این شرکت پتانسیل و منابع فراوانی دارد اما متاسفانه توسط مدیران ناکارآمد به اسطبل برنامه نویس ها تبدیل شده، معاونت نرمافزار و خصوصا داده کاوی بر مبنای کارنکردن بنا شده و فقط کافیه با مدیر رفیق باشی
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
تجربه "تمام وقت ۱۴۰۳/۵/۹ "رو صد دردصد تایید میکنم قبلا خودم هم "کارشناس | تمام وقت ۱۴۰۳/۲/۱ " مشابهشو گفتم اگر با مدیرت خوب باشی سالیانه 70درصد افزایش حقوق نداری اگر نه حقوقت با شرکتای دیگه فرقی نمیکنه حتی پایینتره جوش سمی و باند بازیه به شدت
دنبال فضایی صمیمی بودم که بدون هیچ هزینهای بتوانم مفاهیم برنامهنویسی را بیاموزم و خوشحالی از یادگیری کنار استادم و دوستانم را تجربه کنم. رویکرد آنها بهراحتی قابل لمس است؛ همه با احترامی عمیق به مربیها و با روحیهای دوستانه رفتار میکنند. واقعا تحت تأثیر فضا و نحوهی یادگیریشان قرار گرفتم و از این تجربه راضیام. امیدوارم جوانان و بهخصوص دانشجوها هم بتوانند چنین محیطی را تجربه کنند.
برای من همیشه واضح بود که وقتی وارد این هلدینگ شدم، هدف اصلی توسعه حرفهای بود اما واقعیت با انتظارات همخوانی چندانی نداشت. تجربه کاری من به عنوان کارشناس دیجیتال مارکتینگ در کتابفروشی آغاز شد؛ تیم مدیریتی نشرخوب و مون، که بخشی از این هلدینگ به حساب میآیند، به فروشگاه ما آمدند و در ادامه با من درباره همکاری صحبت کردند. پس از جلسهای با واحد منابع انسانی، قولهای جالبی شنیدم؛ اینکه حقوق به موقع است و معمولا در ابتدای هر ماه پرداخت میشود، هرچند توضیحی در این باره پرسیده نشد. تنها نکتهای که مطرح شد این بود که داخل شرکت مشکلاتی وجود دارد از جمله اینکه برای ناهار پرداختی وجود ندارد، که من با لبخند گفتم این موضوع برای من مشکلآفرین نیست. طی یک سال همکاری، تجربه مالی نسبتا مطلوبی داشتم، اما از نظر پایداری و پیوستگی در پروژهها کار پیش نمیرفت. اغلب پروژهها به نتیجه نمیرسیدند و مسیرشان متوقف میشد، و همین توقفها انگیزه کارکردن را از من میگرفت. امنیت شغلی تا حد زیادی کم بود و به محض پایان یافتن قرارداد یا تغییرات سازمانی، همکاران کنار میرفتند. به طور کلی اگر هدف صرفا پول است میشود گفت که این جا میتواند گزینهای باشد، اما برای کسانی که به دنبال یادگیری، رزومه و پیشرفت حرفهای هستند، هلدینگ بان گزینه مناسبی نیست.
تنها تجربه بد کاری من بود.بسیار بد.مدیران بیسواد.تمام مدیران بیسواد و بدرد نخور تشریف دارن.محیط پر سرو صدا.یکی از مدیران که خانم هست دائما در حال داد زدن و با صدای بلند خندیدن که فکر میکنید رفتید پارک و چنین صحنه ای دیدید.سطح رفتاری شرکت بسیار پایین است.حقوق اصلا به موقع پرداخت نمیکنند.بعد بهانه تیم فروش را میآورند که نمیفروشند چون تیم بسیار ضعیفی است و بیسواد.تجریه کاری بدی بود.حیف از وقت و انرژی.یسیار شرکت پر حاشیه ای است.تیم بندی شده هر تیمی برای خودش یارکشی میکنه.تعجبم از مدیریت ک مدیریت نمیکنه فقط تیپ میزنه و میاد سرکشی شیفتی
من در بخش تحلیل مدت کوتاهی مشغول به کار بودم .. نه تنها چیزی به من اضافه نشد بلکه هر روز هدر رفت وقت و انرژی خودم رو شاهد بودم. مدیر بخش تحلیل بسیار بی ادب و بی اخلاق با شوخی های رکیک و جنسی که به وضوح معذب شدن کارمندان خانم رو شاهد بودم. از پرداخت بدون نظم حقوق هم حرفی نزنم بهتره بعد از مدتی هم که قرار به افزایش حقوق بود زدن زیر حرفشون و با تهدید میخواستن نگه دارن
به نظرم یکی از بدترین تجربهها بود چون مدیران و همتیمیها بهطور واضح ناتوان بودند و من را با اشتباهات ناخواسته بهسختی روبهرو میکردند. به من میگفتند برای تغییر کار باید تصمیم بگیری و هیچ اعتراضی نباید داشتی، و برای دستیابی به حداقل حقوق هم باید ساعتها کار کنم تا شاید مقداری دستمزد بدهند. واقعا وضعیت آزاردهندهای بود.
اونجا تقریبا همه با هم فامیلن زن و شوهر، خواهر و برادر بقیه هم که نسبت فامیلی ندارن دوست یا همشهری هستن. بردار مدیرعامل انگشتت توی تمام قسمت هاست. نمیدونی این مدیرعامله یا اون یکی. معاونت ها میشه گفت تنها تجربه کاریشون همین آسا بوده. چون از بدو تاسیس به عنوان جونیور بودن و الان مدیر و معاون شدن. برای همین از نظر مدیریتی بسیار ضعیفن و حتی بدیهی ترین مسائل که سالهاست در شرکتهای دیگه حل شده براشون تازگی داره. حقوق: حقوق توافق شده رو پایان ماه بصورت کامل بهت نمیدن میذارن سه ماه یه بار پرداخت میکنن اسمش رو هم میذارن کارانه! در صورتیکه فقط بخشی از حقوقه. بر اساس یه عدد کمتر برات بیمه رد میکنن و بازم هم از عدد بیمه کمتر برات سنوات محاسبه میکنن. در آخر شما نمیدونی داری چقدر میگیری، چقدر برات بیمه پرداخت میشه و وقتی از شرکت جدا شی قراره چقدر تسویه حسابت باشه. در بدو استخدام یه جلسه مسخره برات میذارن تمام بندهای قانون کار رو توضیح میدن اما اون سه مورد اصلی که بالاترگفتم رو بهت نمیگن. در کل مسیر شغلیت وظایفت و اختیاراتت مشخص نیست شرکت اصلا شفافیت نداره. در حوزه منابع انسانی هم در حد همون کلیشه ها کار راه میندازن مثلا آسایی های عزیز امروز حقوق پرداخت شد. آسامون تولدشه و …
متأسفم که این تجربه را اینطور گذراندم؛ اما از این پروژه انتظار پاسخ یا نتیجهای ملموس داشتم و دریافت نکردم. در واقع نمیدیدم که کار به نتیجه برسد و ارتباط با تیم پاسخگو نبود. این انتظار من از همکاری با آنها برآورده نشد و احساس ناامیدی داشتم. من از این رابطه کاری یاد گرفتم که در آینده دقیقتر درباره زمانبندی و پشتیبانی پروژهها با تیم مربوطه صحبت کنم.
دوستانه میخواهم تجربهام از کار در دارو بهداشت آسیا را مرور کنم تا شاید برای دیگران مفید باشد. مدیر داخلی شرکت هیچ تسلطی به دانش مدیریت واقعی نداشت و حقوق ماهانه به صورت نامنظم پرداخت میشد؛ گاهی تا دو سه روز مانده به موعد پرداخت، ناپدید میشد و مشخص نبود چه میگذرد. ایفای نقش حسابداری در پرداخت حقوق کارکنان فقط به اندازهای بود که حقوق را به شکل فرمولهای ناشناخته برای منشی بدهد تا مطابق میل مدیر محاسبه شود. مزایا و مبلغهای پرداخت برای ناهار و موارد مشابه هم بهنوعی بیتوجه مانده بود و از شدت بیاهمیتی سنگینتر به نظر میرسید. تیم انبار بسیار کم بود و با وجود حجم کار سنگین، فشار میآمد تا کارمندان فعلی را نگه دارند و جایی برای استخدام نفر جدید نمیدیدند. از کارکنان سفته میگرفتند و اجازه نمیدادند هیچ چیزی غیر از اثر انگشت و امضا در سفته ثبت شود. کولر ماشینهای توزیع به منظور کاهش استهلاک و مصرف سوخت قطع میشد که تابستانها فشار زیادی را بر نیروهای توزیع که سفرهای کاری زیادی داشتند وارد میکرد. در یک مورد نادر، برای پرداخت حقوق، برخی از افراد را به صورت نوبتی به یک هفته مرخصی اجباری فرستادند. رویداد دیگری نیز دیده شد که بنا بر مشاهدات عینی، برخی افراد برای تعدادی از همکاران که با آنان مشکلی داشتند و شرکت را ترک کرده بودند، نامه عدم جذب صادر میشد. خلاصه اینکه تیمی که این مجموعه داشت، به اندازه کافی در یکجا جمع بود و امیدوارم هیچ کس تجربه مشابهی را تجربه نکند.
این شرکت خانوادگی است و به قوانین کار پایبند نیست. سنوات پرداخت نمیشود و حداقل عیدی فقط به مقدار ناچیزی تخصیص مییابد و در طول سال هیچ مزیت یا امتیازی ارائه نمیشود. از نظر فرصتهای رشد هم شرایط مطلوبی ندارد، چون نرمافزارها با نسخههای قدیمی کار میکنند و امکان پیشرفت کم است. عدالت هم در اینجا وجود ندارد و اعتراض حقوقی برای هیچکس آزاد نیست. در کل، اینجا را به عنوان گزینهای نمیپسندم.
در شرکت تازهتأسیس محاسب صفاهان، دوره کارآموزیام را به انجام رساندم و از ابتدا تا انتها با پشتیبانی کامل روبهرو شدم. به من آموزشهای دقیق داده شد و با مجموعهای از وظایف مشخص مواجه شدم که به خوبی راهنمایی و همراهی شدند. تیم فنی همدل، منسجم و پشتیبان بود و فضای کار انگیزهبخش به نظر میرسید؛ حضور در این محیط تجربه کارآموزی را بهطور چشمگیری مثبت کرد و با اشتیاق به کار ادامه میدادم.
این مسئول منابع انسانی آقای.... چجوری روش میشه این کارارو بکنه. واقعا فکر میکنه داره نون حلال در میاره با این کاراش؟! عجب آدمیه..... آیا خودش میپسندید کسی مثل ایشون این کارها رو باهاش بکنه! متاسفانه مدیریت واقعا ضعیفففففف است.
سلام خدمت تمامی کارجوها و کارمندان عزیز یه داستان براتون نقل میکنم که دقیقا تجربه کاری توی شرکت سامانه پژوهان همگام رادین و سامانه پردازان همگام رادین رو براتون شفاف و با وضوح ترسیم میکنه . لطفا تا اخر داستان حوصله به خرج بدید و قضاوت نکنید و اما داستان ما .... مورچه کوچکی بود که هر روز صبح زود سرکار حاضر می شد و بلافاصله کار خود را شروع می کرد.مورچه خیلی پر انرژی بود و خوب کار می کرد و تولید زیادی داشت و از کارش راضی بود. سلطان جنگل (شیر) از فعالیت مورچه که بدون رئیس کار می کرد، متعجب بود. شیر فکر می کرد اگر مورچه می تواند بدون نظارت این همه تولید داشته باشد، به طور مسلم اگر رئیسی داشته باشد، تولید بیشتری خواهد داشت. بنابراین شیر یک سوسک را که تجربه ریاست داشت و به نوشتن گزارشات خوب مشهور بود، به عنوان رئیس مورچه استخدام کرد.سوسک در اولین اقدام خود برای کنترل مورچه ساعت ورود و خروج نصب کرد. سوسک همچنین به همکاری نیاز داشت که گزارشات او را بنویسد و تایپ کند... ... سوسک بدین منظور و همچنین برای بایگانی و پاسخگویی به تلفن ها یک عنکبوت استخدام کرد. شیر از گزارش های سوسک راضی بود و از او خواست که از نمودار برای تجزیه و تحلیل نرخ و روند رشد تولیدی که توسط مورچه صورت می گیرد، استفاده کند. تا شیر بتواند این نمودار ها را در گزارش به مجمع مدیران جنگل به کار برد. سوسک برای انجام امور یک کامپیوتر و پرینتر لیزری خریداری کرد... ... سوسک برای اداره واحد تکنولوژی اطلاعات یک زنبور نیز استخدام کرد. مورچه که زمانی بسیار فعال بود و در محیط کارش احساس آرامش می کرد، کاغذ بازی های اداری و جلسات متعددی که وقت او را می گرفت را دوست نداشت. این قضیه او را خیلی ازار میداد شیر به این نتیجه رسید که فردی را به عنوان مدیر داخلی واحدی که مورچه در آن کار می کرد، بکار گمارد.این پست به ملخ داده شد. اولین کار ملخ خریداری یک فرش و صندلی برای کارش بود.ملخ همچنین به کامپیوتر و کارمند نیاز داشت که آنها را از اداره قبلی خودش آورد تا به او در تهیه و کنترل بودجه و بهینه سازی برنامه ها کمک کند... محیطی که مورچه در آن کار می کرد، حال به مکانی فاقد شور و نشاط تبدیل شده بود. دیگر هیچ کس نمی خندید و همه غمگین و نگران بودند. با مطالعه گزارش های رسیده شیر متوجه شد که تولیدات مورچه کمتر از قبل شده است. بنابراین شیر یک جغد با پرستیژ را به عنوان مشاور عالی استخدام کرد و به او ماموریت داد تا امور را بررسی کرده، مشکلات را مشخص و راه حل ارائه نماید. جغد سه ماه وقت صرف کرد و گزارشی در چند جلد تهیه نمود و در آخر نتیجه گرفت که مشکلات پیش آمده ناشی از وجود تعداد زیاد کارمند است.و باید تعدیل نیرو صورت گیرد.و بنابراین ، شیر دستور داد که مورچه را اخراج نمایند زیرا مورچه دیگر انگیزه ای برای کار نداشت و دایم در حال شکوه و گلایه از سیستم بوجود امده بود.... و این هست حکایت این روزهتی شرکت رادین با سیستم اداری عریض و طویل ....
نه به کار در شرکت کارگری رادین به عنوان فردی که سابقه چندین سال کار در شرکتهای مرتبط و غیر مرتبط رو در کارنامه دارم ولی توی این یکی یا دوسالی که توی شرکت رادین بودم متاسفانه چیزی بجز دروغ و ریا ندیدم . موقع بستن قرار داد کلی بهت وعده میدن ولی همین که از اتاقشون میای بیرون فراموش میکنن و به وعده هاشون عمل نمی کنن.متاسفانه وعده خلاف واقع و من دراوردی زیاد میدن . مسول نیروی انسانی هم همش در حال پاچه خواری مسولین شرکته و گوش به فرمان ریس شرکت برای خوردن حق کارگران و کارمندان. کارگران تحصیل کرده ای که به لطایف الحیل حقوقشون پایمال شده. و فقط توی این اوضاع سخت اقتصادی برای دراوردن یه لقمه نون مجبور به تحمل این شرایط و حق خوری ها هستند. متاسفانه این شرکت با این مدیریت و وعده و وعید درست بشو نیست .
با سلام نیروی خانم بی ادب، بی شخصیت، بد دهن، بیسواد دیدید که یک پروژه زیر دستش باشه بعد گذشت پنج سال هنوزم تو مرحله تحقیق و تحلیل باشه و ماهی 100 میلیون جمع دریافتیه حقوقش باشه؟ جواب: اگر تشریف بیارید این شرکت می بینید ایشون مدیر فنی تشریف دارن تازه تو خودشون چیزهای زیادی هم می بینن که به کسی نمیگن که ریا نشه (ای هیچ برخود مپیچ) همین مشخصات ادم دیدید که از بانک کشاورزی نه سال پیش سه میلیارد وام گرفته و ماهانه یک میلیون یک میلیون برمیگردونه و موقعی که بازنشسته بشه همش بخشودگی میگیره؟؟؟؟ اینم تشریف بیارید شرکت میبینید همین لمپنها میان نظر میذارن که شرکت خیلی خوبه بی انصافی نکنید چشم نظر نمیذاریم لمپن مدیر فنی دیدید که دروغ گو و دزد باشه؟؟ حتی اینم اگه بیاید شرکت گسترش مشاهده میکنید. مدیرفنی دیدید که تو 8 ماه 9 تا نیروش از زیر دستش فرار کنن؟ اینم بیاید شرکت ما می بینید اینا که چیزی نیست بیاید شرکت ما یه چیزایی میبینید که پشماتون بریزه از ارتباطات و پروژه ها و فساد ها و فناوری پروژه ها و آدم های بیسواد بانکی و ارتباطات نامتعارف و و غیره و غیره
با سلام چندتا فکت بهتون میدم بعنوان کسی که 16 سال کارش برنامه نویسی بوده که واقعا به کارتون بیاد نه تنها تو این شرکت بلکه تو هر شرکت دیگه موقع مصاحبه به این فکت ها دقت زیادی کنید بعد ووارد اون شرکت بشید. و اگه این موارد رو داشتن اصلا وارد نشید. 1- هر جا گفتن بهتون که با اضافه کاری کمبود حقوقتو جبران کن. 2- پنچ شنبه و جمعه ها هر چقدر دلت بخاد میتونی اضافه کار بمونی. 3- نبود روال انجام کار و اسکرام مستر و جلسات مربوطه 3- مدیر فنی بیسواد. 4- پروژه ها ناموفق شرکت. 5- ترکیب کردن نیروهای فنی با نیروهای بی سواد سازمانی یا بانکی 6- وجود شبکه فساد داخل سازمانی . 7- نداشتن محصول درست و حسابی. 8- محیط محافظه کارانه و جاسوسی 9- تاکید بر فناوری های قدیمی . 10- هدهای بیسواد فنی. 11- مافوق در هر جایگاهی چه مدیر فنی و چه مشاور سازمانی اگر بی ادب و بی شخصیت بود فرار کن 12- بهداشت محیط. هر جا این 12 مورد رو دیدید فرار کنید. شرکت گسترش بدون شک همه این 12 مورد رو دارند و فسادهای کلانی داخلش انجام میشه در قسمت مدیریت پروژه با همکاری مشاوران فنی سازمان که قابل تامل است که مدیران شرکت که میان و میرن کسی حرفی نمیزنه یا دستشون تو کاسه است یا این چهار چشمی ها اینقد حرفه ای هستند که دکترین راس شرکت رو سرکار میذارن. مثال میزنم تا پشماتون بریز تو این شرکت پنچ سال پیش خواستن پروژه منابع انسانی رو استارت بزنن و بالا بیارن هنوزم تو مرحله تحقیق و تحلیل هستند. یا یکی از پروژه هاش توسط دادگاه 13 میلیارد خسارت زد به شرکت چون پروژه درست نرفته بود جلو.
در محیطی غیرحرفهای کار میکردم و مدیریت آنجا فردی کاملا عصبی بود که به طور منظم با همکاران و مراجعان درگیر میشد. گاهی اوقات با وجود درخواست من از همکاری، احساس میکردم حق و حقوقم پایمال میشود و اگر تصمیم میگرفتم به جای دیگری کار کنم، امکان ایجاد مشکلات و پیگیریهای سوالبرانگیز درباره من وجود داشت. رفتار همکاران و مدیران نسبت به مشخصات فردی من و دیگران به گونهای بود که تا حدودی سایهای از بیاعتمادی به وجود میآمد.
سلام با بنده تماس گرفتن که برای مصاحبه حضوری ساعت ۲ برم شرکت هرمس،وقتی رفتم یه آقا و یه خانم که وردستشون بود وارد اتاق شدن و آقا شروع کردن به سوال کردن،کاملااا رفتار مصاحبه کننده بی ادبانه بود و از همون اول قصد تخریب کردن آدم رو داشت،اول گفتن خودتو معرفی کن و همه چی از افراد خانواده و غیره رو بگو،ده بار وسط حرف میپرید،تا صحبت میکردم هی حرفمو قطع میکرد،میگفت معدلت چنده میگم ۱۸.۳۳ میگه نه جزئی نگر نباش درآینده دیوونه میشی همون ۱۸ رو بگو،گفتن درس رو حفظ میکنی یا یاد میگیری،بهشون گفتم بعضی از درسارو مثل دروس عمومی معارف که به کارم نمیاد رو حفظ میکنم ولی دروس تخصصی رو سعی ام اینه که یاد بگیرم تا حفظ کردن بعد وسط حرفم میگه نگاه کن رفتی جزئی نگری،خب پس من چیجوری حرفمو بزنم؟!نیومدم بازپرسی،وقتی سوال کلی پرسیده میشه نباید جواب جزئی بدم که سوء تفاهم ایجاد کنه،شما خودت سوال رو جزئی بگو،بگو دروس تخصصی رو حفظ میکنی یا یاد میگیری تا منم خیلی کوتاه بگم یاد میگیریم. من با شلوار جین و یه تیشرت آستن کوتاه طرح ساده رفتم،رو کردن با پرویی تمام به بنده گفتن یعنی این شرکت رو در جایگاه و هم عبای جای های رسمی ندونستی که شلوار پارچه ایی و لباس آستین بلند تن نکردی بیای؟!!!! اصلا مونده بودم چیجوری جواب این بی احترامی رو بدم،درحالی که کلیه پرسنل خانم این شرکت بی حجاب و با بلوز آستین حلقه ایی یا آستین کوتاه و شلوار تو شرکت بودن(البته مسئله حجاب به خودشون ربط داره و شکی توش نیس ولی وقتی میان میگن در جایگاه رسمی ندونستید که لباس رسمی بپوشید،باید اول در نظر بگیرن محیط شرکت رو که هیچیش به محیط رسمی نمیخوره بعد همچین حرف الکی بزنن) منم گفتم علاقه ایی ندارم به همچین لباس هایی،دیگه با عرق گیر و شلوارک که نرفتم یه تیپ معمولی داشتم. بعد به من میگن شعر اصلا بلدی؟عروض قافیه رو بگو؟! مگه من اومدم برای استخدامی دبیر فارسی؟ بعد به بنده میگن فرق مولانا سعدی چیه اصلا؟اصلا میدونی مولانا کیه؟این سوالات رو هرکسی مدرسه رفته باشه میدونه ولی من رشتم حقوقه،برم جلو قاضی تو دادگاه شعر بگم از عروض و قافیه صحبت کنم؟ بعد کلا یه سوال مرتبط کردن که مال مشاع چیه؟که گفتم مالی است که از نظر قانونی سهم شرکا معلوم و معین است،از حیث جغرافیا نه و از نظر قانونی شریک هم هستند. آخرم به من گفتن چرا رزومه فرستادی چی شد؟ گفتم تو اینترنت وقتی همچین موقعیت شغلی رو دیدم گفتم بزار رزومه ام رو بفرستم،دوباره حرفمو قطع کرد گفت تو خودت گفتی میام هرمس و ناهار میخورمو باد کولرو .... چرت و پرت هایی که اصلا نمیتونم حتی دربارش فکر کنم. واقعا متاسفم برای این شرکت که همچین آدم عقده ایی رو استخدام میکنه،من که نظرات بد زیاد ازشون دیدم و مصاحبه های زیادی رفتم ولی این یکی دیگه نوبرش بود از بی ادبی و گستاخی شدید.یه آدم شدیدا عقده ایی بی نزاکتی بودن،حتی خانمی که بغلش نشسته بودن هم ناراحت شده بودن از رفتار های این آقا. واقعا خدایا به داده هات و نداده هات شکر
روی همکاری با این تیم همیشه از رویکردی پر از احترام و فضایی صمیمی و حرفهای لذت بردم، چه بهعنوان مدیر گرافیست و چه در قالب پروژههای کوتاهتر. سالهای همکاری من به شکل تماموقت آغاز شد و سپس به صورت پروژهای ادامه یافت. نکته مثبت حضورم در این شرکت، رفتار حرفهای و فضاهای دوستانهای بود که باعث میشد کار با انگیزه و بدون استرس پیش برود.
این شرکت پتانسیل و منابع فراوانی دارد اما متاسفانه توسط مدیران ناکارآمد به اسطبل برنامه نویس ها تبدیل شده، معاونت نرمافزار و خصوصا داده کاوی بر مبنای کارنکردن بنا شده و فقط کافیه با مدیر رفیق باشی
تجربه "تمام وقت ۱۴۰۳/۵/۹ "رو صد دردصد تایید میکنم قبلا خودم هم "کارشناس | تمام وقت ۱۴۰۳/۲/۱ " مشابهشو گفتم اگر با مدیرت خوب باشی سالیانه 70درصد افزایش حقوق نداری اگر نه حقوقت با شرکتای دیگه فرقی نمیکنه حتی پایینتره جوش سمی و باند بازیه به شدت
دنبال فضایی صمیمی بودم که بدون هیچ هزینهای بتوانم مفاهیم برنامهنویسی را بیاموزم و خوشحالی از یادگیری کنار استادم و دوستانم را تجربه کنم. رویکرد آنها بهراحتی قابل لمس است؛ همه با احترامی عمیق به مربیها و با روحیهای دوستانه رفتار میکنند. واقعا تحت تأثیر فضا و نحوهی یادگیریشان قرار گرفتم و از این تجربه راضیام. امیدوارم جوانان و بهخصوص دانشجوها هم بتوانند چنین محیطی را تجربه کنند.
برای من همیشه واضح بود که وقتی وارد این هلدینگ شدم، هدف اصلی توسعه حرفهای بود اما واقعیت با انتظارات همخوانی چندانی نداشت. تجربه کاری من به عنوان کارشناس دیجیتال مارکتینگ در کتابفروشی آغاز شد؛ تیم مدیریتی نشرخوب و مون، که بخشی از این هلدینگ به حساب میآیند، به فروشگاه ما آمدند و در ادامه با من درباره همکاری صحبت کردند. پس از جلسهای با واحد منابع انسانی، قولهای جالبی شنیدم؛ اینکه حقوق به موقع است و معمولا در ابتدای هر ماه پرداخت میشود، هرچند توضیحی در این باره پرسیده نشد. تنها نکتهای که مطرح شد این بود که داخل شرکت مشکلاتی وجود دارد از جمله اینکه برای ناهار پرداختی وجود ندارد، که من با لبخند گفتم این موضوع برای من مشکلآفرین نیست. طی یک سال همکاری، تجربه مالی نسبتا مطلوبی داشتم، اما از نظر پایداری و پیوستگی در پروژهها کار پیش نمیرفت. اغلب پروژهها به نتیجه نمیرسیدند و مسیرشان متوقف میشد، و همین توقفها انگیزه کارکردن را از من میگرفت. امنیت شغلی تا حد زیادی کم بود و به محض پایان یافتن قرارداد یا تغییرات سازمانی، همکاران کنار میرفتند. به طور کلی اگر هدف صرفا پول است میشود گفت که این جا میتواند گزینهای باشد، اما برای کسانی که به دنبال یادگیری، رزومه و پیشرفت حرفهای هستند، هلدینگ بان گزینه مناسبی نیست.
تنها تجربه بد کاری من بود.بسیار بد.مدیران بیسواد.تمام مدیران بیسواد و بدرد نخور تشریف دارن.محیط پر سرو صدا.یکی از مدیران که خانم هست دائما در حال داد زدن و با صدای بلند خندیدن که فکر میکنید رفتید پارک و چنین صحنه ای دیدید.سطح رفتاری شرکت بسیار پایین است.حقوق اصلا به موقع پرداخت نمیکنند.بعد بهانه تیم فروش را میآورند که نمیفروشند چون تیم بسیار ضعیفی است و بیسواد.تجریه کاری بدی بود.حیف از وقت و انرژی.یسیار شرکت پر حاشیه ای است.تیم بندی شده هر تیمی برای خودش یارکشی میکنه.تعجبم از مدیریت ک مدیریت نمیکنه فقط تیپ میزنه و میاد سرکشی شیفتی
من در بخش تحلیل مدت کوتاهی مشغول به کار بودم .. نه تنها چیزی به من اضافه نشد بلکه هر روز هدر رفت وقت و انرژی خودم رو شاهد بودم. مدیر بخش تحلیل بسیار بی ادب و بی اخلاق با شوخی های رکیک و جنسی که به وضوح معذب شدن کارمندان خانم رو شاهد بودم. از پرداخت بدون نظم حقوق هم حرفی نزنم بهتره بعد از مدتی هم که قرار به افزایش حقوق بود زدن زیر حرفشون و با تهدید میخواستن نگه دارن
به نظرم یکی از بدترین تجربهها بود چون مدیران و همتیمیها بهطور واضح ناتوان بودند و من را با اشتباهات ناخواسته بهسختی روبهرو میکردند. به من میگفتند برای تغییر کار باید تصمیم بگیری و هیچ اعتراضی نباید داشتی، و برای دستیابی به حداقل حقوق هم باید ساعتها کار کنم تا شاید مقداری دستمزد بدهند. واقعا وضعیت آزاردهندهای بود.
اونجا تقریبا همه با هم فامیلن زن و شوهر، خواهر و برادر بقیه هم که نسبت فامیلی ندارن دوست یا همشهری هستن. بردار مدیرعامل انگشتت توی تمام قسمت هاست. نمیدونی این مدیرعامله یا اون یکی. معاونت ها میشه گفت تنها تجربه کاریشون همین آسا بوده. چون از بدو تاسیس به عنوان جونیور بودن و الان مدیر و معاون شدن. برای همین از نظر مدیریتی بسیار ضعیفن و حتی بدیهی ترین مسائل که سالهاست در شرکتهای دیگه حل شده براشون تازگی داره. حقوق: حقوق توافق شده رو پایان ماه بصورت کامل بهت نمیدن میذارن سه ماه یه بار پرداخت میکنن اسمش رو هم میذارن کارانه! در صورتیکه فقط بخشی از حقوقه. بر اساس یه عدد کمتر برات بیمه رد میکنن و بازم هم از عدد بیمه کمتر برات سنوات محاسبه میکنن. در آخر شما نمیدونی داری چقدر میگیری، چقدر برات بیمه پرداخت میشه و وقتی از شرکت جدا شی قراره چقدر تسویه حسابت باشه. در بدو استخدام یه جلسه مسخره برات میذارن تمام بندهای قانون کار رو توضیح میدن اما اون سه مورد اصلی که بالاترگفتم رو بهت نمیگن. در کل مسیر شغلیت وظایفت و اختیاراتت مشخص نیست شرکت اصلا شفافیت نداره. در حوزه منابع انسانی هم در حد همون کلیشه ها کار راه میندازن مثلا آسایی های عزیز امروز حقوق پرداخت شد. آسامون تولدشه و …
متأسفم که این تجربه را اینطور گذراندم؛ اما از این پروژه انتظار پاسخ یا نتیجهای ملموس داشتم و دریافت نکردم. در واقع نمیدیدم که کار به نتیجه برسد و ارتباط با تیم پاسخگو نبود. این انتظار من از همکاری با آنها برآورده نشد و احساس ناامیدی داشتم. من از این رابطه کاری یاد گرفتم که در آینده دقیقتر درباره زمانبندی و پشتیبانی پروژهها با تیم مربوطه صحبت کنم.
دوستانه میخواهم تجربهام از کار در دارو بهداشت آسیا را مرور کنم تا شاید برای دیگران مفید باشد. مدیر داخلی شرکت هیچ تسلطی به دانش مدیریت واقعی نداشت و حقوق ماهانه به صورت نامنظم پرداخت میشد؛ گاهی تا دو سه روز مانده به موعد پرداخت، ناپدید میشد و مشخص نبود چه میگذرد. ایفای نقش حسابداری در پرداخت حقوق کارکنان فقط به اندازهای بود که حقوق را به شکل فرمولهای ناشناخته برای منشی بدهد تا مطابق میل مدیر محاسبه شود. مزایا و مبلغهای پرداخت برای ناهار و موارد مشابه هم بهنوعی بیتوجه مانده بود و از شدت بیاهمیتی سنگینتر به نظر میرسید. تیم انبار بسیار کم بود و با وجود حجم کار سنگین، فشار میآمد تا کارمندان فعلی را نگه دارند و جایی برای استخدام نفر جدید نمیدیدند. از کارکنان سفته میگرفتند و اجازه نمیدادند هیچ چیزی غیر از اثر انگشت و امضا در سفته ثبت شود. کولر ماشینهای توزیع به منظور کاهش استهلاک و مصرف سوخت قطع میشد که تابستانها فشار زیادی را بر نیروهای توزیع که سفرهای کاری زیادی داشتند وارد میکرد. در یک مورد نادر، برای پرداخت حقوق، برخی از افراد را به صورت نوبتی به یک هفته مرخصی اجباری فرستادند. رویداد دیگری نیز دیده شد که بنا بر مشاهدات عینی، برخی افراد برای تعدادی از همکاران که با آنان مشکلی داشتند و شرکت را ترک کرده بودند، نامه عدم جذب صادر میشد. خلاصه اینکه تیمی که این مجموعه داشت، به اندازه کافی در یکجا جمع بود و امیدوارم هیچ کس تجربه مشابهی را تجربه نکند.
این شرکت خانوادگی است و به قوانین کار پایبند نیست. سنوات پرداخت نمیشود و حداقل عیدی فقط به مقدار ناچیزی تخصیص مییابد و در طول سال هیچ مزیت یا امتیازی ارائه نمیشود. از نظر فرصتهای رشد هم شرایط مطلوبی ندارد، چون نرمافزارها با نسخههای قدیمی کار میکنند و امکان پیشرفت کم است. عدالت هم در اینجا وجود ندارد و اعتراض حقوقی برای هیچکس آزاد نیست. در کل، اینجا را به عنوان گزینهای نمیپسندم.
در شرکت تازهتأسیس محاسب صفاهان، دوره کارآموزیام را به انجام رساندم و از ابتدا تا انتها با پشتیبانی کامل روبهرو شدم. به من آموزشهای دقیق داده شد و با مجموعهای از وظایف مشخص مواجه شدم که به خوبی راهنمایی و همراهی شدند. تیم فنی همدل، منسجم و پشتیبان بود و فضای کار انگیزهبخش به نظر میرسید؛ حضور در این محیط تجربه کارآموزی را بهطور چشمگیری مثبت کرد و با اشتیاق به کار ادامه میدادم.
این مسئول منابع انسانی آقای.... چجوری روش میشه این کارارو بکنه. واقعا فکر میکنه داره نون حلال در میاره با این کاراش؟! عجب آدمیه..... آیا خودش میپسندید کسی مثل ایشون این کارها رو باهاش بکنه! متاسفانه مدیریت واقعا ضعیفففففف است.
سلام خدمت تمامی کارجوها و کارمندان عزیز یه داستان براتون نقل میکنم که دقیقا تجربه کاری توی شرکت سامانه پژوهان همگام رادین و سامانه پردازان همگام رادین رو براتون شفاف و با وضوح ترسیم میکنه . لطفا تا اخر داستان حوصله به خرج بدید و قضاوت نکنید و اما داستان ما .... مورچه کوچکی بود که هر روز صبح زود سرکار حاضر می شد و بلافاصله کار خود را شروع می کرد.مورچه خیلی پر انرژی بود و خوب کار می کرد و تولید زیادی داشت و از کارش راضی بود. سلطان جنگل (شیر) از فعالیت مورچه که بدون رئیس کار می کرد، متعجب بود. شیر فکر می کرد اگر مورچه می تواند بدون نظارت این همه تولید داشته باشد، به طور مسلم اگر رئیسی داشته باشد، تولید بیشتری خواهد داشت. بنابراین شیر یک سوسک را که تجربه ریاست داشت و به نوشتن گزارشات خوب مشهور بود، به عنوان رئیس مورچه استخدام کرد.سوسک در اولین اقدام خود برای کنترل مورچه ساعت ورود و خروج نصب کرد. سوسک همچنین به همکاری نیاز داشت که گزارشات او را بنویسد و تایپ کند... ... سوسک بدین منظور و همچنین برای بایگانی و پاسخگویی به تلفن ها یک عنکبوت استخدام کرد. شیر از گزارش های سوسک راضی بود و از او خواست که از نمودار برای تجزیه و تحلیل نرخ و روند رشد تولیدی که توسط مورچه صورت می گیرد، استفاده کند. تا شیر بتواند این نمودار ها را در گزارش به مجمع مدیران جنگل به کار برد. سوسک برای انجام امور یک کامپیوتر و پرینتر لیزری خریداری کرد... ... سوسک برای اداره واحد تکنولوژی اطلاعات یک زنبور نیز استخدام کرد. مورچه که زمانی بسیار فعال بود و در محیط کارش احساس آرامش می کرد، کاغذ بازی های اداری و جلسات متعددی که وقت او را می گرفت را دوست نداشت. این قضیه او را خیلی ازار میداد شیر به این نتیجه رسید که فردی را به عنوان مدیر داخلی واحدی که مورچه در آن کار می کرد، بکار گمارد.این پست به ملخ داده شد. اولین کار ملخ خریداری یک فرش و صندلی برای کارش بود.ملخ همچنین به کامپیوتر و کارمند نیاز داشت که آنها را از اداره قبلی خودش آورد تا به او در تهیه و کنترل بودجه و بهینه سازی برنامه ها کمک کند... محیطی که مورچه در آن کار می کرد، حال به مکانی فاقد شور و نشاط تبدیل شده بود. دیگر هیچ کس نمی خندید و همه غمگین و نگران بودند. با مطالعه گزارش های رسیده شیر متوجه شد که تولیدات مورچه کمتر از قبل شده است. بنابراین شیر یک جغد با پرستیژ را به عنوان مشاور عالی استخدام کرد و به او ماموریت داد تا امور را بررسی کرده، مشکلات را مشخص و راه حل ارائه نماید. جغد سه ماه وقت صرف کرد و گزارشی در چند جلد تهیه نمود و در آخر نتیجه گرفت که مشکلات پیش آمده ناشی از وجود تعداد زیاد کارمند است.و باید تعدیل نیرو صورت گیرد.و بنابراین ، شیر دستور داد که مورچه را اخراج نمایند زیرا مورچه دیگر انگیزه ای برای کار نداشت و دایم در حال شکوه و گلایه از سیستم بوجود امده بود.... و این هست حکایت این روزهتی شرکت رادین با سیستم اداری عریض و طویل ....
نه به کار در شرکت کارگری رادین به عنوان فردی که سابقه چندین سال کار در شرکتهای مرتبط و غیر مرتبط رو در کارنامه دارم ولی توی این یکی یا دوسالی که توی شرکت رادین بودم متاسفانه چیزی بجز دروغ و ریا ندیدم . موقع بستن قرار داد کلی بهت وعده میدن ولی همین که از اتاقشون میای بیرون فراموش میکنن و به وعده هاشون عمل نمی کنن.متاسفانه وعده خلاف واقع و من دراوردی زیاد میدن . مسول نیروی انسانی هم همش در حال پاچه خواری مسولین شرکته و گوش به فرمان ریس شرکت برای خوردن حق کارگران و کارمندان. کارگران تحصیل کرده ای که به لطایف الحیل حقوقشون پایمال شده. و فقط توی این اوضاع سخت اقتصادی برای دراوردن یه لقمه نون مجبور به تحمل این شرایط و حق خوری ها هستند. متاسفانه این شرکت با این مدیریت و وعده و وعید درست بشو نیست .
با سلام نیروی خانم بی ادب، بی شخصیت، بد دهن، بیسواد دیدید که یک پروژه زیر دستش باشه بعد گذشت پنج سال هنوزم تو مرحله تحقیق و تحلیل باشه و ماهی 100 میلیون جمع دریافتیه حقوقش باشه؟ جواب: اگر تشریف بیارید این شرکت می بینید ایشون مدیر فنی تشریف دارن تازه تو خودشون چیزهای زیادی هم می بینن که به کسی نمیگن که ریا نشه (ای هیچ برخود مپیچ) همین مشخصات ادم دیدید که از بانک کشاورزی نه سال پیش سه میلیارد وام گرفته و ماهانه یک میلیون یک میلیون برمیگردونه و موقعی که بازنشسته بشه همش بخشودگی میگیره؟؟؟؟ اینم تشریف بیارید شرکت میبینید همین لمپنها میان نظر میذارن که شرکت خیلی خوبه بی انصافی نکنید چشم نظر نمیذاریم لمپن مدیر فنی دیدید که دروغ گو و دزد باشه؟؟ حتی اینم اگه بیاید شرکت گسترش مشاهده میکنید. مدیرفنی دیدید که تو 8 ماه 9 تا نیروش از زیر دستش فرار کنن؟ اینم بیاید شرکت ما می بینید اینا که چیزی نیست بیاید شرکت ما یه چیزایی میبینید که پشماتون بریزه از ارتباطات و پروژه ها و فساد ها و فناوری پروژه ها و آدم های بیسواد بانکی و ارتباطات نامتعارف و و غیره و غیره
با سلام چندتا فکت بهتون میدم بعنوان کسی که 16 سال کارش برنامه نویسی بوده که واقعا به کارتون بیاد نه تنها تو این شرکت بلکه تو هر شرکت دیگه موقع مصاحبه به این فکت ها دقت زیادی کنید بعد ووارد اون شرکت بشید. و اگه این موارد رو داشتن اصلا وارد نشید. 1- هر جا گفتن بهتون که با اضافه کاری کمبود حقوقتو جبران کن. 2- پنچ شنبه و جمعه ها هر چقدر دلت بخاد میتونی اضافه کار بمونی. 3- نبود روال انجام کار و اسکرام مستر و جلسات مربوطه 3- مدیر فنی بیسواد. 4- پروژه ها ناموفق شرکت. 5- ترکیب کردن نیروهای فنی با نیروهای بی سواد سازمانی یا بانکی 6- وجود شبکه فساد داخل سازمانی . 7- نداشتن محصول درست و حسابی. 8- محیط محافظه کارانه و جاسوسی 9- تاکید بر فناوری های قدیمی . 10- هدهای بیسواد فنی. 11- مافوق در هر جایگاهی چه مدیر فنی و چه مشاور سازمانی اگر بی ادب و بی شخصیت بود فرار کن 12- بهداشت محیط. هر جا این 12 مورد رو دیدید فرار کنید. شرکت گسترش بدون شک همه این 12 مورد رو دارند و فسادهای کلانی داخلش انجام میشه در قسمت مدیریت پروژه با همکاری مشاوران فنی سازمان که قابل تامل است که مدیران شرکت که میان و میرن کسی حرفی نمیزنه یا دستشون تو کاسه است یا این چهار چشمی ها اینقد حرفه ای هستند که دکترین راس شرکت رو سرکار میذارن. مثال میزنم تا پشماتون بریز تو این شرکت پنچ سال پیش خواستن پروژه منابع انسانی رو استارت بزنن و بالا بیارن هنوزم تو مرحله تحقیق و تحلیل هستند. یا یکی از پروژه هاش توسط دادگاه 13 میلیارد خسارت زد به شرکت چون پروژه درست نرفته بود جلو.
در محیطی غیرحرفهای کار میکردم و مدیریت آنجا فردی کاملا عصبی بود که به طور منظم با همکاران و مراجعان درگیر میشد. گاهی اوقات با وجود درخواست من از همکاری، احساس میکردم حق و حقوقم پایمال میشود و اگر تصمیم میگرفتم به جای دیگری کار کنم، امکان ایجاد مشکلات و پیگیریهای سوالبرانگیز درباره من وجود داشت. رفتار همکاران و مدیران نسبت به مشخصات فردی من و دیگران به گونهای بود که تا حدودی سایهای از بیاعتمادی به وجود میآمد.
سلام با بنده تماس گرفتن که برای مصاحبه حضوری ساعت ۲ برم شرکت هرمس،وقتی رفتم یه آقا و یه خانم که وردستشون بود وارد اتاق شدن و آقا شروع کردن به سوال کردن،کاملااا رفتار مصاحبه کننده بی ادبانه بود و از همون اول قصد تخریب کردن آدم رو داشت،اول گفتن خودتو معرفی کن و همه چی از افراد خانواده و غیره رو بگو،ده بار وسط حرف میپرید،تا صحبت میکردم هی حرفمو قطع میکرد،میگفت معدلت چنده میگم ۱۸.۳۳ میگه نه جزئی نگر نباش درآینده دیوونه میشی همون ۱۸ رو بگو،گفتن درس رو حفظ میکنی یا یاد میگیری،بهشون گفتم بعضی از درسارو مثل دروس عمومی معارف که به کارم نمیاد رو حفظ میکنم ولی دروس تخصصی رو سعی ام اینه که یاد بگیرم تا حفظ کردن بعد وسط حرفم میگه نگاه کن رفتی جزئی نگری،خب پس من چیجوری حرفمو بزنم؟!نیومدم بازپرسی،وقتی سوال کلی پرسیده میشه نباید جواب جزئی بدم که سوء تفاهم ایجاد کنه،شما خودت سوال رو جزئی بگو،بگو دروس تخصصی رو حفظ میکنی یا یاد میگیری تا منم خیلی کوتاه بگم یاد میگیریم. من با شلوار جین و یه تیشرت آستن کوتاه طرح ساده رفتم،رو کردن با پرویی تمام به بنده گفتن یعنی این شرکت رو در جایگاه و هم عبای جای های رسمی ندونستی که شلوار پارچه ایی و لباس آستین بلند تن نکردی بیای؟!!!! اصلا مونده بودم چیجوری جواب این بی احترامی رو بدم،درحالی که کلیه پرسنل خانم این شرکت بی حجاب و با بلوز آستین حلقه ایی یا آستین کوتاه و شلوار تو شرکت بودن(البته مسئله حجاب به خودشون ربط داره و شکی توش نیس ولی وقتی میان میگن در جایگاه رسمی ندونستید که لباس رسمی بپوشید،باید اول در نظر بگیرن محیط شرکت رو که هیچیش به محیط رسمی نمیخوره بعد همچین حرف الکی بزنن) منم گفتم علاقه ایی ندارم به همچین لباس هایی،دیگه با عرق گیر و شلوارک که نرفتم یه تیپ معمولی داشتم. بعد به من میگن شعر اصلا بلدی؟عروض قافیه رو بگو؟! مگه من اومدم برای استخدامی دبیر فارسی؟ بعد به بنده میگن فرق مولانا سعدی چیه اصلا؟اصلا میدونی مولانا کیه؟این سوالات رو هرکسی مدرسه رفته باشه میدونه ولی من رشتم حقوقه،برم جلو قاضی تو دادگاه شعر بگم از عروض و قافیه صحبت کنم؟ بعد کلا یه سوال مرتبط کردن که مال مشاع چیه؟که گفتم مالی است که از نظر قانونی سهم شرکا معلوم و معین است،از حیث جغرافیا نه و از نظر قانونی شریک هم هستند. آخرم به من گفتن چرا رزومه فرستادی چی شد؟ گفتم تو اینترنت وقتی همچین موقعیت شغلی رو دیدم گفتم بزار رزومه ام رو بفرستم،دوباره حرفمو قطع کرد گفت تو خودت گفتی میام هرمس و ناهار میخورمو باد کولرو .... چرت و پرت هایی که اصلا نمیتونم حتی دربارش فکر کنم. واقعا متاسفم برای این شرکت که همچین آدم عقده ایی رو استخدام میکنه،من که نظرات بد زیاد ازشون دیدم و مصاحبه های زیادی رفتم ولی این یکی دیگه نوبرش بود از بی ادبی و گستاخی شدید.یه آدم شدیدا عقده ایی بی نزاکتی بودن،حتی خانمی که بغلش نشسته بودن هم ناراحت شده بودن از رفتار های این آقا. واقعا خدایا به داده هات و نداده هات شکر
روی همکاری با این تیم همیشه از رویکردی پر از احترام و فضایی صمیمی و حرفهای لذت بردم، چه بهعنوان مدیر گرافیست و چه در قالب پروژههای کوتاهتر. سالهای همکاری من به شکل تماموقت آغاز شد و سپس به صورت پروژهای ادامه یافت. نکته مثبت حضورم در این شرکت، رفتار حرفهای و فضاهای دوستانهای بود که باعث میشد کار با انگیزه و بدون استرس پیش برود.