در دوران حضورم در این شرکت، اوضاع بهطور کل غیرمنصفانه و بیثبات بود. مدیریتی وجود داشت که به فردی که اکثر همکاران با او مشکل داشتند، شدت بخشیده میشد و هر کاری میکرد با او کنار میآمدند. بارها به اعضا توهین میشد و شوخیهای نامناسبی انجام میشد، اما باز هم آن فرد، که یک برنامهنویس جونیور اندروید بود، همچنان کنار میآمد. شرکت تنها با نام رعایتکننده اصطلاحات خارجی شناخته میشد و به محض پیدا شدن مشکلات مالی، اولین گام این بود که نیروها را رها یا کنار میگذاشتند. رفتار مدیران با سایر همکاران نیز بسیار ناسالم و تحقیرآمیز بود و القاب ناگوار نسبت به آنها گذاشته میشد. همهچیز به گونهای بود که حس میکردم وقت و انرژیام بیهوده مصرف میشود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
محیط دوستانه و پر از یادگیری داره. پروژه های متعدد شرکت هم امکان رشد سریع تر رو فراهم می کنه. برا کسایی که می خوان مهاجرت کاری کنند هم می تونه جزو گزینه های خیلی خوب محسوب بشه.
درست میگویم که حقوق را بهموقع میپردازند و تا الآن تاخیر ثبت نشده است. با این وجود، تجربهام از کار در سه کلیک نکتههای زیادی دارد که باید دربارهشان بدانید. تیم منابع انسانی این شرکت که بیش از پنجاه کارمند دارد، در عمل فقط دو نفر هستند که عنوان مدیر منابع انسانی را یدک میکشند، و نفر دیگر بیشتر نقش هماهنگی مصاحبه و امور مربوط به آن را به عهده دارد. مرخصی گرفتن بهسختی انجام میشود و به نوعی میشود گفت که اصولا وضعیت مرخصی مطلوبی وجود ندارد. شرایط کاری بسته به بخش مربوطه متفاوت است و گاهی ممکن است کمی بهتر به نظر برسد. بهطور مثال برخی واحدها همه تعطیلات را به صورت شیفت دارند در حالی که ممکن است هیچ نیازی به انجام کار در آن روز تعطیل احساس نشود. قبل از امضا یا پذیرش پیشنهاد، حتما قرارداد را به طور کامل بخوانید و با شرایط استعفا نیز آشنا باشید، زیرا قوانین خاص و عجیبی در این شرکت وجود دارد که باید دربارهشان آگاه باشید.
بیرون اومدن از پارمیس یکی از بهتربن اتفاق های زندگی من بود! بدترین روزهای کاری رو در این شرکت داشتم! مدیریتی فوق العاده غیرحرفه ای و کنترل گر داره که بیشتر وقتش به چک کردن دوربین ها میگذره. اونقدر دوربین برای دیدن و شنیدن تک تک کارهای افراد نصب هست که به خودت شک میکنی! همه چیز بر اساس عدم اعتماده و رفتارهای زننده و بی احترامی خیلی معموله. هیچ برنامه مدونی برای کار ندارن و هدفشون فقط سواستفاده و پول درآوردنه! هیچ احترامی برای مشتری قائل نیستند و حتی جوری سواستفاده گرانه بهش نگاه می کنن که تو به عنوان بخشی از مجموعه جلوی مشتری خجالت میکشی! محیط هم که چنان سمی هست که انتقال اطلاعات و دانش به هیچ وجه جایگاهی نداره و هرکسی فقط به فکر موندن توی جایگاه خودش (نه پیشرفت، موندن!!!) هست حتی به قیمت فروختن همکارش و همکاری نکردن و حتی کارشکنی به هر قیمتی! اول استخدام کلی وعده و وعید میدن و با امروز و فردا کردن همه رو به تعویق میندازن تا بالاخره به خودت بیای و بفهمی اینها فقط برای بهره کشی و استثمار نیروی کار هست! جالبه که با وجود حقوق بسیار پایین (در شغل بعدی که دقیقا موقع ترک شرکت مشغول شدم، خودشون حقوق سه برابر پیشنهاد کردن بهم!!!) ساعت کاریشون هم بیش از ساعات کاری معمول هست و وفتی صحبت میکنی خیلی حق به جانب میگن قانون اینجاست!!! نگاهشون کاملا از بالا به پایین هست به نیروی متخصص! توی این شرکت و بودن با این آدمای کاملا سطح پایین، غیرحرفه ای و کوچیک کار کردن فقط اتلاف وقته! هیچ پیشرفتی نداری و تازه وقتی میای بیرون می بینی آدمها اونقدر هم غیرقابل اعتماد و پست نیستند!
باور کنید من همواره از همراهی و تلاشهای همتیمیها قدردانی میکنم و هر تیمی با نقاط ضعفی روبهروست، اما وجود این مشکلات به ما فرصت میدهد بهتر شویم. از همان مدیر فنی که در دیدگاه دوست قبلی به او اشاره شد، این پیام را میگیرم که همدلی و همکاری بین اعضا هدف اصلی است. اگر در زمان حضور میگفتیم این مسائل را مطرح میکردیم، بیشک برای بهبود شرایط تلاش بیشتری میشد یا دستکم دلایل کارها روشن میکرد. به عنوان یک همتیم و به پاس زحماتی که کشیدهاید از شما سپاسگذارم و در صورت درست بودن ایرادها، عذرخواهی میکنم. اگر شما عضوی از تیم آوا نبودید و این تجربه به شما منتقل شده یا در مسیر انتقال است، توصیه میکنم بیایید و دوباره از نزدیک مواردی را که گفتید بررسی کنیم. دیدگاه مدیران آوا، همواره نبوده است و نیست؛ ما با هم و با کمک تمامی اعضا شرکت را میسازیم، رشد میکنیم و با اشتیاق کار میکنیم. امیدوارم روزهای پربار و پرنشاطی در پیش داشته باشید.
شرکت همراه کسب و کارهای هوشمند را در سروصدای اخیر پشت سر میگذارم و از زاویهی خودم روایت میکنم. گفتوگوهای کاربران در سایت مربوطه درباره وضعیت اخلاقی شرکت را دنبال میکنم و بهروز بودن خبرا را همچنان اهمیت میدهم. پرسشها و واکنشهای مدیران مجموعه را از زمانی که بحث فساد اخلاقی مطرح شد و PMO محبوب بیش از پیش به چشم میخوردند، دنبال کردم و واکنشهایشان را چنین دیدم: ۱) محدودسازی دسترسی اینترنت برای کارمندان. ۲) تهدید کارمندان به قطع حقوق و مزایای کارانه در صورت عدم معرفی افرادی که این نظرات را منتشر کردهاند. ۳) هماهنگی کامل با مدیر منابع انسانی، خانم بنفشه، برای لاپوشانی موارد اعلامشده تا جایی که مدیرعامل حتی به وجود مشکلات گمراهی را درک نکند. کشفیات تازه: PMO محبوب در طول روز پیوسته در راهروی طبقه هشتم دیده میشود که گاه مصرف گل میکند و گهگاهی مرتب از قطرههای چشم استفاده میکند. همچنین در اقدامی تازه، برای تولد CTO یک مراسم مفصل برگزار شد و تقریبا همه را وادار کرد در خرید هدیه مشارکت کنند. برای این کار، فایلی اکسل ساخته بود تا نام افراد و مبلغ هدیه را در آن ثبت کند و هدایا به سمت محبوب تحویل داده شود تا دربارهی افراد ناسپاسی که برای هدیه هزینه نکردهاند تصمیمگیری شود. نظر شخصی من: برخلاف دیدگاه برخی همکاران، معتقدم مدیرعامل کاملا از جزییات آگاه است؛ تنها از ترس، توان اعمال اقدام جدی ندارد. خانم بنفشه و آقای علیخانی نیز در جریان کامل این موضوع هستند و در گفتگوهای رو در رو هر دو به وجود این مشکلات اذعان کردهاند، اما ترجیح میدهند از شرایط منفعتی ببرند که فساد به وجود آورده. در نهایت پروژه با وجود چالشها به سمت زمینخوردن شرکت پیش میرود و نتایج نشان میدهد که تیمهای باهوش و قوی شرکت باید زودتر خودشان را از این محدودیتها آزاد کنند.
عدم امنیت شغلی و تعهد در پرداخت های حقوق بزرگ ترین ضعف این شرکت هستش و به ازای هر یک دولوپر داخلش 2 تا مدیر وجود داره که باعث عدم هماهنگی ها میشه و متاسانه مشکلات مالی خیلی شدیدی داره از مزایاشم اولی دانش بنیان بودش و دومی ناهار و صبحانه که میده و تیم صمیمی
اینکه هرجا خوبی و بدی داره درست. اما شما باید بدونید شغل شما در هیوا حرف زدن و مشترک رو پشت خط نگه داشتنه. آنچنان مهم نیست چی میگید. درست مشاوره بدید یا اشتباه، شما باید مشترک رو با هر حربه ای که شده پشت خط نگه دارید تا دقیقه ای حدود ۱۱ هزار تومان بره رو قبض تلفنش. در کل میتونید به هر کثافت کاری تن بدید که مشترک پشت خط بمونه و حتی وادارتون هم میکنن. شما اگر نتوانید مشترک رو نگه دارید هر دقیقه سرکوفت می خوری از مسئولان اونجا. البته اون بنده خدا ها هم بالاسری دارند که اگر تایم تماس ها پایین بیاد فورا بهشون زنگ میزنن. از تعطیلات رسمی یکی در میان باید برید سرکار که اضافه کارش هم درست حساب نمیشه و کمتر میدن... امتحان های الکی میگیرن و نمره پایین میدن که ازتون کسر حقوق بشه. حقوقشم فقط به این ارتباط داره چند ساعت در ماه بتونی حرف بزنی حقوق ثابت و اینا که میگن دروغ میگن...از پنجشنبه و جمعه یکیش تعطیلی یعنی بعضی وقتا جمعه هم باید بری. حساب کنید طرف زنگ میزد برای یک ثبت نام کنکور که شما حداقل باید ۴۵ دقیقه کشش میدادی!! حتی میدیدم بعضی از بچه ها این تایم رو به سه ساعت میرسوندند!!! اگر وجدان داشته باشید این کار زیاد مناسب شما نیست.. تنها مزیتش اینه با همه کسر حقوقاش و حقوق تقریبا پایینش، به موقع حقوق میدن و شاید تنها بدرد بچه های دانشجو اونم کسایی که وجدان نداشته باشن بخوره. چون به راحتی هرکس بره استخدام میکنن و رزومه و این چیزا نمی خوان. حقوقشون هم به صورت پول نقد میدن. بخوام نتیجه گیری کنم اگر وجدان و انسانیت داشته باشید این شغل بدرد شما نمیخوره چون خیلی موارد به خاطر اینکه تایم تماست بره بالا باید طرف رو فریب بدی و الکی حرف بزنی. هیچ موقع یادم نمیره افراد نابینا و معلول کم بضاعت که در به در دنبال استخدامی بودن زنگ میزدن ولی مجبور بودیم بیخود هزینه بارشون کنیم واقعا خیلی سخت بود . خیلی از تماس های که با ۵ دقیقه میشه مشاوره صحیح داد شما باید بکشونی به یک ساعت. از هر ۱۰ نفر که میاد اونجا، قاطعانه میگم تو هفته دوم حداقل ۷ نفرشون میره و بیشتر کسانی که میمونن اونجا از سر ناچاریه که نمیتونن شغل دیگه گیر بیارن و مشکل مالی دارن. یه مورد خوب دیگه هم که داشتن اگر شبا اضافه کار وامیسادی تا ساعت یک، واسه برگشت استپ میگرفتن واست. از اونجا هم برید تا حقوق ماه آخرتون رو بگیری و سفتتو پس بگیری چندین ماه حداقل طول میکشه... ممکنه حتی به یک سال هم برسه
تجربیات دو هفته کاری در جایگاه مدیریت منابع انسانی در ایران نوین: بعد از دو مرحله مصاحبه و کلی در باغ سبز نشان دادن توسط آقای رئیس در سعادت آباد، متوجه شدم که بشدت ماندگاری نیرو در این بنگاه تجاری کم است و نارضایتی پرسنل بشدت پایین. یکی از دلایلش هم عقب افتادن حقوق پرسنل گاهی چندین هفته و ماه هست. بعد از دو هفته بدلیل عدم انجام تعهدات، استعفا دادم و بر خلاف گفته مدیر مجموعه که اگر تو دوره آزمایشی به تفاهم نرسیدیم پرداختی رو تمام و کمال میدهیم، با وجودیکه برای حفظ ظاهر شماره حساب هم گرفتند ولی ریالی واریز نکردند و بی تعهدی و حرفه ای نبودشون رو به طور کامل به اثبات رسوندن . شرکتی که چون اولین بودند و بعضی از سلبریتی ها اونجا رایگان کار زیبایی کردند ،حسابی به پول رسیدند و انبوه مشتریان ناراضی اون رو با یک سرچ ساده تو نت میبینید.
من خیلی خلاصه اشاره میکنم : اول اینکه بدانید تو این شرکت مانیتورینگ سیستم حتما چک میشود و چیزی به عنوان حریم شخصی ندارید و تمام اتاق ها دوربین قرار داره که شنود هم میشود عملا تو محیط هم شما نمیتونید با شخصی خصوصی صحبت کنید حتی خود مدیرای شرکت به این موضوع کاملا اشاره میکنند و افتخار هم میکنند دوم اینکه در این شرکت میز های خود را خودتون باید نظافت کنید سوم اینکه عدم وجود شناوری بچه ها رو مخصوصا برنامه نویس ها رو اذیت میکنه چهارم عدم وجود رفتار مناسب و حرفه ای یکی از این رفتار ها برمیگرده به مدیر منابع انسانی شرکت که انگار مثل ناظم مدرسه میمونه شما مدام توسط ایشون با دوربین و سیستم چک میشید اگر کاری خارج از کار اصلی خودتون انجام بدید سریعا به سراغ شما خواهد آمد مثلا برای اشخاص برنامه نویس به دلیل اینکه در حال توسعه سیستم هستند این مورد طبیعی میباشد که در حال سرچ و جستجو و ارتقای پروژه و ارتقای فردی باشند و این موارد در این شرکت خیلی اهمیت داده نمیشود و مهمترین بخش اهمیت ندادن به تخصص شماست یعنی پاداشی برای انجام کاری دریافت نخواهید کرد ولی اگر دختر باشید در بعضی از مناسبت ها هدیه داده خواهد شد ولی اگر پسر باشید اصلا اهمیتی نداره این موضوع خلاصه بگم اگر از زندگیتون سیر شدید و دنبال اعصاب خوردی میگردید حتما در این شرکت مشغول به کار شوید :)
من خیلی خلاصه اشاره میکنم : اول اینکه بدانید تو این شرکت مانیتورینگ سیستم حتما چک میشود و چیزی به عنوان حریم شخصی ندارید و تمام اتاق ها دوربین قرار داره که شنود هم میشود عملا تو محیط هم شما نمیتونید با شخصی خصوصی صحبت کنید حتی خود مدیرای شرکت به این موضوع کاملا اشاره میکنند و افتخار هم میکنند دوم اینکه در این شرکت میز های خود را خودتون باید نظافت کنید سوم اینکه عدم وجود شناوری بچه ها رو مخصوصا برنامه نویس ها رو اذیت میکنه چهارم عدم وجود رفتار مناسب و حرفه ای یکی از این رفتار ها برمیگرده به مدیر منابع انسانی شرکت که انگار مثل ناظم مدرسه میمونه شما مدام توسط ایشون با دوربین و سیستم چک میشید اگر کاری خارج از کار اصلی خودتون انجام بدید سریعا به سراغ شما خواهد آمد مثلا برای اشخاص برنامه نویس به دلیل اینکه در حال توسعه سیستم هستند این مورد طبیعی میباشد که در حال سرچ و جستجو و ارتقای پروژه و ارتقای فردی باشند و این موارد در این شرکت خیلی اهمیت داده نمیشود و مهمترین بخش اهمیت ندادن به تخصص شماست یعنی پاداشی برای انجام کاری دریافت نخواهید کرد ولی اگر دختر باشید در بعضی از مناسبت ها هدیه داده خواهد شد ولی اگر پسر باشید اصلا اهمیتی نداره این موضوع خلاصه بگم اگر از زندگیتون سیر شدید و دنبال اعصاب خوردی میگردید حتما در این شرکت مشغول به کار شوید :)
من 6 سال در کندا کار کردم. اهمیت و سختگیری که شرکت و مدیراش به رشد شرکت و پرسنل داشتن را در جاهای قبلی و حتی در این جایی که الان هستم ندیدم و الان که به پشت سرم نگاه میکنم میبینم درسته بهم سخت گذشت ولی برای شخص خودم خیلی نتیجه داشت که در شرکت های بعدی به صورت مستقیم یا غیر مستقیم اثرش و دیدم. در اون مدتی هم که کندا ایده بودم کسی و ندیدم که شرکت پولش و بخوره یا نده حتی برای خود منم شرکت طبق قولی که داده بود تمام و کمال با احترام کامل با من تصفیه حساب کرد. کلا حجم کاری بالاست و چون کیفیت خروجی ها مهم هستش به آدم سخت میکذره. بخوام جمع بندی کنم اگر میخواید پیشرفت کنید و معنی کار کردن و بفهمید حتما کندا ایده میتونه انتخاب خوبی باشه وگرنه بر خلاف شرکت های دیگه کندا ایده جای مناسبی برای کارمندی و وقت تلف کردن نیست.
از نظر من باید ببینی چی میخوای برای سرکارت ؟ تو هیوا بهت جای اختصاصی،منشی نمیدن اونا تو فیلماست!اونجا باید نلفن جواب بدی برای من اموزشاشون خوب بود روابط عمومیم رفت بالا اعتماد به نفس تو حرف زدن نداشتم الان بهتر شدم ولی خب کار زیاد بود اونجا در مورد سفته هم اونجا ده تومن میگرفتن من جای دیگه الان کار میکنم 100 میلیون گرفتن کلا همه جا سفته میگیرن کلا تجربه خوبی بود
مدیرعامل سفیر بسیار سنتی، دیکتاتوره و همه چیز رو میکرومنج میکنه. از طرفی رفتار بسیار توهین امیزی داره و سریع خشمگین میشه و سر مسائل جزئی داد و هوار راه میندازه. در تمامی امور از ریزترین تا درشت ترین مسائل دخالت میکنه و نظرات غیرتخصصی میده. مدیران عملا هیچ اختیاری ندارن و اگر مدیری هم باشه که حرف بزنه، نقد کنه و ایده داشته باشه اونجا دووم نمیاره و دوان دوان فرار میکنه. برای کارهای مربوط به تولید محتوا، سئو، IT و بازاریابی دیجیتال فضا و امکانات اصلا محیا نیست و گوش شنوایی هم وجود نداره البته کسی جرات حرف زدن هم نداره. در مجموع مدیریت منابع انسانی خوب صورت نمیگیره و حال ادم اونجا خوب نیست
ویستا سامانه ی آسا یعنی شعار،یعنی دروغ از کل پرسنل برید بپرسید همینو خواهید شنید یک فرمول برای پرداخت حقوق شما بعد از جذب بهتون توضیح میدن که خودشون هم نمیتونن قشنگ توضیح بدن و بعد میگن برای فرار مالیاتی هست و ما این پول رو میخواییم خرج خودتون کنیم.مثلا سه چهارم حقوق بهتون بدیم ولی همونم نمیدن.اضافه کاری نمیدن یک سامانه فود مود دارن که کلش جز ی توهین توسط عباس اسپید به پرسنل نیست که میگه با اون بودجه ای که تخضیص دادیم ی غذای ساده باید بخورید و یک تنقل خیلی سبک. بعد توی منوی غذاییشون اب دوغ خیار ۱۵۰ هزار تومنه و سر پرسنلشم کلاه میذاره.از یک طرف میوه فروشی راه انداختند و جلسه چند ساعته میذارن که برید از میوه فروشیمون خرید کنید به اشناهاتون بگید خرید کنند اوج وقاحته واقعا. ابتدا شیفته طرز فکر اسپید میشید اما بعدش متوجه میشید همش شعار و دروغ بوده. رفتار سازمانیشون رو که نگم برای هر کاری پاسکاری میکنن ی تیکت بزنی دوماه باید صبر کنی.نیایید گول بزرگی شرکتها رو نخوردید.آسا فقط به جونیور نیاز داره ولی مصاحبه در حد سنیور میکنه. ی وبسایت زدن تولد رو فقط اونجا تبریک میگن هیچ هدیه پاداش هیچی وجود نداره. اگر بیمه یا بیمه تکمیلی میخوای پولشو ازت میگیرن.
سلام لطفا قبلا از بستن قرارداد با بچهها تو قسمت های مختلف صحبت کنید و تجربه کاریشون رو بپرسید. قرارداد اینجا خیلی سفت سخت است و سه ماه نوتیس عملا نمیزاره به راحتی جابهجا بشید. کار کردن تو کیان برای من حکم مرگ تخصص و درجا زدن رو داشته. ذهنیت قدیمی مدیریت هم باید میگفتم بهتون. من دوسال هست که تو شرکتم و واقعا ارزشش رو نداشت...
من با درسا رسانه هوشمند کار کردم و تجربهام رو به زبان ساده و صریح تعریف میکنم تا نکات کلیدی روشن بشه. درسا تنها شرکتی بود که بدون وجود یک تیم برنامهنویسی فعال، ادعا میکرد پروژهها رو پیش میبره و کنترل کیفیت رو به طور کامل کنار گذاشت. به جای داشتن تیم با تجربه، با افراد بدون سابقه و بیتجربه در محل کارفرما همکاری میکردند و بار اصلی فشار کاری رو روی چند نفر از کارکنان قدیمی میگذاشتند. نتیجه این وضع، آسیب دیدن امنیت پروژهها و بیاعتمادی به سطح مدیریتی بود. در تجربه همکاری با این شرکت، بر خلاف انتظار، ممکن بود دانش من نسبت به دنیای اطراف تغییر کند و گاهی بیننده به یک رفتار غیرمعمول تبدیل شود. مدیریت و تیم مالی شرکت بارها تاخیر در پرداخت حقوق را تجربه میکردند و با ایجاد برخوردهای توأم با بیاحترامی، فضای کار را ناخوشایند میکردند. اخبار مربوط به تاخیر در ارائه خدمات به کارفرما هم از این جو پیوسته خارج نمیشد. روال جذب نیرو هم به گونهای بود که مدیران به دنبال افراد بیتجربه بودند و با وعدههای بیپایه و دروغهای متعددی از کارکنان سوءاستفاده میکردند. وجود باگها در نرمافزار بهخصوص به خاطر نبود تیم برنامهنویسی پایدار، گاهی به شکل نامتعارفی به نظر میرسید. به نظر من، در هر دو نوع همکاری با این شرکت، چه به عنوان کارمند و چه به عنوان کارفرما، احتمال ضرر وجود داشت. در پایان، نتیجهگیری من این است که تجربههایم نشان میدهد که این شرکت معمولا به نفع پروژهها و حقوق کارکنان عمل نمیکند و ممکن است با مشکلات عمدهای روبهرو شوید.
من بیش از ده سال هست که تو این شرکت در بخش تولید نرم افزاری مشغول هستم. مدل مدیریت شرکت از نوع مدل مدیریت قارچی است https://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Mushroom_management&oldid=777771303 عدم شفافیت در بخش های مختلف از پرداخت حقوق تا فعالیتهای جاری شرکت جز لاینفک شرکت است. شرکت به شدت بروکراتیک است و قوانین و شرایط جدید نیز به این بروکراتیک بودن دامن میزنند، پس اگر مثلا دریافت یک سرویس از گروه همکار یا گرفتن یک فایل از عملیات چندین هفته طول کشید نگران نباشید این روال طبیعی است. بخش هایی در شرکت وجود دارد که بدون فشار کاری فعالیت میکنند و بخشهایی کاملا پر فشار، ولی میزان اهمیت گروه شما در شرکت منوط به میزان قدرت چانه زنی رییس و مدیر شما دارد. پس سعی کنید جایی بروید که مدیر قوی داشته باشد. مدیر قوی میتواند حتی خارج از عرف از نظر مالی برای شما امتیاز هایی بگیرد. جمله یی منسوب به دکتر حسابی در مورد کشور های جهان سوم است که در مورد این شرکت صدق میکند. اگر میخوایی شرکت جای بهتری باشد خودت از بین میروی، اگر بخوایی خودت باقی باشی به کار شرکت کاری نداشته باش. پس اگر دیدید چیزی بد ، ناقص و غیر اصولی در شرکت انجام میشود، ولی همه راضی هستند ، یا دست کم میگویند کاری نمیشود کرد، شما هم به آنها ملحق شوید تا راحت تر شرایط را تحمل کنید. ( مثلا اگر تولید یک سیستم سه ماه زمان برد ولی آزمون امنیت آن یکسال سعی کنید این موضوع را بپذیرید ) بی برنامگی در بخش های مختلف شرکت وجود دارد، که به علت درامد بسیار بالای شرکت این بی برنامگی و هدر رفتن سرمایه نمودی ندارد گاهی نیز این تصمیمات در راستی مدیریت قارچی است. مثلا پروژه ایی در شرکت تعریف میشود و درجه اهمیت آن بالا معرفی میگردد، افراد و بخش های زیادی برای انجام آن گسیل میگردند، ولی بعد از مدتی بدون هیچ دست آوردی ، پروژه از بین میرود، یا کاملا از مسیر خود منحرف میگردد. یا مثلا بخش های بزرگی تحت عنوان های غلط انداز ( امنیت ، تحقیق و توسعه و ... ) تشکیل میشود بدون اینکه خروجی مناسبی داشته باشند و به نظر تنها برای بزرگ کردن شرکت و تولید کار برای توجیه هزینه ها تشکیل میگردند. اگر قصد دارید کارمند باشید، یک کارمند بی انگیزه، ولی مطمن از اینکه همیشه حقوق خود را به موقع میگیرید ( آب باریکه)، به خدمات خوش آمدید !! وگرنه احتمال رضایت شغلی شما در شرکت بسیار کم است در مورد حقوق و مزایا قبل از ورود حتما بررسی کنید، برخی قولهایی که داده میشود ، مثلا 24 پایه و غیره عملی نمیشود. شرکت گاهی پرداختهای مختلف نیز دارد ، ولی کلا حقوق دریافتی متوسطی در شرکت خواهید داشت و افزایش حقوق طبق قانون کار میباشد شرکت هیچ سخاوتی در این مورد ندارد. در شرکت وامهایی نیز وجود دارد، که بعد از گذشت زمان حضور شما در شرکت و به تدریج به شما پرداخت میگردد. این طمان انتظار برای وام مناسب تقریبا 5 سال است بعد از ورود به شرکت شما کارمند معمولی هستید و اگر قصد خروج داشته باشید ، برای شرکت اهمیتی نخواهید داشت. پس شما در شرکت نیروی انسانی هستید نه منبع انسانی. صمیم گیری در مورد کار در شرکت خدمات مثل تصمیم گیری دختری است که خواستگاری دارد، پیر و فرتوت که احتمالا ازدواج دختر با آن از نظر این پیرمرد خیلی هم مهم نیست، این نشد شخصی دیگر، ولی این پیر مرد پول دار است، با آن زندگی جاری شما نه زیاد ، ولی کم و مداوم تامین است! پس اگر در صنعت نرم افزار جوان هستید شرکت های دیگر ، که جوان و آینده دار هستند ، ولی طبیعتا در اول کار خیلی پولی ندارند، برای شما انتخاب مناسب تری است ، دست کم میتوانید یکی دو سال در محیط شاداب کار کنید و مزه واقعی کار در محیط فنی را بچشید.
به چشمانداز من کار در این شرکت با کمبود قدردانی و بیثباتی همراه بود. حقوقم را به شکلی غیرمنصفانه و دور از انتظار میدیدم و برای دریافت آن ناچار بودم به شکل آزارندهای مذاکره کنم؛ به نظر میرسید ارزش کار و زحمتم برای مدیران قدرمحور است. اگر فکر میکردم میفهمم و درست عمل میکنم، احتمال اخراج وجود داشت و این تجربه نشان داد که مسائل اصلی شرکت به جای نیروهای پاییندستی در سطح مدیران ارشد و تصمیمگیران است. بهبود واقعی در شرکت نیازمند تغییرات مدیریتی کلان است و تا زمانی که این تغییرات صورت نگیرد، پیشرفت تیمها به کندی خواهد بود و موانعی مانند روابط خانوادگی در سطح مدیریت میتواند مانع آزادی عمل و رشد سایر اعضا شود.
شرکتی که در این تجربه ذکر میکنم اسنپ دکتر بود. فضای کار آنجا خیلی بسته بود و احساس میکردم فضای صحبت درباره شرایط کاری برای کارکنان به شدت محدود است. مدیران بیشتر به دنبال رابطههای غیرکاری با کارمندان بودند تا ایجاد محیطی حرفهای، و این جو سالمی به حساب نمیآمد. برای دختران هم به نظر میرسید کارفرما با وجود ادعای معمولی بودن فضای کار، راحت بودن را به شیوهای نامساعد به زبان میآورد و شرایط را برای آنان سختتر میکرد. به عنوان نمونه، گاهی رویکردها و رفتارها به زنان به شکلهای خارج از ساعات کاری و OnCall شدن تبدیل میشد و نظم اداری قابل قبولی وجود نداشت. حقیقتا شرایط کار افتضاح بود و شنیده بودم که این سبک مدیریتی در کل شرکت وجود دارد، اما انتظار داشتم اسنپ دکتر تفاوتی با سایر بخشهای اسنپ داشته باشد؛ در نهایت حس کردم همان تفاوتی که hoped بود، وجود ندارد. محله کار ما در ساختمانی واقع در نزدیکی زعفرانیه بود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.