مصاحبه فنی رو قبول شدم و به یک مصاحبه با سی تی او دعوت شدم به صورت حضوری که به آنجا رفتم اصلاً باورم نمیشد که همچین مصاحبهای برگزار کنند توی یک اتاق کوچک من رو نشوندن وسط و دور تا دورم منابع انسانی سرپرست تیم مورد نظر و سی تی او و یک خانم دیگه ای اصلاً مثل اتاق بازجویی مدیر فنی شروع کرد و اصلاً یک مدلی حرف میزد واقعاً تعجب کرده بودم مثلاً توی مصاحبه برگشت گفت دلیل بیرون اومدنتون از شرکت قبلی چی بوده و من دلیلم رو گفتم بعد شروع کرد به گفتن اینکه نه دلیل اصلیتان را بگید بعد رو کرد به بقیه برگشت گفت حالا ایشون که نمیخوان ما بریم از شرکت قبلیشون استعلام بگیریم ما که این کارو نمیکنیم خودشون دلیل اصلی رو میگن دلیل اصلیتون این نیست !!!، یا مثلاً یه خانم دیگه میپرسید و من خب جواب میدادم شروع میکرد تو قیافه رفتن و همون جا میگفت وای من فکر میکردم اینو بگین و ی مثال میزد !!!خیلی غیر حرفهای حرف میزدن واقعاً برام عجیب بود، من که وسطهای مصاحبه از خودم عصبانی و ناراحت شده بودم و اصلاً نمیدونستم دیگه دارم چی میگم و چه جوری جوابشون رو میدم ولی واقن کاش ی جایی بود به ادما یاد میدادن چجوری مصاحبه کنن
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای مصاحبه به این شرکت رفتم و در نگاه اول حس میکردم فضای خوبی داره، اما کمکم رفتار مصاحبهکننده دچار نگرانی شد. ابتدا فردی که قرار بود با من گفتوگو کند، اعلام کرد وقتش محدود است و جلسه برای او پیش آمده؛ پس فرد دیگری را معرفی کردند تا من با او صحبت کنم. این تغییر ناگهانی و نبود هماهنگی اولیه باعث شد احساس کنم به کارجو تا حدی بیاحترامی میشود. راوی با فرد جدید تماس برقرار کرد و برخوردش کمی سرد بود؛ گویا دنبال نکات منفی میگشت و نگاهش بالابالا بود. تجربه از نظر حرفهای بودن هم قابل قبول نبود. بعد از مصاحبه، پروفایل او را در لینکدین بررسی کردم و دیدم که تجربهی چندانی در آن پوزیشن ندارد و رفتار او با من همراه نبود. بهطور کلی رفتار تیم مصاحبه حرفهای بهنظر نمیرسید.
دوستان با درود بهمن سال 99 آگهی گذاشتن برای جذب کار اموز. اقا ما رزومه فرستادیم . داخل آگهیشون نوشته بودن کلا 60 نفر کارآموز میگیریم فضا خیلی رقابتیه فقط اونایی که خوب باشن میمونن و کلا 4 یا 5 نفر نیرو استخدام میکنیم از اون همه ادم. من رفتم تابان شهر برا مصاحبه. تو مصاحبه یکی از اون افراد به اسم س.ق اومد با من مصاحبه کرد و به من گفت شرکت ما تمام پروژه هاش خارجیه و اصلا پروژه داخلی نداریم من برگام ریخت اصن گفتم چقد خفنن اینا چند روز بعدش ز زدن بهم که پاشو بیا تابان شهر. رفتم دیدم اوووووووو چه قلقله ایه 60 نفر آدم اومدن اونجا ما رو بردن زیر زمین ساختمون و ح.ع اومدگفت دونه دونه پاشید خودتونو معرفی کنید . بعدش گفت آره ما 30 درصد پروژه هامون داخلیه و 70 درصد خارجیه ( که با این حرفش دروغ آقای س ق در اومد (حیف کلمه ی آقا برای این بشر)). نگو ما تیم دوم هستیم که 60 نفریم و روز قبلش هم 60 نفر دیگه مث ما رو بردن زیر زمین ساختمون یعنی در کل به 120 نفر اینا زنگ زده بودن . خلاصه اون جلسه ی معرفی مسخره یه ۳ ساعت اینا طول کشید. ح ع بهمون گفت برید یه امضای دیجیتال بسازید زوج کلید عمومیتونو برا ما بفرستید ما بررسی کنیم چه غلطا. بعد گفت برید فیلم لینوکس جادی رو ببینید یاد بگیرید اینارو لازم داریم . همه پرسیدن خب آقای ع کارآموزی به چه شکله ایشون گفت توی تلگرام خبرتون میکنیم . خلاصه یه دو سه روزی گذشت دیدیم یه لینک اومده که برای گوگل هستش یه چیزی تو مایه های اینکه استاد سوال بپرسه و دانشجو ها برن جواب بدن . اونجا همه جواب همدیگه رو میدیدن و خیلی مسخره بود این بود فضای رقابتیشون . باورتون میشه اولین سوالی که ح ع پرسیده بود این بود ، امضای دیجیتال چیست ؟ خب آخه این چه سوالیه بعد لینک داد برید سایت پی اچ پی رو بخونید بیاید اینجا توضیح بدید برید داکیومنت تایپ اسکریپت قسمت فلان با فلان رو بخونید اینجا خلاصه کنید .این کار آموزیشون بود . خلاصه گذشت و گذشت و شد اردیبهشت ۱۴۰۰ که من بله خود خود من اولین نفری بودم که رفتم اعتراض کردم تو همون قسمتی که سوالات رو جواب میدادیم و همه میدیدن و نوشتم جم کنید این مسخره بازیتونو . این کاراموزیتونه ؟؟ مسخره کردین مارو که تقریبا یه ۲ ۳ ساعت بعدش یه خانم و یه آقای دیگه هم اومدن و اعتراض کردن و از حرفای من حمایت کردن . خانومه نوشته بود اره واقعا همه مون بلاتکلیفیم چه وضعشه این. و بعدش تقریبا ۱۷ ۱۸ ساعت بعدش ح ع اومد مثلا ما رو دلداری بده که من دیگه تو کامنت دوم بد قهوه ایش کردم و زمانی این حرفا رو گفتم که جای دیگه کار پیدا کرده بودم و خیالم راحت بود الان از اردیبهشت ۱۴۰۰ هم مشغول کار هستم به عنوان برنامه نویس فرانت . اقاااا خاااانم نرید تابان شهر وسلام
در مصاحبه فهمیدم که خیلی با توضیحات شغلی قبلی که شرکت فرستاده بود، تفاوت وجود داشت و این موضوع برای من سوال برانگیز شد. به(detail) گفتم چرا این همه تفاوت بین نقش واقعی و آنچه اعلام شده، هست؟ پاسخ واضحی نگرفتند. در جلسه فنی و کارگزینی به طور عمده به تخصص من اشاره نکردند و بیشتر سوالها دربارهی مسائل مالی، پروژههای نرمافزاری و تلکام بود که حس میکردم هدف از مصاحبه هدایت کردن گفتگو به سمت حوزههای غیر تخصصی من است تا نکاتی که مربوط به تخصصم نیست را پررنگ کنند. شنیده بودم در ایرانسل برای پستهای مدیریتی مصاحبهها فرمالیته است و افراد از قبل برای ارتقا انتخاب میشوند. از همه بدتر این که هیچ اطلاعی درباره نتیجه مصاحبه دریافت نکردم؛ نه تأیید، نه رد، حتی یک ایمیل هم ارسال نشد. به نظر میرسد در سالهای اخیر روند جذب و بهکارگیری نیرو در این شرکت افت کرده و آن چه از سابق شنیده بودم با وضعیت کنونی تفاوت زیادی دارد. همچنین از عدم تمدید قراردادها در ماههای اخیر از برخی همکاران بهکرات شنیده میشود.
به نظرم مادیران از داشتن مدیری در بخش نرمافزار متأسف است، چون رفتار او بهگونهای بود که واقعا حس ناخوشایندی منتقل میکرد. وقتی به مصاحبه میرفتیم، دربارهی آن مدیر حرفهایی میشنیدم که نشان میداد او گرایشهای روانی خاصی دارد و این موضوع باعث شده بود از حضورش در این تیم احساس نگرانی کنم.
شرکت مدرن و شیکی بود به عنوان جونیور جاوا وارد رفتم مصاحبه (یکسال سابقه کار) دارم یه سه نفر واسه مصاحبه اومدن برای فنی قشنگ یه دو ساعت نیم فقط داشتم مصاحبه میکردن از سوالات آسون بگیر تا سخت میپرسیدن رگبار مثلا فرق jre و jdk و JVM چیه انواع حافظه در جاوا و فرقشون چیه یا مثلا الگوریتم B Tree گفتن با جاوا پیاده سازیش کن روی کاغذ و پیچیدگی مکانی زمانیشم بگو خلاصه سرم درد گرفته بود انقد سوال پرسیدن حتی یه لیوان ابم جلوم نزاشتن دو ساعت نیم مصاحبه کردن آخرم بهم گفتن نیروی مستعدی یعنی فک کن نشستم دهنم سرویس شده ۹۰ درصد سوالاشونو درست گفتم که مطمینم درست بود چون چیزایی که یادم بود سرچ زدم بعد گفتن مستعدی با حقوق پایه اینجا کار میکنید دوباره یه مصاحبه بعد 3 ماه بعد گرفته میشه باز یه 2 ساعت دهنتو سرویس میکنیم اون کسیم که مصاحبه میکرد انقد اخمو بداخلاق بودن کافی بود یه سوتی بدم کلی تیکه مینداختن بهم میانگین سنی شرکتم روی 30 و 40 سال بود و منی که 23 سالمه خیلی سخت میتونم ارتباط بگیرم حتی به دانشگاه رفتنم گیر دادن گفتن چرا غیر انتفاعی خوندی :))) خیر سرشون مثلا بزرگترین شرکتن ولی اندازه بز شعور ندارن فقط اسمش خوشگل و رنگی هست و از راه دور قشنگه وگرنه جای داغونی هست و معلوم بود آدمای درستیم نداره از بدو ورودی بگیر تا مصاحبه شون خوشم اصلا نیومد اصلا و حرفه ای نبودن
این تجربه ی من در مصاحبه شغلی اخیرم با این شرکت هستش که میخوام اشتراک بذارم. در آبان ماه، پس از موفقیت در مصاحبه با شرکت فناوری اطلاعات ارمان که تابعه بانک توسعه صادرات هستش، با اطمینان از انجام تمامی مراحل، قرار بود از اول دی ماه به کارم شروع کنم. تماسهای چند باره با آقای مدیر بخش منابع انسانی، جلوه ای از اطمینان به من داد. قرارداد از طرف من امضا شد و توصیه شد که استعفا نامه خود را برای شرکت قبلی بنویسم. من نسبت به امضای مدیرعامل خیلی نگران بودم چون کلی قرض و وام و اینا دارم که یه ماه بیکار بودن من باعث میشه ضربه بزرگی بهم بخوره، با توجه به اطمینان دهی مدیر منابع انسانی تصور کردم که همه چیز تحت کنترله. در 15 آبان، با اعتماد به نفس استعفا نامهی خودمو تحویل دادم و مدیر مربوطه استعفامو پذیرفت. اما پس از 15 روز و گذشت موعد قانونی برای پس گرفتن استعفا، مدیر منابع انسانی با من تماس گرفت و اذعان کرد که مدیر عامل شرکت عوض شده و کلیه استخدام ها به تعلیق افتاده، بدون شفافیت و توضیحی معقول، از من خواست که به فکر کاری برای خودم باشم. و تاکید کرد که در صورت باز شدن مسیر استخدام حتما از شما دعوت خواهیم کرد. تحقیقات من نشون داد که تغییرات در مدیریت در اردیبهشت 1402 اتفاق افتاده و هیچ اطلاعاتی در مورد تعلیق استخدامها پیدا نکردم. و حتی چندین ماه اختلاف زمانی هم توضیح واضحی بر این اتفاق نبود، چند روز بعد با دیدن آگهی استخدام مجموعه در جاب ویژن، به واقعیت پی بردم که همه اظهارات این شرکت دروغ بوده و حتی دلیل واقعی عدم استخدام رو به من اعلام نکردن. هرچند اون روزها سخت بود برام و مجبور شدم هرچه سریعتر یک شغل دیگه پیدا کنم ولی این شرکت یک شرکت غیر حرفه ای با مدیر های نا کارآمد هستش که خدارو شکر میکنم که همون اول کار وارد این شرکت نشدم.
به نظر میرسید که برای من، کار با این شرکت تجربهای پر از ابهام بود. پس از درخواست برای موقعیت گولنگ، فرایند مصاحبه و تست کدنویسی را طی کردم و پس از چند روز اعلام کردند که آفر را دریافت کردهام. اما بعد از صدور نامه، اعلان شد که به دلیل بررسی سوابق از استخدام من صرفنظر میکنند، کاری که انتظارش را در همان روز مصاحبه از قبل میگفتند. وقتی با مدیر تیمی که شماره تماسش را داشتم صحبت کردم، گفت فقط از من تعریف کردهاند و توضیحی درباره دلایل این تصمیم ارائه نشد. در نهایت به نظر میرسید چنین شرکتهایی بیتفاوت به برنامهریزی و زمانبندی هستند و گاهی رفتارهای غیرشفاف را از خود نشان میدهند. گویا سوابق و سابقههای موجود در اینترنت هم برایشان ملاک است و ممکن است از نظر اخلاقی زیر سوال باشند، اما من هیچ تضمینی از آنها درباره فرایندهای انسانی و عادلانه دریافت نکردم. در نهایت با دیدی روشنتر فهمیدم که به سایر گزینههای همکاری هم نگاه کنم که آماده پذیرش و همکاری باشند.
تجربه ی به شدت بدی بود.مدیر آی تی همراه اول در لینکدین به من پیام داد و قرار مصاحبه گذاشت.بار اول که رفتم برج همراه منو به خاطر اینکه مقنعه و مانتو بلند نداشتم راه ندادند.با کلی پیگیری قرار دوم رو گذاشتن.رفتم سه مرد با هم با من مصاحبه کردن و هیچ سوال فنی نپرسیدن و فقط گفتن و خندیدن.در نهایت بعد از یک ساعت مصاحبه عمومی ،گفتن ما یه باگ داریم به عنوان تسک حلش کن.در عرض ۵ دقیقه حلش کردم.دوباره گفتن یه تسک دیگه بزن تا قانع بشم استخدامت کنم ۴ ساعت اونجا بودم و تسک دوم هم زدم و تحویل دادم.فرداش همون مدیر ای تی بخش معماری نرم افزار به من در واتساپ پیام دادن و گفتن مهارتت رو نمیتونم جذب کنم اما از خودت نمیتونم بگذرم عزیزم.و منتظر شدن تا من جواب بدم وقتی جواب رد دادم و بد برخورد کردم زدن زیر حرفشون و گفتن چه تفکر بدی داری منظورم اون نبود و میخواستم کاراموز بگیرمت که حالا که اینجوری کردی نمیگیرم. تجربه خیلی بدی بود و ضربه روحی بدی به من وارد کرد.
من وقتی برای مصاحبه نرمافزار رفتیم، با رفتاری کاملا ناامیدکننده مواجه شدم؛ مدیر بخش نرمافزار آنجا زن بود و اخلاقی به شدت مغرور داشت، بهنظر میرسید که از بالا به پایین نگرش میکند و این برخوردها را کاملا احساس کردم. به همین دلیل تصمیم گرفتم شرکت را رها کنم و از همانجا بیرون آمدم.
همسر من هفت هشت ماه پیش با این شرکت مصاحبه داشت. اولا اینکه پروسه خیلی طولانی بود. بین هر مصاحبه یکی دوماه فاصله افتاد. ثانیا به کمیته جذب که رسید یه رقم خیلی خنده داری برای حقوق بهش پیشنهاد دادن، با این که هم رزومه خوبی داره و هم مصاحبه هاش عالی بودن! ما خیلی ذوق داشتیم برای این شرکت چون خیلی تعریفشو شنیده بودیم ولی متاسفانه ناامیدمون کردن، اگه میدونستیم وقت نمیزاشتیم. به هرحال همزمان مصاحبه یه شرکت معتبر رو قبول شد و اونجا مشغول شد.
شب گذشته به عنوان متخصص کمپین به مصاحبه دعوت شدم و حضوری در شرکت حاضر شدم. دو نفر به سؤالات فنی پاسخ دادم و یک نفر از بخش منابع انسانی هم در جلسه بود. در طول پاسخگویی، چند بار مصاحبهکنندگان با گوشیهای خود مشغول بودند که از نظر من رفتاری ناپسند و بیاحترامی بود. زمان جلسه تقریبا نیم ساعت طول کشید و پاسخی مبنی بر قبول یا رد درخواست کار به من ارائه نشد. توصیه میکنم قبل از حضور، بازنگری دقیقی روی حقوق درخواستی خود انجام دهید و درباره آن شفاف صحبت کنید.
در مصاحبهای که برای دیناپارت ترتیب داده بودم، همه چیز به نظر فرمالیته میآمد. دو ساعت برای زمان نامشخص جلسه مصاحبه تخصصی به تعویق افتاد و پس از آن پیشنهاد کردند که برای آخر هفته جلسـه نهایی برگزار شود. روزی قبل از جلسه تماس گرفتند و خبر لغو جلسه را دادند. چند روز بعد تصمیم گرفتند از انبارها بازدید کنم؛ دقیقا سر ساعت رسیدم اما هیچ هماهنگی قبلی انجام نشده بود و پس از یک بازدید کوتاه بدون دلیل و تنها خداحافظی کردم. پیگیری کردم و گفتند که خبر میدهند، اما بعد از ظهر همان روز اعلام کردند که امکان همکاری وجود ندارد و به من پاسخ هم ندادند. دلیل بازدید و سایر جزئیات مشخص نشد. به نظر میرسید از دور شنیدن خبر خوش، برای من واقعا خوشایند نبود.
شرکت آرا کاوش پژوه برای من تجربهای ناخوشایند بود. رفتار همکاران بهقدری غیرحرفهای بود که ارزش زمان من را نادیده میگرفتند. در طول فرایند، با توجه به آلودگی هوا و ترافیک، سه مرحله رفت و آمد برای مصاحبه حضوری انجام دادم و در نهایت بدون هیچ پاسخ مشخصی قطع کردند و پاسخگو نبودند. وقتی تماس گرفتم و گفتم که چه مقدار زمان صرف کردم، منشی فقط وعدهی پیگیری میداد و پاسخ قاطعی نمیگرفت. تا همان جلسه پایانی به نظر میرسید مسائل درست پیش میرفت، اما احساس کردم که با وجود سابقهی بیش از ده ساله، تصور میکردند با قرارداد سه ماههی آزمایشی و حقوقی مطابق با وزارت کار میتوانم پذیرفته شوم، در نتیجه تصمیمی برای پرداخت حقوق مناسب نگرفتند. این رفتار باعث شد که انتظارم برای پاسخ صریح و حرفهای را از دست بدهم و احساس کنم هدف نیروهای مفتخواهی دارند.
به عنوان فردی که تجربه مصاحبه با این شرکت را داشتم، باید بگویم تعریف این سازمان را از خیلی جاها شنیدهام و به همین دلیل انتظار میرفت با استانداردهای یک شرکت بینالمللی همسو باشد. اما آگهیهای استخدامی خیلی واضح نبودند و وبسایت ارائه رزومه هم چندان قوی نبود. وقتی از طریق سایت اقدام میکردی، اگر از مشکلات فنی عبور میکردی، بهت زنگ میزدند اما مشخص نمیکردند چه موقعیت شغلی را میخواهند. در روز مصاحبه هم اوضاع جالب نبود: شش نفر جلویت مینشستند و قرار بود فقط به سوالهایشان پاسخ بدهی، در جلسه هم اجازه نمیدادند خیلی صحبت کنی و نهایتا هیچ توضیحی درباره موقعیت شغلی داده نمیشد. اگر هم از نتیجه مطمئن میشدی و بهت میگفتند که تأیید شدهای یا نه، بهت نمیگفتند دقیقا به کدام پوزیشن قبول شدی.
در آگهی کار نشون داده بودند که مهارتهای برنامهنویسی تا حدی اختیاری است و از من میخواستند به سطح LPIC-1 هم مسلط باشم. اما در جلسهی مصاحبه بیشتر درباره دیتابیس و سرویسهای سطح دوم لینوکس سوال پرسیدند و انتظار داشتند که با معیارهایی که در آگهی ذکر شده بودن همسو باشم. نتیجه برای من این شد که خیلی از آگهی جور در نمیآمد با واقعیت مصاحبه.
با ورودی تجربه، مسیر مصاحبه خیلی بینظم پیش رفت و حدود سه ماه طول کشید. مدیران بخشهای مختلف در عمل به وعدههایشان پایبند نبودند. تیم منابع انسانی هم نسبت به قوانین، ارزشها و استانداردهای حاکم در مجموعه هیچ شفافیتی ارائه نمیکرد.
سلام روند مصاحبه رو که همه درجریان هستید. اول رفتم تست سیستمی روانشناسی که ۳۵۷ سوال بود بعد هم اطلاعات عمومی: کتاب کیمیای سعادت از کیه؟ با یه گل بهار نمیشه یعنی چی؟ چرا مالیات میپردازیم؟ شباهت بذر و تخم مرغ شباهت مگس و درخت دوسوزن ۳۱تومان،دوجین که هرجین ۱۲ تاست چقدر جنسی ۶۰ تومان،با ۱۵درصد تخفیف چقدره مکعب وکسلر:۴تایی رو ۷ ثانیه و ۹تایی رو ۱۹ ثانیه تکرار اعداد و برعکسش هم تا ۶تا درست گفتم جایگذاری اعداد و نمادها،کمی از خط چهارم پرکردم بعد تکمیل مدارک و اتاق ۲ برای مصاحبه حضوری:دوتا اقا و یک خانم بودند سوابق شغلی فوق لیسانس داری یا نه چرا بانک؟ ورزش میکنی؟ وضعیت اقتصادی کشور؟ اختلاف حساب داریم تا ۱۱شب نگهت میدارم،گفتم اختلاف حساب بخاطر سهل انگاری من اتفاق افتاده باید بمونم تا برطرف بشه ویژگی های یه کارمند خوب کاربانک ویژگی ها و وظایف بانکدار چه ویژگی هایی داری که باید استخدامت کنیم؟ بانکداری دیجیتال چیه خودتو ۱۵سال یا ۳۰ سال دیگه کجا میبینی؟ با دیجیتالی شدن بانک نیروی کمتری لازمه،اونوقت چکار میکنی؟ حاضری بعد از ساعت کاری بری بازاریابی برای بانک ؟همسرت مشکل نداره؟ میفرستیمت شعبه تو یه شهردیگه تو استان،مشکل نداری؟ حقوق رو میدونی چقدره ؟گفت اداره کاری که حدودا ۱۲ میشه،گفتم من هم روی همین حدود حساب کردم برای موفقیت تو شغلت چکار میکنی ؟ خانم روانشناس : برای کار تو بانک چقدر حقوق برات مهمه و چقدر با تایپ شخصیتی تو هماهنگه؟ بزرگترین شکستت؟ اگه برگردی عقب همین مسیر رو ادامه میدی؟گفتم نه اصلا نمیرفتم رشته کامپیوتر بخونم،گفت اره بهت وکالت بیشتر میخوره فن بیانشو داری.گفتم ترجیح میدام MBA و بازاریابی میخوندم. گفت به نمره مصاحبه خودت چند میدی؟گفتم میشه نگم؟گفت نه بگو میخوام ببینم چقدر روی خودت شناخت داری؟گفتم اخه من به خودم کم میدم،گفتم هفت و نیم میدم ولی شما به من نه و نیم بدید🙈 اولش که میخواستم شروع کنم ،ضمن سپاس از خداوند بخاطر این فرصت،گفتم از شما همکاران عزیز هم تشکر میکنم،اقاهه گفت چرا گفتی همکاران؟گفتم من به این دید اومدم که همکارتون بشم.گفت از کجا میدونی ما همکارتیم شاید نباشیم.نگاه کردم به خانمه گفتم شما روانشناس هستید،خانمه گفت درسته. بعد به همون اقاهه گفتم ولی شما صددرصد همکارم هستید. یه جا هم این اقاهه گفت بخاطر ما نیازنیست خودتو شاد و مشتری مدار و...نشون بدی خودت باش. گفتم این خود واقعی منه(فکر کنم از بدو ورود و هنگام صحبت هام چون همش با لبخند بودم فکر کرد دارم نقش بازی میکنم ، گرچه کلا شخصیت من اینه.فکر کنم بخاطر همین انرژی خودم بود که اون خانم و اقای جوونتر همش با لبخند بامن صحبت میکردن😁) ولی استرس دارم. ممنون میشم منو از دعای خیرتون بی نصیب نذارید🌷🌷
در مصاحبه دعوت شدم و حضور یافتم، روی اغلب سوالها پاسخ دادم و به نظر میرسید استقبال خوبی داشتند. گفتند روند پذیرش طولانی است و دو مرحله دیگر هم پیش رو است، اما زمانبر است. اکنون با گذشت یک ماه خبری نشده و به نظرم ممکن است پروسهای نباشد که نتیجه مشخصی بدهد؛ معمولا مثل سایر شرکتها به نظر میرسد.
شرکتی بیثبات و نامنظم که آگهیهای استخدامش همواره روی جابینجا درج میشود تا نیرو جذب کند، به نظر میرسد غیرمنطقی باشد اما به شکلهای مختلف از کارجویان درخواست میکند. نخست، بحث سفته مطرح میشود که اصولا منطقی یا قانونی نیست. واحد منابع انسانی کاملا بینظم است و هماهنگی برای زمان و تاریخ مصاحبه وجود ندارد؛ همواره انتظار میکشند تا دقیقا مشخص شود که چه تصمیمی گرفته میشود. فامیلگرایی و ردهبندی خانوادگی در محیط وجود دارد. در جلسه مصاحبه اگر کارجو مورد تأیید قرار بگیرد همه چیز به شکل مطلوب است، اما در غیر این حالت به نظر میرسد هدف فقط تخریب فرد است و پرسشها بهصورت شفاهی و غیر روشن مطرح میشود؛ گاهی مصاحبهکننده هم مشخص نمیداند که در ذهنش چه اتفاقی میافتد و این موضوع منجر به سردرگمی و فشار روانی برای متقاضی میشود تا جایی که چند نفر از افراد با سواد اما واقعا بیسواد به نظر میرسند به نوعی او را در محاصره میگذارند و تحت این فشار هیچگونه پرسش هدفمند برای ارزیابی توانمندی مطرح نمیگردد و تنها هدف تخریب است. در نتیجه، کسانی که به ارزشهای شخصیت و احترام به خود پایبندند، معمولا انگیزه همکاری با این شرکت را ندارند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.