بدترین تجربه کاری تمام عمرم رو داخل این شرکت داشتم. موقع مصاحبه و تا قبل از امضای قرارداد رفتار محترمانه ای دارن و روز اول براتون غذا هم سفارش میدن! ولی به محض اینکه پای قراردادتون رو امضا کنید رفتارها عوض میشه و استثمار میشید. در وهله اول پیشنهاد میکنم هیچ وقت گذرتون به این شرکت نخوره ولی اگه مجبور بودین اینجا استخدام بشید قراردادتون رو خوب بخونید، چون قراره بارها با همین قرارداد و سفته هایی که میدین تهدید بشین. مدیر عامل این شرکت از لحاظ شخصیتی بسیار رفتار کودکانه و نابالغی داره و توی فنی ترین و ریزترین جزئیات کار تک تک افراد دخالت میکنه و نظر میده و درنهایت باید همونا اجرا بشن. در صورتی که حرفاش رو تایید نکنید رفتارش به شدت عوض میشه باهاتون ولی از آدم های چابلوس که تاییدش کنن خوشش میاد. کلا پای مانیتور نشسته و دوربین ها رو چک میکنه و صداهای ظبط شده از اتاق کارمندها رو گوش میده، بیشتر حکم حراست رو داره تا مدیر عامل! حریم خصوصی کلا تو این شرکت وجود نداره و تک تک حرف ها شنود میشه. منابع انسانی این شرکت حکم زندانبان رو داره نه بیشتر. کل نقشش اینه که از طرف مدیرعامل کارمندها رو تحت فشار بذاره، مرخصی ها رو رد کنه، دوربین ها رو چک کنه و به محض اینکه با همکار کنار دستی چند دیقه ای صحبت کنید زنگ بزنه و تذکر بده! تایم ناهار فقط نیم ساعته و به خاطر یک دقیقه تجاوز از این مقدار توبیخ خواهید شد. از شرکت بیرون نمیتونید برید حتی برای چند ثانیه (حتی در حد یه بقالی رفتن!) مگر با درخواست مرخصی مکتوب و موافقت شده. موبایل نمیتونید دست بگیرید و حتی این رو توی قراردادشون هم نوشتن! خیلی با همکاراتون نمیتونید صحبت کنید چون از طرف منابع انسانی تذکر می گیرید که حواس بقیه رو پرت می کنید! هرروز باید خیلی ریز و جزئی گزارش کار بنویسید و خود مدیر عامل شخصا میخونه و بازخواستتون میکنه. از لحاظ حقوق هم در پایین ترین عدد ممکن باهاتون می بندن. اکثر کارمندهای این شرکت پایه حقوق می گیرن. و در نهایت موقعی که بخواید بیاید بیرون تازه رفتار اصلیشون رو خواهید دید. با قرارداد و سفته ها تهدید میشید، ولی طبل تو خالی هستن. وقتی بفهمن به حق و حقوقتون واقفید به سرعت موضعشون عوض میشه و کوتاه میان. نرخ خروج کارمندهاش بسیار بالاست و شخصا هم کسی رو ندیدم که بتونه بدون دعوا و دلخوری از این شرکت بیاد بیرون. کلا کار کردن تو این شرکت باعث بیماری های اعصاب و روان میشه.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شرکت کندا ایده را تجربه کردم و داستانی از فضای کار آن تعریف میکنم. حقوق پایین و رفتاری که یکی از مدیران با همکاران دارد، منو به این نتیجه رساند که محیط کار بیشتر شبیه یک کافیشاپ اینترنتی است تا دفتر کار، تا جایی که از نگاه آنها فضای کاری اوپن آفیس است. منابع منابع انسانی بیسواد و فرمالیتهاند و هیچ ارادهای از خود نشان نمیدهند؛ اگر شرکتی که میخواهید برای استخدام با این تیم تماس بگیرد، به شدت احتمال میدهند که بین شما و شرکت ارتباط را قطع کنند. برخوردها بهقدری نامطلوب بود که یکی از همکاران خانم برای مدتی به گریه افتاد. صفحهنمایش من و محیط کار زیر نظر بود و دوربین بالای سرم و صدایم هم بررسی میشد. اگر صبح حتی یک دقیقه دیرتر از زمان مقرر رفتم، ۴۵ دقیقه به اضافهکارم کم میشد. بهطور نمونه اگر ساعت کاری تا پنج بود، تا شش عصر اضافهکاری بهطور ناچیز و به مقدار حدود یکصد تومان محاسبه میشد، مگر اینکه تاخیر وجود نداشته باشد. به طور کلی کارمندان آنجا آنقدر ناراضی بودند که هنگام تسویهحساب حتی نمیشناختمشان و همه آنجا از شرکت جدا شده بودند.
آقایون مدیران پردازش مالی کاریزما دچار یه آشفتگی عجیب شدن قرارداد که نبستن تا موقعیت های شرکت های دیگه بسته بشه و شمارو مجبور به بستن قرارداد حداقل حقوق کنن. باور کنین این سیاست کثیف شونه. شدید نیروهارو دارن خارج میشن ولی هنوز با سیاست های تهدید جلو میرن نمونه اش همین سیاست "بلوکه کردن 10 درصد حقوق تا دو ماه بعد" رنج افزایش حقوق 20 الی 30 درصد اون وقت 10 درصد حقوق بلوکه میکنن!!!! آقای مثلا مدیر شما برای چی نظر سنجی کردی؟! که بشینی از خودت فیلم بگیری و وعده های پوشالی بدی؟!!!!!! از تیم لیدها وقتی پیگیر شدیم که چی شد بحث حقوق ها، جواب شون ما نمیدونیم!!!! شما که راست میگین و ما هم باور کردیم. PM ها هم که انگار مردم از پشت کوه اومدن و میخوان از آب گل آلود ماهی بگیرن. طبق صحبت های بچه ها در جلسه "جوک" قراردادی که به نتیجه هم "نرسید" فقط همه رو بردن گوشه رینگ.(خدایی داستان سنگ پا قزوین) نه یه ریال پاداش دادین. نه اضافه کار. نه کارانه. توقع چی دارین!!!!!!! یه نکته هم در مورد افرادی که توی لینکدین پکیج نوروزی کاریزما رو گذاشتن و عروسی گرفتن!!! خودتون عزت تون دست خودتون باشه خداوکیلی. آخه پکیجی که فقط یه کاکائو 35 گرمی همراه با یه دفترچه یاداشت بود جای تشکر داره!!!! جای عروسی گرفتن داره!! از ماست که ب ماست تشریف ببرین پست های پکیج نوروز شرکت های دیگه رو ببینین دیگه این بی جنبه بازی رو از خودتون در نمیارین بچه ها بدونین دوستان قرارداد نمیبندن تا اون طرف سال شمارو آچمز کنن و با حداقل قرارداد ببندن. اگر موقعیت دیدن از کاریزما خارج بشین . به بچه هایی که تازگی وارد شدن میگم به وعده وعید های PM و تیم لیدهای سفارشی گوش نکنین چون اختیاری ندارن و حرفاشون فقط برای بالا بردن خودشون.
یکی از دوستان نوشته که "توصیه اکید میکنم به پردازش مالی کاریزما نیاین چون تا به امروز 95 نفر این شرکت خروجی پرسنل داشته(شرکتی که حدود 2 سال از تاسیس اون میگذره)" باید خدمتشون عرض بکنم دوست عزیز ما خودمون هم باید زودتر از این شرکت بریم حالا دیگه کسی نیاد پیشکش من برای سال بعد اصلا آینده خوبی رو برای کاریزما نمیبینم حقوق ها که اصلا معلوم نیست که چطوری قراره پرداخت بشه شاید سه قسطی بشه اصلا یک قسط رو اول ماه بدن یک قسط رو وسط ماه بدن یک قسط دیگه هم که همون 10 درصدی هستش که نگه میدارن تا تایید بشه (احتمال خیلی زیاده هم که 100 درصدی تایید نمیشه و همیشه 10 الی 20 درصد حقوق از شما کم خواهد شد کسانی که قرارداد تمدید میکنند خیلی مراقب باشید که روی خالص دریافتی تون افزایش داشته باشید اگر روی کل حقوقتون افزایش بدن بدجوری سرتون کلاه میره (بیشتر قسمت حقوقتون میره برای بیمه و مالیات و...) البته توی صحبت هایی که داشتیم اینا روی کل حقوق میخوان افزایش بدن فکر کردن خیلی زرنگ تشریف دارند من که فکر میکنم اینا میخوان شرکت رو منحل بکنند چون دارن هر کاری میکنند که نیروها خودشون برن بدون اینکه کار به شکایت کشی برسه یک سرچی هم بکنید توی سایتهای کاریابی میبینید که تمامی آگهی های کاری شون رو دیگه تمدید نکردن برای سال بعد خیلی ها دیگه نیستند و صد در صد شرکت به مشکلات زیادی بر میخوره اگر بخواهد کار بکنه دوست عزیز که نوشتی تا حالا نوشتی 95 نفر از این شرکت رفتند. بکنش 96 نفر ماهم رفتیم
در دیجی پی تجربهای در نقش Backend داشتم که فرایند مصاحبه و زمانبندی آن خوب بود، اما لید تیم فکر میکرد از دادن پاسخهای مناسب در سطح من عاجز است و به همین دلیل احساس کرد جایگاهش زیر سوال میرود. این موضوع را در جلسهی گفتگو به وضوح حس کردم و پس از آن ایمیلی مبنی بر عدم تطابق شغلی دریافت کردم.
خطاب به آقای "مشخصا" واحد HR که بدرقه شدن به آسمان ها: وقتی یه عده پست فطرت با اهداف کثیف شخصیت و تجربه کاری افراد خبره رو هدف قرار میدن، حتی اگر گورشون کم شده باشه هنوز لکه ننگ و تهمتی که زدن پا برجاست. باید اون شخص به اصطلاح مدیر ذره ای درک و شعور و عقلانیت رو سرلوحه کاریش کنه نه توهمات افراد معلوم الحال. این شعر حکایت ذات اون بی وجودهاست: اصل بد نیکو نگردد چون که بنیادش بد است تربیت نا اهلان چون گردکان بر گنبد است #ذات_خراب
میخوام شرایط حال حاضر و اسفناک شرکت بی برنامه و پر از سم "پردازش مالی کاریزما" رو براتون شرح بدم: توصیه اکید میکنم به پردازش مالی کاریزما نیاین چون تا به امروز 95 نفر این شرکت خروجی پرسنل داشته(شرکتی که حدود 2 سال از تاسیس اون میگذره) این شرکت در سال جای کل تیم HR را اخراج کرد هنوز هیچ قراردادی با پرسنل نبسته اند حقوق پیشنهادی افزایش 20 الی 30 درصد بوده!!!!! برای نوروز هیچ جشن نداشتن توی آگهی شون شردن که هدایای مناسبتی که دروغ بزرگه چون برای نوروز به زور ما رو مجبور به خرید سهامشون کردن چه برسه به سبد کالا برنامه ای برای پاداش و پرداخت اضافه کار نداره طبق صحبت مدیر عامل دکتر : "ر" قرار براین شده که 10 درصد از حقوق پرسنل تا انتهای ماه بعد بلوکه شود تا از سمت مدیران اسکرام و فنی تاییدیه بگیره که مثلا فلان کار انجام شد(خود زندان آلکاتراز) حدود 3 هفته پیش مدیرعامل شرکت از همه پرسنل نظر سنجی برای بهبود شرایط اسفناک جاری کرده بود که نه تنها پیشنهادات را توجه نکردن بلکه کاملا با هر کسی که پیشنهادی که خوشایند کاریزما بوده ، داده برخورد شده!!!!!! حقیقتا وجود این شرکت لکه ننگی در بازار I.T ایران هست مدیران کاریزما در همه سطوح "سلطان دروغ و وعده های پوشالی" هستن اینجا کاریزما خیابان نلسون ماندلا عاطفی شرقی
حدودا یکسال هست که من اینجا مشغول به کار شدم و بنظرم اینکه چه تجربه ای در آسا داشته باشید کاملا به تیمی که داخلش مشغول میشید بستگی داره چون اینجا بیشتر از چهارصد نفر پرسنل داره و قطعا شخصیت ها خیلی متفاوته. جو شرکت بسیار دوستانه و صمیمی هست و شرکت خیلی زیاد برای اینکه نیرو ها باهم صمیمی تر باشن هزینه میکنه و همین هم باعث شده فضای شرکت برای خیلی از نیرو ها مکان امن باشه و از اینکه قراره صبح به صبح بیان سرکار فراری نباشن. مزایا (صبحانه و ناهار و میان وعده و پک های مناسبتی ) برای همه یکسانه اما حقوق بستگی به لولی داره که به شما تو شرکت میدن که توسط مدیرتون تعیین میشه. فضای یادگیری و منابع بسیار زیاد هست و اصلا جلوی رشد و پیشرفت گرفته نمیشه فکت اثبات هم این هست که اکثر نیرو ها اینجا سابقه کاری چندین و چند ساله دارن و اینجا از نظر فنی و جایگاهی خیلی رشد کردن بخاطر همین این فرصت رو همیشه به نیرو های جدید تر هم میدن. بیمه تکمیلی امسال تغییر کرده به آسماری و بسیار عالیه نماینده بیمه هر هفته به صورت حضوری میاد و مدارک رو جمع میکنه و نیاز به بدو بدو نیست. فرهنگ فیدبک دادن و صحبت کردن خیلی تقویت شده و خیلی راحت میتونید مسائل و مشکلات و یا حتی ایده هاتونو مطرح کنید و شنیده بشید و مشکلی بابت این جریان پیش نمیاد. شخصا برای من آسا اینجوری بوده که اعتماد به نفس خودمو توی کار بهم برگردونده و بهم فرصت یادگیری داده. ساعت کاری منعطف و دورکاری داره که میتونید با مدیرتون برای ساعت دقیقش هماهنگ بشید و این هم باعث میشه استرس تاخیر و کسری کار نداشته باشید.
قبل از هر چیز میخوام در مورد خود شرکت و زمینه فعالیتش یه توضیح کوتاه بدم: هدف شرکت طراحی و توسعه انواع ذخیره سازهای بومی با کاربرد و کارایی های مختلف هست. با وجود طراحی و پیاده سازی تعدادی از ماژول های سخت افزاری، بخش زیادی از سخت افزار به دلیل نبود تکنولوژی داخلی، از خارج از کشور وارد و اسمبل میشه. عمده فعالیت شرکت در بخش R&D اتفاق میفته، جایی که به صورت کلی روی بخش های مختلف نرم افزاری کار میشه. تعداد نسبتا خوبی پروژه تحقیقاتی هم در شرکت پیگیری میشه. حوزه کاری شرکت کاملا یونیک هست و فکر نمیکنم شرکت مشابهی رو داخل ایران بتونید پیدا کنید که امکان تجربه در این حوزه رو برای شما فراهم کنه. من حدود سه سال در تعداد زیادی از پروژه های تحقیقاتی شرکت کردم که نتیجه اون چاپ دو مقاله در کنفرانس های درجه یک خارجی بود. در مورد حقوق و مزایا، بنده با اینکه دانشجو بودم و به صورت پاره وقت در شرکت فعالیت میکردم، حقوق و مزایا نسبتا خوبی رو دریافت میکردم. روند افزایش حقوق در طی مدت فعالیت بنده راضی کننده بود و اواخر حتی سعی میشد تا نتیجه ارزیابی افراد در حقوق دریافتی شون تاثیر داده بشه. به شخصه میتونم بگم که تلاشی که انجام میدادم تا حد مناسبی دیده میشد. پرداخت حقوق به صورت منظم بود. بیمه تکمیلی آسیا خیلی خوب بود. بسته ها و کادو های مناسبتی به کارمندها ارایه میشد (بابت تولد، روز زن، سال نو، شب یلدا و ...). چند باری برای کارمندهای شرکت ناهار تدارک دیده شد. حقوق های پرداختی به نسبت اندازه شرکت قابل قبول هست. متاسفانه مشکلات مدیریتی که بقیه دوستان اشاره کردن رو تایید میکنم. سبک و سیاق شرکت بیشتر شبیه به ادارات دولتی هست تا یک شرکت خصوصی و کاغذ بازی های اداری برای انجام یک کار وقت و انرژی زیادی از شرکت میگیره. به دلیل کوچک بودن شرکت، تعداد لایه های مدیریتی اون خیلی زیاد نیست اما بعضا در لایه های اولیه که عمدتا با کارمندها در ارتباط هستن، از دوستان بازنشسته استفاده کردند که با کمال احترام، نیازمند یادگیری خیلی از مفاهیم اولیه از کارمندهای زیردستشون بودن. به شخصه انتظار داشتم از افراد جوان و با سواد مناسب و مرتبط استفاده میشد. البته نیاز هست بگم که با تغییر و تحولاتی که در یک سال آخر فعالیت بنده در بخش های مدیریتی انجام شد، احساس میشد که شرایط بهبود پیدا کرده و خیلی از مشکلات موجود برطرف شده. از نتایج این تغییرات اضافه شدن شرایط انجام کار به صورت منعطف و دورکاری بود. در مورد اهمیت دادن به ایده ها، تجربه بنده در تیم تحقیقات اینطور بود که اگر ایده ای به ذهنتون میرسه، میتونید مطرح کنید و در صورت تایید، شرکت برای ایده شما ارزش قایل میشه و حتی هزینه میکنه. از لحاظ جو کاری، فعالیت کارمندها در محیط شرکت دوستانه هست و من مشکل خاصی در این مورد ندیدم. اواخر هم برای بهبود این جو، تور های طبیعت گردی مختلفی برگزار کردن که واقعا جذاب و لذت بخش بود. به صورت کلی، اگر در ابتدای مسیر کاریتون هستید، میتونید توی این شرکت خیلی چیزها یاد بگیرید و امکان فعالیت حتی به صورت دانشجویی، امریه، پاره وقت وجود داره. اگر هم تجربه خوبی در کار خودتون دارید و دوست دارید با چالش های این حوزه آشنا بشید، حتما این شرکت رو توصیه میکنم. در پایان ارزیابی من از سه سال فعالیتی که توی این شرکت داشتم با ارفاق و تغییرات مدیریتی که حس میکردم در اواخر داره اتفاق میفته «خیلی خوب» هست و من این شرکت رو پیشنهاد میکنم. موفق باشید
یکی از بدترین تجربههای من بود، شرکت کاملا خانوادگی اداره میشه و همه با هم فامیل هستند،حقوقی که میدن یک سوم جاهای دیگهست مدیرای اونجا طوری تحقیر میکنند کارمندارو که من خودم چند بار گریه کردن کارمندای خانوم رو اونجا دیدم(یکی از مدیرها گویا مشکل هاد روانی داره که اگر خودتون تو شرکت باشید بعد چند هفته متوجه میشید) صفحه کامپیوتر شما کنترل میشه و دائما با دوربین کنترل میشید و تذکر میگیرید بهترین کارمند اونجا هم باشی باز به جای قدردانی غر میزنند حقوق رو هم به جای اینکه سر ماه بدن بیستم هر ماه میدن که اگر رفتی از شرکت بیرون جلوتر پول نگرفته باشی و تسویه نشده باشی چون خروجی شرکت خیلی بالاست و همه بعد چند ماه جدا میشند نکته مثبت شرکت اینه که سابقه کاری پیدا میکنید و شرکت هر چند ماه اقلام خوراکی و گاهی هم بن لباس میده
به صورت خلاصه میگم. و تجربه ای که اونجا داشتم و همچنین بی پرده می گم. افرادی که می خوان استخدام این هلدینگ و شرکت های زیر مجموعه اش بشن تجربه من در مدتی که تو این هلدینگ بودم در یه جمله خلاصه میشه: «یه سری مدیر بی همهچیز با یه مالک بی همه چیز تر از همشون دور هم جمع شدن و شرکت زدن.»
بنده برنامه نویسی رو اینجا یادگرفتم و واقعیت همیشه اینجا رقابت سر سختی بود و الان در حال حاضر در کانادا باتوجه به مفاهیم اموزشی یاد گرفتم مشغول کار هستم . متاسفانه خیلی ها بهره و تلاشش رو نداشتن و رفتند ! خواهشی دارم حتما حضوری برین صحبت کنید اگر براتون مفید بود استفاده کنید
زمستون سال ۱۴۰۰ بعد از ارسال رزومه، و مصاحبه فنی که اوکی شد، و هر مرحله هم بینش دو سه هعته طول میکشید که زنگ بزنند و آدم بلاتکلیف بود تو این مدت، جلسه با معاونت بود تو ساختمون میدان مادر یادم نیست طبقه ۷ یا ۱۰، وفتی رفتم پیش منشی انگار نفر قبلی مصاحبه داشت و منشی به من یک فرم داد که مشخصات خودم و جاهایی که قبلا کار کردم و حقوق های قبلی و حقوق درخواستی رو بزنم. فرم رو پر کردم و به منشی دادم و باز منتظر موندم. دیدم منشی فرم منو برداشته و داره برگ میزنه و کامل داره میبینه و واکنشش هم صدای فیس فیس با لب و دندوناشه، کلی بدم اومد از رفتارش، همونجا میخواستم واکنش نشون بدم، یا رفتم تو اتاق جلسه به مدیر و معاون بگم تو سازمانتون، حد و حدود وظایف منشی رو شما مشخص نکردید؟؟ واقعا متاسفم .. میخواستم شمارشو همینجا بذارم که دفعه دیگه اینکارو نکنه .. دلم سوخت واسش .. اینم بگم که حقوق رو به صورت کارانه و بن و اینا داده میشه یک مبلغیش و من ترجیحم کامل یک جا سر ماه هست.
رفتار کارگزاری بسیار بسیار بد تایم ناهار اجباری با سرآشپز بسیار بداخلاق و بد انگ کلا همه اونجا با خودشون هم قهرن تایم استراحت نداره ب خانمها غذا نمیدن در صورتی ک براساس قانون کار چون تعداد زیادی کارگر داره باید غذارو تامین کنه نه غذا میدن و نه حتی پول غذا ب خانمها قسمت بهداشتش هم خیلی بد برخورد میکنن قسمت حراست ب صورت رندم ب یکی گیر میدن ب یکی نه محیط کارش پراز استرس قوانینی دارن ک حتی شرکتهای دولتی هم این قوانین روندارن کسی حق نداره با همکارش اونجا ازدواج کنه کسی حق نداره با همکارش بیرون بره و……نمیدونم کی وبراساس چی داره شرکت رو اداره میکنه امیدوارم ب مسایل مربوط ب کارگزینی بهداشت تغذیه استراحت برای خانمها رسیدگی بیشتر بشه
من تجربهای از شرکت زرسام هنر دارم که واقعا پر از فشار و محدودیت است. وضع کار به گونهای است که همه مستقیما از مدیرعامل پیروی میکنند و فضای سازمانی به شکل سنتی و بدوی اداره میشود. گاه شاهد بودم که مدیرعامل هر کار کوچکی را تأیید یا منتفی میکند؛ از نظافت دفتر تا کارهای تعمیراتی یا حتی غذا دادن به سگهای حیاط. با وجود این همه تایید، بعد از هر اتفاق ناخوشایند با وجود همه این تأییدها، من و همکاران دوباره زیر سوال میرفتیم و ممکن بود اخراج شویم. کار در چنین محیطی برای کسانی که دنبال رضایت مدیرعاملاند، دشوار است؛ فضای کاری به گونهای است که همهمه برای جلب توجه مدیرعامل در رأس قرار دارد. اگر مرد باشید، احتمال دارد برای حفظ جایگاه خود باید زیرآب بزنید یا اینکه دیگران شما را زیر آب بزنند. و اگر خانم باشید، ممکن است فشارهایی از طرف مدیرعامل برای پذیرفتن رفتارهای غیراخلاقی به شما وارد شود.
من دوچرخهی کار کردن با زبانهای مختلف را دوست دارم و دنبال موقعیتی میگشتم که ضمن بهکارگیریی PHP و Laravel، فرصت یادگیری Go را هم داشته باشم. در Jobvision آگهی قبلی PHP/Laravel را دیدم، رزومه فرستادم و بعد از یک تماس آنلاین با تنها توسعهدهنده بکاندشان، خوشحال شدند از مصاحبه. واضح گفتم که تجربهای در Server Management، Linux یا DevOps ندارم و تازه Go را شروع کردهام و دوست دارم در شرکتی باشم که فرصت یادگیری این حوزهها را فراهم کند. روزهای بعد برای همکاری توافق شد و همکارم گفتند که همه سرویسها را به Go منتقل میکنند و من روی پروژه جدید مستقر میشم. در جلسهی بعد با مالک و مدیر شرکت، فردی با اصالت ایرانی-آمریکایی حضور داشت که به من گفتند فرهنگ کارشان متفاوت است و شفافسازی میکردند که باهاشان تفاوتهای فرهنگی وجود دارد. او تقریبا یک ساعت صحبت کرد و چند نکته خط قرمز نشان داد. یکی از موارد این بود که بهطور افتخاری از اخراجشدن پرسنل صحبت میکردند، دیگری از پرداختی ساعتی و اینکه این حالت را منصفانه میدانند و مدلهای دیگر را تجربه کردهاند که نتیجهدهیشان این است. همچنین گفتند به هموطنها علاقه دارند و با حقوق بالاتر از نرمبازار میخواهند حضور ما را جذب کنند؛ آن زمان برایشان حقوق سالانه بهصورت ایرانی-ریالی حدود ۷۵۰ میلیون بود که با بیمه و عیدی و سنوات، در مجموع حدود ۷۰۰ میلیون در سال میشد؛ اما حقوقی که برای تیم ایرانی در نظر میگرفتند، کمتر از بازار بود. در ادامه گفتند برای جبران تفاوتها، به من Bonus میدهند اما عدد دقیق را نگفتند. در نهایت گفتند قرارداد رسمی نبستهاند و سیستمها بر پایهی اعتماد است. با وجود تمام این نشانهها، به دلیل علاقهام به Golang تصمیم گرفتم مسیر را ادامه بدهم و قبول کردم. به من قول داده شد که از شرکت فعلی استعفا دهم و به TheList ملحق شوم. روز اول کار، پروژهای از Symfony به من داده شد؛ در مصاحبه گفته بودم که فقط Laravel کار میکنم و Go را هم گسترش میدهم. اما پروژه واقعا قدیمی بود و نصب با داکر یا محلی بهراحتی امکانپذیر نبود—نه برای من و نه برای همتیمیها. بعد از یک ماه شبانهروز تلاش کردیم تا پروژه را بالا بیاوریم. وقتی ساعات کاری را برایشان فرستادم، از بابت ساعات کار با حساسیت برخورد کردند و توضیحاتی دربارهی ساعات کار دادند؛ از جمله اینکه ترجیح میدهند دقیق ثبت شود و حتی در صورت کارکردن بیشتر از ۸ ساعت در روز، همان را بنویسم. با این حال من ساعتی که کار کردهام و ساعات نوشتهشده را ثبت کردم. ماه دوم با فشار برای عقبافتادگی نسخهی پروژه روبرو شدیم و بارها در جلسات گارد گرفتند که این نسخه از نسخهی دوم است و نباید عقب بماند. با تجربهای که از لاراول داشتم، فهمیدم وظیفهی اول من این است که تسکی که خیلی ساده به نظر میرسید، بهدنبال کدنویسی در پایهی Go شکل بگیرد و معماری مبتنی بر Domain Driven Design را پیاده کنم؛ این موضوع مدتی طول کشید و تخمینها با تاخیر مواجه شدند. برخورد بازجوییگونهی مدیر باعث شد تا من هم تحت فشار کار کنم تا جایی که تا ساعت ۴ شب کد میزدم و این روند به خستگی من منجر شد. در آخرین روزهای ماه دوم دیدم دیگر توان کار ندارم و بدنم از کار کردن مداوم خسته بود. در طول پیادهسازی فریم
برای این شرکت واقعا به کار گرفتن نیروها بهصورت تنگنظرانه وجود دارد و محیط کار از دید من محدودکننده بود. از همان ابتدای کار کنترل زیادی روی کارکنان احساس میشد و هر لحظه مدیریتها سیستمها را زیر نظر میگرفتند. همچنین از من برای شروع کار چک سفید امضا میخواستند، که تجربهی ناامیدکنندهای بود.
مدت حدود یک سال است که در کاراشاب فعالیت دارم و فکر میکنم هر کس وارد این شرکت میشود، معمولا چند سالی را دوام میآورد؛ چون حقوق مناسبی میدهند و امکان دورکاری فراهم است. از همان ابتدای کار، موضوعی که مرا جذب کرد، تعدد پروژههای اجراشده بود که اکثرشان در حال پیادهسازی بودند و همچنین این که اکثر همکاران ما سنی بالا دارند و بیشترشان تخصص فولاستک یا سطح ارشد هستند. تنها نقطه ضعف، موضوع بیمه بود که وعده رفع آن داده شد. آدرس سایت را اشتباه نوشته بودند؛ آدرس درست این است karashab.ir
برای مدت تقریبا پنج سال به عنوان کارشناس مالی در شرکت توربينهای گازی صنعتی خاورمیانه فعال بودم و با تمام وجود برای انجام وظیفه و منافع شرکت تلاش میکردم. اما ناچار شدم یکباره از آنجا جدا شوم؛ بدون هیچ توضیح مشخصی درخواست ترک کار کردند. در آنجا به نظر میرسید اهمیت کمتری به منابع انسانی داده میشود و رقابت درونسازمانی شدت زیادی داشت.
من بیشتر از ۴ سال تو توسن بودم، نمیتونم بگم بد بود، یک جاهایی و یک زمانی خوب بود انصافا، ولی یک جاهایی و زمانهایی هم خیلی بد بود انصافا، مشکلات خیلی بزرگی داشتم اونجا، ولی چون من زیاد اهل جا به جا شدن نبودن و نیستم و کلا آدم سازگاریم ..موندم. کنترل پروژه خیلی خوبی داره از نظر من .. من دوست داشتم، اسپرینت و اینا و یک حالتی انگار نظم میداد به کارها .. بعضی وقتها رعایت نمیشد ولی زیاد برای من مهم نبود. خیلی رابطه هست، رابطه فامیلی منظورم نیست، رابطه دوستی که همونجا بر اساس اقتضا و یا شاید نیاز و زرنگی شکل گرفته! اونجا، بعضی سرپرست ها کارهای چیپ میدن به بچه ها، راه نمیدن بچه ها رو تو کار، هم سرپرست هایی که من داشتم اینطوری توشون بود هم از گروه های دیگه خیییلی شنیدم که کلا تو توسن هم مشهور بودن .. مدیر هم تا موقعی که کار انجام بشه، زیاد ندیدم توجه کنن، سوگولی و رابطه دوستی من خیلی دیدم .. نه صرفا براساس اینکه کارش خوب بوده! اگه ببینی بعضی ها زیاد موندن اونجا استناد نکنید به این فاکتور .. به نظر من متاسفانه بازار کار خرابه آدمها میمونن یک جا .. البته نظر منه! قرص بیخیالی و خونسردی و نادیده گرفتن و اینا هر روز باید بزنید اونجا .. حتی با اینکه منم زیاد برام مهم نبود .. یادمه یکی از بچه ها میگفت من ۹ ساله اینجام شاید دو تا یکسال یعنی دو سالش سرپرست خوب داشتم. وام دوره ای میدن، یکم درصد کارمزدش زیاده، بعضی بچه ها میگن نگیرید ولی با این تورم خوبه به نظرم ولی اگه رفتید از شرکت تا تسویه کامل وام، سنواتتون رو نمیدن. ولی بزرگترین معضلی که من داشتم، منابع انسانیش هست، متاسفانه نیروهاش انگار ثابتن و عوض هم نمیشن .. تو ظاهر خیییلی خوبن ولی باطن رو خدا میدونه. یادمه یکی از بچه ها میگفت، یهو منابع انسانی زنگ زد گفت امروز رفتی، وسایلتم ببر و از فردا نیا (آخر سال هم نبود!).. یکی میگفت یکی از بچه ها یهو یک ایمیل اومد که تا آخر ماه بیشتر نیستی .. مدیرا هم اونجا خیییلی عوض شدند، جز مدیر منابع انسانی فکر کنم! ما گروهمون تو ۴ سال، ۳ تا مدیر دید به خودش! کلا هم بدخداحافظی میکنن منابع انسانیش .. انگار تا ته پشتشو میزنن و شرکت رقیب بری اگه بفهمن هیچی دیگه و شرکتهایی که میشناسن هم من شنیدم تا میتونن زیرآب میزنن .. مواظب بچه های جذبشون باشید ..تو ظاهر خییییلی خوبن حواستون باشه ! نمیدونم دیگه. خیلی از بچه ها به خاطر سرپرست و مدیر استعفا میدن و منایع انسانی هم کلا نقش چغندر رو داره .. بارها از بچه ها شنیدم هیچ کاره ان .. یادمه یکی از بچه های قدیمی کنترل پروژه میگفت نمیدونم این منابع انسانی چه ... میخوره! خلاصه بچه های منابع انسانی چند تاشون بالای ۹، ۱۰ سال اونجان و تکون هم نمیخورن انگار .. دور مدیرشون هم میچرخند. خود منابع انسانی بعضی وقتها به بچه هایی که با مدیر به اختلاف میخورن پیشنهاد میده برن ! چون دلیلی هم که میاره اینه شرکت بین مدیر و کارشناش قطعا مدیر رو انتخاب میکنه. منابع انسانیش شعافففف خیییلی داره، خییییلی .. مخصوصا جشن ها و .. بچه ها ی تولید بعضی هاشون میگفتن ترفنده! (من زیاد توجه نمیکردم و مهم نبود برام).. مخصوصا کسایی که سرشون شلوغ بود تو جشن ها نمیومدن یک حالتی انگار اعتراص داشتن یا جلب توجه میکردن، که تو میری جشن ای منابع انسانی و مدیران بالادستی شرکت و من همش باید کار کنم! شاید حق داشتند، نمیدونم، مخصوصا اینکه شرکت، شرکت تولید نرم افزار هست و عملا درآمد شرکت با کار بچه های تولید و پشتیبانی هست نه با کار منابع انسانی (دوست ندارم اینو بگم چون منابع انسانی خیلی شرکتها فوق العاده ان بچه هاش، ولی در شرکت توسن، این حسو نداری) .. یکی دیگه شرکت رو تاسیس کرده، بچه های تولید و پشتیبانی دارن زحمت میکشن و باعث سود شرکت میشن و منابع انسانی قیافه میگیره! وقتی یک مشکلی برای یکی از بچه ها با مدیر و سرپرست پیش میاد که عملا کارشناس نقشی نداره ولی خب حاشیه دارش میکنند و راحت بهش میگن برو و برچسب ناسازگاری بهش میزنند .. خلاصه حواستون باشه. خیلی چیزها رو نمیشه گفت واقعا. یک مورد دیگه در مورد فضای شرکت توسن، یادمه رزومه یکی از همکارهای سابقم که کارش خوب بود تو سایتشون ثبت کرده بود برای یک موقعیت شغلی و خودم به سرپرستم گفتم اگه میشه به گروه مربوطه که میخواد هم بگه کارش خوبه، ولی هیچ وقت دعوت نشد به مصاحبه، انگار زیاد بچه های سطح بالا رو سرپرست ها خوششون نمیاد جذب کنند. به قول یکی از مدیرای بزرگ اونجا که خیلی تیم زیر دستشون بود و الان رفتند بعضی از سرپرستها با نیروهای سطح بالا نمیتونن کار کنند! یعنی اینطوری بگم نیروی سطح پایین و سن پایین انگار شانس اومدن و ماندن زیادی دارن .. و تو خود توسن هم با گذشت زمان رشد کنند .. شاید چون خطرناک نیست برای سرپرست و تیم .. من خودم دو تا سرپرست داشتم، اولی خیلی خوب بود که عمرش کم بود و رفت از شرکت (که به قول خودش هیچ وقت دوست نداره برگرده حتی تو توسن بچه ها رو ببینه) و دومی خییلی اذیت کرد .. و هنوزم اونجا هست. راستی، منابع انسانیش تقریبا هر سال اخر سال زنگ میزنه و یک سررسید و جعبه شیرینی بابت یادگاری میفرستن ! تو تسویه حساب حالتو میگیرن و از بچه هایی که ازشون بابت گرفتن حق و حقوقشون ازشون به اداره کار شکایت کردند، کلی اذیتشون کردن، حتی بعدش! حواستون باشه. حقوق هم درصد زیادیش ضریب پاداش و عملکرد هست .. که رو سنوات حساب نمیشه. فضای شرکت هم اوپن آفیس هست که شلوغه، برای همین دورکار میکنند و این مزیت هست (من دورکاری رو با توجه به فضای شرکت ترجیح میدادم) .. کافی شاپ داره من دوست داشتم .. سیستم ها alo هست، میزها رو صندلی ها رنگ های مختلف داره. ولی در کل ساختمونشو دوست نداشتم. منم نمیخواستم بنویسم اینا رو .. چون میترسیدم. شنیدم بچه های منابع انسانی خییییلی تو فضای مجازی فعالن و کلا نظر مخالف رو نمیپسندن و تا میتونن تخریب میکنن .. ولی دوست داشتم بگم تجربیاتمو.
بدترین تجربه کاری تمام عمرم رو داخل این شرکت داشتم. موقع مصاحبه و تا قبل از امضای قرارداد رفتار محترمانه ای دارن و روز اول براتون غذا هم سفارش میدن! ولی به محض اینکه پای قراردادتون رو امضا کنید رفتارها عوض میشه و استثمار میشید. در وهله اول پیشنهاد میکنم هیچ وقت گذرتون به این شرکت نخوره ولی اگه مجبور بودین اینجا استخدام بشید قراردادتون رو خوب بخونید، چون قراره بارها با همین قرارداد و سفته هایی که میدین تهدید بشین. مدیر عامل این شرکت از لحاظ شخصیتی بسیار رفتار کودکانه و نابالغی داره و توی فنی ترین و ریزترین جزئیات کار تک تک افراد دخالت میکنه و نظر میده و درنهایت باید همونا اجرا بشن. در صورتی که حرفاش رو تایید نکنید رفتارش به شدت عوض میشه باهاتون ولی از آدم های چابلوس که تاییدش کنن خوشش میاد. کلا پای مانیتور نشسته و دوربین ها رو چک میکنه و صداهای ظبط شده از اتاق کارمندها رو گوش میده، بیشتر حکم حراست رو داره تا مدیر عامل! حریم خصوصی کلا تو این شرکت وجود نداره و تک تک حرف ها شنود میشه. منابع انسانی این شرکت حکم زندانبان رو داره نه بیشتر. کل نقشش اینه که از طرف مدیرعامل کارمندها رو تحت فشار بذاره، مرخصی ها رو رد کنه، دوربین ها رو چک کنه و به محض اینکه با همکار کنار دستی چند دیقه ای صحبت کنید زنگ بزنه و تذکر بده! تایم ناهار فقط نیم ساعته و به خاطر یک دقیقه تجاوز از این مقدار توبیخ خواهید شد. از شرکت بیرون نمیتونید برید حتی برای چند ثانیه (حتی در حد یه بقالی رفتن!) مگر با درخواست مرخصی مکتوب و موافقت شده. موبایل نمیتونید دست بگیرید و حتی این رو توی قراردادشون هم نوشتن! خیلی با همکاراتون نمیتونید صحبت کنید چون از طرف منابع انسانی تذکر می گیرید که حواس بقیه رو پرت می کنید! هرروز باید خیلی ریز و جزئی گزارش کار بنویسید و خود مدیر عامل شخصا میخونه و بازخواستتون میکنه. از لحاظ حقوق هم در پایین ترین عدد ممکن باهاتون می بندن. اکثر کارمندهای این شرکت پایه حقوق می گیرن. و در نهایت موقعی که بخواید بیاید بیرون تازه رفتار اصلیشون رو خواهید دید. با قرارداد و سفته ها تهدید میشید، ولی طبل تو خالی هستن. وقتی بفهمن به حق و حقوقتون واقفید به سرعت موضعشون عوض میشه و کوتاه میان. نرخ خروج کارمندهاش بسیار بالاست و شخصا هم کسی رو ندیدم که بتونه بدون دعوا و دلخوری از این شرکت بیاد بیرون. کلا کار کردن تو این شرکت باعث بیماری های اعصاب و روان میشه.
شرکت کندا ایده را تجربه کردم و داستانی از فضای کار آن تعریف میکنم. حقوق پایین و رفتاری که یکی از مدیران با همکاران دارد، منو به این نتیجه رساند که محیط کار بیشتر شبیه یک کافیشاپ اینترنتی است تا دفتر کار، تا جایی که از نگاه آنها فضای کاری اوپن آفیس است. منابع منابع انسانی بیسواد و فرمالیتهاند و هیچ ارادهای از خود نشان نمیدهند؛ اگر شرکتی که میخواهید برای استخدام با این تیم تماس بگیرد، به شدت احتمال میدهند که بین شما و شرکت ارتباط را قطع کنند. برخوردها بهقدری نامطلوب بود که یکی از همکاران خانم برای مدتی به گریه افتاد. صفحهنمایش من و محیط کار زیر نظر بود و دوربین بالای سرم و صدایم هم بررسی میشد. اگر صبح حتی یک دقیقه دیرتر از زمان مقرر رفتم، ۴۵ دقیقه به اضافهکارم کم میشد. بهطور نمونه اگر ساعت کاری تا پنج بود، تا شش عصر اضافهکاری بهطور ناچیز و به مقدار حدود یکصد تومان محاسبه میشد، مگر اینکه تاخیر وجود نداشته باشد. به طور کلی کارمندان آنجا آنقدر ناراضی بودند که هنگام تسویهحساب حتی نمیشناختمشان و همه آنجا از شرکت جدا شده بودند.
آقایون مدیران پردازش مالی کاریزما دچار یه آشفتگی عجیب شدن قرارداد که نبستن تا موقعیت های شرکت های دیگه بسته بشه و شمارو مجبور به بستن قرارداد حداقل حقوق کنن. باور کنین این سیاست کثیف شونه. شدید نیروهارو دارن خارج میشن ولی هنوز با سیاست های تهدید جلو میرن نمونه اش همین سیاست "بلوکه کردن 10 درصد حقوق تا دو ماه بعد" رنج افزایش حقوق 20 الی 30 درصد اون وقت 10 درصد حقوق بلوکه میکنن!!!! آقای مثلا مدیر شما برای چی نظر سنجی کردی؟! که بشینی از خودت فیلم بگیری و وعده های پوشالی بدی؟!!!!!! از تیم لیدها وقتی پیگیر شدیم که چی شد بحث حقوق ها، جواب شون ما نمیدونیم!!!! شما که راست میگین و ما هم باور کردیم. PM ها هم که انگار مردم از پشت کوه اومدن و میخوان از آب گل آلود ماهی بگیرن. طبق صحبت های بچه ها در جلسه "جوک" قراردادی که به نتیجه هم "نرسید" فقط همه رو بردن گوشه رینگ.(خدایی داستان سنگ پا قزوین) نه یه ریال پاداش دادین. نه اضافه کار. نه کارانه. توقع چی دارین!!!!!!! یه نکته هم در مورد افرادی که توی لینکدین پکیج نوروزی کاریزما رو گذاشتن و عروسی گرفتن!!! خودتون عزت تون دست خودتون باشه خداوکیلی. آخه پکیجی که فقط یه کاکائو 35 گرمی همراه با یه دفترچه یاداشت بود جای تشکر داره!!!! جای عروسی گرفتن داره!! از ماست که ب ماست تشریف ببرین پست های پکیج نوروز شرکت های دیگه رو ببینین دیگه این بی جنبه بازی رو از خودتون در نمیارین بچه ها بدونین دوستان قرارداد نمیبندن تا اون طرف سال شمارو آچمز کنن و با حداقل قرارداد ببندن. اگر موقعیت دیدن از کاریزما خارج بشین . به بچه هایی که تازگی وارد شدن میگم به وعده وعید های PM و تیم لیدهای سفارشی گوش نکنین چون اختیاری ندارن و حرفاشون فقط برای بالا بردن خودشون.
یکی از دوستان نوشته که "توصیه اکید میکنم به پردازش مالی کاریزما نیاین چون تا به امروز 95 نفر این شرکت خروجی پرسنل داشته(شرکتی که حدود 2 سال از تاسیس اون میگذره)" باید خدمتشون عرض بکنم دوست عزیز ما خودمون هم باید زودتر از این شرکت بریم حالا دیگه کسی نیاد پیشکش من برای سال بعد اصلا آینده خوبی رو برای کاریزما نمیبینم حقوق ها که اصلا معلوم نیست که چطوری قراره پرداخت بشه شاید سه قسطی بشه اصلا یک قسط رو اول ماه بدن یک قسط رو وسط ماه بدن یک قسط دیگه هم که همون 10 درصدی هستش که نگه میدارن تا تایید بشه (احتمال خیلی زیاده هم که 100 درصدی تایید نمیشه و همیشه 10 الی 20 درصد حقوق از شما کم خواهد شد کسانی که قرارداد تمدید میکنند خیلی مراقب باشید که روی خالص دریافتی تون افزایش داشته باشید اگر روی کل حقوقتون افزایش بدن بدجوری سرتون کلاه میره (بیشتر قسمت حقوقتون میره برای بیمه و مالیات و...) البته توی صحبت هایی که داشتیم اینا روی کل حقوق میخوان افزایش بدن فکر کردن خیلی زرنگ تشریف دارند من که فکر میکنم اینا میخوان شرکت رو منحل بکنند چون دارن هر کاری میکنند که نیروها خودشون برن بدون اینکه کار به شکایت کشی برسه یک سرچی هم بکنید توی سایتهای کاریابی میبینید که تمامی آگهی های کاری شون رو دیگه تمدید نکردن برای سال بعد خیلی ها دیگه نیستند و صد در صد شرکت به مشکلات زیادی بر میخوره اگر بخواهد کار بکنه دوست عزیز که نوشتی تا حالا نوشتی 95 نفر از این شرکت رفتند. بکنش 96 نفر ماهم رفتیم
در دیجی پی تجربهای در نقش Backend داشتم که فرایند مصاحبه و زمانبندی آن خوب بود، اما لید تیم فکر میکرد از دادن پاسخهای مناسب در سطح من عاجز است و به همین دلیل احساس کرد جایگاهش زیر سوال میرود. این موضوع را در جلسهی گفتگو به وضوح حس کردم و پس از آن ایمیلی مبنی بر عدم تطابق شغلی دریافت کردم.
خطاب به آقای "مشخصا" واحد HR که بدرقه شدن به آسمان ها: وقتی یه عده پست فطرت با اهداف کثیف شخصیت و تجربه کاری افراد خبره رو هدف قرار میدن، حتی اگر گورشون کم شده باشه هنوز لکه ننگ و تهمتی که زدن پا برجاست. باید اون شخص به اصطلاح مدیر ذره ای درک و شعور و عقلانیت رو سرلوحه کاریش کنه نه توهمات افراد معلوم الحال. این شعر حکایت ذات اون بی وجودهاست: اصل بد نیکو نگردد چون که بنیادش بد است تربیت نا اهلان چون گردکان بر گنبد است #ذات_خراب
میخوام شرایط حال حاضر و اسفناک شرکت بی برنامه و پر از سم "پردازش مالی کاریزما" رو براتون شرح بدم: توصیه اکید میکنم به پردازش مالی کاریزما نیاین چون تا به امروز 95 نفر این شرکت خروجی پرسنل داشته(شرکتی که حدود 2 سال از تاسیس اون میگذره) این شرکت در سال جای کل تیم HR را اخراج کرد هنوز هیچ قراردادی با پرسنل نبسته اند حقوق پیشنهادی افزایش 20 الی 30 درصد بوده!!!!! برای نوروز هیچ جشن نداشتن توی آگهی شون شردن که هدایای مناسبتی که دروغ بزرگه چون برای نوروز به زور ما رو مجبور به خرید سهامشون کردن چه برسه به سبد کالا برنامه ای برای پاداش و پرداخت اضافه کار نداره طبق صحبت مدیر عامل دکتر : "ر" قرار براین شده که 10 درصد از حقوق پرسنل تا انتهای ماه بعد بلوکه شود تا از سمت مدیران اسکرام و فنی تاییدیه بگیره که مثلا فلان کار انجام شد(خود زندان آلکاتراز) حدود 3 هفته پیش مدیرعامل شرکت از همه پرسنل نظر سنجی برای بهبود شرایط اسفناک جاری کرده بود که نه تنها پیشنهادات را توجه نکردن بلکه کاملا با هر کسی که پیشنهادی که خوشایند کاریزما بوده ، داده برخورد شده!!!!!! حقیقتا وجود این شرکت لکه ننگی در بازار I.T ایران هست مدیران کاریزما در همه سطوح "سلطان دروغ و وعده های پوشالی" هستن اینجا کاریزما خیابان نلسون ماندلا عاطفی شرقی
حدودا یکسال هست که من اینجا مشغول به کار شدم و بنظرم اینکه چه تجربه ای در آسا داشته باشید کاملا به تیمی که داخلش مشغول میشید بستگی داره چون اینجا بیشتر از چهارصد نفر پرسنل داره و قطعا شخصیت ها خیلی متفاوته. جو شرکت بسیار دوستانه و صمیمی هست و شرکت خیلی زیاد برای اینکه نیرو ها باهم صمیمی تر باشن هزینه میکنه و همین هم باعث شده فضای شرکت برای خیلی از نیرو ها مکان امن باشه و از اینکه قراره صبح به صبح بیان سرکار فراری نباشن. مزایا (صبحانه و ناهار و میان وعده و پک های مناسبتی ) برای همه یکسانه اما حقوق بستگی به لولی داره که به شما تو شرکت میدن که توسط مدیرتون تعیین میشه. فضای یادگیری و منابع بسیار زیاد هست و اصلا جلوی رشد و پیشرفت گرفته نمیشه فکت اثبات هم این هست که اکثر نیرو ها اینجا سابقه کاری چندین و چند ساله دارن و اینجا از نظر فنی و جایگاهی خیلی رشد کردن بخاطر همین این فرصت رو همیشه به نیرو های جدید تر هم میدن. بیمه تکمیلی امسال تغییر کرده به آسماری و بسیار عالیه نماینده بیمه هر هفته به صورت حضوری میاد و مدارک رو جمع میکنه و نیاز به بدو بدو نیست. فرهنگ فیدبک دادن و صحبت کردن خیلی تقویت شده و خیلی راحت میتونید مسائل و مشکلات و یا حتی ایده هاتونو مطرح کنید و شنیده بشید و مشکلی بابت این جریان پیش نمیاد. شخصا برای من آسا اینجوری بوده که اعتماد به نفس خودمو توی کار بهم برگردونده و بهم فرصت یادگیری داده. ساعت کاری منعطف و دورکاری داره که میتونید با مدیرتون برای ساعت دقیقش هماهنگ بشید و این هم باعث میشه استرس تاخیر و کسری کار نداشته باشید.
قبل از هر چیز میخوام در مورد خود شرکت و زمینه فعالیتش یه توضیح کوتاه بدم: هدف شرکت طراحی و توسعه انواع ذخیره سازهای بومی با کاربرد و کارایی های مختلف هست. با وجود طراحی و پیاده سازی تعدادی از ماژول های سخت افزاری، بخش زیادی از سخت افزار به دلیل نبود تکنولوژی داخلی، از خارج از کشور وارد و اسمبل میشه. عمده فعالیت شرکت در بخش R&D اتفاق میفته، جایی که به صورت کلی روی بخش های مختلف نرم افزاری کار میشه. تعداد نسبتا خوبی پروژه تحقیقاتی هم در شرکت پیگیری میشه. حوزه کاری شرکت کاملا یونیک هست و فکر نمیکنم شرکت مشابهی رو داخل ایران بتونید پیدا کنید که امکان تجربه در این حوزه رو برای شما فراهم کنه. من حدود سه سال در تعداد زیادی از پروژه های تحقیقاتی شرکت کردم که نتیجه اون چاپ دو مقاله در کنفرانس های درجه یک خارجی بود. در مورد حقوق و مزایا، بنده با اینکه دانشجو بودم و به صورت پاره وقت در شرکت فعالیت میکردم، حقوق و مزایا نسبتا خوبی رو دریافت میکردم. روند افزایش حقوق در طی مدت فعالیت بنده راضی کننده بود و اواخر حتی سعی میشد تا نتیجه ارزیابی افراد در حقوق دریافتی شون تاثیر داده بشه. به شخصه میتونم بگم که تلاشی که انجام میدادم تا حد مناسبی دیده میشد. پرداخت حقوق به صورت منظم بود. بیمه تکمیلی آسیا خیلی خوب بود. بسته ها و کادو های مناسبتی به کارمندها ارایه میشد (بابت تولد، روز زن، سال نو، شب یلدا و ...). چند باری برای کارمندهای شرکت ناهار تدارک دیده شد. حقوق های پرداختی به نسبت اندازه شرکت قابل قبول هست. متاسفانه مشکلات مدیریتی که بقیه دوستان اشاره کردن رو تایید میکنم. سبک و سیاق شرکت بیشتر شبیه به ادارات دولتی هست تا یک شرکت خصوصی و کاغذ بازی های اداری برای انجام یک کار وقت و انرژی زیادی از شرکت میگیره. به دلیل کوچک بودن شرکت، تعداد لایه های مدیریتی اون خیلی زیاد نیست اما بعضا در لایه های اولیه که عمدتا با کارمندها در ارتباط هستن، از دوستان بازنشسته استفاده کردند که با کمال احترام، نیازمند یادگیری خیلی از مفاهیم اولیه از کارمندهای زیردستشون بودن. به شخصه انتظار داشتم از افراد جوان و با سواد مناسب و مرتبط استفاده میشد. البته نیاز هست بگم که با تغییر و تحولاتی که در یک سال آخر فعالیت بنده در بخش های مدیریتی انجام شد، احساس میشد که شرایط بهبود پیدا کرده و خیلی از مشکلات موجود برطرف شده. از نتایج این تغییرات اضافه شدن شرایط انجام کار به صورت منعطف و دورکاری بود. در مورد اهمیت دادن به ایده ها، تجربه بنده در تیم تحقیقات اینطور بود که اگر ایده ای به ذهنتون میرسه، میتونید مطرح کنید و در صورت تایید، شرکت برای ایده شما ارزش قایل میشه و حتی هزینه میکنه. از لحاظ جو کاری، فعالیت کارمندها در محیط شرکت دوستانه هست و من مشکل خاصی در این مورد ندیدم. اواخر هم برای بهبود این جو، تور های طبیعت گردی مختلفی برگزار کردن که واقعا جذاب و لذت بخش بود. به صورت کلی، اگر در ابتدای مسیر کاریتون هستید، میتونید توی این شرکت خیلی چیزها یاد بگیرید و امکان فعالیت حتی به صورت دانشجویی، امریه، پاره وقت وجود داره. اگر هم تجربه خوبی در کار خودتون دارید و دوست دارید با چالش های این حوزه آشنا بشید، حتما این شرکت رو توصیه میکنم. در پایان ارزیابی من از سه سال فعالیتی که توی این شرکت داشتم با ارفاق و تغییرات مدیریتی که حس میکردم در اواخر داره اتفاق میفته «خیلی خوب» هست و من این شرکت رو پیشنهاد میکنم. موفق باشید
یکی از بدترین تجربههای من بود، شرکت کاملا خانوادگی اداره میشه و همه با هم فامیل هستند،حقوقی که میدن یک سوم جاهای دیگهست مدیرای اونجا طوری تحقیر میکنند کارمندارو که من خودم چند بار گریه کردن کارمندای خانوم رو اونجا دیدم(یکی از مدیرها گویا مشکل هاد روانی داره که اگر خودتون تو شرکت باشید بعد چند هفته متوجه میشید) صفحه کامپیوتر شما کنترل میشه و دائما با دوربین کنترل میشید و تذکر میگیرید بهترین کارمند اونجا هم باشی باز به جای قدردانی غر میزنند حقوق رو هم به جای اینکه سر ماه بدن بیستم هر ماه میدن که اگر رفتی از شرکت بیرون جلوتر پول نگرفته باشی و تسویه نشده باشی چون خروجی شرکت خیلی بالاست و همه بعد چند ماه جدا میشند نکته مثبت شرکت اینه که سابقه کاری پیدا میکنید و شرکت هر چند ماه اقلام خوراکی و گاهی هم بن لباس میده
به صورت خلاصه میگم. و تجربه ای که اونجا داشتم و همچنین بی پرده می گم. افرادی که می خوان استخدام این هلدینگ و شرکت های زیر مجموعه اش بشن تجربه من در مدتی که تو این هلدینگ بودم در یه جمله خلاصه میشه: «یه سری مدیر بی همهچیز با یه مالک بی همه چیز تر از همشون دور هم جمع شدن و شرکت زدن.»
بنده برنامه نویسی رو اینجا یادگرفتم و واقعیت همیشه اینجا رقابت سر سختی بود و الان در حال حاضر در کانادا باتوجه به مفاهیم اموزشی یاد گرفتم مشغول کار هستم . متاسفانه خیلی ها بهره و تلاشش رو نداشتن و رفتند ! خواهشی دارم حتما حضوری برین صحبت کنید اگر براتون مفید بود استفاده کنید
زمستون سال ۱۴۰۰ بعد از ارسال رزومه، و مصاحبه فنی که اوکی شد، و هر مرحله هم بینش دو سه هعته طول میکشید که زنگ بزنند و آدم بلاتکلیف بود تو این مدت، جلسه با معاونت بود تو ساختمون میدان مادر یادم نیست طبقه ۷ یا ۱۰، وفتی رفتم پیش منشی انگار نفر قبلی مصاحبه داشت و منشی به من یک فرم داد که مشخصات خودم و جاهایی که قبلا کار کردم و حقوق های قبلی و حقوق درخواستی رو بزنم. فرم رو پر کردم و به منشی دادم و باز منتظر موندم. دیدم منشی فرم منو برداشته و داره برگ میزنه و کامل داره میبینه و واکنشش هم صدای فیس فیس با لب و دندوناشه، کلی بدم اومد از رفتارش، همونجا میخواستم واکنش نشون بدم، یا رفتم تو اتاق جلسه به مدیر و معاون بگم تو سازمانتون، حد و حدود وظایف منشی رو شما مشخص نکردید؟؟ واقعا متاسفم .. میخواستم شمارشو همینجا بذارم که دفعه دیگه اینکارو نکنه .. دلم سوخت واسش .. اینم بگم که حقوق رو به صورت کارانه و بن و اینا داده میشه یک مبلغیش و من ترجیحم کامل یک جا سر ماه هست.
رفتار کارگزاری بسیار بسیار بد تایم ناهار اجباری با سرآشپز بسیار بداخلاق و بد انگ کلا همه اونجا با خودشون هم قهرن تایم استراحت نداره ب خانمها غذا نمیدن در صورتی ک براساس قانون کار چون تعداد زیادی کارگر داره باید غذارو تامین کنه نه غذا میدن و نه حتی پول غذا ب خانمها قسمت بهداشتش هم خیلی بد برخورد میکنن قسمت حراست ب صورت رندم ب یکی گیر میدن ب یکی نه محیط کارش پراز استرس قوانینی دارن ک حتی شرکتهای دولتی هم این قوانین روندارن کسی حق نداره با همکارش اونجا ازدواج کنه کسی حق نداره با همکارش بیرون بره و……نمیدونم کی وبراساس چی داره شرکت رو اداره میکنه امیدوارم ب مسایل مربوط ب کارگزینی بهداشت تغذیه استراحت برای خانمها رسیدگی بیشتر بشه
من تجربهای از شرکت زرسام هنر دارم که واقعا پر از فشار و محدودیت است. وضع کار به گونهای است که همه مستقیما از مدیرعامل پیروی میکنند و فضای سازمانی به شکل سنتی و بدوی اداره میشود. گاه شاهد بودم که مدیرعامل هر کار کوچکی را تأیید یا منتفی میکند؛ از نظافت دفتر تا کارهای تعمیراتی یا حتی غذا دادن به سگهای حیاط. با وجود این همه تایید، بعد از هر اتفاق ناخوشایند با وجود همه این تأییدها، من و همکاران دوباره زیر سوال میرفتیم و ممکن بود اخراج شویم. کار در چنین محیطی برای کسانی که دنبال رضایت مدیرعاملاند، دشوار است؛ فضای کاری به گونهای است که همهمه برای جلب توجه مدیرعامل در رأس قرار دارد. اگر مرد باشید، احتمال دارد برای حفظ جایگاه خود باید زیرآب بزنید یا اینکه دیگران شما را زیر آب بزنند. و اگر خانم باشید، ممکن است فشارهایی از طرف مدیرعامل برای پذیرفتن رفتارهای غیراخلاقی به شما وارد شود.
من دوچرخهی کار کردن با زبانهای مختلف را دوست دارم و دنبال موقعیتی میگشتم که ضمن بهکارگیریی PHP و Laravel، فرصت یادگیری Go را هم داشته باشم. در Jobvision آگهی قبلی PHP/Laravel را دیدم، رزومه فرستادم و بعد از یک تماس آنلاین با تنها توسعهدهنده بکاندشان، خوشحال شدند از مصاحبه. واضح گفتم که تجربهای در Server Management، Linux یا DevOps ندارم و تازه Go را شروع کردهام و دوست دارم در شرکتی باشم که فرصت یادگیری این حوزهها را فراهم کند. روزهای بعد برای همکاری توافق شد و همکارم گفتند که همه سرویسها را به Go منتقل میکنند و من روی پروژه جدید مستقر میشم. در جلسهی بعد با مالک و مدیر شرکت، فردی با اصالت ایرانی-آمریکایی حضور داشت که به من گفتند فرهنگ کارشان متفاوت است و شفافسازی میکردند که باهاشان تفاوتهای فرهنگی وجود دارد. او تقریبا یک ساعت صحبت کرد و چند نکته خط قرمز نشان داد. یکی از موارد این بود که بهطور افتخاری از اخراجشدن پرسنل صحبت میکردند، دیگری از پرداختی ساعتی و اینکه این حالت را منصفانه میدانند و مدلهای دیگر را تجربه کردهاند که نتیجهدهیشان این است. همچنین گفتند به هموطنها علاقه دارند و با حقوق بالاتر از نرمبازار میخواهند حضور ما را جذب کنند؛ آن زمان برایشان حقوق سالانه بهصورت ایرانی-ریالی حدود ۷۵۰ میلیون بود که با بیمه و عیدی و سنوات، در مجموع حدود ۷۰۰ میلیون در سال میشد؛ اما حقوقی که برای تیم ایرانی در نظر میگرفتند، کمتر از بازار بود. در ادامه گفتند برای جبران تفاوتها، به من Bonus میدهند اما عدد دقیق را نگفتند. در نهایت گفتند قرارداد رسمی نبستهاند و سیستمها بر پایهی اعتماد است. با وجود تمام این نشانهها، به دلیل علاقهام به Golang تصمیم گرفتم مسیر را ادامه بدهم و قبول کردم. به من قول داده شد که از شرکت فعلی استعفا دهم و به TheList ملحق شوم. روز اول کار، پروژهای از Symfony به من داده شد؛ در مصاحبه گفته بودم که فقط Laravel کار میکنم و Go را هم گسترش میدهم. اما پروژه واقعا قدیمی بود و نصب با داکر یا محلی بهراحتی امکانپذیر نبود—نه برای من و نه برای همتیمیها. بعد از یک ماه شبانهروز تلاش کردیم تا پروژه را بالا بیاوریم. وقتی ساعات کاری را برایشان فرستادم، از بابت ساعات کار با حساسیت برخورد کردند و توضیحاتی دربارهی ساعات کار دادند؛ از جمله اینکه ترجیح میدهند دقیق ثبت شود و حتی در صورت کارکردن بیشتر از ۸ ساعت در روز، همان را بنویسم. با این حال من ساعتی که کار کردهام و ساعات نوشتهشده را ثبت کردم. ماه دوم با فشار برای عقبافتادگی نسخهی پروژه روبرو شدیم و بارها در جلسات گارد گرفتند که این نسخه از نسخهی دوم است و نباید عقب بماند. با تجربهای که از لاراول داشتم، فهمیدم وظیفهی اول من این است که تسکی که خیلی ساده به نظر میرسید، بهدنبال کدنویسی در پایهی Go شکل بگیرد و معماری مبتنی بر Domain Driven Design را پیاده کنم؛ این موضوع مدتی طول کشید و تخمینها با تاخیر مواجه شدند. برخورد بازجوییگونهی مدیر باعث شد تا من هم تحت فشار کار کنم تا جایی که تا ساعت ۴ شب کد میزدم و این روند به خستگی من منجر شد. در آخرین روزهای ماه دوم دیدم دیگر توان کار ندارم و بدنم از کار کردن مداوم خسته بود. در طول پیادهسازی فریم
برای این شرکت واقعا به کار گرفتن نیروها بهصورت تنگنظرانه وجود دارد و محیط کار از دید من محدودکننده بود. از همان ابتدای کار کنترل زیادی روی کارکنان احساس میشد و هر لحظه مدیریتها سیستمها را زیر نظر میگرفتند. همچنین از من برای شروع کار چک سفید امضا میخواستند، که تجربهی ناامیدکنندهای بود.
مدت حدود یک سال است که در کاراشاب فعالیت دارم و فکر میکنم هر کس وارد این شرکت میشود، معمولا چند سالی را دوام میآورد؛ چون حقوق مناسبی میدهند و امکان دورکاری فراهم است. از همان ابتدای کار، موضوعی که مرا جذب کرد، تعدد پروژههای اجراشده بود که اکثرشان در حال پیادهسازی بودند و همچنین این که اکثر همکاران ما سنی بالا دارند و بیشترشان تخصص فولاستک یا سطح ارشد هستند. تنها نقطه ضعف، موضوع بیمه بود که وعده رفع آن داده شد. آدرس سایت را اشتباه نوشته بودند؛ آدرس درست این است karashab.ir
برای مدت تقریبا پنج سال به عنوان کارشناس مالی در شرکت توربينهای گازی صنعتی خاورمیانه فعال بودم و با تمام وجود برای انجام وظیفه و منافع شرکت تلاش میکردم. اما ناچار شدم یکباره از آنجا جدا شوم؛ بدون هیچ توضیح مشخصی درخواست ترک کار کردند. در آنجا به نظر میرسید اهمیت کمتری به منابع انسانی داده میشود و رقابت درونسازمانی شدت زیادی داشت.
من بیشتر از ۴ سال تو توسن بودم، نمیتونم بگم بد بود، یک جاهایی و یک زمانی خوب بود انصافا، ولی یک جاهایی و زمانهایی هم خیلی بد بود انصافا، مشکلات خیلی بزرگی داشتم اونجا، ولی چون من زیاد اهل جا به جا شدن نبودن و نیستم و کلا آدم سازگاریم ..موندم. کنترل پروژه خیلی خوبی داره از نظر من .. من دوست داشتم، اسپرینت و اینا و یک حالتی انگار نظم میداد به کارها .. بعضی وقتها رعایت نمیشد ولی زیاد برای من مهم نبود. خیلی رابطه هست، رابطه فامیلی منظورم نیست، رابطه دوستی که همونجا بر اساس اقتضا و یا شاید نیاز و زرنگی شکل گرفته! اونجا، بعضی سرپرست ها کارهای چیپ میدن به بچه ها، راه نمیدن بچه ها رو تو کار، هم سرپرست هایی که من داشتم اینطوری توشون بود هم از گروه های دیگه خیییلی شنیدم که کلا تو توسن هم مشهور بودن .. مدیر هم تا موقعی که کار انجام بشه، زیاد ندیدم توجه کنن، سوگولی و رابطه دوستی من خیلی دیدم .. نه صرفا براساس اینکه کارش خوب بوده! اگه ببینی بعضی ها زیاد موندن اونجا استناد نکنید به این فاکتور .. به نظر من متاسفانه بازار کار خرابه آدمها میمونن یک جا .. البته نظر منه! قرص بیخیالی و خونسردی و نادیده گرفتن و اینا هر روز باید بزنید اونجا .. حتی با اینکه منم زیاد برام مهم نبود .. یادمه یکی از بچه ها میگفت من ۹ ساله اینجام شاید دو تا یکسال یعنی دو سالش سرپرست خوب داشتم. وام دوره ای میدن، یکم درصد کارمزدش زیاده، بعضی بچه ها میگن نگیرید ولی با این تورم خوبه به نظرم ولی اگه رفتید از شرکت تا تسویه کامل وام، سنواتتون رو نمیدن. ولی بزرگترین معضلی که من داشتم، منابع انسانیش هست، متاسفانه نیروهاش انگار ثابتن و عوض هم نمیشن .. تو ظاهر خیییلی خوبن ولی باطن رو خدا میدونه. یادمه یکی از بچه ها میگفت، یهو منابع انسانی زنگ زد گفت امروز رفتی، وسایلتم ببر و از فردا نیا (آخر سال هم نبود!).. یکی میگفت یکی از بچه ها یهو یک ایمیل اومد که تا آخر ماه بیشتر نیستی .. مدیرا هم اونجا خیییلی عوض شدند، جز مدیر منابع انسانی فکر کنم! ما گروهمون تو ۴ سال، ۳ تا مدیر دید به خودش! کلا هم بدخداحافظی میکنن منابع انسانیش .. انگار تا ته پشتشو میزنن و شرکت رقیب بری اگه بفهمن هیچی دیگه و شرکتهایی که میشناسن هم من شنیدم تا میتونن زیرآب میزنن .. مواظب بچه های جذبشون باشید ..تو ظاهر خییییلی خوبن حواستون باشه ! نمیدونم دیگه. خیلی از بچه ها به خاطر سرپرست و مدیر استعفا میدن و منایع انسانی هم کلا نقش چغندر رو داره .. بارها از بچه ها شنیدم هیچ کاره ان .. یادمه یکی از بچه های قدیمی کنترل پروژه میگفت نمیدونم این منابع انسانی چه ... میخوره! خلاصه بچه های منابع انسانی چند تاشون بالای ۹، ۱۰ سال اونجان و تکون هم نمیخورن انگار .. دور مدیرشون هم میچرخند. خود منابع انسانی بعضی وقتها به بچه هایی که با مدیر به اختلاف میخورن پیشنهاد میده برن ! چون دلیلی هم که میاره اینه شرکت بین مدیر و کارشناش قطعا مدیر رو انتخاب میکنه. منابع انسانیش شعافففف خیییلی داره، خییییلی .. مخصوصا جشن ها و .. بچه ها ی تولید بعضی هاشون میگفتن ترفنده! (من زیاد توجه نمیکردم و مهم نبود برام).. مخصوصا کسایی که سرشون شلوغ بود تو جشن ها نمیومدن یک حالتی انگار اعتراص داشتن یا جلب توجه میکردن، که تو میری جشن ای منابع انسانی و مدیران بالادستی شرکت و من همش باید کار کنم! شاید حق داشتند، نمیدونم، مخصوصا اینکه شرکت، شرکت تولید نرم افزار هست و عملا درآمد شرکت با کار بچه های تولید و پشتیبانی هست نه با کار منابع انسانی (دوست ندارم اینو بگم چون منابع انسانی خیلی شرکتها فوق العاده ان بچه هاش، ولی در شرکت توسن، این حسو نداری) .. یکی دیگه شرکت رو تاسیس کرده، بچه های تولید و پشتیبانی دارن زحمت میکشن و باعث سود شرکت میشن و منابع انسانی قیافه میگیره! وقتی یک مشکلی برای یکی از بچه ها با مدیر و سرپرست پیش میاد که عملا کارشناس نقشی نداره ولی خب حاشیه دارش میکنند و راحت بهش میگن برو و برچسب ناسازگاری بهش میزنند .. خلاصه حواستون باشه. خیلی چیزها رو نمیشه گفت واقعا. یک مورد دیگه در مورد فضای شرکت توسن، یادمه رزومه یکی از همکارهای سابقم که کارش خوب بود تو سایتشون ثبت کرده بود برای یک موقعیت شغلی و خودم به سرپرستم گفتم اگه میشه به گروه مربوطه که میخواد هم بگه کارش خوبه، ولی هیچ وقت دعوت نشد به مصاحبه، انگار زیاد بچه های سطح بالا رو سرپرست ها خوششون نمیاد جذب کنند. به قول یکی از مدیرای بزرگ اونجا که خیلی تیم زیر دستشون بود و الان رفتند بعضی از سرپرستها با نیروهای سطح بالا نمیتونن کار کنند! یعنی اینطوری بگم نیروی سطح پایین و سن پایین انگار شانس اومدن و ماندن زیادی دارن .. و تو خود توسن هم با گذشت زمان رشد کنند .. شاید چون خطرناک نیست برای سرپرست و تیم .. من خودم دو تا سرپرست داشتم، اولی خیلی خوب بود که عمرش کم بود و رفت از شرکت (که به قول خودش هیچ وقت دوست نداره برگرده حتی تو توسن بچه ها رو ببینه) و دومی خییلی اذیت کرد .. و هنوزم اونجا هست. راستی، منابع انسانیش تقریبا هر سال اخر سال زنگ میزنه و یک سررسید و جعبه شیرینی بابت یادگاری میفرستن ! تو تسویه حساب حالتو میگیرن و از بچه هایی که ازشون بابت گرفتن حق و حقوقشون ازشون به اداره کار شکایت کردند، کلی اذیتشون کردن، حتی بعدش! حواستون باشه. حقوق هم درصد زیادیش ضریب پاداش و عملکرد هست .. که رو سنوات حساب نمیشه. فضای شرکت هم اوپن آفیس هست که شلوغه، برای همین دورکار میکنند و این مزیت هست (من دورکاری رو با توجه به فضای شرکت ترجیح میدادم) .. کافی شاپ داره من دوست داشتم .. سیستم ها alo هست، میزها رو صندلی ها رنگ های مختلف داره. ولی در کل ساختمونشو دوست نداشتم. منم نمیخواستم بنویسم اینا رو .. چون میترسیدم. شنیدم بچه های منابع انسانی خییییلی تو فضای مجازی فعالن و کلا نظر مخالف رو نمیپسندن و تا میتونن تخریب میکنن .. ولی دوست داشتم بگم تجربیاتمو.