همیشه دوست دارم با دیدی روشن از اول کارها رو بسنجیم و اتفاقاتی که میافتن رو دقیق به اشتراک بذارم. برخورد با این شرکت برای من خیلی ناامیدکننده بود: شام و نهار من رو نمیدن، در تصورم یک تجربه استخدام اولیه خوب بود اما واقعیت فرق میکرد. نخست با تیم منابع انسانی مصاحبه داشتم و موفق شدم، بعد با مدیر واحد مربوطه دوباره مصاحبه کردم و اون هم تأیید شد. واقعا تمایل داشتم باهاشون همکاری کنم. جلسه حضوری ترتیب دادن، آموزش دادن و فرصت شغلی رو از دست دادم چون بعد از اون هیچ خبری نشد. حتی باهاشون تماس هم گرفتم اما پاسخگو نبودن و به عقب کشیدن. فقط به نظر میرسید وقت من رو میگیرن و در ادامه برای وظایف، چیزهایی رو اضافه یا تغییر میدن. به هیچ وجه نباید فریب نام برخی شرکتها رو خورد. یادمه وقتی نیروهای منابع انسانی داشت با من مصاحبه میکردن، احساس استرس زیادی داشت و کنترل جلسه رو از دست داده بود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من کمتر از یک سال توسن بودم. تجریه ی خوب و بد ش به شدت بستگی به تیمی داره که کار میکنی تو تیمی که من همکاری میکردم ، خیلی راضی بودم. هم تیمی های عالی و سرپرست فوق العاده حامی. اگر خودت اهل پیشرفت و تلاش باشی امکان نداره توجه نکنن. حداقل سرپرست من که اینطوری بود و کلی برای اینکه پیشرفت کنم و به مصاحبه ارتقا برسم وقت میذاشت ولی متاسفانه به خاطر اتفاق اخیر ریموت ش حذف شده و برای من که شهرستان هستم ، نمیتونم ادامه همکاری بدم معمولا مصاحبه هاش سخته و کتاب خوندن زیاد داره، اوایل اذیت میشدم ولی به مرور واقعا به این نتیجه رسیدم که کتاب باعث میشه خیلی به detail مفاهیم رو یاد بگیری. مدیر پروژه ی خوبی هم داشتیم. یه مزیت دیگه ش لول بندی حقوق هست. درسته که شاید واقعا با لول بندی سطح سواد معلوم نشه و دو نفر که هر دو لول 4 هستن یکی خیلی کار کنه و یکی کمتر، ولی برای اون هم یه چیزایی در نظر گرفتن. مثلا سرپرست اگه ازت راضی باشه میتونه بهت + بده که حدود دو تومن رو حقوق ت میره. یا سر یک سال و نیم بفرستت واسه ارتقا. در حالیکه اگه راضی نباشه زمان ارتقا ت رو دیرتر اعلام میکنه. و همه اینا باز بسته به تیمی هست که کار میکنی. در مورد زمان ارتقا هم به این صورت هست که حداقل هر یک سال و نیم میتونی (اگه دلت بخواد) تو مصاحبه ارتقا شرکت کنی و هر ارتقا فکر میکنم حدود هشت تومن به حقوق ت اضافه میکنه(البته بستگی داره از چه لولی به چه لولی بری) من تو یکی از تیم های core بودم و واقعا از شرایط کاری م خیلی راضی بودم. حیف که ریموت برداشته شد :( در مورد پاداش آخر سال ش هم خیلی تعریف میکنن:) در کل برای من خیلی رضایت بخش بود و امکان پیشرفت خیلی زیادی داشت.
با سلام از نظر مدیر عامل این شرکت برنامه نویس عمله هستش. بله "عمله". به گفته ی خودش تو سر هر حیوانی بزنی PHP بلده. میگه برنامه نویس مثل کارگر اتباع میمونه ! واقعا این حرفا رو میزنه. هر نیروی قدیمی که اونجا کار کرده با دعوا و هزار تا داستان از اونجا رفته بخاطر قرارداد های زوری و سفته گرفتن اینا. حقوق = کمتر از کارگر ساختمان. فشار کاری = 100 % عقل مدیر عامل = یاه کریم اگر تو سر هر حیوانی بزنی PHP بلده پس تو سر شما کی زده که کل محصولاتت کپی هستش؟ CSS هم بلد نیست مدیر این شرکت یه محصول از این شرکت اگه تونستی پیدا کنی که کپی پیست نباشه جایزه داری. برادرای آقا ماهی 60 70 میلیون میگیرن بعد صبح تا شب چایی میخورن تو گروه اینو اونو منشن میکنن (بماند که دانش کافی برای فهمیدن کد را ندارن !). اونوقت برنامه نویس مملکت با کلی استعداد و آرزو میاد اونجا بدبختی میکشه از نیروی خدماتی اون شرکت کمتر حقوق میگیره. 1-کل محصولات کپی یعنی نمیخوام نام ببرم چی به چیه ولی همش کپی پیست شده. 2-حقوق که خبری نیست دورشو خط بکش هر چی در میاری باید بدی راننده تاکسی. 3-یادگیری و پیشرفت در این شرکت وجود نداره چون ورژن زبان های محصولاتشون برای زمان قرقلک میرزا هستش ! 4-فشار کاری بسیار بالا (یعنی ساعت 2 شب هم اگه بگن پاشو کار داریم باید پاشی) 24 ساعته آن باش به گفته ی خودش 5-سیاست شرکت "زیراب زنی" هستش. یعنی یه نفر اون پایین هست که کلمه به کلمه میرسونه به گوش مدیران شرکت بابتش هم 500 هزار تومن اضافه تر میگیره سر ماه. خلاصه بگم برادر من خواهر من برو تو خیابون چادر بزن از نداری ولی برای 4 نفر که تازه از قم به تهران نقل مکان کردن کار نکن. امیدوارم این کامنت من درس بشه برای یه نفر .
در این شرکت اوضاع خیلی ناسالم بود و من از همان ابتدا احساس کردم محیط فشرده و منفی است. ارتباط قائم مقام شرکت با سرپرست مالی به شکل نامناسبی مطرح میشد و این مسئله زمینهساز حواشی غیرقابل قبول بود. گاهی رفتارهایی از قبیل دخالتهای بیجا و کنترلهای مستقیم و غیرمتعارف با دوربین دیده میشد که حس ناامنی را تقویت میکرد. بیثباتی و سوءظن نسبت به کارکنان به طور مداوم وجود داشت و این جو من را ناارضایتی و نارضایتی را در سطح تیم بالا میبرد.
من با دیدی انتقادی به اتاقک نگاه میکنم و میگویم محیط کار این شرکت به شدت تحتتأثیر روابط است؛ مدیران به شکل مداوم از روابط شخصی برای انتخاب تیم استفاده میکنند و رویکرد بر پایه معنا و هدف روشن جای خودش را به حواشی میدهد. شب کار به شکل گروهی تبدیل میشود، و کارمندان بدون دلیل از کار اخراج میشوند. حقوق نسبتا پایین است و مدیری که فقط تجربهای در دوخت دارد وارد تیم پشتیبانی شده و تجربهای مناسب ندارد. هر ماه نیروها تغییر میکنند تا وقتی که به آرامی بفهمی چه کسی هستی، همه فرار میکنند و ثبات وجود ندارد. ایدههای کلیدی درباره بهبود روند کار کمرنگ است و توجه زیادی به مسائل حاشیهای میشود در عین حال به بهبود تجربه مشتری یا فرایندهای کاری کم توجهی میشود. برای رسیدن به نتایج با دوام، باید رابطه مثبت با مدیریت داشت تا بتوانی بدون انجام کار هم حقوق بودجهبندیشده را دریافت کرد؛ این مسئله نمونههای زیادی دارد. در کل اگر دنبال محیطی با شدت منفی و حاشیهپردازی هستید، اینجا ممکن است گزینهای باشد.
قرار داد بستم غلط کردم 😑 مشکلات مشتریان خود رو حل کنید. کاملا سایتی که دادین بالا نمیاد. پیامم جواب نمیدید. من بدبخت چیکار کنم. بدبخت شدم واقعا رفتم پیش وکیل میگن هر طور برید جلو طبق قرارداد بازنده اید🙂↕️
شرکتی که تجربهام را دربارهاش داشتم، سما سامانه بود. در آنجا احساس کردم تیمی از افراد با انگیزههای قدیمی و بدون بهروزرسانی وجود دارد که خیلی زود به منبع اطمینان و انعطافپذیری لازم دست پیدا نمیکردند. با وجود اینکه فضای کار قدیمی و تجهیزات فرسوده به چشم میخورد، به نظر میرسید که مدیریت با وجود پیچیدگیهای تجاری، به تحلیل و مستندسازی کافی توجه نکرده است. کدها بهنظر میرسید قدیمی باشند و هیچ بهروزرسانی عمدهای طی سالهای اخیر انجام نشده است، بهطوری که به نظر میرسید فرایندها بیشتر به جریان کارهای قدیمی تکیه دارد تا بهبودهای مدرن. اگر برایتان آرامش روانی مهم است، به نظر میرسد که محیط کار در آنجا چندان مناسب نیست. ساختمانی قدیمی با سیستمی کامپیوتری نسبتا کهنه و صندلیهایی که به خوبی پشتیبانی نمیکنند، جلوهای از کمبود سرمایهگذاری در زیرساختها دارد. بهطور کلی، نمیتوانم این شرکت را بهعنوان مکانی با استانداردهای روزافته معرفی کنم؛ زیرا در روز مصاحبه نیز، به نظر میرسید نظم و فضای کار به شکلی باشد که حرفهای بودن را به درستی منتقل نمیکند.
در یک شرکت رو به ورشکستی که روند استخدامش طولانی و اغلب بیهدف به نظر میرسید، وارد شدم. ساختمان قدیمی و فرسودهای در اختیارشان بود و با وجود قولهای زیاد مبنی بر توانمندی، زیرساختها همچنان دچار مشکل بود؛ از جمله آسانسورهای معیوب و دستشوییهایی که در وضعیت نامطلوبی قرار داشتند. منابع انسانی شرکت کاملا ضعیف بود و به نظر میرسید در این حوزه کیفیت لازم وجود ندارد. حاشیههای کاری در شرکت به یک روال عادی تبدیل شده بود و فضای کار به جای تمرکز روی وظایف، پر از بحث و روابط غیرکاری بود. بعضی از کارکنان به درون شرکت پایدار مانده بودند و بخش اعظم دیگران همچنان در رفت و آمد بودند و ثبات خاصی نداشتند. برقراری ارتباط از طریق پارتی تاثیر زیادی میگذاشت: اگر از طریق آشنایی و روابط وارد میشدی، بیشترین تلاش برای نگهداشتن و ارتقای جایگاه تو انجام میشد؛ اما در فرایند مصاحبه، به نظر میرسید که تمرکز اصلی بر تقلب و زیرآب زدن است. برخی از افراد با دیدگاهی عقدهای مسئولیت میپذیرفتند و رفتارهایی از قبیل عربدهکشیدن و داد و بیداد را بهعنوان روشی برای پیشبرد کار میدیدند.
مدتی چهار سال در این شرکت فعالیت کردم و نیروهایی که دوستمان میگفتند را به کار گرفتند و من هم وظیفه آموزششان را بر عهده داشتم. هیچ شکی نیست که این نیروها واقعا توانمند هستند و وجودشان برای پایداری شرکت تا به امروز نقش داشته است، اما به خاطر بیاطلاعی مدیریت جدید، سرپرستی بدون سابقه به وجود آمد و با بدگویی و بیادبی شناخته شدند. با خروج بیش از پنج نفر از کارکنان قدیمی، دو نفر با تجربه کم یا بدون سابقه را جایگزین کردند و اکنون مدیران ادعا میکنند و برای خودشان پیام میگذارند.
برای رسیدن به ثبات فعلی شرکت، در شرایطی که نظر منفی ثبتشده در روز مصاحبه وجود داشت، به میهمان شو ملحق شدم و هماکنون در این شرکت مشغول به کارم. حواشی زیادی پشت سر شرکت مانده بود تا به وضعیت کنونی برسد. مدیرعامل و مدیر فروش سابق موضوع کاری را جدی نگرفته و به سود شخصیشان بیش از هر چیز اهمیت میدادند. تصور کنید هدیه شب عید آنها به نیروها، تنها یک خودکار بود! پس از اخراج شدن آن دو نفر و به همراهشان حضور بیفایده ستون پنجم، شرکت از آن حواشی فاصله گرفت و به روال عادی برگشت. با این حال نمیتوان از این که هنوز فاصلههای زیادی وجود دارد تا سازمان بهبود یابد، چشمپوشی کرد.
بهار سامانه شرق را تجربه کردم و نتیجهگیری من این بود که فضای شرکت از نظر من حرفهای نبود و بیشتر به محیطی شبیه مهدکودک میماند. میانگین سن نیروها کمتر از بیست سال است و شرایطی برای رشد حرفهای احساس نمیشد. معیاری مشخص برای استخدام وجود ندارد و معمولا افراد به صورت آزمونوخطا جذب میشوند. پروژهها اغلب به دانشجوها واگذار میشود و با وعده حقوق، بیمه و استخدام، افراد را به کار میگیرند اما در عمل تغییر خاصی در وضعیت کاری ایجاد نمیشد و من پیشنهاد نمیکنم.
به من گفتن به اندازه کافی آرام باشم تا بتونم دو تا مصاحبه پشت سر هم بگذرونم. در اولین مرحله، با بخش منابع انسانی روبهرو شدم که خیلی با من چانه میزد و در نهایت حقوق درخواستیام رو به شدت کاهش دادن. بعد که رفتم جلسه با مدیرعامل، گفتن سه ماه اول آزمایشی هست و در این مدت شاید بتونن تا بیست میلیون حقوق پایه بدن. از حق من سؤالی پرسیدن که آیا واقعا با ماهی بیست میلیون میشه یه برنامهنویس فول استک پیدا کرد؟ در نهایت هم تأکید کردن که در اون سه ماه بیمه خواهم داشت. ضمن این که با چند نفر از کارمندهاشون در لینکدین صحبت کردم و هیچکدوم رضایت نداشتن.
این شرکت با من به گونهای رفتار کرد که حس کردم بیش از اندازه از کارم میکشیدند و در ازای وعدههای ظاهری، واقعا از من حمایت نمیکردند و برخورد انسانی زیادی نشان نمیدادند.
برای من تا سه ماه پیش اگر این فرم را پاسخ میدادم، حتما یک ستاره میدادم و تمام مشکلاتی که برای همه ایجاد کرده بود را مینوشتم، اما خوشبختانه پس از اخراج دو نفر از شرکت، شایستهسالاری به محور اصلی تبدیل شد و همکاران فضای بهتری برای رشد داشتند و با تلاشی که انجام میدهیم از کار لذت میبریم. گفتنی است که شرکت واقعا مزایا زیادی ندارد و بسیاری به دلیل همین موضوع شرکت را ترک کردند، اما با وجود این، تجربه کار در اینجا نسبتا ارزشمند بود و همچنان برای مدت زمان حضورم در آن موثر بود.
حدود سال دو هزار و بیست برای من تجربهای Remote در گام الکترونیک بود که تا سال دو هزار و دو از آن جدا شدم. در این مدت نکتههای مثبت به چشم میخوردند: چند نفر از برنامهنویسان ارشد وجود داشتند که ازشان چیزهایی آموختم. اما نکات منفی فراوان بود: در صورت ورود به عنوان جونیور آموزشی ارائه نمیشد و از همتیمیهای ارشد کمکی محسوس نمیدیدم و کارها عمدتا به عهدهی خودم میافتاد که یادگیری را بسیار دشوار میکرد. یک مدیر ارشد به یکی از دوستان من در مصاحبه گفت که اینجا باید همه چیز را بلد باشی چون هیچکس وقت توضیح دادن ندارد؛ به خاطر همین دوستم از کار در گام منصرف شد. در پروژهها مدیریت مناسبی وجود نداشت و فشار زیادی به همهی اعضا وارد میکرد؛ مدیر پروژه فشار زیادی روی برنامهنویسها میآورد و از سوی تیم شکایتهای متعددی شنیده میشد. تجربهی بدی که داشتم این بود که در یکی از پروژهها فورس بودم و کار سنگینی داشتیم اما در پروژهای دیگر باگهایی پیش آمد که باید رفعشان میکردم؛ دو نفر که آن پروژه را نوشته بودند یا شرکت را ترک کرده بودند یا دیگر با آن تکنولوژی کار نمیکردند؛ رفع باگ این پروژه چند روز طول کشید و فشار روی پروژهی دیگر را بیشتر کرد. مدیران ارشد شرکت خیلی بیسوادی و بیلول بودن و قادر به مدیریت تیم یا پروژه نبودند؛ در جلسات پشتسر هم با دیگران صحبت میکردند و گاهی به صراحت الفاظ رکیک به کار میبردند. مصاحبهی من غیرحضوری بود و اصلا پرسشهای فنی نداشتند و با وجود کرونای کرونا تصمیم به جذب با حقوق بسیار کم گرفتند. حقوقی که بهروز پیش از امضای قرارداد به من گفته نشده بود و وقتی قرارداد را فرستادند، مبلغ حقوقی که ارائه کرده بودند بسیار ناچیز بود. بخشی از همکاران نیز بیادبی و بیشخصیت بودند و در تماسها و جلسات با من و سایرین به سادگی بیاحترامی میکردند. برای نیروهای تازهوارد برخورد مناسبی نداشتند و ما به ناچار این موضوع را گزارش دادیم و به تیم دیگری منتقل شدیم. از نظر فنی هم از فناوریهای قدیمی و منسوخ استفاده میشد. عجیبتر این بود که من بهعنوان برنامهنویس استخدام شده بودم اما وظایفی فراتر از تخصصم مانند ویرایش فایل ورد، تهیه پاورپوینت برای دمو و جمعآوری اطلاعات از سرور مشتری در اختیارم میگذاشتند که کار DevOps هم محسوب میشود. در مجموع تجربهام نشان میدهد که کار در این شرکت به هیچ وجه توصیه نمیشود؛ هم حقوق پایین و هم توهینها و نبود جای پیشرفت.
من از خودم بابت تمام مدتی که در داناپرداز بودم هرچند کوتاه معذرت میخوام یک محیط کاملا سمیبا مدیرعامل استرسی که در کوچکترین امور دخالت میکنه خیلی راحت سر نیروهاش و حتی مدیرانش داد و بیداد میکنه یکسره دوربین هارو چک میکنه.. هیچ امکانات رفاهی نداره و حقوق رو حداقل میبندن ومنت میزارن در عوض سروقت میدیم خواهر مدیرعامل مدیر مالی ومنابع انسانی هست و از تمام هزینه ها میزنه کلا خیلی خیسیس ان یه خانمی هم هست بقول خودش ۱۲سال مدیره همه کاره وهیچ کاره است و بشدت زیراب زن مرخصی گرفتن جز سخت ترین کارهاست باید بگی کجا میری و اصرار میکنن نیمه وقت مرخصی بگیری یه چندتا نیرو همیشگی دارن که بنده خداها مهارت و دانشی برای جابه جایی ندارن پس مجبورن با چابلوسی جایگاه خودشونو نگه دارن نرم افزارشون هم تعریفی نداره کلا باگ نوشتن ویژش نرم افزاره بارها پیش مشتری موقع ارائه ضایع شدیم .خداروشکر میکنم الان تو یه شرکت بزرگ با همکاران حرفه ایی دارم کار میکنم تازه میفهمم احترام به نیرو یعنی چی رفاهیات و بیمه ی خوب و مزایا چه حس خوبیه ولی یه وقتایی یاد داناپرداز میوفتم حالم بد میشه
واقعا پولی ام به پرسنل میدید حلال نیست. پرسنل عزیز انسانیتتون رو نبازید. اینها که یه دروغ گوی کامل هستن.آب انسانیتی روشون نپاشیده. کارمندان هم میان کامنت مثبت میزارن تا مشتری ببینه قول بخوره.
تجربه های بچه ها رو که اینجا خوندم روزایی سمی که تو داناپرداز که داشتم مثل یه فیلم ترسناک صحنه به صحنه از جلو چشمم رد شد و الان که ازش بیرون اومدم و وارد فضای کار حرفه ایی با آدم های حرفه ایی شدم فهمیدم کار چیه، آرامش اعصاب چیه، احترام به نیرو چیه. اون دوست خوبی که از تجربه مثبتش نوشته حتما جز معدود آدمهایی بوده که به حلقه مدیر عامل و اون خانم که همه ازش بسیار گفتن وصل بوده چرا که نه من نه همکارام هیچ وقت چیزی به اسم پاداش نگرفتیم، شما میگی بیمه کدوم بیمه دقیقن همون که هیچ جا قبولش نمی کنن، میگی از سال قبل منابع انسانی داره کارای مثبت میکنه چرا من نه سال پیش چیزی دیدم نه ارسالی که دو ماه قبل اومدم بیرون، میگی شرکت بزرگه واسه همین بزرگ بودنشه که مجبوری نهار پشت میزت بخوری و مدام دعوای مدیرا و مسئول دفتر رو برای جلسات تو اتاق جلسه بشنوی کل چیز هست کاش به دور از چاپلوسی حقیقت رو مینوشتی به تعداد بچههایی که از سال قبل که من اونجا بودم تا امسال رفتن، از مدیران بی سواد از اون خانوم که نصف درجا زدن شرکت بخاطر حضورشه اگه برای اعصاب و وقت و آیندتون ارزش قائلید بیشتر تلاش کنید خودتون رو بالا ببرید و برید جای خوب کار کنید، اونجا فقط بیگاری به رزومتون اضافه میکنه
من در این شرکت تجربه کردم که هر روز وضعیت بدتر میشود و افراد با تجربه و متخصص یا به حاشیه رانده میشوند یا به طور کامل رفتند. جای آنها را افرادی غیرحرفهای و بیسواد گرفتهاند. اگر از من بپرسند که چرا شرکت مهندسی تاسیس میکنیم وقتی نیروهای لازم را نداریم، پاسخ این است که گویی به قحطی نیرو دچاریم و به جای جذب متخصص، افراد بیسواد را مدیر میکنیم و کار را به شکل دیگری تغییر میدهیم. در نتیجه نیازی به تلاش برای واقعی کار کردن نمیبینیم و ترجیح میدهیم فقط حقوق بگیریم و کار نکنیم، چون همین الان هم کمکاری دیده میشود. هر جایی به جز سرویسهای بهداشتی از دوربین برخوردار است؛ مشخص نیست اینجا شرکت است یا چیزی دیگر. به نظرم باید افرادی استخدام شوند که به پروژهها و کارشان اعتماد داشته باشند تا چنین اقدامات بیقاعدهای انجام نشود.
سلام، من اینو تو کامنت یک تجربه با عنوان اگه اشتباه نکنم "توسن" نزدیک چند هفته هست ولی منتشر نشده! چون تو دلم هست دوست داشتم بگم حرف دلمو. شاید توسن نه تنها به هکرها باج داده بلکه به ویکی هم پول داده دیگه بیشتر از این بچه ها شفاف سازی نکنند. تجربه و حرف ها و شفاف سازی هایی به شرح زیر: دیدم توسن خیلی راحتر از اون چیزی که فکرشو کنی تعدیل میکنه. کاش بیان اسم بچه ها و علت تعدیل شدنشو بگن، مخصوصا این چند سال اخیر، میبینید چه بچه های خوبی بودن. انگار چند ساله توسن صاحاب نداره. خیلی دیدم بچه های بی حاشیه که فقط یکنفر به خاطر سطح پایین بودن خودش و حسادتش باهاش چپ افتاده تعدیلش کردند. یک عده از بچه های قوی هم که سرپرست یا مدیر کوتوله تحریم میکنه کار چیپ بهشون میندازن که مجبور میشن برن چرا؟ از این کوتوله ها بپرسید همه چیز بهتون میگن جز علت اصلیش که عقده ای بودن خودشونه! ولی تحریم یک ابزار خالی کردن سرپرست عقده ای هست تو توسن که تنها جوابی که دارن بگن نه اینجوری نیست! اشتباه میکنی! و یا یک عده کوتوله دیگه دور سرپرست رو میگیرن و زیرآب کسی که کار میکنه و قوی هست و سر زبون نداره رو میزدن. همین میشه توسن هک میشه دیگه! خیییلی از اینایی که تو توسن چندین ساااال هستن کوتوله هایی هستن که فقط چون بچه های خوب و قوی به خاطر رفتارهای این کوتوله ها گذاشتن رفتن به خاطر زخم زبون زدناشون و زیرآب زدناشون جاشون حفظ شده! هیچ ارقی هم به توسن ندارن. بارها شنیدم و دیدم که زیرآب خود شرکت و رئیس روسای اصلیشو میزدن. لیاقت بچه های منابع انسانی فشلش که هر چی بچه ها میرفتن میگفتن انگار نه انگار همینان. از ماست که بر ماست! خدا جوابشونو بده انشالا. آبرو نذاشتند اینا واسمون. حالا هم که اومدن هک کردند توسن رو. تاریخ ۳۱ شهریور ۱۴۰۳
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.