تما همون احساساتی که تجربه داشت را دارم منتقل میکنم: اینجا کار کردن تو بازار آزاد خیلی بهتره، تو اچاره و خدمت از ما و اینجورجاها بیشتر درآمد میکنی و دستمزد بیشتری میگیری. اینجا ما در گرما و سرما زحمت میکشیم و انگار بردهایم، و با اینکه تلاش میکنیم، به اندازهی انتظار درآمد نداریم و حتی از بابت اولیههایی به ما بدهی میرسد. به هیچوجه وارد این مجموعه نشید و به دنبال کار در بازار آزاد برید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
با سلام خدمت هرکسی که میخواد بره توی این کثافت دونی کار کنه اول از همه دقت کنید که مالک این شرکت در واقع دوتا شرکت توی یه ساختمون 30 سال پیش بدون تابلو ثبت کرده که اسم اون یکی تایگر هستش و لطفا حتما برید صفحه اون شرکت و نظرات اونجارو بخونید چون همه چی دستتون میاد و تازگی هم به دلیل نظرات اونجا بوده که شرکت آگهی های استخدامشو با لیبل دی کامپیوتر می زنه وگرنه در واقعیت همون تایگره و هییییچ فرقی ندارند :))) نیازی نمیبینم دیگه اینجا شرکت رو تخریب کنم چون مخروبه ای بیش نیست همین الانشم ولی لینک صفحه تایگر رو میذارم که چک کنید. توصیه آخر اینکه اگر سنورید جونیورید پسرید دخترید مرد زن ایرانی افغانی اگر انسان هستید از 20 کیلومتری این شرکت رد نشید و این توصیه رو جدی بگیرید از من. ده سال تو خونه بیکار بمونید بهتره تا اونجا کار کنید:)) https://tajrobe.github.io/%D8%AA%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%B1/
من هفته پیش اینجا رفتم مصاحبه. محل شرکت نزدیک متروی صادقیه بود با یه پیاده روی کوتاه. محیط شرکت تو یک ساختمون دو طبقه در محله مسکونی بود و معلوم بود که خیلی آروم هست فضای کار. یه پذیرایی ساده قبل از مصاحبه انجام دادن و خانمی که مصاحبه می کرد همه مواردی که نوشته بودم بپرسم رو خودش کامل توضیح داد. مشکلش این بود که پنج شنبه هم جزو ساعت کاریشون بود و به برنامه من نمی خورد. موافقت نکردن که پنج شنبه رو برای من استثنا قائل بشن و مشغول به کار نشدم :(
سه تجربهی از کارم را تعریف میکنم: نخست، بعد از چند ساعت مصاحبه و انجام تستها، قراردادم را برای سه ماه آزمایشی امضا کردند؛ اما گفتند ماه آخر حقالزحمهها با تاخیر پرداخت میشود و تفاوتش را در آینده پرداخت خواهند کرد. این موضوع تنها پس از یک ماه کارکردن بر من آشکار شد و احساس کردم لازم بود همان روز هم میگفتند تا از این پنهانکاری جلوگیری شود.
قبلا با این شرکت مصاحبه کردم و رفتار تیم مصاحبه بسیار حرفهای بود. مسیر شغلی را هم بهطور روشن برایم توضیح دادند. اما متوجه شدم طولانی بودن صفهای انتظار برای مصاحبه وجود دارد و بخش عمدهای از حقوق من در قالب مزایا پرداخت میشود؛ با وضعیت اقتصادی کنونی، این مسئله برایم جذاب نبود.
من کارمند بانک تجارت هستم و در این جا آخرین چیزی که برام مهمه حال و روز جسمی و روحی همکاران و احترام به نفس آنهاست. بانک تجارت را با دو بانک صادرات و ملت مقایسه میکنم؛ تفاوتهایی که در ذهنم باقی مانده شامل نبود سفر کارت ۶۰ میلیونی برای پرسنل، نبود تخصیص سهام برای کارکنان، عدم پرداخت سود سپردههای سنواتی، وامهای معیشتی با بازپرداخت طولانیتر نسبت به بانکهای دیگر است، همچنین یک ماه مساعده حقوق در برج دوازدهم وجود ندارد. پرداخت کارانه گاه تأخیر دارد و مبلغ آن ناچیز است. به مناسبت روز مرد، بانک صادرات ایران به بازنشستگان خود ۴ میلیون تومان پرداخت میکند، حال آن که بانک تجارت تنها ۲۵۰۰ به بازنشستگانش میدهد. از نظر بیمه تکمیلی هم حق بیمه از پرسنل سه برابر دیگر بانکها دریافت میشود. پاداشها و مزایای پرداختی در قیاس با بانکهای دیگر مانند ملت و صادرات به طور چشمگیری کمتر است. بازپرداختهای سی سال خدمت بازنشستگان با عنوان تدبیرگران به تأخیر افتاده و به صورت طولانیپرسی یا به دوش کشیده میشود. و موارد دیگری هم وجود دارد که احتمالا خودتان تجربه میکنید. به من گذشت، اما به شما که استخدامیهای ۱۴۰۳ هستید توصیه میکنم به بانکهایی فکر کنید که برایتان ارزش قائل باشند؛ نه این بانک که پرسنل و بازنشستهاش به شدت کم ارزش فرض میشود. اسم بزرگ بانک تجارت فقط ظاهری است؛ دریغ از ذرهای احترام و قدرشناسی نسبت به کارکنان و بازنشستگان. از همکاران شعبه هم تقاضا میکنم اگر تازهواردها به بانک میآیند یا برای کارآموزی آمدهاند، بهطور روشن توضیح بدهند تا آنها هم همانند ما گرفتار این شرایط نشوند و شاید مسیر شغلیشان را به بانک ملت یا صادرات ترجیح دهند.
من حدود یکماه پیش مصاحبه اومدم با یه خانم و یه اقا برای فیلد کاری تحلیل، برخورد خیلی گرم و حرفه ای داشتند جوری که استرس نگرفتم و در حدتوانم سوالات جواب دادم و خانومه بدون هیچ منتی چند توصیه کاری خوب هم برای پیشرفت تو این حوزه به من داشتند ولی متاسفانه برای مصاحبه دوم خیلی طول کشید تا با من تماس گرفته شد و من با شرکت دیگه ای تو این مدت اکی شدم و مشغول به کار شدم، روال مصاحبه خیلی خوب بود ولی جذب و استخدامش خیلی طولانی شد.
اگر سابقه کار ندارید بهترین جایی که میتونید هم یاد بگیرید و هم رزومه خوبی درست کنید. کلا تجربه کاری خوبی براتون محسوب میشه هم آموزش های خوبی در اختیار میزارن و اینکه حقوق افراد تازه کار به نسبت شرکتهای دیگه بیشتره. اگر سابقه کاری خوبی دارید برای آرامش داشتن جای خوبیه. دنبال پست و جایگاه نباشید خیلی سخته و من که دارمش بنظرم ارزش مالی نداره. باز باید هر کسی شرایط خودشو بسنجه. پرداختیها خوب و بموقع انجام میشه و میتونید به زندگیتون نظم بدید. سطح حقوقش الان خوبه ولی با شرایط تورم و بقیه چیزا معلوم نیست. تیم های خیلی زیادی هست پیشنهاد من فقط اداره نرم افزاره جاهای دیگه هم تیم توسعه دارند ولی پیشنهاد نمی کنم هم از نظر تکنولوژی و سطح تیم ها و هم جو اداره.
وقتی به دفراز میآمدم، فضای کاری خیلی مثبت و دوستانه بود و من با تقریبا چند سال همکاری به عنوان برنامهنویس با تیم همراه شدم. همکاران و مدیران از افراد تحصیلکرده و با دانش کافی بودند و یادگیری در تمام سطوح شرکت جریان داشت؛ افراد تجربههایشان را با هم تقسیم میکردند. از ابتدای شروع فعالیت شرکت مشتری محدودی داشت، اما با افزودن امکانات و قابلیتهای جدید توانست محصول نرمافزاری خود را توسعه دهد و با شرکتهای کارفرمایی بزرگ در بخشهای گوناگون همکاری کند. همین روند باعث رشد قابل توجه شرکت شد و گواهینامهها و تاییدیههای نرمافزاری زیادی کسب شد. اوضاع مالی در حال حاضر رو به بهبود بود و حقوقها هم پرداخت میشد، هرچند گاهی با تاخیر کوچکی مواجه میشد که این امر هم تا حدودی طبیعی است و به شرایط اقتصادی بستگی داشت. در کل تجربهام مثبت بود و برای دفراز آرزوی موفقیت دارم.
در تجربهای که در سال ۱۴۰۲ برای بانک پارسیان داشتم، چند نکته را لازم دیدم تا مطرح کنم و رعایتشان را توصیه کردم. ورودم را با لبخند و روی گشاده آغاز کردم و به تکتک افراد نگاه کردم هنگام سلام. برای نشستن روی صندلی از میزبانان اجازه گرفتم و با صدای بلند و قاطع صحبت کردم، با حفظ لبخند. اگر جایی متوجه میشدم که جدایی میان گفتههایم وجود دارد، سعی میکردم با توضیح منطقی آن را رفع کنم. سوالهایی درباره شغل من در میان اعضای خانوادهام پرسیده شد چون در شرکتهای برتر تجربه داشتند و از من میخواستند توضیح دهم چگونه در چنین شرکتهایی استخدام میشدم و من سعی کردم نشان دهم که خانواده ما کاملا پیگیر و پرتلاش است. در مورد دوستانم پرسیدند و من گفتم معرفت و وفاداری از ویژگیهای بارز من است و دوستانم نیز با این نکته ارتباط خوبی گرفتند. درباره کارگروه، توضیح دادم که در دانشگاه کنفرانسها را بهصورت گروهی ارائه میکردم. درباره ارتباط فامیلیام گفتم که با توجه به وضعیت مالیشان تصمیم نگرفتهام بانک کار کنم و علاقهام به بانک را توضیح دادم. درباره پدرم نیز چند سوال پرسیده شد. در جلسه تنها یک سوال بانکی مطرح شد که برای کسر صندوق و فزونی از من پرسیده شد و من به اشتباه گفتم فزونی، اما خودشان پاسخ درست را توضیح دادند. به نظر من اعتماد به نفس کافی مهمترین عامل است و اینکه نشان بدهید برای کار در بانک آمادگی دارید. من تأکید زیادی روی این موضوع داشتم که من با علاقه قلبی به کار در بانک علاقهمندم و معایب کار در بانک را هم میشناسم. وقتی وارد شدم لبخند زدم، با صدای رسا سلام کردم و در طول مصاحبه همواره لبخند داشتم. اگر سوالی بلد نبودم، با شوخی آن را جمع و جور کردم تا سردرگم نشوم. برای مثال وقتی پرسیدند که کسری بهتر است یا فزونی، گفتم کسری بهتر است و با خنده و شوخی ادامه دادم تا پاسخ درست را در نهایت دریافت کنم. در طول مصاحبه باید با اعتماد به نفس رفتار میکردم و از زبان بدن مثل دستها هنگام حرف زدن استفاده میکردم؛ همچنین سعی داشتم ارتباط مثبتی با مصاحبهکنندگان برقرار کنم و نشان دهم که برای استخدام در بانک از قبل برنامه دارم و هدفم فقط کار در بانک است، نه هرجا دیگر. به سوالی که «بانک چیست؟» پاسخ مناسبی دادم و از گفتن پاسخهای بیش از حد ایدهآل پرهیز کردم تا صداقت و واقعگرایی حفظ شود. نکتهای که به شدت دنبال میکردم این بود که پاسخهایم واقعا پذیرفته شوند و اینکه اگر گفتند چرا میخواهی در بانک کار کنی، پاسخ ندهند که فقط میخواهم خدمت کنم به جامعه یا مردم؛ چون این نوع پاسخها در مکانهای مختلف بهطور نادرست تعبیر میشود و بهتر است هدفم از کار در بانک را روشن بیان کنم.
من در دوبخش کار کردم به مدت ۳سال و خورده ای بخش اول آنقدر تجربه خوبی بود که باعث شد این مدت تو اسنپ فود باشم امااااااااا...... بهش دوم همه کار انجام میشد جز کار کردن ،به آدمهای بی صلاحیت فقط بواسطه دوستی و روابط مدیریت میدادن ،براحتی بهت تهمت میزدن که فلانی مشکل اخلاقی داره و اچ آر واقعااااااا هیچ کاری نمیکرد در حدی که من تو شرکت بیهوش شدم هرگوشه اون بخش یک نفر پنیک میشد و هر اعتراض به اون خانم و اچ آر مساوی قطع همکاری بود چون خانم با مدیر در ارتباط خاص بود در انتها بعد از کلی توهین و تحقیر و پیشنهادهای بیشرمانه بعد از استعفا مدیر من منو تهدید کردن متن هم در ادامه میزارم و همه رو تهدید کردن که برای من جشن خداحافظی نگیرن منی که تا شب قبل کار میکردم صبح منو نشوند تو اتاق و گفت از همه گروهها لفت بده متن ایشون بعد استعفا من و اینکه میگفتن بهشون ربط ندارد آفرمو از دست میدم یا نه ولی به جون خودت اگه بفهمم تا اخرین روزی که اینجایی، به کسی حرفی زدی که اگه به گوشم برسه ناراحتم میکنه هرچی دیدی از چشم خودت دیدی بخوای جو و بهم بریزی و تو مخ بقیه بری و … کلامون میره تو هم هم از گروه بلاکت میکنم هم از هر شرکتی که تاحالا اسمشو شنیدی اسکرین شات این مسیجمم نگه دار برای هرکی لازمه بفرست فقط این ۴۰ روز و بچسب به کارت بی حاشیه همین میتونی؟
من حدود 3 سال در این مجموعه فعالیت کردم و تجربه هم کار در خود گروه و هم در یکی از تحت لیسانس های این برند رو دارم متاسفانه بدترین تجربه کاری من کار در شرکت های تحت لیسانس بود که واقعا آدم های بی سوادی (مدیریت) در راس کار وجود دارند. متاسفانه فضای کل سازمان به قدری دارای حاشیه س و منابع انسانی هم فقط اسم منابع انسانی رو یدک میکشه و بسیار محیط غیرحرفه ای رو پدید آوردند. واقعا دانش هایی که در همکاران سیستم یاد میگیرید به درد فقط کار در همکاران سیستم میخوره. همین
سلام من هم چند صباحی در تحقیق و توسعه کروز کار کردم و زمانی که فهمیدم آنجا هیچ ارزشی برای افراد تحصیلکرده و شخصیت انسان قایل نیستند استعفا دادم.تجربه خوبی بود.وقتی فهمیدم که برای مدیران ارشد و صاحبان کروز حفظ افراد باند ح-ح و ب-ع و م-ت(اخراج شده) به سرکردگی م-د در ازای از دست دادن کلی نیروی نخبه و با تجربه و توانمند ارجحیت دارد و براشون مهم نبود.وقتی دیدم تمام امتیازات و تسهیلات و حقوق های بالا و پاداش های بالا فقط برای اعضای این باند است نتوانستم تحمل کنم که چرا افراد توانمندی بایستی آنجا کار کنند و پروژه ها را پیش ببرند و در آخر امتیازات را اعضای این باند ببرند.همه زحمات را اعضای تیم و نیروهای نخبه انجام میدادند و رییسها فقط نظاره گر بودند و آخر سر امتیازات مجموعه فقط برای رییسها بود.امتیاز ماشین برای رییسها و مخصوصا این باند بود و پرسنل هیچ امتیازی نداشتند و گویی فقط اعضای این باند آدم بودند و بقیه هیچ.چرا باید امتیاز واگذاری ماشین فقط به رییسها تعلق میگرفت آنهم چندین بار؟ چرا وام های کلان و پاداش های نجومی فقط برای اینا بود؟ این باند مخوف تحقیق و توسعه که بقیه هم به آن اشاره کردند آنقدر حقیر و بی سواد بودند که به اندازه دربان یک مدرسه یا شرکت نبودند چه برسه به رییس !!! وقتی میدیدم اعضای این باند و مخصوصا رییس خودم خیلی کوچکتر از آنی بود که حقوق و مزایای من دست آن باشد استعفا دادم.اینا یکسری آدم عقده ای بودند که حالا که موقعیت پیدا کردند، توهم آنها را برداشته بود که واقعا فکر میکردند رییس و مدیر هستند و به قبولی باید به آنها گفت مدیران خود نشانده !!! خودشان خودشان را رییس و مدیر کرده بودند!!! وگرنه تنها جایی که اینها را رییس و مدیر میدانست همان محیط کروز بود و اینا در شرکت های دیگه مخصوصا شرکت های خارجی در حد یک کارشناس ساده هم نیستند.تجربه کروز به من یاد داد که بفهمم رییس واقعی کیست و در شرکت های خارجی فارغ از اینکه مدیران خارجی هستند اما از نظر برقراری عدالت و راستی و درستی از مدیران کروز خیلی سر و شفاف هستند.یادمه همیشه یکی از شعارهای کروز شفافیت بود که باید در این شعار تجدید نظر کنند چون در اون مدتی که بودم همهچیز دیدم جز شفافیت و معلوم نبود پشت پرده چه زد و بندی بوده که فقط یکسری منفعت میبردند با مخفی کاری.یکی از روش های مدیر تحقیق و توسعه همیشه این بود که همه کارها را بی سر و صدا و مخفیانه انجام میداد و کسی هم نمیفهمید و به بقیه هم تاکید میکرد که موضوع را مسکوت نگه دارند و این فرد در هر گروه یکنفر را به عنوان جاسوس و خبرچین از آدمهای خودش گذاشته بود که آمار گروه و افراد معترض را بهش گزارش میدادند که مدیر پشت پرده سر فرصت به آن فرد ضربه بزند. در کثیف بودن این آدم (مدیر تحقیق و توسعه) ذره ای شکی نیست و با نظراتی که در این صفحه خواندم دیدم که سایر همکاران قدیم هم با من اتفاق نظر دارند. همانطور که در نظرات بقیه هم اشاره شده این فرد یک فرد بیمار و منفور هست که آنقدر عقده داشت که مدام سو ظن داشت به همه و همش در حال تسویه حساب با آدمها بود و هیچکس ازش به نیکی یاد نمیکرد.
برای من این شرکت همیشه دوستداشتنی بود و از کارکردن در آن لذت میبردم، هر چند با وجود مشکلات و چالشهای فراوان، فضایی وجود داشت که سختیها را به صورتی قابل تحمل میکرد. برخی مدیریتها تجربه و دیدگاه کافی نداشتند و گاهی با نظرات نامطمئن و صحبتهای بیپایه، ما را به کارهای تازهکاری بدل میکردند؛ بهخصوص بعد از ده سال سابقه کار، رفتاری با ما میشد که گویی تازهوارد هستیم. اگر ما توانسته بودیم در این سالها به کار خود ادامه دهیم، چرا اینگونه به نظر میرسید که شرکت به نیروهای با تجربه خود کمتر اعتماد میکند؟ همچنین نامهای از واحد مربوطه دریافت شده بود که نشان از همراهی و حسننیت داشت، اما من با دلشکستگی از آن مجموعه جدا شدم و گمان نمیکنم بتوانم دوباره به این تجربهها بیاعتماد بازگردم.
افتضاح افتضاح افتضاح واقعا هر چی بگم از بدی های این شرکت کم گفتم. منابع انسانی تعطیل مدیریت تعطیل عدم پرداخت حقوق پرسنل شده تا چنند ماه اصلا اهمیتی به پرسنل نمیدن مدیر منابع انسانیش واقعا یه کیف کشه که فقط دنبال دم اون مدیران ناکارامد میدوه مواظب باشید وارد این شرکت بشید با چیزی جز اعصاب خورد روبرو نمیشید
دوست دارم با نگاهی واقعبینانه و آرام، تجربهام را روایت کنم: از نظر من تیم مدیریتی باید سریعتر زیرساختهای لازم را فراهم کند. فضای کارگاهی اینجا راکد و سرد به نظر میرسید؛ گویی محیطی خشک و شکننده بود. ارزشهای شرکت همواره نزولی به نظر میرسید و با شواهدی که داشتم، تغییرات مثبت به چشم نمیآمد. امیدوارم صاحبنظران بتوانند وضعیت ارز و تحویلها را بهتر مدیریت کنند. حقوق من تا سه ماه پرداخت نشده بود.
دوستان بنده مدت زیادی در این شرکت کار کردم.تمام فضای کاری شرکت متاسفانه محیط پلیسی داره مدیر عامل شرکت همه رو با دوربین و همچنین متاسفانه توسط انسانهای بی مایه و حقیری که گماشته خودش در شرکت هستند به طور مرتب کنترل و تحقیر میکند.نمونش مدیر دفترش که حدودا ده سال اونجا کارکرد و درنهایت جمعی رو با رفتنش راحت کرد.کارمندان غیر از یک سلام حق هیچ گونه صحبتی با همدیگر ندارند.چیزی به نام ساعت کاری مشخص به عنوان اتمام کار ندارد.بیگاری به تمام معنا هست.پرداخت عیدی هر سال در نیمه سال بعد انجام میشود.شرکت سنوات نمیدهد.از شما چک و شناسنامه میگیرند بادست میدهید با پا نمیتوانید پس بگیرید.به موقع بیمه نمیکند.در صورت مریضی اصلا مرخصی ندارید.اصولا مرخصی در این شرکت تعریف نشده است.به هیچ عنوان سمت این شرکت برای استخدام نرید که هم وقت هم انرژی و هم اعصاب و روان خود را درگیر کرده آید.با مدیر عامل این شرکت انسانهای انگشت شماری که شباهت زیادی به خودش دارند میتوانند کار کنند.به تمام معنا به اسارت گرفته میشوید.والسلام.
محیط پرحاشیه و سمی مدیر عامل ز.جن... و اون بسر ما.. جن.. اش توهم بهتر از ما کسی نیست رو دارن دانش ،اخلاق،انسانیت،معرفت صفر صفر بی شرف تر از این دو نفر دنیا به خودش ندید عین ... از همه کار می کشند بعضی ها هم عین .. براشون کار می کنند و قدردان اب و علفی که بهشون می ده هستند
Catastrophe! The story in the company novin leather in a nutshell:Impolite employer, lack discipline،waste of life،employees yokel ،I have experienced highly was an unmitigated disaster I Working all hours for nothing ،uncooperative They love klutz,lardass,hick,goose,oldbat,red neck،yokel
سلام ارادت خدمت دوستان اسنپی توجه داشته باشید در صورتی که مسافر شما خانم بود و حین سفر گفت پیاده میشم اصلا توقف نکنید مگه با پشتیبانی تماس بگیرید یا امنیت تا موضوع بررسی و تأیید و بعد توقف کنید حتی اگه خودش را انداخت پایین چون هر انگی به شما زده بشه پشتیبانی شما را محکوم میکنه و اگه طرف شکایت کنه که حتی ممکن سر از زندان در بیارید اینجاست که اثبات این مساله خیلی سخت میشه و دادگاه ممکنه تا رضایت مسافر شما را در زندان نگه داره هر توقفی حین مسیر با موافقت راننده و اعمال در اپلیکیشن باید انجام بشه حتی بدون بررسی بگند شما خارج مسیر رفتی دیگه بدتر هم مسدودی داره اونم بدون بررسی تازه اگه طرف شکایت کنه که کارت با کرامالکاتبینه .یادتون باشه سفر شما مشخصه یا تمامش کنید یا با تأیید مسافر با اسنپ پایان بزنید حتی لازم باشه با امنیت تماس بگیرید اگه دیدید مسافر نا آرامی میکنه یا بهانه تراشی میکنه چون تعلل در این کار میتونه عاقبت زندان داشته باشه .در این مورد هیچ پشتیبانی بهتون نمیشه اگه اون مسافر بلد باشه چه نقشی برای اسنپ بازی کنه پس انتخاب با خودتونه. در ضمن اینا را برای بد نامی اسنپ نگفتم واقعیته برا خودم هم اتفاق افتاده
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.