سه سال حضور در این شرکت را تجربه کردم و در مجموع فضای کاریشان را دوستانه دیدم. جو همدلی وجود داشت و اغلب همکاران سعی میکردند به هم کمک کنند تا به رشد برسیم، از جمله مدیران که گاهی میخواستند اگر به چیزی نیاز داشتی، به بهترین شکل به آن برسی. با این حال، مسیر شغلی مشخصی برای پیشرفت وجود نداشت و ساختار مدیریتی گیجکننده بود؛ بیش از دو مدیر وجود داشت و معلوم نبود پاسخگوی کدام بخش باید بود. قوانین درباره افزایش حقوق و کسری وجود ندارد و روند حقوقی مشخصی برای این موضوع دیده نمیشد. ساعات کاری انعطافپذیر بود اما زمانی که حضور در شرکت را آغاز میکردی باید برای هر کار یا فعالیتی ورود و خروج ثبت میکردی، حتی برای کارهای ساده مانند سیگار کشیدن هم. اضافهکاری هم به نظر میرسید جزئی از وظایف روزانه تلقی میشود. از طرف دیگر شرکت به نظر خانوادگی اداره میشد و روسای کاراکتری برخی مواقع از اقوام نزدیک مدیرعامل بودند. نتیجه اینکه تجربه کوتاه و مفید بود اما جای چشمپوشی از بسیاری مسائل را در طول مدت کار پیدا کردم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من ۱۰ سال از عمرم رو تو کروز گذروندم به واقع بهتون بگم نجس تر و کثیف تر و پست تر از این شرکت درایران وجود ندارد تمام کسانی که تو این شرکت سمت دارند همشون از دم بی سواد هستند و اگر ببیند شما چیزیرسرتونومیشه و بلد هستید با بی رحمی تمام بدون اینکه خودت هیچ عیب و نقصی داشته باشی اخراجت میکنند الکی میگن شرکتش خوبه تا واردش نشی خودت متوجه نمیشم وارد چه جهنمی شدی اسم اصلی شرکت کروز جهنم سیاه است حق تمام پرسنل خودشو میخوره . مدیرانش به شدت بی سواد و بی تربیت هستند
در این شرکت هیچ ساختمانی مشخصی وجود ندارد و به نظر میرسید که فعالیتها به صورت زیرزمینی و با اعتماد به یک نفر انجام میشود. گفتند که مدیر عامل و حسابدار در یک نفر جمع شدهاند و فردی که در میدان نوابته بهعنوان کارشناس منابع انسانی معرفی شده بود، ارتباطی به توکا دارد. خود مدیر بهنظر میرسد وجود خارجی ندارد و گاهی از خانه تدریس میکند؛ شرکت دیگری به نام Radaka نیز در کار است که بهنظر میرسد تنها خودش است و مدیریتش با درآمد از حقوق کارمندان و نبود بیمه شکل گرفته است. با این توضیحات، به نظر میرسید که آن فرد با وعدههای بزرگ و وانمودکردن مالکیت شرکت، افراد را جذب میکند اما پس از استخدام به رفتارهای توهینآمیز و بداخلاقی روی میآورد، حقوق را پرداخت نمیکند و بیمه هم ارائه نمیدهد. مشتریان نیز از این وضعیت نارضایت داشتند و برخوردها ورای مسیر کاری بود. در مصاحبهها نمایش میداد که گویی شرکت متعلق به اوست، اما معمولا خبری از حضور رسمی نبود و اغلب با بهکارگیری واژگان نامربوط به کار درباره دیگران اظهار نظر میشد. انتظار میرفت همزمان از کارمند بخواهد بدون حقوق اضافی، پس از ساعات کار هم در منزل بهکار گرفته شود. سه ماه کار کردم اما هیچ حقوقی دریافت نکردم و قرارداد هم بسته نشده بود. تجربهام این بود که از ورود به این شرکت پیشنهاد نمیشود و بهتر است از هرگونه همکاری با آن خودداری کنید تا ورشکستگی احتمالی رخ ندهد.
وقتی وارد کار شدم وعده داشتن حقوقی بالا داده شد اما در نهایت مبلغی ناچیز پرداخت شد و قرارداد هم وجود نداشت. در پیگیریها هم با دروغگویی روبهرو شدم و بدون دلیل، من و چند نفر دیگر اخراج شدیم. گفتن که اگر میخواهید تسویه و سفته بدهند باید استعفا بدهید، اما حالا months هاست که پولم را نگرفتهام.
مدیریت به شیوه دوره خان و رعیت دزدی از حقوق پرسنل پارتی بازی حس تصاحب نسبت به پرسنل سوء استفاده از شرایط سخت زندگی در کشور و فشار بیش از حد به پرسنل شرایط موفقیت و پیشرفت در این سازمان فروختن همکاران هزینه کردن و تملق فراوان برای مدیر مستقیم خاله زنک داشتن پارتی بعضا تن فروشی برای نیروهای خانم
دوست دارم بدون تعارف بگن توی این شرکت خیلی سختگیر بودن، مخصوصا با گوشی و تماسهامون دقیقا برخورد میکردن. وقتی اسم آتیسان میآمد، فضای شرکت و بوی پیاز نهار مدیریت محترم توی ذهنم متبادر میشد و این جو را میساخت. اینکه همکاران هماهنگی با مدیریت انجام میدادند تا «حمایت و قدردانی» نسبت به کارها دیده شود، چندان عمیق نبود و گاهی به نظر میرسید که بعضی ارتباطات داخلی به سختی پیش میرود. همچنین شنیدم در برخی پروژهها لانچ شدهاند و سوالاتی درباره وضعیت پروژههای آتی مطرح میشد. با وجود اینها، تجربهام از کار در محیط آتیسان را نمیتوان صرفا به یک جنبه منفی تقلیل داد، زیرا گاهی نکاتی هم از همکاریهای پرتنش وجود داشت که پیامدهای مثبتی در بهبود روند کاری داشت.
برای من روشن است که این شرکت از طریق نگهداشتن وجه تراکنشها بهمدت چند روز و عدم واریز به حساب پذیرنده، سود میبرد و این موضوع برای کاربران ناراحتکننده است؛ پشتیبانی هم رفتار مناسبی ندارد.
من تجربهام از کار در اسنپ دکتر را با چند عبارت کلیشهای و رسمی توضیح میدهم تا جو و فضای کار را بهتر منتقل کند، اما واقعیتها را حفظ میکنم و هیچ جزئیات اضافهای اضافه نمیکنم. شرکت اسنپ دکتر برای من فضایی بینظارت و پر از حرف و حدیث بود، با حقوقی نسبتا پایین و فشار کار بالا. در نگاه من، نام این مجموعه را نباید فریب خورد، چرا که بیشتر مسائل با وجود نام شرکت، از نبود ساختار روشن پشتیبانی و منابع انسانی نشأت میگرفت. اضافهکاری وجود داشت، اما به اندازهای نبود که به لحاظ ساماندهی منابع انسانی یا نگهداری افراد توجه شود؛ واحد منابع انسانی به نظر من کارآمد نبود و کمبود نیرو در این حوزه محسوس بود. خروج نیروها از شرکت به شدت بالاست؛ افراد پس از مدت کوتاهی کار تجربهها را میبینند و تصمیم به ترک میگیرند. در اوایل حضورم وضعیت منابع انسانی بهتر بود، اما اخیرا فردی که در این تیم بهتنهایی مسئول است تغییر کرده و رفتار او برای من نامطلوب بود؛ تمرکز اصلی او روی حاشیهسازی به جای انجام کار بود و این به روند کار ضربه میزد.
سلام وقتتون بخیر متاسفم که تجربه ناخوشایندی بقیه دوستان داشتن هرچند که روال مهاجرت به گونه ای هست که ممکنه بعضی افراد رو دلسرد بکنه یا تغییر قوانین ممکنه که هرکسی کارش به مشکل بربخوره، ولی خوشبختانه من با کاربین کار کردم و کارم به نتیجه رسید با همه پستی و بلندی هایی که تو کار مهاجرت هستش با هم پیش بردیم کار رو و تجربه خوشایندی بوده برای من.
این تجربه به من آموخت که کار در محیطی با همافزایی کم و نبود پاسخگویی میتواند پایان هر پروژهای باشد، هرچند نسبت به آن فرصتهای یادگیری هم کمبود ندارد. در طول همکاری با مدیران مختلف، با فضاى فنی و سطح اعتماد بالا روبهرو شدم و اشتیاق در تیم حرف اول را میزد. با این حال پرداخت منظم حقوق یکی از مشکلات عمده بود که به طور مداوم وجود نداشت و این مسئله کار را دشوار میکرد. مدیریت کلان شرکت، علیرغم هوش و حسن نیت، گرفتار ضعفهایی در فرآیندهای داخلی و تعامل با تیمهای خارج از سازمان بود. تفرق در رهبری، ضعف در اجرای تصمیمها و تقسیم وظایف، به این نتیجه رسید که کارها بهطور مداوم توسط تنها دو یا سه نفر انجام میشد و این امر باعث میشد مشکلات بهطور مکرر باقی بماند. منابع انسانی بهطور کامل وجود نداشت و بخش مالی و اداری پاسخگو نبودند. کارآفرینانی تحصیلکرده و با استعداد دیدم که به دلیل این چالشها از دست میرفتند و پروژههایی که به خاطر نبود مدیریتی مناسب به شکست میانجامیدند، به عقب میافتادند. در نهایت همکاری با این شرکت پایان یافت، اما تجربهها و درسهایی که گرفتم، ارزشمند بودند.
وقتی به پایان خط رسیدم، دلم پر از یادگاریهای مختلف است از کار با گروههای مدیریتی گوناگون. جو فنی و اعتماد و انگیزه در کار حرف اول را میزد، اما پرداختها بهموقع نبود و این مشکل زیادی را مشکل کرد. مدیریت کلان شرکت با وجود نبوغ و خوشقلبی، در اداره داخلی و ارتباط با بخشهای خارجی اشکالاتی داشت. چنددستیگی در عرصه مدیریتی و عدم تسلط برخی مدیران به اجرای دقیق امور باعث میشد مشکلات همیشه باقی بمانند و کارها بهدرستی پیش نرود. منابع انسانی به طور کامل حضور نداشت و بخش مالی و اداری پاسخگوی نیازها نبودند. با وجود تمام این چالشها، تجربههای زیادی دیدم و نخبههایی را دیدم که به دلیل این مشکلات از دست رفتند و پروژههایی که به دلیل سوءمدیریت ریزش داشتند، به مشکل میخوردند. در نهایت همکاری با این شرکت برای من به پایان رسید، اما خاطرات و درسهای گرانبهایی از این مسیر باقی ماند.
به مدت شش ماه در شرکت نماهنگ کار کردم و با وجود مدیریت خوب، مزایای بیمه هم داشتم، اما بینظمیهای موجود آزاردهنده بود.
در یک محیط کاری با فاصله از انصاف و نظم، من به عنوان سهامدار تجربهام را چنین توصیف میکنم که افرا رسا با ساختار مدیریتی نامناسب و ناکارآمد روبهرو بوده است. هیچ رسمیت قابلقبولی در سازمان احساس نمیشد و اغلب کارها به شکل دستهجمعی و با تصمیمگیریهای شخصی انجام میگرفت که نتیجهاش کنار گذاشتن چارچوبها و اصول مدیریتی بود. چند سال است که فعالیت ادامه دارد و با افزایش پهنای باند، مشکلات هم بیشتر شده اما تیم مدیریتی و تیم اجرایی همچنان در مسیر ضرر و ناکارآمدی باقی ماندهاند. پشتیبانی هم بیش از هر چیز به فردی خاص بستگی پیدا میکرد و هر تصمیمی هم که آن فرد میگرفت، تغییر قابلتوجهی نمیکرد.
اتلاف وقت کامل. به برنامه نویس با بیشتر از 15 سال سابقه یک قرارداد سه ماهه پیشنهاد میکنند. توهم کامل . از من پرسیدن که در مقابل سایرین چرا باید شما رو انتخاب کنیم و من گفتم کدوم سایرین من که سایرین رو نمیبینم.
در جایی کار میکردم که فشار زیادی روی من میگذاشتند و به سختی میتوانستم از پس توقعها بربیایم. در نتیجه بهطور متوالی با خستگی و تکرار اخطارهای بیپاسخ روبهرو شدم و احساس میکردم هیچ حد و حدودی برای کارمان وجود ندارد. علاوه بر این، آنها اصرار داشتند که حتما سیستم را روی لینوکس پیاده کنم، هرچند که من بهرغم تلاش، با مشکلاتی مواجه شدم و لپتاپم بهطور جدی آسیب دید. آنها میگفتند که مشکلی پیش نمیآید اما من تجربهای کاملا متفاوت داشتم و با کمبود حمایت و توجه روبهرو شدم. رفتارهای آنها پر از غرور و ادعا بود و احساس میکردم خیلیها فقط بلد بودن بگویند و عمل چندانی انجام نمیدادند. در کل جو تیمی برایم رضایتبخش نبود و احساس کردم هدف اصلی از کار، حس در تیغ زدن دیگران است تا واقعیتهای کاری.
من در روزمه خودم نوشته بودم متولد چه سالی هستم بعد از رفتن به اونجا گفتند یکی از موانع سن شماست.نمیدونم چرا اکثرا در طی مصاحبه من یاد دیالگهای سریال مختار میافتادم مختار : وقتي بتواني گريه کني يعني هنوز اندک غيرتي برايت باقي مانده. پس ميتوانيم مثل دو مرد با هم صحبت کنيم. نعمان : درک سخنان من براي چون تويي که محضر مدیرعامل خداوند را درک نکردهاي ثقيل است
سلام خدمت تمامی کارجوهای عزیز که دنبال کار هستن. متاسفانه شرکت رادین اهمیتی به نیروی انسانی شرکت نمی ده و به همین دلیل بیشتر نیروهای شرکت در حال رفتن (فررررررررررررررررراررررررر) از شرکت هستند افرادی که روزی ستونهای شرکت بودند و شرکت رادین اعتبار الانش رو رو مدیون زحمات این افراده که سالهای سال با کمبودها ساختن و سوختن و شرکت رو به جایگاه الانش رسوندن. متاسفانه سر چندرغاز حقوق چونه میزنن و حاضر نیست برای نیروی انسانیشون کمی اهمیت بدن و رفاه حالشون رو فراهم کنن . از صبح ساعت ۸ تا ۵ بعدظهر یعنی نصف یک روزت رو توی شرکت صرف میکنی ولی بهت ناهار نمی دن حتی تایم ناهار و نماز رو از حقوقتون کم میکنن این یعنی اوج بی انصافی . نیروی انسانی با انجام پروژه های مختلف میلیاردها تومان برای شرکت آورده داشتن ولی شرکت حاضر نیست یه ناهار به نیروهای بده . حاضر نیست بیمه رومطابق حقوق دریافتی فرد در اداره بیمه ثبت کنه . جو بد زیر آب زنی بشدت بدی در شرکت وجود داره که به درخواست مسولین شرکت ایجاد شده برای فهمیدن حرفهای خاله زنکی
در تجربهای که با من روبهرو شد، من به عنوان کارشناس در شرکت معماری منظر تک باغ با ارائه خدمات جامع مدیریت ویلا کار میکردم. کارها از خرید و فروش تا طراحی، اجرا و نگهداری ویلا با استانداردهای بالا بود. برای دریافت اطلاعات بیشتر به تک باغ مراجعه میکردم. با همکاری تک باغ، ویلاهایمان همواره در دست افراد ماهر بود؛ مجموعهای کامل از طراحی تا نگهداری ارائه میشد. ارتباط از طریق تماس ۰۲۱۲۲۲۰۰۰۶۱ و واتساپ ۰۹۱۲۶۶۰۱۲۵۴ انجام میشد.
حدود دوازده سال پیش از فارغالتحصیلی با آتیسان آشنا شدم و از طریق یک آگهی استخدام وارد شدم. با وجود نداشتن تجربه کاری و دانش عملی، مدیران شرکت، بهخصوص مهندس شعبانی، من را برای کارآموزی پذیرفتند و شرطشان این بود که حداقل سه سال با آنها همکاری کنم. من هم با حمایت پدرم و با مشورت با ایشان قبول کردم و وارد شرکت شدم. دو سال ابتدایی، که جنبهی آموزشی داشت، به لحاظ کاری شرایط سخت و از نظر مالی محدود بود، اما از سال سوم به بعد وضعیت بهتری پیدا شد و تجربههای مفیدی کسب کردم. با دقت و سختگیری مدیریت، هر روز به تجربههایم افزوده شد و از نظر فنی و مهندسی نرمافزار رشد قابل توجهی داشتم؛ همچنین در حوزهی بانکداری دانشم بسیار پیشرفته شد. پس از هفت سال همکاری، یکی از بانکهای طرف قرارداد شرکت پیشنهاد همکاری داد و من طبق تعهد اخلاقی موضوع را با مهندس شعبانی در میان گذاشتم. ایشان با توجه به وضعیت مالی مناسب پیشنهاد، موافقت کردند که از شرکت جدا شده و در بانک مشغول به کار شوم. نکتهی جالب این است که ایشان با مذاکراتی که با مدیران بانک داشتند، شرایط استخدام من را با مزایای مالی بهتری تنظیم کردند. در طول هفت سال که در آتیسان بودم، به شدت برای شرکت تلاش کردم و رابطهی خوبی با مدیریت و تیم داشتم. به نظر من آتیسان برای افرادی مناسب است که علاقهمند به حضور حرفهای در دنیای مهندسی نرمافزار، کسب تجربههای تخصصی و کار با بانکهای اطلاعاتی هستند. اگر با دقت و اشتیاق کارها را پیگیری کنی، مدیریت شرکت از تو حمایت فنی و تجربی زیادی خواهد داشت و به سرعت پیشرفت میکنی. اما اگر دقت کافی به کار نداشته باشی و علاقهای به کار نشان ندهی، ممکن است با مشکلاتی در همکاری با مدیریت مواجه شوی؛ در دوران من نیز مشاهده کردهام که برخی همکاران به دلایلی کارشان را ادامه ندادند. از سوی دیگر، برخی تازهواردها وجود دارند که با وجود توانمندی کم در ابتدا، با گذر زمان پیشرفتهای خوبی داشتهاند و اکنون جذب شرکتها و سازمانهای بزرگ شدهاند و وضعیت مالی مناسبی پیدا کردهاند. نکتهی پایانی این است که محیط کار در آتیسان دوستانه و حرفهای و با آزادیهای نسبتا مطلوبی همراه است؛ این حس بعد از تجربه کار در بانکها بیشتر به چشم میآید، چون برخی محدودیتهای اداری و حفاظتی آنجا وجود دارد. این موضوع برای همکاران خانم بهطور مشخصتر محسوس است. هنوز هم دنبال جامعهی کاربری شرکتم و متوجه میشوم که مدیریت بیشتر ترجیح میدهد نیروهای با سابقه را حفظ کند تا نیروهای تازهکار را جذب کند؛ این برای افرادی جوان و جویای تجربه چندان دلنشین نیست. امیدوارم شرکت همچنان فضای رشد و پیشرفت را برای نیروهای جوان فراهم کند و در عین حال از نیروهای با تجربه نیز قدردانی کند. با وجود حضور ثابت در بانکهای بزرگ کشور، آتیسان ظرفیت گسترش به حدود پنجاه تا صد نفر را دارد، اما هنوز به نظر میرسد هیئت مدیره انگیزهای برای توسعهی حوزهی کاری و سرمایه انسانی ندارد. این کمبود، از نقاط ضعف شرکت محسوب میشود.
با سلام و خسته نباشید . من داخل شرکت سبدگردان کاریزما مشغول به کار بودم . هرچی از بد بودن کل مدیران اونجا بگم کم گفتم . میگین دروغه کاراموزی 1 ماه برید اونجا شرایط رو ببینید . دائما هم که کاراموز میگیرن این رفت یکی دیگه بجاش باشه . بی خودی نیرو میگیرن ما اینقدر بیکار بودیم درس های دانشگاه رو میخوندیم و زبان کار میکردیم . از محیط کار هم نگم بد مدیرها مثل .... با همکارا رفتار میکردن . بد ترین واحد واحد منابع انسانی با اون تیم ضعیف و کثیفشون مدیرشون مثلا نماز خون و به فکر بچه ها بود . دروغ گو زیر آب زن کار برات انجام نمیده هیچی . میخواد شخصیت ادم رو خراب کنه . برای گرفتن یه دونه وام بهت میگفتن رفتارت با شرکت خیلی اوکی نیست نمیدیم . بعد به نیرویی که 4 ماه بود وام دادن اونوقت رفتار ما خوب نبود . این شرکت دنبال ادم زیر اب زن و دستمال کش میگرده که براش کار کنن . همین مدیر اینقدر بی شخصیته که ازش سوال میپرسی من چه اشتباهی داشتم که الان مدیر من کارانه منو کم کرده میگه مدیرت بپرس . بعد میری پیش مدیرت میگی چرا به من کم دادی میگه من 90 درصد بیشتر به کسی نمیدم و میگه مدیر عامل به من 100 میده من بهت 100 بدم . میگی خب اشکال کار من چیه هیچی بهت نمیگن . چارت سازمانی خرااااب مسئولیت کسی مشخص نبود . هیچ اصولی تو شرکت نبود . عجیب تر از همه این مدیر ها اینقدر ادم های کثیفی هستن که یکی از کار شناس هارو برده بود تو اتاق با فوش و بی احترامی یکیش کرده بود . و بعد تازه کارشناس بد بخت اخراج شد . مدیر رو نگه داشت و میگفتن حرف مدیر مهمه تو دروغ میگی یا باید تو به مدیرت گوش بدی . دست راست مدیر عامل بی تربیت و بی فرهنگ تو اسانسور با کسی نه سلام میده نه شخصیت داره مثل گاو سرشو میندازه پایین میاد میره . هم تیمی های ادم هم هوای هم رو نداره برای هیچی زیر آب همو میزنن که خودی نشون بدن . از مشکلات دیگه مسئول دفتر مدیر عامل هستش . وقتی سر مشکلاتت با مدیرت حرف میزنی نتیجه نمیگیری با منابع انسانی حرف میزنی به نتیجه نمیرسی بعد منابع انسانی میاد میگه نیروت اومده پیش من اینارو گفته بعد مدیرت دوباره حال تورو میگیره و حالا میخوای بری پیش مدیر عامل مسئول دفتر مدیر عامل میخوای وقت بگیری بری پیش مدیر عامل ازت میپرسه چیکار داری . 2 تا حالت پیش میاد اگر کارتو بگی به منابع انسانی میگه اون هم به مدیریت میگه و به فنا میری اگر نگی بهت وقت نمیده میگه من باید با دکتر مطرح کنم . حالا اگر نگی ، بگی میخوام مستقیم حرف بزنم . 1 هفته 2 هفته بعد بهت میگه بیا که رسما دست به سرت کرده . بعدش درجا به منابع انسانی میگه و دوباره به مدیرت میگه . وتو باز به گ... میری یک لوپ کاملا بیهوده . و یکی از دوستان من که داخل یه شعبه دیگه کاریزما کار میکرد اون هم همین مشکل و داشت از بالا تا پایین این شرکت فقط یه شوآفه مسخرس . این شرکت فقط یه مهدکودکه با مدیران بی تجربه .
سه سال حضور در این شرکت را تجربه کردم و در مجموع فضای کاریشان را دوستانه دیدم. جو همدلی وجود داشت و اغلب همکاران سعی میکردند به هم کمک کنند تا به رشد برسیم، از جمله مدیران که گاهی میخواستند اگر به چیزی نیاز داشتی، به بهترین شکل به آن برسی. با این حال، مسیر شغلی مشخصی برای پیشرفت وجود نداشت و ساختار مدیریتی گیجکننده بود؛ بیش از دو مدیر وجود داشت و معلوم نبود پاسخگوی کدام بخش باید بود. قوانین درباره افزایش حقوق و کسری وجود ندارد و روند حقوقی مشخصی برای این موضوع دیده نمیشد. ساعات کاری انعطافپذیر بود اما زمانی که حضور در شرکت را آغاز میکردی باید برای هر کار یا فعالیتی ورود و خروج ثبت میکردی، حتی برای کارهای ساده مانند سیگار کشیدن هم. اضافهکاری هم به نظر میرسید جزئی از وظایف روزانه تلقی میشود. از طرف دیگر شرکت به نظر خانوادگی اداره میشد و روسای کاراکتری برخی مواقع از اقوام نزدیک مدیرعامل بودند. نتیجه اینکه تجربه کوتاه و مفید بود اما جای چشمپوشی از بسیاری مسائل را در طول مدت کار پیدا کردم.
من ۱۰ سال از عمرم رو تو کروز گذروندم به واقع بهتون بگم نجس تر و کثیف تر و پست تر از این شرکت درایران وجود ندارد تمام کسانی که تو این شرکت سمت دارند همشون از دم بی سواد هستند و اگر ببیند شما چیزیرسرتونومیشه و بلد هستید با بی رحمی تمام بدون اینکه خودت هیچ عیب و نقصی داشته باشی اخراجت میکنند الکی میگن شرکتش خوبه تا واردش نشی خودت متوجه نمیشم وارد چه جهنمی شدی اسم اصلی شرکت کروز جهنم سیاه است حق تمام پرسنل خودشو میخوره . مدیرانش به شدت بی سواد و بی تربیت هستند
در این شرکت هیچ ساختمانی مشخصی وجود ندارد و به نظر میرسید که فعالیتها به صورت زیرزمینی و با اعتماد به یک نفر انجام میشود. گفتند که مدیر عامل و حسابدار در یک نفر جمع شدهاند و فردی که در میدان نوابته بهعنوان کارشناس منابع انسانی معرفی شده بود، ارتباطی به توکا دارد. خود مدیر بهنظر میرسد وجود خارجی ندارد و گاهی از خانه تدریس میکند؛ شرکت دیگری به نام Radaka نیز در کار است که بهنظر میرسد تنها خودش است و مدیریتش با درآمد از حقوق کارمندان و نبود بیمه شکل گرفته است. با این توضیحات، به نظر میرسید که آن فرد با وعدههای بزرگ و وانمودکردن مالکیت شرکت، افراد را جذب میکند اما پس از استخدام به رفتارهای توهینآمیز و بداخلاقی روی میآورد، حقوق را پرداخت نمیکند و بیمه هم ارائه نمیدهد. مشتریان نیز از این وضعیت نارضایت داشتند و برخوردها ورای مسیر کاری بود. در مصاحبهها نمایش میداد که گویی شرکت متعلق به اوست، اما معمولا خبری از حضور رسمی نبود و اغلب با بهکارگیری واژگان نامربوط به کار درباره دیگران اظهار نظر میشد. انتظار میرفت همزمان از کارمند بخواهد بدون حقوق اضافی، پس از ساعات کار هم در منزل بهکار گرفته شود. سه ماه کار کردم اما هیچ حقوقی دریافت نکردم و قرارداد هم بسته نشده بود. تجربهام این بود که از ورود به این شرکت پیشنهاد نمیشود و بهتر است از هرگونه همکاری با آن خودداری کنید تا ورشکستگی احتمالی رخ ندهد.
وقتی وارد کار شدم وعده داشتن حقوقی بالا داده شد اما در نهایت مبلغی ناچیز پرداخت شد و قرارداد هم وجود نداشت. در پیگیریها هم با دروغگویی روبهرو شدم و بدون دلیل، من و چند نفر دیگر اخراج شدیم. گفتن که اگر میخواهید تسویه و سفته بدهند باید استعفا بدهید، اما حالا months هاست که پولم را نگرفتهام.
مدیریت به شیوه دوره خان و رعیت دزدی از حقوق پرسنل پارتی بازی حس تصاحب نسبت به پرسنل سوء استفاده از شرایط سخت زندگی در کشور و فشار بیش از حد به پرسنل شرایط موفقیت و پیشرفت در این سازمان فروختن همکاران هزینه کردن و تملق فراوان برای مدیر مستقیم خاله زنک داشتن پارتی بعضا تن فروشی برای نیروهای خانم
دوست دارم بدون تعارف بگن توی این شرکت خیلی سختگیر بودن، مخصوصا با گوشی و تماسهامون دقیقا برخورد میکردن. وقتی اسم آتیسان میآمد، فضای شرکت و بوی پیاز نهار مدیریت محترم توی ذهنم متبادر میشد و این جو را میساخت. اینکه همکاران هماهنگی با مدیریت انجام میدادند تا «حمایت و قدردانی» نسبت به کارها دیده شود، چندان عمیق نبود و گاهی به نظر میرسید که بعضی ارتباطات داخلی به سختی پیش میرود. همچنین شنیدم در برخی پروژهها لانچ شدهاند و سوالاتی درباره وضعیت پروژههای آتی مطرح میشد. با وجود اینها، تجربهام از کار در محیط آتیسان را نمیتوان صرفا به یک جنبه منفی تقلیل داد، زیرا گاهی نکاتی هم از همکاریهای پرتنش وجود داشت که پیامدهای مثبتی در بهبود روند کاری داشت.
برای من روشن است که این شرکت از طریق نگهداشتن وجه تراکنشها بهمدت چند روز و عدم واریز به حساب پذیرنده، سود میبرد و این موضوع برای کاربران ناراحتکننده است؛ پشتیبانی هم رفتار مناسبی ندارد.
من تجربهام از کار در اسنپ دکتر را با چند عبارت کلیشهای و رسمی توضیح میدهم تا جو و فضای کار را بهتر منتقل کند، اما واقعیتها را حفظ میکنم و هیچ جزئیات اضافهای اضافه نمیکنم. شرکت اسنپ دکتر برای من فضایی بینظارت و پر از حرف و حدیث بود، با حقوقی نسبتا پایین و فشار کار بالا. در نگاه من، نام این مجموعه را نباید فریب خورد، چرا که بیشتر مسائل با وجود نام شرکت، از نبود ساختار روشن پشتیبانی و منابع انسانی نشأت میگرفت. اضافهکاری وجود داشت، اما به اندازهای نبود که به لحاظ ساماندهی منابع انسانی یا نگهداری افراد توجه شود؛ واحد منابع انسانی به نظر من کارآمد نبود و کمبود نیرو در این حوزه محسوس بود. خروج نیروها از شرکت به شدت بالاست؛ افراد پس از مدت کوتاهی کار تجربهها را میبینند و تصمیم به ترک میگیرند. در اوایل حضورم وضعیت منابع انسانی بهتر بود، اما اخیرا فردی که در این تیم بهتنهایی مسئول است تغییر کرده و رفتار او برای من نامطلوب بود؛ تمرکز اصلی او روی حاشیهسازی به جای انجام کار بود و این به روند کار ضربه میزد.
سلام وقتتون بخیر متاسفم که تجربه ناخوشایندی بقیه دوستان داشتن هرچند که روال مهاجرت به گونه ای هست که ممکنه بعضی افراد رو دلسرد بکنه یا تغییر قوانین ممکنه که هرکسی کارش به مشکل بربخوره، ولی خوشبختانه من با کاربین کار کردم و کارم به نتیجه رسید با همه پستی و بلندی هایی که تو کار مهاجرت هستش با هم پیش بردیم کار رو و تجربه خوشایندی بوده برای من.
این تجربه به من آموخت که کار در محیطی با همافزایی کم و نبود پاسخگویی میتواند پایان هر پروژهای باشد، هرچند نسبت به آن فرصتهای یادگیری هم کمبود ندارد. در طول همکاری با مدیران مختلف، با فضاى فنی و سطح اعتماد بالا روبهرو شدم و اشتیاق در تیم حرف اول را میزد. با این حال پرداخت منظم حقوق یکی از مشکلات عمده بود که به طور مداوم وجود نداشت و این مسئله کار را دشوار میکرد. مدیریت کلان شرکت، علیرغم هوش و حسن نیت، گرفتار ضعفهایی در فرآیندهای داخلی و تعامل با تیمهای خارج از سازمان بود. تفرق در رهبری، ضعف در اجرای تصمیمها و تقسیم وظایف، به این نتیجه رسید که کارها بهطور مداوم توسط تنها دو یا سه نفر انجام میشد و این امر باعث میشد مشکلات بهطور مکرر باقی بماند. منابع انسانی بهطور کامل وجود نداشت و بخش مالی و اداری پاسخگو نبودند. کارآفرینانی تحصیلکرده و با استعداد دیدم که به دلیل این چالشها از دست میرفتند و پروژههایی که به خاطر نبود مدیریتی مناسب به شکست میانجامیدند، به عقب میافتادند. در نهایت همکاری با این شرکت پایان یافت، اما تجربهها و درسهایی که گرفتم، ارزشمند بودند.
وقتی به پایان خط رسیدم، دلم پر از یادگاریهای مختلف است از کار با گروههای مدیریتی گوناگون. جو فنی و اعتماد و انگیزه در کار حرف اول را میزد، اما پرداختها بهموقع نبود و این مشکل زیادی را مشکل کرد. مدیریت کلان شرکت با وجود نبوغ و خوشقلبی، در اداره داخلی و ارتباط با بخشهای خارجی اشکالاتی داشت. چنددستیگی در عرصه مدیریتی و عدم تسلط برخی مدیران به اجرای دقیق امور باعث میشد مشکلات همیشه باقی بمانند و کارها بهدرستی پیش نرود. منابع انسانی به طور کامل حضور نداشت و بخش مالی و اداری پاسخگوی نیازها نبودند. با وجود تمام این چالشها، تجربههای زیادی دیدم و نخبههایی را دیدم که به دلیل این مشکلات از دست رفتند و پروژههایی که به دلیل سوءمدیریت ریزش داشتند، به مشکل میخوردند. در نهایت همکاری با این شرکت برای من به پایان رسید، اما خاطرات و درسهای گرانبهایی از این مسیر باقی ماند.
به مدت شش ماه در شرکت نماهنگ کار کردم و با وجود مدیریت خوب، مزایای بیمه هم داشتم، اما بینظمیهای موجود آزاردهنده بود.
در یک محیط کاری با فاصله از انصاف و نظم، من به عنوان سهامدار تجربهام را چنین توصیف میکنم که افرا رسا با ساختار مدیریتی نامناسب و ناکارآمد روبهرو بوده است. هیچ رسمیت قابلقبولی در سازمان احساس نمیشد و اغلب کارها به شکل دستهجمعی و با تصمیمگیریهای شخصی انجام میگرفت که نتیجهاش کنار گذاشتن چارچوبها و اصول مدیریتی بود. چند سال است که فعالیت ادامه دارد و با افزایش پهنای باند، مشکلات هم بیشتر شده اما تیم مدیریتی و تیم اجرایی همچنان در مسیر ضرر و ناکارآمدی باقی ماندهاند. پشتیبانی هم بیش از هر چیز به فردی خاص بستگی پیدا میکرد و هر تصمیمی هم که آن فرد میگرفت، تغییر قابلتوجهی نمیکرد.
اتلاف وقت کامل. به برنامه نویس با بیشتر از 15 سال سابقه یک قرارداد سه ماهه پیشنهاد میکنند. توهم کامل . از من پرسیدن که در مقابل سایرین چرا باید شما رو انتخاب کنیم و من گفتم کدوم سایرین من که سایرین رو نمیبینم.
در جایی کار میکردم که فشار زیادی روی من میگذاشتند و به سختی میتوانستم از پس توقعها بربیایم. در نتیجه بهطور متوالی با خستگی و تکرار اخطارهای بیپاسخ روبهرو شدم و احساس میکردم هیچ حد و حدودی برای کارمان وجود ندارد. علاوه بر این، آنها اصرار داشتند که حتما سیستم را روی لینوکس پیاده کنم، هرچند که من بهرغم تلاش، با مشکلاتی مواجه شدم و لپتاپم بهطور جدی آسیب دید. آنها میگفتند که مشکلی پیش نمیآید اما من تجربهای کاملا متفاوت داشتم و با کمبود حمایت و توجه روبهرو شدم. رفتارهای آنها پر از غرور و ادعا بود و احساس میکردم خیلیها فقط بلد بودن بگویند و عمل چندانی انجام نمیدادند. در کل جو تیمی برایم رضایتبخش نبود و احساس کردم هدف اصلی از کار، حس در تیغ زدن دیگران است تا واقعیتهای کاری.
من در روزمه خودم نوشته بودم متولد چه سالی هستم بعد از رفتن به اونجا گفتند یکی از موانع سن شماست.نمیدونم چرا اکثرا در طی مصاحبه من یاد دیالگهای سریال مختار میافتادم مختار : وقتي بتواني گريه کني يعني هنوز اندک غيرتي برايت باقي مانده. پس ميتوانيم مثل دو مرد با هم صحبت کنيم. نعمان : درک سخنان من براي چون تويي که محضر مدیرعامل خداوند را درک نکردهاي ثقيل است
سلام خدمت تمامی کارجوهای عزیز که دنبال کار هستن. متاسفانه شرکت رادین اهمیتی به نیروی انسانی شرکت نمی ده و به همین دلیل بیشتر نیروهای شرکت در حال رفتن (فررررررررررررررررراررررررر) از شرکت هستند افرادی که روزی ستونهای شرکت بودند و شرکت رادین اعتبار الانش رو رو مدیون زحمات این افراده که سالهای سال با کمبودها ساختن و سوختن و شرکت رو به جایگاه الانش رسوندن. متاسفانه سر چندرغاز حقوق چونه میزنن و حاضر نیست برای نیروی انسانیشون کمی اهمیت بدن و رفاه حالشون رو فراهم کنن . از صبح ساعت ۸ تا ۵ بعدظهر یعنی نصف یک روزت رو توی شرکت صرف میکنی ولی بهت ناهار نمی دن حتی تایم ناهار و نماز رو از حقوقتون کم میکنن این یعنی اوج بی انصافی . نیروی انسانی با انجام پروژه های مختلف میلیاردها تومان برای شرکت آورده داشتن ولی شرکت حاضر نیست یه ناهار به نیروهای بده . حاضر نیست بیمه رومطابق حقوق دریافتی فرد در اداره بیمه ثبت کنه . جو بد زیر آب زنی بشدت بدی در شرکت وجود داره که به درخواست مسولین شرکت ایجاد شده برای فهمیدن حرفهای خاله زنکی
در تجربهای که با من روبهرو شد، من به عنوان کارشناس در شرکت معماری منظر تک باغ با ارائه خدمات جامع مدیریت ویلا کار میکردم. کارها از خرید و فروش تا طراحی، اجرا و نگهداری ویلا با استانداردهای بالا بود. برای دریافت اطلاعات بیشتر به تک باغ مراجعه میکردم. با همکاری تک باغ، ویلاهایمان همواره در دست افراد ماهر بود؛ مجموعهای کامل از طراحی تا نگهداری ارائه میشد. ارتباط از طریق تماس ۰۲۱۲۲۲۰۰۰۶۱ و واتساپ ۰۹۱۲۶۶۰۱۲۵۴ انجام میشد.
حدود دوازده سال پیش از فارغالتحصیلی با آتیسان آشنا شدم و از طریق یک آگهی استخدام وارد شدم. با وجود نداشتن تجربه کاری و دانش عملی، مدیران شرکت، بهخصوص مهندس شعبانی، من را برای کارآموزی پذیرفتند و شرطشان این بود که حداقل سه سال با آنها همکاری کنم. من هم با حمایت پدرم و با مشورت با ایشان قبول کردم و وارد شرکت شدم. دو سال ابتدایی، که جنبهی آموزشی داشت، به لحاظ کاری شرایط سخت و از نظر مالی محدود بود، اما از سال سوم به بعد وضعیت بهتری پیدا شد و تجربههای مفیدی کسب کردم. با دقت و سختگیری مدیریت، هر روز به تجربههایم افزوده شد و از نظر فنی و مهندسی نرمافزار رشد قابل توجهی داشتم؛ همچنین در حوزهی بانکداری دانشم بسیار پیشرفته شد. پس از هفت سال همکاری، یکی از بانکهای طرف قرارداد شرکت پیشنهاد همکاری داد و من طبق تعهد اخلاقی موضوع را با مهندس شعبانی در میان گذاشتم. ایشان با توجه به وضعیت مالی مناسب پیشنهاد، موافقت کردند که از شرکت جدا شده و در بانک مشغول به کار شوم. نکتهی جالب این است که ایشان با مذاکراتی که با مدیران بانک داشتند، شرایط استخدام من را با مزایای مالی بهتری تنظیم کردند. در طول هفت سال که در آتیسان بودم، به شدت برای شرکت تلاش کردم و رابطهی خوبی با مدیریت و تیم داشتم. به نظر من آتیسان برای افرادی مناسب است که علاقهمند به حضور حرفهای در دنیای مهندسی نرمافزار، کسب تجربههای تخصصی و کار با بانکهای اطلاعاتی هستند. اگر با دقت و اشتیاق کارها را پیگیری کنی، مدیریت شرکت از تو حمایت فنی و تجربی زیادی خواهد داشت و به سرعت پیشرفت میکنی. اما اگر دقت کافی به کار نداشته باشی و علاقهای به کار نشان ندهی، ممکن است با مشکلاتی در همکاری با مدیریت مواجه شوی؛ در دوران من نیز مشاهده کردهام که برخی همکاران به دلایلی کارشان را ادامه ندادند. از سوی دیگر، برخی تازهواردها وجود دارند که با وجود توانمندی کم در ابتدا، با گذر زمان پیشرفتهای خوبی داشتهاند و اکنون جذب شرکتها و سازمانهای بزرگ شدهاند و وضعیت مالی مناسبی پیدا کردهاند. نکتهی پایانی این است که محیط کار در آتیسان دوستانه و حرفهای و با آزادیهای نسبتا مطلوبی همراه است؛ این حس بعد از تجربه کار در بانکها بیشتر به چشم میآید، چون برخی محدودیتهای اداری و حفاظتی آنجا وجود دارد. این موضوع برای همکاران خانم بهطور مشخصتر محسوس است. هنوز هم دنبال جامعهی کاربری شرکتم و متوجه میشوم که مدیریت بیشتر ترجیح میدهد نیروهای با سابقه را حفظ کند تا نیروهای تازهکار را جذب کند؛ این برای افرادی جوان و جویای تجربه چندان دلنشین نیست. امیدوارم شرکت همچنان فضای رشد و پیشرفت را برای نیروهای جوان فراهم کند و در عین حال از نیروهای با تجربه نیز قدردانی کند. با وجود حضور ثابت در بانکهای بزرگ کشور، آتیسان ظرفیت گسترش به حدود پنجاه تا صد نفر را دارد، اما هنوز به نظر میرسد هیئت مدیره انگیزهای برای توسعهی حوزهی کاری و سرمایه انسانی ندارد. این کمبود، از نقاط ضعف شرکت محسوب میشود.
با سلام و خسته نباشید . من داخل شرکت سبدگردان کاریزما مشغول به کار بودم . هرچی از بد بودن کل مدیران اونجا بگم کم گفتم . میگین دروغه کاراموزی 1 ماه برید اونجا شرایط رو ببینید . دائما هم که کاراموز میگیرن این رفت یکی دیگه بجاش باشه . بی خودی نیرو میگیرن ما اینقدر بیکار بودیم درس های دانشگاه رو میخوندیم و زبان کار میکردیم . از محیط کار هم نگم بد مدیرها مثل .... با همکارا رفتار میکردن . بد ترین واحد واحد منابع انسانی با اون تیم ضعیف و کثیفشون مدیرشون مثلا نماز خون و به فکر بچه ها بود . دروغ گو زیر آب زن کار برات انجام نمیده هیچی . میخواد شخصیت ادم رو خراب کنه . برای گرفتن یه دونه وام بهت میگفتن رفتارت با شرکت خیلی اوکی نیست نمیدیم . بعد به نیرویی که 4 ماه بود وام دادن اونوقت رفتار ما خوب نبود . این شرکت دنبال ادم زیر اب زن و دستمال کش میگرده که براش کار کنن . همین مدیر اینقدر بی شخصیته که ازش سوال میپرسی من چه اشتباهی داشتم که الان مدیر من کارانه منو کم کرده میگه مدیرت بپرس . بعد میری پیش مدیرت میگی چرا به من کم دادی میگه من 90 درصد بیشتر به کسی نمیدم و میگه مدیر عامل به من 100 میده من بهت 100 بدم . میگی خب اشکال کار من چیه هیچی بهت نمیگن . چارت سازمانی خرااااب مسئولیت کسی مشخص نبود . هیچ اصولی تو شرکت نبود . عجیب تر از همه این مدیر ها اینقدر ادم های کثیفی هستن که یکی از کار شناس هارو برده بود تو اتاق با فوش و بی احترامی یکیش کرده بود . و بعد تازه کارشناس بد بخت اخراج شد . مدیر رو نگه داشت و میگفتن حرف مدیر مهمه تو دروغ میگی یا باید تو به مدیرت گوش بدی . دست راست مدیر عامل بی تربیت و بی فرهنگ تو اسانسور با کسی نه سلام میده نه شخصیت داره مثل گاو سرشو میندازه پایین میاد میره . هم تیمی های ادم هم هوای هم رو نداره برای هیچی زیر آب همو میزنن که خودی نشون بدن . از مشکلات دیگه مسئول دفتر مدیر عامل هستش . وقتی سر مشکلاتت با مدیرت حرف میزنی نتیجه نمیگیری با منابع انسانی حرف میزنی به نتیجه نمیرسی بعد منابع انسانی میاد میگه نیروت اومده پیش من اینارو گفته بعد مدیرت دوباره حال تورو میگیره و حالا میخوای بری پیش مدیر عامل مسئول دفتر مدیر عامل میخوای وقت بگیری بری پیش مدیر عامل ازت میپرسه چیکار داری . 2 تا حالت پیش میاد اگر کارتو بگی به منابع انسانی میگه اون هم به مدیریت میگه و به فنا میری اگر نگی بهت وقت نمیده میگه من باید با دکتر مطرح کنم . حالا اگر نگی ، بگی میخوام مستقیم حرف بزنم . 1 هفته 2 هفته بعد بهت میگه بیا که رسما دست به سرت کرده . بعدش درجا به منابع انسانی میگه و دوباره به مدیرت میگه . وتو باز به گ... میری یک لوپ کاملا بیهوده . و یکی از دوستان من که داخل یه شعبه دیگه کاریزما کار میکرد اون هم همین مشکل و داشت از بالا تا پایین این شرکت فقط یه شوآفه مسخرس . این شرکت فقط یه مهدکودکه با مدیران بی تجربه .