اول از همه مصاحبه بدو ورود هست که بصورت ۳ نفره/۳نفره با شما مصاحبه میکنن که بنظرم حرفه ای نیست بعد از استخدام تازه وارد جو پرحاشیه مجموعه میشید از مدیریت گرفته تا خدمات سیستم هرمی زیاد و مدیران زیادی داره جایگاه افراد اصلا براساس قابلیت و تواناییشون نیست بلکه بیشتر به میل شخصی یه نفر سرگروه یه بخش کردن که اون ها هم به جای کار کردن بیشتر درگیر جلسات داخل شرکتی بی نتیجه هستن اضافه کاری های اجباری زیاد و بازخواست های عجیب و غریب بابت ۱۰ دقیقه تاخیر ورود (درحالیکه روز اول با شما میگن نیم ساعت اول شناور هست) تنها نقطه مثبتش اینه فشار کارخیلی زیاد نیست و شما زود احساس راحتی در مجموعه میکنید اونم بخاطر میانگین سنی پایین کارمندها هست
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
مدت دوسال هست که با شرکت حامی سیستم شریف همکاری می کنم. در دوره آزمایشی مشکلی برام پیش اومد که شرایط ادامه همکاری را نداشتم وقتی موضوع را با مدیر عامل و مدیر منابع انسانی مطرح کردم خیلی سعی کردن که کمکم کنند تا مشکلم حل بشه ولی مشکلم طوری بود که خودم باید رفع می کردم همکاری خیلی خوبی کردن و مدت طولانی بهم مرخصی دادن. در این مدت هم رفتار مدیران و همکارانم طوری بود که انگار توو شرکت حضور داشتم.از اینکه در دوران آزمایشی اینقد براشون مهم بودم تعجب کردم و از طرفی هم حس خوبی داشتم
از نظر من آروان کلاد تجربهای است که ارزشش را دارد و پیشنهادش را به همه میدهم. در این شرکت، همزمان با کار با تیمی از افراد بسیار ماهر، فرصت میکنم با فناوریهای تازه و بهروز کار کنم و فضای فنی مدیریتی هم به نحوی است که معمولا از تغییر یا بهبود کارهایی که کار میکند استقبال میشود، بدون زیرسوال بردن دلیل انجام آن. کنترل عملکرد تیمها از طریق هدفگذاریهای سهماهه با رویکرد OKR انجام میشود؛ هرچند شاید دقتش کامل نباشد، ولی به طور کلی وضعیت قابل قبولی است. همکارانی که کنارم کار میکنم اغلب بااخلاق و خوشرفتار هستند؛ هم محیط کار به دلیل تغییرات مداوم تیملیدها این کیفیت را میطلبد و هم در فرآیند استخدام توجه زیادی به اخلاق میشود. من تا به حال با هیچکس برخورد جدی نداشتهام در این مدت دو سال. وجود برخی فرایندهای نیمپخته و گاهی مشکلات فرهنگی نشان میدهد که مسیر بهبود همواره دنبال میشود و من هر روز شاهد پیشرفتها بودهام؛ نکتهای که برای من خیلی اهمیت دارد. واحد فرهنگ شرکت نقش پررنگی دارد و اگر گاهی مشکلی غیر فنی پیش بیاید، با مدیر یا همتیمیها میتوانید از طریق این واحد مطرح کنید و مطمئن باشید که نهایت تلاش برای رسیدگی انجام میشود. این موضوع تا حد زیادی جلوی سیاستورزی و زیرآبزنی را کم میکند. در مجموع در این مدت با وجود چالشها، نگاه منصفانه و بیطرفانهام نسبت به مسائل را حفظ کردهام و تجربههایم را به شکل واقعبینانهای دیدهام. به شدت ترغیب میکنم که کار در آروان را امتحان کنید؛ فکر میکنم برای بسیاری از افراد میتواند یکی از بهترین تجربههای کاری باشد. نکتهای که توجه به آن مهم است این است که شرکت هیچ زمانکاری مشخصی ندارد و کارها چالشبرانگیز هستند؛ بنابراین باید مراقب تعادل بین کار و زندگی باشید، چون احتمال زیادی وجود دارد که تعادل از دست برود و شرکت هم خیلی تلاش نمیکند که این تعادل را حفظ کند. حواستان به زندگی شخصیتان باشد تا فشارکاری بیش از حد به شما وارد نشود و بینظمی کار منجر به انتظارات غیرواقعی از همکاران نگردد.
در مدت حضورم در شرکت کسب و کار نوین فرابین محیطی دوستانه و صمیمی را تجربه کردم که بخش عمدهی تعاملها با همکاران به صورت غیررسمی و گرم بود. مدیر اینجا نسبتا خوب عمل میکند و کارمندان را از هم جدا نمیبیند؛ سعی میکند رابطهای نزدیک و دوستانه با همه برقرار کند. با این حال برخی از تصمیمها و رفتارها در سطحی کمتر حرفهای است و گاهی باعث نارضایتی میشود. برای پیشرفت شغلی خودم، به_rad اگر دنبال فرصتی باشید میتوانید چیزهای زیادی یاد بگیرید، مشروط به اینکه خودتان پیگیر باشید. درباره تیم فنی هم در حال حاضر خبری از حضور نیروها نیست و وضعیتی که قبلا وجود داشت تغییر کرده است. از نظر بیمه، از ابتدای سال نود و نه بیمه بر اساس حقوق محاسبه و کسر میشود. بیمه تکمیلی به صورت اختیاری ارائه میشود و در صورت انتخاب، پنجاه درصد هزینه توسط شرکت تامین میشود. حقوقها معمولا بین ده تا بیست میلیون تومان واریز میشود. همچنین ناهار با پوشش پنجاه درصد هزینه از سوی شرکت ارائه میشود و سقفی در نظر گرفته شده که فکر کنم بین ده تا پانزده هزار تومان باشد. یک ضعف هم در تیم پروداکت وجود داشت که باعث هدر رفتن زمان و انرژی تیمها روی فیچرهایی میشد که یا هرگز دیپلوی نمیشدند یا استفاده نمیشدند و ماهها در وضعیت خاک خوردن باقی میماندند؛ در نهایت با تغییرات متوالی دوباره باید روی همان فیچرها کار میشد.
به نظر من اینجا جایی نیست که بخواهی برای دوران ابتدایی حرفهات فرصتهای واقعی اجرا بشه. برای افراد تازهکار که دنبال پیشرفت هستند، میتونم بگم جای بهتری نیست. پرداخت حقوق در اینجا اغلب با تاخیر مواجهه و برخورد با کارکنان بیشتر به سمت سرکارگر-کارگریه تا مدیر-کارمند. مدیریت منابع انسانی هم تقریبا شبیه یک شوخه است تا چیزی جدی، و اعتماد به کارکنان وجود نداره و تصمیمگیریها از بالا به پایین انجام میشه. به طور کلی، مگر اینکه یکی دو سال سابقه داشته باشی، بهتره احتمالا دنبال جای دیگهای باشی؛ اما برای کارآموزها یا افراد کمتجربه میتونه تجربهای چالشبرانگیز و جذاب به نظر بیاد.
در شرکت مطهر نت پارس، تجربه من به عنوان برنامهنویس شروع شد و به نظر من خیلی پربار بود. تیم توسعه دوستانه و همدل بود و هر کدام از اعضا، حوزه تخصصی خودش را با دیگران به اشتراک میگذاشت و از این روش، یادگیری میانتیمی بالایی داشتم. همکاری باشان برایم لذتبخش و سازنده بود. اما از نظر قرارداد و حقوق پرسنل، با مشکلاتی روبهرو بودیم که قابل توجه بود و نیاز به بهبود داشت.
در واحد مالی شرکت پارس حیات کار میکردم و تجربهام را با شما در میان میگذارم. فشار زیادی از برخی همکاران به خاطر عملکرد ناعادلانه وجود داشت؛ عدهای دیگر به راحتی کار میکردند و تبعیض میان افراد محسوس بود. انتظار پیشرفت براساس کار حرفهای نبود و از جانب مدیران میانی و ارشد گاهی توهین دیده میشد، به دلیل اینکه به نظرشان پشتشان گرم است و اهداف شرکت برای ترکیه صرفا سودآوری است و به نیروهای انسانی اهمیت چندانی نمیدهند. در نتیجه در آنجا تیم مناسبی از منابع انسانی وجود ندارد و چند نفر غیرحرفهای در این حوزه حضور دارند که هنگام مسائل کاری به جای همراهی با تیم، به سمت مدیر یا سرپرست مینگرند و دردسر را به جان نمیخرند تا با سایر واحدها درگیر شوند. گرچه در لینکدین نشان میدهند که برای منابع انسانی اهمیت قائلند، اما به نظر میرسد فقط ظاهرسازی است. همچنین تعدادی از همکاران در اتاقهای کار خود سیگار میکشیدند که این موضوع برای من آزاردهنده بود. در کل، این محیط برای من تجربهای مطلوب نبود و جای بهتری میتواند باشد.
برای مدت دو سال در نوکارتو به عنوان برنامهنویس بکاند فعالیت میکردم، اما به دلیل مسائل شخصی مجبور شدم تهران را ترک کنم و از نوکارتو جدا شدم. به طور کلی حدود هشت سال سابقه کار دارم و بی شک بهترین دورهی حرفهام در نوکارتو بود. امیدوارم روزی دوباره شرایط به گونهای فراهم شود که بتوانم به تیم برگردم.
به نظرم حضور در سولیکو، گروه صنایع غذایی کاله، تجربهای بود که بخش زیادی از رشد حرفهایام را شکل داد. ده سال پیش، با وجود فراز و نشیبها و تحولات اقتصادی کشور، شاخصترین عامل موفقیتمان مدیریت دلسوز و روحیه کارآفرینی این مجموعه بود که با ایجاد فضایی گسترده برای هزاران نفر، توانست سفرهای بزرگ را بگشاید و آن را بچرخاند. مجموعهای که با پیادهسازی SAP ERP بهعنوان یک سیستم یکپارچه و بینالمللی، فرهنگ سازمانی و فرایندها را تا سطح جهانی ارتقا داد و مسیر پیشرفت را هموار کرد؛ هرچند این پروتکلها و رفتارهای مدیریتی برای برخی از همرزمان دشوار بود و نیاز به تغییر رفتار داشت. برای من این شرکت رزمهای قوی ساخت و اکنون هم از اینکه در کنار کار، با بهرهگیری از تازهترین فناوریهای نرمافزاری، همواره بهروز بودم احساس رضایت دارم. اما زمانی که آنجا را ترک کردم، بهدلیل اینکه زیرساختهای استاندارد بینالمللی هنوز بهطور کامل فعال نشده بود و توجه کافی به نیروی انسانی نمیشد، برخی نارضایتیها شنیده میشد؛ با وجود این، در واحد فروش فضا برای رشد وجود داشت و ویزیتور میتوانست با کوشش به مدیر فروش و بالاتر ارتقا یابد، اما در بخشهای دیگر چنین مسیرهایی به چشم نمیآمد. نکات مثبت برایم عبارتاند از: - کار teamwork خوب - استفاده از فناوری نرمافزاری و سختافزاری بهروز - آشنایی با یک خانواده بزرگ از طریق نام سازمان، که میتواند رزمه را تقویت کند - ارتقای دانش سازمانی و بهروز بودن - ارائه نهار رایگان - پرداخت بهموقع حقوق و مزایا با تفاوتی حدود هفت روز - پرداخت برخی هزینهها به صورت بستههای خوراکی و لبنیات و محصولات شرکت در ایام ویژهای مانند نوروز - محیط کاری مناسب از نظر میز، صندلی، رایانه و موقعیت جغرافیایی شرکت اما نکات منفی هم وجود داشت: - نبود شایستهسالاری بهصورت کامل - اضافهکاری بالا پس از ساعات اداری، بهویژه بعد از ساعات کاری و روزهای پنجشنبه که برنامه کاری تا ظهر ادامه داشت با توجه به ارتباطات قدیمیام و حوزه تخصصیام در فناوری سطح بالا، با گذشت ده سال باور دارم اگر هنوز در آنجا بودم، احتمالا دست کم ۶ تا ۷ میلیون تومان حقوق دریافتی داشتم که با تورم مطابقت نداشت و در مقابل بازنگریهای فعلیام در حال حاضر مبلغی بالاتر است. در کل، با وجود مشکلات، نظر من نسبت به این سازمان مثبت است و میتواند پلی برای آغاز موفقیتهای آینده شما باشد اگر انگیزه کافی داشته باشید.
من به عنوان معلم رباتیک در واحد پژوهش برای دانشآموزان دوره دوم به صورت پارهوقت کار میکردم، اما با وجود علاقه زیاد به تدریس و ارتباط با بچهها ناچار شدم به خاطر مشغلههای کاری و سوءتفاهمهای مکرر معاونت پژوهشی رابطهام را با این مجموعه قطع کنم. تخصص من در آموزش الکترونیک و اینترنت اشیا بود و شاید از معدود منابعی بود که بچهها میتوانستند به آن دست یابند، اما سیستم مدرسه بسیار سنتی و کهنهمدرن بود. در اینجا هیچ فضای نوآورانهای برای تدریس وجود نداشت؛ تنها جوایز بینالمللی برای مدرسه اهمیت داشت. علاقه بچهها هیچچیزی نبود، فقط لازم بود طرحی جذاب ارائه شود تا والدین برای مسابقات دهها میلیون از مدرسه پول بدهند و بچهها برای آمادهسازی هزینه کنند. مهم نیست چقدر بچهها کار هیجانانگیز انجام بدهند یا از یادگیری لذت ببرند، زیرا معیارهای کلاسیک آنجا استعدادها را میخشکانند؛ این را از نزدیک دیدم. رفتار بعضی از معاونها دور از شأن بود و لغات ناشایستی را برای بچهها به کار میبردند. چنین شرایطی در جایگاهی که باید برای رشد بچههای بااستعداد مدرسه فراهم باشد، مناسب نیست.
شرکت سامانههای مدیریت تجربهای از کار با این تیم داشتم که در مجموع مثبت بود و فضای یادگیری زیادی داشت. فرهنگ سازمانی و رفتار همکاران به طور کلی خوب بود و فرصتهای زیادی برای رشد تجربه کردم. در پایان حضورم برایشان آرزوی موفقیت میکنم. با این حال نقاط ضعفی هم وجود دارد؛ یکی از آنها پرداخت بهموقع حقوق و مزایا بود و دیگری این که حقوقها در این شرکت نسبتا پایین است و انتظار دستمزد بالا نمیرود. همچنین بهدلیل کوچک بودن شرکت، ارتقای شغلی چندان محتمل نیست و برای پیشرفت حقوقی معمولا باید به شرکتهای دیگر رفت. برای افراد تازهکار و بهویژه خانمها محیط نسبتا مناسب و همراه با فرصت یادگیری محسوب میشود. برای مدیرعامل و تمام همکاران مجموعه آرزوی موفقیت دارم.
در چند سال اخیر در حامی سیستم فعالیت میکردم و معتقدم دلسوزی و مسئولیتپذیری دو عامل کلیدی موفقیت در این مجموعهاند. کمتر کارمندی رو دیدم که مسئولیتپذیری لازم را داشته باشد و هم وضع را درک کند، اما مدیران ارشد از آن چشمپوشی نکنند. من هم تجربههای خوبی از این شرکت دارم؛ محیطی صمیمی و سالم که از حاشیهها دور است را بزرگترین نکته مثبت میدانم. اگر همکاران با اخلاق و توانمند و بدون انتظار خاصی به همدیگر برای پیشرفت شخصی و شرکت کمک میکنند ملاک شما برای انتخاب کار است، به نظر من حتما این شرکت را در نظر بگیرید. در مورد حجم کار به نظر من، هیچ جایی به معناى واقعی پیشرفت بدون حضور منظم و انجام حداقل کار در ساعات کاری قوام نمیگیره. وقتی قرار است روی سامانههایی کار کنیم که میلیونها کاربر فعال دارند، قطعا باید آمادگی برای فشار کاری را داشت.
در ابتدا به صورت آزمایشی قرار بود با شرکت فعالیت کنم و پس از آن قرارداد رسمی امضا شود. حقوق نسبتا پایین بود و از نظر مدیریتی هم نقاط ضعف داشتند. فضای کار برایم خستهکننده میکرد. از همه چیز بدتر این بود که هنگام امضای قرارداد تعهدنامهای ارائه شد که تا قبل از آن هیچ اشارهای به آن نشده بود. در این تعهد آمده بود که هرگاه و به هر دلیلی پس از پایان همکاری، کارمند تا دو سال اجازه استخدام در هیچیک از شرکتهای رقیب را ندارد. حالا با چه وضعیتی روبهرو میشویم وقتی چند شرکت ایرانی بهطور مستقیم یا غیرمستقیم با فریلنسرها کار میکنند و اگر مجبور باشی حوزه تخصصیات را کنار بگذاری، چه راهی برای آیندهی کاریات باقی میماند؟
در این شرکت فضای کاری نسبتا خوب بود، اما از نظر فنی سطح پایین و بدون معماری مشخصی کار میکردن و حتی شیگرایی هم رعایت نمیشد. بیشتر وقتها صرف رفع باگها میشد و حدودا هفتاد درصد زمان درگیر این مشکلات بود. برای افراد باتجربه مناسب نیست، اما اگر سابقه کاری ندارید میتواند گزینهای قابلقبول باشد.
در محیط کارم در موج امن، حس صمیمیت و دوستی به وضوح چشمنوازی میکند. هرکسی مسئول کارهای خودش است و با دقت و جدیت وظایف را انجام میدهد. همواره همکاری و همبنیادی برای پیشرفت جمعی وجود دارد و افراد برای رشد یکدیگر را همراهی میکنند. مدیران با رفتار حرفهای و درست، نمونههای قابل اعتمادی هستند.
برای مدت محدودی در شرکتی کار میکردم که هیچ ساختار مشخص و شفافی نداشت. مدیرعامل مشخصی وجود نداشت و جایگاه یا نقش افراد واضح نبود. پس از چند ماه حقوق من پرداخت نشد و با بهانههای مختلفی روبهرو شدم. آنها به تعهداتشان عمل نمیکردند و در عمل هیچ تضمینی برای پیگیری وعدهها وجود نداشت.
تازهترین تجربهام این بود که با وجود اینکه بخشهای مختلف شرکت مثل همهجا بود، برخی قسمتها خوب کار میکرد و برخی هم مشکلات زیادی داشت. اما بارزترین مشکل این بود که استخدامهای جدید به جای قرارداد واقعی، از نمونهای غیرشفاف استفاده میکردند و به نسبت حقوق یک سال و نیم از کارمندها سفته میگرفتند. و اما مزایا: بین کارکنان قدیمی و جدید تبعیض قائل میشدن و همینطور که برای مصاحبه وعده میدادند، بعدا حقوقها را پایینتر میبردند. در نهایت فقط یک کارت خرید به نام کارت کورش میدادند و هر سه ماه حدود دویست تومان روی آن واریز میشد.
با این شرکت قدم به زمینهای پویا و یادگیری گسترده گذاشتم؛ از مزایای حضور در آن، سرعت بالای بهروزرسانی دانش من در دوره کارآموزی و واگذاری پروژهها و مسوولیتهایvary در سطحهای مختلف متناسب با توان عملکردی بود. توانایی تشخیص سطح Skill در حوزههای مختلف هم از نقاط قوت مدیریت شرکت بود و با این باور که هیچکس کامل نیست، تجربه نشان داده بود که وضعیت کلی کار رو به مثبت تغییر میکند. اگر دنبال کار در محیطی پویا و فرصتهایی برای یادگیری از همکاران در حوزههای گوناگون کدنویسی هستید، این مجموعه را پیشنهاد میکنم.
رای دانا آفرین تجربهای بود که در بازه زمانی که من حضور داشتم، بین سالهای ۹۵ تا اوایل ۹۷، جای مناسبی برای رشد و یادگیری بود. یکی از نکات مثبتش این بود که زمان شناوری داشت و انعطافپذیری کار با دستillas برای بهبودهای سیستم وجود داشت. اما در بحث پرداخت حقوق واقعا ضعيف عمل میکردند، به طوری که ممکن بود پس از دو تا سه ماهکاری، بخشی از حقوق به صورت علیالحساب پرداخت شود. به طور کلی برای کسی که دغدغهی مالی ندارد و صرفا به دنبال یادگیری برنامهنویسی است، محیط مناسبی است. اما برای تأمین معیشت و کسانی که انتظار دارند دستاوردهای زحماتشان به شکل منظم و با حقوق مشخص پرداخت شود، گزینه مناسبی محسوب نمیشود.
برخلاف تصور اولیه، احساس میکردم در تیمی دوستانه و باز هستم؛ جایی که حضور مدیریتی محسوس نبود ولی همنشینی با مدیر و همکاران صمیمی بود. هد تیم و اعضای فنی همیشه همراه من بودند و بسیاری از مواقع که در تسکها گیر کرده بودم، آنها با درگیر بودن در ساعات طولانی پاسخ میدادند و تا رفع مشکل کنارم میماندند. بهویژه انتقال تجربه تیم به من تازهکار از نظر زمینه کاری بسیار جذاب و نو بود. با اطمینان میتونم بگم این شرکت برای افراد جوان و تازهکار پیشنهاد خوبی است.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.