با سلام از نظر مدیر عامل این شرکت برنامه نویس عمله هستش. بله "عمله". به گفته ی خودش تو سر هر حیوانی بزنی PHP بلده. میگه برنامه نویس مثل کارگر اتباع میمونه ! واقعا این حرفا رو میزنه. هر نیروی قدیمی که اونجا کار کرده با دعوا و هزار تا داستان از اونجا رفته بخاطر قرارداد های زوری و سفته گرفتن اینا. حقوق = کمتر از کارگر ساختمان. فشار کاری = 100 % عقل مدیر عامل = یاه کریم اگر تو سر هر حیوانی بزنی PHP بلده پس تو سر شما کی زده که کل محصولاتت کپی هستش؟ CSS هم بلد نیست مدیر این شرکت یه محصول از این شرکت اگه تونستی پیدا کنی که کپی پیست نباشه جایزه داری. برادرای آقا ماهی 60 70 میلیون میگیرن بعد صبح تا شب چایی میخورن تو گروه اینو اونو منشن میکنن (بماند که دانش کافی برای فهمیدن کد را ندارن !). اونوقت برنامه نویس مملکت با کلی استعداد و آرزو میاد اونجا بدبختی میکشه از نیروی خدماتی اون شرکت کمتر حقوق میگیره. 1-کل محصولات کپی یعنی نمیخوام نام ببرم چی به چیه ولی همش کپی پیست شده. 2-حقوق که خبری نیست دورشو خط بکش هر چی در میاری باید بدی راننده تاکسی. 3-یادگیری و پیشرفت در این شرکت وجود نداره چون ورژن زبان های محصولاتشون برای زمان قرقلک میرزا هستش ! 4-فشار کاری بسیار بالا (یعنی ساعت 2 شب هم اگه بگن پاشو کار داریم باید پاشی) 24 ساعته آن باش به گفته ی خودش 5-سیاست شرکت "زیراب زنی" هستش. یعنی یه نفر اون پایین هست که کلمه به کلمه میرسونه به گوش مدیران شرکت بابتش هم 500 هزار تومن اضافه تر میگیره سر ماه. خلاصه بگم برادر من خواهر من برو تو خیابون چادر بزن از نداری ولی برای 4 نفر که تازه از قم به تهران نقل مکان کردن کار نکن. امیدوارم این کامنت من درس بشه برای یه نفر .
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
این شرکت خودروسازی نیست. گاراژ ماشینای دسته چندم BMW هست فقط تعمیرگاه هست. قراردادها یکماهه و هیچ آینده ای نداره. همش تعدیل همش تعدیل. هرسال چندبار تعدیل نیرو دارن. فقط از سیستم بانکی وام کلان میگیرن وجای دیگه سرمایه گذاری میکنن. هیچ ارزشی برای منابع انسانی قائل نیست. ۲/۵سال اینجا کار کردم. فقط دوستان و فامیل مالک تمدید قرارداد میشن درنهایت هرچقدرم خوب کار کنی بیرون میندازن.واریزی حقوقها تا ۵۰ روز و بیشترم میشه.
در این شرکت اوضاع خیلی ناسالم بود و من از همان ابتدا احساس کردم محیط فشرده و منفی است. ارتباط قائم مقام شرکت با سرپرست مالی به شکل نامناسبی مطرح میشد و این مسئله زمینهساز حواشی غیرقابل قبول بود. گاهی رفتارهایی از قبیل دخالتهای بیجا و کنترلهای مستقیم و غیرمتعارف با دوربین دیده میشد که حس ناامنی را تقویت میکرد. بیثباتی و سوءظن نسبت به کارکنان به طور مداوم وجود داشت و این جو من را ناارضایتی و نارضایتی را در سطح تیم بالا میبرد.
سلام من مدت ۸ساله که درشرکت کروزکارمیکنم تجربه شخصی وکاری ام درمیون میزارم برای افرادی که دوست دارند اونجا شاغل بشن من تجربه دیگران خوندم ۹۰ درصد ازبیرون شرکت ودرحد مصاحبه بودن ومابقی در رده های بالا که در قلب و وسط جهنم کروز کارنکردن این تجربه من از خودکروز هست محیطی بسیار بسیار وحشتناک،استرس بالا،اضطراب هربیماری جسمی و روحی روانی که فکرمیکنیددر این شرکت میگیرید واقعا دروصف محیط زشت و وحشتناک اونجا عاجزم کلمه ای در خور وشان نیست برده داری نوین اولین چیزهایی که یادمیگیری له کردن دیگران خوردکردن ،فحاشی ،آسیب زدن هست قانون جنگل اونجا حاکمه یا باید بخوری یا خورده میشی هیچ مزایای خوبی نداره علکی دلمون خوش کردیم سرویس رفت وآمد وحقوق داره توی فرغون سوارت میکنن در تابستان کولر نیست ماشین یک ساعت در گرما هست وباید بری توش بشینی تا حرکت کنه زمستان هم ازشدت سرما نمیدونی کجابری پناه ببری حقوق هم که خداروشکر سر و ته اش رو میزنن وقتی میری اعتراض میکنی چنان توجیه ات میکنن که به شرکت بدهکاری شرکتی که ۱۵۰۰ نفرش مساعدتی ومشکل حاد جسمی دارن پس بدونید چطوری کارمیکنن من کارشناسی فناوری اطلاعات دارم ولی با مدرک دیپلم وارد شدم جای پیشرفت وارتقا نداره همه اش کارگری خفت وخواری باید بکشی اگه پارتی داشته باشی چرامیتونی بری بالا مدیران بی نهایت نالایق و طبقه متوسط که کارشناسان وسرپرستان و... بی نهایت وحشی بد دهن ظالم و... در کل برای سلامت روح وروان وجسم خواهشا اصلا برای ورود به هیچ گونه واحد شرکت اقدام نکنید حتی اگه مجبورباشید از نبود کار و... کروز باتلاقی وحشتناک هستش من حتی به نزدیکانم توصیه اش نمیکنم همه مردم عزیزلیاقت بهترین هارو دارن ولی اینجا همه چیزتو ازدست میدی انسانیت شعور وهرچیز خوبی که داری اگه براتون مهم نیست که انسان نباشید وهم نوع خودتون له کنید کروز مناسب ترین مکان برای شماست
من با دیدی انتقادی به اتاقک نگاه میکنم و میگویم محیط کار این شرکت به شدت تحتتأثیر روابط است؛ مدیران به شکل مداوم از روابط شخصی برای انتخاب تیم استفاده میکنند و رویکرد بر پایه معنا و هدف روشن جای خودش را به حواشی میدهد. شب کار به شکل گروهی تبدیل میشود، و کارمندان بدون دلیل از کار اخراج میشوند. حقوق نسبتا پایین است و مدیری که فقط تجربهای در دوخت دارد وارد تیم پشتیبانی شده و تجربهای مناسب ندارد. هر ماه نیروها تغییر میکنند تا وقتی که به آرامی بفهمی چه کسی هستی، همه فرار میکنند و ثبات وجود ندارد. ایدههای کلیدی درباره بهبود روند کار کمرنگ است و توجه زیادی به مسائل حاشیهای میشود در عین حال به بهبود تجربه مشتری یا فرایندهای کاری کم توجهی میشود. برای رسیدن به نتایج با دوام، باید رابطه مثبت با مدیریت داشت تا بتوانی بدون انجام کار هم حقوق بودجهبندیشده را دریافت کرد؛ این مسئله نمونههای زیادی دارد. در کل اگر دنبال محیطی با شدت منفی و حاشیهپردازی هستید، اینجا ممکن است گزینهای باشد.
همه نظرات دوستان درسته، منابع انسانی شرکت به دردنخور، انگار وجود نداره هرکی قدیمی تره زور بیشتری داره و تخصص هیچ جایگاهی تو این شرکت نداره. ی مشت فک فامیل که دور هم جمع شدن،ی شرکت بی روح که نصف کارکناش هیچ کاری برای انجام دادن ندارن.
قرار داد بستم غلط کردم 😑 مشکلات مشتریان خود رو حل کنید. کاملا سایتی که دادین بالا نمیاد. پیامم جواب نمیدید. من بدبخت چیکار کنم. بدبخت شدم واقعا رفتم پیش وکیل میگن هر طور برید جلو طبق قرارداد بازنده اید🙂↕️
با درود و احترام نزدیک به دو سال در گروه مالی کاریزما مشغول بوده ام ، فراز و تشیبهای زیادی داشته ، در این مجموعه هم آموختم و هم آموزش دادم، هم شاد شدم و هم ناراحت شدم. همینجا تشکر میکنم از مدیرعامل مشاور سرمایه گذاری کاریزما آقای دکتر محرری و آقای دکتر بابک باقری و تشکر از خانم آهنگران در واحد HR بخاطر درک بالا و صداقت در عمکردشان و یک تنه آبروی تیم hr رو حفظ کردند. برای شما سه عزیز آرزوی سلامتی و سعادت دارم. مهمترین ملاک کار شامل: صداقت، کارایی، دانش، همفکری، صراحت، حمایت، شجاعت، مهارت، پشتکار است و با حضور اینها شکیبایی و صبر هم خواهد آمد. اما وقتی این موارد جایش را به دروغ و ریا و تملق و تهمت و زیراب زنی و افترا دهد، ناخودآگاه صبر سرازیر شده و توهین و بی احترامی سر باز میزند. فراموش نکنیم که بازخورد رفتار ما انعکاسی از رفتار طرف مقابل است.
در یک شرکت رو به ورشکستی که روند استخدامش طولانی و اغلب بیهدف به نظر میرسید، وارد شدم. ساختمان قدیمی و فرسودهای در اختیارشان بود و با وجود قولهای زیاد مبنی بر توانمندی، زیرساختها همچنان دچار مشکل بود؛ از جمله آسانسورهای معیوب و دستشوییهایی که در وضعیت نامطلوبی قرار داشتند. منابع انسانی شرکت کاملا ضعیف بود و به نظر میرسید در این حوزه کیفیت لازم وجود ندارد. حاشیههای کاری در شرکت به یک روال عادی تبدیل شده بود و فضای کار به جای تمرکز روی وظایف، پر از بحث و روابط غیرکاری بود. بعضی از کارکنان به درون شرکت پایدار مانده بودند و بخش اعظم دیگران همچنان در رفت و آمد بودند و ثبات خاصی نداشتند. برقراری ارتباط از طریق پارتی تاثیر زیادی میگذاشت: اگر از طریق آشنایی و روابط وارد میشدی، بیشترین تلاش برای نگهداشتن و ارتقای جایگاه تو انجام میشد؛ اما در فرایند مصاحبه، به نظر میرسید که تمرکز اصلی بر تقلب و زیرآب زدن است. برخی از افراد با دیدگاهی عقدهای مسئولیت میپذیرفتند و رفتارهایی از قبیل عربدهکشیدن و داد و بیداد را بهعنوان روشی برای پیشبرد کار میدیدند.
مدتی چهار سال در این شرکت فعالیت کردم و نیروهایی که دوستمان میگفتند را به کار گرفتند و من هم وظیفه آموزششان را بر عهده داشتم. هیچ شکی نیست که این نیروها واقعا توانمند هستند و وجودشان برای پایداری شرکت تا به امروز نقش داشته است، اما به خاطر بیاطلاعی مدیریت جدید، سرپرستی بدون سابقه به وجود آمد و با بدگویی و بیادبی شناخته شدند. با خروج بیش از پنج نفر از کارکنان قدیمی، دو نفر با تجربه کم یا بدون سابقه را جایگزین کردند و اکنون مدیران ادعا میکنند و برای خودشان پیام میگذارند.
متاسفانه توی چندسالی که توی شرکت کاله کار کردم مدیر مافوقم سرکار نبود،توی خونه خواب بود و همیشه برای خودش ماموریت رد میکرد و پورسانت ما رو طبق سلیقه ی شخصی خودش رد میکرد.یعنی هرکسی براش منفعت داشت حقوق بهتری داشت.در نهایت با توجه به حجم بالای کاری و عدم مدیریت صحیح مدیر مافوقم با مجموعه قطع همکاری کردم. کاش روی عملکرد مدیرانشون نظارت داشتن تا طبق توانمندی حقوق داده بشه نه بر اساس ناز و عشوه یا پارتی بازی
برای رسیدن به ثبات فعلی شرکت، در شرایطی که نظر منفی ثبتشده در روز مصاحبه وجود داشت، به میهمان شو ملحق شدم و هماکنون در این شرکت مشغول به کارم. حواشی زیادی پشت سر شرکت مانده بود تا به وضعیت کنونی برسد. مدیرعامل و مدیر فروش سابق موضوع کاری را جدی نگرفته و به سود شخصیشان بیش از هر چیز اهمیت میدادند. تصور کنید هدیه شب عید آنها به نیروها، تنها یک خودکار بود! پس از اخراج شدن آن دو نفر و به همراهشان حضور بیفایده ستون پنجم، شرکت از آن حواشی فاصله گرفت و به روال عادی برگشت. با این حال نمیتوان از این که هنوز فاصلههای زیادی وجود دارد تا سازمان بهبود یابد، چشمپوشی کرد.
بهار سامانه شرق را تجربه کردم و نتیجهگیری من این بود که فضای شرکت از نظر من حرفهای نبود و بیشتر به محیطی شبیه مهدکودک میماند. میانگین سن نیروها کمتر از بیست سال است و شرایطی برای رشد حرفهای احساس نمیشد. معیاری مشخص برای استخدام وجود ندارد و معمولا افراد به صورت آزمونوخطا جذب میشوند. پروژهها اغلب به دانشجوها واگذار میشود و با وعده حقوق، بیمه و استخدام، افراد را به کار میگیرند اما در عمل تغییر خاصی در وضعیت کاری ایجاد نمیشد و من پیشنهاد نمیکنم.
این شرکت با من به گونهای رفتار کرد که حس کردم بیش از اندازه از کارم میکشیدند و در ازای وعدههای ظاهری، واقعا از من حمایت نمیکردند و برخورد انسانی زیادی نشان نمیدادند.
برای من تا سه ماه پیش اگر این فرم را پاسخ میدادم، حتما یک ستاره میدادم و تمام مشکلاتی که برای همه ایجاد کرده بود را مینوشتم، اما خوشبختانه پس از اخراج دو نفر از شرکت، شایستهسالاری به محور اصلی تبدیل شد و همکاران فضای بهتری برای رشد داشتند و با تلاشی که انجام میدهیم از کار لذت میبریم. گفتنی است که شرکت واقعا مزایا زیادی ندارد و بسیاری به دلیل همین موضوع شرکت را ترک کردند، اما با وجود این، تجربه کار در اینجا نسبتا ارزشمند بود و همچنان برای مدت زمان حضورم در آن موثر بود.
به نظر من ورود به این شرکت برای کسانی که دنبال جو مثبت و حرفهای میگردند، مناسب نیست و بهتر است خاموش نماند. ابتدای کار حس خوبی داشتم و فکر میکردم محیطی پویا دارد، اما پس از چند روز فهمیدم فضای کار با انتظاراتم مطابقت ندارد، به طوری که نظم و دیسیپلین مشخصی وجود ندارد و کارکنان با سطح اجتماعی پایین و غرور کاذب نمایش داده میشوند. هیچ مسیر مشخصی برای پیشرفت وجود ندارد و مدیران و سرپرستان به نظر میرسد سنوات زیادی کار کردهاند و احتمال جابهجایی یا تغییر موضع کم است. مزیتهای خاصی احساس نکردم و حقوق هم منطبق با بازار نبود، پرداختی هم به موقع نبود. فرایندهای آموزشی مناسب و راهنمایی کافی در حوزه فروش وجود ندارد و حرفهای بودن لازم احساس نمیشود. با این حال، مدیر بخش من با اخلاق نسبتا خوب بود، اما قرارداد به گونهای تنظیم میشود که بیشتر به نفع کارفرماست. بخشهای مختلفی وجود دارد، اما بخش مالی با تیمی که پاسخگویی کند دارد و به سختی واژهها از دهانشان میگردد، حال و هوای خاصی ندارد. نگاه همکاران به من گویی وارد شهری بیجان شده بود. بخش منابع انسانی هم کم و بیش ضعف دارد؛ مدیر آن با لبخند خشک عمل میکند و سایر اعضا بهنوعی با فشار عصبی رفتار میکنند. در کل، به نظر میرسد اینکه آدمی آرام، باانرژی مثبت و با وجدان کاری باشد و همچنین حقوق و مزایا برایش اهمیت دارد، شما را به این شرکت دعوت نکند. اگر بتوانید رفتارها و سیاستهایی که با انگیزههای شخصی مطابقت ندارد را تحمل کنید، شاید تفاوتی باشد، اما برای افراد باهوش و با اخلاق کاری بالا، گزینهی مناسبی نیست.
حدود سال دو هزار و بیست برای من تجربهای Remote در گام الکترونیک بود که تا سال دو هزار و دو از آن جدا شدم. در این مدت نکتههای مثبت به چشم میخوردند: چند نفر از برنامهنویسان ارشد وجود داشتند که ازشان چیزهایی آموختم. اما نکات منفی فراوان بود: در صورت ورود به عنوان جونیور آموزشی ارائه نمیشد و از همتیمیهای ارشد کمکی محسوس نمیدیدم و کارها عمدتا به عهدهی خودم میافتاد که یادگیری را بسیار دشوار میکرد. یک مدیر ارشد به یکی از دوستان من در مصاحبه گفت که اینجا باید همه چیز را بلد باشی چون هیچکس وقت توضیح دادن ندارد؛ به خاطر همین دوستم از کار در گام منصرف شد. در پروژهها مدیریت مناسبی وجود نداشت و فشار زیادی به همهی اعضا وارد میکرد؛ مدیر پروژه فشار زیادی روی برنامهنویسها میآورد و از سوی تیم شکایتهای متعددی شنیده میشد. تجربهی بدی که داشتم این بود که در یکی از پروژهها فورس بودم و کار سنگینی داشتیم اما در پروژهای دیگر باگهایی پیش آمد که باید رفعشان میکردم؛ دو نفر که آن پروژه را نوشته بودند یا شرکت را ترک کرده بودند یا دیگر با آن تکنولوژی کار نمیکردند؛ رفع باگ این پروژه چند روز طول کشید و فشار روی پروژهی دیگر را بیشتر کرد. مدیران ارشد شرکت خیلی بیسوادی و بیلول بودن و قادر به مدیریت تیم یا پروژه نبودند؛ در جلسات پشتسر هم با دیگران صحبت میکردند و گاهی به صراحت الفاظ رکیک به کار میبردند. مصاحبهی من غیرحضوری بود و اصلا پرسشهای فنی نداشتند و با وجود کرونای کرونا تصمیم به جذب با حقوق بسیار کم گرفتند. حقوقی که بهروز پیش از امضای قرارداد به من گفته نشده بود و وقتی قرارداد را فرستادند، مبلغ حقوقی که ارائه کرده بودند بسیار ناچیز بود. بخشی از همکاران نیز بیادبی و بیشخصیت بودند و در تماسها و جلسات با من و سایرین به سادگی بیاحترامی میکردند. برای نیروهای تازهوارد برخورد مناسبی نداشتند و ما به ناچار این موضوع را گزارش دادیم و به تیم دیگری منتقل شدیم. از نظر فنی هم از فناوریهای قدیمی و منسوخ استفاده میشد. عجیبتر این بود که من بهعنوان برنامهنویس استخدام شده بودم اما وظایفی فراتر از تخصصم مانند ویرایش فایل ورد، تهیه پاورپوینت برای دمو و جمعآوری اطلاعات از سرور مشتری در اختیارم میگذاشتند که کار DevOps هم محسوب میشود. در مجموع تجربهام نشان میدهد که کار در این شرکت به هیچ وجه توصیه نمیشود؛ هم حقوق پایین و هم توهینها و نبود جای پیشرفت.
من 3 سال داخل این خراب شده مشغول به کار بودم فقط به دلیل نبود شغل مناسب سمتی من مجبور بودم بمونم وگرنه ماه دوم جدا میشدم . پرداخت حقوق اصلا در الویت نیست شاید الویت 4و5 باشه بیشتر برداشت شرکا مهمه تو سازمان و فقط به مدیرها خوب میرسن - شاید باورتون نشه که من 4 ماه اونجا حقوق کار کردم و حقوق نگرفتم و این موضوع بیش از 3 بار اتفاق افتاد - کارخانه به شدت ضعیف و کند کار انجام میدن و شاید هر دستگاه مشتری با تاخیر 4 ماهه یا بیشتر انجام بشه . مدیریت اونجا و انجام کارها دست ی خانمی هست که بیش از 12 سال اونجا سابقه کار داره و هر چی اون میگه باید انجام بشه و تاخیر در پرداخت حقوق هم بی شک بخاطر وجود این خانم هست. بیمه تکمیلی هر دهاتی و خرابه ای داره ولی اینجا با وجود درخواست کارمندها ندارند - فقط به فکر دک و پز شرکتی می باشند و هدف و پیشرفت پروژه براشون مهم نیست . مدیر عامل یکی دو تا شرکت اونجا فقط سواد درست حسابی دارن مابقی در حد کارمند که چه عرض کنم در حد کارگر هم سواد درست حسابی ندارند . حقوق ها بغیر از اینکه دیر پرداخت میشه قراردادی هم که بسته میشه با کارمندها و حتی کارگرها به قدری پایین هست که کفاف 10 روز زتدگی خوب رو نداره و موضوع دیگه اینکه هیچ قرارداد امضا شده ای به کارمند نمیدن که سندی داشته باشه. حتی روزی هم که از مجموعه جدا شدم مطالبات خودم رو تونستم از طریق شکایت در سازمان اداره کار بگیرم - مالی تسویه رو زده بود 18 میلیون ولی اداره کار 34 میلیون برام محاسبه کرده بود که همون خانمی هم که داخل منابع انسانی مشغول به کار هست زیر بار نمیرفت . درکل بخوام تجربه خودم رو بگم : اگر اشتباه کردید و وارد این سازمان شدید فقط 2 دستی مراقب باشید که جیبتون رو نزنن شاید خنده دار باشه ولی واقعا همینطوره ؛ چون اصلا براشون حق کارمند مهم نیست و در صورت جدا شدن حتما حق و حقوق خودتون رو از اداره کار پیگیر بشید ؛ چون اگر به هوای منابع انسانی و مالی اون شرکت باشید شاید 6-5 ماه طول بکشه . حرف آخر : عقل سالم اگر داشته باشید به این مجموعه اضافه نمیشید واقعا میگم . و مورد اخر امکان داره حتی بیمه که مهم ترین چیز هست برای شما رد نشه چون منابع انسانی و مالی کلا تعطیلی داره این مجموعه .
در شیفتهای شب هفتگی به تدریج از تعادل بیرون میافتم و فشار کار بالا و مدیریت ضعیف باعث فرسودگی شده است. ارزیابیها اغلب برای منطبق شدن با سلیقههای مدیران و سرپرستان تعیین میشود و چاپلوسی هم در میان همکاران فراگیر است، که این مسائل احساس عقدهای بودن چاپلوسی را تقویت میکند و رشد حرفهای را محدود میکند.
اصلا به فکر پرداخت حقوق نیستن - تنها چیزی که براشون مهمه منافع شخصی مدیرها هست - به اضای هر نفر یک مدیر تو شرکت هست - حقوق کارشناس ها و کارگران داخلی شرکت به شدت افتضاح پایین هست - تعداد جلسات بین مدیران زیاد هست و هیچ گونه تاثیری روی روند پیشرفت سازمان نداره - بد قول - مزایایی برای پرسنل در نظر ندارن - نداشتن بیمه تکمیلی - در کل بخوام نظر شخصی خودم رو تو 4 سالی که داخل سازمان بودم رو بگم ، برای افراد متاهل اصلا به درد نمیخوره برای اشخاصی که مجرد هستن و مشکل مالی ندارن شاید مناسب باشه چون پرداخت حقوق به 3 ماه هم میرسه که انجام ندهند - فقط دیزاین شرکت براشون مهمه که مشتری اومد بتونن قرارداد داشته باشن و تحویل دستگاه ها در این شرکت معمولا با تاخیر 6 تا 9 ماهه انجام میشه - مدیرهای سازمان به شدت بی تجربه و با رانت و رابطه وارد شرکت شدن و 30 درصد هم از وضایف مدیرتی بلد نیستن - محیط کاملا شلوغ و آرامش کاری و شغلی ندارید به هیچ عنوان
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.