در آغوش این شرکت به چشمانداز روشنش علاقهمند شدم و تجربه مصاحبه برای من مثبت و سازنده بود. فرایند استخدام از تماس اولیه برای تعیین هماهنگی، تا مصاحبه حضوری ادامه یافت. تماس اولیه حدود ده دقیقه بود که در آن به طور مختصر سابقه کاری، تحصیلی و علاقهمندیهایم بررسی شد و پس از چند روز دعوت به جلسه حضوری داده شد. مصاحبه با حضور مدیر آموزش و توسعه و سرپرست جذب برگزار شد و پرسشهای تخصصی به دقت طرح میشدند. رفتار تیم بسیار دوستانه و حمایتی بود. در جلسه یک پرسشنامه وجود داشت که زمینه ارزیابی خودم را فراهم میکرد و مولفههای رفتاری و فرهنگی را میسنجید. بر اساس امتیازی که ارائه میکردم، سوالاتی مطرح میشد تا من را به چالش بکشد و ارزیابی دقیقتری انجام شود. در کل تجربه مصاحبه خوب و منصفانهای بود؛ بازخوردهای پایان جلسه برای راهنمایی بهتر من بسیار ارزشمند بود و شفافیتی که درباره ماهیت کار، فرهنگ، فضای کاری و چالشهای موجود وجود داشت، قابل توجه بود. این تجربه برای من مفید بود و برای شرکت و تیم منابع انسانیشان آرزوی موفقیت دارم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای مصاحبه وارد طبقه سوم شدم و با یک مصاحبهکننده فنی روبهرو شدم که پرسشهای حرفهای و دقیقی داشت. او حتی پاسخ سوالهایی را که خودم بلد نبودم، مشخص میکرد و توضیح میداد. گفتوگو به طور کلی خوب بود، اما درباره حقوق به توافق نرسیدیم و از طرف شرکت حقوقهای نسبتا پایین بود. همچنین تعدادی سازوکار پرداخت وجود داشت که منبع آنها روشن بود: بخشی از حقوق به صورت کارانه سهماهه پرداخت میشد و دیگر بخشهایی نیز به صورت بن بود و باز سهماهه پرداخت میشد. به لحاظ حقوق، وضع شرکت برای من مطلوب نبود و این مسئله تاثیر زیادی روی تصمیمم داشت. بهخصوص وقتی حقوق پیشنهادی من دهمیلیون تومان بود، آنها فقط با ششمیلیون تومان موافقت کردند و حتی بخشی از آن مبلغ هم سهماهه پرداخت میشد. به همین دلیل تصمیم گرفتم کار در آنجا را دنبال نکنم. اگر واقعا به دنبال حرفهای بودن و دریافت حقوق مناسب هستید و میخواهید با استانداردهای بالا کار کنید، این شرکت را پیشنهاد نمیکنم. به نظر میرسد فضای کار برای توسعهدهندگان سطح متوسط یا پایین مناسب باشد و احتمالا برای توسعهدهندگان حرفهای دوام چندانی ندارد. چیز خاصی که به خاطر میآورم این بود که پرداختها از نظر ساختار بهنوعی نامتعارف بود و برای تصمیمگیری من تأثیر منفی داشت.
برای مصاحبه تحلیلگری به این شرکت رفتم و تجربهام خیلی متفاوت از انتظار بود. گفتن که مدیر شرکت با من مصاحبه کرد، اوایل مشخص بود که تجربه زیادی دارد و خیلی اهل بحث بود. حدود دو ساعت گفتوگو ادامه داشت و سوالها هم جذاب بودند؛ برخلاف بسیاری از شرکتها، این بار مصاحبه بیش از حد معمول جدی بود و به راحتی نمیشد از پاسخها فرار کرد. او با دقت زیادی به حرفهایم گوش کرد و نکتهبهنکته سوالات را میپرسید. از نظر حقوق، گفتند که مقدار requested من زیاد است و از نگاه خودم هم اصلا زیاد نیست. دوست داشتم با او کار کنم، اما شرکت هیچ تماسی با من نگرفت تا دلیل عدم استخدام را بفهمم و بدانم مشکل کار از کجا بوده است.
در مصاحبهای که برای تحلیلگر بودن داشتم، اول رزومهام را فرستادم و حدود یک روز بعد تماس گرفتند تا برای مصاحبه بیایم. ساختمان شرکت خیلی قدیمی و فرسوده بود و همین نکته روی ذهنم تاثیر منفی گذاشت. رفتار کارکنان خوب بود اما راهنمایی برای رسیدن به واحد موردنظر بهشدت ضعيف و گمکننده بود و بین واحدها سردرگم شدم. مصاحبهکننده نسبتا خوشرو بود اما به نظر میرسید دانش زیادی در حوزه فناوری اطلاعات ندارد؛ از رو سوالهایش هم این نکته را متوجه شدم. سوالهای تخصصی زیادی پرسیده نشد و بیشتر نکات کلی مطرح شد. از نظر حقوقی، حقوق پیشنهاد شده خیلی پایین بود و همسطح کارآموز تحلیلگر بود در حالی که تجربههای قابلتوجهی در این زمینه داشتم. در همان لحظه با رقم پیشنهادی مخالفت کردم و گفتم نمیتوانم با این سطح حقوق موافق شوم. همچنین به رضایت کارمندان با سابقه اهمیت زیادی میدادم و در مسیر مصاحبه از هر کدام از پرسنل پرسیدم اما هیچیک رضایت کامل از تساوی حقوق و نوع کارشان نداشتند و هر کس نکتهای را مطرح میکرد. بهنظر من برای افراد تازهکار و کسانی که قصد دارند در یک محیط جدی کار را آغاز کنند، خوب است اما برای افراد با سابقه معمولا توصیه نمیشود.
به اولین برخورد با شرکت داده پردازی خوارزمی حس خوبی داشتم و تجربه مصاحبه به شکل حرفهای پیش رفت. ورودی ساختمان را که حراست پایین بود و باهاشون تماس گرفتم تا مطابق طبقهای که باید بروم هماهنگ شدم. ساختمانی چهار طبقه بود و متعلق به شرکت بود. وقتی وارد دفتر شدم، فضا خیلی شلوغ و قدیمی بود و پارتیشنبندی نشده و کمی به دلم ننشست. منتظر شدم تا نوبتم برسد تا مصاحبه آغاز شود. آقای جوانی با تیپ و رفتاری مودب و حرفهای که به نظر میرسید اهل شرکت آذری است، با من صحبت کردند و کارشان را معرفی کردند. سپس از من خواستند تا خودم را معرفی کنم و توضیح بدهم چه تجربههایی دارم و چه پروژههایی انجام دادهام. درباره عناوینی که در رزومه آمده بود از من پرسیدند؛ برای مثال گفتند با mvc کار کردی؟ چه کارهایی انجام دادهای و در چه پروژههایی با چه چالشهایی روبهرو شدی و چگونه آنها را حل کردی. رفتار ایشان به طور کلی بسیار خوب بود.
مصاحبه با این شرکت، بهنظرم تجربهای جالب و بهروز بود چون از روشهای نوین و فناوریهای تازه استفاده میکنن و حوزه کاریشون برای من جذاب بود. از نظر فنی واقعا توانمند به نظر میرسیدن، اما شیوه پرداختیشون مشکل داشت؛ بخشی از حقوق رو هر سه ماه یکبار بهعنوان کارانه میدھن که برای وضعیت من با مسئولیتهای زندگی و اجاره، قابل قبول نبود و به همین دلیل تصمیم به پذیرش نگرفتم.
اولین بار که رفتم برای مصاحبه، با مدیر پروژه درباره سابقه کار و موارد دیگر صحبت کردم و فرم هم پر شد؛ متوجه شدم مدیر فنیهاشون کاربلد نیست و باید یک روز دیگه بیام. هرچند از دیرکرد خوشم نمیآید، اما پشت تصمیمم گذاشتم تا واقعا برایشون مسئلهای پیش اومده بود. چند سال قبل هم به خاطر اینکه حقوقشان پایین بود مصاحبه رفتم و نتیجه نگرفتم، اما جو کار و فضای تیم برنامهنویسی برای من خوب بود و دوباره رفتم. بار دوم با یک آقای جوان تماس گرفتم، سوالهای فنی پرسید و مشخصا همه چیز روبهراه بود؛ در نهایت درباره حقوق صحبت شد و گفتند با من تماس میگیرند. وقتی تماس گرفتن، حقوق برای من مناسب نبود و تصمیم به قبول نکردن گرفتم، به نظرم حجم کارشان بالا بود. ساعات کاری تا چهار عصر بود و پنجشنبهها تعطیل بودند؛ اگر با شرایطتان موافقید، به نظرم بروید و خیلی سخت نگیرند. من بعدا پشیمان شدهام یا شاید هم نه، در نهایت اینها تجربهای است که کسب کردم. نکتهای که دربارهشان مهم بود، به هیچ وجه مطرح نشد.
در مصاحبه با شرکت نرم افزاری داتیس آرین قشم، احساس کردم مثل شرکت در یک آزمون ورودی خیلی سخت بود. از همان ابتدا با بعضی واژهها و جملاتی که به نظر میرسید برای ارزیابی دقیق رزومهام طراحی شده، انگار از من میپرسیدند که هر کلمه را آیا واقعا با هدف رزومه نوشته بودم یا نه. فضا به صورت سلسلهمراتبی جلو رفت و احساس میکردم همواره تمرکز روی این است که از بالا به پایین به من پیام بدهند که داتین واقعا بینقص است و هر چیز کوچکی که گفتی یا نوشتی باید قابل پذیرش باشد وگرنه ارزش ندارد. به نظر میرسید قصد داشتند تحمل و صبرم را بسنجند، و این سطح از شدت برخوردها برای من تعجبآور بود. بنابراین، اگرچه نتیجه را هنوز نگرفتهام، اما حتی در صورت پذیرش هم تصمیم دارم به کار در چنین فضایی وارد نشوم؛ چرا که به نظرم این میزان توهین و فشار در ورودی، نشان از رفتارهای مشابه در محیط کاری دارد و ممکن است کارکنان را به شکل نوکر و تابعی بیاختیار ببینند.
با آنها قرار ملاقاتی داشتم و مرحله اولیه تشکیل یک فرم طولانی از مشخصات فردی بود؛ در فرم اعلام کرده بودند که اگر پر نشود، به طور خودکار از فرآیند استخدام کنار گذاشته میشوم و من هم آن اطلاعات را فرستادم. اما روز مصاحبه هیچ تماسی از طرف شرکت نگرفتم و خبری هم در این باره دریافت نکردم.
شرکت نرمافزاری داتیس آرین قشم را تجربه کردم و میخواهم از روند مصاحبه عبور کنم تا نکتهها را با شما در میان بگذارم. انتظارم از مصاحبهکننده اصلی هر شغلی معمولا چیز متفاوتی است، اما اینبار حضورش خیلی با سایر نقشها همسو نبود؛ از مدیر محصول و توسعهدهندگان گرفته تا کارشناس منابع انسانی. برخوردشان کاملا مناسب نبود و در حین پاسخدادن، به نظر میرسیدند که مشغول پرسیدن سریع سوالات و رفتن به سوال بعدی هستند و گاهی انگار در مصاحبه حضور ندارند. سوالاتشان ساختار مشخصی نداشتند و اصرار داشتند پاسخها مطابق میلشان باشد، با نگاه بالادستی نسبت به من. حتی سوالی درباره هوش هم مطرح شد که به نظر من تنها سطحی بود و بهدلیل سطحی بودنشان، ارزش سنجش مهارت یا تحلیل را کم داشت؛ معمولا چنین مواردی باید در محیط واقعی یا با پروژههای ملموس بررسی شوند. در کل، تیم منابع انسانی شرکت به نظر حرفهای نمیآمد و انتظار داشتن از دانش و اخلاق حرفهای در آنجا چندان ملموس نبود. به طور ریزتر، برگزارکنندگان مصاحبه آنلاین انتظار داشتند دوربین روشن باشد اما به جز یک نفر، باقی افراد خاموش بودند و در کل بیشتر به شنوندگان شبیهاند تا مصاحبهکنندگان فعال. این تجربه را به هیچوجه به عنوان یک گزینه مناسب برای کار در این شرکت توصیه نمیکنم، چرا که رفتار محترمانه با کارجو در آنجا به چشم نمیخورد.
شرکت نرمافزار داتیس آرین قشم را تجربه کردم. به صورت آنلاین سه مرحله مصاحبه داشتم که با مدیر مستقیم، واحد منابع انسانی و معاونت شرکت انجام شد. گفتند در صورت قبول نشدن حتما اطلاعرسانی میشود، اما پس از گذشت یک ماه و نیم هیچ خبری به من ندادند. به نظر من اگر به حرفهایشان پایبند میماندند و روی وعدهشان میماندند، اوضاع بهتر بود.
من تابحال دو بار رفتم تو شرکت داتین برای مصاحبه
من برام عجیب بود نظر دوستان را میخوندم. به خاطر کرونا اکثرا دور کار بودن و تمام مراحل گزینش، آنلاین انجام شد. من چون به صورت فریلنس کار میکردم و درآمد خوبی داشتم، خیلی برام قبولی مهم نبود. اول یک خانمی تماس گرفت و یک فرم خفن چندین صفحه ای فرستاد که پر کردنش خیلی زمان می برد. من در فرصت مقرر فرم را نفرستادم، ولی خیلی مودبانه دوباره تماس گرفتن و گفتن حتما بفرست. بعد از ارسال، یک نفر از بخش فنی تماس گرفت. چند سوال پرسید که خیلی سخت نبودن (شاید برای من). بعد یک تست دادن که اون را هم با تاخیر ارسال کردم. ولی پذیرفتن و مدیر بخش مربوطه و hr تماس گرفتن. برخوردشون خیلی خوب بود و این دفعه مدیر پروژه، سوالات پایه ای تری می پرسید، hr هم از روحیات و امکانات و مزایای داتین تعریف کرد. خلاصه اون هم اکی بود و رفتم برای تحویل مدارک. در کل همه چیز خوب بود و جز احترام و ادب، چیزی ندیدم. هیچ وقت هم انرژی منفی ای به من القا نشد. الان هم منتظر تکمیل و شروع کار هستم
من سعی کردم در کمال صداقت پاسخ بدم، مشتاق باشم و خوشرو فقط همین خوشبختانه فرآیند جذب به خوبی پیش رفت، خیلی رو سوالات تخصصی مانور داده نشد و تمایل من و سابقه کار مرتبط در شرکت های نرم افزاری نقطه ی مثبتی برای من بود
مرحله اول رفتم، در حالیکه رزومه رو ارسال کرده بودم، ولی دوباره اونجا چند تا فرم پر کردم که حدود ۴۰ دقیقه از وقتم رو گرفت، مرخصی ساعتی گرفته بودم که به این مصاحبه برسم. یه مکان خیلی نا مناسب توی منابع انسانی ، جلوی چشم کارمنداشون که داشتن با هم شوخی میکردن، خیلی حس بدی داشتم و معذب بودم. حدود ۴۰ دقیقه طول کشید تا فرم های متعدد پر کنم ، بعد راهنماییم کردن تو یه اتاق طبقه اول، حدود ۱۵ دقیقه اونجا معطل شدم. بعد سه نفر اومدن تو اتاق، سه تاشون هم از تیم فنی بودن و سوالای فنی و نیروی انسانی و روانشناسی و … رو قاطی و درهم پرسیدن ازم. بعد گفتن که چقدر اینکار استرس داره و اگر سرویس قطع بشه فلان مشکل پیش میاد و … خلاصه بعد از حدود دو ساعت و نیم که وقتم رو گرفتن و مرخصی ساعتی که گرفته بودم بیشتر از سه ساعت شد و مجبور شدم اونروز رو مرخصی روزانه رد کنم!
شرکت داتیس یکی از شرکت های هولدینگ فناپ که school داره برای کسایی که تجربه کاری مرتبط ندارن من برای school رزومه فرستادن اولین مصاحبه ی سری سوالاس پایه ای و فنی میپرسن که بیشتر مرتبط به بیس C# بعد اون ی مصاحبه داری که کد زدنتو میبینن به من ی پروژه api گفتن که چندان هم آسون نبود ولی به هر حال با گذاشتن ۶ ساعت وقت تکمیلش کردم و اون مصاحبه هم قبول شدم بعد از اون ی مصاحبه با منابع انسانیشون داشتم که ی سری سوالای معمول که هدفت برای ۳ سال اینده چیه چرا داتین و انتخاب کردی واینارو پرسیدن که اونم قبول شدم تماس گرفتن از کارگزینی برای بردن مدارک و ثبت قرارداد و مربی هم برام انتخاب کردن ولی مربی تو زمانی که قرار شد تماس بگیره تماس نگرفت و بهونه اورد که کار فورسی براش پیش اومده بعد hr تماس گرفت که مربی تون گفته گروه ما خانوم نمیخوان آقا میخوان و گفتن ی مصاحیه دیگه داری برای ی گروه دیگه مدیر بخش فنی تماس گرفت سوالای پایه ای C# پرسید بعدشم گفت بلد نیستی در حالی که مصاحبه برای school بود نه برای حرفه ای ها بعد از ۳ روز ایمیل زدن که امکان همکاری ندارن متاسفانه حدود یک ماه این پروسه طول کشید و من منتظر نتیجه بودم همه ی تلاش خودمو کرده بودم ولی به خاطر خانم بودن حذفم کردن:) خانم نباشید
من فقط با قسمت منابع انسانی صحبت کردم و گفتن برای شروع مصاحبه یه فرم ۷ ۸ صفحه ای پر کنید. کلی اطلاعات شناسنامه ای و اطلاعات شخصی مثل حقوقتون توی همه شرکتا که کار کردین و از هر شرکتی که کار کردین شماره تماس دو نفرو بگین از جمله چیزایی بود که توی فرم ها به چشم میخورد. من گفتم که این اطلاعات رو فقط وقتی در اختیارتون میزارم که روند مصاحبه رو به اتمام باشه نه وقتی که هنوز شروع نشده و از ادامه روند مصاحبه انصراف دادم
کلا قضیه شخصی بود سوال ها در مورد پیدایش کلاس و آبجکت و تفاوت این ها و … بود بجای تجربه کار با اونها . دقیقا همانند استاد دانشگاه ها همش در خصوص خوندن کتاب ها سوال میکردن که آیا فلان کتاب رو خودندین ؟
مصاحبه برای گرافیست بودن با دوستی و احترام متقابل آغاز شد و من با سوالهای نسبتا عمومی روبهرو شدم که بیشتر به شرایط کاری، فشار کار و کار پیک مربوط میشد. در این گفتوگو درباره پذیرش نقد و بحث درباره بازخوردها صحبت کردیم و من هم نظراتم را بیان کردم.
شرکت دورهاتو در تجربهای که از مصاحبه داشتم، فرایند به شکل سه مرحلهای برگزار شد و با فضایی صمیمی آغاز گردید. در نخستین مرحله، رییس واحد اداری با رویی گشاده و رفتار آرام و مؤدب، فضای مصاحبه را نسبتا عادی و بدون چالش خاصی نشان داد. در مقابل، مشاور مدیر عامل با رفتاری مقتدرانه حضور داشت و گندهنمایی یا تحکم خاصی دیده نمیشد، اما موضعی قدرتمندانه داشت. در نهایت، مدیر عامل حضور داشت و تمرکز اصلی بر این بود که فرصتی کوتاه برای گفتن خلاصهای از تجربههای قبلی فراهم شود و برخلاف روال معمول از سوالهای آماده استفاده نشد. این نوع مصاحبه به نظر من فرصت بیشتری برای شناخت طرز فکر افراد و توانمندیها و خلاقیتشان فراهم میکرد. به باور مدیر عامل، رهیافت مدیریتی بر پایه خرد جمعی استوار است.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.