این شرکت از شهرستان رشد کرده و متاسفانه به نیروها به دید برده نگاه میکنن که نه باید مطالبات زیادی داشته باشه و دیکتاتوری شدید برقراره٫بیمه به صورت پایه کارگری است٫حتا سیستم جریمه برقراره ولی تشویق و پاداش خیر /تخریب کاری و شخصیتی توسط مدیران/شما باید کار کنید که صاحبان شرکت به منافع خودشون برسند/اموزشی در کار نیست و برای دقیقه ها باید پاسخگو باشید/البته یک تیم که محصول اصلی است فکر میکنم شرایط اموزشی و کاری و حقوق بهتره/به دلیل حجم زیاد کار نیروها مخصوصا غیر متخصص فرار میکنن/به شما مدام برچسب کم کاری و بیسوادی میخوره/اگه فاقد سابقه کار هستید جای رشد هست در غیر این صورت خیر/اگر کمتر از دوسال کار کنید یا قرار دادتون تموم نشده باسه از شما جریمه های سنگین گرفته میشه/در شرایط سخت اقتصادی و کرونایی هیچ همیاری و کمک ودور کاری و افزایش حقوقی برای کارمندان در نظر گرفته نشد علی رغم وضع مالی خوب شرکت/شعار این شرکت اینه که همه خانواده آی کن هستیم
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای من تجربه کاری با دلینو در قالب یک ارتباط یهساله بود؛ تیمی پرانرژی کنار محصولی باکیفیت که میتونست رقیب قدرتمندی برای اسنپفود باشه. از همکاری باهاشون خیلی چیزها یاد گرفتم هرچند شاید دستمزد بالا نبود، اما تجربه ارزشمندی کسب کردم و متأسفانه همکاریمون زود به پایان رسید. اگر در مصاحبه هستید و شرکت رو انتخاب میکنید، بهتره تسلط خوبی داشته باشید چون مصاحبهکننده اغلب یکی از نابغههای برنامهنویسی ایرانه و تمرکز اصلی روی چالشها و اتفاقات خود پروژه دلینوست و راهحل شما برای اونها اهمیت زیادی داره. اگر دودل هستید که برید یا نه، باید بدونید که دلینو تا حدی شرکت متنوعی است اما وظایف بزرگ خیلی نداره؛ در عین حال بهدنبال رقابت با اسنپفود است و احتمال اضافهشدن محصولهای جدید یا بازنگری پروژههای قدیمی هم وجود دارد. جو کار تا حدود زیادی دوستانه و صمیمی است و امکان همکاری بلندمدت هم وجود دارد؛ با این حال برای من شخصا کمی دشوار بود ارتباط برقرار کنم چون غرور و شاید کمتحرکی از سمت من وجود داشت، اما برخی همکاران قدیمی بعد از مدتی دوباره به جمع برگشتند چون آن فضا بهشدت بهشان عادت کرده بود. فضای دورکاری برای این شرکت وجود دارد و تعدادی از توسعهدهندگان واقعا تهران نیستند؛ حضور فیزیکی هم اخیرا آغاز شده و میتوان به محیط دلنشین و جذاب آن رفتن را تجربه کرد. مکان کار تمیز است، دسترسی مناسبی به مترو دارد و نزدیک ونک است. این شرکت بهعنوان زیرمجموعه همکاران سیستم، به تکنولوژیهای جانبی اهمیت میدهد و از نظر مدیریتی هم افرادی که رهبری میکنند پشتکار و دانش برنامهنویسی دارند؛ اصول کار در اینجا بهصورت حرفهای و درستی دنبال میشود و نباید در انجام کارها اهمال کرد، چراکه سریع بهچاپ میرسید. در نهایت اگر پذیرش گرفتید، بدون تردید تصمیم خوبی است.
من به عنوان یک خانوم تجربه خیلی خوب از کار در شرکت داشتم. احترام به همکارا زیاده. مدیرا و همکارا جوان هستن و این جوخوبی از رفاقت داخل شرکت ایجاد میکنه. مدیران بر آموزش زیاد تاکید دارند ، البته حجم کار زیاده. حقوق به موقع پرداخت میشه و در این شرایط مالی بد شرکت های دیگه شرکت مشکل مالی نداشت. امکان دورکاری داره. غیر از هدایای عیر نقدی شرکت، وام هم میدن که میتونه کمک خوبی باشه. بچه های قدیمی در شرکت زیاد هستن، فضای اعتماد وجود داره، دسترسی به مدیران راحت هست، ارائه سفته لازم نیست. قطع همکاری در فضای اعتماد و با یک انتقال 1 ماهه انجام میشه. تجربه خوبی بود برای من.
مدت حضور من در این شرکت، از سال نود و شش تا نود و نه بود که سابقا به شکل خانوادگی اداره میشد. گاهی اختلافات خانوادگی بین مدیر عامل و همسرشان که آن زمان معاون فناوری اطلاعات بودند، تأثیر مستقیم روی کار داشت و ممکن بود کارم تحتتأثیر قرار بگیره؛ هرچند پس از بازنگری ساختار سازمانی، جو تا حدی بهبود پیدا کرد. یکی از نقاط منفی عمده، تغییرات زیاد و ترتیب پیوسته در چارت سازمانی و جابجایی فیزیکی واحدها در باک بهوجود میاومد که واقعا آزاردهنده بود. با وجود همه اینها، فضای کاری نسبتا دوستانهای بین کارکنان برقرار بود و از نظر بلوغ فرآیندی، وضعیت نسبتا قابل قبولی داشتیم. پرداخت حقوق بهموقع انجام میشد، اما سطح دستمزد نسبت به شرکتهای همرده در زمان خود چندان رقابتی نبود. نکته منفی مهم در حوزه جبران خدمات این بود که هنگام توافق اولیه برای حقوق، معمولا میدیدم که بخشی از مبلغ بهعنوان پاداش یا کارانه پرداخت میشود و این پاداش منوط به کسب نمره کامل در سیستم ارزیابی عملکرد بود.
روز ده اردیبهشت به من زنگ ردند که بیا شرکت طرفه نگار با رقم نه میلیون کارکنید، تا 31 اردیبهشت قرارداد دارم گفت قراردادت فسخ کن بیا اینجا کارکنید من قرارداد فسخ کردم و در روز شنبه اونجا مشغول به کار شدم تا روز دوشنبه با من قرارداد نبستند که من شک کردم روز دوشنبه که شد طرف سوال فنی پرسید که git base چیست که نمی دونستم که بعد سرچ کردم منظورش فهمیدم git rebase نه git base که ای کاش شک می کردم بعد گفت من نمی تونم با رقم نه میلیون اینجا کارکنید با حقوق وزارت کاری کار کنید که 5/700 که من قبول نکردم می گفت شما کمتر ازجونیور شما در حد کاراموز هستید من در شرکت هاکوپیان اواژنگ دکترکارافرینی 4 سال سابقه کار دارم حتی سابقه خودم از بیمه تامین اجتماعی گرفتم بعد نمونه کار قبول نداشت کپی زدید از سایتی و دروغ میگویید شما بین جونیور میدلولی شما درحدکاراموزهستید و حقوقت وزارت کاری است
شرکت آتی شهر هوشمند ایرانیان تجربهای بود که با باوری اشتباه آغاز شد و به تجربهای تلخ تبدیل شد. از همان ابتدای کار، تصور میکردم که پروژهای با پتانسیل بالا میتواند به من هم فرصت یادگیری بدهد، اما حقیقت برخورد با ساختار فریب و بهرهکشی بود. در این مجموعه، رانت و انحصارهای شهرداری شیراز به عنوان آغاز کار دیده میشد و بعدها فهمیدم که برخی اعضا برای منافع شخصی بدون توجه به انصاف یا اخلاق، مسیرهای نامناسب را دنبال میکنند. دو دسته از همکاران بیش از همه تحت فشار و سوءاستفاده قرار میگرفتند: کسانی که تجربه کمی داشتند یا نداشتند و به دلیل نبود صبر برای تشریفات رسمی فرایندها کنار میکشیدند؛ کسانی که توانمند بودند اما به انتظار خروجی مالی نامتوازن با وعدههای غیرواقعی روبهرو میشدند؛ و گروهی دیگر که در سندسازی، کنترل و سرکوب اعتراضها دخیل بودند تا روزی که معلوم شود چه کسی در این چرخه باقی میماند. منابع مالی همواره وجود داشت، اما با وجود این شارلاتانیسم بنیادی، حداقل انصاف و شرافت رعایت نمیشد. در حوزه تجربهگرفتن برای افراد تازهکار، نکتهای را تجربهکنندگان دیگر مطرح کردهاند که تا حدی درست است: این پروژه در سطح یک شهر فعالیت میکند و بسته به سهامداران و مجموعهای که شرکت را خریدهاند، با شرکتها و سازمانهای دیگر درگیر میشود. طبیعی است که وقتی سیستمی عملیاتی بوده و هرچند ناقص، از آن میتوان درس گرفت. وقتی پول پرداختی وجود ندارد، فرد با تجربه سیستم را نگه میدارد و آن را به فردی میدهد که نگهداری و توسعهاش را بر عهده بگیرد؛ در نتیجه فرصت یادگیری برای فرد کمتجربه فراهم میشود اما هزینه با شهروندان پرداخت میشود و اگر مشکلی پیش بیاید، اعتراضها محدود است و رانت اجازه نمیدهد پروژه از کنترل خارج شود. واقعیت رفتارهای ناپسند در رأس شرکت به چشم میخورد. اگر مدیران میانی هم وجود داشتند که گاهی با نیکی نامیده میشدند، احتمالا چون پایهگذار افراد ناصحیحی نبودند، با تعادل و انصاف سعی میکردند عمل کنند، اما در نهایت یا شکست میخوردند یا داراییهایشان به خطر میافتاد. اینکه کدام هلدینگ سهامدار شرکت است یا پروژههای جدید مجموعه چه وضعیتی دارند همواره به وعدههای فربه تبدیل میشد اما واقعیت میداد که هیئتمدیرههای مختلف، بهرغم پستیهایشان در شرکتهای بزرگ، به این رفتارهای ناسالم چشم میدادند. تاخیر در پرداخت حقوق، کلکزدن در محاسبه اضافهکار و حقوق، و حتی تأخیر در پرداخت حق بیمه از شاخصههای این شرکت بود. تنها کسانی موفق میشدند حقوق کامل بگیرند که یا روابط خانوادگی نزدیکی با افراد فاسد در شرکت داشتند یا به سازمانها شکایت میبردند و حساب شرکت را توقیف میکردند. شناسه ملی شرکت ۱۰۵۳۰۲۹۳۷۷۰ است و میتوانید از طریق آگهیهای قانونی روزنامه رسمی قوه قضاییه (سایت rrk.ir) افراد کلیدی و سهامداران بالادستی را پیگیری کنید. در فضای کاری ایران توصیه میکنم مرور آگهیهای شرکتها در روزنامه رسمی را جدی بگیرید و از ثبت شکایات به اداره کار هیچوقت ترس نداشته باشید. به وعدههای دور از واقعیت کارفرماهایی که مبنایشان «ما خانواده هستیم» یا تهدید برای ترساندن است، اعتماد نکنید. کارگران که اگر حقوق و فیش حقوقی و قراردادشان بهطور روشن در دسترس نباشد
شرکت بهپرداز همراه سامانه اول یا به اختصار بهسا، شرکتی که ادعای راهبری صنعت تلکام رو داره ولی بعد چند وقت براش کار میکنید بیشتر بنظر میاد برای یه شرکت دولتی تو بیست قبل دارید کار می کنید. برای اینکه بهتر این قضیه رو درک کنید یک مقدار درباره نحوه پیدایش این شرکت و یک سری موارد که توی این شرکت باهاشون برخورد خواهید داشت اشاره می کنم. این شرکت با همکاری همراه اول و شرکت بهپرداز جهان برای تولید و پشتیبانی سیستم های نرم افزاری همراه اول بوجود اومده و قرار همکاری هم اینطور هست که پنجاه یک درصد سهام مال همراه اول هست و چهل و نه درصد برای بهپرداز جهان و مدیریت و منابع انسانی اولیه هم از سمت شرکت بهپرداز جهان تامین میشه. تامین منابع انسانی از سمت بهپرداز جهان باعث میشه که یه سری از نیرو های شرکت بهپرداز جهان یک شبه تبدیل بشن به مدیر های شرکت بهسا. این نیروها قبل از بوجود اومدن بهسا روی پروژه های مخابراتی بهپرداز جهان کار میکردن و از نظر فنی دانششون محدود به sql و دیتابیس اوراکل هست. حالا مواردی موقع کار کردن تو بهسا بهشون بر می خورید و حس خوبی نسبت بهشون نخواهید داشت: ریاکاری در مورد احترام و اهمیت دادن به منابع انسانی: مدیران در حرف میگن به منابع انسانی اهمیت میدن ولی در عمل اصلا اینطور نیست فقط کافی یک مشکلی رو با بعضی از مدیرها در میون بذارید و گله کنید جوابی که خواهید شنید : همینه که هست، کارت دعوت برای کسی نفرستادیم. و از بکار بردن کلمات ناشایست در برخورد با نیرو های زیر دست هیچ ابایی ندارند. البته این شامل همه مدیرها نمیشه ولی کسی هم با این مدیرها برخوردی نمیکنه. البته این قضیه مختص شرکت بهسا نیست و بهپرداز جهان هم همینطوره و مشکل اینجا ست که شرکت بهپرداز جهان با گرفتن پروژه های متعدد دولتی، رشد کرد کرده و کلا فرهنگ سازمانی و نیروی انسانی براش اهمیتی نداره. وجود روابط فامیلی و افراد سفارشی: یه سری افرادی وجود دارند که سفارشی هستن از جایی مثل همراه اول که توسط مدیران بهشون بهای زیادی داده میشه و عملا ارزش افزوده خیلی کمی و بعضی در حد هیچ برای شرکت دارند و کسی هم نمیتونه به این افراد بگه که بالا چشمات ابرو هست. پیشرفت با روش های دستمالی: داخل شرکت بهسا اگر می خوایید مدیر برای نظرات فنی و غیر فنی شما ارزش قائل بشه یا حداقل بشنوه باید قبلا اردات خودتون به مدیرتون و دار و دسته مریدهای مدیرتون چندین بار اثبات کنید. و بعضا کسانی بودن که با روشهای دستمالی به سطوح مدیریتی بالایی رسیدن. اهمیت ندادن به کیفیت کار: اصول مهندسی نرم افزار برای مدیرهای این شرکت تعریف نشدست و البته بیشتر به دلیل این هست که این مدیر ها سطح دانش پایینی دارن. و پروژه ها به شدت کثیف و غیر اصولیه و معمولا افراد حرفهای سریع از این شرکت خارج میشن. نبود سطح بندی شفاف برای کارمندان : سطح بندی که برای در بدو ورود انجام میشه به صورت کلی و مخفیانه و هیچ کس نمیدونه که چطور انجام میشه و تا مدتها این سطح بندی کاملا مخفیانه بوده و خیلی از کارکنان نمیدونستن که همچین چیزی وجود داره... وبعد هم که کمی مشخص شد فهمیدیم که ملاک فقط سال های سابقه داخل شرکت های بهسا و بهپرداز و نظر مدیر هاست کما اینکه با این معیار ها سطح بندی برای خیلی ها کاملا برعکس عمل میکرد. اصلا داخل این شرکت توانایی فنی امتیاز زیادی محسوب نمیشه و فقط سابقه و نزدیک بودن به مدیر امتیاز هست و در نتیجه افراد تازه وارد شده به شرکت کمترین حقوق و نیروهای که از بهپرداز وارد شدند بیشترین حقوق رو میگیرند.
مدیریت شبکههای اجتماعی را به عهده دارم و حدود چهار ماه است که در این شرکت مشغول به کارم. تجربهام از این مدت مثبت بوده و از نظم و هماهنگی تیم راضیام. فضای کاری دوستانه و صمیمی است و حقوق به موقع پرداخت میشود. با وجود مشکلاتی در گذشته، با حضور مدیریت جدید بسیاری از مسائل برطرف شده و همکاران و مدیر جدید واقعا حرفهای و بااستعداد هستند. به طور کلی از عملکرد تیم گلپینو رضایت دارم.
دو سال اول همکاری با دیجیپی برای من تجربهای پر از نکات متفاوت بود. این شرکت در ظاهر محیطی دوستانه دارد اما واقعیت پشت صحنه فرق میکند و روابط بین تیمها و جناحبندیهای داخلی خیلی محسوس است. حقوق به موقع پرداخت میشود، اما بعضی از مزایا که در روز مصاحبه وعده میدادند، گاهی وجود خارجی ندارند یا با شرایطی متفاوت پرداخت میشوند. مثلا وامی که قولش را داده بودند، در نهایت به آن شکل وجود نداشت و گاهی مزایا هم پرداخت نمیشدند. بیمه تکمیلی هم نظم مشخصی ندارد؛ مسئول مربوطه فقط یک روز در هفته حضور دارد و با پیگیری میشود اما به صورت مستقیم به بیمه تکمیلی وصل نیست و از طریق شرکت پیگیری میشود. در آغاز سال نیز این ادعا که شرکت طرف قرارداد بیمه تکمیلی را تغییر میدهد، باعث قطع شدن خدمات بیمه شد. قراردادها هم معمولا به شکل کامل در اختیار افراد قرار نمیگیرد و خیلی از جزئیات پوزیشن کاری در متن قرارداد نیست؛ همچنین قولهای منابع انسانی در قرارداد ذکر نمیشود و فقط جزئیات حقوق پایه آمده است. فضای کار در ذهن من در ظاهر دوستانه بود، اما با کوچکترین مشکل رفتارهای Passive Aggressive گروهی و جناحی نمود میکند و دروغ گفتن پشت همدیگر سریع پخش میشود. به دلیل این جو، تیم فنی شرکت نسبت به انتظارات از زیرمجموعههای دیجیکالا کمی پایینتر است و برخی بخشها مثل تیم تست و بخشهای اجایل و داوپها بهبود لازم را ندارند و گاهی موانع به جای بهبود کار ایجاد میکنند. در مورد فرصتهای رشد شغلی، خیلی به این بستگی دارد که با کدام باند و گروه ارتباط دارید. مسیر پیشرفت برای عدهای که داخل گروهبندیهای خاص نیستند، به نظر خیلی دشوار میرسد. معمولا پوزیشنها به صورت گسترده توزیع میشود و نمونههایی وجود دارد که شاید در جای دیگری مطرح نباشند. از نظر فنی نیز بسته به موقعیت جغرافیایی و سطح تجربه، تفاوتهایی وجود دارد؛ اگر سینیور باشید و به شبکهسازی مناسب نرسید، ممکن است پیشرفت کمرنگ باشد، اما اگر جونیور باشید و روابط خوبی بسازید، شانس پیشرفت بیشتری دارید. اینکه کدام بخش یا لاین به شما میافتد، به شدت روی تجربه شما اثر میگذارد؛ بنابراین بهتر است دقیقا به این نکته توجه کنید تا تجربهتان متغیر نباشد. اگر تصمیم به استعفا بگیرید، ممکن است از شما بخواهند بیش از یک ماه کار کنید تا کار را تحویل بدهید، اما احتمال دارد تسویه و حقوق مربوط به آن دوره را به شما ندهند یا شما را به عنوان نیروی جایگزین نگه دارند بدون حقوق مشخص. برای من این اتفاق افتاد و اگر وارد شرکت شدید، حتما به این نکته توجه کنید تا حقوق شما به خطر نیفتد و استعفایتان با این نکته همراه باشد. در بحث مصاحبه، تجربهام از روند آن مثبت بود: دو مرحله داشت و مرحله فنی با امتیاز بالایی پذیرفته شد؛ مصاحبهکننده منابع انسانی هم فردی خوشبرخورد و باهوش بود، هرچند به سرعت از دیجیپی جدا شد. پس از سه ماه، فرایند ارزیابی ( appraisals ) وجود دارد و اگر پذیرفته شوید، قرارداد به مدت یک سال دیگر تمدید میشود. در نهایت، میگویم که مانند هر شرکت دیگری، هم کارمندان خوب وجود دارند هم افرادی با عملکرد پایین و فضاهای باندی. تعدادی از همکارجویان از نظر فنی بسیار خبره هستند، اما به طور کلی سطح فنی و مدیریتی دیجیپی نسبت به انتظارها از دیجیکالا پایینتر است. اگر تصمیم به پذیرش کار کنید و قصد رفتن دارید، نکاتی که گفتم را در نظر بگیرید تا تجربهای منفی
من به آواژنگ پیوستهام و همیشه از سر موقع به محل کار حاضر میشدم؛ ساعات کار از شنبه تا چهارشنبه از نه تا پنج و نیم بود و پنجشنبهها به صورت هفته به هفته در میآمدم. حقوق و مزایا همواره به موقع پرداخت میشد و بیمه از روز اول استخدام به حساب میآمد؛ از نظر امنیت شغلی هم شرایط شرکت معتبر بود. تنها نکتهای که برای من چندان خوشایند نبود این بود که قبل از من، برنامهنویس فرانتاند در حال تکمیل پروژه بود و کارفرما از تیرماه به بعد تنها با مسئولیتهای پشتاند پشتبند کار میکرد. یک یا دو هفته یک بار تسکی asign میشد و اکثر تسکها به سمت بکاند میرفت. زمانی که قرار بود من استخدام شوم، خود همان برنامهنویس فرانت به مدیران تذکر داد که هر هفته یا دو هفته یک بار برای من تسک دارم و پرسید چرا باید کارمندی که بیکار است را استخدام کنید. ابتدا گفتند به دلیل توسعه پروژه این کار را انجام میدهیم و سپس نظرشان را تغییر دادند. در دوران حضور من در آواژنگ هر یک ماه یا دوماه یک بار تسک داشتم و به دلیل کمبود تسک و پایان قرارداد، حضور من تا پایان اردیبهشت چهاردهصد و یک به طول انجامید. پروژهام قرار بود اپگرید شود اما با من موافقت نشد.
مدت طولانی از انتشار نخستین نظر میگذرد و هنوز تصویر شرکت همان است که بود، هیچ تغییری محسوس دیده نمیشود. وظایف و برنامهها به دلیل کمبازده بودن همواره دستخوش تغییرند و این بیثباتی موجب فشار و کاهش اعتماد در تیم شده است.
من یک ساله که به این مجموعه ملحق شدم. واقعا عالی . فقط تنها عیبش پایین بودن رنج حقوقشه . همه خیلی مودب، خیلی تکنیکال ،درک بالا . تعادل بین کار و زندگی وجود داره .من که اینجا پنجمین محل کارمه و خیلی ازش خوشم اومده .
سه سال تجربه کار در داتین داشتم ، مصاحبه ها و برخوردهای استخدامی هون زمان خیلی خوب بود. راستش تا یک سال اول هم خوب بود تقریبا و مشکلی نبود بجز فریمورک عجیب و سطح دانش پایین و حجم کار بالا. اما بعد از قرارداد سنگین سپه ادمها خیلی عجیب شده بودن رفتارهای زشت ، ساعات کاری وحشتناک طولانی، جلسات طولانی بیخودی، اصلا نمدونم چی بگم. و بحث انتقال نیروها به شرق تهران پارک پردیس هم مطرح شد. دیگه ترجیح دادم بیام بیرون .
در این شرکت هیچ چشماندازی برای رشد وجود ندارد و مدیریت هم کیفیت مطلوبی ندارد، هرچند با همکاران خوبی آشنا شدم. تجربه کاری من با وجود ساعات طولانی و فشار کاری، رضایتبخش نبود و نتیجهاش این بود که از نظر حرفهای احساس پیشرفت نمیکنم.
فراینده مصاحبه: زمانبر - دو نوع حقوق پیشنهاد شد، یکی قطعی و دیگری بر پایه عملکرد پادش به حقوق اعمال کنن. ( من اولی رو انتخاب کردم) محیط شرکت: محیط شرکت تمثیل یه محیط پادگانی هست (بین افراد قدیمی و جدید فرق گذاشته میشه)، یعنی همه چی سلسه مراتبی هست، به عبارت دیگه شما ممکن به کسی مجبور بشید گزارش ریپورت کنید که از نظر تجربه و اسکیل از شما پایین تر باشه. (برای من این اتفاق افتاد). محیط ایزوله شده: محیط کاری شرکت جوری ایزوله شده تا تبادل دانش و تبادل نظرهای خیلی سخته ( در واقعه اینجوریه که به محض ورود به شرکت باید روی صندلی بشینی و تا اخر ساعت کاری کار کنی و با کسی هم صحبت نکنی) و نکته بعدی اینکه که به نظرات زیاد احترام گذاشته نمیشه هر چند نظر شما درست باشه ( من خودم بعد از یک ماه که گذشت دیگه تصمیم گرفتم که از گفتن نظراتم اجتناب کنم) تکنلوژی: تکنلوژی در کار نیست! (حداقل تو تیمی که من بودم) همش اسکیول و یه بکند جنریک و یه فرانت جنریک و در کل کار شما فقط میشه فیکس کردن باگهای اسکیول، فرایند اینطوریه که کیفیت نرم افزار رو میخوان با تستر های که دارن بالا ببرن ، در صورتکه که میشه با معماری های خوب و قابل تست این مشکل رو حل کرد. - بیمه : حقوق کامل شما رو داخل بیمه رد نمیکن(به نظر من این یه توهینه)، که هر وقت باهات به مشکل خوردن، تسویتو طبق همون باهات تسویه کنن نا با حقوقی که باهاشون بستی . (از زمانی که گفتم میخوام استعفا بدم نظرات نسبت بهم خیلی عوض شد)
اگه بخوام نکات منفی و مثبت شرکت رو بیان کنم احتمالا نکات منفی به نسبت نکات مثبت سنگینتره برای همین موارد مثبت رو اخر میگم. مهمترین نکته منفی برای من نامشخص بودن موقعیت شغلی، مسیر رشد و محدوده اختیارات و مسئولیتها در شرکت و البته عدم شفافیت و نبود مکانیزم جبران خدمات و پاداش و ارتقای شغلی بود. نکته منفی بعدی محیط کاری غیر پویا و غیر چابک در این شرکت بود. متاسفانه تیم قویای در شرکت نبود و نقدهای جدی به نحوه کار کردن و جنبههای فنی افراد میشد وارد کرد. اما این همه ماجرا نیست و قسمت بد ماجرا وقتی هست که مدیران شرکت این ضعف رو به درستی احساس نمیکردند و در مواردی که احساس میکردند هم حرکت مثبتی در راستای بهبود شرایط انجام نمیدادند. از نظر شرایط کاری هم وضعیت مناسب نیست و امکانات کاری مناسبی در اختیار افراد قرار نمیگیرفت. اما موارد مثبت شرکت میتونه به امکان دیدهشدن (صرفا دیده شدن و نه چیز دیگه) نیروی تازهکار و تازه نفس، فضای دوستانه بین همکارا، موقعیت مناسب دفتر شرکت و امکان دورکاری معطوف بشه.
من برای فرانتاند خیلی از تجربهام ناامید شدم و الان میخواهم با دقت بیشتری از این تجربه بگویم. در یک شرکت به نام هلدینگ اتراب فرصت استخدام برای بخش فرانتاند را داشتم، اما اوضاع آن قدر بد بود که به شدت توصیه میکنم دیگران به استخدام شدن فکر نکنند. شرایط کاری و محیط به گونهای نبود که حمایت یا برنامهی مشخصی برای رشد وجود داشته باشد، و من با وجود تلاش، حس کردم فاصلهی زیادی با انتظاراتم دارد. میخواهم تجربهام را بهعنوان یادآوری برای دیگران به اشتراک بگذارم تا آنها با دید بازتری تصمیم بگیرند.
سلام. حرف زیاد هستش در مورد این شرکت. اما من به چنتا دسته تقسیم میکنم. جو شرکت: جو شرکت بدلیل سیاستهای صاحب شرکت خیلی شبیه پادگان هستش. من چندبار تذکر گرفتم بابت اینکه زیاد صحبت میکنم. حتی اگر صحبت کاری باشه. امتیاز از ۰ تا ۵: نیم فرصت یادگیری: عملا فرصتی برای یادگیری وجود نداره. چون مانیتورها چک میشن و اگر صفحه نامربوطی باز باشه بهتون اخطار میدن. من یبار که داشتم W3school رو میدیدم مدیر عامل گفت حق نداری ببینی.هرچی هم یاد گرفتم دزدکی و لابلای کار بود. امتیاز از ۰ تا ۵: ۰ امکانات رفاهی و حقوق: از نرم موجود در جامعه حقوق بسیار کمتری میدن و مدام هم این رو میزنن تو سرتون که دارن حقوق خوبی میدن و شما کیفیت خوبی ندارید و این باعث میشه اعتماد بنفس خروج از شرکت رو نداشته باشید و واقعا باور کنید که هیچ چی بلد نیستید. این یکی از سیاستهای خیلی کثیفشون هست متاسفانه. یه وامی هم میدن به کارمندا که خوبه. یعنی خیلی اذیت نمیکنن بابت وامش. و میشه گفت این تنها مزیت این شرکت محسوب میشه. مبلغ وام خیلی کمه ولی از نظر زمانی زود بهتون میدن امتیاز از ۰ تا ۵:۲ توصیه برای همکاری: برای شروع کار برای کسی که کاری نکرده قبلا، فرصت خوبیه که حدود ۶ ماه حداکثر این فضا رو تجربه کنه. بیشتر از اون سوخت هست
من در شرکت رادار فراتک هوشمند بعنوان برنامه نویس کار کردم و بابت پرداخت نشدن به موقع حقوق و رد نشدن منظم بیمه (در صورتی ک مبلغ آن بصورت منظم هر ماه کسر میشد) و همینطور بخاطر محاسبه نکردن اضافه کاری ها و علاوه بر این ها ، عدم مدیریت حرفه ای پروژه ها ک در نتیجه باعث میشد پروژه ی موفقی نداشته باشد، استعفا دادم. کسانی که از شرکت استعفا می دهند، تجربه خروج رضایتمندی ندارند.
بنده برای مدت کوتاهی در این شرکت به عنوان برنامه نویس دات نت فعالیت کردم، با این که مدت کوتاهی این شرکت بودم،ولی برنامه نویس هایی که در این شرکت بودن میشناسم و تا حدود زیادی نسبت به گذشته و حال شرکت شناخت دارم، این شرکت کوچک و با مدیر دروغگو و فریب کار می باشد، کلا به قدری دروغ و بد قولی می کنند که هر برنامه نویسی که می آید بعد از مدتی می رود، دلایل اصلیش مدیر دروغگو، حقوق و مزایای پایین و پرداخت حقوق ناقص و با تاخیر می باشد. تنها برنامه نویس قدیمی شرکت، برنامه نویس فرانت می باشد که خودش سهام دار شرکت می باشد. کامنت مثبتی هم گذاشته شده توسط خود مدیر شرکت بوده. کافی فقط از کسانی که در این شرکت بودند پرس و جو کنید تا متوجه بشوید.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.