سال ۱۴۰۰ با شروع قراردادم با شرکت اروا ، بهدلیل بی برنامه گی ، شرایط پیشرفت و آسیبهای روحی که از طرف مدیران مدیریت بهم وارد شده که فقط کارشون خورد کردن افراد وایین تر از خودشون بود، قراردادم هم یک ماه یک ماه میبیتن. لازم به ذکره که این شرکت من رو بیمه نکرده بود و بالاجبار بیمه خویشفرما گرفته بودم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
توسعه گران نرم افزار یک شرکت دانش بنیان می باشد که دارای چندین دفتر کاری در تبریز می باشد این شرکت بزرگترین شرکت نرم افزاری شمالغرب کشور و دارای رتبه یک شورای عالی انفورماتیک کشور است دفتر مرکزی شرکت در چهارراه آبرسان - ساختمان هواپیمائی ایران ایر در مساحتی تقریبی 400 متر مربع واقع گردیده است و دفاتر پشتیبانی آن در گلگشت و جدیری هستند.این شرکت در شهرهای کرمان و تهران دارای شعبه و دفتر مجزا هست. اکثر پروژه های این شرکت دولتی بوده و بالغ بر 18 سامانه کشوری توسط این شرکت پیاده سازی شده است. توسعه گران از سال 1400 اجرای برخی پروژه های بین المللی را نیز بر عهده دارد و همکاری نزذیکی را با برخی شرکتهای کره جنوبی و هند آغاز نموده است .شرکت به صورت خانوادگی اداره می شود و چندین برادر و خواهر که اکثر دکتری نرم افزار و رشته های مرتبط هستند در این شرکت شاغل هستند. ساختار شرکت به گونه ای طراحی شده است که بیشتر مناسب افراد حرفه ای هست چون سیستم پرداخت بر اساس عملکرد می باشد سقف پرداخت در این شرکت در نظر گرفته نشده است و برخی از شاغلین در این شرکت بیشترین حقوق را در منطقه دریافت می کنند در عین حال برخی افراد مبتدی حقوق پایه را دریافت می کنند. شاید به جرات بتوان گفت که نفرات متوسطی که در شرکت توسعه گران وجود دارند پس از خروج از این شرکت به دلیل مهارت بالا می توانند در سایر شرکتها به عنوان مدیر پروژه کار کنند. حجم کار در شرکت بالا هست و به تناسب پروژه های کشوری که دارند حساسیت و استرس کار نیز بالا هست.
ئه ****** گذاشته بودن فقط به مونیتور نگاه کنه و دوربینهارو چک کنه مبادا کسی ۱دقیقه بیکار باشه و عکسشو میگرفتن و براش واتساپ میکردن. یه مدیریت داشت کاملا تازه به دوران رسیده. نمیدونم از کجای شرکت بگم. بچه های خوبی داره ولی مدیریت و ****** که روزی چندبار زنگ میزنه رو اعصابتونه. اینجا یه مدیر ندارید چندتاست. مدیر و زنش و خواهر زن مدیر و فروش و نماینده ها و خلاصه خدا کمکتون کنه. کار با حقوقش همخوانی نداره. ****** شما رو با وعده حقوق بالا نگه میداره و ****** میگه برو از همون که قول داده بهت بگیر. هر کی یه ساز میزنه و برا خودش امپراطوری داره. همه روالهای این شرکت سنتی و دپریکیت شدست.
به دلیل مشکلات مدیریتی و فشار کمهزینهای در اجرای کار، تجربه من از کار در فروشگاه جانبو اینطور رقم خورد که باید همیشه جابهجایی بین فروشگاهها انجام میدادم، جایی که نظم کار به شکل مطلوبی وجود نداشت. پیادهسازی چیدمان جعبهها بهصورت مرتب، زمانگیر بود و باید از منافع کارفرما برای جابهجایی اجناس از پشت به جلوی قفسهها استفاده میکردند. در نتیجه، ساعات کار به طور نامناسبی تنظیم میشد و تعطیلات ساعات پایانی در برخی روزها با طولانی شدن کارها همراه بود. کارگران کم بودند و این به معنا بود که از صبح تا نیمههای شب باید کار میکردیم و اضافهکاری بهطور مشخص ارائه نمیشد. وظایف شامل بستن صندوق، ارائه تخفیفها و هدایت مشتریان بهطور مرتب بود و فشار برداشت بارهای خالی و انجام عملیات مختلف فروشگاهی همواره وجود داشت. در کل تجربهای با چالشهای مدیریتی و ساعات کاری نامتعادل بود.
من تجربهای از همکاری با این شرکت دارم که در نخستین نگاه، به نظر میرسید کار باهاش دردسر دارد؛ اما در نهایت به تصویر بهتر کار باهاش رسیدم. ما فقط از آنها خرید کردیم و متأسفانه پولمان را خوردند و از ما طلبکار شدند. محیط پروژه ساده نبود: لاراول و ناکسته بودند و با توجه به سادگی هر دو ابزار، انتظار میرفت کار باهاشون راحت باشه، اما حقیقت این نبود که با وجود گرافکیول و اپولو که تازه وارد کار میشوند، باز هم نمیشد با لاراول کار کرد یا با اکسپرس یا پیور نوشتن، تا حدی که بتوان از برخی شیوهها سوءاستفاده کرد. به هر حال، به همکارانم تأکید میکنم که نباید فضای وب را ناامنتر کنند و از هر گونه اقدامی که امنیت کاربر را به خطر بیندازد، پرهیز کنند.
من تقریبا با تمام شرکتهای تحقیقات بازاریابی کار کردهام. به جرات میتونم بگم این شرکت بهترین شرکت تحقیقات بازاریابی است. مدیر اجرایی یک انسان تمام عیار است.
هلدینگ آریا بنیز از چند شرکت مختلف با اهداف مختلف تشکیل شده است. شرکت در طبقه 13 برج کیان، در خیابان ولیعصر، جنب کوچه ناصری میباشد. در بدو ورود، شما با یک شرکت شیک، با دیزاین عالی که تقریبا سه چهارم یک طبقه برج رو اجاره کرده مواجه میشین. این یکی از هوشمندانهترین کارهای هلدینگ است. این فضا به فرد مراجعه کننده حس اعتماد رو القا میکنه. اما حقیقت یک چیز دیگر است. فرقی نداره شما در کدوم شرکت هلدینگ مشغول به کار شید، یک چیز رو همیشه در نظر داشته باشد، هیچ وقت معلوم نیست دریافتی بعدیتون کی باشه. شرکت هیچ تعهدی به پرداخت به موقع حقوق کارمندان نداره. این امر در مورد بیمه هم صادق هست. بیمه با تاخیر ارسال میشه. ممکنه بعضی از ماهها بیمهتون اصلا رد نشه. حواستون باید باشه. مدیرهایی که در راس شرکتها قرار دارن آدمهای کار بلدی نیستند. توانایی خاصی ندارند. دانشی هم که دارند به واسطه کاری هست که در این مدت در آریابنیز آموختن، که دانش خاصی نیست. راحت بگم، بیسوادن. در چند وقتی که در این شرکت مشغول به کار بودم متوجه شدم پر زیانترین شرکت، آریابنیز کولینگتاور هست، دقیقا همون شرکتی که هلدینگ باهاش شناخته میشه. درآمد اصلی شرکت تامین قطعه و واردات هست. مدیر هلدینگ،****** که سهام عمده شرکتها رو هم در اختیار دارد، هیچ احترامی برای نیروهایی که در این هلدینگ کار میکنند قائل نیست. در سخنرانیهای دورهای، که معمولا خارج وقت اداری انجام میشود، این مسئله به شما گوشزد میشود که در راستا اهداف هلدینگ باید اهتمام بورزید و این شمایید که باید با سودرسانی به شرکت، به این نقطه شرکت رو برسونید تا به شما حقوق سر وقت بده. در پایان این سخنرانیها هم چکیده کلام اینه که "همینی که هست. هر کس ناراحته از شرکت بره". به همین دلیل نیروهایی که در هلدینگ هستند زود به زود تغییر میکنند و شاید بیشتر از ۴ ماه نمونن. فرآیند تسویه حساب ممکنه ۶ تا ۹ ماه طول بکشه. بعضا همراه با قهر و شکایت در وزارت کار همراه هست. خیلی وقتها هم ممکنه اون مبلغی که مد نظرتون هست رو نگیرید. برای این هلدینگ کار نکنید. تجربه من از این هلدینگ بسیار بد بود. حس بی ارزش بودن برای یک سیستم از هر حسی بدتره.
تمام کارای منابع انسانی نمایش و شو هست .نیروی انسانی براشون کوچکترین اهمیتی نداره .هر زمانی بخوان به صورت یک طرفه قرارداد کاری رو لغو میکنن و حتی اگر جویای علت این مورد بشین میگن لزومی نمیبینن توضیحی بدن فقط نمیخوان با شما کار کنن ! سیستم مدیریت کاملا مایکرو منیجمنتی دارن، شخص مدیر عامل چه با رفتارها چه با بیان نشون میده نیروی انسانی براش ذره ای اهمیت نداره و همین رویه رو تمام مدیرا دارن رنج حقوقی پایینه، پرداخت ها دو سه روز تاخیر داره زمان استخدام برای شما کارانه رو هم جز حقوق حساب میکنن ولی بعد از شروع به کار متوجه میشید کارانه کلا عددش دست مدیر بالادستی تونه که اون هم خدا نکنه ادم سالمی نباشه پرداخت کارانه تاریخ مشخصی نداره و هر وقت بخوان پرداخت میکنن و هیچ اعتراضی مجاز نیستید بکنید ایمیل هایی با مضمون فرصت شغلی درون سازمانی میزنن که صرفا نمایش هست و کافیه شما برای یک فرصت شغلی درخواست بدین ! قطعا اخراج خواهید شد سیستم مدیریت فاسد و مریض و نیرو خراب کن ازتون سفته میگیرن برای ضمانت امکان هیچ پیشرفتی ندارین و تو موارد بسیااااررر محدود بعد از ده سال شاید کوچکترین امکانی برای پیشرفت ایجاد بشه براتون واقعا حیف عمری که در این شرکت گذروندم
در آغاز کار با شرکت رهام، هر چیزی به نظر دوستانه و محترمانه میرسید اما به محض عقد قرارداد و دریافت سفته، اوضاع به شکل دیگری پیش میرفت. رئیس اصلی که نقش دکوری و ترسناک را داشت همواره سعی میکرد هر مسئلهای را با ذبیحی در میان بگذارد و پاسخ را به او ارجاع دهد. با ورود به پروژهها تصور میکردم که تنها در یکی از آنها مشغولم، اما واقعیت این نبود و گزینههای متعددی جایگزین کار من میشدند؛ برخی پروژهها بیارزش یا نامناسب بودند و ممکن بود با مدیر گروه یا همکاران بیاطلاع و عقدهای مواجه شوم. اغلب بهطور ناگهانی تغییر پروژه میدادند و حق اعتراضی هم به من داده نمیشد، گاهی به صورت شبانه زنگ میزدند و از من میخواستند در غرب تهران حضور یابم در حالی که دفتر کار واقع شرق بود و میدانستند. حقوق هم بسته به پروژه و مدت زمانی که حضور داشتم تغییر میکرد و گاه به ماههای پایانی سال هیچ پرداختی انجام نمیشد. ساعات کار و وظایف بهوضوح تعریف نمیشد و در قرارداد ذکر نمیگردید؛ به دلیل سابقه مدیر پروژه در معاملات دیگر، برایش سخت نبود ناگهان ساعات کار را از هفت به سیزده ساعت تغییر دهد و اضافهکاری هم پرداخت نمیشد یا با چانهزنی همراه بود. گاهی شیفت شب میشد یا به خاطر سودآوری بیشتر، نیرو کم میشد و مجبور بودم آخر هفتهها تا ۴۸ ساعت کار بدون استراحت انجام بدهم. بیمه و سنوات هم باید توسط خودم پیگیری میشد و لازم بود هر روز به شرکت مراجعه کنم تا روندها انجام شود. در فرایند تسویه هم مشکلات ادامه مییافت و میتوانستند تا چند ماه به بهانه تسویهنکردن پروژه قبلی یا مشکلات مختلف، از امضای من بخواهند و با فشار سفتهها، فشارهایی ایجاد کنند. معمولا قرارداد اولیه تنها برای یکی یا سه ماه بود و اگر تصور میکردم که هنوز میخواهم بمانم، قرارداد به یک ساله تبدیل میشد.
در آغاز، احساس میکردم مدیران خیلی به کار من و تیم بیتوجه هستند و رفتارها ناامیدکننده بود. لاری به طور مداوم بیادبی میگفت و نگاه از بالا به پایین داشت، در حالی که زند فردی بااخلاق بود ولی به نظر میرسید برای شرکت اولویتها فرق میکند و برخی امور تنها جنبهی سرگرمی داشتند. با وجود این، ساعات طولانی اضافهکاری بدون پرداخت ریالی بود و بیمه تأمین اجتماعی هم آنطور که باید پیگیری نمیشد.
من دو ماه در شرکت کلاهبرداریه هیوا کار کردم، میتونم بگم مزخرف ترین جای ممکن ررای کار کردنه، مدیرای مزخرف ، مجبورت میکنن جیب مشتریو خالی کنی، چون اون موقع که من بودم دقیقه ای ۵ هزار تومن بود!!!!!، واقعابیچاره اونایی که مجبور بودن اینجاها کار کنن، خواهشا هیچ وقت سمتش نرید تا یه موقع پشیمون نشید
با وجود همهی تیزههوای شرایط، کلاس به من نشان داد که رفتار برخی افراد در محیطهای آموزشی میتواند بسیار آزاردهنده باشد. در طول دوره، مدرس خیلی روی بچهها فشار میآورد و به صورت تند با آنها صحبت میکرد. وقتی سوال میکردم یا مثل دانشآموزان روی تخته میرفتیم، واکنش او گاهی تند بود و اصرار داشت همهچیز را با لحن قاطع توضیح دهد، که این رفتار من را تحتتأثیر قرار میداد. برای دو ماه اول انتظار داشتند معلم حل تمرین بیابد و با زبان شایستهای این کار انجام شود، اما بهجای آن اکثر مواقع تمرکز روی این بود که با شیوهای خاص هر جلسه را جلو ببرند و خودشان هم کار حل تمرین نمیکردند. گاهی با دخترها رفتاری میشد که به نظر میرسید فضای اعتماد در کلاس را تحتتأثیر قرار میداد. اگر به نقشی اجرایی میرفتید و رفتارتان با میل او همسو نبود، ممکن بود امتیازهای آزمون را بهطور نامناسب کاهش دهند. در کل، تجربه من از حضور در این دوره نشان داد که حفظ آرامش روحی در موقعیتهای آموزشی بسیار اهمیت دارد و نبود تعادل در رفتار مدرس میتواند اثر منفی روی یادگیری بگذارد.
واقعا شرکت بدیه،ازحقوق گرفته تا ...من سابقه ۶ماه کار در لاین انجمادی این شرکت رو داشتم،اجناس گران در بازار رقابتی و،سو مدیریت یه مشت انسان عقده ای و اذیت کن .تا زیرآب کسی رو نزنی و باید ببخشی خانمانی نکنی .نمیتونی سر پا بمونی .از حقوقم که واقعا بده .نه هزینه درست حسابی ایاب ذهاب گرفته تا نه پول نهاری ....واقعا باید،حقوقت رو گدایی کنی،از این شرکت
در جستوجوی محیطی حرفهای و سالم برای کار در زمینه نرمافزار بودم، اما واقعا محیط شرکت به شدت نامناسب و سمی بود و چیزی جز این احساس را به من منتقل نکرد. از نظر من این تجربه، بدترین تجربه کاریام بود و از شما میخواهم با دقت بیشتری انتخاب کنید. این شرکت را برای کار نرمافزار و برنامهنویسی به هیچ وجه توصیه نمیکنم.
در شرکت کیک خونه با برخوردی تندی روبرو شدم و حس میکردم مثل برده باهام رفتار میکنند. تنها کسانی که تجربه کاری کمی یا اصلا تجربه ندارند رو استخدام میکنند تا بتوانند به سادگی ازشون سوء استفاده کنند. مراقب باشید ظاهر افراد را خیلی خوب و منصف نشان میدهند، اما در باطن ذاتا کلاهبردارند.
من در تپسی چهار مرحله مصاحبه با مدیران داشتم. هر چهار مرحله کیس مطرح می شد و در حضور دوستان بررسی می کردیم. این رویه در مصاحبه و برخورد کارشناسان منابع انسانی برای من خیلی جذاب بود و به همین دلیل بدون بررسیی دقیق وارد شرکت شدم. اما از همان روز اول ورود، حجم زیاد خروج افراد برای من سوال بود!!! اما بعد از مدتی دلیل رو فهمیدم. مدیران شرکت، منابع انسانی را بعنوان برده های خودشون میدونن. کارهای زیاد را در بازه زمانی خیلی کوتاه میخوان. برخوردهای خوبی ندارن. کلا هم قراردادهای سه ماهه و حتی یک ماهه می بندن که هر وقت خواستن عذر نیروها رو بخوان. من سه ماه اونجا بودم ولی اصلا شبیه یک استارتاپ نبودن. حوزه ای که من رو هم می خواستن توی سه ماهی که من بودم دو بار مدیر عوض کردن و بارها کارهایی از من میخواستن که ربطی به نیازمندی اولیه اعلامی به من نداشت.
در سال ۱۴۰۱ وارد شرکت توسعه ارتباطات الکترونیک تجارت ایرانیان شدم و به شخصه میتونم بگم یکی از بهترین تجربیات شغلیام بود. مصاحبهکنندهمون رفتار دوستانهای داشت و سوالها کاملا مرتبط بودند؛ هیچ پرسش بیربط یا تعریفهای مبهمی مطرح نمیشد و اگر جوابی رو نمیدونستم، رفتار مصاحبهکننده به گونهای نبود که احساس بدی به من دست بده. از نظر فنی و تکنولوژی در سطح بهروز بودن هستند و تیم هم خیلی عالیه و محیط کار دوستانه و صمیمیای وجود داره. حقوق نسبت به اکثر شرکتها مناسب و خوب بود و مدیریت نسبتا قوی دیده میشد. برخلاف خیلی از شرکتها، با وجود داشتن دوربین، حس نمیکردی پشت سرت کنترل میشود و بهطور مرتب نظارت میشد.
شرکتی بی در و پیکر بهتره آدم کار نکنه ولی اونجا هم نره مدیریت افتضاح از اون مدیرکل گند دماغ تا مدیران ارشد یه روز دیدم مدیر ارشدش رو گفتن جمع کن برو!!! آخرش هم با همین روش منو اخراج کردن گفتن یا بیا خودت استعفا بنویس و پولات رو راحت بهت بدیم یا اینکه شکایت کن و حالا حالاها بدو...
من تجربهی کاریم رو از روی تجربه ناخوشایندی که توی شرکت عطر و ادکلن وزرا داشتم بازگو میکنم؛ تجربهای که همچنان به عنوان بدترین حضور من در کار باقی مونده. بین ستاد و فروش هماهنگی به شدت کم بود و تمام تصمیمها به تایید مستقیم مدیرعامل میرسید؛ پیگیری یک کار ساده هم چند هفته طول میکشید. مرخصی و تعطیلات اصلی نبودند و اگر بالاجبار از خانه کار میکردید یا فرصت استراحت نداشتید، روزها خیلی طولانی میشد؛ به طور متوسط باید دوازده ساعت در روز با شرکت درگیر میبودید و با کسر زمان خواب، فقط حدود چهار ساعت برای خودتون میموند. حقوق به شدت پایین بود و در اکثر سطحها، حتی در بخشهای ستادی، مقداری از حقوق کسر میشد و گاهی تا گرفتن حقوق، چند ماه طول میکشید. پرداختها را نوعی مزیت تلقی میکردند و گاهی با منت گذاشتن همراه بود. تشکیلات شرکت کاملا آماتور و غیرحرفهای اداره میشد و واحد منابع انسانی با قوانین کار مخالفت میکرد. شیفتهای روزانه ده ساعته پر میشدند و با دو شیفت رفت و آمد میکردید؛ در نهایت پرداختی حدود هفت و نیم ساعت بود. جمعهها و تعطیلات هم برای کار کردن رایگان محسوب میشد. تنها نکات مثبتش آموزش و اینکه همیشه خوشبو بودیم و کار نسبتا سبکی به نظر میرسید، محیط هم تا حدی مثبت بود و همکاران شاید خوب بودند؛ در گرگان رقابت قیمتی خوبی وجود داشت اما بقیه شهرها را دقیق نمیدانم. برای حضور در شرکت سهصد میلیون سفته بهعنوان ضمانت میگرفتند و بیمه از ابتدا نبود و آزمون هم داشت. حقوق بهموقع پرداخت نمیشد و اسامی پورسانت وجود داشت اما خبری از پاداش نبود؛ حتی ممکن بود با فروش میلیونی هم به اندازهای کوچک پاداش بدهند. این تجربه واقعا تجربه بدی برای من بود.
وقتی توی این شرکت کار میکردم، واقعا حس میکردم همه چیز به هم ریخته است و هیچ کدام از بخشها درست عمل نمیکردند. پشتیبانی سرور برای من خیلی ناامیدکننده بود و نتوانستم نتیجهای قابل قبول بگیرم. حتی وقتی زمان میگذاشتم، به نظر میرسید هیچ چیز درست پیش نمیرود، چه از نظر مادی و چه از نظر علمی.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.