در اینجا، کار کردن با بینظمترین سازمانی روبهرو شدم که هیچ برنامهای برای مدیریت ندارد و هر روز با چالش تازهای روبهرو بود. مدیران اینجا از نظر برخورد و انگیزه، نقاط ضعفی زیادی داشتند و پرداخت حقوق هم با مشکل مواجه بود. اصلا و ابدا اینجا جای پاتون نیست، چون تجربهی عقبافتادگی و سکون در کار فقط افزایش پیدا میکند و هیچ پیشرفتی در کار حس نمیشود. انتظار بیگاری از کارکنان وجود دارد و به هیچ عنوان فضای سالمی برای رشد نیست. اگر دنبال شغلی با امنیت و آرامش هستید، امکان پیدا کردن جای بهتری برای کار وجود دارد. موفق باشید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من به دلیل سقوط از داربست دچار آسیب شدیدی شدم و حالا هیچ بیمهای ندارم تا داروهایم را بتونم بخرم. برای مخارج درمان و دارو به کمک نیاز دارم و در واقع تنها پشتیبان کناری من فاطمه زهرا است که با ماندن در خانهی مستاجری و کمک دوچرخه زندگیام را کمی سر و سامان داده است. برای دو نان که به آن نیاز دارم به کمک یک فرد با صدقه احتیاج دارم تا بتوانم از پس هزینهها بر بیایم. به صدای نیت و جدیتی که دارم اطمینان بدهید و به داد بچههایم برسید. هیچ چیز غیرواقعی نیست و حقیقتا با مشکلاتی روبهرو هستم. شماره کارت ۵۸۵۹۸۳۱۱۳۸۸۹۰۲۴۸ متعلق به من است. من با شجاعیزاده ارتباط دارم و هدفم تنها تامین مخارج زندگیم و داروهایم است.
با تغییر مدیریت در نیمه دوم سال 403 کلا ساختار و فرهنگ سازمانی عوض شد. نزدیک به نیمی از نیروها در این 6 ماه از شرکت رفتن و جاشون رو یه عده آدم بی تجربه بیسواد پر کردن. دیگه اصلا ملاک شایستگی و دانش نیست. پروژه ها خوابیده و تیم جدید فقط در حال شو کردن و تعریف از خودیها تو شرکت و لینکدین هستن. وقت شون فقط برای نمایش عملکرد نداشته شون میزارن. معاونت تولید جدید که اصلا با فرایند تولید آشنا نیست و حتی توانایی صحبت عادی با نیروها رو نداره و به جای خودش مشاور گذاشته که بیشتر از این نیروها رو با طرز برخوردش فراری نده . ولی امان امان از مشاور نادان که فک میکنه فقط با دروغ گفتن و وعده دادن الکی میتونه نیروها رو به راحتی گول بزنه یا با ایجاد اختلاف بین نیروها کارش رو پیش ببره . الانم چپ و راست دارن مزایا و .. زیاد میکنن که مثلا نیروها گول بخورن و بمونن. اصلا با تصور رایان قبلی به این شرکت نیاین. کلا ساختار و تفکر مدیریتی عوض شده، دیگه اصلا خبری از مدیران سابق در این شرکت نیست، تک و توک مدیران چابلوس عافیت طلب یا ترسو موندگار شدن بقیه همه رفتن. کلا نمیشه با ادمهای غیرفنی و پوچ کنار اومد و کار کرد. کلا بلبشویی ه تو شرکت همه کارها رو هوا، ما که داشتیم کارمیکردیم میفهمیم داره چه اتفاقی میفته ولی اینها فقط دارن برای خودشون دست میزنن.
شرکت بهسا تجربهای را برای من رقم زد که برخلاف آنچه دیگران نوشتهاند واقعیت را به شکلی کاملتر روایت میکند. در اینجا میخواهم با صدای خودم بیان کنم که برای هر درخواست از سمت منابع انسانی باید چیزی فراتر از فرایندهای معمول بدهیم و به ازای هر خدمت، تعرفهای به نام شیرینی مصرف میشود. درخواست تایید مرخصی، گواهی بانکی یا سرعتبخشیدن به انجام کارها همه با این شیوه همراه است و کمترین حد رضایت هم تنها برای کارشناس مربوطه نیست و کل واحد مربوطه را در بر میگیرد. به جای پشتیبانی از پرسنل، منابع انسانی به نظر میرسد به نوعی چارچوبی از عوارض و مالیات تبدیل شده است. اگر صدای اعتراض شنیده شود، پاسخ تهدیدگونهای مطرح میشود که اگر شیرینی داده نشود، کار با تاخیر یا بینتیجه خواهد ماند.
شرکت آبگینه پرداز شرق را تجربه کردم. در جایگاهی مالی کار میکردم و با رفتاری برخورد کردم که بسیار نامشخص و نامطلوب بود؛ انگار در یک میدان نبرد کار میکردیم و برخوردها بیشتر با نگاه تهدیدآمیز بود تا حمایتی. گاهی احساس میکردم که احترام نسبت به کارکنان فقط وقتی وجود دارد که کارها به مذاق فرد مدیران خوش بیاید و به محض درخواست حق و حقوق، وضعیت تغییر میکند و آن میزان از تلاش که برای شرکت صرف میکنم، نادیده گرفته میشود. چنین برخوردی از بعضی مسئولان باعث میشد فهم و درک کافی نسبت به نیازها و مشکلات کارمندان وجود نداشته باشد.
برای اینجا کارکردن به نظر من فقط وقتی مفیده که هدف از کار بدون پیشرفت باشه و هیچ ارزش افزودهای تجربه نکرده باشید. پرداخت حقوق اغلب با تاخیر یکماهه انجام میشه و تیم اداری از نظر اخلاقی خیلی تحملناپذیاند و بیشتر به منافع خودشون توجه میکنن، به خصوص کارشناس مالی و مدیر منابع انسانی. از نظر مالی وضعیت شرکت ضعیف بهنظر میرسه و حقوقها پایینه و سیستم کاریشون کاملا بهطبق رفتار اربابرعیت پیش میره. به هیچ وجه این شرکت رو به عنوان محیط کاری مناسب توصیه نمیکنم، چون قدردانی از تلاش کارمندان رو انجام نمیدهند و نسبت به کارمند احترام چندانی قائل نیستند. هر وقت درباره حقوق و مزایا صحبت میشه، پاسخها اینطور بیان میشن که دستمز Char پرداخت شده و کسر کار رو با ظاهربرداری حساب میکنند اما اضافهکار و جبران اضافه حقوق وجود نداره، حتی اگر تا آخر شب کار کنید. واقعا حیفه وقت و انرژیتون رو صرف چنین سیستمی کنید.
من از این مجموعه جدا شدم بهدلیل مسائل شخصی، اما یاد و خاطرهش هنوز توی ذهنم زنده است. تیمی بینظیر، مدیریتی حرفهای و فضایی که در آن احساس امنیت و ارزش میکردم وجود داشت. حقوق همواره بهموقع بود و اخلاق حرفهای در سطح بالایی قرار داشت و همکارانFunctor همدلی و همدلی بالایی داشتن که کنار هم فضای فوقالعادهای ساخته بودیم. اگر دنبال جایگاهی هستید که هم کار و هم آرامش و احترام را کنار هم داشته باشد، این شرکت یکی از گزینههای خوب است. همکاری با آنها برای من تجربهای عالی بود که هرگز فراموش نمیکنم.
مصاحبه با ParsPack | پارس پک - PARSPACK SUPPORT یکی از بدترین و مزخرفترین و چرتترین مصاحبههای عمرم بود. یعنی فقط من موندم با این مغز کوچیکشون و ذهن بستهشون چطوری بیزینس رو دارن پیش میبرن. ۵ مرحله مصاحبه کردن (وقتم رو تلف کردند): ۱. منابع انسانیشون زنگ زده سوال کوبرنتیز از من میکنه، اونم از روی برگه و قطعا درست و غلط. یعنی اگه شما اون دستور مد نظر اینها رو اون لحظه یادت رفته باشه یا بلد نباشی مرحله بعد نمیری 😅😅😅 ۲. چند روز بعد یه تست مزخرف با کلی سوالهای چرت به زبان انگلیسی با تایم ۳۰ ثانیه گزاشتند جلوت که تا میومدی سوال رو بخونی وقت تموم میشد. چند روز بعدش منابع انسانی زنگ زده حالا با توجه به نتیجه تست بریم مرحله بعد (یعنی هر عددی بگی نصفشم نمیدیم بهت و دست بالا واسماس). ۳. بعد مصاحبه تکنیکال که از جزئیترین چیزها سوال میپرسید، مثل آرگومانهای ورودی فلان دستور. یعنی مغز آدم سوت میکشه از این همه جهل. یه بچه فکر کنم متولد ۸۰ هم گزاشته بودند برای این کار. ۴. مرحله چهارم هم یک تسک عملی بود که ۳ روز هم وقت براش در نظر گرفته بودند. همه رو با انسیبل انجام دادم در عرض یک روز و براشون فرستادم منتها یک اررور ساده داشت و به خاطر همون دیگه خبری نشد ازشون :))) یعنی این فکر رو نمیکنند کسی که تا اینجا رسیده قطعا اون رو هم میتونه حل کنه. ۵. تست هوش مسخرهشون فقط! - اگر بخوای کل پنجرههای تهران رو تمیز کنی چقدر دستمال و مایعتمیزکننده لازمه :)))) - بین ساعت ۱۵ تا ۲۴ عقربه کوچیکه با بزرگه با ثانیهشمار چندبار رو هم میافتند. - طرف ۲تا دختر داره ۳تا پسر، در مجموع چندتا بچه داره ؟😆 فقط سوالهای ترجمهش، فارسی به انگلیسی، انگلیسی به فارسی 😄 انگار میخوان مترجم استخدام کنند، خب برید چلنگر رو بیارید دیگه چرا وقت ما رو میگیرید. فکر کنم در جریان نیستند, بزار بگیم شاید فهمیدن! «ما رشتهمون کامپیوتره» اساتید!!!!!!! زنگ زدند تازه محبت کنند، لطف کنند، منت بزارن سرمون، باز وقت بدن برای رفع اون اررور تهش هم بگن کلی بهت فرصت دادیم تا اینجا رسیدی 😆 منم گفتم برید مزاحم نشید. خب بگو اگه مرحله ۴ پاس نشده دیگه برای چی انقدر سوال پرسیدید توو مرحله بعد، اصلا چرا میرید مرحله بعدی ؟؟؟ این مدل ترفندها و تیریکها دیگه کار نمیکنه سلاطین! وااااای حتی بهش فکر هم میکنم اعصابم خرد میشه. موندم این حجم از خزعبلات چطوری توو مغز به اون کوچیکی جا شده!!! به HRش هم توو لینکداین Leila Nedaee (همون خانمی که توو مرحله ۱و۲ زنگ زد) پیام دادم هیچ جوابی دریافت نکردم. خداییش مدیون منید 😀 ۱ دقیقه از وقت باارزشتون رو برای این شرکت مزخرف هدر بدید، یعنی حلالتون نمیکنم 😘 این هم لینک پست: https://www.linkedin.com/feed/update/urn:li:activity:7298268089169645569/ توصیه میکنم کامنتها رو بخونید حتما.
در این شرکت فضای کار به شدت مخرب بود و جو منفی حاکم بود. افراد بسیاری به جای تمرکز روی وظایف مالی و حسابداری، بیشتر به شایعهپردازی و تخریب همتیمیها میپرداختند و از مسیر درست دور میشدند. ارزش قائل شدن برای کارکنانی که واقعا تلاش میکردن کم بود و کسانی که فعال نبودن، فقط با تظاهر و حرفدرمیانگذاشتن خود را جلوه میدادند. به خاطر این رفتارها، محیط برای افراد پرتلاش ناامن و ناخوشایند بود. خوشبختانه پس از ترک آنجا، آرامش را دوباره در زندگیام حس کردم.
من تجربهای از کار در بخش منابع انسانی شرکت صنایع غذایی برتر دارم که در قالب یک شرکت هئیتی اداره میشود و با وجود ادعاهای اخلاقی اولیه، رفتارها به شدت نامناسب بود. مدیران این شرکت با بیسوادی و بیادبی رفتار میکنند و رفتار سازمانی را نمیشناسند. حقوق و مزایا هم در پایینترین سطح قرار داشتند. رفتارهای نادرست و توهینآمیز شدت داشت و من که به عنوان فردی جوانتر در این مجموعه بودم، احساس کردم روح و روانم مورد بازی گرفته شده است. به دوستان و همکارانم توصیه میکنم از وقت و انرژیشان در این شرکتصرف نکنند و از حضور در چنین محیطی خودداری کنند.
فقط در یه کلام میتونم بگم: واقعا برات متاسفم ***** که فقط فکر پر کردن جیب خودتی نه ایجاد یه کسب و کار حال تموم ادمایی که تو این شرکت مزخرفت کار میکنن افتضاحه و بالاجبار اونجان روز پایان قرارداد واسه ادمای اونجا روز رهایی از ظلم و انزجار و بردگی مدرنه واقعا ادما رو تو یه برخورد نمیشه شناخت انسان به ظاهر فهمیده و با کمالات ولی در واقع خیلی ... امیدوارم همیشه با دروغ کارت پیش بره
شما که می گی هر کجا خوبی و بدیهایی داره می شه بدون دروغ چند تا از خوبیهای اونجا رو بگی؟ بعدش بفرمایید این پولها رو به لطف چه کسانی در اورده
اول از همه باید بگم که استعفام رو نوشتم و گذاشتم برای ۳۰ اسفند، همزمان با پایان قراردادم، که خداحافظی کنم. شاید ناگهانی به نظر بیاد، ولی وقتی میبینی چه فضایی حاکم شده، انتخابی جز این نمیمونه. متأسفانه اینجا برای بعضیها مهم نیست که کار چطور پیش بره، فقط به این فکر میکنن که چطور به دیگران ضربه بزنن. از یک طرف، به بعضیها پول میدن که زیر پستهای مدیران تپسل حاشیهسازی کنن، از طرف دیگه، حتی از داخل شرکت هم خبر میرسه که قراره کمپینی راه بندازن برای ایجاد جریان منفی علیه بورسی شدن یکتا. این سطح از رفتار غیرحرفهای واقعا ناامیدکنندهست—اینکه نهتنها جاسوس توی شرکت رقیب میذارن، بلکه تلاش میکنن مدیرانش رو تو لینکدین به حاشیه ببرن. حتی خودشون هم از خرید کافهبازار غافلگیر شدن و حالا عصبانیتشون رو سر کارمندان خالی میکنن. فضای اینجا از بالا به پایین پر از نگاه تحقیرآمیزه. اگر دانشجوی دانشگاه آزاد باشی، طوری باهات رفتار میکنن انگار اصلا چیزی نمیفهمی! شاید سهم بازارشون بزرگتر باشه، ولی از نظر اخلاقی واقعا سقوط کردن. بعد از رفتن آقای س.م، اینجا به سمت نابودی رفته، تا جایی که منابع انسانی خودش به دنبال ساختن رزومههای جعلی برای جابجایی مدیران مارکتینگ اون شرکت افتاده—به این امید که بتونه نیروهای کلیدی اونجا رو پراکنده کنه. حتی برای اپلیکیشنهایی مثل آ.پ پول میریزن که ضررهاشون رو جبران کنن، اما در عوض، به اونها مأموریت میدن که به بقیه آسیب بزنن. ما تمام تلاش خودمون رو کردیم که توجه داخلی رو جلب کنیم، ولی انگار اینجا فقط به فکر تخریب رقبا هستن. نگاهی به میانگین ماندگاری نیروها بنداز—زیر یک سال! نه صرفا به خاطر اینکه اینجا یک آژانسه، بلکه به خاطر فضای سمی، فشار بیحد و رفتارهای غیرحرفهای که برای خیلیها غیرقابل تحمله.
شرکت پرشیا خودرو جای کار مناسبی برای من نبود. این مجموعه یکی از پرحاشیهترین واحدهای ایران است و فضایش بینظم و بیطرف است. در آن جمعی از افراد کمسواد به هم پیوستهاند که فقط به قدرتنمایی با همدیگر موفق میشوند. مهم نیست چقدر تخصص دارید، در اینجا باید بتوانید در جریان حواشی گشت بزنید تا بتوانید در شرکت کار کنید.
این مجموعه را به دلیل فضای غیرمنصفانه کار و سیاستهای غیرشفاف ترجیح نمیدهم ادامه بدهم. وارد شدم تا هم دورهای طولانیتر با تیم باشم اما نتایج به گونهای بود که تصمیم به قطع همکاری گرفتم. محل شرکت در ساختمان نسبتا مناسبی واقع شده و دسترسی هم خوب است، اما وعدههایی که در جلسه مصاحبه داده شد، اغلب عملی نمیشدند. مدیرعامل در صحبتها و فریبدادن با جملات پرطمطراق مانند اینکه به زودی ارزیابی مجدد انجام میشود و ممکن است افزایش حقوق داشته باشم، من را به اشتباه انداخت اما به واقع چنین اتفاقی نیفتاد. از نظر من این شرکت بیشتر نقش واسطه بین کارفرما و کارکنان را بازی میکند. با رانتخواری و پرداختهای زیرمیزی به مسئولان شرکتهای متوسط و بزرگ، پروژهها با قیمتهای بالا و رشتهای قرارداد کلی که به نفع شرکت ایران سایت نوشته شده را میگیرد و اجرا معمولا توسط کارجویان یا کارآموزان با حقوق پایین انجام میشود. اکثر پروژهها با شکست همراه است و خروجی کار با آنچه کارفرما در ذهن داشت تفاوت دارد. سازوکار آنها این است که وقتی کارفرما متوجه مشکلات میشود یا کیفیت پروژه را زیر سوال میبرد، مدیران نزدیک به کارفرما که از روابط پنهانی بهره بردند، با کنترل شرایط باعث میشوند تا شکایت به نتیجهای نرسد. مسئول اصلی این روندها و هماهنگیها مدیر فروش شرکت یا در مواقع لزوم مدیرعامل است. این بازیها برای حفظ مشتری و درآمد از طریق پشتیبانی و حفظ سئو ادامه دارد. کارفرماهایی زیادی از این شیوهها شکایت کردهاند اما قرارداد به شکلی حرفهای و مبهم نوشته شده که دادخواهی را به نتیجه نرسانده است. فضای کاری از نظر اخلاقی مناسب نیست و تعهد نسبت به مشتری معنایی ندارد. حتی اگر کسی بخواهد درست و با وجدان کار کند هم به دلیل حجم بالای کارها و محدودیت زمان، امکان پایان دادن به همه وظایف در موعد مقرر وجود ندارد؛ مگر اینکه روشهای غیرشفاف و ظاهری کار را جلو برد. در برخی مواقع مدیران، بهخصوص مدیرعامل، موضوعاتی مطرح میکنند که محیط را برای کار زنان امن و دوستانه نکرده است. در نتیجه با تجربه کوتاه من از این شرکت، حضور در این محیط را توصیه نمیکنم.
به عنوان منتخبی از تجربیات کاریم، وقتی رزومهام را به یکی از شرکتها فرستادم با دعوت مدیران آن شرکت برای مصاحبه روبهرو شدم. حضور آنها در مصاحبه برایم هم جالب و هم کمی عجیب بود، اما در طول مصاحبه توضیحات بهطور بسیار روشن و حرفهای ارائه شد. مصاحبه واقعا تخصصی و حرفهای برگزار شد. اگر شما هم از سوی این شرکت دعوت به مصاحبه شدید، خوشحال باشید و با توجه به تخصص و مهارتتان آماده شوید.
با وجود حضور طولانی در این شرکت، مزایا و معایب کار را به صورت خلاصه و روشن بیان میکنم تا تصویر دقیقتری از تجربهام ارائه شود. معایب اصلی عبارتاند از مدیریت ضعیف بهشدت، منابع انسانی سنتی و منفعل، واحدهای جدا از هم و فاقد تعامل، ناامنی شغلی که با پذیرش گرم آغاز میشود و با بدرقهای ناخوشایند پایان میگیرد، و جلسات متعدد که منجر به هدر رفت منابع و هزینههای بدون سود میشود. همچنین نبود شناوری کاری، دریافت سفته و فشار برای قطع همکاری از سوی کارفرما، مشکلات مالی متعدد و ناپایداری مالی، محیطی سمی و کمهمکاری بین واحدها، عدم پرداخت پاداش و مزایا بهصورت ماهانه یا فصلی، پراکندگی شرکت در لوکیشنهای مختلف و فرسودگی نیروها بهدلیل نقل و انتقالات مکرر، زیرساخت شبکهای ضعیف و غیرمتعارف با توجه به حوزه آیتی شرکت، و وجود تعدادی افراد چاپلوس که نظم مجموعه را برهم میزنند و با حضور این افراد، فضا بهبود پیدا نخواهد کرد، از جمله مواردی هستند که تجربه من را مختل کردند. فواید عمده هم به شرح زیر بود: پرداخت حقوق بهموقع اگر این مورد را جزو مزایا محسوب کنیم، ارائه بیمه تکمیلی رایگان برای کارکنان اصلی، شرایط مناسب برای جذب امریه و عدم کسر مالیات به خاطر رتبه مناسب در حوزه دانشبنیان. در نهایت، نکتهای که برای افراد علاقهمند به ورود به این شرکت میخواهم مطرح کنم این است که اگر دانش و تخصص مناسب، رزومه قوی و شخصیت مطلوب دارید، بهتر است بهطور جدی به این شرکت وارد نشوید. اما اگر سرباز یا دانشجو هستید یا دانش کافی ندارید و برای شما عزتنفس و کرامت اهمیت ندارد، میتواند گزینهای مناسب باشد.
خیلی از بودن در این شرکت رضایت دارم و احساس میکنم فضای کاری آن واقعا پویا و فعال است. مدیریت واقعا به کارهای من اهمیت میدهد و تشویق زیادی میکند؛ مسیر ارتقا تا حد زیادی باز است، فقط کافی است تلاش کنم. با این حال برخی پیامهای منتشرشده دور از واقعیت بود و من در جریان واقعیات داخل شرکت تفاوتهایی دیدم. در مجموع، محیط کار سالمی است و فعالیت گروهی بالاست.
برای من در شرکت راهبرد نگار آمیتیس تجربهای متفاوت بود؛ مدیران واقعا به وعدههایشان عمل میکردند و هیچ قول بیمایگی نمیدادند. حقوق معمولا سر وقت بود، مگر دو مورد که از سمت هلدینگ تأخیر داشت. آنها به پرسنل با محیطی همدلانه برخورد میکردند و مشکلات را به خوبی درک میکردند. انصاف را رعایت میکردند و مدیران فعال و باانگیزهای داشتند که واقعا تلاش میکردند شرکت را از وضعیتی که به آن رسیده بود خارج کنند و افراد مضر را کنار بگذارند و با نیروهای کاربلد جایگزین کنند. اما برخی نظرات پایینتر هم وجود داشت؛ از جمله یکی از همان افراد که تصور میکرد شرکت ارث پدری است و با وجود این، خودش استعفا داد چون گفته شد باید به محل کار بیاید. شخصی که بیمشخصات بود و به ادعای خانوادگیاش توجه میکرد، اگر وجدان داشت به اموالی که از کار دزدیده شده بود فکر میکرد. درباره حقوقی که برای چند روز کار در سال مطالبه میکرد، برای خانوادهاش آرزو میکنم که این مسائل مشکلی برایشان به وجود نیاورد و به آنها آسیبی نرسد.
بخدا دپارتمان های دیگه در مقابل تست تپسی بهشتن.فشل ترین و بی سواد ترین ادما توی تست تپسی هستن.تستر ها همه بی سواد و پر مدعا.بخدا اگر hr وقت میذاشت چهار تا نیروی خفن از تو لینکدین پیدا میکرد کل تست تپسی رو بیرون میکرد.قطعا خیلی پیشرفت میکرد هم کالچری هم فنی .
در اینجا، کار کردن با بینظمترین سازمانی روبهرو شدم که هیچ برنامهای برای مدیریت ندارد و هر روز با چالش تازهای روبهرو بود. مدیران اینجا از نظر برخورد و انگیزه، نقاط ضعفی زیادی داشتند و پرداخت حقوق هم با مشکل مواجه بود. اصلا و ابدا اینجا جای پاتون نیست، چون تجربهی عقبافتادگی و سکون در کار فقط افزایش پیدا میکند و هیچ پیشرفتی در کار حس نمیشود. انتظار بیگاری از کارکنان وجود دارد و به هیچ عنوان فضای سالمی برای رشد نیست. اگر دنبال شغلی با امنیت و آرامش هستید، امکان پیدا کردن جای بهتری برای کار وجود دارد. موفق باشید.
من به دلیل سقوط از داربست دچار آسیب شدیدی شدم و حالا هیچ بیمهای ندارم تا داروهایم را بتونم بخرم. برای مخارج درمان و دارو به کمک نیاز دارم و در واقع تنها پشتیبان کناری من فاطمه زهرا است که با ماندن در خانهی مستاجری و کمک دوچرخه زندگیام را کمی سر و سامان داده است. برای دو نان که به آن نیاز دارم به کمک یک فرد با صدقه احتیاج دارم تا بتوانم از پس هزینهها بر بیایم. به صدای نیت و جدیتی که دارم اطمینان بدهید و به داد بچههایم برسید. هیچ چیز غیرواقعی نیست و حقیقتا با مشکلاتی روبهرو هستم. شماره کارت ۵۸۵۹۸۳۱۱۳۸۸۹۰۲۴۸ متعلق به من است. من با شجاعیزاده ارتباط دارم و هدفم تنها تامین مخارج زندگیم و داروهایم است.
با تغییر مدیریت در نیمه دوم سال 403 کلا ساختار و فرهنگ سازمانی عوض شد. نزدیک به نیمی از نیروها در این 6 ماه از شرکت رفتن و جاشون رو یه عده آدم بی تجربه بیسواد پر کردن. دیگه اصلا ملاک شایستگی و دانش نیست. پروژه ها خوابیده و تیم جدید فقط در حال شو کردن و تعریف از خودیها تو شرکت و لینکدین هستن. وقت شون فقط برای نمایش عملکرد نداشته شون میزارن. معاونت تولید جدید که اصلا با فرایند تولید آشنا نیست و حتی توانایی صحبت عادی با نیروها رو نداره و به جای خودش مشاور گذاشته که بیشتر از این نیروها رو با طرز برخوردش فراری نده . ولی امان امان از مشاور نادان که فک میکنه فقط با دروغ گفتن و وعده دادن الکی میتونه نیروها رو به راحتی گول بزنه یا با ایجاد اختلاف بین نیروها کارش رو پیش ببره . الانم چپ و راست دارن مزایا و .. زیاد میکنن که مثلا نیروها گول بخورن و بمونن. اصلا با تصور رایان قبلی به این شرکت نیاین. کلا ساختار و تفکر مدیریتی عوض شده، دیگه اصلا خبری از مدیران سابق در این شرکت نیست، تک و توک مدیران چابلوس عافیت طلب یا ترسو موندگار شدن بقیه همه رفتن. کلا نمیشه با ادمهای غیرفنی و پوچ کنار اومد و کار کرد. کلا بلبشویی ه تو شرکت همه کارها رو هوا، ما که داشتیم کارمیکردیم میفهمیم داره چه اتفاقی میفته ولی اینها فقط دارن برای خودشون دست میزنن.
شرکت بهسا تجربهای را برای من رقم زد که برخلاف آنچه دیگران نوشتهاند واقعیت را به شکلی کاملتر روایت میکند. در اینجا میخواهم با صدای خودم بیان کنم که برای هر درخواست از سمت منابع انسانی باید چیزی فراتر از فرایندهای معمول بدهیم و به ازای هر خدمت، تعرفهای به نام شیرینی مصرف میشود. درخواست تایید مرخصی، گواهی بانکی یا سرعتبخشیدن به انجام کارها همه با این شیوه همراه است و کمترین حد رضایت هم تنها برای کارشناس مربوطه نیست و کل واحد مربوطه را در بر میگیرد. به جای پشتیبانی از پرسنل، منابع انسانی به نظر میرسد به نوعی چارچوبی از عوارض و مالیات تبدیل شده است. اگر صدای اعتراض شنیده شود، پاسخ تهدیدگونهای مطرح میشود که اگر شیرینی داده نشود، کار با تاخیر یا بینتیجه خواهد ماند.
شرکت آبگینه پرداز شرق را تجربه کردم. در جایگاهی مالی کار میکردم و با رفتاری برخورد کردم که بسیار نامشخص و نامطلوب بود؛ انگار در یک میدان نبرد کار میکردیم و برخوردها بیشتر با نگاه تهدیدآمیز بود تا حمایتی. گاهی احساس میکردم که احترام نسبت به کارکنان فقط وقتی وجود دارد که کارها به مذاق فرد مدیران خوش بیاید و به محض درخواست حق و حقوق، وضعیت تغییر میکند و آن میزان از تلاش که برای شرکت صرف میکنم، نادیده گرفته میشود. چنین برخوردی از بعضی مسئولان باعث میشد فهم و درک کافی نسبت به نیازها و مشکلات کارمندان وجود نداشته باشد.
برای اینجا کارکردن به نظر من فقط وقتی مفیده که هدف از کار بدون پیشرفت باشه و هیچ ارزش افزودهای تجربه نکرده باشید. پرداخت حقوق اغلب با تاخیر یکماهه انجام میشه و تیم اداری از نظر اخلاقی خیلی تحملناپذیاند و بیشتر به منافع خودشون توجه میکنن، به خصوص کارشناس مالی و مدیر منابع انسانی. از نظر مالی وضعیت شرکت ضعیف بهنظر میرسه و حقوقها پایینه و سیستم کاریشون کاملا بهطبق رفتار اربابرعیت پیش میره. به هیچ وجه این شرکت رو به عنوان محیط کاری مناسب توصیه نمیکنم، چون قدردانی از تلاش کارمندان رو انجام نمیدهند و نسبت به کارمند احترام چندانی قائل نیستند. هر وقت درباره حقوق و مزایا صحبت میشه، پاسخها اینطور بیان میشن که دستمز Char پرداخت شده و کسر کار رو با ظاهربرداری حساب میکنند اما اضافهکار و جبران اضافه حقوق وجود نداره، حتی اگر تا آخر شب کار کنید. واقعا حیفه وقت و انرژیتون رو صرف چنین سیستمی کنید.
من از این مجموعه جدا شدم بهدلیل مسائل شخصی، اما یاد و خاطرهش هنوز توی ذهنم زنده است. تیمی بینظیر، مدیریتی حرفهای و فضایی که در آن احساس امنیت و ارزش میکردم وجود داشت. حقوق همواره بهموقع بود و اخلاق حرفهای در سطح بالایی قرار داشت و همکارانFunctor همدلی و همدلی بالایی داشتن که کنار هم فضای فوقالعادهای ساخته بودیم. اگر دنبال جایگاهی هستید که هم کار و هم آرامش و احترام را کنار هم داشته باشد، این شرکت یکی از گزینههای خوب است. همکاری با آنها برای من تجربهای عالی بود که هرگز فراموش نمیکنم.
مصاحبه با ParsPack | پارس پک - PARSPACK SUPPORT یکی از بدترین و مزخرفترین و چرتترین مصاحبههای عمرم بود. یعنی فقط من موندم با این مغز کوچیکشون و ذهن بستهشون چطوری بیزینس رو دارن پیش میبرن. ۵ مرحله مصاحبه کردن (وقتم رو تلف کردند): ۱. منابع انسانیشون زنگ زده سوال کوبرنتیز از من میکنه، اونم از روی برگه و قطعا درست و غلط. یعنی اگه شما اون دستور مد نظر اینها رو اون لحظه یادت رفته باشه یا بلد نباشی مرحله بعد نمیری 😅😅😅 ۲. چند روز بعد یه تست مزخرف با کلی سوالهای چرت به زبان انگلیسی با تایم ۳۰ ثانیه گزاشتند جلوت که تا میومدی سوال رو بخونی وقت تموم میشد. چند روز بعدش منابع انسانی زنگ زده حالا با توجه به نتیجه تست بریم مرحله بعد (یعنی هر عددی بگی نصفشم نمیدیم بهت و دست بالا واسماس). ۳. بعد مصاحبه تکنیکال که از جزئیترین چیزها سوال میپرسید، مثل آرگومانهای ورودی فلان دستور. یعنی مغز آدم سوت میکشه از این همه جهل. یه بچه فکر کنم متولد ۸۰ هم گزاشته بودند برای این کار. ۴. مرحله چهارم هم یک تسک عملی بود که ۳ روز هم وقت براش در نظر گرفته بودند. همه رو با انسیبل انجام دادم در عرض یک روز و براشون فرستادم منتها یک اررور ساده داشت و به خاطر همون دیگه خبری نشد ازشون :))) یعنی این فکر رو نمیکنند کسی که تا اینجا رسیده قطعا اون رو هم میتونه حل کنه. ۵. تست هوش مسخرهشون فقط! - اگر بخوای کل پنجرههای تهران رو تمیز کنی چقدر دستمال و مایعتمیزکننده لازمه :)))) - بین ساعت ۱۵ تا ۲۴ عقربه کوچیکه با بزرگه با ثانیهشمار چندبار رو هم میافتند. - طرف ۲تا دختر داره ۳تا پسر، در مجموع چندتا بچه داره ؟😆 فقط سوالهای ترجمهش، فارسی به انگلیسی، انگلیسی به فارسی 😄 انگار میخوان مترجم استخدام کنند، خب برید چلنگر رو بیارید دیگه چرا وقت ما رو میگیرید. فکر کنم در جریان نیستند, بزار بگیم شاید فهمیدن! «ما رشتهمون کامپیوتره» اساتید!!!!!!! زنگ زدند تازه محبت کنند، لطف کنند، منت بزارن سرمون، باز وقت بدن برای رفع اون اررور تهش هم بگن کلی بهت فرصت دادیم تا اینجا رسیدی 😆 منم گفتم برید مزاحم نشید. خب بگو اگه مرحله ۴ پاس نشده دیگه برای چی انقدر سوال پرسیدید توو مرحله بعد، اصلا چرا میرید مرحله بعدی ؟؟؟ این مدل ترفندها و تیریکها دیگه کار نمیکنه سلاطین! وااااای حتی بهش فکر هم میکنم اعصابم خرد میشه. موندم این حجم از خزعبلات چطوری توو مغز به اون کوچیکی جا شده!!! به HRش هم توو لینکداین Leila Nedaee (همون خانمی که توو مرحله ۱و۲ زنگ زد) پیام دادم هیچ جوابی دریافت نکردم. خداییش مدیون منید 😀 ۱ دقیقه از وقت باارزشتون رو برای این شرکت مزخرف هدر بدید، یعنی حلالتون نمیکنم 😘 این هم لینک پست: https://www.linkedin.com/feed/update/urn:li:activity:7298268089169645569/ توصیه میکنم کامنتها رو بخونید حتما.
در این شرکت فضای کار به شدت مخرب بود و جو منفی حاکم بود. افراد بسیاری به جای تمرکز روی وظایف مالی و حسابداری، بیشتر به شایعهپردازی و تخریب همتیمیها میپرداختند و از مسیر درست دور میشدند. ارزش قائل شدن برای کارکنانی که واقعا تلاش میکردن کم بود و کسانی که فعال نبودن، فقط با تظاهر و حرفدرمیانگذاشتن خود را جلوه میدادند. به خاطر این رفتارها، محیط برای افراد پرتلاش ناامن و ناخوشایند بود. خوشبختانه پس از ترک آنجا، آرامش را دوباره در زندگیام حس کردم.
من تجربهای از کار در بخش منابع انسانی شرکت صنایع غذایی برتر دارم که در قالب یک شرکت هئیتی اداره میشود و با وجود ادعاهای اخلاقی اولیه، رفتارها به شدت نامناسب بود. مدیران این شرکت با بیسوادی و بیادبی رفتار میکنند و رفتار سازمانی را نمیشناسند. حقوق و مزایا هم در پایینترین سطح قرار داشتند. رفتارهای نادرست و توهینآمیز شدت داشت و من که به عنوان فردی جوانتر در این مجموعه بودم، احساس کردم روح و روانم مورد بازی گرفته شده است. به دوستان و همکارانم توصیه میکنم از وقت و انرژیشان در این شرکتصرف نکنند و از حضور در چنین محیطی خودداری کنند.
فقط در یه کلام میتونم بگم: واقعا برات متاسفم ***** که فقط فکر پر کردن جیب خودتی نه ایجاد یه کسب و کار حال تموم ادمایی که تو این شرکت مزخرفت کار میکنن افتضاحه و بالاجبار اونجان روز پایان قرارداد واسه ادمای اونجا روز رهایی از ظلم و انزجار و بردگی مدرنه واقعا ادما رو تو یه برخورد نمیشه شناخت انسان به ظاهر فهمیده و با کمالات ولی در واقع خیلی ... امیدوارم همیشه با دروغ کارت پیش بره
شما که می گی هر کجا خوبی و بدیهایی داره می شه بدون دروغ چند تا از خوبیهای اونجا رو بگی؟ بعدش بفرمایید این پولها رو به لطف چه کسانی در اورده
اول از همه باید بگم که استعفام رو نوشتم و گذاشتم برای ۳۰ اسفند، همزمان با پایان قراردادم، که خداحافظی کنم. شاید ناگهانی به نظر بیاد، ولی وقتی میبینی چه فضایی حاکم شده، انتخابی جز این نمیمونه. متأسفانه اینجا برای بعضیها مهم نیست که کار چطور پیش بره، فقط به این فکر میکنن که چطور به دیگران ضربه بزنن. از یک طرف، به بعضیها پول میدن که زیر پستهای مدیران تپسل حاشیهسازی کنن، از طرف دیگه، حتی از داخل شرکت هم خبر میرسه که قراره کمپینی راه بندازن برای ایجاد جریان منفی علیه بورسی شدن یکتا. این سطح از رفتار غیرحرفهای واقعا ناامیدکنندهست—اینکه نهتنها جاسوس توی شرکت رقیب میذارن، بلکه تلاش میکنن مدیرانش رو تو لینکدین به حاشیه ببرن. حتی خودشون هم از خرید کافهبازار غافلگیر شدن و حالا عصبانیتشون رو سر کارمندان خالی میکنن. فضای اینجا از بالا به پایین پر از نگاه تحقیرآمیزه. اگر دانشجوی دانشگاه آزاد باشی، طوری باهات رفتار میکنن انگار اصلا چیزی نمیفهمی! شاید سهم بازارشون بزرگتر باشه، ولی از نظر اخلاقی واقعا سقوط کردن. بعد از رفتن آقای س.م، اینجا به سمت نابودی رفته، تا جایی که منابع انسانی خودش به دنبال ساختن رزومههای جعلی برای جابجایی مدیران مارکتینگ اون شرکت افتاده—به این امید که بتونه نیروهای کلیدی اونجا رو پراکنده کنه. حتی برای اپلیکیشنهایی مثل آ.پ پول میریزن که ضررهاشون رو جبران کنن، اما در عوض، به اونها مأموریت میدن که به بقیه آسیب بزنن. ما تمام تلاش خودمون رو کردیم که توجه داخلی رو جلب کنیم، ولی انگار اینجا فقط به فکر تخریب رقبا هستن. نگاهی به میانگین ماندگاری نیروها بنداز—زیر یک سال! نه صرفا به خاطر اینکه اینجا یک آژانسه، بلکه به خاطر فضای سمی، فشار بیحد و رفتارهای غیرحرفهای که برای خیلیها غیرقابل تحمله.
شرکت پرشیا خودرو جای کار مناسبی برای من نبود. این مجموعه یکی از پرحاشیهترین واحدهای ایران است و فضایش بینظم و بیطرف است. در آن جمعی از افراد کمسواد به هم پیوستهاند که فقط به قدرتنمایی با همدیگر موفق میشوند. مهم نیست چقدر تخصص دارید، در اینجا باید بتوانید در جریان حواشی گشت بزنید تا بتوانید در شرکت کار کنید.
این مجموعه را به دلیل فضای غیرمنصفانه کار و سیاستهای غیرشفاف ترجیح نمیدهم ادامه بدهم. وارد شدم تا هم دورهای طولانیتر با تیم باشم اما نتایج به گونهای بود که تصمیم به قطع همکاری گرفتم. محل شرکت در ساختمان نسبتا مناسبی واقع شده و دسترسی هم خوب است، اما وعدههایی که در جلسه مصاحبه داده شد، اغلب عملی نمیشدند. مدیرعامل در صحبتها و فریبدادن با جملات پرطمطراق مانند اینکه به زودی ارزیابی مجدد انجام میشود و ممکن است افزایش حقوق داشته باشم، من را به اشتباه انداخت اما به واقع چنین اتفاقی نیفتاد. از نظر من این شرکت بیشتر نقش واسطه بین کارفرما و کارکنان را بازی میکند. با رانتخواری و پرداختهای زیرمیزی به مسئولان شرکتهای متوسط و بزرگ، پروژهها با قیمتهای بالا و رشتهای قرارداد کلی که به نفع شرکت ایران سایت نوشته شده را میگیرد و اجرا معمولا توسط کارجویان یا کارآموزان با حقوق پایین انجام میشود. اکثر پروژهها با شکست همراه است و خروجی کار با آنچه کارفرما در ذهن داشت تفاوت دارد. سازوکار آنها این است که وقتی کارفرما متوجه مشکلات میشود یا کیفیت پروژه را زیر سوال میبرد، مدیران نزدیک به کارفرما که از روابط پنهانی بهره بردند، با کنترل شرایط باعث میشوند تا شکایت به نتیجهای نرسد. مسئول اصلی این روندها و هماهنگیها مدیر فروش شرکت یا در مواقع لزوم مدیرعامل است. این بازیها برای حفظ مشتری و درآمد از طریق پشتیبانی و حفظ سئو ادامه دارد. کارفرماهایی زیادی از این شیوهها شکایت کردهاند اما قرارداد به شکلی حرفهای و مبهم نوشته شده که دادخواهی را به نتیجه نرسانده است. فضای کاری از نظر اخلاقی مناسب نیست و تعهد نسبت به مشتری معنایی ندارد. حتی اگر کسی بخواهد درست و با وجدان کار کند هم به دلیل حجم بالای کارها و محدودیت زمان، امکان پایان دادن به همه وظایف در موعد مقرر وجود ندارد؛ مگر اینکه روشهای غیرشفاف و ظاهری کار را جلو برد. در برخی مواقع مدیران، بهخصوص مدیرعامل، موضوعاتی مطرح میکنند که محیط را برای کار زنان امن و دوستانه نکرده است. در نتیجه با تجربه کوتاه من از این شرکت، حضور در این محیط را توصیه نمیکنم.
به عنوان منتخبی از تجربیات کاریم، وقتی رزومهام را به یکی از شرکتها فرستادم با دعوت مدیران آن شرکت برای مصاحبه روبهرو شدم. حضور آنها در مصاحبه برایم هم جالب و هم کمی عجیب بود، اما در طول مصاحبه توضیحات بهطور بسیار روشن و حرفهای ارائه شد. مصاحبه واقعا تخصصی و حرفهای برگزار شد. اگر شما هم از سوی این شرکت دعوت به مصاحبه شدید، خوشحال باشید و با توجه به تخصص و مهارتتان آماده شوید.
با وجود حضور طولانی در این شرکت، مزایا و معایب کار را به صورت خلاصه و روشن بیان میکنم تا تصویر دقیقتری از تجربهام ارائه شود. معایب اصلی عبارتاند از مدیریت ضعیف بهشدت، منابع انسانی سنتی و منفعل، واحدهای جدا از هم و فاقد تعامل، ناامنی شغلی که با پذیرش گرم آغاز میشود و با بدرقهای ناخوشایند پایان میگیرد، و جلسات متعدد که منجر به هدر رفت منابع و هزینههای بدون سود میشود. همچنین نبود شناوری کاری، دریافت سفته و فشار برای قطع همکاری از سوی کارفرما، مشکلات مالی متعدد و ناپایداری مالی، محیطی سمی و کمهمکاری بین واحدها، عدم پرداخت پاداش و مزایا بهصورت ماهانه یا فصلی، پراکندگی شرکت در لوکیشنهای مختلف و فرسودگی نیروها بهدلیل نقل و انتقالات مکرر، زیرساخت شبکهای ضعیف و غیرمتعارف با توجه به حوزه آیتی شرکت، و وجود تعدادی افراد چاپلوس که نظم مجموعه را برهم میزنند و با حضور این افراد، فضا بهبود پیدا نخواهد کرد، از جمله مواردی هستند که تجربه من را مختل کردند. فواید عمده هم به شرح زیر بود: پرداخت حقوق بهموقع اگر این مورد را جزو مزایا محسوب کنیم، ارائه بیمه تکمیلی رایگان برای کارکنان اصلی، شرایط مناسب برای جذب امریه و عدم کسر مالیات به خاطر رتبه مناسب در حوزه دانشبنیان. در نهایت، نکتهای که برای افراد علاقهمند به ورود به این شرکت میخواهم مطرح کنم این است که اگر دانش و تخصص مناسب، رزومه قوی و شخصیت مطلوب دارید، بهتر است بهطور جدی به این شرکت وارد نشوید. اما اگر سرباز یا دانشجو هستید یا دانش کافی ندارید و برای شما عزتنفس و کرامت اهمیت ندارد، میتواند گزینهای مناسب باشد.
خیلی از بودن در این شرکت رضایت دارم و احساس میکنم فضای کاری آن واقعا پویا و فعال است. مدیریت واقعا به کارهای من اهمیت میدهد و تشویق زیادی میکند؛ مسیر ارتقا تا حد زیادی باز است، فقط کافی است تلاش کنم. با این حال برخی پیامهای منتشرشده دور از واقعیت بود و من در جریان واقعیات داخل شرکت تفاوتهایی دیدم. در مجموع، محیط کار سالمی است و فعالیت گروهی بالاست.
برای من در شرکت راهبرد نگار آمیتیس تجربهای متفاوت بود؛ مدیران واقعا به وعدههایشان عمل میکردند و هیچ قول بیمایگی نمیدادند. حقوق معمولا سر وقت بود، مگر دو مورد که از سمت هلدینگ تأخیر داشت. آنها به پرسنل با محیطی همدلانه برخورد میکردند و مشکلات را به خوبی درک میکردند. انصاف را رعایت میکردند و مدیران فعال و باانگیزهای داشتند که واقعا تلاش میکردند شرکت را از وضعیتی که به آن رسیده بود خارج کنند و افراد مضر را کنار بگذارند و با نیروهای کاربلد جایگزین کنند. اما برخی نظرات پایینتر هم وجود داشت؛ از جمله یکی از همان افراد که تصور میکرد شرکت ارث پدری است و با وجود این، خودش استعفا داد چون گفته شد باید به محل کار بیاید. شخصی که بیمشخصات بود و به ادعای خانوادگیاش توجه میکرد، اگر وجدان داشت به اموالی که از کار دزدیده شده بود فکر میکرد. درباره حقوقی که برای چند روز کار در سال مطالبه میکرد، برای خانوادهاش آرزو میکنم که این مسائل مشکلی برایشان به وجود نیاورد و به آنها آسیبی نرسد.
بخدا دپارتمان های دیگه در مقابل تست تپسی بهشتن.فشل ترین و بی سواد ترین ادما توی تست تپسی هستن.تستر ها همه بی سواد و پر مدعا.بخدا اگر hr وقت میذاشت چهار تا نیروی خفن از تو لینکدین پیدا میکرد کل تست تپسی رو بیرون میکرد.قطعا خیلی پیشرفت میکرد هم کالچری هم فنی .