من در شرکت مدیا همراه ارتباطات تجربه کردم و میخواهم با صداقت بگویم شرایط کار تا حد زیادی دشوار بود. با وجود این که کارفرما نسبت به نیروها رفتار کنترلشده و سلطهآمیز داشت، یک دسته از همکاران هم وجود داشتند که فشار روحی زیادی به بقیه وارد میکردند و باعث ایجاد اضطراب و نگرانی میشدند. ساعات کار هم واقعا طولانی بود و بهطور جدی بیوقفه بود. ۲۴ ساعته بودن فشار زیادی روی من و دیگر همکاران میوارد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شرکت پایانههای دادهای نوین تجربهای پر از وعدههای دروغین و کمبود شفافیت بود. از همون روز اول فهمیدم که برای پیوستن به تیم، قولهایی فراتر از واقعیت داده میشد و به شکل فریبندهای بزرگنمایی میکردند. محل کار دقیقا با تصوراتم تفاوت داشت: به جای محیطی مناسب، یک واحد قدیمی در مرکز شهر بود که امکانات ناچیزی داشت و هفتهها فقط یک بار خدماتی به نظافت میپرداخت. همیشه گفته میشد که بهزودی به ساختمانی بهتر منتقل میشویم، اما این وعده به حقیقت نپیوست. وقتی رسیدم، قول اعطای وام به پرسنل را شنیدم، اما پس از ورود مشخص شد وام تنها پس از شش ماه و با اولویتبندی دلخواه مسئولان در اختیار پرسنل قرار میگیرد. این گونه از شفاف نبودن حکمفرمایی در شرکت به یک روال تبدیل شده بود. واحدها با یکدیگر در کشمکش به سر میبردند و به طرز روشنفکری در جلسات انتظار میرفت که هیچ پرسش فنی مطرح نشود. تجربه کار در این مجموعه فاقد تعریف مشخصی بود و انتقال تجربه به شکل سازندهای صورت نمیگرفت. برای قراردادها سفته میگرفتند و حتی پس از خروج از شرکت مدت طولانی بازپرداخت نمیشد. همچنین هیچ نسخهای از قرارداد در اختیار من قرار نگرفت. دوره آزمایشی شرکت سه ماهه بود.
من تجربه خوبی از کار درسیناژن دارم مسولیت پذیری اینجا خیلی مهمه کار و ساعت کار بالاست ولی ارزشش رو دداره
خواستم تجربهام را صادقانه بنویسم تا تصویری روشن از شرایط کاری در شرکت پیدا کنم. مدت کوتاهی مشغول به کار بودم و با وجود سطح پایین مدیریت و وجود میکرومنیجمنت، فیدبکهای منفی مداوم درباره بیثباتی تیم و انتظارهای غیرواقعی شرکت از در دسترس بودن همواره وجود داشت. پرداختهای نسبتا ناچیز و مقصر دانستن مداوم تیم فنی هم به نارضایتی من منجر شد و در نهایت تصمیم به کنار رفتن گرفتم. در این شرکت، به نظر میرسید که اهمیت دادن به نیروی انسانی تا حد زیادی نادیده گرفته میشود و پذیرش استعفا به سادگی انجام میشود.
ما در هوش ماندگار شایا تجربهای کاری به عنوان برنامهنویس داشتم. از نظر رفتار و صمیمیت بین همکاران چیزی کم نظیر بود و این جو درون سازمانی واقعا دلگرمکننده بود. فشار کار بالا نبود و آرامش کارکنان نسبتا مطلوب بود، همین عامل باعث میشد کار کردن لذتبخش باشد. حقوق پرداختی نسبتا مناسب بود و با وجود بهبودهایی که در طول زمان اتفاق افتاد، انصافا قابل قبول بود. در عین حال، نقاط ضعفی هم وجود داشت؛ مدیریت شرکت به نظر من قابل بهبود بود و این جای کار داشت. با این حال، پیشرفت شرکت به خوبی پیگیری میشد و در نتیجه آیندهای روشن برای تیم به نظر میرسید. حقوق به موقع و با بهبودهای اخیر در بخشهایی از دوره کاری، مزیتهایی بود که توجهام را جلب کرد.
باورم نمیکنم چقدر فشار برای ترک کار در مبین نت بالا بود؛ واقعا تجربهی فراتر از انتظارم بود. شرکت به طور جدی تمایل دارد خروج افراد از سازمان را پیش ببرد و هر تلاشی را به کار میبرد تا تصمیم ترک را تقویت کند. با وجود شرایطی که برای من پیش آمد، پرداختیهای اضافی را انجام نمیدادند و انتظار پرداخت اضافهکار را نادیده میگرفتند. مالیات ناخواستهای از پاداشها میگرفتند و این موضوع را به وضوح نشان میدادند. اهمیت کمتری نسبت به کار کارشناسی و وظایف تخصصی قائل میشدند و گاهی رفتارهای غیرضروری از نظر من در تیم دیده میشد. در نهایت نیز حتی یک مصاحبه خروج هم ترتیب نمیدادند تا تا اصولی و منصفانه از خروج من مطلع شوند.
مدیریت شرکت و واحد منابع انسانی بسیار ضعیف هستند هیچ پیشرفت مناسبی چه از لحاظ مالی چه از لحاظ فنی در این شرکت بدست نمیاید بعد از شش سال سابقه مدیر و سطح فنی واحد بسیار پسرفت کرد و حاشیه و خاله زنک بازی بیشتر از کار دیدم. مدیران بیشتر از هرچیزی دنبال منافع شخصی خود میز و صندلی خود هستند هیچ برنامه ای شرکت ندارد و فقط روز را به شب میرساند
شرکت بیمیتو را بهعنوان محیطی با ساختار منسجم و همگرا تجربه کردم. ارتباط میان افراد در تیم خیلی خوب بود و هیچ حاشیهای وجود نداشت. مدیریت با رویکردی دوستانه نسبت به همه کارکنان از اعتماد و قدردانی فراوانی برخوردار بود. خودم در طول همکاری تجربهای مثبت از کار با این شرکت داشتم.
سابقه من در این شرکت چهارسال طول کشید و در نقش کارشناس IT بودم. از نظر من، مشکلات اصلی در مدیریت ناپایدار و پرداختیهای نامنظم حقوق است؛ همچنین اختلاف دستمزد بین همسطحها زیاد بود. ساعات کار طولانی است و اکثر روزها مجبور بودم بیش از ساعات معمول بمانم. با این حال، تمامی واحدها بد نیستند و واحد فنی با پرسنلش به خوبی رفتار میکند و به آنها اهمیت میدهد.
تجربهای که داشتم پر از بیثباتی و بیتجربگی بود؛ هیچوقت نمیشد روی قولی حساب کرد و حرفی بهخصوص قطعیت داشت. حجم خروجیها زیاد بود و مرتب افراد وارد و خارج میشدند. شرکت به صورت خانوادگی اداره میشد و فضای شعارزدگی حاکم بود. جای آرامی برای کار نبود.
باورم این است که تجربههای اول کار در فرادرس برای من با ترکیبی از نکات مثبت و چالشهایی همراه بود و میخواهم تصویر روشنتری ارائه کنم. ابتدا این را میگویم که پرداخت حقوق بهوقوع بود و بهطور منظم انجام میشد، اما برخی جزئیات محرمانه درباره سازوکار پرداخت وجود داشت که بیرون از سازمان به اشتراک گذاشته نمیشد. علاوه بر این، سطح حقوق نسبت به کارهای انجامشده پایینتر از حد انتظار به نظر میرسید و با وجود اینکه اغلب کارها از راه اینترنت انجام میشد، تأکید زیادی روی حضور فیزیکی در محل کار وجود داشت. در مقابل، نکات مثبت هم قابل توجه بود. روند پرداختها همواره بهموقع انجام میشد و کارها بهطور منظم و با برنامهریزی مشخص پیش میرفت. امکان اضافهکاری و افزایش درآمد وجود داشت و از ابتدا بیمه و بیمه تکمیلی ارائه میشد. پوشش طراحیشده اداری برای خانمها الزام مستقیمی نداشت و میشد از گزینههایی مانند شال و روسری و رنگهای شاد استفاده کرد.
دو ماه برای کار در این شرکت صرف کردم و متوجه شدم هیچ برنامهریزی مشخصی وجود ندارد و ثباتی در هیچکدام از موارد تجربه نکردم.
در این شرکت با فرصتهای روشن برای رشد روبهرو میشدم و شاهد نبودن موانع بروکراتیک بودم که جلوی پیشرفتم را بگیرند. هر مشکلم را با راهحل و آرامش خاطر پاسخ میدادند تا تمرکزم از دست نرود. شرکت مسیرهای مشخصی برای پیشبرد را هموار میکرد تا بتوانم قدم بردارم و به سمت رشد حرکت کنم. از مزایای واقعی که اغلب شرکتها به عنوان نکتههای جانبی مطرح میکنند، اینجا هم وجود داشتند: حقوق منظم، بیمه و بیمه تکمیلی، مرخصی، و ساعات کاری انعطافپذیر.
مدیریت این مجموعه به من فرصتهای زیادی داد و در طول دوسال و نیم حضورم، تجربههای ارزشمندی به دست آوردم. از نظر من یکی از مدیرانی بود که واقعا میدانست چه کار میکند و در طول بیست سال گذشته در جایگاهی نبودم که مثل او به عملکرد شرکت اعتماد کنم. این دوره برای من یکی از بهترین تجربههای کاری بود و حیف که مسیر طولانی و دشوار باعث جداییام شد. اگر قصد دارید در حوزه پلیمر و پلاستیکهای مهندسی مهارت کسب کنید و با یک شرکت حرفهای همکاری نمایید، به هیچ عنوان تردید نکنید.
در اینجا برخورد با بیثباتی و ناهماهنگی در فضای کار را تجربه کردم و در عین حال حس ناامیدی از کمبود فرصتهای رشد را هم احساس میکردم. محیط کار گاه نامنظم بود و اختلاف نظرها بین تیمها به شکل مداوم تکرار میشد. هیچ چشماندازی مشخص برای پیشرفت حرفهای وجود نداشت و بر خلاف انتظار، مسیر ارتقاء واضحی ارائه نمیشد. به اضافه، ارتباطات درون گروهی هم به طور مکرر دچار اختلال میشد و این مسائل باعث کاهش انگیزه و تمرکز من شد. در نتیجه، حس کردم جایگاهی برای بهبود مهارتها یا وصول به دستاوردهای بزرگ وجود ندارد.
من در شرکت آی وحید کار میکردم و به عنوان تجربهی Front end آن را در ذهن دارم. واقعا به نظرم برای آغاز کار در حوزهی برنامهنویسی مناسب بود، چرا که مدیریت مجموعه نشان میداد فرصتهای پیشرفت چندان در دسترس نیستند. بنابراین پس از یک سال و با توجه به نکات منفی که در ادامه ذکر میکنم، تصمیم گرفتم همکاری را قطع کنم.
در این شرکت تجربهای واقعی از کار با پروژههای سنگین و بزرگ داشتم که در تمام واحدها به چشم میخورد. نیروی انسانی پویا و کارآمد بود و حقوق و مزایا به صلاحیت فرد بستگی داشت و قابل توجه بود. امکانات رفاهی نسبت به سایر شرکتها خوب بود؛ صبحانه، ناهار و شام با گزینههایی مانند بستنی، نوشابه، دلستر، شیر کاکائو و دیگر اقلام در دسترس بود. هر دپارتمان هم کف کار با میز پر از تنقلات داشت. ساختار شرکت سطحی سلسلهمراتبی داشت، اما ارتباطات میان همکاران صمیمی و دوستانه بود.
برای من تجربهای بود که با حضور توامان کارکردن و یادگیری رو توی شرکت تقویت کرد. محیط کار آرام و دوستانه است و همکاران همدلانه و سازندهاند. کدنویسی پایهای قوی دارن و میتونم از پروژههاشون مجموعهی خوبی از الگوها و روشهای تمیز نوشتن رو یاد بگیرم. با اطمینان میتونم بگم افرادی که میخوان عمیقتر آموزش ببینن و کدهای منظم بنویسند، اینجا فرصتهای زیادی برای پیشرفت دارن. اما نکتههایی هم وجود داره؛ حجم بالای پروژهها میتونه زمانبندی رو پیچیده کنه و شاید حقوق مناسب همه افراد نباشه، هرچند در کل وضعیت رضایتبخشی است.
تجربهام در شرکت خدمات بازرسی بین المللی بخرد با این احساس همراه بود که بیمه تکمیلی هیچ مزیتی برایم ندارد و فرهنگ سازمانی بهطور کامل از هم پاشیده به نظر میرسید. فضای کار تحت فشار است و به نظر میرسید مدیران به شکل آزاردهندهای قدرتمحور عمل میکنند.
در دوران همهگیری کرونا با استفاده از اسکایپ برای این شغل دعوت به مصاحبه شدم و مصاحبهکننده فردی حرفهای و بااستعداد بود. پذیرفته شدم و پنج روز با تیمی صمیمی و سطح بالا آموزش دیدم، و تا کنون در کنار همان گروه ماندم و از حضور در این شرکت خیلی خوشحال هستم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.