من برای مصاحبه رفتم. با وجود رد شدن ولی همه چیز خوب بود. کارمندان جذب خوب عمل کردن. ولی برخورد مدیر واحد مربوطه اصلا خوب نبود. حتی به ادم نگاه نمیکرد:/
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
روند مصاحبه : من از طریق سایتای کاریابی برای توسن رزومه دادم. ی چن روز بعد تلفنی ی مصاحبه ای کردن با من. بعد گفتن تو shortlist میزارن و از بین اونا انتخاب میکنن برای مصاحبه بعدی. بعد ی لینکی رو ایمیل کردن که باید ی فرمی رو پر میکردی. چن روز بعد زنگ زدن گفتن ی هفته دیگ بیا مصاحبه و تا اونموقع سعی کن آماده باشی. روز مصاحبه رفتم. به موقع هم جلسه مصاحبه رو شروع کردن. فضای ساختمونش مدرن بود. مث ساختمونای اغلب شرکتا نبود. میانگین سنی کارکناش زیر 40 بود. این ی بدی داشت یخوبی. من خودم زیر 30 هستم و کار با همسنای خودم راحتتره. توصنعت دیگه تجربه کردم که کار با ادمای مسن چقدر سخته. اما بدیش اینه که آدمای مسن تر تو ی شرکت نشون میده اون شرکت تونسته به خوبی نیروهاشو نگه داره. شایدم بخاطر جدید بودن صنعت it به نسبت صنعت ساخت و نفت و گازه. به هرحال تو جلسه مصاحبه سه نفر با سابقه بالا ولی جوون از واحد برنامه ریزی و یک نفر از منابع انسانی بودن. به موقع شروع شد. دو ساعت طول کشید. کارشناس منابع انسانی اول ی سری سوالات درباره رزومه و نقاط قوت و قابل بهبود، فیدبک مدیر قبلیم از خودم، علت ترک کار قبلی و.. پرسید. بعد دیگ نفرات برنامه ریزی شروع کردن سوال پرسیدن. از پرینس 2 پرسیدن، از itil، گزارشات تحلیلی که تا حالا آماده کردم، پی ام باک نسخه 6 و 7، اجایل، اسکرام، کانبان و مدیریت فرآیند و یسری سوال دیگه هم مثل آیا میدونی با چه چالش هایی روبرو هستی اینجا، شرکتو چقد میشناسی و درباره کارهایی که تو سوابقم بود به دیتیل پرسیدن. در نهایت یک نوع کیسی با توجه به پی ام باک از یک پروژه فرضی مطرح کرد. سوال ها هم کلی بود و هم جزئی. و خیلی با حوصله صبر کردن فکر کنم و جواب بدم. در کل رفتارشون محترم و حرفه ای بود مخصوصا مدیری که تو جلسه بود. تمسخر توش نبود. دید از بالا به پایین نداشتن و حامی به نظر میومدن. تا حدودی به نظرم خوب عمل کردم. مصاحبه که تموم شد کارشناس منابع انسانی حقوق درخواستیمو پرسید و گفت که اگر رد بشی یک هفته ای ایمل میزنیم و اگر پذیرفته بشی تماس میگیریم و دعوت به مصاحبه منابع انسانی میکنیم. دیگ بعد ی روز کاری تماس گرفتن و گفتن گرید تو با توجه به رزومه و ارزیابی مصاحبه فلان شده. حقوقی که گفتی تو اشلمون نیس ولی اگر قبول میکنی با فلان حقوق (20 درصد کمتر از پیشنهادم) بگو تا وقت مصاحبه تعیین کنیم. منم ی پیشنهاد با همون حقوقی ک گفته بودم اول، از جای دیگه ای داشتم. تو شرایط مساوی حقوقی، قطعا توسن رو انتخاب میکردم. اما خو بحث مالی اولویت بود برام. زمان : از موقعی که رزومه فرستادم به سایت کاریابی تا وقتی که منابع انسانی بازخورد جلسه مصاحبه آخر داد حدود یک ماه و نیم طول کشید. به نظرم با توجه به تجربم نسبت به بقیه شرکتای درست حسابی تو صنایع مختلف مدت نرمالیه. نه زیاده نه کم. ارزیابی : گرچه نظر قطعی رو شاید نشه با یکی دو جلسه مصاحبه داد ولی حداقل تو برخوردای اول محترم و حرفه ای بودن هم نفرات برنامه ریزی و منظم و پاسخگو بودن منابع انسانیشون مهمه به نظرم. دوم اینکه ی فاصله ای بین دعوت به مصاحبه و جلسه مصاحبه گذاشتن که اگر یسری چیزا رو نیاز داری مرور کنی اماده بشی مطالعه کنی. اگر تو حوزه اسکرام مستر میخواین وارد شین حتما به اون لیست مهارتایی که نوشتن دقت کنین و آماده باشین. و ی چیز دیگه خیلی خووب بود زود جواب دادن. جای دیگه ای که گفتم پذیرفته شدم و حتی شغل قبلیم یک ماه طول کشید تا بگن قبولی. حتی حقوق قطعی هم بعد از یک ماه گفتن. بلا تکلیف می کردن اما توسن اوکی بود. تنها بدیشون حقوق کمتر بود!
برای من همون جلسههای اولیه کافی بود تا احساس ناامیدی از نحوه برخورد و شرایط کاری این شرکت ایجاد بشه و تصمیم بگیرم دیگه دنبال کار در اینجا نرفتم. اولین مصاحبه با یک مدیر نسبتا میانسال بود که شرح کار و وظایف رو توضیح داد، اما در نهایت سوالات فنی کمی در حوزه شبکه و SQL پرسید و جوابها رو پذیرفت. به طور کلی روند مصاحبه طوری بود که گویی از قبل آماده شده بود و تمایلی به گفتوگو چندان مشاهده نمیشد. مصاحبه دوم با مدیر منابع انسانی بود که رفتار خیلی ناخوشایند و با نگاه بالا به پایین داشت. او با لحن تحقیرآمیز میخندید و رفتار طعنهآمیزش به حدی بود که به شعور من اهانت میکرد. وقتی سوالاتی میپرسیدم، به گونهای پاسخ میداد که سوال من را بیاهمیت جلوه دهد و خودش را بالاتر میکشید. همین یک نفر برای من کافی بود تا از سازمان دلزده شوم. بعد از تأیید نهایی از مصاحبه منابع انسانی، دوباره جلسهای برگزار شد که سه نفر حضور داشتند و سوالات و نکات جلسههای قبلی دوباره تکرار شد؛ علاوه بر آن از من درباره حقوق و مزایا سالیانه و ماهیانه سوال کردند. همان مدیر منابع انسانی در این جلسه هم با همان لحن و تمایلات تخریبکننده سعی میکرد تمرکزم را مختل کند و با چشمبهچشم شدن مداوم انجام میشد. نمیدانم چرا در هر دو جلسه همین رویکرد بیادبی را پی گرفت. در پایان جلسهها درباره حقوق صحبت شد و متوجه شدم پایه حقوق با حداقلهای قانونی وزارت کار تفاوتی ندارد و حتی از میانگین شرکتهای فعال در حوزه بانکی هم خیلی پایینتر است. علاوه بر پایه حقوق، مزایای مقرر مثل حق مسکن، ایابوذهاب و نهار هم در نظر گرفته میشد که با کسر مالیات و بیمه عملا به شکل ناخوشایندی کم میشد و نتیجه این که کار در شرکت را به دشواری و با دستمزد ناچیز تبدیل میکرد. یکی از پیشنهادها هم این بود که سه نفر به طور مشترک در سه ماه معادل پایه حقوق دریافت کنند؛ اما اگر تقسیم شود و به ماهیانه تبدیل گردد، ارزش قابل توجهی نداشت. تعهد دو ساله هم میدادند تا از شرکت جدا نشوم و همانجا کار کنم. خلاصه تجربه من پس از حدود یک ماه و سه مصاحبه، به دلیل حقوق خیلی پایین و برخوردهای نامناسب، تصمیم گرفتم به این فرصت فکر نکنم و از آن عبور کنم. یک پیشنهاد شخصی: اگر برای ارزشها و شخصیت خودتان احترام قائل هستید، بیخیال اینجا شوید.
شرکت آهن آنلاین به من فرصت کارشناس جذب و استخدام را داد. در نخستین مرحله، مصاحبه با کارشناس منابع انسانی حدود یک ساعت طول کشید و با وجود این که تجربهای در حوزه منابع انسانی داشتم، سوالات چالشی و خوبی مطرح شد. نحوه برخورد مصاحبهگر نیز به نحوی بود که حس میکردم دنبال جانشینی برای جایگاه خود هستند، اما به شکل مثبتی رفتار شد. مرحله دوم با مدیر منابع انسانی برگزار شد؛ خانمی جوان و پرانرژی بودند و تجربهی بسیار خوبی ارائه میدادند. گفتوگوی ما حتی با وجود انتظار حقوق قابل قبولی داشت، چرا که سیستم حقوقی شرکت مناسب و رسیدگیها دقیق بود. در نهایت من پذیرفته نشدم. چند روز بعد تماس گرفتم تا نقاط ضعفم را بررسی کنم؛ برخوردشان همچنان محترمانه بود و گفتند از نظر فنی نقصی ندیدند، فقط به یک فرد با روحیهی بیشتر برونگرا نیاز دارند. با توجه به سابقهی شرکت تازهتأسیس بودن، رفتارهای حرفهای کارکنان فوقالعاده بود، محیط کار تمیز و مناسب به نظر میرسید، رفتارها سازمانیافته و منعطف بود و به نظر میرسید جای مناسبی برای کار باشد.
برای کاریابی به عنوان کارشناس اداری و منابع انسانی رزومه فرستادم و تماس گرفتند. چون هر هفته آگهیشان را میبینم، پرسیدم آیا مهارت خاصی مدنظرشان است که اغلب متقاضیان آن را ندارند یا دلیل این همه تبلیغات پیدرپی چیست؟ پاسخ آنها با بیاحترامی گفتند که به من ارتباطی ندارد و فقط به خودشان مربوط است. حتی دعوت به مصاحبه و ارتباط تلفنی صحیح هم بلد نیستند، چه رسد به نحوه برخورد با نیروها.
در توضیح تجربهام باید بگویم که حدود یک سال پیش، پیام چکیدهای از رزومهام را فرستادم که سابقه ده ساله در حراست و انتظامات دارم. مصاحبه نخست را با احترام کامل و با رفتار مناسب سپری کردم و چون در جایگاه خودم مشغول به کار بودم، همه چیز به خوبی پیش رفت و هر دو طرف راضی بودند. اما بعد از این مرحله گفتند برای خودشان نمیخواهند؛ قصد داشتند یک انبار در شهر کرج را به یک پیمانکار بسپارند و نتیجه این شد که آن طرف کارفرمای مستقیم من نبود و حقوقم هم نسبت به زمانی که خودم بودم، به میزان یک میلیون تومان کمتر شد.
با این شرکت فرگستر تجربهای ناخوشایند داشتم و قصد دارم بدون نامبردن از جزئیات توی متن، حس و واقعیت را به زبان خودم توضیح بدهم. وقتی برای پشتیبانی نرمافزار رزومه فرستادم، روز مصاحبهای دوباره داشتیم. در نخستین جلسه همه چیز خوب به نظر میرسید تا اینکه قرار شد با مدیر بخش مربوطه صحبت کنم تا در صورت تأیید او کار را شروع کنم. مدتی طول کشید تا ایشان برسند و برخوردی که در همان ابتدای وارد شدن داشتند واقعا آزاردهنده بود؛ نه ادب، نه شعور، نه آرامش و رفتارشان به هیچ عنوان حرفهای نبود. در طول مصاحبه من را به دروغگویی متهم کردند و وقتی تعجب من از این موضع آشکار شد، همکارانشان سعی کردند بحث را عوض کنند. به شدت احساس میکردم که اگر دوربین داخل اتاق نبود، ممکن بود اتفاقی جدی بیفتد. در پایان از من پرسیدند چه حقوقی میخواهم و من چیزی حدود بیست میلیون پاسخ دادم، که آن عزیز بدون مقدمه پاسخ داد که اگر این مقدار باشد باید بتوانم دندانهای همان اسب را هم بشمارم تا معنایی از نقد پولی بدهد. در نتیجه دیدگاه من نسبت به سطح برخورد و ادبیات شرکت به طور کامل منفی شد و تصمیم گرفتم به همکاران این فرد هشدار بدهم و خودم هم از هر گونه ارتباط در آینده با چنین رفتاری صرفنظر کنم. اگر برایتان ارزش دارد، بهتر است به نام آن فرد یا رفتار او فکر نکنید و از هرگونه ارتباط احتمالی با او دوری کنید.
من تا حالا تو این شرکت کار نکردم ولی تجربه خوبی تو روال مصاحبه نداشتم روز اول که رفتم مصاحبه 3 نفر باهام مصاحبه کردن که حتی نمیدونستن باید ازم چی بپرسن.... یکی از مصاحبه کننده ها به بغل دستیش یواش گفت که یه چند تا سوال سریع طرح کن که ازش بپرسیم..... بعد از این مصاحبه یه دونه جلسه دیگه هم گذاشتن که بازم هیچ چیزش نرمال و استاندارد نبود و دقیقا عین همون مصاحبه اول بودش ولی رفتارشون خیلی مودبانه و انسانی بود... این مصاحبه که تموم شد بعدش فرستادن یه مصاحبه با منابع انسانی انجام بدم با شخصی که مصاحبه کردم نگاهش طوری از بالا به پایین بود که انگار من به زور رفتم اونجا ولی در همون حالت هم باز یه طوری رفتار میکرد که انگار همه چیز خوب و ایده ال هستش کلا دوگانگی تو کلام و رفتار و شخصیتش خیلی اذیت کننده بود.... این مصاحبه که تموم شد یه مصاحبه با حراست هم چند روز بعدش برام گذاشتن... دوباره همون سوالای الکی و پوچ و بیهوده بعلاوه کلی مسایل عقیدتی سیاسی و اجتماعی و از این جور مزخرفات ازم پرسیدن که حتی نمیتونم درک کنم که چرا باید به همچین سوالایی جواب بدم یه اطلاعاتی ازتون میگرن که حتی باورشم نمیکنید... اخر سر برای شروع همکاری تماس گرفتن و یه حقوق فوق العاده پایین گفتن وقتی بهشون گفتم چرا انقدر پایین گفتن که تا دلت بخاد میتونی اضافه کاری کنی .... کلا بی خیال شدم....
من در شرکت هلدینگ بان مصاحبه دادم و میخواهم تجربهام را بازگو کنم. در ارزیابی منابع انسانی شرکت، خانم نعمتی فرد حرفهای و بااخلاقی بودند و همچنین آقای بقایی و خانم رشیدیان هم اشخاصی ارزشمند به نظر میرسند. نتیجه مصاحبه برای من منفی بود و به شدت ناامید شدم؛ خصوصا اینکه مصاحبه آخر به صورت اسکایپ برگزار شد و با خودم نمرهای حدود سی از صد را مد نظر داشتم، در حالی که سابقهام در زمینه آموزشگاه زبان بوده و انتظار داشتم سایر داوطلبان در اولویت قرار بگیرند. یکی از نقاط منفی، طولانی بودن فرایند بود؛ از آنجایی که انتخاب اول من برای کار اینجا بود، چندین موقعیت شغلی را لغو کردم. با این وجود همواره بازخورد داده شد و هم فرم نظرسنجی تکمیل شد. هر جا که مشغول به کار شوم، هلدینگ بان و دکتر نصری را دنبال میکنم.
شرکت تابان آتی پرداز تاپ را تجربه کردم: در مرحله کارشناسی دیتای این شرکت پذیرفته شدم بعد از مصاحبههای منابع انسانی و فنی، اما رفتارشان کاملا غیرحرفهای بود. قرار بود حداکثر سه روز کاری تصمیم نهایی را اعلام کنند، اما طی پنج هفته به شکل مداوم تماسها و ایمیلهای گوناگون و متناقضی من را سردرگم نگه داشتند. این بینظمی و کمتوجهی باعث شد هزینههای مالی، زمان و فرصتهای شغلی زیادی از من ضایع شود. در پایان اطلاع دادم حاضر به امضای قرارداد نیستم.
من تجربه مصاحبه داشتم ... خودم منصرف شده بودم چون شرکت دیگری پشنهاد گرفتم ولی .. بعد از دیدار حضوری و دیدن حرفای کم سطح مدیرشون .متوجه شدم خیلی اونجا قرار نیست رشد و ارتقا داشته باشی ، میخواستن بدونن تو چقدر چشم چشم گفتن بلدی ..من اینو استنباط کردم ... شاید به سختی های مسیر و حرف شنفتن از آدم های کوچیک عقده ای ارزششو نداشته باشه ... به هر حال شرکت بزرگ و با حقوق منظم و نهار بود ... مزایای خاصی هم نیست اکثر شرکت ها اینو دارن ...برای برنامه نویس ها کارشون ارزشمند تر از این بحثا هست .حتی جونیور هم باز داخل تهران کار زیاده..
بابت مصاحبه برایم تماس گرفته بودند و با حضور بهموقع در محل شرکت حاضر شدم، اما کارشناس منابع انسانی گفت قرار است بروم و فقط یک فرم دستم بدهد تا پر کنم و بعد از ظهر دوباره بفرستم تا موارد دیگر بررسی شود. اطلاعات درخواستی را ارائه دادم اما وقتی متوجه شد که سابقه کاری زیادی ندارم با لحن بالا به پایین از شرکت تعریف کرد و توضیح داد که ما خیلی باارزشیم و استخدام کردنمان لطف است. لازم به ذکر است شیفتهای کاری اینجا واقعا نامناسب است و با درآمدی که پرداخت میشود همخوانی ندارد. شیفتها به صورت چرخشی است: صبح، عصر و شب. حقوق ماه اول طبق قوانین کار بدون اضافهکار، شیفت شب و تعطیلات است و از ماههای بعد طبق قوانین کار به اضافه حقوق اضافه کار و پرداخت شیفت تعطیلات و شبکاری اضافه میشود. اگر به هر دلیلی تا یک سال از شرکت جدا شوم، باید حقوق ماه اول را به شرکت بازگردانم.
در تماس اولیه با شرکت رهیاب رایانه گستر، مصاحبهای که به صورت اسکایپی با مسئول فنی داشتیم، یکبار کوتاهتر انجام شد و بار دوم مسئول فنی مصاحبه با تاخیری نیم ساعته حاضر شد. بیشتر پاسخها از طرف من به پرسشهای فنی داده شد و در نهایت گفتند که با مسئول منابع انسانی تماس میگیرند. از آن به بعد نه با من تماسی گرفته شد و نه نتیجهای از مصاحبه اعلام شد؛ حتی پیگیری کردم و ایمیلی هم فرستادم تا وضعیت را روشن کنند، اما همچنان پاسخی دریافت نکردم.
من این شرکت رفتم مصاحبه. از همون اول فهمیدم یه مشت ****** پشت میز نشستن و مصاحبه میکنن. عین لاتا. اصلا یه وضعی معلوم بود که با پارتی بازی **** رو آوردن نشوندن اینجا. همش سوالهای خصوصی، فکر میکردن واقعا ***** هستن. اصلا اینجا نرین. حتی اگه پول لازم باشین.
در مصاحبه با این شرکت، احساس کردم برخورد حرفهای نبود؛ از من سفتهای به ارزش حقوق یک سال درخواست کردند پیش از آغاز کار و این رفتار را غیرحرفهای و ناگوار دیدم. به نظر میرسید هدف اصلی از این سفته، سوء استفاده باشد، بهویژه که پس از شش ماه هنوز همان سمت شغلی که مربوط به آگهی بود را بهعنوان شغل فعلی تبلیغ میکردند. همچنین درباره بیمه قطعا اقدامی وجود نداشت و قراردادها به نحوی غیرقانونی بسته میشد.
سال گذشته برای مصاحبه بکاند با تمرکز روی زبان سیشارپ رفتم و اوایل کار با سوالاتی چهار گزینهای روبهرو شدم. به نظر من این سبک آزمون لزوما نشاندهنده توانایی واقعی نیست، چون ما واقعا کامپایلر نیستیم تا دقیقا بدونیم کدوم پاسخ نزدیک به نتیجه است؛ مگر اینکه قبلا مرور کوتاهی روی چنین سوالاتی کرده باشیم تا سطح کار مشخص بشود. وقتی روی کدها کار میکنیم هم ممکن است دفعه اول نتیجه دلخواه را نگیرم و برای رسیدن به پاسخ، چندین بار تغییر بدهیم و کاملا آن را اجرا کنیم تا به نتیجه برسیم. با این وجود، قبل از رفتن یک نگاهی به آزمونهای چهارگزینهای مایکروسافت میاندازم. در جلسه مصاحبه، یک خانم و یک آقا حضور داشتند؛ خانم برخوردش دوستانهتر بود و درباره طراحی سوالاتی پرسید، اما آقای مصاحبهکننده از همان ابتدای کار اخم داشت و سوالات ابتدایی و پایهای شیگرایی را مطرح میکرد. با اینکه سابقه کاریام طولانی بود، به طور طبیعی در کار مصاحبهها به این سوالات مسلط بودم و هر پاسخی که میدادم به نحوی به نظر میرسید به اشتباه بودنش اشاره میکردند و از توضیح بیشتر خودداری میشد.
من چند ماه پیش برای عنوان برنامه نویس ارشد Backend با این شرکت مصاحبه کردم. رفتار HR بسیار محترمانه و عالی بود و به نظرم در کارشون حرفه ای بودن نکته مثبت دیگر این بود که مصاحبه به صورت ریموتی بود. به نظرم زمینه کاری شون جالب بود و اینکه با تکنولوژی های روز میخواستن پروژه انجام بدن اما چیزی که نظر من رو خیلی جلب کرد رفتار بد شخص مصاحبه کننده بود ایشون خودشون رو تیم لید معرفی کردن اسمشون رو در خاطر ندارم ولی یک آقایی بود که سر جلسه مصاحبه کلاه و لباس نامناسب پوشیده بود و از لحاظ آراستگی با ریش بسیار نامرتب در جلسه حاضر شده بود. من نمیدونم مگر میشد با اون تیپ و کلاه توی یک شرکت حاضر شد؟ آیا بهتر نبود با یک لباس مناسب و ظاهری آراسته توی جلسه حاظر شد؟ مگر نه اینکه ایشون تیم لید هستند پس باید از هر لحاظ سرآمد باشند تا اعضای تیمش اون رو به عنوان یک رئیس قبول بکنند. ایشون مکان جلسه رو به مکان نبرد تبدیل کرده بود و مدام سعی میکرد که خودشو حرفه ای نشون بده چیزی که خیلی به نظرم مسخره میرسید اینکه ایشون از هر تکنولوژي مثل Akka , Kafka , Design Pattern و Architecture یک چیز کوچولو بلد بود و درون هیچکدومش غنی نبود و فکر میکرد که خودش داره درست میگه و بقیه اشتباه میکنند چون مباحث رو کامل نخونده بودن خیلی دید اشتباهی داشتند وقتی که باهاشون بحث کردم متوجه شدم هیچ چیزی راجب معماری میکروسرویس بلد نیستند و صرفاْ یکسری تحلیلهای خودشون رو به عنوان کانسپت معرفی میکرد سوالاتی راحب DDD و TDD پرسیدن که حتی موقع پرسیدن سوالها هم داشتند اشتباه میکردن یعنی سوالات اشتباه میپرسیدن فکر میکنم قبل جلسه یکسری موارد رو حفظ کرده بودن و وقتی اومده بودن توی جلسه سوالات رو به صورت نصفه و نیمه فراموش کرده بودند. واقعاْ از کسی که عنوان رهبری یک تیم رو یدک میکشه بعید هستش که توی یک ساعت جلسه مصاحبه انقدر سوتی بدهد مطلب دیگه اینکه این شخص خیلی عصبی بودش وقتی باهم صحبت میکردم مدام عصبی میشد و مدام سرش رو به علامت تاسف هی تکون میداد و سعی میکرد تحقیر بکنه که منم الارقم میل باطنی مجبور شدم رفتار در حد شان و شخصیت ایشون از خودم بروز بدم. چیزی که من میدونم آدمهایی با تجربه کاری ما امکان اشتباه کردن در مباحث تکنیکال خودمون رو کمتر داریم ممکن هستش که هر کدوم از ما یک مطلب و نوشته های مختلف رو کم یا زیاد خونده باشیم و هر کداممون یک برداشت یا یک فهم از اون مطلب داشته باشیم که خوبی تیمی کار کردن هم همین هستش باعث میشه که هرکدوممون دانسته هامون رو به اشتراک بزاریم تا به فهم کاملی از مباحث برسیم ولی اینکه مقاومت کنیم و فکر کنیم خودمون داریم درست میگیم و بقیه در اشتباه هستند این یک خطای خیلی بزرگ هستش در نهایت امیدوارم که این شرکت هم مسیر درست خودشو پیدا بکنه و این رو بفهمه که با آدمهای کوتوله نمیتونه قله هارو فتح بکنه
اولین چیزی که از شرکت به ذهنم میرسد این است که با وجود رویکرد محترمانه مدیران، فضای کار در اینجا آرام و بیحاشیه است و بروکراسی معمول شرکتهای بزرگ را ندارد. مصاحبههای فنی اول و دوم را تجربه کردم و مصاحبه نهایی با مدیرعامل برگزار شد که واقعا فردی با احترام بالا بود. به طور کلی فکر میکنم این شرکت خوب و با ثبات است و پروژههای قابل توجهی در سطح ملی دارد. در حال حاضر دو شعبه دارد؛ یکی در هفتتیر و دیگری در منطقه ۲۲.
وقتی با دیدار مصاحبه کردم، تجربهای را پشت سر گذاشتم که هنوز هم برایم جالب است. در جلسه اول، مدیر آکادمی دیدار حضور داشت و به نظر من یکی از حرفهایترین گفتوگوهای شغلی بود که در بیست و پنج سال تجربهام دیدهام؛ مصاحبه از طریق گوگل Meet برگزار شد. چند روز بعد تماس گرفتند و از من خواستند برای دومین مصاحبه با مدیرعامل دیدار به دفتر آنها بیایم. مسیر طولانی بود؛ از شرق تهران تا منطقه شهرک غرب رفت و آمد کردم تا در آن جلسه حاضر شوم. مدیرعامل سوالاتی درباره وضعیت خانوادگی و والدین مطرح کرد؛ مدت زمان چند دقیقه بیشتر طول نکشید و گفتند فردا یا پس فردا با من تماس خواهند گرفت. من از این فاصله و روش پاسخدهی خیلی شگفتزده شدم و فکر نمیکردم چنین جلسهای در چنین سطحی باشد. پس از چند روز، تیم منابع انسانی از من خواستند برای بررسی سابقه کاری، با دو نفر از مدیران سابقم تماس بگیرند تا در مورد من پرسوجو کنند. این درخواست را واقعا غیرقابل قبول و تا حدی توهینآمیز دیدم؛ اگر مشکلی برای من وجود داشت که به تغییر شغل فکر نمیکردم، مخصوصا با چنین فضایی که در بسیاری از شرکتهای ایرانی مشاهده میکنم. به نظر من فرهنگ سازمانی دیدار چندان مناسب نیست و این تجربه برایم ناامیدکننده بود.
فضای شرکت به شدت پر از سروصدا و بینظمی بود و هیچ حس حریم خصوصی وجود نداشت. موقعیت دفتر در پارک وی بود و در ساعات پیک ترافیک، پارک جای مناسبی نبود. کارها بهطور کامل باید حضوری انجام میشد و حضور از ۹ صبح تا ۶ عصر انتظار میرفت، انگار کار هم همانند نگهبانی و بافت ژرفی از فشار بود. در کنار این روند، احساس فشار حقوقی وجود داشت و از پیامکهایی که به اسم اسنپ میآوردن سوءاستفاده میکردند. process مصاحبه هم بهنوعی عجیب آغاز شد؛ زنی به نام پرنیان امدادی با من تماس گرفت و گفت باید حضوری بیایم در ترافیک، و پس از دو ساعت رسیدم. وقتی وارد دفتر شدم گویی با فضایی همانند طویله روبهرو شدم که همه درگیر کار و سروصدایی بودند و فقط نام آنجا کار گذاشته شده بود. دو نفر برای مصاحبه آمدند و اتاقی با اسم اهواز بهعنوان اتاق جلسه بود و انگار اتاقی با نام شهرهای دیگر مانند قزوین وجود داشت. سؤالات مصاحبه شامل سه مسئله الگوریتم بود و یکی از آنها را جواب ندادم؛ قرار گذاشتم اگر کلا جواب منفی بدهند حتما بازخورد بدهند چون بالغ بر چهار ساعت برای این مصاحبه صرف کرده بودم. پس از حدود یک هفته با گذشتن از کارشکنیها و معطلی، پاسخ منفی گرفتم. شاید تصور کنید پررنگ نیست اما من با تمام وجود پیگیر شدم؛ به خانم پرنیان امدادی که قبل از این هر چه میخواستند میگفتند و به تماسها، پیامکها و ایمیلها جواب میدادم، اما جوابی دریافت نکردم. ضمن اینکه اشاره میکنم هیچ شرکت دیگری از من اینطور وقتگرفتن و insisting حضوری را نمیخواهد و سپس با بیادبی پاسخ میدهد. من با سابقهی شش ساله در کارهای مختلف از کار در کافه بازار تا شرکتهای کوچک، در هیچ جایی چنین بیاحترامی را تجربه نکرده بودم. معمولا حقوق را پرداخت میکنند یا ندادن آن بهانههای دیگری ندارد و حداقل با منطق پاسخ میدهند تا مردمی را سردرگم و بیاعتماد نکنند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.