برای مصاحبه رفتم اما دقیقا از همان در ورودی فهمیدم که اینجا با اصول حرفهای فاصله دارد. منابع انسانی شرکت هیچکدام به نظر حرفهای نمیآمدند و عجیبتر این بود که جلسه مصاحبه برای سه نفر همزمان برگزار میشد. به طور کلی آن جلسه مصاحبه برای من تجربهای کاملا غیرعادی و ناامیدکننده بود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در کوره جستوجوهای شغلیام با شرکت توربین مپنا (توگا) رو به رو شدم. پس از فرستادن رزومهام از طریق وبسایت شرکت توسعه و بهرهبرداری ریلی مپنا که در میدان راهآهن واقع است، با من تماس گرفتند و درخواست کردند رزومهام را دوباره ارسال کنم. بعد از این کار، باز هم با من تماس گرفتند تا برای مصاحبه بیایم. در جلسه، با مدیر مهندسی، آقای مهندس جوادی، ملاقات کردم و ایشان ابراز رضایت کامل و خشنودی کردند. در پایان مصاحبه هم از تحصیلات عالیهام در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد گفتند و از شایستگیهایم تشکر کردند. آنگاه از من درخواست کردند رزومه دوستانم را هم برای ایشان بفرستم تا دعوت به مصاحبه بدهند؛ تأکید کردند که اگر دوستان من مانند من در المپیادهای علمی و رشته مکانیک خودرو مقام کشوری داشتند، مناسب خواهند بود. من هم گفتم اگر شمارهای داشته باشم، بررسی میکنم. سه هفته بعد، منشی ایشان که لیسانس هم نداشت، بدون ارائه مدرکی، ماهیانه پایه حقوقی ۱۱ میلیون تومان را برای کارشان اعلام کرد. پرسیدند چرا کسی را معرفی نکردی و در نهایت گفتند برای دعوت به مصاحبه دوم باید به جمعی از نفرات مشخص برسیم تا جلسه کمیته جذب با حضور مهندس عباسی برگزار شود. شرط ورود به کمیته جذب این بود که معرفیکنندگان همنفرات معینی داشته باشند. من هم از بهترینها و کسانی که تخصص بالا در تعمیرات اتوبوس، تریل، خودروهای سنگین و برندهای خارجی داشتند، معرفی کردم؛ اما با هر بار پیگیری گفتند مهندس جوادی الان به هلند رفتهاند و حضور ندارند. مدتی بعد با سایر دوستان تماس گرفتند اما من را مطلع نکردند. وقتی با آقای جوادی تماس گرفتم، فرمودند فرایند جذب طولانی است و هنوز با کسی تماس نگرفتهاند. اما من از طریق روابط دوستانم آگاه شدم که آنها با من هیچ تماسی نگرفته نبودند. وقتی به ایشان گفتم که شما شاید اشتباه میکنید، دوستانم گفتند که تماس گرفته شده است و با توضیحاتی صریح و بیپرده گفتند که آدرس منزلشان در تهران است. پرسیدم پس چرا با من تماس نگرفتید وقتی رزومهام ارسال شده بود؟ به دنبال توضیحی که گفتند رزومه را آقای جوادی ارسال میکرده و گاه خانم جعفری با ذکر عباراتی مبهم دروغ میگفته، من مانده بودم با هشت نفری که برای مصاحبه دوم دعوت شده بودند و از من پرسیدند چرا من را معرفی کردهام. در نتیجه، تجربهای به من نشان داد که رفتارها و فرایندهای این شرکت با نیروهای نخبه به گونهای نامشخص و گاهی غیرشفاف پیش میرود و این موضوع باعث تردید من نسبت به فرایندهای گزینش و جذب شد.
به نظرم رفتار مصاحبهکنندهها در جلسهی اسکایپی خیلی توهینآمیز و آزاردهنده بود و حس ناامیدی عمیقی ایجاد کرد. دو نفر در دعوتنامه حضور داشتند؛ یکی از آنها بعد از ده دقیقه کامپیوتر را خاموش کرد و ترک کرد، و وقتی صدا زدیم به هیچیک پاسخ ندادند. حدود یک ربع در انتظار بازگشتشان بودیم و وقتی برگشتند نه تنها عذرخواهی نکردند که با کنایه حرف میزدند و به نظر میرسید احترام لازم را نگرفتند. پس از گذشت یک هفته، نتیجهی مصاحبه را ایمیل کردند که لحن ایمیل هم با شأن شرکت منطبق نبود و بهطور کلی احساس ناخوشایندی ایجاد شد.
برای پوزشین Laravel Developer بار اول باهام تماس گرفتن چندتا سوال در مورد Laravel و مباحث مربوط به PHP پرسیده شد. بعد از چند روز مصاحبه فنی آنلاین گذاشته شد. مصاحبه کننده بیشتر سوالاتش رو در مورد Linux و Node.js پرسید. ینی از نیم ساعت مصاحبه 20 دقیقه اش سوال در مورد Linux و Node.js بود. در صورتیکه توی رزومه ام نوشتم لاراول 4 ساله کار میکنم و Node.js و Linux رو آشنایی بیسیک باهاشون دارم. اگر دنبال لینوکس کار و Node.js کار میگردین تو آگهی بنویسین که وقت ملتو نگیرین. با این مصاحبه غیر حرفه ای مشخص دنبال آچار فرانسه میگردین.
متاسفانه روند افتضاحی در مصاحبه وجود داشت و اصلن انگار منابع انسانی در این شرکت وجود نداره و حتی جواب رد یا قبول هم ندادن. مصاحبه کنندهها خیلی نگاه از بالا به پایین داشتن و سوالات بی ربط پرسیدن. با پیش داوری وارد جلسه شده بودن و از قبل تصمیمشون رو گرفته بودن. خیلی نگاهم رو به برند شرکت عوض کرد و فهمیدم جای مناسبی نیست برای کار و فقط اسم در کرده.
برای مصاحبه مراجعه کردم دمپایی پوشیدن کارمندان ، محیط خشک و رفتار غیرصمیمانه ای مشاهده کردم بعدم جهت تست فنی نمیدونم وقت نداشتند یا سیستم خالی نداشتند گفتند برو چند روز بعدش با لپتاپ خودت بیا شماره ی مصاحبه کننده رو نوشته بودم برای هماهنگی بعدی تماس بگیرم تا از شرکت اومدم بیرون پارهش کردم حیف وقت که این سر شهر رفتم اون سر شهر واسه مصاحبه حضوری
تجربه بد از مصاحبه.اول از همه یه مصاحبه فنی داشتم که واقعا لذت بردم ازش صحبت های چالشی و کلی سوالات جذاب.واقعا کیف کردم و آرزو میکردم که توی این شرکت باشم اما برای مصاحبه دوم ورق برگشت :).خانم مدیر دوباره شروع کرد سوالای فنی ! علیرغم اینکه گفته بودند مصاحبه دوم برای توافقات مالی هست ایشون شروع کردند تند و تند سوالات فنی پرسیدن .وقتی هم که اعتراض کردم گفتن همیشه همین بوده ومن اشتباه متوجه شدم!.خود من به شخصه تا به حال ندیدم جایی دو بار مصاحبه فنی کنند .مثل این می مونه شما به همکار قبلی که مصاحبه فنی کرده ،اعتماد نداری و دوباره خودت سوالات رو از اول بپرسی.خیلی مسخرست.از الان معلومه توی شرکت چخبره و چقدر بی اعتمادی توی شرکت موج میزنه.در مجموع حس خوبی بهم نداد شرکت
دو ماه پروسه مصاحبه من طول كشيد حقوق در حد وزارت كار هست كه ادعا ميكنن ٢٥ درصد بالاتر از رنج بازار حقوق ميدن (براي فردي با ١٢ سال سابقه بيمه /٤ سال سابقه كاري مرتبط) ٢٥ ساعت اضافه كاري اجباري و بررسي گريد دانشگاهي ٩ ميليون تومان البته ميگن مزايا هم دارن كه منظورشون (بيمه تكميلي و ناهار و كادو تولد و كادو ازدواج ،سه تا اقامتگاه در شهرهاي مختلف هست البته اگه در تاريخ مدنظر فرد، اون مكان خالي باشه ميتونه استفاده كنه😂🤣) بنظر مياد شما هر لولي داشته باشي هرچقدر توي مصاحبه فني مسلط باشي و پاسخ سوالات رو بدي طبق استاندارد توسن جونيوري ضمن اينكه cycle review شركت براي پروموت شدن هم بسيار سخت و طولاني هست يعني زير يك سال نميتوني درخواست level up بدي كه براي اون هم بايد كميته جذب مجدد سپري كني
برای مصاحبه دعوت به کار شدم دو نفر یکی برای مصاحبه فنی وخود مدیر عامل وارد شدن مصاحبه فنی خوب بود تقریبا. موقع سوالات مدیر عامل شروع کردن به سوالات بی معنی و مسخره کردن من هم خونسردی مو حفظ کردم ولی دید منفی نسبت به شرکت پیدا کردم و با اینکه تماس هم گرفتن نرفتم از همین ابتدا شروع به تحقیر کردن کنن وای به حال بعدش. شخصیت خود مدیریت زیر سوال میره شایدم اون روز حالشون خوب نبوده ولی یه حد و چهاچوبی باید برای سوالات شون داشته باشن و بی احترامی نکنن!
سلام هفته گذشته با هلدینگ ارنیکا (Ernyka Holding) برای پوزیشن "توسعه دهنده C++ با رویکرد امنیت" برای حضور در تیم قرمز مصاحبه داشتم و میخوام تجربه مصاحبه رو توی این پست باهاتون به اشتراک بذارم. امیدوارم بدرد کسایی که میخوان برن مصاحبه بخوره. برآیند کلی (TL;DR): اگر نیروی فنی قوی هستید که مفاهیم رو عمقی بلدید حتما به مصاحبه برید چرا که بنظر شرکت برای افراد کاربلد مزایای زیادی داره. اگر نیرویی هستید که فقط از ابزارها استفاده میکنید بدون اینکه بدونید پشتش چخبره، وقت خودتون رو تلف نکنید، چون بیشتر از همه خودتون اذیت میشید. مصاحبه فنی با آقای کهساری الهادی (Milad Kahsari Alhadi) و آقای نیک نام (NASER Niknam) بود. رزومه ای که فرستاده بودم بصورت پرینت شده توی جلسه بود و آیتم هایی که توی رزومه بودن با دقت خاصی توسط افراد فنی بررسی شد. رویدادهای مصاحبه رو نکته به نکته مینویسم: 1. تیم فنی که مصاحبه رو انجام دادن قوی هستن و توصیه میشه رزومه تون واقع بینانه باشه تا توی جلسه به مشکل خاصی نخورید. 2. مصاحبه با اینکه شبیه به یک گپ و گفت دوستانه و فنی بود، اما عمق زیادی داشت و کاملا مفهوم-محور بود. خیلی کاری به ابزارها نداشتن و سوالاتی که میشد مستقیما از مفاهیم بود. 3. اول از همه سراغ مفاهیم برنامه نویسی رفتن. درمورد موارد زیر ازم سوالات کلی شد به میزانی که متوجه بشن روشون چقد کار کردم: Win API Programming Linux System Programming Functional Programming Pure C Programming C++ Programming 4. بعد کم کم مصاحبه بوی امنیت به خودش گرفت و با محوریت چیزایی که توی رزومه ام بود ازم سوالاتی در زمینه های زیر شد: Blackbox and Greybox Fuzzing Windows Native APIs System Calls API Hooking in Windows Binary Analysis Kernel Mode Drivers Obfuscation AV and EDR Evasion Techniques Signature-based Malware Detection Techniques Behavior-based Malware Detection Techniques Credential Stealers 5. توی همه این موارد مشخص بود که تیم فنی به مباحث مسلط هستن و من به شخصه با توجه به چند تا مصاحبه ای که با شرکت های دیگه داشتم، کمتر تیمی رو میدیدم که این مباحث براشون مهم باشه و بلد باشن. 6. نکته خیلی مهم اینه که کلی ابزار آماده برای این مواردی که گفتم هست. ولی برای افراد توی مصاحبه مهم بود که بدونی این ابزارها چطور اینکارارو رو انجام میدن و پشت صحنه شون چخبره. بعد از یک مصاحبه فنی رفتیم سراغ مسائل منابع انسانی که بیشترش با خانم قاسمی بود: 1. هر سوالی در رابطه با امکانات و مزیت های شرکت داشتم پاسخ دادن. 2. یک نکته جالب این بود که، یه سری انتقاد بنظر من به تیم منابع انسانی شون وارد بود که وقتی مطرح کردم خیلی منطقی برخورد کردن و جواب کاملا قانع کننده ای دادن. از انتقاد بدشون نمیومد. 3. احترام به منابع انسانی رو میشد توی رفتاراشون حس کرد. من اتفاقی قبل مصاحبه توی چند تا از محیط های کاریشون منتظر بودم و با زیرنظر گرفتن پرسنل و رفتاراشون میتونستم حس کنم که از بودن توی محل کار راضی هستن. 4. در آخر هم در رابطه با KPI صحبت کردن. این KPI بنظر هم میتونست خیلی جالب باشه هم خیلی اذیت کننده. برای متخصصی که کاربلده و کاراشو درست انجام میده یه پاداش خیلی خوب هستش و برای کسی که از زیرکار در بره و تسک هاشو به سرانجام نرسونه در نهایت منجر به اخراجش میشه. فک میکنم شرکتای خارجی هم دقیقا همینطوری باشن.
برای پوزیشن فرانت اند دولوپر اقدام کردم. فرایند مصاحبه و تسکی که داده بودند از نظر من استاندارد بود. تنهای مشکلی داشت این بود که توی توضیحات این موقعیت شغلی اعلام کرده بودند از react, vue, angular هرکدام را بلد باشی اوکیه ولی توی فرایند مصاحبه (بعد از مصاحبه فنی و کد چلنج) اعلام کردند حتما باید به vuejs تغییر stack بدی.
به نظرم این شرکت فرایند مصاحبهای خیلی طولانی و بدون هماهنگی داشت و تجربهام از اون خیلی توی ذهنم مونده. وقتی وارد ساختمان شدم فکر میکردم کار بهزودی تمام میشه و بعد از این مرحله قرارداد رو بذارن رو میز، اما واقعا اینطور نبود. فضای شرکت ظاهرا خیلی شیک و بزرگ بود و بیشک یکی از بخشهای خوب تجربهام اونجا راحته. دو نفر از تیم فنی در یک اتاق شیشهای نشستند و توضیح مراحل کار را آغاز کردند. ابتدا یک مجموعه۱۲ سوال کدنویسی/الگوریتمی روی کامپیوتر جلوی من گذاشتند و یک ساعت وقت دادند تا بدون اینترنت به آنها پاسخ بدهم. تقریبا همه را سر وقت جواب دادم و مدیر فنی وارد شد و چند یونیت تست از قبل نوشته شده را اجرا کرد و گفت از دوازده تا شش تای آن را کامل حل کردهام. نکتهای که لازم است بگویم این توضیح خیلی ساده بود اما حداقل توضیح داد که کجا ایراد داشتم. سپس یکی از برنامهنویسان فرانتـاند سوالات شفاهی را پرسید و به جز یک مورد که خوب متوجه نشده بودم، فکر میکنم تمام سوالات را درست پاسخ دادم و مسیر خوبی را دنبال کردم. اما گمان کنید مرحله به پایان رسیده باشد؟ خیر، هنوز کار داشتیم. بعد از این مرحله همان برنامهنویس فرانتـاند یک تسک با Vue.js به من داد، این دومین تسکی بود که فرصت انجامش را داشتم. بدون علاقه و با بیمیلگی سریع چیزی نوشتم و برای من اهمیتی نداشت چون حتی اگر قبول هم میشدم قصد همکاری با شرکت را نداشتم. تصمیم گرفتم بیشتر سطح خودم را بسنجانم. به او گفتم کار تمام شده و بیاید تا نگاه کند. وقتی دید نیمهکاره است، گفت باید کاملش کنم تا بررسی کند. من توضیح دادم واقعا علاقهای به تکمیل این تسک ندارم و از روند مصاحبه هم رضایت کامل ندارم. بدون حرفی اتاق را ترک کرد و به همکارانش رفت. همانزمان که صحبت میکردند، همکارانشان به سمت اتاق من نگاه میکردند و احساس ناخوشایندی داشتم. در نهایت مسئول منابع انسانی آمد و از من تشکر کرد و گفت خوشآمدید. به مدیر فنی هم اعتراضم را رساندم و گفتم روند مصاحبه با تجربههای قبلیم در اسنپ و علیبابا تطابق ندارد. پاسخشان این بود که کارشان بزرگتر است. در نتیجه این تجربه، تقریبا یک روز کاریام را گرفت و من مجبور شدم مرخصی از شرکتم بگیرم، هرچند به آنان گفته بودم هماکنون در جای دیگری مشغول کار هستم و اهمیت چندانی برایشان نداشتند.
در مصاحبهای برای شغل ویزیتوری با خواهرم شرکت کردیم، اما در همان نخست فهمیدم که حضور دو نفر فامیل در یک مصاحبه را قبول نمیکنند. با توضیحاتی که دادم و از طرف خواهرم، آنها را قانع کردیم و فرم رزومهمان را پر کردیم. گفتند از نظر آنها قبول میکنیم اما باید رئیس هم مصاحبهای با ما داشته باشد؛ رئیس در مرخصی بود و قرار شد چند روز بعد خبر بدهند تا با رئیس مصاحبه کنیم. وقتی به دفتر رسیدیم و گفتیم خواهر و برادر هستیم، آنها دوباره گفتند نمیتوانند دو نفر فامیل را بپذیرند. من گفتم اشکالی ندارد با خواهرم مصاحبه کن، اما گفتند خانمها مناسبی برای این کار نیستند و پرسیدم چرا در آگهی چنین چیزی نوشته نشده است؛ با این حال گفتم که با من مصاحبه کنند. در پاسخ گفتند شما آذری هستید؟ من گفتم خیر. رزومه ما اصلا وجود نداشت و در لیستشان نبود؛ نمیدانم رزومه چگونه حذف شد. مصاحبه با پاسخهای غیرمرتبط و گاه مربوط به زندگی خصوصیمان ادامه یافت و نتیجه نهایی مصاحبه بههم ریخت. به نظرم مصاحبه با رفتارهای ناقص و ناپختهای پیش رفت، و ارزیابی بیشتر بر پایه رابطهها بود تا ضوابط. در طول مصاحبه هیچ سؤال مرتبط با کار ویزیتوری مطرح نشد.
من برای مصاحبه اونجا رفتم. مدیر بخش کلی وعده و وعید درباره حقوق داد. مصاحبه هم خوب و سوالها معقول و رفتار و برخورد، خوب بود. ولی مدیرعامل زد زیر همش، و منابع انسانی با لحن زشتی گفت که حقوق همینه و با هیچ کس دیگه ای حق نداری صحبت کنی. همون روز یک خانم با همون حقوق بالا استخدام شد و به من اون حقوق پایین رو اعلام کردن. نمیدونم چه مرگشون بود
دو سال پیش برای پوزیشن کارشناس شبکههای اجتماعی با این شرکت مصاحبه داشتم. ابتدا زیادی تغییر زمان میدادن و خوشبختانه مصاحبه بهصورت آنلاین انجام شد و همون لحظه از ترکش شدن بهونهام میگذاشتم. مدام درگیر سوالهای جدید میشدم و هر بار انتظار داشتن مهارتهای تازهای از من داشتن. در نهایت هم هیچ بازخوردی نگرفتم و مشخصا نگفتن قبول شدم یا نشدم. از اون به بعد دیگه رزومهای برایشون نفرستادم.
برای ورود به شرکت، سه مصاحبه برنامهریزی شده بود. در اولین مرحله یک پیشمصاحبه از طرف منابع انسانی برگزار شد که سوالات سادهای مثل تایپ نت و وضعیت خدمت وظیفه و مهاجرت را دربر میگرفت. در مرحله دوم جلسهای اصلی بود که هم پرسشهای شبکهای داشت و هم سوالاتی مرتبط با برنامهنویسی. در نهایت مرحله سوم دوباره به منابع انسانی مربوط میشد و امکان کار از راه دور هم ارائه میشد. محل شرکت در یوسفآباد تهران بود.
برای مصاحبه رفته بودم، مدیر فنی ازم مصاحبه کرد، هیچ سوال فنی پرسیده نشد، فقط بحث سر مبلغ بود که منم گفتم nتومن کم تر قبول نمیکنم که گفتن با توجه به سابقه مبلغ درخواستی زیاد هست، صرفا جهت اطلاع الان دو میلیون بیشتر از اون مبلغ دریافت میکنم و مبلغ درخواستی اصلا زیاد نبود. آخر مصاحبه هم گفتن ما با چند نفر مصاحبه کردیم، بررسی میکنیم کی زیاد میدونه کم میگیره اونو استخدام میکنیم 😁
در زمانی که فکر میکردم کار گرافیک دیزاینر را با موفقیت به دست آوردهام، داستانی پیچیده پیش آمد. دو مصاحبه برای مو تن رو را پشت سر گذاشتم، دو تسک هم انجام دادم و ایمیلی رسید که پذیرش پوزیشن گرافیک دیزاینر را تأیید میکند و از من خواسته شد مدارک برای نهاییسازی قرارداد ارسال کنم؛ این اتفاق در روز چهارشنبه افتاد. در همان روز شنبه تصمیم به اعلام استعفا در محل کار فعلیم گرفتم و تصور میکردم همه چیز در مسیر عادی پیش میرود. صبح همان روز مدارکم را برای قرارداد ارسال کردم و با من هماهنگی کاملی انجام شد، اما ظهر ناگهان تماس گرفتند و گفتند تیم مارکتینگ کرونا گرفتهاند و استخدام را متوقف کردهاند. خیلی برایم روشن نبود چگونه این ارتباط به بحران کرونا مربوط میشود، چون Email پذیرش برای من ارسال شده بود و انتظار داشتم از نظر استخدامی در همان مسیر باقی بمانم تا دو هفته بعد که تیم بهطور کامل استقرار پیدا کند. شب همان روز دوباره پیام دادند و تسکی فرستادند که انجام دهم، در حالی که قبلا دو تسک را کامل کرده بودم و مورد تأیید بود، اما نتیجهای اعلام نشد تا اینکه خودم پیگیری کردم و امروز گفتند که نمیتوانند با من همکاری داشته باشند. سه هفته با انتظار برای پاسخ منفی سپری شد در حالی که از همان ابتدا پاسخ منفی مشخص بود و واقعا نمیفهمم چرا ایمیل پذیرش برای من فرستاده شد. این تجربه تلخ از مو تن رو همواره در ذهنم میماند.
من تجربهای واقعی از یک شرکت به نام آرکس دارم که قصد داشتم در بخش طراحی وب با آن همکاری کنم. خلاصهی ماجرا این است که این شرکت با تبلیغات استخدامی ظاهرا معتبر ظاهر میشود اما در عمل روند استخدامی بسیار مبهم، طولانی و پر از بیعدالتی و فشار بود. آنها از طریق وبسایتهایی مشابه با نام آرکس و پیزا360 فعالیت میکنند و ارتباطاتشان عمدتا از طریق کانالهای مخفی مانند سکرت چت تلگرام است؛ تماس مستقیم یا حضور فیزیکی تیمی وجود ندارد و هیچ شماره تماسی در دسترس نیست. در طول مدت استخدام برای رزومههایمان با تاخیرهای چندماهه پاسخ میدادند و فرایند مصاحبه به شکل مبهمی انجام میشد. سوالات در مصاحبه تکراری بود و ارتباطی با شغل من نداشت و در عین حال حقوق و وظایف منتشر شده مطرح نمیشد. پس از مدتها، گفتند که رزومهام تایید شده و باید در یک گروه تلگرامی برای مصاحبه شرکت کنم. در مراحل بعدی مشخص شد که برای ارزیابی مهارت باید یک وبسایت آزمایشی با موضوع گردشگری روی هاست و دامنه شرکت طراحی کنم و پس از ارائه، به من گفتند که برای تثبیت مهارتها باید یک ماه بهطور مشروط کار کنم و سوپرایزر من را زیر نظر بگیرد و حقوق ماهیانه از چهار تا هفت میلیون تومان تعیین میشود. من پرسیدم مگر در مصاحبه حداقل حقوق را نگفته بودند؟ چرا باید حقوق را کارفرما تعیین کند؟ پاسخ به سوالات من معمولا با این جملات روبهرو میشدم که سوپروایزر بهزودی اعلام میکند یا مباحث به آینده موکول میشود. در ادامه، همان گروه تلگرامی وبسایتهایی با موضوع کارواش به من محول شد که باید در مدت ده روز کاری و حدود هشت ساعت در روز توسعه و طراحی را انجام میدادم. من موظف بودم همهچیز را از صفر تا صد انجام دهم: از ایدهپردازی، طراحی گرافیک، جمعآوری تصاویر مرتبط، تا توسعه و پیادهسازی، و همه اینها بدون امکان استفاده از محتوای کپیشده و خارج از منابع در نظر گرفته میشد. با وجود این شرایط، دسترسیهای من به فایلها و امکانات وردپرس محدود بود و هیچ دسترسی مجدد برای آپلود یا اصلاح محتوا وجود نداشت. حتی ورود با یک کانفیگ خاص بود و در پایان کار دسترسیهای من بهکل قطع میشد و من قادر نبودم وبسایتی که طراحی کردهام را ببینم. بعد از تحویل، به بهانه استفاده از متون لورم اپیسوم در برخی از باکسها من را رد کردند و گفتند که سطح علمی و مهارت من کافی نیست. نحوه برخورد با من هم به سرعت تغییر کرد و تمامی ارتباطهای من از طریق گروههای تلگرامی قطع شد و بلاک شدم. این اتفاق تنها چند دقیقه پس از تحویل نهایی وبسایت رخ داد. پرسشهای من بیپاسخ ماندند: چرا چنین تصمیمی در چند دقیقه پس از تحویل گرفته شد؟ آیا میشد برای اصلاح متون لورم اپیسوم اقدام کرد و بهبودهایی در محتوای کارواش ارائه داد؟ چرا بلاک شدم؟ نتیجهگیری من این است که این شرکت با وجود ادعای فرصتهای شغلی، در عمل فرایند استخدام کارمند یا همکار فریلنسری را به شکلی غیرشفاف و گاها آزاردهنده اجرا میکند و با رویههای غیرمنصفانه، فشار کاری سنگین و عدم شفافیت، کار را از افراد میطلبد بدون اینکه حقوق و شرایط دقیق کار به وضوح مشخص شود. این تجربه بهمن نشان داد که آشنایی با این شیوهها میتواند بهخاطر جلوگیری از مشکلات آینده کمک کند و
برای کارآموزی هوش تجاری به این شرکت مراجعه کردم و اول رفتاری که با من شد خیلی متفاوت بود. فردی با نگاه از بالا به من سوالاتی تخصصی پرسید که عمدی بود تا نشان بده کارآموزی بودنم و بیشتر از این نیستم. چند روز بعد برای مصاحبه منابع انسانی دعوت شدم؛ دو مدیر از شرکت هم حضور داشتند. گفتند اینجا دوره کارآموزی معمولا سه تا شش ماه است، بدون حقوق و بیمه، تماموقت و حضوری. همچنین گفتند ممکن است بعد از سه یا شش ماه از دوره خارج شوم یا ممکن است همان ماه استخدام شوم. اگر پس از دوره کارآموزی تأیید شوم، با حقوق وزارت کار استخدام میشوم. جو کلی شرکت خیلی مناسب نبود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.