من شرکت تهویه رو توی مقایسه با بقیه شرکتهای حوزه HVAC شرکت نسبتا بزرگی میدونم، اما نکات منفیای هم هست که باید بهش اشاره کنم. حقوق و دستمزد نه بهطور منظم و دقیق و نه به طور کامل بینظمیهای زیادی داره. سیستم مدیریت شبهدولتی شرکت باعث میشه تصمیمات مدیریتی سطح پایین زیادی بیمعنا و احمقانه به وجود بیارن. مثل خیلی از شرکتها، اونها هم به نیروهای بااستعداد اهمیت زیادی نمیدن و خیلی راحت از کار بر میدارن. نفوذ رابطهها و باندبازی در بالا رفتن یک نفر و پیشرفت شغلیاش خیلی بیشتر از معیارهایی مثل سواد و صلاحیت اثرگذار میشه؛ در واقع اکثر تصمیمگیرندگان بیسواد صنعتی تهویه مطبوع نیستن و سواد کافی ندارن. باید به دیدن صحنههایی که توی این شرکت پیرمردها و بازنشستهها بدون اطلاع اداره کار مشغول کارن عادت کنم. گاه به گاه احساس میکردم مانند پارک ملت است. در طول پانزده سال اخیر از تولیدات باکیفیت به سمتی حرکت کردهاند تا ادعا کنند همه چیز رو میسازن؛ کیفیت مدارک فنی و مهندسی و همچنین محصولات قربانی تعدد محصول شده و هر کار رو انگار به شکل ناقص و سطحی انجام میدن. بهترین تعبیر برای وضعش ناخنکزدن است: شرکت به هر محصولی یک ناخنک میزند و بعد سراغ محصول بعدی میرود. تیم تحقیقات و توسعه بیشتر شبیه تیمی برای آماده کردن کارها است تا یک تیم آکادمیک.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شرکت توسعه اعتبارسنجی شهر را تجربه کردم و میخواهم از نگاه خودم برایتان بازگو کنم. گمان میکنم این مجموعه که به خانه سالمندان شباهت دارد، وظیفه اعتبارسنجی مشتریان بانک شهر را بر عهده میگیرد. بخش بنیانی شرکت را افرادی تشکیل میدهند که پیش از این بازنشستهاند و از بانک ملت آمدهاند. بسیاری از همکارانی که سالها سی سال در بانک ملت کار کرده بودند و با مدیرعامل رابطه داشتند، حالا با پروژههای این شرکت همکاری میکنند و به نظر میرسد حقوق و مزایایشان نسبت به دوران بانک تضاعف شده است؛ درست مانند اینکه از دو راه تأمین میشوند: از حقوق قبلی در بانک و از مزایای شرکت. از منظر مزایا، وامهای کلان، تسهیلات رفاهی و سفرها با هتلهای مختلف فراهم است و برای پرسنل به نظر میرسد ساعات کاری و حجم کار هم کمتر شده باشد. اما واقعیت نحوه کار به این صورت بود که زمان کاری معمول پرسنل با کارهای غیر مرتبط و صحبتهای تلفنی، گاهی با نوشتن و مکالمههای بیربط سپری میشد و گاهی هم با فاصله گرفتن از وظایف اصلی، کار به انجام میرسید. در چنین فضایی، کسانی که تمایل داشتند کار با وجدان حرفهای انجام دهند، با مشکلاتی روبهرو میشدند و به نظر میرسید که جو بررسی و ارزیابی عملکرد به صورت خشک و غیرشفاف باشد. ارتباط بین مدیران و کارکنان به گونهای بود که گفتن واقعیت به نظر میرسید محدود باشد و برخی از همکاران به دلیل نزدیکی با مدیرعامل، از پاسخگویی معاف بودند. خلاصه اینکه مدیران شرکت به نظر میرسیدند در برخی مواقع به سرعت از خط قرمزهای حرفهای عبور میکردند و رفتارهای توهینآمیز و تبعیضآمیز نسبت به پرسنل به وقوع میپیوندد؛ این مسائل از طرق گوناگون و با فشارهای مختلف مطرح میشد و من احساس میکردم در چنین محیطی حمایت و پاسخگویی وجود ندارد.
پس از تجربه کار در کال سنتر آگاه، احساس فشار روانی و بیعدالتی زیادی داشتم که باعث شد به مشورت با روانشناس و در برخی مواقع روانپزشک فکر کنم. این تجربه، از نظر من، به شدت دشوارترین کار بود که تاکنون داشتم.
میبینم که چهار تا چهار تا نیرو ها دارن میرن...بنازم به مدیریتتون...ماهم میریم ...سر سال ایشالااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا......................................................
شرکت وطن زرین با برند پنبه ریز از کجاش باید گفت اگه تنبلی و حال کار کردن نداری و حقوق برات زیاد مهم نیست خوبه ! حقوق ها هیچ وقت به موقع پرداخت نمیشه همیشه مشکل مالی برای پرسنل دارند . شرکت از مدیران مناطق بی سواد از روی ناچاری و پارتی بازی از اونها استفاده میکنند از طرفی دیگه اونها هم دنبال کار دوم خودشون هستند . مدیران شعبه از بالایی ها بدتر حتی زورشون میاد یک ساعت دفتر باشند چه برسه به کار کردن مشاور آوردن برای حل مشکلات اون خانم قشنگ به حرف پرسنل گوش میکنه بعد به مدیران مافوق اعلام میکنه و در نهایت اخراج میکنند تا صدای اعتراضی از کسی در نیاد بعد خودش هم دیگه راحت میشینه و مشکلات حل میشه . هیچ برنامه ریزی خاصی هم در شرکت ندارند یک تارگت بالا بهت میدن و فقط میگن بفرش بفروش حالا هر نوعی که شده با داد و بیداد چون میخوان به کارهای شخصی شون برسند . مهمتر از همه خوب شو میکنند و الکی خودشون رو بزرگ جلوه میدهند تا مدیرعامل خوشحال بشه همیشه هم خودشون رو در آمار اول جلوه میدهند از این بهتر چی میخوای . شرکت رو هوا*******
شرکت میهمان شو را تجربه کردم و توضیح میدهم که چرا از وضعیت内部 ناراضی بودم. در طول حضورم فهمیدم که شرکت پس از خروج افراد کلیدی، جایگزینهایی بدون سابقه یا تخصص مناسب را قبول میکند. شگفتآور است که ببینید هیچیک از نیروهای تازه جذبشده دارای تجربه یا مهارت لازم نیستند، و سهامدار شرکت هم در کار با نرمافزارها و مجموعه آفیس تسلط کافی ندارد. یکی از کارشناسان کیفیت که از سازمانی دیگر اخراج شده بود، بهواسطه روابطی غیرمرتبط وارد تیم شد و به پستی مدیر مرکز تماس ترفیع یافت. به نظر میرسد که با چنین سیاستی، شرکت بدون داشتن نیروی متخصص، مسیر خود را پیش میبرد و خبری از مدیر منابع انسانی یا حتی کارشناسان منابع انسانی نیست. مدیر مرکز تماس با تجربه، مدیر بازاریابی، یا مدیر دیجیتال مارکیتینگ وجود ندارند و تنها افراد با عنوان کارشناسان مرکز تماس و فروش در تیم حضور دارند. در این ساختار، جایگاه رشد و پیشرفت بهطور قابلتوجهی محدود شده و چارچوب فعلی فرصتهای توسعه را نمیدهد، که برای من ناامیدکننده بود.
شرکت امن پردازان کویر برای من تجربهای منفی بود و همواره بهعنوان هشدار قبلی هم گفته میشد. کار اینجا بیشتر شبیه کار عملیاتی در حوزه امنیت به نظر میرسید و اثر قابل توجهی احساس نمیشد. برخی از افراد در سازمان فکر میکنند خیلی باهوشند، اما با سیستم مدیریتی ضعیف، گرفتار وضعیت فعلی خود هستند. مدیریت ضعف زیادی دارد و این را سالهاست گویی گفتوگو میکنند. ادعاها زیاد است اما در عمل پول بهاندازه و بهموقع پرداخت نمیشود و همیشه میگویند که وصولی ندارند. امیدوارم روزی جای مناسبی بیابم که در آن راستگو و بینیرنگ باشند.
وقتی مدیر فروش جدید را در شرکت بیژن دیدم، متوجه شدم که فاصلهای که با سایر همکاران داشت نه تنها کمکی به تیم نمیکند بلکه جو کار را نیز ناخوشایند کرده بود. او همیشه به سیگار پناه میبرد و این رفتار همکاران را آزار میداد؛ از ادب یا رفتار حرفهای مشخصی در برخورد با تیم خبری نبود. شخصیتش هم به نظر نمیرسید با موقعیت شغلی همخوانی داشته باشد. سابقهاش نشان میدهد در چند شرکت دیگر هم کار کرده اما تنها یک هفته کنار هر کسی مینشست تا بفهمد کارش نیست؛ بهجز توهین و سیگارکشیدن چیز دیگری از او دیده نشد. نتیجه این وضع باعث شد روحیه و تمرکز تیم در استان به شکل ملموسی تحت فشار قرار بگیرد.
سلام واقعا کلمات عاجز ان از داغون بودن اش مدت کوتاهی بودم و فرار کردم ۱- هر چی تو مزایا تو مصاحبه می گن اکثرا دروغه از پاداش افزایش حقوق بعد مدت ازمایشی و . . . مثلا حقوق دریافتی رو می گن اوکی ولی موقع پرداخت کمه می ری اعتراض می کنی مگن بن کارت + پایه حقوق + کارانه ( که بخشی از حقوق هست ) که بعد سه ماه می دن مثلا اول مهر بری اول دی ولی اول دی نمی دن که می گن از یکم تا سی ام بعد با این ها هم دیدم همه چند تومن کمتر می گیرن تهش این بود که تمام مزایا از کارت تولد بگیر تا پاداش و شارژ کارت استخر و هزینه سفر و اینها همه و همه بخشی از حقوق که باید یک سال باشی تا پرداخت بشه نقدی و غیر نقدی ولی با اینها باز کمی کمتر از حقوقی که بسته بودم باز کمتر بود هر چند این اخری ها ادعا می کردن که ماهی ۴ که نیست در واقع شرکت هیچ مزایایی نداره همه رو از حقوق خودت بهت می دن به یه اسم دیگه ۲- جو مسموم ۳- جو کاملا رسمی و اداری و خشک انگار وارد ادارات دولتی شدی صندل با جوراب ۴- اگه مثلا مهر رفتی و اسفند رفتی یه کارانه می گیری و سه ماه کارانه دوم ات که بخشی از حقوقه پر ۴ - خلاصه اینکه اگه می خوای یه جا بری که همه جوره بد باشه برو فناوران اطلاعات آرمان و بقیه موارد رو گفتن دوستان و نیازی به تکرار مکررات نیست ولی مواردی دیگه ای هم هست که به نظرم نیاز نیست کسی که با این همه توضیحات بنده و سایر دوستان بخواد بره اونجا با بقیه دلایلی هم که بخوام بنویسم خواهد رفت موفق باشید
هرجا سخنی از ویژگی ها و مزایای مثبت این سازمان به غیر از خود مدیر عامل که ایشان اصلا با شرکت کاری ندارند و قائم مقامشون(برادرشون) همه کاره شرکت هست باشد یعنی پیام از طرف شرکت هست و میخواهند کتمان واقعیت کنند و اگر ذره ای انسانیت داشتند اینجا به دروغ دم از ویژگی های مثبت نداشته این سازمان نمیزدند که حداقل انسان دیگری این خطا را نکند و به مشکلات شخصیتی بسیار دچار نشود. خیلی جالب هست که در پیام های پایین تر که به دفاع آمده اندو خدا را گواه میگیرم که به دروغ مینویسند و از طرف شرکت هستند در این پیام هم دارند باز محکوم میکنند و مشکلات شرکت که فقط و فقط ناشی از بی سوادی کسانی است که دستور العمل مینویسند رو از ما بازخواست میکنند در این شرکت از کوچکترین سمت سازمانی تا قبل از چاپلوسان دست چپ و راست برادر مدیرعامل در هر حوزه ای اگر غیر از دستور العمل نوشته شده حرکت کنند به طرز فجیعی افراد تخریب شخصیت میشوند در تمام حوزه ها هم استاندارد و دستور العمل نوشته شده حتی حوزه منابع انسانی. و این نکته هم شایان ذکر است که چاپلوسان دست چپ و دست راست بی سواد وارد این شرکت شدند و در حال حاضر برای حفظ اعتبار شرکت دارند با پول مدرک میخرند.
برایم پیش آمده که فشار کاری اینجا به شکل مداوم بالا باشد و تصمیمها به صورت پراکنده و بدون یک روند مشخص گرفته میشود. وجود نوسان زیاد در فشار کار به وضوح هنگام صحبت و حتی در بازی هم احساس میشود.
فقط اشکال شرکت توی پرداخت حقوقه که دوماه سه ماه و حداقل یک ماه دیر میدن منابع انسانیش هم ****** مکان و همکارها و مدیر ما خوب و دوست داشتنی هستن مدیذر عامل و یکی دوتا از معاونای شرکت با سواد و با تجربن. من راضیم توی همکارا بیشترشون راضین. حقوق بموقع بدن عالی میشه
حقیقت این است که آقایان مصلایی کارافرینند و دیدگاه های توسعه ای و برندینگ خوبی دارند مدیران میانی این مجموعه بسیاررررررررر با سوادند و متخصص و از نظر رفتاری انسان های خوب وشریفی هستن و منعطف با آستانه تحمل بالا اماااااااااااا در برعکس ظاهر زیبا و برند قوی در فضای بازار این شرکت از درون بسیار شرایط نابسامانی دارد . وقتی شرکتی ۴۰ درصد نرخ خروج سازمانی دارد شما خودتان برداشت کنید که شرایط به چه صورت است…. در این مجموعه فردی به نام ع . ن در نقش معاونت اجرایی و در حقیقت همه کاره شرکت وجود دارد که به هیچچچچ عنوان تحمل افراد متخصص و حرفه ای را که مقتدر باشند ندارد و سعی میکند کوتوله پروری کند تا قلمرو فرمانرواییش دچار ترازل نشود برای این آقا کارگر و مدیر و کارمند یکی است عزت و حرمت انسانی صفرررررر به راحتی توهین میکند و تخریب و میجنگد و میجنگد تا یا حذف کند یا همراه حقیقت این است در جای جای این مجموعه که اتفاقااااااا بسیار جای رشد و توسعه داشت ظلم است و ظلم است و ظلمممممم چون به پرسنل نگاه بالا به پایین دارند حقیقت این است در این مجموعه مدیریت حرفه ای وجود ندارد
شرکت جنگل را در ذهن دارم، تجربه من از اردیبهشت سال ۱۳۹۸ آغاز شد و تقریبا شش ماه طول کشید. در ابتدا دو سه ماهی با آقای کاظمی و مهرداد همراه بودم تا به کار فروش اشراف پیدا کنم، اما پس از مدتها آن دو نفر از کار کنار رفتند و من به طبقه بالا رفتم تا با آقای فضلی کار کنم؛ فردی که به گفتهی همکاران در کنار استخدامهای علمی، رفتارهای غیرمنصفانهای داشت و اخراجهای خودخواستهای انجام میداد. غالبا اطرافیان میگفتند او از روی مخبر بودن ترس و نگرانی ایجاد میکرد و زمانی که خانمش هم حضور داشت، اوضاع کمی پیچیده میشد. پس از مدتی به دلیل اینکه شرکت به بهانه بچهدار شدن تصمیم به تغییراتی گرفت، از شرکت جدا شد و ظاهرا با روابط خانوادگی بین پرسنل مشکل داشت؛ اکنون به نظر میرسد که اعضای خانوادگی جایگاههای اصلی شرکت را در اختیار دارند. حاج سجاد، همسرش و دختر و پسری که با آنها نسبت فامیلی وجود دارد از این گروه محسوب میشوند. مصاحبه برای من اهمیتی نداشت، چون به طور عمومی گفته میشد که خیلی راحت میشود به شرکت وارد شد، اما پس از مدت کوتاهی کار را انجام میدهی و اگر بخواهی نروی هم احتمال اخراج وجود دارد. با این حال فکر میکنم بخش دیجیتال مارکتینگشان نسبتا خوب باشد؛ نام دقیقش را یادم نیست، اما سرپرست آن بخش فردی منصف و با تجربهای است که یک روز همکاری با او در بخششان داشتم، به خاطر جمعه سیاه. تجربه ششماههام میگوید که به هیچ عنوان به این شرکت پا نگذارید. در نهایت، به من سنوات و سایر مبالغ پایان کار اختصاص داده شد و به ادعای خود شرکت، حق و حقوقم پرداخت شد.
من به عنوان اموزشی ۷ روز رو اونجا بودم و توی اون هفت روز سه دفعه بار اومد که اصلا وظیفه ی اموزشی نیست که بار رو خالی کنه ولی به ما میگفتن باررو خالی کنیم.اونم برنج و روغن مواد شویینده سنگین با بسته بندی کارتون های سنگین. از صبح تا عصری که بری خونه باید سرپا وایسی و به هیچ وجح حق نشستن نداشتی.من واقعا واقعا واقعا توی این هفت روز عالی کار کردم توی همه چی شرکت کردم توی کار های فروشگاه ولی اخرش ردم کردن نوشته بود توی گذارشم که فعال نیستم و برده داری رو درست انجام نمیدم. به هیچ وجح نرید اصلاااااااااااااااااااااااااااالطفاااااااا نرید.من شما رو نمیشناسم بگی از رو غرض میگه واقعا کارشون اشغاله.
سال ۱۴۰۱ بود که با نتیجهی یک مصاحبه آنلاین فنی وارد دفتر شرکت شدم و همانجا جلسه را پیگیری کردم. نفر مقابل را دقیق نمیدانم چه عنوانی داشت، به نظر میرسید مدیر فنی باشد اما رفتار او خیلی غیرحرفهای و شبیه به اینکه کارمند یا واسطهای در حوزههای دیگر است. به جای سوالهای تخصصی، گویا در حال استخدام شاگردی برای فروش یا املاک بود گویی. شرکت ظاهرا بیصاحب مینمایید و در نهایت بدون هیچ نتیجهای از استخدام، پروسه با سردرگمی و بیتفاوتی مواجه شد و من هم همچنان بینتیجه از آنجا بیرون آمدم.
یقین دارم که این متن از سوی خود شرکت آروا هست نه کاندیدای جذب، علت این هست تا زمانی که من در شرکت مشغول بودم از نزدیک مشاهده کردم شرکت اهتمام داشت که در ظاهر و شبکه های مجازی وانمود به اهمیت به نیروی انسانی و تظاهر به بالا بودن ارج نهادن به پرسنل بکند اما در شرکتی که پرسنل خانم به علت فریاد برادر مدیر عامل تشنج میکنه و به علت برخورد صورت با زمین دندان هاش رو از دست میده شما حرف از چه میزنید ، در شرکتی که پرسنل موقع خروج بایدحتما تحت درمان روانی قرار بگیرند و بعضا هم به دلیل اینکه توازن کار و زندگی نداشتند بیماری های دیگر هم پیدا میکنند لطفا دست از دروغ بردارید -این شرکت به انسانهای شریف و بزرگی ظلم کرده تمام کسانی که از اینجا خارج شدند نهایت تلاششون رو کردند و اغلب پرسنل باهوش و با تحصیلات بالا بودند که متاسفانه به دلیل آنکه وجودشون خطر محسوب میشد برای چاپلوسان برادر مدیرعامل و خود برادر مدیر عامل اخراج شدند- تمام دستورالعمل ها و استانداردهای این شرکت رو یک نفر مینویسد برادر مدیرعامل و پس از آن چاپلوس های دست چپ و راست تایید میکنند و او لذت میبرد در صورتی که هیچ کدام تحصیلات و دانش بالایی ندارند - خیلی مضحک هست جلسات بسیاری برادر مدیر عامل از صبح تشکیل میدهند تمام مدیران سازمان را دعوت به جلسه میکنند که یک دستور العمل و یا استاندارد فرایند کار بنویسند بعد با تمام نظرات مخالفت میکنند و فقط سخن خودشان را مینویسند و اینجا فقط وقت عده ای مدیر گرفته میشود و فرایند رو به غلط مینویسند و مدیران مجبور به اجرای فرایند میشوند بعد وقتی گره ای که حاصل از بی دانشی آقای برادر مدیر عامل هست ایجاد میشود مدیری که اجرا کننده بوده را به نحو احسن تخریب شخصیت میکنند و اخراج میکنند.در شرکتی که قندان به طرف پرسنل پرت میکنند صحبت از منابع انسانی نکنید بنده در همین حوزه hr بیش از بیست سال تجربه کاری دارم لطفا به دروغ اینجا تظاهر نکنید و درمورد کسانی که از این شرکت خارج شدند کوتاهی نکنید. این شرکت فقط و فقط بر پایه دستورات یک نفر اداره میشود لذا صحبت از اینکه کسانی که خارج شدند چه کاری انجام دادند نکنید چون اگر کاری غیر از آنچه برادر مدیرعامل میگوید کسی در این شرکت انجام دهد درب خروج را نشانش میدهند
من ۱ ماه نیم اونجا بودم اول برای مصاحبه که رفتم تیم منابع انسانی که برای استخدام بودن کلی دروغ گفتن حتی در مورد حقوق گفتن ۱۵ تا ۱۸ که من با اصافه کاری ۱۲ ساعت کار اف هایی که همشو امدم ۱۳ گرفتم تهش بخاطر مزاحمت های فراوان تو کار واصن تیم حرفه ای نداشتن سرپرست حرفه ای نداشتن این تیم فقط با چاپلوسی و زیراب زنی برای سرپرست جلو میره و خودشون از این کار لذت میبرن تیم منابع انسانی هم همینطوره یعنی شما برای گرفتت حقت یا اجهافی که در حقت میشه و بشه بری پیششون ی کاری میکنن با دستای خودت استعفا بدی و بخاطر همینه همیشه استخدام دارن چون اینقدر کار نابلدن که نمیتونن برای ۱ ماهم افرادشون راضی نگه دارند
مدیر تیم ها کاملا میدونن کدوم نیرو کار میکنه و کدوم یکی برای تفریح میاد شرکت ولی در کمال تعجب هیچ تذکری به اونی که میچره و هیچ پاداش وتشکری از فرد باوجدانی که کار میکنه نمیکنند حتا مدیر تیم ما میدونست فلانی و فلانی کم کم روزانه دوساعت میخابن.حتا اضافه کار میمونن و میخابن تا ساعت 10شب 10شب میرن خونه.ترید میکنند هیچی بهشون نمیگفت چرا؟ چون خود مدیر پروژه از شرکت رقیب داشت کاری نداشت پروژه چی میشه نرسید به درک وقت و سرمایه و شرافت بی ارزشترین چیز در سداده ادمای بیشرفی دیدم که فکر میکنم اینهمه خباثت واقعی نیست و من خاب میبینم
مدتی قبل برای سمت مدیر منابع انسانی در شرکت آروا کاندید شدم - به دلیل عدم امکان تغییر محل سکونت همکاری میسر نشد - سازمان مطلوبی به نظر می رسید . تمام متن ها و نظرات را با دقت خواندم - تیمی از واحد منابع انسانی و اداری بسیار کامنت منفی درج کرده اند - سوال مهم این است : وظیفه شما طی این مدت چه بوده است ؟؟؟ مهمترین اقداماتی که برای رفع تعارضات انجام داده اید را بیان کنید ؟؟ مهمترین دستاوردهای شما از مدت همکاری ؟؟ در تمامی نظرات تنها به دنبال یک جمله بودم : عملکرد نامناسب ( به هر دلیلی ) باعث اتمام همکاری شد . به عنوان یک فعال حوزه hr قصد دارم خدمتی به جامعه صنعت انجام دهم - بررسی عملکرد همه عزیزانی که کامنت منفی درج کرده اند در جلسه حضوری با مدیران ارشد سازمان و انتشار نتایج در همین سایت. اگر تمایل به این بررسی داشتید به این ایمیل اعلام آمادگی نمائید. [email protected]
من شرکت تهویه رو توی مقایسه با بقیه شرکتهای حوزه HVAC شرکت نسبتا بزرگی میدونم، اما نکات منفیای هم هست که باید بهش اشاره کنم. حقوق و دستمزد نه بهطور منظم و دقیق و نه به طور کامل بینظمیهای زیادی داره. سیستم مدیریت شبهدولتی شرکت باعث میشه تصمیمات مدیریتی سطح پایین زیادی بیمعنا و احمقانه به وجود بیارن. مثل خیلی از شرکتها، اونها هم به نیروهای بااستعداد اهمیت زیادی نمیدن و خیلی راحت از کار بر میدارن. نفوذ رابطهها و باندبازی در بالا رفتن یک نفر و پیشرفت شغلیاش خیلی بیشتر از معیارهایی مثل سواد و صلاحیت اثرگذار میشه؛ در واقع اکثر تصمیمگیرندگان بیسواد صنعتی تهویه مطبوع نیستن و سواد کافی ندارن. باید به دیدن صحنههایی که توی این شرکت پیرمردها و بازنشستهها بدون اطلاع اداره کار مشغول کارن عادت کنم. گاه به گاه احساس میکردم مانند پارک ملت است. در طول پانزده سال اخیر از تولیدات باکیفیت به سمتی حرکت کردهاند تا ادعا کنند همه چیز رو میسازن؛ کیفیت مدارک فنی و مهندسی و همچنین محصولات قربانی تعدد محصول شده و هر کار رو انگار به شکل ناقص و سطحی انجام میدن. بهترین تعبیر برای وضعش ناخنکزدن است: شرکت به هر محصولی یک ناخنک میزند و بعد سراغ محصول بعدی میرود. تیم تحقیقات و توسعه بیشتر شبیه تیمی برای آماده کردن کارها است تا یک تیم آکادمیک.
شرکت توسعه اعتبارسنجی شهر را تجربه کردم و میخواهم از نگاه خودم برایتان بازگو کنم. گمان میکنم این مجموعه که به خانه سالمندان شباهت دارد، وظیفه اعتبارسنجی مشتریان بانک شهر را بر عهده میگیرد. بخش بنیانی شرکت را افرادی تشکیل میدهند که پیش از این بازنشستهاند و از بانک ملت آمدهاند. بسیاری از همکارانی که سالها سی سال در بانک ملت کار کرده بودند و با مدیرعامل رابطه داشتند، حالا با پروژههای این شرکت همکاری میکنند و به نظر میرسد حقوق و مزایایشان نسبت به دوران بانک تضاعف شده است؛ درست مانند اینکه از دو راه تأمین میشوند: از حقوق قبلی در بانک و از مزایای شرکت. از منظر مزایا، وامهای کلان، تسهیلات رفاهی و سفرها با هتلهای مختلف فراهم است و برای پرسنل به نظر میرسد ساعات کاری و حجم کار هم کمتر شده باشد. اما واقعیت نحوه کار به این صورت بود که زمان کاری معمول پرسنل با کارهای غیر مرتبط و صحبتهای تلفنی، گاهی با نوشتن و مکالمههای بیربط سپری میشد و گاهی هم با فاصله گرفتن از وظایف اصلی، کار به انجام میرسید. در چنین فضایی، کسانی که تمایل داشتند کار با وجدان حرفهای انجام دهند، با مشکلاتی روبهرو میشدند و به نظر میرسید که جو بررسی و ارزیابی عملکرد به صورت خشک و غیرشفاف باشد. ارتباط بین مدیران و کارکنان به گونهای بود که گفتن واقعیت به نظر میرسید محدود باشد و برخی از همکاران به دلیل نزدیکی با مدیرعامل، از پاسخگویی معاف بودند. خلاصه اینکه مدیران شرکت به نظر میرسیدند در برخی مواقع به سرعت از خط قرمزهای حرفهای عبور میکردند و رفتارهای توهینآمیز و تبعیضآمیز نسبت به پرسنل به وقوع میپیوندد؛ این مسائل از طرق گوناگون و با فشارهای مختلف مطرح میشد و من احساس میکردم در چنین محیطی حمایت و پاسخگویی وجود ندارد.
پس از تجربه کار در کال سنتر آگاه، احساس فشار روانی و بیعدالتی زیادی داشتم که باعث شد به مشورت با روانشناس و در برخی مواقع روانپزشک فکر کنم. این تجربه، از نظر من، به شدت دشوارترین کار بود که تاکنون داشتم.
میبینم که چهار تا چهار تا نیرو ها دارن میرن...بنازم به مدیریتتون...ماهم میریم ...سر سال ایشالااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا......................................................
شرکت وطن زرین با برند پنبه ریز از کجاش باید گفت اگه تنبلی و حال کار کردن نداری و حقوق برات زیاد مهم نیست خوبه ! حقوق ها هیچ وقت به موقع پرداخت نمیشه همیشه مشکل مالی برای پرسنل دارند . شرکت از مدیران مناطق بی سواد از روی ناچاری و پارتی بازی از اونها استفاده میکنند از طرفی دیگه اونها هم دنبال کار دوم خودشون هستند . مدیران شعبه از بالایی ها بدتر حتی زورشون میاد یک ساعت دفتر باشند چه برسه به کار کردن مشاور آوردن برای حل مشکلات اون خانم قشنگ به حرف پرسنل گوش میکنه بعد به مدیران مافوق اعلام میکنه و در نهایت اخراج میکنند تا صدای اعتراضی از کسی در نیاد بعد خودش هم دیگه راحت میشینه و مشکلات حل میشه . هیچ برنامه ریزی خاصی هم در شرکت ندارند یک تارگت بالا بهت میدن و فقط میگن بفرش بفروش حالا هر نوعی که شده با داد و بیداد چون میخوان به کارهای شخصی شون برسند . مهمتر از همه خوب شو میکنند و الکی خودشون رو بزرگ جلوه میدهند تا مدیرعامل خوشحال بشه همیشه هم خودشون رو در آمار اول جلوه میدهند از این بهتر چی میخوای . شرکت رو هوا*******
شرکت میهمان شو را تجربه کردم و توضیح میدهم که چرا از وضعیت内部 ناراضی بودم. در طول حضورم فهمیدم که شرکت پس از خروج افراد کلیدی، جایگزینهایی بدون سابقه یا تخصص مناسب را قبول میکند. شگفتآور است که ببینید هیچیک از نیروهای تازه جذبشده دارای تجربه یا مهارت لازم نیستند، و سهامدار شرکت هم در کار با نرمافزارها و مجموعه آفیس تسلط کافی ندارد. یکی از کارشناسان کیفیت که از سازمانی دیگر اخراج شده بود، بهواسطه روابطی غیرمرتبط وارد تیم شد و به پستی مدیر مرکز تماس ترفیع یافت. به نظر میرسد که با چنین سیاستی، شرکت بدون داشتن نیروی متخصص، مسیر خود را پیش میبرد و خبری از مدیر منابع انسانی یا حتی کارشناسان منابع انسانی نیست. مدیر مرکز تماس با تجربه، مدیر بازاریابی، یا مدیر دیجیتال مارکیتینگ وجود ندارند و تنها افراد با عنوان کارشناسان مرکز تماس و فروش در تیم حضور دارند. در این ساختار، جایگاه رشد و پیشرفت بهطور قابلتوجهی محدود شده و چارچوب فعلی فرصتهای توسعه را نمیدهد، که برای من ناامیدکننده بود.
شرکت امن پردازان کویر برای من تجربهای منفی بود و همواره بهعنوان هشدار قبلی هم گفته میشد. کار اینجا بیشتر شبیه کار عملیاتی در حوزه امنیت به نظر میرسید و اثر قابل توجهی احساس نمیشد. برخی از افراد در سازمان فکر میکنند خیلی باهوشند، اما با سیستم مدیریتی ضعیف، گرفتار وضعیت فعلی خود هستند. مدیریت ضعف زیادی دارد و این را سالهاست گویی گفتوگو میکنند. ادعاها زیاد است اما در عمل پول بهاندازه و بهموقع پرداخت نمیشود و همیشه میگویند که وصولی ندارند. امیدوارم روزی جای مناسبی بیابم که در آن راستگو و بینیرنگ باشند.
وقتی مدیر فروش جدید را در شرکت بیژن دیدم، متوجه شدم که فاصلهای که با سایر همکاران داشت نه تنها کمکی به تیم نمیکند بلکه جو کار را نیز ناخوشایند کرده بود. او همیشه به سیگار پناه میبرد و این رفتار همکاران را آزار میداد؛ از ادب یا رفتار حرفهای مشخصی در برخورد با تیم خبری نبود. شخصیتش هم به نظر نمیرسید با موقعیت شغلی همخوانی داشته باشد. سابقهاش نشان میدهد در چند شرکت دیگر هم کار کرده اما تنها یک هفته کنار هر کسی مینشست تا بفهمد کارش نیست؛ بهجز توهین و سیگارکشیدن چیز دیگری از او دیده نشد. نتیجه این وضع باعث شد روحیه و تمرکز تیم در استان به شکل ملموسی تحت فشار قرار بگیرد.
سلام واقعا کلمات عاجز ان از داغون بودن اش مدت کوتاهی بودم و فرار کردم ۱- هر چی تو مزایا تو مصاحبه می گن اکثرا دروغه از پاداش افزایش حقوق بعد مدت ازمایشی و . . . مثلا حقوق دریافتی رو می گن اوکی ولی موقع پرداخت کمه می ری اعتراض می کنی مگن بن کارت + پایه حقوق + کارانه ( که بخشی از حقوق هست ) که بعد سه ماه می دن مثلا اول مهر بری اول دی ولی اول دی نمی دن که می گن از یکم تا سی ام بعد با این ها هم دیدم همه چند تومن کمتر می گیرن تهش این بود که تمام مزایا از کارت تولد بگیر تا پاداش و شارژ کارت استخر و هزینه سفر و اینها همه و همه بخشی از حقوق که باید یک سال باشی تا پرداخت بشه نقدی و غیر نقدی ولی با اینها باز کمی کمتر از حقوقی که بسته بودم باز کمتر بود هر چند این اخری ها ادعا می کردن که ماهی ۴ که نیست در واقع شرکت هیچ مزایایی نداره همه رو از حقوق خودت بهت می دن به یه اسم دیگه ۲- جو مسموم ۳- جو کاملا رسمی و اداری و خشک انگار وارد ادارات دولتی شدی صندل با جوراب ۴- اگه مثلا مهر رفتی و اسفند رفتی یه کارانه می گیری و سه ماه کارانه دوم ات که بخشی از حقوقه پر ۴ - خلاصه اینکه اگه می خوای یه جا بری که همه جوره بد باشه برو فناوران اطلاعات آرمان و بقیه موارد رو گفتن دوستان و نیازی به تکرار مکررات نیست ولی مواردی دیگه ای هم هست که به نظرم نیاز نیست کسی که با این همه توضیحات بنده و سایر دوستان بخواد بره اونجا با بقیه دلایلی هم که بخوام بنویسم خواهد رفت موفق باشید
هرجا سخنی از ویژگی ها و مزایای مثبت این سازمان به غیر از خود مدیر عامل که ایشان اصلا با شرکت کاری ندارند و قائم مقامشون(برادرشون) همه کاره شرکت هست باشد یعنی پیام از طرف شرکت هست و میخواهند کتمان واقعیت کنند و اگر ذره ای انسانیت داشتند اینجا به دروغ دم از ویژگی های مثبت نداشته این سازمان نمیزدند که حداقل انسان دیگری این خطا را نکند و به مشکلات شخصیتی بسیار دچار نشود. خیلی جالب هست که در پیام های پایین تر که به دفاع آمده اندو خدا را گواه میگیرم که به دروغ مینویسند و از طرف شرکت هستند در این پیام هم دارند باز محکوم میکنند و مشکلات شرکت که فقط و فقط ناشی از بی سوادی کسانی است که دستور العمل مینویسند رو از ما بازخواست میکنند در این شرکت از کوچکترین سمت سازمانی تا قبل از چاپلوسان دست چپ و راست برادر مدیرعامل در هر حوزه ای اگر غیر از دستور العمل نوشته شده حرکت کنند به طرز فجیعی افراد تخریب شخصیت میشوند در تمام حوزه ها هم استاندارد و دستور العمل نوشته شده حتی حوزه منابع انسانی. و این نکته هم شایان ذکر است که چاپلوسان دست چپ و دست راست بی سواد وارد این شرکت شدند و در حال حاضر برای حفظ اعتبار شرکت دارند با پول مدرک میخرند.
برایم پیش آمده که فشار کاری اینجا به شکل مداوم بالا باشد و تصمیمها به صورت پراکنده و بدون یک روند مشخص گرفته میشود. وجود نوسان زیاد در فشار کار به وضوح هنگام صحبت و حتی در بازی هم احساس میشود.
فقط اشکال شرکت توی پرداخت حقوقه که دوماه سه ماه و حداقل یک ماه دیر میدن منابع انسانیش هم ****** مکان و همکارها و مدیر ما خوب و دوست داشتنی هستن مدیذر عامل و یکی دوتا از معاونای شرکت با سواد و با تجربن. من راضیم توی همکارا بیشترشون راضین. حقوق بموقع بدن عالی میشه
حقیقت این است که آقایان مصلایی کارافرینند و دیدگاه های توسعه ای و برندینگ خوبی دارند مدیران میانی این مجموعه بسیاررررررررر با سوادند و متخصص و از نظر رفتاری انسان های خوب وشریفی هستن و منعطف با آستانه تحمل بالا اماااااااااااا در برعکس ظاهر زیبا و برند قوی در فضای بازار این شرکت از درون بسیار شرایط نابسامانی دارد . وقتی شرکتی ۴۰ درصد نرخ خروج سازمانی دارد شما خودتان برداشت کنید که شرایط به چه صورت است…. در این مجموعه فردی به نام ع . ن در نقش معاونت اجرایی و در حقیقت همه کاره شرکت وجود دارد که به هیچچچچ عنوان تحمل افراد متخصص و حرفه ای را که مقتدر باشند ندارد و سعی میکند کوتوله پروری کند تا قلمرو فرمانرواییش دچار ترازل نشود برای این آقا کارگر و مدیر و کارمند یکی است عزت و حرمت انسانی صفرررررر به راحتی توهین میکند و تخریب و میجنگد و میجنگد تا یا حذف کند یا همراه حقیقت این است در جای جای این مجموعه که اتفاقااااااا بسیار جای رشد و توسعه داشت ظلم است و ظلم است و ظلمممممم چون به پرسنل نگاه بالا به پایین دارند حقیقت این است در این مجموعه مدیریت حرفه ای وجود ندارد
شرکت جنگل را در ذهن دارم، تجربه من از اردیبهشت سال ۱۳۹۸ آغاز شد و تقریبا شش ماه طول کشید. در ابتدا دو سه ماهی با آقای کاظمی و مهرداد همراه بودم تا به کار فروش اشراف پیدا کنم، اما پس از مدتها آن دو نفر از کار کنار رفتند و من به طبقه بالا رفتم تا با آقای فضلی کار کنم؛ فردی که به گفتهی همکاران در کنار استخدامهای علمی، رفتارهای غیرمنصفانهای داشت و اخراجهای خودخواستهای انجام میداد. غالبا اطرافیان میگفتند او از روی مخبر بودن ترس و نگرانی ایجاد میکرد و زمانی که خانمش هم حضور داشت، اوضاع کمی پیچیده میشد. پس از مدتی به دلیل اینکه شرکت به بهانه بچهدار شدن تصمیم به تغییراتی گرفت، از شرکت جدا شد و ظاهرا با روابط خانوادگی بین پرسنل مشکل داشت؛ اکنون به نظر میرسد که اعضای خانوادگی جایگاههای اصلی شرکت را در اختیار دارند. حاج سجاد، همسرش و دختر و پسری که با آنها نسبت فامیلی وجود دارد از این گروه محسوب میشوند. مصاحبه برای من اهمیتی نداشت، چون به طور عمومی گفته میشد که خیلی راحت میشود به شرکت وارد شد، اما پس از مدت کوتاهی کار را انجام میدهی و اگر بخواهی نروی هم احتمال اخراج وجود دارد. با این حال فکر میکنم بخش دیجیتال مارکتینگشان نسبتا خوب باشد؛ نام دقیقش را یادم نیست، اما سرپرست آن بخش فردی منصف و با تجربهای است که یک روز همکاری با او در بخششان داشتم، به خاطر جمعه سیاه. تجربه ششماههام میگوید که به هیچ عنوان به این شرکت پا نگذارید. در نهایت، به من سنوات و سایر مبالغ پایان کار اختصاص داده شد و به ادعای خود شرکت، حق و حقوقم پرداخت شد.
من به عنوان اموزشی ۷ روز رو اونجا بودم و توی اون هفت روز سه دفعه بار اومد که اصلا وظیفه ی اموزشی نیست که بار رو خالی کنه ولی به ما میگفتن باررو خالی کنیم.اونم برنج و روغن مواد شویینده سنگین با بسته بندی کارتون های سنگین. از صبح تا عصری که بری خونه باید سرپا وایسی و به هیچ وجح حق نشستن نداشتی.من واقعا واقعا واقعا توی این هفت روز عالی کار کردم توی همه چی شرکت کردم توی کار های فروشگاه ولی اخرش ردم کردن نوشته بود توی گذارشم که فعال نیستم و برده داری رو درست انجام نمیدم. به هیچ وجح نرید اصلاااااااااااااااااااااااااااالطفاااااااا نرید.من شما رو نمیشناسم بگی از رو غرض میگه واقعا کارشون اشغاله.
سال ۱۴۰۱ بود که با نتیجهی یک مصاحبه آنلاین فنی وارد دفتر شرکت شدم و همانجا جلسه را پیگیری کردم. نفر مقابل را دقیق نمیدانم چه عنوانی داشت، به نظر میرسید مدیر فنی باشد اما رفتار او خیلی غیرحرفهای و شبیه به اینکه کارمند یا واسطهای در حوزههای دیگر است. به جای سوالهای تخصصی، گویا در حال استخدام شاگردی برای فروش یا املاک بود گویی. شرکت ظاهرا بیصاحب مینمایید و در نهایت بدون هیچ نتیجهای از استخدام، پروسه با سردرگمی و بیتفاوتی مواجه شد و من هم همچنان بینتیجه از آنجا بیرون آمدم.
یقین دارم که این متن از سوی خود شرکت آروا هست نه کاندیدای جذب، علت این هست تا زمانی که من در شرکت مشغول بودم از نزدیک مشاهده کردم شرکت اهتمام داشت که در ظاهر و شبکه های مجازی وانمود به اهمیت به نیروی انسانی و تظاهر به بالا بودن ارج نهادن به پرسنل بکند اما در شرکتی که پرسنل خانم به علت فریاد برادر مدیر عامل تشنج میکنه و به علت برخورد صورت با زمین دندان هاش رو از دست میده شما حرف از چه میزنید ، در شرکتی که پرسنل موقع خروج بایدحتما تحت درمان روانی قرار بگیرند و بعضا هم به دلیل اینکه توازن کار و زندگی نداشتند بیماری های دیگر هم پیدا میکنند لطفا دست از دروغ بردارید -این شرکت به انسانهای شریف و بزرگی ظلم کرده تمام کسانی که از اینجا خارج شدند نهایت تلاششون رو کردند و اغلب پرسنل باهوش و با تحصیلات بالا بودند که متاسفانه به دلیل آنکه وجودشون خطر محسوب میشد برای چاپلوسان برادر مدیرعامل و خود برادر مدیر عامل اخراج شدند- تمام دستورالعمل ها و استانداردهای این شرکت رو یک نفر مینویسد برادر مدیرعامل و پس از آن چاپلوس های دست چپ و راست تایید میکنند و او لذت میبرد در صورتی که هیچ کدام تحصیلات و دانش بالایی ندارند - خیلی مضحک هست جلسات بسیاری برادر مدیر عامل از صبح تشکیل میدهند تمام مدیران سازمان را دعوت به جلسه میکنند که یک دستور العمل و یا استاندارد فرایند کار بنویسند بعد با تمام نظرات مخالفت میکنند و فقط سخن خودشان را مینویسند و اینجا فقط وقت عده ای مدیر گرفته میشود و فرایند رو به غلط مینویسند و مدیران مجبور به اجرای فرایند میشوند بعد وقتی گره ای که حاصل از بی دانشی آقای برادر مدیر عامل هست ایجاد میشود مدیری که اجرا کننده بوده را به نحو احسن تخریب شخصیت میکنند و اخراج میکنند.در شرکتی که قندان به طرف پرسنل پرت میکنند صحبت از منابع انسانی نکنید بنده در همین حوزه hr بیش از بیست سال تجربه کاری دارم لطفا به دروغ اینجا تظاهر نکنید و درمورد کسانی که از این شرکت خارج شدند کوتاهی نکنید. این شرکت فقط و فقط بر پایه دستورات یک نفر اداره میشود لذا صحبت از اینکه کسانی که خارج شدند چه کاری انجام دادند نکنید چون اگر کاری غیر از آنچه برادر مدیرعامل میگوید کسی در این شرکت انجام دهد درب خروج را نشانش میدهند
من ۱ ماه نیم اونجا بودم اول برای مصاحبه که رفتم تیم منابع انسانی که برای استخدام بودن کلی دروغ گفتن حتی در مورد حقوق گفتن ۱۵ تا ۱۸ که من با اصافه کاری ۱۲ ساعت کار اف هایی که همشو امدم ۱۳ گرفتم تهش بخاطر مزاحمت های فراوان تو کار واصن تیم حرفه ای نداشتن سرپرست حرفه ای نداشتن این تیم فقط با چاپلوسی و زیراب زنی برای سرپرست جلو میره و خودشون از این کار لذت میبرن تیم منابع انسانی هم همینطوره یعنی شما برای گرفتت حقت یا اجهافی که در حقت میشه و بشه بری پیششون ی کاری میکنن با دستای خودت استعفا بدی و بخاطر همینه همیشه استخدام دارن چون اینقدر کار نابلدن که نمیتونن برای ۱ ماهم افرادشون راضی نگه دارند
مدیر تیم ها کاملا میدونن کدوم نیرو کار میکنه و کدوم یکی برای تفریح میاد شرکت ولی در کمال تعجب هیچ تذکری به اونی که میچره و هیچ پاداش وتشکری از فرد باوجدانی که کار میکنه نمیکنند حتا مدیر تیم ما میدونست فلانی و فلانی کم کم روزانه دوساعت میخابن.حتا اضافه کار میمونن و میخابن تا ساعت 10شب 10شب میرن خونه.ترید میکنند هیچی بهشون نمیگفت چرا؟ چون خود مدیر پروژه از شرکت رقیب داشت کاری نداشت پروژه چی میشه نرسید به درک وقت و سرمایه و شرافت بی ارزشترین چیز در سداده ادمای بیشرفی دیدم که فکر میکنم اینهمه خباثت واقعی نیست و من خاب میبینم
مدتی قبل برای سمت مدیر منابع انسانی در شرکت آروا کاندید شدم - به دلیل عدم امکان تغییر محل سکونت همکاری میسر نشد - سازمان مطلوبی به نظر می رسید . تمام متن ها و نظرات را با دقت خواندم - تیمی از واحد منابع انسانی و اداری بسیار کامنت منفی درج کرده اند - سوال مهم این است : وظیفه شما طی این مدت چه بوده است ؟؟؟ مهمترین اقداماتی که برای رفع تعارضات انجام داده اید را بیان کنید ؟؟ مهمترین دستاوردهای شما از مدت همکاری ؟؟ در تمامی نظرات تنها به دنبال یک جمله بودم : عملکرد نامناسب ( به هر دلیلی ) باعث اتمام همکاری شد . به عنوان یک فعال حوزه hr قصد دارم خدمتی به جامعه صنعت انجام دهم - بررسی عملکرد همه عزیزانی که کامنت منفی درج کرده اند در جلسه حضوری با مدیران ارشد سازمان و انتشار نتایج در همین سایت. اگر تمایل به این بررسی داشتید به این ایمیل اعلام آمادگی نمائید. [email protected]