دو سالی بود که در کاوانو کار میکردم و تجربهام از بخش Devops نسبتا مثبت بود. حقوق نسبتا بالا نبود، اما فضای کار دوستانه و صمیمی بود. رفتوآمد برخی اوقات سختگیرانه نبود و با امکان دورکاری از طریق هماهنگی قابل انجام بود. کارها گاهی بینظم انجام میشد، اما قابل کنترل بود. در کل، تجربهام برای من خوب بود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من در مجموعه آموزشی منتا کار میکنم و در این شرکت احساس رضایت دارم. محیط کاری خوب و دوستانهای دارم، حقوق هم نسبتا مناسب است و با تلاش، توانستهام از امکانات آموزشی و فرصتهای شغلی بهره ببرم.
2 سال در منابع انسانی این شرکت ملعون کار کردم (عمرم رو تلف کردم) و نفرت خودم رو از این شرکت پرسنل ستیز اعلام میکنم
من نخستین بار با گروه آریاداناک تجربهای را آغاز کردم که تمام مراحل راهاندازی یک کسبوکار را درون خودش جای داده بود و از ویژگیهای شاخصش این بود که در کوتاهترین زمان ممکن بهترین طرحها را اجرا میکرد. یکی از برنامههایی که در آن حضور داشتم همایش ویژه کارآفرینان کشور بود که کمتر از یک هفته از ایده تا اجرا پیش رفت و برگزار شد.
من سه چهار سال پیش توی موپن بودم - حدود نه ده ماه تمام وقت تو بخش محتوا بودم - اصلا نمیدونستم همچین سایتی برای نظردهی هست - اون زمان کهمدیریت اونجا یه بچه بیتجربه و غیرحرفهای بود، احتمالا میدادم توی این مدت از تجربههایی که بدست آورده استفاده کرده باشه و تیم رو ارتقا داده باشن - اما کامنتارو که خوندم، خیلی خیلی به تشخیص و تصمیم خودم مبنی بر ترک اون مجموعه افتخار کردم - با اختلاف، داغونترین شرکت ایرانه - هر از گاهی که آگهیهای جابینجارو چک میکنم باورتون نمیشه اگه بگم از سال ۹۸ تا الان، بدون وقفه آگهی جذب نیرو داره - و تعداد نیروها حتی ده نفر هم نیستن یعنی همه بلافاصله ازونجا خارج میشن! حالا چرا؟ دیگه گفتن نداره! اگه یه جوراب فروشی ۲ متر در ۲ متر رو به مدیریت اونجا بدید، کاری میکنه کل بازار ازون قسمت متنفر بشن! روزگار عجیبیه ....
سلام دوستان عزیزم لطفا به هیچ وجه به این شرکت پیغام ندید رزومه ندید وقتی پول ندارن فقط یک عده کارآموز دارن مدل کسب وکار ندارن اصلا استراتژی ندارن ، پولتون چند ماه نگه میدارن اخرش هیچی لطفا شرکت ویستا نرید چول نمیدن
متاسفانه گفتن تجربه من تلخ ولی مستند است ،بعد از همکاری طولانی مدتی که با این مجموعه داشتم حدودا بیش از ۱۲ سال ، در نهایت انتظاراتی که داشتم برآورده نشد، خوب یادم میاد که زمان شروع همکاری من تهرانملودی صرفا یک فروشگاه معمولی بود که در زمینه فروش تجهیزات استودیو فعالیت میکرد، ولی موقع قطع همکاریم مجموعه بزرگ و معروفی شده بود و در همه شاخه های صنفی مثل خرید و فروش سازهای مختلف، تجهیزات اکوستیک و اجرای پروژه، تجهیزات دی جی ، تجهیزات اجرای زنده ، و . . . فعالیت میکرد و در خرید و فروش تجهیزات استودیو به مرجعیت رسیده بود، صادقانه خدمت شما عزیزان میگم که این مجموعه به نوعی خانه دوم من و عده ای محدودی از همکارانم محسوب میشد، ولی رفته رفته هرچقدر بیشتر انرژی خرج کردیم هرچه بیشتر دلسوز مشتری ها و مجموعه و اعتباره آن شدیم با اینکه با تلاش های بسیار شرکت را در مسیر پر شتاب پیشرفت قرار دادیم ولی هیچکدام از وعده هایی که به ما داده شده بود عملی نشد، و در نهایت چهارچوب شرکت با کمرنگ شدن مدیران اصلی از شایسته سالاری خارج و وارد فاز محیط کاری بیمار گونه ای شد که مدیران نالایق اداره آن را در دست گرفته بودند و بجای عمل کرد حرفه ای کاری ، مجموعه کلا یک مدیر داشت که تمام ساعت کاری در اتاق در بسته ای بود و این شخص هم مدیر مالی بود هم مدیر منابع انسانی بود هم مدیر فروش بود و هم مسعول تامین کالا بود هم مدیر داخلی بود برخورد مدیریت بسیار ضعیف و از روی برداشت و قضاوت های یک طرفه و مشکلات شخصی فرد با افراد دیگر گرفته میشد گرچه در نهایت مدیران اصلی نیز به امور شرکت نظارت داشته اند اما انگار خودشان هم میلی برای سر و سامان دادن به شرکت و اوضاع را نداشتند ، همین دلایل سبب شد رسالت مجموعه در فروش تجهیزات که بر پایه مشتری سالاری و مشاوره های صادقانه و کامل و جامع بود جایش را به مشاوره های کوتاه و غیر تخصصی بر پایه برندهای پر سود و انحصاری شرکت داد، به طوری که علنی گفته شد هرکس که دروغگو بهتری باشد فروشنده بهتری محسوب میشود فقط مهم میزان فروش هر یک از فروشنده ها بود به همین سبب شرکت تهرانملودی خیلی از نیروهای انسانی با ارزش و متخصص خود را از دست داد، تعداد اندکی که هنوزم در مجموعه فعالیت داشتند نیز با وعده های متعدد و تو خالی که نوید آینده درخشان مجموعه و آینده شغلی ممتاز و امنیت شغلی بود نگه داشتند و این وعده ها که از طرف مدیر عامل ها داده میشد به پرسنل وفادار و با تجربه تا کارهای مورد نیازشان انجام شود ، بعد از آن به صورت ناگهانی فروش کل مجموعه و برند تهرانملودی کلید خورد، و این فروش در نهایت انجام شد تمامی پرسنل باقی مانده تسویه و قطع همکاری کردند و از نظر شخصی خود من دیگر از این مجموعه هیچی بجز یک پوسته تو خالی و یک نام و چند خاطره خوب باقی نمانده است ، تمام مشتری های وفادار مجموعه هم مال دوران شایسته سالاری و دوران طلایی بودند که امثال من با صرف ۱۲ سال از زندگیم بدست آورده بودیم و تمام نیروی انسانی در جای صحیح خود بودند و به اصول اخلاقی پای بند بودند، در نهایت برای این مجموعه آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم از اشتباه های گذشتگان درس گرفته باشند تا بتوانند شاید شاید اعتبار و تخصص از دست رفته را جبران کنند
شرکت تجارت الکترونیک اول را از بیرون خیلی جذاب میبینم اما نباید فریب ظاهر زیبا و رفتار دوستانه منابع انسانی را خورد چون با ورود به شرکت متوجه بینظمیهای بیپایان میشوی. حقوق به صورت دو بخش جداگانه و با تاخیرهای نامشخصی از بیست تا پنجاه روز پرداخت میشود. همکاران خوب و مهربان هستند، هرچند دستهای هم پیدا میشوند که کار گروهی بلد نیستند و اخلاق مناسبی ندارند. در فرایند انجام کار، توهینهای زیادی میشود و منابع انسانی هم معمولا پاسخ میدهد که کاری از دستشان برنمیآید و مشکلات فرهنگی و رفتاری شرکت خیلی بالاست. رفتار مدیران با کارکنان عمدتا توهینآمیز و از بالا به پایین است. حجم کار بالاست و حقوق هم متناسب با فشار نیست. بینظمی در شرکت تا آن اندازه است که گاهی نیروهای خدماتی هم از شرکت میروند و تمیز کردن دستشویی را خود کارمندان انجام میدهند. انتظار میرود تا ساعات آخر شب بمانید و کار کنید و حتی در روزهای تعطیل هم کار میدهند. اینجا پاداش پایان سال وجود ندارد و مسیر پیشرفت شغلی هم مشخص نیست؛ باید تا آخر به عنوان کارمند همینجا بمانید. این متن بدون قصد نیتداری نوشته شده تا افراد بعدی با ورود به این شرکت از روند و شرایط شغلی آگاه باشند و دچار زیان مشابه نشوند.
شرکت بوت کمپ مپصا تجربه خوبی نیست تا اکنون برای من؛ من در دوران کارآموزی با بیبرنامگی و کمتوجهی به پاسخگویی مواجه شدم. تنها چند ویدیوی آموزشی مرتبط با آبجکت لرنینگ به زبان اصلی برای من فرستاده شد که به سادگی در یوتیوب هم قابل دسترس است و برای مباحث پایتون تخصصی طبق سرفصلها کار نمیشود. اساتید هم یکی از دیگری ضعیفتر بودند؛ به عنوان مثال در دورهای که به آن اشاره میکنم، استاد قدم را از مباحث پایه بر نمیداشت و از مباحث پیشرفته آغاز میکرد و وقتی کسی سوالی میکرد، فرصت پاسخگویی نمیداد و با تمسخر برخورد میکرد و اتهام بیسوادی میزد. در هر دوره، چند نفر را اخراج میکنند و این رفتار غیرحرفهای استاد و بیسوادی ایشان کمترین دغدغهی مدیریتی شرکت نیست.
من 4 ساله تو وب وان مشغولم خیلی صداقت تو عملکرد مدیریت دیدم حقوق ها منظم هست جو شرکت بسیار بی حاشیه است چالش های بسیار زیادی تو کار تجربه می کنید که باعث افزودن به دانشتون میشه به مشتری و کیفیت محصول اهمیت زیادی داده می شه وب وان رو به دوستان توصیه می کنم
من ۴ سال اخیر کار کردم تو وب وان وقتی ایران بودم به نظرم همه چی خوب بود نددیدم کسی هم حقوقش عقب بیفته یا چیزی! محیط پویای و فعالی داره مدیریت با انصافی داره
در این شرکت کار میکردم و با صداقت میگویم هیچ ترسی از بازگو کردن واقعیت ندارم، حتی اگر عواقب ناخوشایند داشته باشد؛ چون به نظر من انجام کار درست مهمتر است. یا هف هشتاد خودش را اصلاح میکند یا من برای رفتن سایر همکاران و تجربهاندوزی به این شرکت را به عنوان تجربهای تلخ معرفی میکنم؛ در هر دو حالت، نتیجهای حاصل میشود. شرکت را از بدترین جایگاهها در کار در ایران میدانم و به هیچ وجه چیزی که در اینجا میگذارند را باور نکنید. رفتار آنان گاه دروغپردازی و بیاخلاقی را به همراه دارد؛ شرکت بهنوعی خانوادگی به نظر میرسد که از افراد برای رسیدن به اهداف خودش استفاده میکند. اگر به اندازه کافی کار کنید و حقوق کم بخواهید و تو سر بروید، بهترین نیرو برای کار کردن در این مجموعه خواهید بود. وضعیت این شرکت آنقدر وخیم است که هنگام خروج از شما تعهد میگیرند که درباره آن در شبکههای اجتماعی چیزی نیاورید. وقتی وارد میشوید، همتیمیهایتان تنها یک ماه پیش استخدام شدهاند و باقی افراد رفتهاند؛ حتی تاریخ خروج شما هم مشخص نیست. گاهی به شما میگویند دو هفته بیشتر نیستید. سنوات و اضافهکاری در اینجا معنایی ندارد؛ به شما میگویند باید نه ساعته کار کنید؛ اگر کم کار کنید با شما برخورد میشود. اگر بخواهید پس از نه ساعت از شرکت خارج شوید، اغلب اجازه نمیدهند. در عین حال بابت کار اضافه هم پولی پرداخت نمیشود. اگر جزو کسانی باشید که از دستورهای وقیحانه سرپیچی میکنید و دنبال گرفتن حقوقتان هستید، خیلی زود با شما خداحافظی میکنند. این شرکت به شدت به دنبال جذب دختران است و مدیران بیفرهنگ و بیادب آنان دخترها را نیروهای ارزان و تو سریخور میدانند. روز زن برای دختران شرکت خرج کردند، اما روز مرد و حتی تبریک گفتن به امام علی نداشتند؛ مردان هم در عمل کنار گذاشته میشوند. فلوها در این شرکت غیرقدرتمند و childish هستند. برای نمونهای، یکی از پروایدرهای پرواز داخلی پس از آمادهسازی برای محیط پروداکشن به دلیل بیتوجهی به امنیت، سرویس را در اختیار کاربران گذاشت و سه روز بعد فهمیدند که کاربران از این سرویس استفاده میکنند. مسئولان تازه بیدار شدند و قصد تست و بازگشایی سرویس را داشتند که دیدند کاربران سه روز است سرویس را استفاده میکنند. این شرکت یک CTO با رفتار بد، بیاحترامی، دروغگویی و غرور دارد که همه نقصهای شرکت را به گردن میکشد و کارهای عجیبی انجام میدهد. مدام میبینید که یا دیتابیس کل هف هشتاد پاک میشود یا به مدت دو ساعت در دسترس نیست؛ چون مدیر فنی پیشنیازهای قدیمی را برای بازگردانی دیتاها کنار میگذارد و یک نیروی تازهوارد بیخبر را مسئول این کار میکند. قبل از هر خرابکاری هم خیلی شانسی پیدا میشود که از قبل بکآپ گرفتند؛ تیم DEV به این رفتارها مشکوک است و درباره بازیها و شعبدههای مدیر فنی حتما باید پرسوجو کرد. اول هر فصل وعده پاداش میدهند اگر خوب کار کنید، اما پس از فصل با وجود تعدادی ایراد، شما حق دریافت پاداش را ندارید یا بهانهای میآورند که حقوق شما را پرداخت نمیکنند. با وجود تلاش بالای تیم، رسیدن به اهداف بسیار سخت میشود و معمولا یک ماه دیگر برای پرداخت پاداش اعلام میگردد. بعد از یک ماه هم میگویند دوباره تا ماهی دیگر پرداخت میشود و این چرخه آنقدر تکرار میشود که یا فراموش میکنید
من از بیان این موارد هیچ ترسی ندارم حتی اگر باعث دردسرم شود باید کار درست رو انجام بدم. یا هف هشتاد تصمیم می گیره خودش رو اصلاح کنه یا این که جلوی دیگران رو برای رفتن به این شرکت و کسب تجربه تلخ می گیرم. در هر دو صورت خیری هست. یکی از بدترین شرکت های ایران برای کار محسوب می شه. گول هیچ چیزی رو در این شرکت نخورید. به شدت دروغگو و بی فرهنگ هستن. یه کسب و کار خانوادگی هست که از شما برای رسیدن به اهدافشون استفاده می کنن. اگر به میزان زیاد کار کنین و حقوق کم درخواست کنین و تو سری خور باشید، بهترین نیرو برای کار کردن محسوب می شوید. وضعیت این شرکت به قدری وخیم هست که موقع خروج از شما تعهد می گیرند که در موردش هیچ جا توی شبکه های اجتماعی صحبت نکنین. وقتی وارد شرکت می شید، تعجب می کنین که اطرافیانتون فقط یک ماه پیش از شما این جا استخدام شدند و باقی افراد رفتند. حتی شما تاریخ خروجتون از شرکت رو نمی دونید. یه روز میان بهتون می گن که دو هفته دیگه بیشتر نیستی. در این شرکت سنوات و اضافه کاری معنایی نداره. به شما می گویند که نه ساعت در روز باید کار کنین. اگر کمتر کار کنین با شما برخورد می شه. اگر بخواهید بعد از نه ساعت کار شرکت رو ترک کنین، بیشتر موقع ها اجازه نمی دن. در ازای کار کردن بیشتر هم پولی دریافت نمی کنید. اگر جز افرادی باشید که از دستورات وقیحانه سرپیچی کنین و دنبال گرفتن حقتون باشید، به زودی با شما خداحافظی می کنن. این شرکت متاسفانه به شدت دنبال جذب دختر هست.. یکی این که از نظر مدیران بی فرهنگ و بیشعور شرکت، دخترها نیروهای ارزان و تو سری خوری محسوب می شوند. روز زن برای دخترهای شرکت گل و سکه گرمی تهیه کردن. روز مرد، حتی به خود امام علی هم تبریک نگفتن، مردها که هیچی اصلا!!؟!؟!؟ فلو ها در این شرکت بسیار معیوب، کودکانه و بیمار هست. مثال های زیادی می تونم براتون بزنم. به یکیشون اکتفا می کنم. یکی از پروایدرهای پرواز داخلی بعد از تست آماده برای قرار گرفتن در محیط پروداکشن شد. هیچ کس حواسش نبود که کاربران به این سرویس دسترسی پیدا کردند و دارند ازش استفاده می کنن. بعد از سه روز، کارمندهای مسول تازه از خواب بیدار شدن و از زیر پتو اومدن بیرون و می خواستن برای تست و باز کردن سرویس برای کاربران اقدام کنن که متوجه شدن سه روز هست سرویس توسط مردم در حال استفاده هست!!! شرکت یک CTO بد رفتار، بی فرهنگ، دروغگو، مغرور و پر مدعا داره که مسبب تمام نقایص شرکت هست که دست به شیرین کارهای عجیبی می زنه. یه روز مواجه می شید که یا خداااا دیتابیس کل هف هشتاد پاک شده. یعنی شرکت به این معروفی، به مدت دو ساعت در سطح سیاره وجود خارجی نداشت. چون حنای مدیر فنی پیش نیروهای قدیمی رنگی نداره، یه نیروی تازه وارد و از همه جا بی خبر رو مسول بازگردانی دیتاهای دیتابیس از روی کوبر و الستیک کرد؟!؟!؟!؟!؟ یعنی تنها شانسی که شرکت آورد این بود که قبل از این خراب کاری، خیلی اتفاقی یکی از دیتابس دو ساعت قبلش بک آپ گرفته بود. حرف های تیم دواپس رو در مورد شعبده بازی های مدیر تیم فنی حتما جویا بشید. اول هر فصل به شما قول می دن که اگر این فصل خوب کار کنی، بهت پاداش می دیم. شما یه فصل به شدت کار می کنی بعدش مواجه می شی با هزارتا ایراد که، نه کی گفته شما محق دریافت پاداش هستید؟ فصل بعد تلاش کنین دوباره. فصل بعد مجدد حسابی تلاش می کنین که برسید به هدفی که شرکت تعریف کرده. جز اضافه موندن و روزهای تعطیل هم کار کردن، رسیدن به هدف ها شدنی نیست. بعدش که موفق می شید تا به هدف شرکت برسید و شرکت می بینه که هیچ بهانه ای نمی تونه برای ندادن پاداش بیاره و هیچ ایرادی بگیره، بهتون می گه که تایک ماه دیگه پرداخت می کنیم. بعد از یک ماه وقتی پیگیری می کنید می گن که تا یک ماه دیگه پرداخت می شه. اینقدر عقب می اندازن که یا شما فراموش کنین یا خسته بشید و این روند ادامه داره. پاداش پاییز سال 1401 رو الان که اردیبهشت 1402 هست هنوز هم پرداخت نکردن.
من تجربهی کاریام را در یکی از کارفرماهای وزارت اطلاعات تعریف میکنم که به ظاهر یک پژوهشگاه فناوریهای پیشرفته است. محیط کار خیلی خشک و ادعای حرفهای بودن ندارد؛ در واقع فضا تنها پوششی است و اوضاع اداری خیلی غیرحرفهای و به نظر میرسد که مدیریت کماهمیت است. سالها به اجبار برای آنها کار کردم و میدانم که برایشان اهمیت چندانی قائل نیستند. اگر به نحوهی خودنمایی و داشتن معرف اهمیت بدهی، میشود کنارشان بود، اما مصاحبهی فنی ندارند و به جای آن مصاحبهی عقیدتی سختی برگزار میکنند؛ حتی دربارهی موضوعات بیربط مثل سخنان امام جمعه و سخنان بیربط دیگر سوال میکنند. این مکان از نظر منابع خیلی ضیعف است و اگر به حساسیتهای خاصی اهمیت بدهی، در زمان کوتاهی فشار عصبی زیادی تحمل میکنی. نکته این است که کار خیلی مهم نیست و معمولا افراد بدون تخصص آنجا جمع هستند؛ تنها چند نفر بهطور اتفاقی تخصصی دارند و تلاش میکنند کار افراد کماستعداد را خنثی کنند. پول زیادی در اینجا تلف میشود و گاهی حقوق کارمندان به دلیل کمبود بودجه کاهش پیدا میکند. در پروژههای مختلف فشار زیادی تحمل شد و به جای اینکه تشویق یا مرخصی بدهند یا ساعات اضافهی بدون حقوق را جبران کنند، به کارمندان فقط تصویری ثابت از مدیران داده میشد که قاب شده بود. همان زمان به خودم فحش دادم که چرا با این شرایط ادامه دادم. اگر قصد رفتن به اینجا را دارید، باید بدانید که علاوه بر از دست رفتن زمان، حقوق با توجه به مدرک و پایهی کارگری محاسبه میشود، مستقل از سمت یا کار فعلی. در نهایت: اگر دنبال پیشرفت حرفهای و تعهد واقعی نیستید، یا حقوق نسبتا کم را میپذیرید و با اینکه برای افرادی با ظلم رفتار میشود مشکلی ندارید، اینجا میتواند جای مناسبی باشد تا زندگی بیدغدغهای بدون تلاش صنعتی را تجربه کنید.
با منبعی که در تجربه آمده، چهار سال همکاری بهعنوان توسعهدهنده فرانت دارم. مجموعه، ویژگیهای مثبت زیادی داره از جمله امکان امریه سربازی که در طول دوران خدمت ۱۲۰ تا ۱۳۰ ساعت به عنوان سربازی محاسبه میشود و مابهالتفاوت اون با حقوق توافقی برای ساعات همکاری پرداخت میشود. تیمهای مختلفی وجود دارد که بهخاطر همین روابط در هر گروه ممکن است تفاوتهایی احساس شود، اما بهطور کلی خوب نیستند. با نیمهدولتی بودن، شرایط شرکتهایی با ماهیت دولتی از نظر پوشش و رفتوامد تا حدی مشابه است. برای تازهکارها که دنبال کسب تجربهاند، جای مناسبی به نظر میرسد، اما اگر حرفهای باشید توصیه نمیکنم. با تغییر مدیریت، سیاستها تا حد زیادی دستخوش تغییر میشوند و بسیاری از امور مثل پرداخت پاداش و کارانه بهصورت سلیقهای اداره میشود. فضای کار از نظر جو عمومی کمی مذهبی است.
من چند سال پیش توی این شرکت مشغول کار بودم، در واقع team lead داشت یک تیم جمع میکرد و حدودا ۵ نفر جدید رو به تیم اضافه کرد، تکنولوژی که استفاده میشد توی پروژه چیز خیلی جدیدی نبود ولی چون پروژهای روش کار میکردیم چند سال بود لانچ شده بود نمیشد بهشون خرده گرفت، (ولی توی پرانتز بگم که توی شرکت قبلی که بودم یه پروژه اصلیش عمر بیشتری از این پروژه داشت، ولی تکنولوژی استکاش زمین تا آسمون با این پروژه فرق داشت و جدید بود). خلاصه حدودا ۳ ماهی مشغول بودیم که یه دفعه دیدیم جناب team lead کلا تسویه کرد و رفت به یه شرکت معروفتر! خیلی از بچهها تا مدتها برای انجام تسکها به مشکل خوردن و مجبور میشدن باهاش تماس بگیرن؛ درنهایت هم اکثر اون نفرات جدید که ذکر کردم هر کدوم در بازهی زمانی چند ماهه از شرکت جدا شدند و آخرین نفرشون هم من بودم...
دورانی که در شبکه بانان پاژ کار میکردم با مدیریت سطح بالا و دیدگاه از بالا به پایین همراه بود. مدیران به اشتباهات و مشکلات فنی فکری نمیکردند و پذیرش نمیکردند. برای ورود به شرکت سفته گرفته شد و قرارداد بلندمدت منعقد شد. برخورد با پرسنل از نظر اصول اخلاقی مطلوب نبود و فضای کار در این زمینه چالشزا بود. انتظار حضور در محیط کار بیش از ساعات استاندارد بود و اضافهکاری پرداختی نبود. دستمزدها رضایتبخش نبود و به اندازه کافی پروژه وجود نداشت.
بهطور کلی تجربهی من در این شرکت خیلی ناخوشایند بود. گروهی از همکاران با رفتاری ناپسند و پر از خودبرتربینی کار میکردند، بهویژه مدیر سئو که نامبردن از او باعث شرمساری است. این افراد با تهدید و فشار سعی میکردند از من و تیم امتیاز بگیرند؛ مثلا میگفتند اگر ده دقیقه دیرتر به کار شروع کنید، فورا جریمه میشوند. آنها دائما با هر مشکلی در گروه حضور پیدا میکردند و با لحن منتگذاشتن به کارمندان میگفتند حقوق ثابت میگیرند و باید خیلی خوب کار کنیم در غیر این صورت نویسندههای خارج از شرکت با مبالغ بالاتر برای ما خواهند نوشت. حقوق پایه بر اساس نرخهای وزارت کار بود و پرداختها هم خیلی بدون نظم انجام میشد؛ گاهی بهروز نبودن یا تاخیری دو ماهه در پرداختها وجود داشت و گاهی تا ۷۵ روز هم طول میکشید. من خودم هم تنها یک ماه پس از قطع همکاری با پیگیری دقیق، تسویه دریافتم.
شرکت همکاران سیستم فرهنگ سازمانی بسیار خوبی دارد و برخورد بین پرسنل بسیار خوب است اما خب پس از مدت بسیار کمی بعد از ورود متوجه فشار زیاد کاری و عدم دریافت حقوق مکفی میشوید و از شما انتظار اضافه کاری میرود ولی در قبال آن پولی به شما پرداخت نمیشود و از طرفی پیشرفت کاری نخواهید داشت زیرا به عنوان برنامه نویس فقط کپی پیست میکنید بنابراین پیشنهاد من این است هیچ وقت بیشتر از یکسال در این شرکت نمانید اما اگر دنبال کارمند بودن هستید جای مناسبی میباشد اما قید پیشرفت را بزنید
محیط شرکت سمی هست همه با هم دشمن هست من تو تیم آقای علی مقدس زاده بودم. ایشان متاسفانه پرسنل خودشو مرتب تحقیر میکنه و با هم مقایسشون میکنه رفتارهاشون مناسب نبود و توقعات به نظر نابه جا داشتن کار تیمی و همدلی تو این شرکت وجود نداره و همه یکجوری با هم بد برخورد میکنند. یعنی فرهنگ سازمانی شرکت این طور هست. وقتی مشکلی پیش میومد همه گردن هم مینداختن و یک محیط سمی و بدی وجود داشت. علی مقدس زاده ما رو مجبور میکرد تا 9 شب تو شرکت بمونیم که طبیعتا کارایی افراد از شدت خستگی پایین میاد. حقوق هم کم بود و واقعا دیگه ارزش موندن نداشت. واقعا ای کاش تو این شرکت نمیرفتم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.