با سلام و عرض ادب و احترام خدمت دوستان عزیز در خدمتتون هستم با بهترین (کیبی ترین) تجربه کاری خودم با شرکت ترزنان پوخ افزار آذربایجان رو باهاتون به اشتراک بزارم از امتیازات بسیار عالی این شرکت(پارت اول): ۱ـ خدمات منحصر به فرد ورزشی{۱۶۰ عدد پله با استانداردهای ۸۰ گانه استاد علی صافکار که باعث سوزاندن کالری و افزایش سلامت کارکنان میگردد} ۲ـ پروژه های قدرتمند{چندین ماژول کرسی شعر که از حتی خودشان هم نمیدانند که چه اتفاقی در آن در حال رخ دادن است} ۳- موجود بودن لوازم جانبی برای کاربا کامپیوتر{اعم از موس و کیبورد و هدفون که در شرکت های دیگر آپشن محسوب میشود } ۴- امکان پیشرفت چشمگیر برای همگان{فراموشی و به زیر سوال رفتن سواد قدرتمند شما توسط مدیرانی با که سوادی در حد مایکروسافت (اتاق تعویض و شاسی ضربه) دارند} ۵- حقوق بسیار بالا و فضایی{شما با انجام تسک های پیچیده و روز ها کار دقیق بر روی ان می توانید حقوقی دریافت کنید که قابلیت رقابت تنگاتنگ با حقوق یک روز کارگر ساده داشته باشد} ۶- وجود پکیج های آموزشی قابل استفاده{آموزش های جامع و حرفه ای دزدی به غیر از برنامه نویسی} ۷- افزایش روز افزون امید{شما با کار کردن در این شرکت میتواند هر روز یک قدم خود را به امید مرگ نزدیک کنید} با من در وارت های بعدی از امتیازات بی پایان این شرکت همراه باشید
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به این شرکت کار نمیکردم و تجربهام را اینطور به خاطر میآورم که حقوق ثابت ماهیانهای برابر ده میلیون بود و از همان ابتدا با اجبار برای ماندن تا ساعت شش مواجه بودم؛ در addition مجبور بودم هر پنجشنبه هم بیایم. تیم برنامهنویسی تنها با من بودم و رئیس IT که خانم هستند، برخوردشان با پرسنل اخلاقی نبود. اکثر کارها به بخش پشتیبانی مرتبط بود. مرخصی استحقاقی بهراحتی در شرکت وجود ندارد و برای هر روز مرخصی باید توضیحات دقیق بدهی تا تأیید شود. وقتی در مشکلات برنامهنویسی گیر میافتادم، ارتباط با رئیس نرمافزار داشتم اما پاسخها غالبا تهکلامی و تحقیرآمیز بود و میگفتند تو هیچچیز بلد نیستی. از طرفی رئیس نرمافزار بدون اجازه وارد سیستم من میشد. حقوق پایه نیز بهطور کامل رعایت نمیشد و واریزیها مطابق پایه بود، با وجود این که برای مناسبتها فقط پنجصد هزار تومان پرداخت میشد. با اولین حقوق ده میلیونی همواره از من میخواستند برای آنها ناهار یا شیرینی بدهی. اگر صبحها قبل از ساعت هفت و نیم حضور میداشتی، اضافهکار محسوب نمیشد و اگر دفعاتی بعد از چهار و پانزده عصر کار میکردی، با پایهای پایین بهازای هر ساعت سی هزار تومان محاسبه میشد. تنها امتیاز شرکت، اینترنت رایگان بیحد و حصر بود که به گوشی من داده میشد.
من تجربهام از کار در پخش فردوس را اینطور تعریف میکنم: به همکاری با این شرکت هیچ وقت پیشنهاد نمیکنم. در حالی که با اسنپ کار میکردم و درآمدم ماهی بیش از ده میلیون بود، آنها برای یک مهندس نرمافزار با سابقه کاری مشخص، شرطی عجیب گذاشته بودند؛ پایهی دستمزد را شش هزار و هشتصد میخواستند برای بسته شدن. گفتند ماه اول ده میلیون است و اگر در همان ابتدای کار خودی نشان بدهی، به مرور درآمدها بیشتر میشود. نکتهی منفی دیگر این بود که رئیس مجموعه زن بود و کار با ایشان را برای من تجربهناپذیر میکرد. از پیش هم گفته بودند هر روز تا شش اضافهکاری اجباری وجود دارد. در کل تیم برنامهنویسشان تنها یک پسر بود. در نهایت خوشحال بودم که با این شرکت وارد همکاری نشدم.
من پارسال تابستان اینجا مصاحبه اومده بودم و روز مصاحبه از جو و فضاش خوشم نیومد، امسال مجدد دنبال کار بودم رزومه در جاب اینجا گذاشته بودم، باهام تماس گرفتن دو دل بودم که برم، بلاخره رفتم ولی برعکس سال قبل فوق العاده منظم و دقیق روز ساعت مصاحبه باهام هماهنگ شد، وقتی رفتم خیلی از نظم و جو تعجب کردم خیلی با سال قبل فرق داشت تو مصاحبه فنی من متاسفانه اماده نبودم و خیلی سوالات و نشد جواب بدم، و خیلی مودبانه بعد جلسه مصاحبه نتیجه رو گفتند ، در کل نمیشه به این نظرات توکانال ها اتکا کرد هر کسی خودش باید فضا محیط و تجربه کنه و تصمیم بگیره
بسیار بسیار شرکت مزخرفیه حیف از زمانی که من در اون شرکت هدر دادم توی یه شرکت به عنوان بازاریاب داشتم کار میکردم که سرپرست یکی از شرکتهای گلرنگ گفت که زیرمجموعه های گروه صنعتی گلرنگ باشی امنیت شغلی بالایی و حقوق و مزایای بالایی داره و از این حرف های که دروغی بیش نبود بعد از ۴۷ روز که در نوبت بودم بالاخره به عنوان بازاریاب استخدام شدم از ۷ صبح تا ۱۱ کار میکردم و بعد از بیست روز گفتن باید بری انبار بعد توزیع بعد نگهبان خلاصه در یک ماه چند بار تغییر شغل و بالاخره یه روز گفتن باید برگه های ترک کار رو امضا کنی نه امنیت شغلی نه یک کلمه راست همه از مدیر تا سرپرست گرفته آدم های نامرد و دروغگو من یک دهم از بدیهای شرکت و مدیران و بلاهایی که سرم آوردن رو نتونستم بگم خودتون فکر کنید
بسیار بسیار شرکت مزخرفیه حیف از زمانی که من در اون شرکت هدر دادم توی یه شرکت به عنوان بازاریاب داشتم کار میکردم که سرپرست یکی از شرکتهای گلرنگ گفت که زیرمجموعه های گروه صنعتی گلرنگ باشی امنیت شغلی بالایی و حقوق و مزایای بالایی داره و از این حرف های که دروغی بیش نبود بعد از ۴۷ روز که در نوبت بودم بالاخره به عنوان بازاریاب استخدام شدم از ۷ صبح تا ۱۱ کار میکردم و بعد از بیست روز گفتن باید بری انبار بعد توزیع بعد نگهبان خلاصه در یک ماه چند بار تغییر شغل و بالاخره یه روز گفتن باید برگه های ترک کار رو امضا کنی نه امنیت شغلی نه یک کلمه راست همه از مدیر تا سرپرست گرفته آدم های نامرد و دروغگو من یک دهم از بدیهای شرکت و مدیران و بلاهایی که سرم آوردن رو نتونستم بگم خودتون فکر کنید
در این شرکت فضای کار پر از بیثباتی بود و من از نزدیک با جو حاکم آشنا شدم. آنچه در میان همکاران درباره مدیرعامل و ردههای مدیریتی گفته میشود، به نظر میرسد که این افراد برای برخی از کارمندان سنگین و دشوار باشند. در طول سالها تجربه، با مواردی روبهرو شدم که نشان میدهد سطح دانش و انگیزه برخی از مدیران و همپرسیها پایین است و روابط داخل تیم دچار تنش و ناملایماتی زیادی است. رفتارهای گروهی، شیوه برخورد با کارمندان، و تضییع حقوق مشتریان از جمله مسائلی بود که میدیدم و تجربهاش را به صورت عینی ثبت میکردم. بهویژه اخراجهای ناگهانی و بیتوجهی به وضعیت فردی کارمندانی که ازدواج کردهاند یا در آستانه تعطیلات بودند، از جمله رویدادهایی بود که تأثیر عمیقی گذاشت و باعث شد احساس نارضایتی و فشار زیادی ایجاد شود. من حتی در زمان عملیاتی اخراجهای لحظهای شاهد واکنشهای همکاران و دلتنگیهای باری بودم، به خصوص پس از اخراج یکی از واحدهای مشتریان. به نکتهای اشاره کنم که برای کارجویان مهم است: ممکن است دوره کار در اینجا با فشار و تنگنا همراه باشد و بهتر است با دیدی واقعبینانه به گزینههای شغلی دیگر نگاه کنند تا از سرمایهگذاری زمان و انرژی خود حفاظت کنند.
سال گذشته به این تیم ملحق شدم و از آغاز تا پایان فرایند استخدام تجربهای نسبتا طولانی داشتم؛ مراحل گزینش دو تا سه ماه طول کشید اما برخورد همه در مراحل جذب بسیار حرفهای و با احترام بود. پس از گذشت یک سال کار، میتونم بگم که مزایای قابل توجهی وجود دارد و واقعا فرهنگی سازمانی بالاست؛ در اینجا احساس ارزشمندی به من منتقل میشود. یکی از نکات ضعفی که به ذهنم میرسد این است که حقوق دریافتی در سطح متوسطی است، بهخصوص که بخش کوچکی از آن به مزایای کارم encabez میشود. همچنین نبود روز مشخص برای واریز حقوق، واریز هر ماه معمولا بین پنجم تا دهم اتفاق میافتد که این مسئله گاهی اذیتکننده است. امیدوارم با مدیریت مربوطه در این زمینه بازنگری انجام شود تا حقوق بهطور منظمتری هر ماه واریز گردد.
اگر هیچ سابقه کار نداری و دنبال کسب سابقه هستی تازه دانشگاهت تموم شده پیشنهاد میشه یکسال باشی و بیایی بیرون البته تو اون یکسال خیلی محتاط باش تا نندازنت بیرون فقط به خاطر اینکه سابقه کسب کنی مزیتی که فقط داره حقوق خیلی کم که از همه جا پایین تره به موقع میدن فقط برای اینکه تازه اول جونیته خرج کرایه بدی و بری بیایی خوبه و بیمه دارن همین. و الا محیط کاری واقعا کسل کننده مدیران بی کفایت که با هر کی حال نکنن میگن نیا مرخصی هم که حقته، دو روزبخوای بگیری کلا یه کار میکن از زندگی سیر شی.کلا هم عین ربات باید باشی و الا کسی که سابقه کاری داره به هیچ عنوان رسپینا نیاد کلاهشم افتاد نیاد در این حد جهنمه سر مصاحبه میگن هر چی شما بگین حقوق و بعد روز قرارداد هم میگن ببخشید حقوق همینه کلا مریضن ........
من تو این شرکت چهار سال مشغول بکار بودم از زمانی که خانم ... که خانم پیری بودن مدیر منابع انسانی شدن به جای اینکه پر از تجربه بود به قول خودش، فضای امن و ارامش و ایجاد کنه تو منابع انسانی، فضای کار ما شده بود پر از استرس چه برسه به واحدهای دیگه...جرات حرف زدن سوال پرسیدن از همکارمون جرات چک کردن گوشی جرات هیچ کاری نداشتیم دقیقا عین ربات باید به صفحه کامپیوترمون فقط نگاه میکردیم به هیچ عنوان نباید جویا از واحدهای دیگه میشدیم ناسلامتی منابع انسانی بودیم و باید همدل بچها میشدیم ببینیم مشکلی دارن یا نه،زمانی که میخواستیم نیرو بگیریم ایشون میگفت تو مصاحبه عددی که میگه رو اوکی بده بعد بنده خداها میومدن سر قرارداد ما میگفتیم ببخشید رقم اینه بنده خدا استعفا داده با اون رقم پیشنهادی خودش اومده بعد ما میگفتیم رقم اینه دقیقا فقط ما رو بده میکرد جلو مردم بعد خودش همش میگفت اگه طرف قبول نکرد خواست من و ببینه بگو من جلسه م در این حد بیشعور....و ایشون کاملا عین یه حیون که فقط منتظر بود خطا کنی هر روز صبح میومد میگفت فقط نیرو بگیرید مهم نیست تجربه داره یا نه کسی باشه فقط حقوق کم بخواد اصلا هیچی براش مهم نبود فقط میخواست دهن مدیر عامل بسته باشه علاوه بر اینها زنگ میزد به مدیر واحدهای دیگه میگفت از هر کی راضی نیستی بگو بندازمش بیرون که البته تو کرونا اسفند1400 با بچها قرارداد هم بست اواخر اسفند 50 نفر بدون دلیل انداخت بیرون و بعد گفت نیازی نداریم قشنگ عید به اون اقایونی که اکثرا زن و بچه داشتن زهرمار کرد من نهایت چندماه با این خانم کار کردم و بعدش استعفا دادم.
سال اول حضورم در تابان شهر پر از یادگیری و هیجان بود و واقعا احساس کردم جای درست را برای رشد انتخاب کردهام. از همان ابتدای ورود به تیم، با اعضای باحال و دوستانه، به ویژه همکارانم مانند آقای پارسا، تجربه کار مشترک را به شکل واقعا مثبتی تجربه کردم. وقتی کارم را آغاز کردم، با دنیای تازهای روبهرو شدم و چیزهای زیادی یاد گرفتم، از بهینهسازی سایت برای موتورهای جستجو گرفته تا افزایش ترافیک ارگانیک و سایر مهارتهای مرتبط. با این حال آنچه بیشتر از همه برایم جذاب بود، مواجهه با چالشهای روزانه بود که هر بار با بهکارگیری خلاقیت حل میشد. تابان شهر برای من فراتر از یک محیط کاری است؛ اینجا به نوعی خانهای است که در آن از هم حمایت میکنیم و به رشد یکدیگر کمک میکنیم. امیدوارم سالهای بیشتری کنار تیم حرفهای اینجا بمانم و به دستاوردهای تازهای دست پیدا کنم.
این دوست عزیزی که اومده گفته 3 ساله داره کار می کنه یا همونیه که ماهی 500 هزار تومن بیشتر میگیره (که دوست عزیز دیگری در کامنت پایین تر توضیح داده) یا خود مدیر عامله اومده یه چی بگه که گفته باشه. آقای @ق جمع کن لطفا بزار بانک سودشو بگیر با چه زبونی بگیم تو اینکاره نیستی. اگه اینم کپی پیست نمیکنی لای کدات بفروشی ما بریم ! با اجازه. دوستان لطفا تمام کامنت ها خوانده شود و بعدش قضاوت کنید. با تشکر.
تجربهام از کارآموزی در هیوا وب همچنان دلگرمکننده است. فرصت کار روی پروژههای واقعی و یادگیری عملی وردپرس و سئو را داشتم و از این بابت خیلی خوشحال بودم. فضای کار دوستانه و از همکاران با تجربه، کمک بزرگی برای یادگیری من بود. برخلاف برخی از همزنجیران که نظرهای منفی میدادن، من از این تجربه کاملا راضی بودم و همین دوره آموزشی باعث شد تا در ادامه بتوانم با تکیه بر منابعی که دیدم، خودم هم در حوزه فریلنسری به درآمد قابل توجهی دست یابم.
به عنوان یک کارآموز خوششانس در هیوا وب، میتوانم با اطمینان بگویم که این شش ماه، یکی از بهترین دورههای زندگی حرفهای من بوده است. در هیوا وب، فرصت یادگیری عملی و کاربردی وردپرس و سئو را در پروژههای واقعی پیدا کردم. این تجربه، نه تنها دانش تئوریک من را تقویت کرد، بلکه مهارتهای عملیام را نیز به شدت بهبود بخشید. یکی از نکاتی که هیوا وب را از سایر شرکتها متمایز میکند، سختگیریهای آقای بهزاد دودکانی است. در ابتدا ممکن است این سختگیریها کمی چالشبرانگیز به نظر برسند، اما با گذشت زمان متوجه میشویم که این سختگیریها به خاطر پیشرفت خودمان است. آقای دودکانی با دقت و وسواس تمام، به ما آموزش میدهند و ما را به سمت کمال سوق میدهند. در طول این شش ماه، من تجربههای ارزشمندی کسب کردم که میتوانم به عنوان یک کارآموز موفق، آنها را با شما به اشتراک بگذارم: آموزش عملی و کاربردی: در هیوا وب، ما به جای تئوریهای خشک و بیجان، با پروژههای واقعی روبهرو میشویم. این تجربه باعث میشود که دانش ما به صورت عملی تثبیت شود و بتوانیم به سرعت در بازار کار به عنوان یک متخصص عمل کنیم. فضا برای رشد و پیشرفت: در هیوا وب، به ما فرصت داده میشود تا ایدههای خود را مطرح کنیم و در پروژهها مشارکت فعال داشته باشیم. این فضا برای رشد و پیشرفت، باعث میشود که تواناییهایمان شکوفا شود. تیم حرفهای و صمیمی: همکاران من در هیوا وب، افرادی حرفهای، صمیمی و همیشه آماده کمک هستند. همکاری با آنها، تجربه بسیار لذتبخشی بود. ارتباط مستقیم با مشتری: در هیوا وب، ما با مشتریان واقعی در ارتباط هستیم و نیازهای آنها را از نزدیک درک میکنیم. این تجربه، باعث میشود که بتوانیم وبسایتهایی طراحی کنیم که نیازهای مشتری را به بهترین شکل ممکن برآورده کند. اگر به دنبال یک تجربه کارآموزی پربار و مفید هستید، من به شما هیوا وب را پیشنهاد میکنم. مطمئن باشید که در اینجا میتوانید مهارتهای خود را ارتقا دهید، تجربههای ارزشمندی کسب کنید و قدمی بزرگ در مسیر موفقیت حرفهای خود بردارید. در پایان، میخواهم از آقای بهزاد دودکانی و تمام همکارانم در هیوا وب تشکر کنم. شما بهترین معلمها و همکارانی هستید که میتوانم تصور کنم. با آرزوی موفقیت برای همه کارآموزان آینده هیوا وب
برای مصاحبه رفتم و بعداز دریافت پیشنهاد همکاری مشکلی برام پیش اومد ونتونستم برم ولی سعادت آشنایی و داشتم ولی دلیل اصلی که دیگه پیگیر رفتن نشدم این بود تو جلسه مصاحبه بهم گفتن ما ممکنه بعد یه مدتی بدون دلیل قطع ارتباط کنیم(تقریبا برام خودم واضح بود). شرکت و کارهاشون برای جذاب بود ولی بیشتر بدرد کسی میخوره که خیلی برای زندگی برنامه نداشته باشه ولی واقعا شرکت به نظرم هایتک بود و خوب میشد توش از نظر فنی رشد کرد مزایا و معایب که زدم در سطح آشنایی هستش و خودم حتی یک روز کاری اونجا متاسفانه تجربه نکردم
به مدت یک سال است که در کانون تابان شهر کار میکنم و از همان روزهای اول، مسیر کارآموزی را با انگیزه پشت سر گذاشتهام. فضای کار بسیار حرفهای و آرام است و در این مدت پیشرفت قابل توجهی داشتهام؛ هم از نظر شخصی و هم از نظر شرکت رضایت دارم و امیدوارم بتوانم روند رو به رشد را حفظ کنم. پروژههای انجامشده در این مجموعه اغلب با ویژگیهای جالب و چالشبرانگیز همراه بودهاند و با هر کدام تجربههای ارزشمندی کسب کردهام. سپاسگزارم از این فرصتها.
باورم نمیشود چگونه در این شرکت رفتار میشود فشارها و بیثباتی حقوق خیلیها را به مشکل میبرد و مدیران به هر بهانهای سفر میروند در حالی که.Core تیم مدیریتی به طور خانوادگی اداره میشود و اغلب یا فامیلی هستند یا دوستان و آشنایان. اگر شما از این گروه بیرون باشید، عملا جایی در شرکت ندارید و با روزهای سختی روبهرو میشوید. همیشه باید قرارداد را با دقت بخوانید چون تا جایی که بتوانند جاهایی را نقض میکنند، به ویژه در پرداخت حقوق، سنوات و مسئولیتهایی که در طول کار به عهدهتان میگذارند و کارهایی خارج از حوزه تخصصیتان را هم از شما میخواهند. اضافهکاری را درست محاسبه نمیکنند اما گاهی اوقات مجبور میشوید تا دیر وقت بمانید چون باید نسخهای خاص را سریع به بانک مورد نظر تحویل دهند. منابع انسانی که به طور کل وجود ندارد؛ فقط یک نفر به عنوان کارمند منابع انسانی وجود دارد که پشت پرده مدیریتی است و هیچوقت به شما نشان نمیدهد که پشت شما چه کسانیاند و به سردرگمی شما دامن میزند تا جایگاه خودش را حفظ کند. به طور کل تجربهام از ادانیک خیلی منفی بود و حتی به دشمن هم توصیه نمیکنم.
سال 1400 از سمت منابع انسانی با خانمی مصاحبه شدم ایشون فوق العاده با شخصیت متین و در مورد شرکت کاملا توضیح دادن و استرسی که داشتم و کاملا از بین بردن و سرتاسر مصاحبه من ارامش داشتم برای عنوان شغلی کارشناس SMEبعدش مصاحبه فنی با دو نفر شدم منتها چون حقوقش پایین بود من نرفتم مجدد امسال تماس گرفتن برای سرپرست SME من رفتم برای مصاحبه متاسفانه از منابع انسانی یک خانم مسن فوق العاده بی تربیت و بی شخصیت که متاسفانه حرف زدن بلد نبود و بعدش فهمیدم یک شرکت بی در و پیکره که یهو به طرف میگن نیا نمیخوایمت به هیچ عنوان توصیه نمیکنم جذب بشن
به مدت چند سال در شرکت آسو مشغول به کارم و در سمت کارشناس فروش هستم. از سال ۱۳۹۶ تا الان در این مجموعه حضور دارم. در ابتدای هر ماه مطابق قانون کار، حقوق تمامی کارکنان پرداخت میشود. با وجود اینکه بیمه من کامل رد شده بود، میتوان از طریق سایت تأمین اجتماعی پیگیریش کرد. در مسیر حرفهایام از حقوق ثابت به سمت پورسانت حرکت کردم و در حال حاضر گاهی از ماهیانه بیست تا صد میلیون تومان درآمد دارم. با influx نیروهای جدید مواجه بودیم که عمدتا یا با کار آشنا نبودند یا انگیزه لازم را نداشتند و به تدریج شرکت را ترک کردند. بازار کار و بهویژه بازار شبکه، رقابتی است و گاهی به صورت ناعادلانه جلوه میکند. حتی در مجموعه ما نبود انگیزه در دیگران هم بهنوعی رقابت تلقی میشود و این موضوع کاملا بستگی به افراد دارد. به طور کلی اگر تمامکننده تلاشت باشی، حقوقی دریافت میکنی؛ اما اگر فقط به دنبال گذران وقت باشی احتمالا به حقوقی چندان نمیرسی.
سلام رفقا تجربه چند ساله ای که از فعالیت تو این شرکت خفن کسب کردم را در اختیارتان قرار میدم. من موقع اومدن به این شرکت تقریبا بیسواد بودم و برای اولین بار تو عمرم کامپیوتر رو از نزدیک دیدم و صفحه کلید اون رو لمس کردم.و تا جایی که میدونم تو هیچ شرکتی کارآموز صفر کیلومتر حق نداره نزدیک کامپیوتر بشه. از امکانات بی نظیر این شرکت به این چند مورد اشاره میکنم: ۱- استفاده از میز صندلی و در اختیار داشتن یک کامپیوتر خیلی پیشرفته و مجهز به مانیتور(البته بدون دسترسی به اینترنت که البته اینترنت موجب فساد هست) ۲-امکان استفاده رایگان از توالت شرکت (البته نباید زیاد طولش بدید چون مدیریت رو این موضوع حساسه) ۳-صرف چایی رایگان قبل و بعداز ظهرکه خودتون با سلیقه خودتون درست کردید (توجه کنید تو هیچ شرکتی به کارمندان حق درست کردن و صرف چایی رایگان نمیدن) ۴-استفاده از امکانات آبدارخانه جهت گرم کردن ناهار(شما با استفاده از انرژی حاصل از سوختن گاز متان بومی سازی شده که توسط سیستم پیشرفته انتقال گاز به آبدارخانه شرکت تعبیه شده میتوانید ناهار خودتون را گرم کنید و در فضای شرکت نوش جان کنید) ۵- زیاد پیگیر حقوق و بیمه و تکمیلی نبودم چون واقعا اون چیزی که تو این شرکت یاد گرفتم خیییییلی با ارزش تر هست و نمیشه روش قیمت گذاشت. این شرکت برای اولین بار دو سال پیش تو غرب آسیا از sql استفاده کرد و دانش اون رو تو ایران بومی سازی کرد و من هم این زبان برنامهنویسی پیشرفته رو تو این شرکت یاد گرفتم و الان کلی درخواست کار از شرکتهای خیلی بزرگ دنیا دارم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.