بچه های سداد اینجا رو هم خراب میکنن دختره پسره رو برد سداد الان پسره دختره رو اورده علی بابا دوتا از بی وجدانترین و هرزه ترین و تن لششششششش ترین و بپیجونترین جونورهای روی زمینن اینجاست که روش جذب مشخص میشه ها که چقدر پارتی بازی جوابه؟ که ثابت شد در علی بابا پارتی بازی و بیسواد بودن شرط اصلی برا جذبه
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
اگه تجربه کاری ندارید برای یکی دو سال جای بدی برای کسب تجربه نیست اما برای مدت بیشتر خیر، ورودی شرکت گیت داره، ورودی غذاخوری گیت داره، گوشی هوشمند نمیتونید ببرید داخل مجموعه، اگه بخواهید کمی هوا بخورید یا ی سیگاری بکشید باید از گیت های مذکور عبور کنید و زمان این کار از مرخصی شما کسر خواهد شد همه جای شرکت دوربین داره و ان. مرخصی استعلاجی ندارین، کف حقوق کارگری براتون به عنوان بیمه رد میشه، به نسبت سطح پروژه ها پرسنل قوی زیادی نداره به همین دلیل معمولا با تاخیر پروژه ها انجام میشه یا اصلا پروژه کنسل میشه از طرف کارفرما. به غیر از حقوقی که به نسبت باقی شرکت های رقیبش معمولا پایینتر، پرداختی دیگری ندارند، خلاصه که نمیشه به عنوان شغل و منبع معاش بلندمدت بهش فکر کرد. مدیریت مجموعه به نسبت ضعیف و با وجود پرسنل حدود 150 نفر، مدیریت توسط مدیر فنی و به دور از هرگونه تفویض اختیار صورت میگیره به همین علت خیلی تصوری از مجموعه حرفه ای نداشته باشید.
به هیچ عنوان به هیچ عنوان برای این شرکت رزومه ندید چون همه آگهی هاشون Fake هست مصاحبه ها به معنی واقعی کلمه از لحاظ فنی افتضاح افتضاح #آسا_افتضاح
برای مدت شش ماه با این شرکت همکاری داشتم و تجربهام از آنجا منفی بود. در نخستین نگاه، فرصتهای رشد شغلی وجود ندارد و انجام کارها به نظارت ناهمگون و بینظم انجام میشود. پرداخت حقوق معمولا با تاخیر یک ماهه انجام میشود و فشار روانی زیادی به همراه دارد. برخورد کارکنان غالبا از روی نگاه بالابهبال است و این موضوع فضای کار را ناخوشایند کرده بود. بخش منابع انسانی بهویژه مدیریت مربوطه عملکرد قابل قبولی ندارد و به نظر نمیرسد برای بهبود وضعیتی که شعار تغییر آن را میدادند، گام موثری برداشته شود. تسویهحسابها بهطور معمول چهار تا پنج ماه طول میکشد و برای دریافت هر پرداخت باید پیگیری زیادی انجام داد؛ اضافهکاری هم پرداخت نمیشود. در کل این تجربه تجربهای منفی بود و به هیچوجه این شرکت را برای کار پیشنهاد نمیکنم.
تجربه من توی یه شرکت خانوادگی بود که قصدم فقط کار کردن بود و نه بازی با روابط خانی. وقتی وارد اونجا شدم فهمیدم که برخی افراد با family بودن شرکت رو تبدیل به یک محیط خانوادگی کردهبودن و این موضوع گاهی توی رفتارها اثر میگذاشت. با این حال، توی مدت زمانی که بودم نه رفتار توهینآمیز دیدم، نه بیاحترامی شد و نه اینکه پولم بهخاطر کارم کم بشه؛ از مدیرعامل و بخش منابع انسانی هم حمایت کافی دیدم و خودم هم حس رضایت داشتم و چیزهای زیادی یاد گرفتم. میدونم حقوقم پایین بود، اما از قدیم هر شرکتی نیست که به کارآموزها هم با حقوق مناسب کار بده؛ بعضی وقتها این کار رو میکنن تا تجربه کسب کنه. برای کسایی که سابقه ندارن یا تازه کار یاد گرفتهن میتونه جای خوبی باشه؛ اما با داشتن نیروهای خودشیفته و ناکارآمد که جو شرکت رو بد میکنن، فضا برای بقیه ناخوشایند میشه و انتظار میره مثل خونه خودشون رفتار کنن. در کل، اگر دنبال کسب تجربه و یه مقداری درآمد مختصر هستی، میتونی بروی کار کن. اما اگر پر توقع و سطح بالا به چیزها نگاه میکنی، احتمالا مناسب نیست. راجع به محصولات هم میشنیدم که همهش کپیاند، در عوض داشتن ایدههایی هم وجود داشت که به نوعی اجرا شده بود. به هر حال این تجربه برای من هم نقاط مثبت داشت هم محدودیتهاش بود.
فقط اینکه امیدوارم آنچه که ما تجربه کردیم در این شرکت تجربه هیچ انسان شریف دیگری نباشه و به قدری محیط و شرایط نامساعد هست که از خیابان وحدت اسلامی تا زنده هستم دیگر گذر نخواهم کرد
دوستان دقت کردید در این وبسایت تنها برای ثبت تجربه شرکت کروز درخواست لاگین گیت هاب میاد و برای مابقی شرکتها اینطور نیست! بعد هم که لاگین میکنید اصلا معلوم نیست چطوری میشه به نمایش گذاشتش جالبه نه؟ در ثبت تجربه بعدی همین جا به شما میگم که چطوری تجربه اتون و بدون لاگین ثبت کنید. این امتیاز ۱ که دادم به خود تجربه کاری بود :)
برای من تجربهای بود که واقعا ازش درس گرفتم؛ وقتی وارد این شرکت شدم، جو.workspace به کلی متفاوت از اون چیزی بود که فکر میکردم. گاهی حس میکردم وارد خونهای شدم که چند نفر رو بهعنوان بچههای کدنویسی میشناختن، اما فضای کلی شرکت اصلا منطبق با استانداردهای حرفهای نبود و فضای کار، به شدت سمی به نظر میرسید. فرهنگ سازمانی بهقدری ضعیف بود که نیاز به تعریف کردن یک واژه تازه در این زمینه احساس میشد. موضوع حقوق هم مشکل اصلی بود: هر چه مذاکره میکردیم، پرداختها مشخص نبود و گاهی بهجای پرداخت از طریق کانالهای منظم، نقلوانتقالها در مسیرهای گوناگون انجام میشد تا به شکل غیرشفاف مالیات فرار کنند. به نظر میرسید که بیمه هم شرایط مناسبی ارائه نمیداد و در صورت بروز حادثه، آخرین حقوقی که میگرفتیم برای حمایت کافی نبود. مدیرعامل مجموعه ظاهرا با تغییر حالتهای رفتاری مختلف ظاهر میشد. گاهی از گسترش پروژههای بزرگ صحبت میکرد و میگفت قصد داریم تیم را گسترش بدهیم و افراد در سطوح مدیریتی بالاتر قرار بگیرند؛ اما در روزهای دیگر با نگرانی از تعدیل نیرو و مشکلات مالی روبهرو میشدیم. گاهی بحثهای ساختاری درباره مکان شرکت مطرح میشد؛ اینکه ساختمان را بخریم یا به مکان دیگری جابجا شویم، و فاصلهها تا محلههای مختلف شهر هم واقعا زیاد بود. این ناپایداری در تصمیمگیریها به چشم میآمد. روحیه تیمی هم واقعا آزرده بود؛ اختلافات بین نیروها بهنوعی بود که برای گفتن چیزهایی به مدیرعامل هم احتیاط میشد. در نهایت، برخی جلسات آموزشی برای تیم فروش برگزار میشد که به نظرم سطح پایهای فروش را هم بهطور کامل پوشش نمیداد. از نظر قانونی هم برخی نظارتها وجود داشت، مانند ضبط صدا با استفاده از دوربینها، اما حضور مدیرعامل بهطور فیزیکی کمتر ملموس بود و قبلا هم درباره این موارد صحبت شده بود. اگر کسی به دنبال محیطی میگردد که در آن پرهیز از مشکلات و ثبات بیشتری وجود داشته باشد، شاید بهتر باشد به گزینههای دیگر فکر کند. در مورد محصولات هم نظرات منفی وجود داشت و برخی از آنها فیک به نظر میرسید؛ بنابراین توصیه میکردم قبل از هر خرید با دقت فکر کنید. در نهایت، چون ممکن است برای تصمیمگیریهای بعدی به منابع دقیق نیاز باشد، لینکهای فروشگاه و سایت شرکت را هم مینویسم تا با دید دقیقتری بررسی شوند: https://nikdiba.com/ https://nikgostaranarshdiba.com/
در این شرکت فضای کاری به شدت پرتنش است و علیرغم وعدههای اولیه، واقعیت با آنچه انتظار میرفت تفاوت زیادی دارد. من متوجه شدم که نام این واحد اغلب با شرکت ماموت همراه میشود، در حالی که کاربرد اصلی ارتباط با دنیای ماموت تنها به عنوان یک وابستگی نیرو انسانی است و بداخلاقیها یا خدمات مربوط به بن خرید و بن کالا در اینجا بهطور مشخص وجود ندارد. به مرور فهمیدم که ویرا دیزل فقط اسمش را یدک میکشد و فاصلهای با ماموت ندارد. اما مشکل اصلی از نگاه من عملیتر است: شرکت دو دسته نیرو دارد و مدیران منتخب از افراد فامیل یا دوستانی از شرکتهای دیگر جمعآوری شدهاند. تیم قطعات که شامل مهندسی، فنی، برنامهریزی و انبار میشود، با سایر بخشها بهشدت تبعیضآمیز رفتار میکند؛ با وجود اینکه کارشناس بودن در این تیم بهطور معمول با حقوق پایین همراه است، مانند کارگران عمل میکنیم و به جای توجه به تخصص، از ما انتظار انجام کارهای بیحد و حصر میرود. در مقابل، در بخش مدیرعامل افراد بهظاهر محترم هستند و برای هیچ کار فنی یا تخصصی ارزش قائل نیستند؛ فضای کاری به گونهای است که گویی پارتیبازی حکمفرماست. مدیران هم اغلب یا از اخراجشدگان شرکتهای دیگر هستند یا بازنشستههای بیحوصلهاند؛ صدای درگیری دائمیشان در محیط شنیده میشود یا از طریق تماسهای تلفنی با شرکتهای دیگر، با بینظمی و بیانضباطی روبهرو میشویم. محصولات ارائهشده هم از نظر کیفی مناسب نیستند و حتی خود سازندگان هم اذعان میکنند که این محصولات ساده و اقتصادیاند و بازارشان محدود است؛ با این حال به دلیل قراردادها و نیاز به ماندن در شرکت، مجبور به ادامه کار هستیم و بهعنوان مثال نظام پاسخگویی به ایمیلها بهخوبی انجام نمیشود و نیروها بهکرات از شرکت میروند. اگر بخواهید به واحد قطعات بروید، احتمالا با وضعیت فاجعهباری روبهرو میشوید و به همین دلیل پیشنهاد میکنم از ابتدا حقوق را بهدرستی مطرح کنید، زیرا منابع انسانی به صورت حد بالایی برای حقوق تعیین میکند اما این کار را به عنوان حد بالا نباید تلقی کرد. اگر تصمیم گرفتید همواره وظایف مشخصی را بخواهید، چون معمولا این واحدها وظیفه مشخصی ارائه نمیدهند و در انجام وظایف تعلل میکنند. بهطور کلی اگر اعصاب قوی ندارید، سمت ویرا دیزل نروید؛ جنگ اعصاب بهطور روزانه در جریان است و حتی مشتریان نیز در برخی مواقع با شدت و حدت برخورد میکنند. با وجود تمام این موارد، حقوق به موقع پرداخت میشود، بن کالا هر شش ماه یکبار ارائه میشود و جشنها یا پاداشهای مالی مناسبی در مناسبتهای مختلف برگزار میشود که گاهی بهطور ناگهانی قطع میشود. مدیران برخی مواقع با رفتار نسبتا خوب ظاهر میشوند اما موقع مشکلات، همان موقع فشارها افزایش مییابد. در کل، اگر به این شرکت وارد شدید، سعی کنید بهطور مشخص و قاطع درباره وظایف و حقوق خود صحبت کنید و از ورود به فضاهای بیثبات و کشدار اجتناب کنید. اگر واقعا لازم است، پیش از هر اقدامی سطح انتظار و مسیر ارتباطی با مدیریت را روشن کنید تا با کمترین فشار کار کنید.
در مصاحبه به شدت از حرفهای و مودب بودن تیم مقابل راضی بودم، هرچند فرایند ارزیابی طولانی شد و پنج ماه طول کشید. خوشحال بودم که پذیرفته شدم و به این مجموعه معتبر ملحق شدم. فضای کار بسیار خوب است و فرهنگ سازمانی عمیقا منطبق با ارزشهاست. مزایا عالی است، هرچند حقوق نسبت به جای دیگر عادی به نظر میرسد، ولی مزایا تا حدودی این تفاوت را جبران میکند. بیمه تکمیلی فوقالعاده است و سقف خدمات دندانی هم بالا بود. به مناسبتهای مختلف هدایا خوبی دریافت کردم؛ مخصوصا یکی از آخرینهایش یک دریل رونیکس بود که خیلی مرا خوشحال کرد. صبحانه و ناهار رایگان ارائه میشود و باشگاه رایگان هم هست که ساعات کاری را هم دربر میگیرد، این نکته واقعا عالیست. چکآپهای دورهای انجام میشود و پزشک سازمانی داریم. همچنین کمک هزینه سفر از طریق روشهای مختلف قابل دریافت است. برخلاف برخی صحبتها، محیط کار از نظر من خیلی سالم است، هرچند شنیدهام در بخشهای اداری استخدام به واسطه پارتیبازی میگویند که وجود دارد، حقیقتش را نمیدانم و من هیچ پارتیای نداشتم. امیدوارم روندی اتخاذ شود تا حقوق بر اساس تاریخ مشخص واریز شود و با درنظر گرفتن تورم بالای سال ۱۴۰۳، حقوقی مناسب در سال جاری افزوده شود. شنیدهام قبلا در میانه سال حقوق افزوده میشد اما امسال این اتفاق افتاد یا نه، برای من روشن نیست و با توجه به هزینهها، انتظار بیشتری از مپنا دارم. ممنون.
به عنوان گرافیست همکاری خوبی با هم داشتیم و چندین پروژه داخلی و خارجی رو با هم کار کردیم و اسمم هم روی نمونه کار هاشون توی سایت آکاف منتشر کردن ، خروجی کارم اونجا بصورت صفحه ای محاسبه می شد و تایم شیت هم بصورت صفحه ای بررسی می شد ک اوکی بودم
شرکت داروسازی دکتر عبیدی از نظر من سازمان منظمی است و افراد با تجربه و تحصیلکردهای در آن حضور دارند. حقوق مناسب و مزایای خوبی دریافت میکنم و بابت جایی که کار میکنم خدا را شاکرم. به نظر من جای خوبی است و آن دسته از افرادی که معتقدند همه چیز بد است، تا حالا وضعیت اینجا را با سایر شرکتها مقایسه نکردهاند. من از شرایط راضیام و با قلب و جان برای شرکت کار میکنم، خدا را شاکر.
حدود نیم سالی است که بهعنوان کارشناس فروش با این شرکت همراه شدهام و تجربهی بسیار خوبی را پشت سر میگذارم. از همان آغاز، روند کار منظم و دقیق بود: از ارسال رزومه تا امضای قرارداد بهطور پیوسته پیش رفت. بعد از یکی دو ماه، به دلیل داشتن فرزند، فرایند دورکاری آغاز شد و همین حالت دقیقا همان موقع اجرایی شد. سپس متوجه شدم گاهی دوست دارم در شرکت حضور فیزیکی داشته باشم، درخواست دادم و پذیرفتند. نکتهی جالب این است که از اول اعلام شده بود اضافهکاری نداریم، اما گاهی که خارج از ساعات کاری کار کردم، خودشان پرداخت کردند. این رفتار و نگرش آنها واقعا برایم ارزشمند بود.
سلام آسا به تمام معنا جای بسیار بدی برای کار کردن هستش که حتی بعد گذشت ۲ سال هنوز هم اون ۳-۴ ماهی که کار کردم رو نتونستم فراموش کنم . مدیر تیم عملیات به شدت بی تجربه که فقط با خانم ها لاس میزد . مدیر تیم platform و عملیات مرکزی که اصلا نبودن و اکثر تیمشون هم همه دستمال به دست بودن . در مورد تیم عملیات مرکزی یا همچین چیزی که زبان رسمی تیم عملیات کردی هستش ( متاسفانه یه جوری رفتار کردن که واقعا نسبت به عزیزان کرد زبان احساس بدی دارم ) تکنولوژی قدیمی . انبورد که اصلا وجود نداره . زیر اب زنی که خیلی راحت و حتی جلوی خودت و همه هم فامیل هستن به صورتی که مدیر تیم عملیات فامیل خودشو که هنوز ۱۸ سالش نشده رو اورده و اون شخص کلی تسک های مهم رو داره و در حد یه نیروی سینیور حقوق میگرفت . به عنوان نکته اخر اینکه تیم خوب یا نفرات خوب توی اسا هست ولی در حد انگشت های یک دست و اینکه ببینید در تمامی پلتفرم ها چه نظراتی نوشته شده و نه تیم عملیات بلکه توی تیم های امنیت و شبکه هم همه کارمندان فرار کردن و مشکلاتشون رو نوشتن
تجربه کاری بسیار بد. ***مدیریت نامناسب**** محیط نا آرام حقوق بسیار پایین ندادن حق حقوق چک کردن محیط با دوربین و صدا فضای بسیار کوچیک و نظافت پایین وعده های مالی... عمل نشده در روز مصاحبه نیروهای متخصص کمتر از یکسال دوام میارند در مجموعه هیچ گونه مزایایی ندارد و.کارکنان اجازه صحبت کردن با هم رو ندارن ، یه محیط برده داری هست
در این شرکت اوضاع روانی هیچکس مشکلی ندارد و همگی به اصل قضیه با خوشحالی نگاه میکنند. با این حال من از میزان بیقیدی و خلافجهتی برخی روندها گیج میشدم.
باید تاسف خورد برای مدیر منابع انسانی هلدینگ خانم گ.ط که فقط بخاطر موقعیت شغلی خودش چشمش روی همه چیز بسته فقط اومد توی پردازش وقت همه ی مارو گرفت که فقط خودی نشون بده !!! چرا الان مشکل پیش اومده و دعوا شده چرا ورود نمیکنه ! چرا یک مترسک گذاشتن توی منابع انسانی که فقط بگن شما تعدیلی هستی ! چرا دوربین دادن به یک مدیرمالی که تمام مشکلات پوشش بده !!!!!! یک مشت مدیر بی سواد توی پردازش جمع شدن که فقط به فکر حقوق و پشت دستی های خودشون هستن . واقعا لایق کوچیک تر از این هستین و باید پارسال کوچیک میشد مجموعه کاریزما
وقتی وارد این سازمان شدم، احساس کردم ارزش واقعی برای کارمند قائل نیستن و هر مشکلی داشتم یا باید خودم حلش کنم یا با شرایط کنار بیام. مدیران به راحتی با گفتن وعدههای رنگی، کار رو برای من یا همکاران میسوزاندن تا بعدا ادعا کنند از پس هر چیزی برمیآیند، اما هیچوقت نمیگن چه کسی کار رو انجام داده و چه مقدار زحمت کشیده. در منابع انسانی هم وضع به همین شکل بود؛ ابتدای کار افراد با تجربهای نبودن رو بالا میکشن و وقتی کارمند باتجربهای درباره موضوعی ازشون کمک میخواست، به جای رفع مشکل، اوضاع را بدتر میکردند. محیط کار هم کاملا ناامیدکننده بود؛ ده نفر در فضای یک اتاق ده متری جا میشدند و هیچ فضایی برای حرکت نبود. حجم کاری به قدری بود که انرژی هیچکس برای رضایت از کار باقی نمیماند و بجز منابع انسانی، بقیه معمولا از پس کارها برنمیآمدند و انرژیشان برای بازسازی خودشان باقی نمیماند. اگر مدیر کل ورودی و خروجی سازمان را بررسی کند، حتما میفهمد که ایرادی وجود دارد، اما آیا واقعا برای اصلاحش ارزش دارد؟ در اینجا چابلوسها به هر جایی رسیدهاند و فرصتها را برای خودشان هموار میکنند. سالها در این شرکت کار کردم و کاش وقت و انرژیام را جای دیگری خرج میکردم؛ حالا همکاریم با این شرکت پایان یافته و خلاص.
خدایا میشه یه روز که از خواب بیدار میشم خبر برسه که اون آدمی که حق و حقوق من رو نداد و نهایت ظلم رو در حق من کرد دیگه وجود نداره خدا خدا خدا صدای منم بشنو
یه موقعی ما قدیمیا میگفتیم هر تصمیمی مدیر آرندی میگیره یه سرش این مافیاست بخصوص رییس نرم افزار بقیه میگفتن تو مشکل شخصی داری با این آدم.خب بیا الان جدیدا هم دیگه فهمیدن اوضاع از چه قرار برای اینکه ما با همین دو تا چشم خودمون دیدیم که این آدم از همون اول چطوری اومد بالا چطوری زیر آدمایی که سرشون به تنشون میارزید و خالی کرد چطوری با باند بازی و موش دوندن تو کار گروهای دیگه دخالت میکرد تمام لیدرهای نرم افزار یک یکشون بعد یه مدت فهمیدن این آدم چقدر نگاه ابزاری به همه داره نتونستن باهاش کار کنن وقتی کار به اینجا میرسید دستش رو میشد با م.د همدست میشدن اونم ترتیب رفتنشون و میداد نمونه هاش ح.ا - ج.ن - ر.س - م.س شوخی نیستا اینا هر کدومشون یه غولی بودن هر کدومشون یه تیم بزرگ و میگردوندن همه میدونن چقدر تو این واحد زحمت کشیدن اصلا لازم به گفتن من نیست.مگه میشه دیگه مثلشون پیدا کرد؟ الان آقا صاف صاف راه میره وانمود میکنه هیچ اتفاقی نیوفتاده اسم هیچ کدوم و نمیاره.درباره هر کدوم از اون لیدرها بپرسی یه عیبی روشون میذاره میگه اینا رفتنی بودن به من ربطی نداشت.حالا خودش و چند تا کارشناس مسئول موندن که اگه قبولش نداشته باشن در ظاهر هیچ مخالفتی هم باهاش نمیکنن آفرین تیم یک دست کردی میتونی با خیال راحت ادامه بدی ما دیدیم چطوری رفیقاشون و دونه دونه آوردن بالا فرو کردن به مجموعه نمونه اش م.ق - ش.ر بیزنس یونیت.اینا چی دارن؟ چه کار مفیدی انجام دادن که بقیه نمیتونستن؟ برید بپرسید ببینید چطوری با حیله گری زیرپوستی زیرآب همه رقیباشون و همین مافیا زد.جز رفیق بازی و بالا کشیدن بله قربان گوها چی میشه درباره اش گفت؟ تنها کسی که مونده ع.ر هست که فکر کنم میخواد انتقام همه رو بگیره :) فاز داداشی برداشتن باهم.این چندتا نشونه رو دادم تا بفهمید رو هوا حرف نمیزنم.من سالهاست که از همه جزئیات کارهای اینا خبر دارم.این بشر هر جا حس کرد یکی میتونه رقیبش بشه کاری کرد که یا خودش جمع کنه بره یا بندازنش بیرون.حتی یه موقعی بین خودشون هم اختلاف بود و یه پاتک به م.ت هم زد.اینا به هیچ کس رحم نمیکنن. چه گروهها که بخاطر سم پاشی اینا نپاشید چه آدم حسابیایی که از مجموعه نرفت.اینا باید یه روز جواب پس بدن خیلی از اینا که رفتن دوست داشتن بمونن اصلا آدم رفتن از شرکت و مهاجرت نبودن.درسته که هر کدوم که رفتن از اینجا موفقتر شدن اما تاوانش شد اینی که می بینید. یه جوی درست کردن که هیچ کس راضی نیست. بالاخره ماه پشت ابر نمیمونه ما خیلی چیزا دیدیم تازه هم دوره ای های ما هم دیدن خیلیاش هم خدا خبره داره این و میدونم که خدای سیاست هم باشی بالخره یه جا .... میزنی
بچه های سداد اینجا رو هم خراب میکنن دختره پسره رو برد سداد الان پسره دختره رو اورده علی بابا دوتا از بی وجدانترین و هرزه ترین و تن لششششششش ترین و بپیجونترین جونورهای روی زمینن اینجاست که روش جذب مشخص میشه ها که چقدر پارتی بازی جوابه؟ که ثابت شد در علی بابا پارتی بازی و بیسواد بودن شرط اصلی برا جذبه
اگه تجربه کاری ندارید برای یکی دو سال جای بدی برای کسب تجربه نیست اما برای مدت بیشتر خیر، ورودی شرکت گیت داره، ورودی غذاخوری گیت داره، گوشی هوشمند نمیتونید ببرید داخل مجموعه، اگه بخواهید کمی هوا بخورید یا ی سیگاری بکشید باید از گیت های مذکور عبور کنید و زمان این کار از مرخصی شما کسر خواهد شد همه جای شرکت دوربین داره و ان. مرخصی استعلاجی ندارین، کف حقوق کارگری براتون به عنوان بیمه رد میشه، به نسبت سطح پروژه ها پرسنل قوی زیادی نداره به همین دلیل معمولا با تاخیر پروژه ها انجام میشه یا اصلا پروژه کنسل میشه از طرف کارفرما. به غیر از حقوقی که به نسبت باقی شرکت های رقیبش معمولا پایینتر، پرداختی دیگری ندارند، خلاصه که نمیشه به عنوان شغل و منبع معاش بلندمدت بهش فکر کرد. مدیریت مجموعه به نسبت ضعیف و با وجود پرسنل حدود 150 نفر، مدیریت توسط مدیر فنی و به دور از هرگونه تفویض اختیار صورت میگیره به همین علت خیلی تصوری از مجموعه حرفه ای نداشته باشید.
به هیچ عنوان به هیچ عنوان برای این شرکت رزومه ندید چون همه آگهی هاشون Fake هست مصاحبه ها به معنی واقعی کلمه از لحاظ فنی افتضاح افتضاح #آسا_افتضاح
برای مدت شش ماه با این شرکت همکاری داشتم و تجربهام از آنجا منفی بود. در نخستین نگاه، فرصتهای رشد شغلی وجود ندارد و انجام کارها به نظارت ناهمگون و بینظم انجام میشود. پرداخت حقوق معمولا با تاخیر یک ماهه انجام میشود و فشار روانی زیادی به همراه دارد. برخورد کارکنان غالبا از روی نگاه بالابهبال است و این موضوع فضای کار را ناخوشایند کرده بود. بخش منابع انسانی بهویژه مدیریت مربوطه عملکرد قابل قبولی ندارد و به نظر نمیرسد برای بهبود وضعیتی که شعار تغییر آن را میدادند، گام موثری برداشته شود. تسویهحسابها بهطور معمول چهار تا پنج ماه طول میکشد و برای دریافت هر پرداخت باید پیگیری زیادی انجام داد؛ اضافهکاری هم پرداخت نمیشود. در کل این تجربه تجربهای منفی بود و به هیچوجه این شرکت را برای کار پیشنهاد نمیکنم.
تجربه من توی یه شرکت خانوادگی بود که قصدم فقط کار کردن بود و نه بازی با روابط خانی. وقتی وارد اونجا شدم فهمیدم که برخی افراد با family بودن شرکت رو تبدیل به یک محیط خانوادگی کردهبودن و این موضوع گاهی توی رفتارها اثر میگذاشت. با این حال، توی مدت زمانی که بودم نه رفتار توهینآمیز دیدم، نه بیاحترامی شد و نه اینکه پولم بهخاطر کارم کم بشه؛ از مدیرعامل و بخش منابع انسانی هم حمایت کافی دیدم و خودم هم حس رضایت داشتم و چیزهای زیادی یاد گرفتم. میدونم حقوقم پایین بود، اما از قدیم هر شرکتی نیست که به کارآموزها هم با حقوق مناسب کار بده؛ بعضی وقتها این کار رو میکنن تا تجربه کسب کنه. برای کسایی که سابقه ندارن یا تازه کار یاد گرفتهن میتونه جای خوبی باشه؛ اما با داشتن نیروهای خودشیفته و ناکارآمد که جو شرکت رو بد میکنن، فضا برای بقیه ناخوشایند میشه و انتظار میره مثل خونه خودشون رفتار کنن. در کل، اگر دنبال کسب تجربه و یه مقداری درآمد مختصر هستی، میتونی بروی کار کن. اما اگر پر توقع و سطح بالا به چیزها نگاه میکنی، احتمالا مناسب نیست. راجع به محصولات هم میشنیدم که همهش کپیاند، در عوض داشتن ایدههایی هم وجود داشت که به نوعی اجرا شده بود. به هر حال این تجربه برای من هم نقاط مثبت داشت هم محدودیتهاش بود.
فقط اینکه امیدوارم آنچه که ما تجربه کردیم در این شرکت تجربه هیچ انسان شریف دیگری نباشه و به قدری محیط و شرایط نامساعد هست که از خیابان وحدت اسلامی تا زنده هستم دیگر گذر نخواهم کرد
دوستان دقت کردید در این وبسایت تنها برای ثبت تجربه شرکت کروز درخواست لاگین گیت هاب میاد و برای مابقی شرکتها اینطور نیست! بعد هم که لاگین میکنید اصلا معلوم نیست چطوری میشه به نمایش گذاشتش جالبه نه؟ در ثبت تجربه بعدی همین جا به شما میگم که چطوری تجربه اتون و بدون لاگین ثبت کنید. این امتیاز ۱ که دادم به خود تجربه کاری بود :)
برای من تجربهای بود که واقعا ازش درس گرفتم؛ وقتی وارد این شرکت شدم، جو.workspace به کلی متفاوت از اون چیزی بود که فکر میکردم. گاهی حس میکردم وارد خونهای شدم که چند نفر رو بهعنوان بچههای کدنویسی میشناختن، اما فضای کلی شرکت اصلا منطبق با استانداردهای حرفهای نبود و فضای کار، به شدت سمی به نظر میرسید. فرهنگ سازمانی بهقدری ضعیف بود که نیاز به تعریف کردن یک واژه تازه در این زمینه احساس میشد. موضوع حقوق هم مشکل اصلی بود: هر چه مذاکره میکردیم، پرداختها مشخص نبود و گاهی بهجای پرداخت از طریق کانالهای منظم، نقلوانتقالها در مسیرهای گوناگون انجام میشد تا به شکل غیرشفاف مالیات فرار کنند. به نظر میرسید که بیمه هم شرایط مناسبی ارائه نمیداد و در صورت بروز حادثه، آخرین حقوقی که میگرفتیم برای حمایت کافی نبود. مدیرعامل مجموعه ظاهرا با تغییر حالتهای رفتاری مختلف ظاهر میشد. گاهی از گسترش پروژههای بزرگ صحبت میکرد و میگفت قصد داریم تیم را گسترش بدهیم و افراد در سطوح مدیریتی بالاتر قرار بگیرند؛ اما در روزهای دیگر با نگرانی از تعدیل نیرو و مشکلات مالی روبهرو میشدیم. گاهی بحثهای ساختاری درباره مکان شرکت مطرح میشد؛ اینکه ساختمان را بخریم یا به مکان دیگری جابجا شویم، و فاصلهها تا محلههای مختلف شهر هم واقعا زیاد بود. این ناپایداری در تصمیمگیریها به چشم میآمد. روحیه تیمی هم واقعا آزرده بود؛ اختلافات بین نیروها بهنوعی بود که برای گفتن چیزهایی به مدیرعامل هم احتیاط میشد. در نهایت، برخی جلسات آموزشی برای تیم فروش برگزار میشد که به نظرم سطح پایهای فروش را هم بهطور کامل پوشش نمیداد. از نظر قانونی هم برخی نظارتها وجود داشت، مانند ضبط صدا با استفاده از دوربینها، اما حضور مدیرعامل بهطور فیزیکی کمتر ملموس بود و قبلا هم درباره این موارد صحبت شده بود. اگر کسی به دنبال محیطی میگردد که در آن پرهیز از مشکلات و ثبات بیشتری وجود داشته باشد، شاید بهتر باشد به گزینههای دیگر فکر کند. در مورد محصولات هم نظرات منفی وجود داشت و برخی از آنها فیک به نظر میرسید؛ بنابراین توصیه میکردم قبل از هر خرید با دقت فکر کنید. در نهایت، چون ممکن است برای تصمیمگیریهای بعدی به منابع دقیق نیاز باشد، لینکهای فروشگاه و سایت شرکت را هم مینویسم تا با دید دقیقتری بررسی شوند: https://nikdiba.com/ https://nikgostaranarshdiba.com/
در این شرکت فضای کاری به شدت پرتنش است و علیرغم وعدههای اولیه، واقعیت با آنچه انتظار میرفت تفاوت زیادی دارد. من متوجه شدم که نام این واحد اغلب با شرکت ماموت همراه میشود، در حالی که کاربرد اصلی ارتباط با دنیای ماموت تنها به عنوان یک وابستگی نیرو انسانی است و بداخلاقیها یا خدمات مربوط به بن خرید و بن کالا در اینجا بهطور مشخص وجود ندارد. به مرور فهمیدم که ویرا دیزل فقط اسمش را یدک میکشد و فاصلهای با ماموت ندارد. اما مشکل اصلی از نگاه من عملیتر است: شرکت دو دسته نیرو دارد و مدیران منتخب از افراد فامیل یا دوستانی از شرکتهای دیگر جمعآوری شدهاند. تیم قطعات که شامل مهندسی، فنی، برنامهریزی و انبار میشود، با سایر بخشها بهشدت تبعیضآمیز رفتار میکند؛ با وجود اینکه کارشناس بودن در این تیم بهطور معمول با حقوق پایین همراه است، مانند کارگران عمل میکنیم و به جای توجه به تخصص، از ما انتظار انجام کارهای بیحد و حصر میرود. در مقابل، در بخش مدیرعامل افراد بهظاهر محترم هستند و برای هیچ کار فنی یا تخصصی ارزش قائل نیستند؛ فضای کاری به گونهای است که گویی پارتیبازی حکمفرماست. مدیران هم اغلب یا از اخراجشدگان شرکتهای دیگر هستند یا بازنشستههای بیحوصلهاند؛ صدای درگیری دائمیشان در محیط شنیده میشود یا از طریق تماسهای تلفنی با شرکتهای دیگر، با بینظمی و بیانضباطی روبهرو میشویم. محصولات ارائهشده هم از نظر کیفی مناسب نیستند و حتی خود سازندگان هم اذعان میکنند که این محصولات ساده و اقتصادیاند و بازارشان محدود است؛ با این حال به دلیل قراردادها و نیاز به ماندن در شرکت، مجبور به ادامه کار هستیم و بهعنوان مثال نظام پاسخگویی به ایمیلها بهخوبی انجام نمیشود و نیروها بهکرات از شرکت میروند. اگر بخواهید به واحد قطعات بروید، احتمالا با وضعیت فاجعهباری روبهرو میشوید و به همین دلیل پیشنهاد میکنم از ابتدا حقوق را بهدرستی مطرح کنید، زیرا منابع انسانی به صورت حد بالایی برای حقوق تعیین میکند اما این کار را به عنوان حد بالا نباید تلقی کرد. اگر تصمیم گرفتید همواره وظایف مشخصی را بخواهید، چون معمولا این واحدها وظیفه مشخصی ارائه نمیدهند و در انجام وظایف تعلل میکنند. بهطور کلی اگر اعصاب قوی ندارید، سمت ویرا دیزل نروید؛ جنگ اعصاب بهطور روزانه در جریان است و حتی مشتریان نیز در برخی مواقع با شدت و حدت برخورد میکنند. با وجود تمام این موارد، حقوق به موقع پرداخت میشود، بن کالا هر شش ماه یکبار ارائه میشود و جشنها یا پاداشهای مالی مناسبی در مناسبتهای مختلف برگزار میشود که گاهی بهطور ناگهانی قطع میشود. مدیران برخی مواقع با رفتار نسبتا خوب ظاهر میشوند اما موقع مشکلات، همان موقع فشارها افزایش مییابد. در کل، اگر به این شرکت وارد شدید، سعی کنید بهطور مشخص و قاطع درباره وظایف و حقوق خود صحبت کنید و از ورود به فضاهای بیثبات و کشدار اجتناب کنید. اگر واقعا لازم است، پیش از هر اقدامی سطح انتظار و مسیر ارتباطی با مدیریت را روشن کنید تا با کمترین فشار کار کنید.
در مصاحبه به شدت از حرفهای و مودب بودن تیم مقابل راضی بودم، هرچند فرایند ارزیابی طولانی شد و پنج ماه طول کشید. خوشحال بودم که پذیرفته شدم و به این مجموعه معتبر ملحق شدم. فضای کار بسیار خوب است و فرهنگ سازمانی عمیقا منطبق با ارزشهاست. مزایا عالی است، هرچند حقوق نسبت به جای دیگر عادی به نظر میرسد، ولی مزایا تا حدودی این تفاوت را جبران میکند. بیمه تکمیلی فوقالعاده است و سقف خدمات دندانی هم بالا بود. به مناسبتهای مختلف هدایا خوبی دریافت کردم؛ مخصوصا یکی از آخرینهایش یک دریل رونیکس بود که خیلی مرا خوشحال کرد. صبحانه و ناهار رایگان ارائه میشود و باشگاه رایگان هم هست که ساعات کاری را هم دربر میگیرد، این نکته واقعا عالیست. چکآپهای دورهای انجام میشود و پزشک سازمانی داریم. همچنین کمک هزینه سفر از طریق روشهای مختلف قابل دریافت است. برخلاف برخی صحبتها، محیط کار از نظر من خیلی سالم است، هرچند شنیدهام در بخشهای اداری استخدام به واسطه پارتیبازی میگویند که وجود دارد، حقیقتش را نمیدانم و من هیچ پارتیای نداشتم. امیدوارم روندی اتخاذ شود تا حقوق بر اساس تاریخ مشخص واریز شود و با درنظر گرفتن تورم بالای سال ۱۴۰۳، حقوقی مناسب در سال جاری افزوده شود. شنیدهام قبلا در میانه سال حقوق افزوده میشد اما امسال این اتفاق افتاد یا نه، برای من روشن نیست و با توجه به هزینهها، انتظار بیشتری از مپنا دارم. ممنون.
به عنوان گرافیست همکاری خوبی با هم داشتیم و چندین پروژه داخلی و خارجی رو با هم کار کردیم و اسمم هم روی نمونه کار هاشون توی سایت آکاف منتشر کردن ، خروجی کارم اونجا بصورت صفحه ای محاسبه می شد و تایم شیت هم بصورت صفحه ای بررسی می شد ک اوکی بودم
شرکت داروسازی دکتر عبیدی از نظر من سازمان منظمی است و افراد با تجربه و تحصیلکردهای در آن حضور دارند. حقوق مناسب و مزایای خوبی دریافت میکنم و بابت جایی که کار میکنم خدا را شاکرم. به نظر من جای خوبی است و آن دسته از افرادی که معتقدند همه چیز بد است، تا حالا وضعیت اینجا را با سایر شرکتها مقایسه نکردهاند. من از شرایط راضیام و با قلب و جان برای شرکت کار میکنم، خدا را شاکر.
حدود نیم سالی است که بهعنوان کارشناس فروش با این شرکت همراه شدهام و تجربهی بسیار خوبی را پشت سر میگذارم. از همان آغاز، روند کار منظم و دقیق بود: از ارسال رزومه تا امضای قرارداد بهطور پیوسته پیش رفت. بعد از یکی دو ماه، به دلیل داشتن فرزند، فرایند دورکاری آغاز شد و همین حالت دقیقا همان موقع اجرایی شد. سپس متوجه شدم گاهی دوست دارم در شرکت حضور فیزیکی داشته باشم، درخواست دادم و پذیرفتند. نکتهی جالب این است که از اول اعلام شده بود اضافهکاری نداریم، اما گاهی که خارج از ساعات کاری کار کردم، خودشان پرداخت کردند. این رفتار و نگرش آنها واقعا برایم ارزشمند بود.
سلام آسا به تمام معنا جای بسیار بدی برای کار کردن هستش که حتی بعد گذشت ۲ سال هنوز هم اون ۳-۴ ماهی که کار کردم رو نتونستم فراموش کنم . مدیر تیم عملیات به شدت بی تجربه که فقط با خانم ها لاس میزد . مدیر تیم platform و عملیات مرکزی که اصلا نبودن و اکثر تیمشون هم همه دستمال به دست بودن . در مورد تیم عملیات مرکزی یا همچین چیزی که زبان رسمی تیم عملیات کردی هستش ( متاسفانه یه جوری رفتار کردن که واقعا نسبت به عزیزان کرد زبان احساس بدی دارم ) تکنولوژی قدیمی . انبورد که اصلا وجود نداره . زیر اب زنی که خیلی راحت و حتی جلوی خودت و همه هم فامیل هستن به صورتی که مدیر تیم عملیات فامیل خودشو که هنوز ۱۸ سالش نشده رو اورده و اون شخص کلی تسک های مهم رو داره و در حد یه نیروی سینیور حقوق میگرفت . به عنوان نکته اخر اینکه تیم خوب یا نفرات خوب توی اسا هست ولی در حد انگشت های یک دست و اینکه ببینید در تمامی پلتفرم ها چه نظراتی نوشته شده و نه تیم عملیات بلکه توی تیم های امنیت و شبکه هم همه کارمندان فرار کردن و مشکلاتشون رو نوشتن
تجربه کاری بسیار بد. ***مدیریت نامناسب**** محیط نا آرام حقوق بسیار پایین ندادن حق حقوق چک کردن محیط با دوربین و صدا فضای بسیار کوچیک و نظافت پایین وعده های مالی... عمل نشده در روز مصاحبه نیروهای متخصص کمتر از یکسال دوام میارند در مجموعه هیچ گونه مزایایی ندارد و.کارکنان اجازه صحبت کردن با هم رو ندارن ، یه محیط برده داری هست
در این شرکت اوضاع روانی هیچکس مشکلی ندارد و همگی به اصل قضیه با خوشحالی نگاه میکنند. با این حال من از میزان بیقیدی و خلافجهتی برخی روندها گیج میشدم.
باید تاسف خورد برای مدیر منابع انسانی هلدینگ خانم گ.ط که فقط بخاطر موقعیت شغلی خودش چشمش روی همه چیز بسته فقط اومد توی پردازش وقت همه ی مارو گرفت که فقط خودی نشون بده !!! چرا الان مشکل پیش اومده و دعوا شده چرا ورود نمیکنه ! چرا یک مترسک گذاشتن توی منابع انسانی که فقط بگن شما تعدیلی هستی ! چرا دوربین دادن به یک مدیرمالی که تمام مشکلات پوشش بده !!!!!! یک مشت مدیر بی سواد توی پردازش جمع شدن که فقط به فکر حقوق و پشت دستی های خودشون هستن . واقعا لایق کوچیک تر از این هستین و باید پارسال کوچیک میشد مجموعه کاریزما
وقتی وارد این سازمان شدم، احساس کردم ارزش واقعی برای کارمند قائل نیستن و هر مشکلی داشتم یا باید خودم حلش کنم یا با شرایط کنار بیام. مدیران به راحتی با گفتن وعدههای رنگی، کار رو برای من یا همکاران میسوزاندن تا بعدا ادعا کنند از پس هر چیزی برمیآیند، اما هیچوقت نمیگن چه کسی کار رو انجام داده و چه مقدار زحمت کشیده. در منابع انسانی هم وضع به همین شکل بود؛ ابتدای کار افراد با تجربهای نبودن رو بالا میکشن و وقتی کارمند باتجربهای درباره موضوعی ازشون کمک میخواست، به جای رفع مشکل، اوضاع را بدتر میکردند. محیط کار هم کاملا ناامیدکننده بود؛ ده نفر در فضای یک اتاق ده متری جا میشدند و هیچ فضایی برای حرکت نبود. حجم کاری به قدری بود که انرژی هیچکس برای رضایت از کار باقی نمیماند و بجز منابع انسانی، بقیه معمولا از پس کارها برنمیآمدند و انرژیشان برای بازسازی خودشان باقی نمیماند. اگر مدیر کل ورودی و خروجی سازمان را بررسی کند، حتما میفهمد که ایرادی وجود دارد، اما آیا واقعا برای اصلاحش ارزش دارد؟ در اینجا چابلوسها به هر جایی رسیدهاند و فرصتها را برای خودشان هموار میکنند. سالها در این شرکت کار کردم و کاش وقت و انرژیام را جای دیگری خرج میکردم؛ حالا همکاریم با این شرکت پایان یافته و خلاص.
خدایا میشه یه روز که از خواب بیدار میشم خبر برسه که اون آدمی که حق و حقوق من رو نداد و نهایت ظلم رو در حق من کرد دیگه وجود نداره خدا خدا خدا صدای منم بشنو
یه موقعی ما قدیمیا میگفتیم هر تصمیمی مدیر آرندی میگیره یه سرش این مافیاست بخصوص رییس نرم افزار بقیه میگفتن تو مشکل شخصی داری با این آدم.خب بیا الان جدیدا هم دیگه فهمیدن اوضاع از چه قرار برای اینکه ما با همین دو تا چشم خودمون دیدیم که این آدم از همون اول چطوری اومد بالا چطوری زیر آدمایی که سرشون به تنشون میارزید و خالی کرد چطوری با باند بازی و موش دوندن تو کار گروهای دیگه دخالت میکرد تمام لیدرهای نرم افزار یک یکشون بعد یه مدت فهمیدن این آدم چقدر نگاه ابزاری به همه داره نتونستن باهاش کار کنن وقتی کار به اینجا میرسید دستش رو میشد با م.د همدست میشدن اونم ترتیب رفتنشون و میداد نمونه هاش ح.ا - ج.ن - ر.س - م.س شوخی نیستا اینا هر کدومشون یه غولی بودن هر کدومشون یه تیم بزرگ و میگردوندن همه میدونن چقدر تو این واحد زحمت کشیدن اصلا لازم به گفتن من نیست.مگه میشه دیگه مثلشون پیدا کرد؟ الان آقا صاف صاف راه میره وانمود میکنه هیچ اتفاقی نیوفتاده اسم هیچ کدوم و نمیاره.درباره هر کدوم از اون لیدرها بپرسی یه عیبی روشون میذاره میگه اینا رفتنی بودن به من ربطی نداشت.حالا خودش و چند تا کارشناس مسئول موندن که اگه قبولش نداشته باشن در ظاهر هیچ مخالفتی هم باهاش نمیکنن آفرین تیم یک دست کردی میتونی با خیال راحت ادامه بدی ما دیدیم چطوری رفیقاشون و دونه دونه آوردن بالا فرو کردن به مجموعه نمونه اش م.ق - ش.ر بیزنس یونیت.اینا چی دارن؟ چه کار مفیدی انجام دادن که بقیه نمیتونستن؟ برید بپرسید ببینید چطوری با حیله گری زیرپوستی زیرآب همه رقیباشون و همین مافیا زد.جز رفیق بازی و بالا کشیدن بله قربان گوها چی میشه درباره اش گفت؟ تنها کسی که مونده ع.ر هست که فکر کنم میخواد انتقام همه رو بگیره :) فاز داداشی برداشتن باهم.این چندتا نشونه رو دادم تا بفهمید رو هوا حرف نمیزنم.من سالهاست که از همه جزئیات کارهای اینا خبر دارم.این بشر هر جا حس کرد یکی میتونه رقیبش بشه کاری کرد که یا خودش جمع کنه بره یا بندازنش بیرون.حتی یه موقعی بین خودشون هم اختلاف بود و یه پاتک به م.ت هم زد.اینا به هیچ کس رحم نمیکنن. چه گروهها که بخاطر سم پاشی اینا نپاشید چه آدم حسابیایی که از مجموعه نرفت.اینا باید یه روز جواب پس بدن خیلی از اینا که رفتن دوست داشتن بمونن اصلا آدم رفتن از شرکت و مهاجرت نبودن.درسته که هر کدوم که رفتن از اینجا موفقتر شدن اما تاوانش شد اینی که می بینید. یه جوی درست کردن که هیچ کس راضی نیست. بالاخره ماه پشت ابر نمیمونه ما خیلی چیزا دیدیم تازه هم دوره ای های ما هم دیدن خیلیاش هم خدا خبره داره این و میدونم که خدای سیاست هم باشی بالخره یه جا .... میزنی