار کارهای بکاند یاد بگیرم و همه وظایف را بهتنهایی انجام دهم؛ استدلالشان این بود که اگر کسی تیم را ترک کند یا مرخصی بگیرد، تسکهای انجامنشده باقی نماند. بهعنوان پیشنهاد، گفتند که ماه اول نیمی از زمانم را به عنوان پشتیبان تماس تلفنی پاسخ دهم تا با سیستم مالیشان آشنا شوم. وقتی مدیرشان در مصاحبه گفت: چرا وقتی با دو تا برنامهنویس میتوانم همه کارها را انجام بدهم، باید هشت نفر استخدام کنم، فهمیدم که اینجا هرگز جای کار من نیست.
در مصاحبه با سوپرپایپ اینترناشنال تجربهای آرام و حرفهای داشتم که از ابتدا با احترام کامل همراه بود. برخورد تیم بسیار مقرون به نتیجه و محترمانه بود و پذیرایی و خوشامدگویی با دقت انجام شد. مصاحبه به شکل حرفهای پیش رفت و یکی از نکات برجسته این شرکت حفظ حریم خصوصی بود؛ در طول جلسه هیچکدام از مسائل شخصی وارد بحث نشد و این احساس امنیت و اعتماد خوبی به من داد.
با وجود اینکه از مصاحبه رد شدم، نتیجه آن را دریافت کردم و از رفتار خوب تیم تشکر کردند. واقعیت این بود که تنها کسانی که با معیارهای شرکت همخوانی داشتند، به استخدام میرسیدند و هیچکس به خاطر حضور در جلسه استخدامی، بیاحترامی نمیدید. مصاحبه به شکلی حرفهای و با احترام به حریم شخصی برگزار شد و تنها تطابق فرهنگی و تجربههای من با نیازهای شرکت مدنظر بود. وجدانم از نگفتن چنین تجربهای کوتاه آمد.
دو روز پیش به مرکز گسترش فناوری اطلاعات در تهران رفتم تا برای جذب اقدام کنم؛ جلسهای با تیم شرکت دولتی بود و در بخش فنی اوکی شدم. بعد از آن به من اطلاع دادن که برای مصاحبه فنی زمان بیشتری لازم است تا باز باشد. امروز دوباره رفتیم و مصاحبه را انجام دادیم. فردی به من سوالاتی به سبک ارزشیابی شخصیت مطرح کرد، حدودا روال رو به روی من به صورت خطی مینوشت و نتایج را میگذاشت. رفتارشان دیدم که به خودم برخورد کرد و کمی شوکه شدم. از یک طرف گفتند نمیدانم چه رنگی را دوست دارم و بعد به موضوعی غیرمرتبط اشاره کردند که من را به فکر فرو برد. همچنین گفتند تصور کن من قصد دارم جای دیگری بروم و نتوانستم؛ شما به جای من از پشت تلفن باغ را توصیف کن. من هم پاسخ دادم که سابقا خودمان مدیر فنی بودیم و تجربهای از ارزیابی مهارتهای روانشناختی استاندارد با استفاده از کامپیوتر داشتیم. او گفت تحصیلاتش روابط عمومی از علامه طباطبایی است و ارشد خوانده. در مورد ازدواج هم پرسید که به چه دلیل؟ من گفتم حقوق پایین شرکتی مانند شما دلیل روشن این مسئله است. میشود گفت که سوالات دیگری هم مطرح شدند که ادامه داشتند و تا بحثهایی غیرمرتبط با کار کشیده شد. در نهایت احساس کردم که وقتم را بیهوده صرف کنم و تصمیم گرفتم از ادامه مصاحبه صرفنظر کنم؛ انتظار داشتم بخش فنی و تخصصی مانند لینوکس را بپرسند، اما چنین فضایی میدیدم وجود ندارد. بنابراین نتیجهگیری من این است که تجربه از وبسایت جابینجا برای یافتن کار مناسب نیست و به کسانی که این سایت را میشناسند توصیه میکنم از آنجا به دنبال فرصتهای کاری نباشند زیرا گاهی آگهیها واقعی نیستند یا شرکتها انگیزهای برای جذب نیرو ندارند. اگر کسی از همنظران من در اینجا باشد، بهتر است از امتیازدهی به شرکتها و تبلیغهای غیرواقعی خودداری کنند تا وقتمان را صرف فرصتهای معتبر کنیم.
شرکت ادیسه برای من تجربهای از یک مصاحبه خونده به نظر میرسید که به هیچ وجه رسمی نبود. مصاحبهکننده اظهار داشت که منابع انسانی تجربی است و فقط شرایط کار را توضیح داد؛ هیچ معیار یا ابزار ارزیابی مشخصی ارائه نشد و هدف مصاحبه را تمرکز بر تطابق دیدگاه با تیپ و فضای شرکت عنوان کرد. فرمهای استخدام هم کاملا سنتی بودند و سابقه کاری برای این موقعیت طولانی در نظر گرفته نشد؛ با وجود اینکه با شرح شغلی آگهی همخوانی کامل داشتم، هیچ تماسی برای مراحل بعدی دریافت نشد. فضای شرکت به شدت شاد و پرانرژی بود و تعداد زیادی کارمند فروش وجود داشت که از نظر حقوقی احتمالا در وضعیت خوبی بودند. اگر برای پوزیشن فروش بروم و حقوق برایم فاکتور مهم باشد، و اگر از نظر فرهنگ با محیط شرکت همسو بودید، این گزینه میتواند ساده و بیدغدغه به نظر برسد. محیط و فرهنگ شرکت همواره مثبت و خوشایند به نظر میرسید و جمع دوستانهای از همکاران داشت. اما اگر دنبال حرفهای بودن، یادگیری و توسعه هستید، به نظر من این شرکت گزینه مناسبی نیست. در مجموع، چرخه ورود به کار و ساختار ارزیابی به شدت غیرمنسجم بود و برای کسانی که دنبال توسعهی حرفهای هستند، جای مناسبی به نظر نمیرسد.
باهاشون یک جلسه مصاحبه داشتم اول یک فرم مصاحبه دادن که پر کنم و بعد چند لحظه منتظر موندم تا به بالا راهنمایی بشم دو خانم نشسته بودند که با احترام رفتار کردند و برخورد آرومی داشتن فضای جلسه مصاحبه اصلا استرس زا نبود و تخصصی صحبت کردند سن زیادی نداشتند ولی مسلط بودند در کل مصاحبه جذابی بود
در این شرکت پیشنهاد همکاری گرفتم و کنجکاوانه برای گشت و گذاری کوتاه رفتم. فرآیند مصاحبه حرفهای نبود و به نظر میرسید بیشتر شبیه این که بگویند بیاییم ببینیم چه میشود. جلسه هماهنگیهای لازم، از قبیل آمادهسازی اتاق جلسه، پیش از ملاقات انجام نشده بود. همچنین هیچ توضیحی دربارهی افراد حاضر، شرح کار و انتظارات کارفرما قبل از جلسه ارائه شد. مصاحبهکنندگان تسلط کافی برای پیشبرد جلسه نداشتند و زمان مصاحبه به یک ساعت و چهل دقیقه رسید. در نهایت از یک قالب ریجکتی استفاده شد که ارتباطی با شرایط من نداشت؛ فقط کپی-پیست از اینترنت بود. وقتی علت ریجکتی را پرسیدم، پاسخ مشخصی داده نشد.
من در بهار 1402 برای کارگزاری مفید رزومه ارسال کردم. در آگهی قید شده بود "فوری". حدودا یک ماه بعد از ارسال رزومه با من تماس گرفتن و دعوت به مصاحبه کردن، به کارشناسشون گفتم شما آگهی تون تگ فوری داشت، الان به من زنگ می زنید! گفت بله نشدو بهونه آوردو ... . من جلسه اول مصاحبه رو رفتم، فردی که رئیس یک تیم تحلیلی بود با من مصاحبه کرد، سوالات کاملا تخصصی و بروز پرسید و من هم نتیجه تحلیل های گذشته م رو بهشون نشون دادم، برام جالب بود که با اون همه کارمند و تیم تحلیل، کاری که من در اوقات فراغتم انجام داده بودم اون ها انجام نداده بودن و فقد یه دنیا ادعا دارن... از برآیند جلسه و حرفاشون مشخص بود که نسبت به من رضایت پیدا کردن... گذشت و سه هفته بعد برای مصاحبه منابع انسانی رفتم، فردی جوون و کاملا بی تجربه مصاحبه کننده بود، بیشتر از سوالات کاری، سوالات شخصی در رابطه با زندگی، تفریح، اعتقادات و... پرسید، مصاحبه شبیه به مصاحبه های عقیدتی سیاسی بود... و تاکید بر این که نباید پرتفو بورسی داشته باشی! یکی نیست بگه آخه شناگری که تنشو به آب نزده باشه به چه دردی می خوره؟ احتمالا یکی از دلایل بازدهی پایین صندوق های کارگزاری مفید همین قضیه هست که کسی اونجا Skin in the Game نداره و اصلا نمیدونن بازدهی کارشون چقدر پایینه... دو هفته هم گذشت و در آخر برای مصاحبه سوم دعوت شدم که اصلا مشخص نشد با چه کسی و در رابطه با چیه! جلسه با تاخیر فراوان بود، حتی جای جلسه مشخص نبود! البته این تاخیرات و مشکلات در جلسات قبلی هم بود که در کل وضع بد سازمان مفید رو نشون می داد... این شخص سوم که ظاهرا از مدیران رده بالا بود، به شدت فرد خشک و عصا قورت داده ای بود، به طوری که تمام حرفاش کوتاه بود و عملا در جواب سوالت من هم پاسخی نمیداد! سوالات مشکوکی هم از قبیل اینکه با فلانی آشنا هستید اینجا یا براشون کار کردی قبلا و ... پرسید که جالب نبود و لحن بدی داشت... سه هفته بعد از این جلسه به من ایمیل زدن و همکاری رو رد کردن! در کل خوشحال شدم، چون وقتی وارد مفید شدم به هیچ عنوان از فضای سازمانیش خوشم نیومد، پر از آدمای ریشو پشمی عصا قورت داده، نگاه های بالا به پایین... کارمند زن هم اونجا ندیدم و کلا نر کده هست... حقوق پیشنهادی پایینی هم داشتند بدون امکانات رفاهی و حتی ناهار... این که دیگران کامنت گذاشتن و گفتن روابط فامیلی حاکمه با توجه به سوال مصاحبه به نظرم صادقه... در کل اگر موقعیت های شغلی خوبی دارید، وقت تون رو برای مفید تلف نکنیید در آگهی شغلی زده بودن "فوری" اما تا اعلام نتیجه نهاییی مصاحبه به من بیشتر از سه ماه طول کشید که خودش نشون از اوضاع داغون و سیستم فشل اون سازمان داره!
توی جاباینجا آگهیشون رو دیدم که برای قسمت فانتوری بود و تونستم توی مصاحبه های فنی قبول شم و درنهایت آفر رو بپذیرم. ۵ مرحله مصاحبه داشتیم. مرجله اول مصاحبه منابع انسانی طور بود و میخواستن ببینن من با نیازهای شرکت کانفلیکت دارم یا نه. مصاحبه سرراستی بود و چالشی نداشت. مصاحبه دوم با تیم لید بود که بیشتر گپ و گفت فنی بود و سوال ریز فنی توش نپرسیدن. خیلی ادم کول ای بود کسی که مصاحبه میگیرفت و کلی باهم حرف زدیم. انتهای این جلسه یک تسک برام ارسال کردن. که تسک هم سبک بود هم مدت زمان کمی طول میکشید انحام دادنش. ددلاینش دو روز بود. جلسه بعدی جلسه تسک ریویو بود که چیکارا کردی تو تسک و اینا با همون تیم لید. اینم خیلی جلسه سرراستی بود. همه این جلسه ها تو میت بودش راستی. جلسه ۴ ام با بیزینس دایرکتور یا همون مدیرعامل بود. که بیشتر گپ و گفتی بود که ببین من چجور ادمی هستم و با تیمشون مچ میشم یا نه. و خیلی ادم باحالی بود. و در نهایت جلسه اخر جلسه آفر بود، که هرچند آفرشون خیلی خیلی کم بود به نسبت سطحی که خود شرکت تعیین کرده بود. اما من به دلیل علاقم به تیم و سطح فنی اونجا آفر رو پذیرفتم. البته قول دادن بعد از ۳ ماه باهام دوباره مذاکره کنن. کل فرایند مصاحبه حدود ۲۰ روز طول کشید.
در نهایت احساس کردم فرایند مصاحبه با فراگستر برای من تجربهای مثبت بود و در دو جلسه احساس خوبی نسبت به مسیر همکاری داشتم. به ویژه در جلسه دوم که جناب شریفی، مدیر مجموعه، حضور داشتند و با نگاه کاملا تخصصیشان بنده را به همکاری راهنمایی کردند و از من برای پیوستن به تیم حمایت کردند. دو نکته بیش از هر چیز مرا مردد کرد و مانع تمایل به همکاری شد: اولا سفتهای با مبلغ قابل توجه و تأیید ضامن؛ ثانیتا پرسشهای مربوط به پشتیبانی فنی در صورتی که گروه شغلی آموزش مدنظر نبود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.