متأسفانه، پردازش در سطح ملی در حال آسیب رساندن به برند کاریزما است و به نظر میرسد که مدیران باید هر چه سریعتر تدبیری بیندیشند. https://nabzebourse.com/fa/news/89038/
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
سلام، به عنوان شخصی که چندین ماه در این شرکت بودم، تک تک کامنتای منفی متاسفانه تجربه کردم، از بی احترامی مسئولین تا اینکه جوری به حد جنون آدم روانی میکنن، که بدون مطالبه تمام حق حقوقی که داری برید، تمام کامنتای مثبت شک ندارم از مسئولین اونجا هستن، مگرنه ده برابر استخدام ها همیشه استفا دارند، هیچ کس از یه کار خوب با محیط خوب و حقوق خوب استفا نمی دهد.
مدتهاست که در حوزه UI/UX تجربه میکنم و با چند کمپانی نرمافزاری همکاری داشتم. چند وقتی است که به این شرکت ملحق شدم، اما همواره ترسناک بود که شاید در روزهای اول ورود شرایط فرق کند و به همین دلیل شاید به این شرکت نمی آمدم. حالا تجربهام از این چند ماه با تمام باورهایی که پیش از پیوستن داشتم خیلی فرق دارد و انگار یا قبل از اینجا اوضاع بهکلی دیگری بوده یا تجربههای منفی واقعیت نداشتند. نظم، انضباط و پیگیری منظم کارها از سوی مدیر فنی عالی است و همواره آنقدر کار برایم ساده بوده که گذر زمان را حس نمیکنم. گروه توسعه، بهخصوص دوستان فرانتاند که بیشتر با من همکاری دارند، بسیار مهربان و صمیمی هستند. فضای حرفهای توسعه نرمافزار و ابزارها و روشهایی که استفاده میکنند برایم تازه و محرک بود و کار را خیلی سادهتر کرد. اینجا را اینقدر دوست دارم که گاهی به آینده پروژهها فکر میکنم و میگویم شاید از دست دادن حضورم در این تیم چیز خوبی نباشد. این حرفها را بهخاطر این نوشتم تا اگر شرایط استخدامیام فرق میکرد یا تصمیمم عوض میشد، فرصت را از دست ندهم و با خودم مرور کنم که نباید با ارائه اطلاعات نادرست به خودمان ظلم کنیم. امیدوارم این چند خط برای کسانی که واقعا دنبال یک جای حرفهای و خوب هستند مفید باشد.
افتضاح افتضاح نه حقوق میدن نه مزایا مدیر منابع انسانیش که اصلا تو باغ نیست مدیرانش هم که فقط به فکر جیب خودشونن اصلا به پرسنل اهمیت نمیدن سه ماه حقوق تأخیری داره خیلیا هم که رفتن هنوز نتونستن حقوق و عیدی و سنواتشونو بگیرن خدا لعنتشون کنه
شرکت نقش اول کیفیت را تجربه کردم و این تجربه را میخواهم چنین بازگو کنم: یکی از بدترین و توهینآمیزترین مصاحبههای عمرم بود. ورود به ساختمان با مشکل مواجه شد چرا که حراست به خاطر پوششم از ورودم استقبال نکرد؛ شال بدون میکاپ و مانتو جلوباز که زیرش تیشرت گشاد بودم باعث دردسر شد تا اجازه ورود بگیرم. مصاحبهکننده مردمی میانسال و بداخلاق بود که با سلام و علیک و لبخند مصنوعی و پوزخند، رزومهام را نخوانده بود که چرا از شرکت X بیرون آمدهام و در رزومه نوشتم که یک سال با آنجا همکاری کردم و الان جای دیگر هستم؛ گفت هنوز ندیده بودم. او با لهجهای طلبکارانه سوالاتی بسیار خصوصی از خانوادهام پرسید و به رغم اینکه شغل مادرم را نپرسیده بود، از من پرسید پدرم چه میکند و اهل کجا هستم. در میانه مصاحبه پیشنهاد تعهد محضری برای سه سال کار در اینجا داد که گفتم نه، چون ممکن بود به هر دلیلی بعدا پوزیشنم یا مکان زندگیام را تغییر دهم. ناگهان با قهقههای بلند گفت اگر بخواهی شوهر پولدار پیدا کنی ازدواج کنی و بری و این حرفها را زد که آن لحظه به شدت آزاردهنده بود. از آن به بعد فقط طوری پاسخ دادم که از ورود به چنین پذیرشی کنار بروم. در توضیحات مربوط به شرایط شغلی عنوان شده بود که شناوری کار تا ساعت ۸:۳۰ است و بعضی از جوانان از راه دور بودن و بیانگیزگی را بهانه میکردند؛ پوشش همکاران اداری و این چیزها را عنوان کرده بودند. فضای عمومی شرکت پرتنش و مخرب بود و از کنار هرکس که رد میشدی استرس به آنها منتقل میشد و جرئت صحبت کردن نداشتند. از رفتار مدیران مشخص بود جو حاکم زنستیزی و دیکتاتوری دارد.
تجربه کاری در هیوا واقعا مثبت و آموزنده بود محیطی دوستانه و حرفهای دارن که همیشه انگیزه میده به پیشرفت و یادگیری بیشتر همه چیز منظم و به موقع پیش میره و حقوق هم همیشه سر وقت پرداخت میشه از کار کردن با تیم هیوا بسیار راضی هستم در طول مدت همکاری با هیوا، همیشه احساس کردم که یک تیم واقعی پشت من هست فضای کاری شاد و حمایتگر داره که به آدم انگیزه میده بیشتر تلاش کنه. مسئولین و همکاران همیشه کمککننده بودن و از اینکه هنوز در هیوا مشغول به کارم خوشحالم و قطعا این تجربه برای من خیلی مفید بوده
در شرکت گروه استیل البرز تجربه کردم که مدیرعامل بیش از هر چیز به ظاهر افراد اهمیت میدهد و برای فضای رشد و پیشرفت فرصت چندانی برای دیگران نمیگذارد. او به جای توجه به توانمندیهای واقعی، افرادی را استخدام میکند که تنها ظاهر مناسبی دارند ولی در عمل چیزی بلد نیستند. دلیلش را ارثی بودن منصب میدهم و معتقد نیستم که زحمتی برای شرکت کشیده باشند؛ به همین خاطر منافع و رشد شرکت برای ایشان اهمیت ندارد. با وجود اینکه کارفرمایان زیادی با حقوق بالا جذب میکند، اما کسانی که واقعا تلاش کرده و بااستعدادند را به بدترین شکل ممکن زیر فشار قرار میدهد. هر چه بتوانی رزومهای به شکل ساختگی بنویسی، ممکن است مدیرعامل به شدت به تو علاقه نشان دهد و در نتیجه به راحتی بیکار بمانی و هیچ دستاوردی برای خودت و شرکت صنایع ورق ایران نداشته باشید.
قراردادش یک ماهست. یک ماه مثل الاغ بدون غذا تو یه جای بسته پر دوربین از آدم کار میکشن آخرشم 12 تومن میدن که باید خرج پادرد و کمردرد بکنی. 12 ساعت سرپایی مثل ربات و آدهم آهنی فقط بابد راه بری و اتوماتیک حمالی کنی
به مدت هفت سال در این شرکت خدمت کردم و نمونههای زیادی از تلاش بیوقفه تیمهای مختلف را دیدم. مشکلات رایج شرکتهای ایرانی تا حدی وجود دارد و نمیتوانم آنها را فقط به این مجموعه نسبت بدهم. همچنین در فضاهای آنلاین برخی کاربران درباره شرکت نظرهایی منفی میدهند که شاید نتیجه تجربیات خاص فرد باشد و واقعا با رفتار افراد در هر سطح شغلی فرق میکند. با این حال برخورد محترمانه با همکاران، بازخوردها را همواره به شکل محترمانه میدانند و همان رفتار را از دیگران انتظار میکنند. هماکنون، برای موقعیت شغلی بالاتر از اینجا جدا شدم، اما در کنار همکاران و تیم پرتوان این مجموعه، طی هفت سال، مسیر رشد من هم و همکارانم بوده است.
شرکت صنعت رایان پارس یکی از شرکتهای بزرگ تولید باتریهای یوپیاس و تجهیزات مخابراتی است و تجربه من بهعنوان کارشناس فروش در آن شکل گرفت. در اینجا فرصت رشد شغلی پیدا کردم و چیزهای تازهای یادگرفتم. مدیریت بر پایه اصول بهروز آلمانی اجرا میشود و به وضوح میشود اثر این رویکرد را در شیوهی مدیریت دید.
برای من تجربهای بود که در یک قرارداد کاری دیدگاه منفی عمیقی نسبت به کارفرما و فضای کاری ایجاد کرد، بهخصوص به خاطر رفتار فردی که کار با او را سپری کردم. او با صداقت کم و اعتماد کم همراه بود، به شکلی که احساس میکردم نامطمئن و بیپشتوانه رفتار میکند و از لحاظ اخلاقی و حرفهای با منطق کار نمیکند. در طول همکاری حقوقم را بهموقع دریافت نکردم و با وجود پیگیریهای لازم، پاسخ مشخصی از سمت مدیریت ندیدم. همچنین شنیدم که برخی از اختلافات حقوقی و کیفری در مسیر امور حقوقی موسسه مطرح شده است و گزارشهایی در این باره وجود دارد که من ترجیح میدهم دربارهی آنها از منابع قانونی مطلع شوم. در نتیجه این تجربه باعث شد نگاه من به آیندهی همکاری با این مجموعه به میزان قابل توجهی کاهش یابد و پیشنهاد میکنم به هیچ عنوان با چنین رفتار و شرایطی وارد همکاری نشود.
روزی 100 نفر برای مصاحبه میان و سیاست در باز این شرکت قابل نادیده گرفتن نیست. در کل برعکس نظری که گفتن مدیریت زنانه است من میگم مدیریت به شدت مردانه و به دور از ظرافت است. هیچ شورو ذوقی در این شرکت وجود ندارد. از عید گرفته تا عزا همیشه یه جو حاکم داره. در کل یع جزیزه دورافتاده است که حقوق خوبی هم برای نادیده گرفتن ایرادهاش نداره. تنها مورد مثبت بی خبری مدیریت از روند کاریه که کار رو برای اعضا راحت میکنه. کلا خیلی از روش های پیشرفت رو تصمیم میگیرید اینجا بیان نکنید چون میبینید ارزشش رو نداره و خوشحالم که پیشنهادهای محدودی برای بهبود شرایط این شرکت دادم و خیلی ها رو پیش خودم نگه داشتم چون در نهایت به نفع عده خاصی میشد که مرکز توجهن بی دلیل.
در این مجموعه نمیخواستم وارد بشم، اما اگر بخواهم بازگو کنم، فضای کار مرکز تماس به شکل ناخوشایندی به نظر میرسید. مدیران شرکت با توجه به وثیقهها و مسائل مالی، به دنبال حفظ منافع خود بودند و اغلب به کارکنان حقوق مناسبی پرداخت نمیکردند. ساعات کار از شنبه تا پنجشنبه بود و این فشار کاری از عوامل ناراضیکننده بود. در سال جاری با تغییرات نیروی انسانی مواجه بودند و زمزمههای کاهش نیرو در پایان سال شنیده میشد. ترک شغل و استعفای زیاد هم باعث شده بود هر روز برای هر پست آگهی جدیدی بدهند که دلیل اصلی آن را گرفتاری مدیران و کمبود دانش مدیریتی میدانم. بهعنوان توصیهای ساده، از تجربههای اطرافیان استفاده کنید و از تصمیمگیریهای پرمخاطره پرهیز کنید.
یه شرکت با تخصص عالی و همکاران عالی .واقعا همه چی منظم بود.دوست داشتم همکاری کنم.مصاحبه دو مرحله ای و سطح عالی. هنوز انقدر تجربه ندارم قبولم کنند ولی دوست داشتم. سطح همکاران در شرکت واقعا معلوم بود عالی بود. تخصص طراحی سایت و سئو دارند و در سطح خوبی کار میکنند
عزیزان هنگام استخدام در شرکت مدیر عامل شناسنامه رو بعنوان گرو نگه میداره و زمانی که خواستی از شرکت استعفا بدی بهت شناسنامه نمیده میگه برو رسید بیار بهت بدم و معلوم نیست از شناسنامه چه سو استفاده هایی میکنه و در زمان استخدام علاوه بر شناسنامه سفته و چک و میگیره
یکی از دلایلی که من راضی هستم، سه سال گذشته شرکت به موقع حقوق پرداخت کرده و برای مناسبتها ارزاق و هدیه دادند.این شرکت آییننامه رفاهی خوبی داره و پروژه های بسیار خوبی در بازار داره و برای کار کردن یکی از بهترین شرکتهای حوزه امنیت در کشوره
به عنوان تجربهای صادقانه و با جملهبندی تازه، اینطور دیدم که شرکت حسابگر پرداز غرب به دلیل نقش واسطهای در ارائه خدمات و محصولات، ارزش افزوده زیادی نمیآورد و به همین خاطر هم قیمت بالاست و هم کیفیت خدمات پایین است. همین دو مسئله باعث میشد نتوانم به خوبی بفروشم، به هدفهایمان نرسم و در نهایت با این که پورسانت هم نمیگرفتم، دائم تهدید به اخراج شوم. فشار و استرسی که از سمت مدیرعامل و همسرش به کل تیم وارد میشد، واقعا قابل تحمل نبود و با مرور زمان فروپاشی روانی ایجاد میکرد. روزی چند بار با احتمال اینکه از کارم اخراج شوم، چنین وضعی حس میشد. برای مثال گاهی بیوقفه به کارمندان تذکر میدادند که چرا وقت صرف سیگار میکنیم؛ در حالی که ایمیلهای مربوط به این موضوع هم مرتب دریافت میکردیم. جزو شرکتهایی بود که در مسیر رشد مالی و شغلی، موفقیت ملموسی نداشت مگر اینکه با همشهریها یا افرادی که از آنها حمایت میشدند ارتباط داشتی یا تأیید میگرفتی.
هیوا یه شرکت فوقالعاده با تیمی حرفهای و با اخلاقه.... من از همکاری با این تیم خیلی چیزها یاد گرفتم و همیشه حامی من بودن.... همه چیز از شرایط کاری گرفته تا پرداختها به موقع و درست انجام میشه..... یه محیط کاری صمیمی دارن که باعث میشه راحتتر پیشرفت کنی و احساس راحتی کنی..... خوشحالم که همچنان بخشی از این تیم هستم🙂
در پیام ها دیدم فردی از مجموعه و مدیریت تعریف میکنه، احتمالا یکی از نوچه های مدیریت تحقیق و توسعه هست یا بهش پول و موقعیت سازمانی خوبی رسیده که الان در جواب اینهمه پیام منفی راجع به مدیر، از او تعریف میکند.در صورتیکه هر کس با مدیر کار کرده باشه میداند که ایشان چه شخصیت مضخرف و دروغگو و باند باز و بی ادب و بد دهنی است. تا زمانیکه در مجموعه بودم مدیر تحقیق و توسعه در باند خودش دو نوچه داشت که یکی رییس تیم نرم افزار بود و دیگری رییس ای سی یو.همان روزی که از مجموعه رفتم، فردای همان روز که از خواب بلند شدم و چهره مدیر نرم افزار و اون رییس ای سی یو رو دیگر نمی دیدم واقعا بهترین روز زندگیم بود آنقدر که این افراد پلید و مضخرف و باند باز و چاپلوس بودن و پاچه خوار که بواسطه مدیر تحقیق و توسعه به پول و جایگاه سازمانی خوبی رسیدند. مابقی که در باند مخوف مدیر تحقیق و توسعه نبودند به جایی نمی رسیدند گویی فقط اینا آدم بودند.از مالک کروز که آدم خوبی بود و از اون مجموعه بعید بود همچین آدمهایی را آنجا نگه دارد وقتی میدید مجموعه را واقعا به گند کشیدند و باعث فرار نیروها می شدند. نمیدانم چرا همان زمان اینها را اخراج نکردند!!!خروج تمام نیروها که تعدادشان خیلی زیاد بود بخاطر باند بازی مدیر تحقیق و توسعه بود و این فرد یک بیمار روانی روان پریش هست که باید در بیمارستان روانی بستری شود و من اگر یک گاوداری داشته باشم مدیریت آن را به این فرد نمیسپارم چه برسه به مدیر تحقیق و توسعه که برای این فرد خیلی زیاد هست این سمت، آنقدر که نالایق هست. مدیریت آنقدر بددهن بود که فقط فحش و ناسزا میداد و به خودش اجازه میداد با همه هر طور دلش میخواهد صحبت کند در صورتیکه خیلیا بخاطر مشکل اقتصاد کشور مجبور بودن اونجا کار کنن و گرنه میگن حقوق کروز خوب هست.حقوق خوب آنجا در ازای اینکه زندگی و اعصاب و روان و شخصیت تو رو مثل یه برده خریدن و توانایی های نیروها رو اصلا نمیدیدند و فقط کافی بود برای رشد و رسیدن به حقوق بالا در باند مدیر باشی وگرنه غیر از آن هر تلاشی بی فایده بود وقتی در باند نبودی یا مدیر با تو حال نمیکرد.اگر مدیر با تو حال نمیکرد به یه نحوی تو رو از مجموعه حذف میکرد یا آنقدر اذیت میکرد که خودت فرار کنی. این را گفتم که آنهایی که میگن آرزو دارن در کروز کار کنن قبل از هر اقدامی اینها را بدانن و از تجربه افرادی که روزگاری در آن شرکت عمر و وقت تلف کردن استفاده کنن و راهشون به اون شرکت مضخرف که فقط اسم در کرده ولی واقعا یک پادگان هست نیفتد. در کروز نیروی انسانی و شخصیت اون و توانایی اون هیچ ارزشی ندارد و همه به چشم یه برده و یک کارگر دیده میشوند و تا جایی که بتوانند به نیرو توهین میکنن به طرق مختلف و به بهانه ای. چه وقت و عمری در آنجا هدر دادم که در آخر فرار کردم که به آرامش برسم و توانمندی خودم را در مجموعه های دیگر نشان دهم.
من تجربهای از کار در بهسا دارم که دوست دارم به زبان ساده و صادقانه بازگو کنم. فضای کار آنقدر خستهکننده است که حس میکنم حقیقتا با مجموعهای از دروغها سروکار دارم و مدیران فعلی حاضر به دفع این بیعدالتیها نیستند. تیم منابع انسانی هیچ هماهنگی منظمی ندارد و با وجود حجم تبادل اطلاعات بین سازمانها و افراد، نحوه مدیریت تجربه من بسیار عجیب و جای تعجب دارد. روند استخدام هم مشخص نیست؛ به وعدههای روز مصاحبه عمل نمیشود و پس از جذب نه تنها قراردادی ارائه نمیشود بلکه تعهدات غیرمرتبط و سفتههایی نیز گرفته میشوند که به کارمندان بدهکار میکنند و هیچ مزیت مثبتی از شرکت نصیب نمیشود. بارها درباره مشکلات با تیم HR صحبت کردهام اما فکر میکنم مشکلات از بین رفتهاند چون سودشان برای برخی مشخص است و آنها تمایلی برای رسیدگی ندارند. فردی که مسئول HR است کاملا مسئولیتپذیر نیست و با لحن اهل شوخی روزها را میگذراند؛ برای زمان من ارزش کمی قائل است و برخورد درستی با پرسنل بلد نیست. تجربه کاری ایشان هم قابل مقایسه با یک کارمند حرفهای نیست، و به نظر میرسد در تیم HR تنها از متون حفظشده استفاده میکنند و توان اجرای حتی یک خط از آنها را هم ندارند. اگر در تصمیم برای پیوستن به این شرکت مردد هستید، به ویژه اگر تجربهتان بیش از چهار سال است، خوب است حتما مطالعه کنید. در این شرکت اصول و ضوابط چندان ملاک نیستند و روابط بر پایه رابطهمحوری است؛ در نتیجه جای پیشرفت برای حرفهایها وجود ندارد. در پایان باید گفت فرایند تسویه حساب بسیار دشوار و آزاردهنده است. من بیش از پنج ماه در حال تلاش برای تسویه بودهام و هنوز موفق نشدهام.
متأسفانه، پردازش در سطح ملی در حال آسیب رساندن به برند کاریزما است و به نظر میرسد که مدیران باید هر چه سریعتر تدبیری بیندیشند. https://nabzebourse.com/fa/news/89038/
سلام، به عنوان شخصی که چندین ماه در این شرکت بودم، تک تک کامنتای منفی متاسفانه تجربه کردم، از بی احترامی مسئولین تا اینکه جوری به حد جنون آدم روانی میکنن، که بدون مطالبه تمام حق حقوقی که داری برید، تمام کامنتای مثبت شک ندارم از مسئولین اونجا هستن، مگرنه ده برابر استخدام ها همیشه استفا دارند، هیچ کس از یه کار خوب با محیط خوب و حقوق خوب استفا نمی دهد.
مدتهاست که در حوزه UI/UX تجربه میکنم و با چند کمپانی نرمافزاری همکاری داشتم. چند وقتی است که به این شرکت ملحق شدم، اما همواره ترسناک بود که شاید در روزهای اول ورود شرایط فرق کند و به همین دلیل شاید به این شرکت نمی آمدم. حالا تجربهام از این چند ماه با تمام باورهایی که پیش از پیوستن داشتم خیلی فرق دارد و انگار یا قبل از اینجا اوضاع بهکلی دیگری بوده یا تجربههای منفی واقعیت نداشتند. نظم، انضباط و پیگیری منظم کارها از سوی مدیر فنی عالی است و همواره آنقدر کار برایم ساده بوده که گذر زمان را حس نمیکنم. گروه توسعه، بهخصوص دوستان فرانتاند که بیشتر با من همکاری دارند، بسیار مهربان و صمیمی هستند. فضای حرفهای توسعه نرمافزار و ابزارها و روشهایی که استفاده میکنند برایم تازه و محرک بود و کار را خیلی سادهتر کرد. اینجا را اینقدر دوست دارم که گاهی به آینده پروژهها فکر میکنم و میگویم شاید از دست دادن حضورم در این تیم چیز خوبی نباشد. این حرفها را بهخاطر این نوشتم تا اگر شرایط استخدامیام فرق میکرد یا تصمیمم عوض میشد، فرصت را از دست ندهم و با خودم مرور کنم که نباید با ارائه اطلاعات نادرست به خودمان ظلم کنیم. امیدوارم این چند خط برای کسانی که واقعا دنبال یک جای حرفهای و خوب هستند مفید باشد.
افتضاح افتضاح نه حقوق میدن نه مزایا مدیر منابع انسانیش که اصلا تو باغ نیست مدیرانش هم که فقط به فکر جیب خودشونن اصلا به پرسنل اهمیت نمیدن سه ماه حقوق تأخیری داره خیلیا هم که رفتن هنوز نتونستن حقوق و عیدی و سنواتشونو بگیرن خدا لعنتشون کنه
شرکت نقش اول کیفیت را تجربه کردم و این تجربه را میخواهم چنین بازگو کنم: یکی از بدترین و توهینآمیزترین مصاحبههای عمرم بود. ورود به ساختمان با مشکل مواجه شد چرا که حراست به خاطر پوششم از ورودم استقبال نکرد؛ شال بدون میکاپ و مانتو جلوباز که زیرش تیشرت گشاد بودم باعث دردسر شد تا اجازه ورود بگیرم. مصاحبهکننده مردمی میانسال و بداخلاق بود که با سلام و علیک و لبخند مصنوعی و پوزخند، رزومهام را نخوانده بود که چرا از شرکت X بیرون آمدهام و در رزومه نوشتم که یک سال با آنجا همکاری کردم و الان جای دیگر هستم؛ گفت هنوز ندیده بودم. او با لهجهای طلبکارانه سوالاتی بسیار خصوصی از خانوادهام پرسید و به رغم اینکه شغل مادرم را نپرسیده بود، از من پرسید پدرم چه میکند و اهل کجا هستم. در میانه مصاحبه پیشنهاد تعهد محضری برای سه سال کار در اینجا داد که گفتم نه، چون ممکن بود به هر دلیلی بعدا پوزیشنم یا مکان زندگیام را تغییر دهم. ناگهان با قهقههای بلند گفت اگر بخواهی شوهر پولدار پیدا کنی ازدواج کنی و بری و این حرفها را زد که آن لحظه به شدت آزاردهنده بود. از آن به بعد فقط طوری پاسخ دادم که از ورود به چنین پذیرشی کنار بروم. در توضیحات مربوط به شرایط شغلی عنوان شده بود که شناوری کار تا ساعت ۸:۳۰ است و بعضی از جوانان از راه دور بودن و بیانگیزگی را بهانه میکردند؛ پوشش همکاران اداری و این چیزها را عنوان کرده بودند. فضای عمومی شرکت پرتنش و مخرب بود و از کنار هرکس که رد میشدی استرس به آنها منتقل میشد و جرئت صحبت کردن نداشتند. از رفتار مدیران مشخص بود جو حاکم زنستیزی و دیکتاتوری دارد.
تجربه کاری در هیوا واقعا مثبت و آموزنده بود محیطی دوستانه و حرفهای دارن که همیشه انگیزه میده به پیشرفت و یادگیری بیشتر همه چیز منظم و به موقع پیش میره و حقوق هم همیشه سر وقت پرداخت میشه از کار کردن با تیم هیوا بسیار راضی هستم در طول مدت همکاری با هیوا، همیشه احساس کردم که یک تیم واقعی پشت من هست فضای کاری شاد و حمایتگر داره که به آدم انگیزه میده بیشتر تلاش کنه. مسئولین و همکاران همیشه کمککننده بودن و از اینکه هنوز در هیوا مشغول به کارم خوشحالم و قطعا این تجربه برای من خیلی مفید بوده
در شرکت گروه استیل البرز تجربه کردم که مدیرعامل بیش از هر چیز به ظاهر افراد اهمیت میدهد و برای فضای رشد و پیشرفت فرصت چندانی برای دیگران نمیگذارد. او به جای توجه به توانمندیهای واقعی، افرادی را استخدام میکند که تنها ظاهر مناسبی دارند ولی در عمل چیزی بلد نیستند. دلیلش را ارثی بودن منصب میدهم و معتقد نیستم که زحمتی برای شرکت کشیده باشند؛ به همین خاطر منافع و رشد شرکت برای ایشان اهمیت ندارد. با وجود اینکه کارفرمایان زیادی با حقوق بالا جذب میکند، اما کسانی که واقعا تلاش کرده و بااستعدادند را به بدترین شکل ممکن زیر فشار قرار میدهد. هر چه بتوانی رزومهای به شکل ساختگی بنویسی، ممکن است مدیرعامل به شدت به تو علاقه نشان دهد و در نتیجه به راحتی بیکار بمانی و هیچ دستاوردی برای خودت و شرکت صنایع ورق ایران نداشته باشید.
قراردادش یک ماهست. یک ماه مثل الاغ بدون غذا تو یه جای بسته پر دوربین از آدم کار میکشن آخرشم 12 تومن میدن که باید خرج پادرد و کمردرد بکنی. 12 ساعت سرپایی مثل ربات و آدهم آهنی فقط بابد راه بری و اتوماتیک حمالی کنی
به مدت هفت سال در این شرکت خدمت کردم و نمونههای زیادی از تلاش بیوقفه تیمهای مختلف را دیدم. مشکلات رایج شرکتهای ایرانی تا حدی وجود دارد و نمیتوانم آنها را فقط به این مجموعه نسبت بدهم. همچنین در فضاهای آنلاین برخی کاربران درباره شرکت نظرهایی منفی میدهند که شاید نتیجه تجربیات خاص فرد باشد و واقعا با رفتار افراد در هر سطح شغلی فرق میکند. با این حال برخورد محترمانه با همکاران، بازخوردها را همواره به شکل محترمانه میدانند و همان رفتار را از دیگران انتظار میکنند. هماکنون، برای موقعیت شغلی بالاتر از اینجا جدا شدم، اما در کنار همکاران و تیم پرتوان این مجموعه، طی هفت سال، مسیر رشد من هم و همکارانم بوده است.
شرکت صنعت رایان پارس یکی از شرکتهای بزرگ تولید باتریهای یوپیاس و تجهیزات مخابراتی است و تجربه من بهعنوان کارشناس فروش در آن شکل گرفت. در اینجا فرصت رشد شغلی پیدا کردم و چیزهای تازهای یادگرفتم. مدیریت بر پایه اصول بهروز آلمانی اجرا میشود و به وضوح میشود اثر این رویکرد را در شیوهی مدیریت دید.
برای من تجربهای بود که در یک قرارداد کاری دیدگاه منفی عمیقی نسبت به کارفرما و فضای کاری ایجاد کرد، بهخصوص به خاطر رفتار فردی که کار با او را سپری کردم. او با صداقت کم و اعتماد کم همراه بود، به شکلی که احساس میکردم نامطمئن و بیپشتوانه رفتار میکند و از لحاظ اخلاقی و حرفهای با منطق کار نمیکند. در طول همکاری حقوقم را بهموقع دریافت نکردم و با وجود پیگیریهای لازم، پاسخ مشخصی از سمت مدیریت ندیدم. همچنین شنیدم که برخی از اختلافات حقوقی و کیفری در مسیر امور حقوقی موسسه مطرح شده است و گزارشهایی در این باره وجود دارد که من ترجیح میدهم دربارهی آنها از منابع قانونی مطلع شوم. در نتیجه این تجربه باعث شد نگاه من به آیندهی همکاری با این مجموعه به میزان قابل توجهی کاهش یابد و پیشنهاد میکنم به هیچ عنوان با چنین رفتار و شرایطی وارد همکاری نشود.
روزی 100 نفر برای مصاحبه میان و سیاست در باز این شرکت قابل نادیده گرفتن نیست. در کل برعکس نظری که گفتن مدیریت زنانه است من میگم مدیریت به شدت مردانه و به دور از ظرافت است. هیچ شورو ذوقی در این شرکت وجود ندارد. از عید گرفته تا عزا همیشه یه جو حاکم داره. در کل یع جزیزه دورافتاده است که حقوق خوبی هم برای نادیده گرفتن ایرادهاش نداره. تنها مورد مثبت بی خبری مدیریت از روند کاریه که کار رو برای اعضا راحت میکنه. کلا خیلی از روش های پیشرفت رو تصمیم میگیرید اینجا بیان نکنید چون میبینید ارزشش رو نداره و خوشحالم که پیشنهادهای محدودی برای بهبود شرایط این شرکت دادم و خیلی ها رو پیش خودم نگه داشتم چون در نهایت به نفع عده خاصی میشد که مرکز توجهن بی دلیل.
در این مجموعه نمیخواستم وارد بشم، اما اگر بخواهم بازگو کنم، فضای کار مرکز تماس به شکل ناخوشایندی به نظر میرسید. مدیران شرکت با توجه به وثیقهها و مسائل مالی، به دنبال حفظ منافع خود بودند و اغلب به کارکنان حقوق مناسبی پرداخت نمیکردند. ساعات کار از شنبه تا پنجشنبه بود و این فشار کاری از عوامل ناراضیکننده بود. در سال جاری با تغییرات نیروی انسانی مواجه بودند و زمزمههای کاهش نیرو در پایان سال شنیده میشد. ترک شغل و استعفای زیاد هم باعث شده بود هر روز برای هر پست آگهی جدیدی بدهند که دلیل اصلی آن را گرفتاری مدیران و کمبود دانش مدیریتی میدانم. بهعنوان توصیهای ساده، از تجربههای اطرافیان استفاده کنید و از تصمیمگیریهای پرمخاطره پرهیز کنید.
یه شرکت با تخصص عالی و همکاران عالی .واقعا همه چی منظم بود.دوست داشتم همکاری کنم.مصاحبه دو مرحله ای و سطح عالی. هنوز انقدر تجربه ندارم قبولم کنند ولی دوست داشتم. سطح همکاران در شرکت واقعا معلوم بود عالی بود. تخصص طراحی سایت و سئو دارند و در سطح خوبی کار میکنند
عزیزان هنگام استخدام در شرکت مدیر عامل شناسنامه رو بعنوان گرو نگه میداره و زمانی که خواستی از شرکت استعفا بدی بهت شناسنامه نمیده میگه برو رسید بیار بهت بدم و معلوم نیست از شناسنامه چه سو استفاده هایی میکنه و در زمان استخدام علاوه بر شناسنامه سفته و چک و میگیره
یکی از دلایلی که من راضی هستم، سه سال گذشته شرکت به موقع حقوق پرداخت کرده و برای مناسبتها ارزاق و هدیه دادند.این شرکت آییننامه رفاهی خوبی داره و پروژه های بسیار خوبی در بازار داره و برای کار کردن یکی از بهترین شرکتهای حوزه امنیت در کشوره
به عنوان تجربهای صادقانه و با جملهبندی تازه، اینطور دیدم که شرکت حسابگر پرداز غرب به دلیل نقش واسطهای در ارائه خدمات و محصولات، ارزش افزوده زیادی نمیآورد و به همین خاطر هم قیمت بالاست و هم کیفیت خدمات پایین است. همین دو مسئله باعث میشد نتوانم به خوبی بفروشم، به هدفهایمان نرسم و در نهایت با این که پورسانت هم نمیگرفتم، دائم تهدید به اخراج شوم. فشار و استرسی که از سمت مدیرعامل و همسرش به کل تیم وارد میشد، واقعا قابل تحمل نبود و با مرور زمان فروپاشی روانی ایجاد میکرد. روزی چند بار با احتمال اینکه از کارم اخراج شوم، چنین وضعی حس میشد. برای مثال گاهی بیوقفه به کارمندان تذکر میدادند که چرا وقت صرف سیگار میکنیم؛ در حالی که ایمیلهای مربوط به این موضوع هم مرتب دریافت میکردیم. جزو شرکتهایی بود که در مسیر رشد مالی و شغلی، موفقیت ملموسی نداشت مگر اینکه با همشهریها یا افرادی که از آنها حمایت میشدند ارتباط داشتی یا تأیید میگرفتی.
هیوا یه شرکت فوقالعاده با تیمی حرفهای و با اخلاقه.... من از همکاری با این تیم خیلی چیزها یاد گرفتم و همیشه حامی من بودن.... همه چیز از شرایط کاری گرفته تا پرداختها به موقع و درست انجام میشه..... یه محیط کاری صمیمی دارن که باعث میشه راحتتر پیشرفت کنی و احساس راحتی کنی..... خوشحالم که همچنان بخشی از این تیم هستم🙂
در پیام ها دیدم فردی از مجموعه و مدیریت تعریف میکنه، احتمالا یکی از نوچه های مدیریت تحقیق و توسعه هست یا بهش پول و موقعیت سازمانی خوبی رسیده که الان در جواب اینهمه پیام منفی راجع به مدیر، از او تعریف میکند.در صورتیکه هر کس با مدیر کار کرده باشه میداند که ایشان چه شخصیت مضخرف و دروغگو و باند باز و بی ادب و بد دهنی است. تا زمانیکه در مجموعه بودم مدیر تحقیق و توسعه در باند خودش دو نوچه داشت که یکی رییس تیم نرم افزار بود و دیگری رییس ای سی یو.همان روزی که از مجموعه رفتم، فردای همان روز که از خواب بلند شدم و چهره مدیر نرم افزار و اون رییس ای سی یو رو دیگر نمی دیدم واقعا بهترین روز زندگیم بود آنقدر که این افراد پلید و مضخرف و باند باز و چاپلوس بودن و پاچه خوار که بواسطه مدیر تحقیق و توسعه به پول و جایگاه سازمانی خوبی رسیدند. مابقی که در باند مخوف مدیر تحقیق و توسعه نبودند به جایی نمی رسیدند گویی فقط اینا آدم بودند.از مالک کروز که آدم خوبی بود و از اون مجموعه بعید بود همچین آدمهایی را آنجا نگه دارد وقتی میدید مجموعه را واقعا به گند کشیدند و باعث فرار نیروها می شدند. نمیدانم چرا همان زمان اینها را اخراج نکردند!!!خروج تمام نیروها که تعدادشان خیلی زیاد بود بخاطر باند بازی مدیر تحقیق و توسعه بود و این فرد یک بیمار روانی روان پریش هست که باید در بیمارستان روانی بستری شود و من اگر یک گاوداری داشته باشم مدیریت آن را به این فرد نمیسپارم چه برسه به مدیر تحقیق و توسعه که برای این فرد خیلی زیاد هست این سمت، آنقدر که نالایق هست. مدیریت آنقدر بددهن بود که فقط فحش و ناسزا میداد و به خودش اجازه میداد با همه هر طور دلش میخواهد صحبت کند در صورتیکه خیلیا بخاطر مشکل اقتصاد کشور مجبور بودن اونجا کار کنن و گرنه میگن حقوق کروز خوب هست.حقوق خوب آنجا در ازای اینکه زندگی و اعصاب و روان و شخصیت تو رو مثل یه برده خریدن و توانایی های نیروها رو اصلا نمیدیدند و فقط کافی بود برای رشد و رسیدن به حقوق بالا در باند مدیر باشی وگرنه غیر از آن هر تلاشی بی فایده بود وقتی در باند نبودی یا مدیر با تو حال نمیکرد.اگر مدیر با تو حال نمیکرد به یه نحوی تو رو از مجموعه حذف میکرد یا آنقدر اذیت میکرد که خودت فرار کنی. این را گفتم که آنهایی که میگن آرزو دارن در کروز کار کنن قبل از هر اقدامی اینها را بدانن و از تجربه افرادی که روزگاری در آن شرکت عمر و وقت تلف کردن استفاده کنن و راهشون به اون شرکت مضخرف که فقط اسم در کرده ولی واقعا یک پادگان هست نیفتد. در کروز نیروی انسانی و شخصیت اون و توانایی اون هیچ ارزشی ندارد و همه به چشم یه برده و یک کارگر دیده میشوند و تا جایی که بتوانند به نیرو توهین میکنن به طرق مختلف و به بهانه ای. چه وقت و عمری در آنجا هدر دادم که در آخر فرار کردم که به آرامش برسم و توانمندی خودم را در مجموعه های دیگر نشان دهم.
من تجربهای از کار در بهسا دارم که دوست دارم به زبان ساده و صادقانه بازگو کنم. فضای کار آنقدر خستهکننده است که حس میکنم حقیقتا با مجموعهای از دروغها سروکار دارم و مدیران فعلی حاضر به دفع این بیعدالتیها نیستند. تیم منابع انسانی هیچ هماهنگی منظمی ندارد و با وجود حجم تبادل اطلاعات بین سازمانها و افراد، نحوه مدیریت تجربه من بسیار عجیب و جای تعجب دارد. روند استخدام هم مشخص نیست؛ به وعدههای روز مصاحبه عمل نمیشود و پس از جذب نه تنها قراردادی ارائه نمیشود بلکه تعهدات غیرمرتبط و سفتههایی نیز گرفته میشوند که به کارمندان بدهکار میکنند و هیچ مزیت مثبتی از شرکت نصیب نمیشود. بارها درباره مشکلات با تیم HR صحبت کردهام اما فکر میکنم مشکلات از بین رفتهاند چون سودشان برای برخی مشخص است و آنها تمایلی برای رسیدگی ندارند. فردی که مسئول HR است کاملا مسئولیتپذیر نیست و با لحن اهل شوخی روزها را میگذراند؛ برای زمان من ارزش کمی قائل است و برخورد درستی با پرسنل بلد نیست. تجربه کاری ایشان هم قابل مقایسه با یک کارمند حرفهای نیست، و به نظر میرسد در تیم HR تنها از متون حفظشده استفاده میکنند و توان اجرای حتی یک خط از آنها را هم ندارند. اگر در تصمیم برای پیوستن به این شرکت مردد هستید، به ویژه اگر تجربهتان بیش از چهار سال است، خوب است حتما مطالعه کنید. در این شرکت اصول و ضوابط چندان ملاک نیستند و روابط بر پایه رابطهمحوری است؛ در نتیجه جای پیشرفت برای حرفهایها وجود ندارد. در پایان باید گفت فرایند تسویه حساب بسیار دشوار و آزاردهنده است. من بیش از پنج ماه در حال تلاش برای تسویه بودهام و هنوز موفق نشدهام.