به خاطر امریه بودنم از خدمت سربازی ناراضی نیستم اما انتظار رفتاری با من داشتند که گاهی اذیتم میکرد. در پادگان با بحثهای غیرضروری و حرفهای بیربط روبهرو میشدم که باعث میشد از وضعیت کار هم بیاعتماد شوم. اوضاع برخی همکاران هم به من فشار میآورد و پیامهایی با نقدهای بیجا درباره حقوق و شرایط امریه منتشر میشد که من را بیشتر خسته میکرد. در این وضعیت، سوالاتی از این دست که چرا باید بمانم یا چرا اوضاع اینگونه است، ذهنم را مشغول میکرد. با وجود همه اینها، من سعی میکردم آرامش خود را حفظ کنم و قدری شکرگذاری نسبت به کار و شرایط روزمرهام داشته باشم تا بتوانم دوره خدمت را با همدلی و استمرار پشت سر بگذارم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
تنها وقتی به این شرکت فکر میکنم که واقعا بیکار موندم بهتر از کار کردن اونجا است چون وضع همش بینظم و ناامیدکننده است. فضای کار، میز و صندلیها، ساختمان و حتی نظافت همگی به شدت نیازمند بازنگری هستند و نظر کارکنان درباره طرز فکر و رویکرد مدیریتی هم منفی است. مدیر شرکت با همسرش که مسئول منابع انسانی است، مشخصا از نظر رفتاری در وضعیت مطلوبی نیستند. تعداد زیادی از کارمندهای قدیمی فقط کارهای مشخصی را بلدند و از یادگیری مهارتهای جدید سر باز میزنند. برخورد با همکاران یا زیردستان گاهی به شکل زیرآبزدن و بداخلاقی مشاهده میشود. درباره افرادی که با آنها کار کردم شاید قضاوتی درمورد سایرین نداشته باشم، اما تجربه من نشان میدهد که محیط به طرف همکاری سالم پیش نمیرود. روزی که تصمیم به استعفا گرفتم پس از یک ماه کارکردن، مدیر نامطلوب بهراحتی گفت استعفا نداریم و قرارداد دو سالهای که امضا شده بود فقط در شرایط اضطراری قابلاستفاده است. بهخصوص وقتی بیماری لاعلاج مطرح میشود، فشارها و تهدیدهایی برای ماندن وجود دارد. در نهایت بعد از شش ماه توانستم بیرون بیایم، اما با تهدیدی مبنی بر شکایت به وزارت کار و ثبت استعفا مواجه شدم. حقوق پرداختی از حد استاندارد پایین است و مواردی که توافق شفاهی میکنید، اغلب بهدرستی اجرایی نمیشود.
شرکت فناوران با توجه به مدیران کاربلدی که دارد همیشه در جهت پیشرفت شرکت چه به لحاظ تکنولوژی و چه به لحاظ امکانات رفاهی برای کارکنان گام برداشته است و همواره در راستای توسعه شرکت در حال جذب نیروهای مستعد و با انگیزه بوده است .مثلا در سال جاری کارشناسان زیادی در واحدهای مختلف جذب شدند و مراحل آموزش آنها طی شد. شرکت به لحاظ امنیت شغلی در درجه بالایی قرار دارد البته اگر همکار به لحاظ اخلاقی و رفتاری و کاری فرد نرمالی باشد، در غیر اینصورت با ایشان قطع همکاری می شود.محیط سالم کاری .افراد بر اساس توانمندیهای فنی و فردی، در سازمان پیشرفت می کنند واقعا در این شرایط سخت اقتصادی نگهداری شرکتی با حدود 500 نیرو بدون هیچ پشتوانه دولتی، کاری بسیار سخت و طاقت فرسا است که مدیران این شرکت از پس آن برآمده اند.امیدوارم شرکت همواره در مسیر رشد قرار داشته باشد و با قوت مسیر پیش رو را ادامه دهد.
هر چه از بدیهای این شرکت بگویی باز هم کم است و باز چیز جدیدی پیدا میشود. با وجود همه بیانضباطیها، تنها فردی که بهنظر میرسد با انصاف برخورد میکند آقای فلاح است که خدمات شرکتی را قبول دارد و بقیه هی میگویند درد و بلات مدیرعامل که حقوق ما را هر سه ماه یکبار میدهند، با اینکه واقعا اینجا زحمت میکشیم. اگر بخواهی حقوقی را که حق مسلم تو است بگیری باید فرم مساعده پر کنی، که انصافا جالب نیست. هر هفته حداقل دو جلسه با حضور مدیران بیکفایت داریم که تنها هدفشان این است مدیرعامل بتواند کموکم به آنها گند بزند و عقدههایشان را خالی کنند و در نهایت در صورتجلسه فقط تاریخ جلسه بعدی مشخص میشود. واحد مهندسی خروجی ندارد و اندازه یک واحد کارگری بیسواد است؛ هر هفته یا مدیر عوض میشود یا کارشناس، و اگر خروجی سالمی از این واحد دیدی باید جایزه بدهی. مدتهاست که اینقدر فشار میآورند که بالاخره مدیرعامل آمد و مدیر واحد شد، اما او هم دید که اوضاع خیلی خرابه و به سراغ فرد دیگری فرستادند. برای اینکه مدیرعامل بتواند به راحتی پولها را چاپ کند، سه چهار تا جانشین مدیرعامل و معاونت عوض کردند که فقط پول بگیرند و هیچ کار مفیدی انجام ندهند؛ آخرین نفر هم با رگ گردن بیرون زده است و به کارمندانی که کار میکنند بیرحمانه بیاحترامی میکند. واحد برنامهریزی هم کمترین کار را انجام میدهد و دائم در حال دروغ گفتن و فریب کارفرماست. در جلسات با کارفرما راست و دروغ را با هم تحویل میدهند. از شوخیهای شرکت این است که وقتی حقوقها معوق میشود، هر کس به نحوی خودش را به کتف میزند، یکی ۹ یکی ۱۰ و یکی ظهر میآید. مدیرعامل با برخوردی بعضا محبتآمیز و گاهی صبحهای بارانی با لابهلای حرفهایش نفوذ میکند و با شیوهای شوخطبعانه بچهها را متفرق میکند. برخی مواقع حتی مدیران ارشد هم از این موقعیت استفاده میکنند و بهطور فاجعهباری اوضاع را کنار میگذارند؛ نتیجه این است که نیمی از نیروهای شرکت نمیآیند و با این وجود اتفاقی نمیافتد، چون مدیرعامل تنها دغدغهاش این است که هرکس در ساعت ۸:۰۱ حاضر شود بهتر است نیاید، حقوق چهار ماه عقبافتاده و بیمه برای مدت دو ماه عقب مانده است و این خرابی شرکت از بدیهیات است. از این بازیهای مسخره زیاد است؛ برای نمونه یکروز در کافیشاپ را میبندند، یکروز میگویند سیگار نکشید و روزی هم میگویند کسی به اتاق مدیرعامل نرود، اما هیچوقت نگفتند حقوقها تا شش ماه پرداخت نشده است. در همین حال مدیرعامل هر روز صبح با لبخند به همه سلام میکند و فریب میدهد: سلام بچهها! امروز رفتی خانه و فردا دوباره به شرکت برگشتی، احتمالا مدیر شما همان فرد قبلی است و این یعنی وضعیت ناپایدار است. اگر بخواهی اینجا بمانی باید مثل من کار کنی، غیر از این باشه دیوانه میشوی؛ این را واقعا میگویم. الان کسانی که هنوز اینجا ماندهاند، چنین استایلی را دارند: به مشکلات میخندند و تماما به دنبال یک راه فرار نیستند بلکه بهنوعی با وضعیت کنار میآیند. هیچوقت پایان این ماجرا مشخص نیست و اینجا برای کسی که ۱ سال و اندی در این خرابشده بوده، هنوز هم مثل همیشه است
یک سال و نیم در این شرکت به عنوان طراح گرافیک فعالیت کردم و تجربهی ارزشمندی بود. فضای کار به شدت همفکریمحور بود و مدیران و اعضای تیم با هم به تصمیمگیری میپرداختند، نتیجهاش رشد شخصی و حرفهای برای همه و بهویژه برای من بود چون پیشنهادها و بازخوردهای همکارانم در طراحیها به من کمک میکرد. با وجود اینکه حجم سفارشها بالا بود و کار روزانه طاقتفرسا بود، حس رضایت داشت چون تجربههای گوناگونی کسب کردم و مهارتهایم را تقویت کردم. دلیل خروج از شرکت از سوی همسرم به دلیل توصیهی او مبنی بر تمرکز روی زندگی خانوادگی بود. همواره آرزو دارم دوباره به این شرکت ملحق شوم تا دوباره با تیم همکاری کنم و رزومهام را قویتر کنم.
رفتم برای مصاحبه و با وجود حضور کامل محیط اداری شرکت، انتظار داشتم فضای مصاحبه کمی متفاوت باشد. مصاحبه حضوری بود در حالی که بسیاری از شرکتها اکنون بهطور آنلاین هم کار را پیش میبرند تا وقت داوطلبان صرفهجویی شود. گفتند که بخش فنی خوب بود و به نظر من چالش زیادی نداشت. با این حال، با وجود اینکه مصاحبه نسبتا عالی بود و من تجربه و آگاهی نسبت به مصاحبهکننده داشتم، خبری از نتیجه نشد و حتی ایمیلی مبنی بر رد شدن دریافت نکردم. بنابراین اگر تصمیم به شرکت میگیرید، انتظار پاسخ از سمت شرکت را نداشته باشید و پس از چند روز اگر خبری نشد، میتوانید نتیجه را رد دانست.
بیدرنگ مهارتهایم را در موسسه ملاصدرا گسترش میدهم و طی پنج سال اخیر همواره از حضور در اینجا احساس رضایت کردهام. فضای کار حرفهای است اما سرد و یأسآور نیست و برخوردها مودبانه و کارها با دقت پیش میرود. با تیمی کار میکنم که حرفهای و باتجربهاند و از تجربیات آنها بهره میبرم. در کل این محیط برای من بهعنوان مسیری امن و قابل اعتماد برای توسعه حرفهای محسوب میشود و با آرامش میتوانم کار را در پیش ببرم و قدم به قدم مسیر شغلیم را بسازم. ممنونم
کروز آشغاله واقعا به درد نمیخوره واقعا دیگه نمیکشم، خسته شدم من مدرک فوق لیسانس دولتی باید از یه آدم بیسواد احمق حرف بخورم چون آنتن اون نشدم واقعا گند بزنن سر در این شرکت رو که انقدر آدمای بی خاصیت رو به بالا رسونده که این جو افتضاح رو درست کنن اگر ادم دو روی زیر آب زن باشی میری بالا، به بهترین جایگاه میرسی ولی اگر توی این گند شرکت نکنی عملا میذارنت کنار تا خودت بری حاضرم برم پست ترین کار رو با کمترین حقوق انجام بدم ولی دیگه اینجا نمونم همین امروز استعفا میدم و میرم
من در حال کارهستم و دیروز قراردادم رو هم تمدید کردم مشکل خاصی ندارم و از خوبی های کار در شرکت های بین المللی اینه که علاوه بر تعطیلات ایران که که رسما تعطیلیم تعطیلی های کانادا هم تعطیل هستیم. تیم خوب و صمیمی وجود داره و اکثرا برنامه نویس ها ریموت و خارج از ایران هستند که ممکنه فارسی یا انگلیسی با هم در ارتباط باشیم.
دو هفته پیش برای مصاحبه نیروی مالی و حسابداری رفتم و برخورد گروه مقابل نسبتا محترمانه بود. شرکت فقط یک دفتر دارد و کارها نسبتا سبک است با وجود وجود حسابرسی سالانه. موقعیت مکانی شرکت با مترو حدود ده دقیقه پیادهروی دارد که برای من شاید سخت باشد. خوشبختانه تصمیم ندارم دربارهی آینده چیزی بگویم و فعلا در انتظار نتیجه مصاحبه هستم تا بدانم آیا میتوانم مسافت را پیاده طی کنم یا خیر.
به نظر من ملاصدرا واقعا گزینهی خوبی برای کار در حوزه ثبت است. حقوق مناسب و پرداخت بهموقع از محاسن اصلیشه و ساعات کار که منعطف و مناسب است هم مزید بر علت میشه. فضای کار و مدیریت شرکت فوقالعاده است و من با وجود اینکه هنوز جوانم، شش ساله که اینجا کار میکنم و از تجربهها و یادگیریهای زیادی برخوردارم. در هر مراسم هم به کارکنان هدیه داده میشود، مثل روز دختر، روز زن، روز مرد و سایر مناسبتها.
برای من تجربهای تلخ و ناگوار بود که در طول مدت کوتاه کارکردن در این مجموعه با آن روبهرو شدم. صبحها با رفتن به سالن تولید حس سردی از بیاحترامی و فشار را داشتم. مدیر کارخانه بهطور مداوم فریاد میزد و از کلامی رکیک استفاده میکرد. در کنار او، مدیری با عنوان منابع انسانی معرفی شد که تجربهای محدود داشت و به نظر میرسید نظم و شایستگی لازم را نداشت، و خیلی از روزها روی زمین غذا میخوردیم. کیفیت غذا و تأمین رفتوآمد هم مطلوب نبود و هیچ نظم واحدی وجود نداشت. پس از رفتن همه مدیران، از جمله مدیر برنامهریزی و مدیر تولید، اخیرا خانمی به عنوان کارشناس وارد شد که با وجود تلاش، دوام نیاورد. صاحبهای مجموعه به نظر میرسیدند تصور میکردند ما کارکنان بردهایم و باید با فشار، بیاحترامی و تشویق به شکرگزاری کار کنیم. این شرایط تکراری و بحرانی بود که اکثر همکاران از آن شکایت داشتند و من هم به شدت آن را تجربه کردم. با وجود فرصتی کوتاه، بدترین رفتارها و رفتارهای ناخوشایند را دیدم و هرگز پیشنهاد نمیکنم اوضاع چنین باشد. بهداشت و ایمنی همکاران در فاصلهای کم از هم، بهسرعت استعفا دادند. شرکت به نظر میرسید جایی باشد که مدیران دوام نمیآورند و این امر فاجعهای ایجا میکند. اخیرا مردی بلندقد با سمت مشاور وارد میشد، دستها را در جیب میگذاشت و نگاه تحقیرآمیزی داشت؛ در سالن تولید حتی سلام کردن با کارگران را هم برایش سخت بود. اضافهکاری اجباری بود و پرداخت حقوق بهدرستی انجام نمیشد؛ جمعهها و تعطیلات کاری نیز بدون پرداخت مانده بود و حق شیفت بهدرستی پرداخت نمیشد. در این شرکت بیش از بیست نفر از کارگران مقیم اتباع هستند و همیشه با احترام کمتری مواجه میشدند. تعدادی از همکاران سربازی نرفته بودند و به اجبار کار میکردند. بسیاری با شرایطی که داشتند همچنان پشتسر همدیگر میایستادند و ادامه میدادند. در نهایت باید گفت که تجربهام از اینجا بینهایت منفی بود و هرگز این محیط کار را توصیه نمیکنم. فکر نمیکردم چنین جایی وجود داشته باشد.
در اینجا تجربهای تلخ از کار در یک مجموعه را تعریف میکنم که بیش از حد انتظارم بد بود. در زمان کوتاهی که در آنجا حضور داشتم، فضای کاری چندان محترمانه نبود و ارتباط بین مدیران و کارکنان به شدت مشکل داشت. مدیر کارخانه همواره فریاد میکشید و الفاظ ناخوشایندی به کار میبرد؛ رفتار مدیریتی به سختی قابل تحمل بود. اخیرا مدیر منابع، که تجربهای قابل قبول از خود نشان نمیداد، به مدت یک هفته آمد و به نظر میرسید نقش تازهای بر عهده دارد. در سالن تولید، با مشکلاتی مانند پایین بودن کیفیت غذا و امکانات رفت و آمد مواجه بودیم و در کل نظم کار هم کم بود. مدیران ارشد مجموعه یکی پس از دیگری رفتند و از جمله افراد جدیدی مثل مدیر برنامهریزی و اخیرا خانمی به سمت مدیریت تولید آمد که هرچند تلاش کرد، اما دوام نیاورد. صاحبان مجموعه نگاه میکنند که ما به عنوان کارکنان بردهای هستند که باید با وجود فشارها و بیاحترامیها ادامه دهیم و از ما انتظار قدردانی میرود. من به شدت احساس کردم اوضاع در این شرکت بسیار نامناسب است و از عملکردها رضایت نداشتم. برخی از همکاران در حوزه بهداشت و ایمنی در مدت زمان کوتاهی استعفا کردند؛ چنین شرایطی نشان از بحران در مدیریت دارد. حضور فردی بلندقد با نگاه تحقیرآمیز به کارگران در سالن تولید، و عدم رعایت حداقل اداب سلام و احترام از طرف او، فضای کاری را بسیار ناخوشایند کرد. ساعتهای اضافه به صورت اجباری و بدون پرداخت مناسب حقوق، کار جمعهها و تعطیلات بدون پرداخت، و عدم پرداخت حق شیفت از جمله مسائل قابل توجه بودند. در این شرکت، تعداد زیادی از کارگران اتباع بودند که با بیاحترامی مداوم مواجه میشدند و برخی از آنها سربازی نرفته و مجبور به کار بودند. بسیاری از وضعیتهای موجود به این شکل ادامه داشت و احساس میکردم که اینجا محیط سالمی برای کار نیست. در کل تجربه من از این شرکت منفی بود و پیشنهاد نمیکنم. فکر نمیکردم چنین فضایی واقعا وجود داشته باشد و به هیچ عنوان تجربهای مطلوب نبود.
برای منی که بیش از پانزده ساله با ملاصدرا همکاری دارم، رشد و پیشرفتی که در میان همکاران واقعی دیدهام از اهمیت زیادی برخوردار است؛ آنها که واقعا برای کار آمدهاند و نه صرفا برای وقتگذرانی یا حاشیهسازی، در طول سالها به استقلال رسیدند و هماکنون مشغول فعالیت هستند. هیچوقت ندیدهام که با یک اتفاق کوچک جریمه به وجود بیاید یا اینکه هر نقصی را به گردن شرکت بیندازند و از آن به عنوان بهانهای استفاده کنند. در بحث مشتریان هم، بستگی دارد مشتری ناراضی به چه کسی مراجعه کند. فرض کنید قراردادی بسته شده و مدارک شخصی هم ارائه شده، اما ادعا میشود که کار انجام نشده است؛ یا وقتی برند شریک یا شخص دیگری مطرح میشود و تشابه به وجود میآید، شاکیها از ثبت برند صحبت میکنند. در اینجا انضباط، نظم و قانونمداری در هر شرکتی وجود دارد و دیدن کسانی که خواهان نبودن هر قانونی هستند، نتیجهای جز ضعف فکری ندارد. کاش چهار خبر از نحوه کار در کشورهای پیشرفته میخواندند تا بفهمند شرکتها چقدر به قوانین و مقررات پایبندند. از نظر درآمدی هم اگر کسی وارد مجموعه شود و نتواند آورده مالی مناسبی ارائه کند، چگونه انتظار حقوق دارد؟ واقعیت این است که تا سه ماه اول حقوقی پرداخت میشود حتی اگر آورده مالی وجود نداشته باشد؛ این روند برخاسته از شیوههای فروش، بازاریابی و مارکتینگ است. ملاصدرا در طول این سالها کوشیده بهترین خدمات را به مشتریان ارائه دهد و بدون شک در این مسیر موفق بوده است؛ اکنون با بیش از پنج شعبه در تهران و سایر شهرها و حضور حدود پنجصد نفر در شعب مختلف، شاهد فعالیت و کسب درآمد هستیم. پس بهتر است قبل از قضاوت، به ضعفهای خود نگاه کنیم و راه درست را بیابیم. موفق باشید.
بعد از یک سال حضور در پیوست، فهمیدم که نمیتونم ادامه بدم، چون فضای کار به دلیل مدیریت ضعیف و روابط غیرحرفهای واقعا ناسالمه و من خستهام. فضای سازمان به خاطر تصمیمگیریهای سلیقهای و کمتفاوتی با توانمندیها، حرفهای به نظر نمیرسه و شفافیت خیلی پایینست. من طی این دوره تلاش زیادی کردم اما فاکتورهای مدیریتی نامناسب و محیطی که بیش از هر چیز به روابط شخصی وابسته است، انرژی من رو خیلی کم کرده. همچنین مزایا زیاد نیست و حقوق هم پایین است.
داده پرداز پویای شریف بخوام کوتاه بگم هر شرکتی که تو اسمش شریف بود درجا فرار کنید دوستان :)))) شرکت داده پرداز پویای شریف همونطور که باقی دوستان هم اشاره کردن یه شرکت تولید کننده نرم افزار برای بیزنس های دیگه است و هیچ محصولی برای خودش نداره صرفا تولید کد های بی ارزش و یک بار مصرف برای شرکت های دیگه نه به ساختار کد اهمیتی داده میشه نه از معماری های روز برای تولید نرم افزار استفاده میشه نه همکاری درستی با بقیه افراد دارین که بخواین چیزی ازشون یاد بگیرین یا چیزی بهشون یاد بدین شرکت اولویتش روی افراد به شدت ضعیف و با اعتماد به نفس کم هست(اگه دقت کنید عمده افراد حاضر در شرکت هم یا سرباز بودن یا افرادی که اولین تجربه کاری رو تو زندگیشون داشتن) شرکت از این اهرم استفاده میکنه تا شما رو استخدام کنه محیط شدیدا خشک بدون هیچ همکاری مفید ویادگیری اگر برای خودتون ارزش قایل هستید در این شرکت کار نکنید چیزی که داده پرداز به من یاد داد این بود اگه حتی گیر خدمت رفتن هم هستی منت هیچ احدی رو نکش و بدون که ارزشش رو هم نداره اینم یادتون باشه این شرکت همون شرکتیه که تو پروژه کلاهبرداری کریپتولند نقش اصلی رو داشت قطعا هیچکس دلش نمیخواد رزومشو تو همچین شرکتی خراب کنه
در این مجموعه حقوق نسبتا پایین است و پس از بیست سال از تأسیس هنوز پرداختها بهطور منظم انجام نمیشود. به همین دلیل، مدیران این ناهمتوازن روحیهی ناخوشایند را در میان کارکنان تقویت میکنند. افراد کمتجربه جذب میشوند، کار با دستمزد پایین بهطور مداوم از آنها کار میکشند و وقتی انتظار معقولی مطرح میشود، ماندن در شرکت غیرممکن میشود. مدیران، اغلب افراد فامیل و از نظر مدیریتی کنترلگر هستند و تمرکز صرفا روی ظاهر و نمایش قدرت است تا رشد و انگیزه برای کار. به هیچ عنوان از زمان استراحت یا ناهار خبری نیست و نرخ ترک کار بالا است؛ اینجا بیشتر شبیه یک مجموعه خانوادگی با توهم سازمانی است. به نظر میرسد شمار زیادی از بازخوردهای مثبت اغراقآمیز داخلی هستند و توسط اعضای همان مجموعه تولید میشوند.
وقتی با این شرکت همکاری کردم، احساس کردم بیشترین تلاشم را برای فهم روشهای کلاهبرداری و سوءاستفاده از اعتماد مردم بهکار میگیریم و فضای اعصاب را هم بههم میریخت. همچنین فهمیدم چطور با بیپروا بودن و دستاندازی به پول افراد میشود کار را پیش برد و تجربهای تلخ از نگرانیهای مالی برای مشتریان ایجاد کرد. بهدنبال یادگیری حرومخوری و بیمسئولیتی در مسیر کارآموزی بودم و در این دوره با رفتارهایی روبهرو شدم که هیچوقت بهعنوان نمونهای اخلاقی در نظر گرفته نمیشد. آرزو داشتم که کلاهبرداری و بیاخلاقی در کار با نهایت بیشرمی و بیمسئولیتی گره بخورد و این تجربه برای من و دیگران درس عبرتی باشد.
برای حفظ احترام و ایجاد فضایی آرامتر، از رفتارها و کفشهای شما بهطور جدی گلایه دارم و از شما درخواست میکنم در محیط کار کفشهای مناسب و بیصدا بپوشید تا رفتارتان کمتر آزاردهنده به نظر برسد.
تجربه همکاری با شرکت در تهران رو داشتم و روی یک پروژه که مربوط که گیم بود بصورت فول استک کار میکردم . چیزی که بود یک تیم ۱۴ نفره این پروژه رو تولید کرده بودند و تحویل شده بود و زیر بار بود . که از من خواستند اضافه بشم برای مرتب کردن کد و داکیومنت کردن و تجربه همکاری خیلی خوبی بود که شروع شد همکاریمون و همچنین روی پروژه دیگری برای فروش نان هم به عنوان بک ا ند همکاری داشتم . تیم خوبی و صمیمی بود مشکلی نداشتم
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.