واقعا دزد به تمام معنا تمام وقتمو گذاشتم برای گرفتن چالش ها و پس از تکمیل واریز نکردن و هرچی به پشتیبانی پیام میدم میپیچونن و جریمه های بیخودی میکنن کرایه ۳۰ هزارتومان میدن جریمه ۲۰۰ هزار تومنی میکنن پاداش ها و تضمین درآمد هارم واریز نمیکنن پشتیبانی تلفنی جواب نمیدن و تیکت هم سر بالا جواب میدن خلاصه که خیلی خیلی مزخرفه
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در این شرکت حس میکردم از همان روز اول به من اعتماد کافی داده نمیشود و فضای کار به شدت سرد بود. یک ماه پیش از قطع همکاری اعلام کردم و در نهایت روز آخر با وجود پذیرش شرکت، گفتند دیگر نیازی نیست برگردم و حقوق آخرین ماه را هم پرداخت نکردند. علاوه بر آن، در محاسبه بیمه هم به شیوهای غیرمنصفانه عمل میشد و به کوچکترین نکات مثل زمانبندی استراحتها یا مرخصیها نیز حساسیت نشان میدادند. وقتی از توهین یکی از همکاران ناراحت شدم، به جای حل مشکل، مرا به کمکاری و بیدقتی متهم کردند. از منظر فنی اوضاع چندان مساعد نبود؛ مدیران و سرپرستان اطلاعی از برنامهنویسی نداشتند و پشتیبانی مؤثری ارائه نمیشد. احساس میکردم بیشتر به عنوان ابزاری برای انجام کارها استفاده میشوم تا اینکه به پروژه و کارم اهمیت بدهند. اگر به دنبال احترام، حقوق کامل و محیط کار سالم هستی، شاید بهتر باشد به جاهای دیگر نگاه کنی. همه چیز به نظر میرسید که با روابط خانوادگی و پارتیبازی گره خورده و دفاتر پیشخوان هم از وضعیت ناراضی بودند؛ سرویسهای ارائهشده به درستی بالا نگرفته و خطاهای متعددی داشتند. در نهایت احساس میکردم تمرکز فقط روی دریافت پول است و پاسخگو بودن به مشکلات کارکنان چندان مد نظر نیست.
شرکت آی تی ساز تجربهای کاری را برای من ثبت کرد که کاملا منفی بود از نظر من محیط کار بسیار ناسالم و غیرحرفهای بود. حقوق با بیمه تفاوت داشت و رفتارها اغلب تهمتگونه و بیاحترامیآمیز بود. فضای کار به گونهای بود که روح و روان کارکنان تحت فشار قرار میگرفت و درک نمیشدند. هدف شرکت به نظرشان این بود که حقوق و مزایای کارکنان را تنها در حد کمینه نگه دارند و سطحی از مراقبت نشان نمیدادند. ساعات کاری به شکل نامناسبی کنترل میشد و رفتارهای نظارتی مانند دوربینهای مداربسته به شدت احساس میشد. گاهی اوقات شرایط آنقدر دقیق بررسی میشد که حتی در زمانهای استراحت صبحگاهی یا ناهار نیز فرایندها محدود بود و پاسخی درباره حقوق و مزایا داده نمیشد. روابط کارکنان چندان سازگاری نداشت و امکان خندیدن یا آرامش داشتن وجود نداشت زیرا ترتیب کارها دائما تغییر میکرد. اعتراضات یا درخواستهای حقوقی و مزایا هم به صورت واضح پاسخ داده نمیشد و از نظر من ثبت و تقدیر از کارها دیده نمیشد. با وجود حجم کار بالا، ارزیابی یا تقدیر مناسب صورت نمیگرفت و مدیریت به نظر ضعف داشت.
تجربه خوبی نداشتم چون منافع شخصی را دخیل در منافع شرکت می کنند. ابتدای کار با شما برخورد حرفه ای دارند اما به تدریج تبدیل به رفتار غیر حرفه ای می گردد.
منظرهای که از شرکت میبینم این است که دیجیپی در مسیری نیست که بتواند آیندهای روشن را تضمین کند. با جابهجاییهای گسترده، مدیران باتجربه کنار گذاشته میشوند و افراد کمتجربه و کممهارت جایگزینشان میشوند که بیشتر از شرکتهای ناکام و وابسته به یک بنگاه رانتی آمدهاند تا از بینش لازم برخوردار باشند و این، چشمانداز شرکت را تاریکتر کرده است. مدیریت عامل جدید هم بدون بهرهبردن از نیروهای مستعد و کارآزموده، رویکردی کوتاهمدت و نمایشی در پیش گرفته که به جای بهرهوری پایدار، بهزودی کار را بهحداقلسازی و نمایشهای سطحی میرساند. وقتی ساختار سازمانی مناسبی هم وجود ندارد یا جذب نیروها بر اساس روابط خانوادگی و شخصی صورت میگیرد و فضا به «خودی» و «ناخودی» تقسیم میشود، طبیعی است که بهجای اصلاحات استراتژیک و کاوش عمیق در امور، تنها هزینهها کاهش مییابد و نتایج سطحی ارائه میشود. نتیجه چنین رویکردی، تضعیف پایههای شرکت فینتک محور مالی است. در این میان منابع انسانی هم به جای ایفای نقشی فعال در نگهداشت و پرورش استعدادها و حفظ فرهنگ سازمانی، به نهادی منفعل و صرفا دستیار اجرایی مدیرعامل تبدیل شده است؛ نهادی که به جای سنگ بنای توسعه، به یکی از عوامل بحرانزا بدل گشته است. واقعیت این است که آینده دیجیپی به نوآوری مداوم، رصد مستمر بازار، پیشیگرفتن از رقبا و کشف بازارهای عمودی جدید بستگی دارد. در گذشته، با وجود ضعفها، بهواسطه بنیانگذاران، شرکت تا حدی در فیلد فناوری میرفت؛ اما مسیر فعلی میتواند به کوچکشدن، ناکارآمدی و در نهایت فروپاشی کامل منتهی شود. هیئت مدیره تاکنون یا به دغدغهها بیتفاوت بوده یا اراده و توان لازم برای اصلاح شرایط را از خود نشان نداده است؛ در چنین وضعی، اگر هدایت شرکت از دستشان خارج است، شایسته است که کنار بگذارند تا فضای تصمیمگیری مؤثرتر فراهم شود.
بيست دقيقه در اتاق خالي منتظر ماندم تا براي مصاحبه آمدند در حاليكه سر تايم اعلامي خودشان رفته بودم .مصاحبه كننده بطرز بسيار بسيار عجيبي بي سواد بود و از بالا و تحكم آميز رفتار ميكرد. به عنوان مثال وقتي ميگفتم ما بايد به اهداف بيزنيس برسيم با لحن تمسخر آلود ميگفت ux چه ربطي به بيزنيس دارد. وقتي ميگفتم ux ميان رشته اي هست و يكي از اين رشته ها بيزينس است با تمسخر واكنش ميداد. يا مثلا ميگفت ux را در يك تب بمن نشان بده وقتي من از مفاهيم ux مثل هايرآركي صحبت ميكردم با لحن تحكم آميز ميگفت نه مورد اين موارد حرف نزن خود ux را نشان بده. بنده خدا توقع داشت مثل ui يك المان را به اون نشان بدهم و بگم اين ux هست. من قبلا خودم در مصاحبه هاي زيادي به عنوان مصاحبه كننده حضور داشته ام و جالب است كه ايشان از بين هزاران سوال حرفه اي كه ميتوانست بپرسد چون سواد كافي نداشت به پرسيدن سوالات بي ربطي نظير نام استاد دانشگاه من در 20 سال قبل بسنده ميكرد و وقتي ميگفتم يادم نيست با لحن زننده و تحكم آميزي ميگفت من تو را درك نميكنم مگر ميشود كسي يادش نباشد. واقعا همراه اول اين افراد عتيقه و از خودراضي و بيسواد را از كجا آورده است. ميتوانم بگويم بدترين و غير تخصصي ترين و توهين آميز ترين مصاحبه من در طول تمام سالهاي كاري ام بود.
اخیرا در موقعیتی با چالشهای عمیق فرهنگی و ساختاری در یک هلدینگ فناوری بانکداری کار میکردم و تجربهام نشان میدهد که نظم در پروژههای بانکداری دیجیتال، ارتباط بین تیمهای فنی و کسبوکار، و فرایندهای حرفهای مدیریت محصول و تحول دیجیتال با شکست مواجه شده بود. دلیل اصلی این ناکامی کمتر از هر چیز دیگری به تغییرات مدیریتی مداوم در سطح ارشد بانک و نبود انسجام تصمیمگیری و کمبود تخصص در تیمهای مدیریتی مربوط میشد. در این هلدینگ، کمبود مدیران ارشد حرفهای در حوزه بانکداری و فناوری مالی به چشم میخورد. پس از جابهجایی مقام قائممقام سابق بانک، با وجود انتصاب مدیرعامل با تجربه برای هلدینگ، با گذشت یک سال و خروج مدیران باسواد و با دانش، مجموعه به سمت ناکامی پیش رفت. اعضای هیئتمدیره با تجربه کم و ناکافی، همراه با هیئت سرپرستی بانک که آشنایی اندکی با مفاهیم بانکداری دارد و معاون فناوری اطلاعات که تخصص لازم در حوزهای به جز فناوری را ندارد، عاملان این روند نابسامانی بودند. در نتیجه، شرکت به سوی ریزش کامل و تهدید جدی سرمایه سهامداران و ذینفعان پیش رفت.
مدت چهار سال است که در این شرکت مشغول به کارم و تا حالا حقوق معوق هیچکدام از همکارانمان را تجربه نکردم؛ همه حقوقها بهموقع پرداخت شدهاند. سابقهی شرکت بیشتر به حالت سنتی و دولتی بود، اما طی یکی دو سال اخیر تغییراتی دیده میشود و از حالت دولتی به سوی ساختار شرکتمحور پیش میرود؛ به بیانی سادهتر، برخی از جنبههای دولتی بودن کاهش پیدا کرده و به سمت پذیرش تیمهای خصوصی متمایل شده است. در مجموع از این وضعیت راضیام چون امنیت شغلی برایم اهمیت زیادی دارد و باید بتوانم مخارج خانوار را تامین کنم، و اینجا از نظر امنیت شغلی جایگاهی نسبتا مطمئن دارد. اکنون شرکت به سمت مسیر تازهای حرکت میکند و این تغییرات را میتوان از روندهای اخیر بهوضوح دید.
این تجربه های خوب ثبت شده در این صفحه فقط کار دختر مدیر عامل (منابع انسانی) هستش اصلا باور نکنید. جو شرکت از سمی بودن گذشته و به سطح رادیواکتیو رسیده. حال بهم زن ترین شرکتی که حتی تصورشو کنید هستش. از بالا تا پایین، از بزرگ تا کوچک همه دنبال زیرآب زدن و ضایع کردن همدیگه هستن.یک درصد از حرف های مدیر عامل قابل اتکا و پذیرش نیست ، با چرب زبونی و قربون صدقه کارشونو پیش میبرن. نرم افزارهایی که به مشتری ها داده میشه همه با رانت و آشنا بازی توسط مدیرعامل فروخته میشه. نرم افزارها به شدت مشکل دار هستن که بعد از تحویل به مشتری توقع معجزه از پشتیبان دارن چون دیگه برنامه نویسیم براشون نمونده.همه برنامه نویسا و پشتیبان هایی که میشد روشون حساب کرد از شرکت فرار کردن و فقط موندن افرادی که ادعا دارن نه علم.سطح حقوق ها با سایر شرکت ها تفاوت عجیب و غریب داره ، هیچ المان مشخصی برای محاسبه حقوق افراد نداره و به دلخواه مدیر به افراد حقوق داده میشه ، هیچ پرداختی سر موقع انجام نمیشه ، موقعیم که پرداخت میشه بالاخره یه جوری از سر و تهش میزنن.امکانات رفاهیم که در حد دستمال کاغذی اونم هر یک ماه یک بسته با غرغر کارمندا، نه وضعیت گرمایش و سرمایش خوبی داره نه آشپزخونه درست و حسابی ، وام یا کمک هزینه هام فقط به نزدیکان مدیرعامل پرداخت میشه انگار بقیه آدم نیستن.خلاصه که اگر ذره ای اعصاب و روان و آرامشتون براتون مهمه سمت این شرکت نرید.یه مشت فامیل که مالک شرکت هم هستند جمع شدن دور هم فقط در حال بیزینس های شخصی خارج از شرکتشونن و مدیرعاملم که همون مالک اصلیه در حال فشار آوردن به کارمندا و ضایع کردن حقشونه.حتی اگر ثبت این تجربیات باعث بشه یک نفر نجات پیدا کنه من وظیفم انجام دادم. امیدوارم تو بهترین شرکت های تهران که به شدت برای شما و تخصصتون ارزش قائل هستن مشغول به کار بشید و به اجبار در همچین مجموعه هایی که حقوق 6 ماه یکبار با منت پرداخت میکنن نشید. یا حق
سالها همکاری با دیجیآلفا برای من تجربهای پر از یادگیری و چالشهای سازنده بوده است. چیزی که این مجموعه را متمایز میکند، روحیهی همکاری، احترام متقابل و نگاه بلندمدت به رشد تیم است.
بسیار برایم جالب است که عزیزانی به هر عنوان سعی در مثبت جلوه دادن فضای کار در این شرکت را دارند، به نظر شما عزیزان این که مبلغی را بدون اطلاع شما و پس از گذشت دو سال به حساب شما واریز کنند چه معنایی جز وجود یک سیستم به شدت کند و بیمار و بی خبر از قوانین کار و تامین اجتماعی دارد؟!!!! به نظر شما این مورد که در این شرکت مدتی مسئول دفتر مدیر عامل افغانستانی باشد و بدون برقراری بیمه تامین اجتماعی کار کند هر زمان که دلش خواست به آبدارخانه برود و مشغول خوردن بیسکویت و آبمیوه ای که با پول شرکت برای برگزاری جلسات خریداری شده است شود درست است؟ و در صورتی که خدماتی بنده خدا مانع از این دزدی او شود او را تهدید کند نشان دهنده فضای کاری صمیمانه است؟!!! به نظر شما این مورد که برای گرفتن یک مساعده می بایستی شنونده درد دل و انتقادهای کارمندانی باشی که هیچ کاری نمی توانی برایشان انجام دهی دردناک نیست؟!!! این که برای گرفتن یک کاردکس کارکرد دو هفته انتظار بکشی شامل کمی تفکر نمی شود؟!!! دوستی نوشته که یک سال برای پیشرفت خودش با شرکت همکاری کرده، این چگونه پیشرفتی بود که استمرار نداشت و ایشان پس از یک سال شرکت را ترک کرد؟!!! موارد بسیار دیگری برای گفتن هست که در این مقال نمی گنجد.
دوره حضور من در شرکت نوین چرم با وجود مشکلات اقتصادی که بازتابی گسترده در شرکتهای بزرگ دارد، تجربهای بود که دورنگری مدیریتی را به خوبی نشان میدهد؛ به رغم بحرانها، شرکت حتی در شرایط بحرانی به کار خود ادامه داد و هیچیک از افراد را تعدیل نکرد. برخی از صحبتهایی که در بارهی افرادی که به شرکت آسیب زدهاند یا کسانی که شرایطشان به پروژه مربوط نمیشد مطرح شده بود، اما واقعا مشخص نیست چه چیزی پشت این ادعاها بوده و آیا مشکلی جسمی یا روانی در رزومهی این افراد وجود داشت یا خیر. از تجربهی من مشخص است که وقتی به من برای یک سال همکاری ارائه شد، با توجه به بحث حقوق و تاخیرهای مربوط به آن، با تصمیم خودم برای پیشرفت شخصی، همکاری را پذیرفتم و باور دارم که روابط بین افراد زمانی موفق است که هم انگیزه و هم جهت با تیم وجود داشته باشد و این دیدگاه در شرکت بهنوعی پذیرفته میشود، مانند اکثر سازمانها. فضای کاری ناسالم وقتی وارد میشود که افراد جدید به دنبال تخریب باشند، اما در آغاز ورود هر کارمند، شرایط به گونهای است که همواره باید با بازتابی مشابه مقابله کرد. از این تجربه تنها خواهشی که دارم این است که با تفکر بیشتری به موضوع نگاه شود.
به جز پول و حقوق و مزایا تقریبا این سازمان هیچ مزیت دیگری ندارد. نه به صورت حرفهای کار میکنند. نه بستر رشد و یادگیری دارد. نه حتی احترام و ارزشمندی نیروی انسانی وجود دارد. تقریبا هیچ و هر چیزی که از بیرون به نظر میرسد کاملا نمایشی است.
مدت زیادی که در این شرکت کار میکردم، همه چیز با مدیری مشتاق و منظم آغاز شد و پس از او وضع متزلزلتر شد. پرداختیها بهروز بود و مزایا همچون وام بانکی و دریافتهای مختلف وجود داشت، اما واقعا هیچکدامشان ارزش کار در محیطی ناسالم و پرتنش را نداشت. با اداره منابع انسانی و تیم تحت مدیریتشان بههیچ عنوان کنار نمیآمدم؛ رفتارشان به شدت بیسوادی، بینظمی و بیتربیتی بود. برخی همکاران خاص، مثل افراد یوسفـی، حاج رحمیی و مهدیزاده، به نظر من یکی از بیشرمترین آدمهایی بودند که ممکن بود روزی با آنها روبهرو شوم.
امروز فهمیدم که در زمان ورودم به بهسازان ملت، فشار روانی زیادی تحمل کردم و الان هم پشت سر گذاشتن این مدت از نظر روانی تأثیر زیادی بر من گذاشته است. در طول این سالها که هشت سال است در همین مجموعه هستم، تجربههای روحی و روانی زیادی دیدهام و اگر آن موقع داوطلبانه یا با بررسی دقیق اتفاقات رخ بدهد، شاید بهطور کامل آرامش میگرفتم یا کمتر تحت فشار بودم. یکی از همکاران قدیمی که مسئول اتوماسیون بود، اخیرا کارمند جدیدی را تحتتأثیر شدید قرار داده و اتفاق فوتی و فشار شدید روانی ایجاد کرده است؛ من هم بهعنوان یکی از همکاران احساس میکنم که جو کار خیلی روانی است و به دلیل فشارهای گروهی و پارتیبازیها، ممکن است به سلامت روان صدمه بخورد. از دید من، محیطی که در آن همکاران بهخاطر انگیزههای گروهی و باندبازی تحت فشار قرار بگیرند، به سلامت روانی نیروها آسیب میزند و این بهسازان ملت را به همپیوندی نگرانکنندهای میکشاند. من و همکار جدیدمان نهایتا تصمیم به قطع همکاری گرفتیم تا از این فشارها دور شویم و سلامت روانیمان حفظ شود؛ امیدوارم مدیران به اهمیت سلامت روان تیمها توجه بیشتری نشان بدهند و از ایجاد فضای توأم با فشار و سوءاستفاده خودداری کنند.
ناواکو شرکت نرم افزاری بانک مسکن است منتها از نظر نرم افزاری از 10 در حد 2 می باشد چون تیم برنامه نویسان معاونت نرم افزار بسیار ضعیف و فسیل هستند و در واقع همگی قبلا پشتیبان بودن بعد برنامه نویسی PL/SQL و کمی NET. بصورت ابتدایی و غیر حرفه ای یاد گرفتند و یک سیستم هایی تولید کردن که خیلی زیر سطح استاندارد ایران هست که البته بانک مسکن هم بانک خوب و مدرن و به روزی نیست! یعنی ناواکو و بانک مسکن به هم میان. در واقع اکثر نیروها جز تعداد معدودی با سفارش از بانک به این شرکت وارد شده اند و دارن حقوق مفت می گیرن البته آدم های شایسته و کاری و خوب هم در ناواکو وجود دارد .... الان هم که مدیر عامل جدید ناواکو و مدیر بانک مسکن همه افراد مسن بازنشسته و دوستان خود را به عنوان مشاور وارد ناواکو کرده و دور هم خوش هستن دیگه .... امیدوارم در آینده افراد متخصص و شایسته وارد ناواکو بشن که البته خیلی بعیده .... البته گمان نمی کنم سایر شرکت های دولتی هم بهتر از این باشند!
سلام من دو سال در انبار دیجی کالا کار کردم متاسفانه مجبور بودم کار کنم چون پولشو لازم داشتم و باید بگم که بدترین دو سال زندگیم بود من در قسمت های مختلف انبار کار کردم از جمع آوری بگیر تا بسته بندی یه چیزی توی همشون مشترکه و اون دائما سرپا بودن هستش و آمار ساعتی توی مخی هر روز وقتی میومدم خونه پاهام و کمرم درد میکرد واقعا خسته کننده بود حقوق ناچیز بود و حتی ناهار هم نمیدادن خودمون باید غذا میاوردیم همش یه پونزده دقیقه تایم چایی داشتیم یاد اون روزا میفتم بغض میکنم حتی تعریف کردنش هم برام سخته من نمیدونم اخه چرا دو سال اونجا موندم ! شاید تنها دلیلش وجود دختر ها بودش بنظرم مدیریت شرکت از قصد دخترای بی حجاب رو ریختن اونجا که پسرا تحریک بشن بیان سرکار این اشتباه رو نکنید و اصلا سمت دیجی کالا نرید فقط به درد کسی میخوره که به اخر خط رسیده و چاره ی دیگه ای نداره برای خودتون ارزش قائل بشید اینم بگم هم موقع ورود به انبار هم موقع خروج حراست شمارو میگرده و تحقیر میشید واسه یه دستشویی هم باید صف وایسید نکنید اقا نکنید اینکارو سمت انبار دیجی کالا نرید موفق باشید
سلام دوستان اصلا به نظرات مثبت توجه نکنید... نهایتا بعد از یک الی 3 ماه متوجه میشید چه اشتباه بزرگی رو مرتکب شدید. توی واریز به شدت ضعیف عمل میکنن و بهونه های الکی میارن تا حقوق رو ندن و یا کمتر بدن و چون شرکت توی ترکیه اس و قرارداد محکمی باهاتون ندارن و کاملا میتونن دور بزننتون و نهایت هم کسی با حقوق کمتر راضی بشه کار کنه شما رو هرچند متخصص باشید میزارن کنار و من اوایل فکر میکردم کسانی که از شرکت میرن بیرون واقعا کار تحویل نمیدن و میزارنشون کنار و اونموقع هم یادم هست که حقوق های اون هایی که میگفتن نیان رو دیگه نمیدادن/ واقعا اگر آگهی استخدامشون رو دیدید فقط فرار کنید چون خودتون خیلی زود به حرف من میرسید کار نکردن بهتر از کار کردن تو این شرکت هست
تجربهام از کار در تسهیل گستر روال کار رو اونقدر روشن نکرد مگر اینکه بگم دوستان خوبی تو اونجا پیدا کردم؛ مزیت چندانی که بتونم ازش حرف بزنم وجود نداشت و واقعا تنها چیزی که از کار دیدم آموزشهایی بود که اجرا میشدن، هرچند اکثر مدرسهای آموزشی از شرکت رفته بودند و اون دورهها بهطور کامل بهدردبخشی نمیرسید. با این وجود، روابط دوستانه وجود داشت و در سطح آموزشی هم نکاتی میدیدم که ارزشمند بودنش بهندرت قابل تشخیص بود.
شرکت خدمات انفورماتیک امروز فاصله زیادی با دوران طلایی و اقتدار سابق خود دارد و کاهش سرمایه اجتماعی و انگیزه کارکنان در سراسر سازمان مشهود است. تصمیمات اخیر عمدتا شتابزده، بدون تحلیل اثرات راهبردی و ارزیابی ریسک سازمانی گرفته شدهاند، که باعث ناکارآمدی سیستمیک و کاهش انسجام سازمانی شده است. نباید به ساختارهای تثبیتشده و موفق سالهای گذشته دست زده شود؛ ایجاد مدیریتهای جدید الزما کار درستی نیست و میتواند تعادل داخلی، سرمایه شناختی و ثبات سازمانی را تضعیف کند. تغییرات شتابزده و مدیریتهای جدید میتوانند موجب **کاهش تعهد سازمانی**، تضعیف انگیزه، افزایش ریسک خروج نیروهای کلیدی و تخریب سرمایه انسانی شوند. برای اصلاح واقعی، نیاز است یک نظرسنجی سازمانی جامع و کمی برگزار شود تا شاخصهای کلیدی مانند موارد زیر ارزیابی شوند: رضایت شغلی و انگیزه کارکنان فشار محیط کار و سلامت روان سازمانی تحلیل نتایج این نظرسنجی میتواند مبنای طراحی اقدامات اصلاحی راهبردی و تحول سازمانی پیشرفته باشد، شامل: کاهش استرس و ارتقای سلامت روان سازمانی افزایش بهرهوری و کارایی سازمانی از طریق بهبود فرآیندها و تصمیمگیری راهبردی اگر شرکت تمرکز خود را روی نقاط قوت ساختار قدیمی حفظ کند و اصلاحات مبتنی بر دادههای واقعی و اصول مدیریت پیشرفته انجام دهد، میتواند دوباره پیشرو در خاورمیانه شود و اقتدار و مشروعیت سابق خود را بازگرداند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.