برای مصاحبه رفته بودم، ساعت 3 مصاحبه ام بود که با یک ساعت تاخیر ساعت 4 شروع شد، کسی که مصاحبه می کرد بدون سلام کردن عذرخواهی بابت تاخیر شروع به پرسیدن سوال های بسیار ساده و سطحی سئو کرد ( بعید میدونم خودشون دانش خاصی داشته باشن ) بسیار بد اخلاق و عصبی بودن. در آخر گفتن شما باید 15 روز رایگان برای ما کار کنید تا تصمیم بگیریم ! منم گفتم با توجه به رزومه قوی ای که دارم اینکارو نمیکنم و بهشون بر خورد. بهتون پیشنهاد میکنم از جلوی در این شرکت هم رد نشید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
کار کردن در فناوران اطلاعات پیشخوان ایرانیان را تا حدود سال ۱۴۰۰، حدود مرداد ماه آغاز کردم. همانطور که یکی از همکاران هم اشاره کرده بود، وضعیت شرکت خیلی نامساعد است و برای یک توسعهدهنده شرایط مناسبی ندارد؛ تیم فنی هم کمکاری و بیدرک از مسائل را نشان میداد و مدیری که در راس این مجموعه بود به شدت ضعيف به نظر میرسید و تنها هدفش استخراج کار از نیروها بود. ما تقریبا چهار نفر از همکاران بیرون رفتیم و اکنون دو ماه گذشته است که تسویههای مربوطه هنوز انجام نشده است.
دوماه و نیم پیش تجربهای ناامیدکننده از مصاحبه با بیت پین داشتم. از یکی از همکاران شرکت در لینکدین پیامی گرفتم و گفتند اگر تمایل داشته باشم، رزومهام را بفرستم تا در صورت توافق، گفتوگوها بیشتر شود. پس از مدتی با من تماس گرفتند و مرحله اول مصاحبه را یک گفتوگوی کوتاه با منابع انسانی برگزار کردند و در پایان جلسه از من خواستند تسکی آزمایشی با مهلت ده روز بسازم. پرسیدم آیا محدودیتی وجود دارد یا گزینه خاصی مدنظر است که من از آن استفاده کنم؛ گفتند هیچ محدودیتی نیست و هر تکنولوژی را که دوست دارم میتوانم استفاده کنم. با این توضیح هرچند عجیب به نظر میرسید، تصمیم گرفتم با هر استک و ابزار دلخواهم کار کنم. روز موعود رسید و پروژه تستیام را در دو نسخه تحویل دادم؛ یکی با React و دیگری با Next.js. پس از دو تا سه هفته تماس گرفتند و گفتند میخواهند یک مصاحبه فنی با من انجام دهند. روز مصاحبه که رسید، دو نفر از تیم پشتیبانی سوال کردند و من پاسخ دادم. تقریبا پنج یا شش سوال فنی پرسیدند و من با جزئیات پاسخ دادم و آنها هم راضی بودند. در پایان جلسه از من پرسیدند چرا در هر دو پروژه از TypeScript استفاده کردهام و مزایای آن را توضیح دادم. پس از توضیحات، از من خواستند تسکی که زده بودم را دوباره بدون TypeScript و به صورت JSX خالص انجام دهم؛ یعنی سطحی پایینتر از کار قبلیم. پذیرفتم. چند ساعت بعد که قصد داشتم دوباره روی تسک کار کنم، برخوردی شدید با من داشتند و به نظر میرسید دقیقا چه فکری کردهاند. تصمیم گرفتم با منابع انسانی شرکت تماس بگیرم و با شدت ناراحتی و اعتراض گفتم که این رفتار به شدت توهینآمیز است؛ حتی با وجود این که تسکی فراتر از خواستهشان و در دو نسخه پیادهسازی کردهام، دوباره از من خواسته شد یک نسخه دیگر بزنم. همچنین گفتم علت این رفتار احتمالا ضعف تیم فنی و عدم تسلط به تایپاسکریپت است. منابع انسانی عذرخواهی کردند و گفتند موضوع را پیگیری میکنند، اما خبری نشد و همچنان نبودن ارتباطی از طرف تیم مقابل به چشم میخورد. نتیجهگیری من این است که در مصاحبههای کاری حتما و مؤکدا از همان ابتدا سؤال کنم که دقیقا چه تکنولوژیها و ابزارهایی مدنظرشان است تا با آنها مطابقت داشته باشند؛ زیرا ممکن است با فناوریای کار کنم که تیم مقابل بلد نیست و در مواجهه با این موضوع به مشکلاتی برخواهم خورد. پینوشت اول: در جلسه مصاحبه گفتند بستپرکتیسها چیست و من با تعجب شنیدم که یکی از افرادی که با تایپاسکریپت کار نمیکند، درباره بستپرکتیسها صحبت میکند؛ حجم بالایی از بستپرکتیسهای مرتبط با ریاکت به واسطه تایپاسکریپت وجود دارد. پینوشت دوم: سورس هر دو نسخه تسکی که برای آنان پیادهسازی کردم، در گیتهاب من موجود است. پینوشت سوم: مسئولان شما با پیام دادن و ابراز تمایل به همکاری، ظاهری هم شده یک مقدار پرستیژ داشته باشند.
در دوران کارم به عنوان کارشناس فروش، با مجموعهای روبهرو شدم که مشکلات عمیقی داشت و روند سازمانی را به شدت تحت تأثیر قرار میداد. رفتار برخی مدیران به شدت ناکارآمد بود و باعث از دست رفتن اعتماد تیم میشد. منابع مالی شرکت به سختی پاسخگوی نیازهای روزمره بود و وضعیتی مالی نامطلوب را به همراه داشت. با چنین وضعیتی، انجام برخی وظایف به طور کامل برای من و همکاران دشوار بود و مواجهه با مسائل را پیچیدهتر میکرد. فقر سواد سازمانی و ضعف در آگاهیرسانی به تیم هنگام مواجهه با چالشها از شاخصههای اصلی تجربهام بود و این امر به کاهش کارایی و بیثباتی فکری در مجموعه منجر میشد.
مثل سگ پشیمونم واسه ***** کار کردم این شخص یکی از **** ترین آدم هایی که تو زندگیم دیدم واسه رجا کار کنی انگار رزومه تو خراب کردی
مدیر این شرکت یه آدم خدا نشناسه که از اسم انقلاب و دین اسلام و شیعه برای پول در آوردن استفاده میکنه نا گفته نمونه باباش جز سیاسیونه هرکی واسه این شرکت کار کرده پشیمونه حقوق نمیده عیدی نمیده سنوات نمیده
بدترین اتفاقی که برای یک انسان میتونه بیافته کار کردن توی این شرکته. مدیر شرکت یه آقازادهی دیکتاتور و رانتیه که انتظار داره همه جلوش بلهقربان بگن. هیچ دانش فنیای توی نیروها وجود نداره و سیاست شخص مدیر شرکت اینه که آدمهای نابلد رو با پایینترین حقوق ممکن استخدام کنه و پروژههایی رو هم که با رانت از بانکهای مختلف میگیره با کمترین کیفیت و توسط همین پرسنل نابلد به سرانجام میرسونه و اعتراض مسئولین فنی بانکها رو هم در پی داشته، که البته به خاطر آقازاده بودن مدیر دستشون به جایی بند نیست. توی این شرکت هیچکس سر جاش قرار نداره، هیچ شفافیتی وجود نداره، رفتار کارمندان با دوربین و میکروفن کنترل میشه و تعدادی از پرسنل هم عملا جاسوس مدیر و معاون شرکت هستن و رفتارهایی رو که دوربین یا میکروفن ثبت نکردن به اطلاعشون میرسونن. در پایان همکاری با این شرکت، حقوق بهتون نمیدن و رسما ماه آخر رو بیگاری میکشن ازتون. همچنین سفتهتون رو هم پس نمیدن.
برای من تجربه کار در این شرکت خیلی ناامیدکننده بود و بعد از حدود four ماه کار از آنها جدا شدم، با وجود قرارداد یکساله. فضای کاری آنجا پر سروصدا بود و واقعا هیچ سکوت مناسبی برای انجام کار وجود ندارد. وقتی با یکی از برنامهنویسهای اصلی شرکت به چالشی برخورد میکردیم، همیشه برای موعد تحویل تعیین میکرد که اگر تا آن زمان مسئله حل نشود، قطع همکاری میشود؛ در ابتدا فکر میکردم باید فشار رویم باشد، اما به تدریج از این سبک کار خسته شدم و به تجربه عدم پاسخگویی رسیدم. بارها پیش آمد که بهطور عملی به چالش مربوط پاسخ داده نشد و نتیجه این بود که قطع همکاری کنند؛ در واقع با ورود به شرکت باید همواره آماده رفتن به هر نقطه باشی. یکی دیگر از معایب این کار حضور محیط پرصلابت و پرسر و صدا بود که واقعا اجازه تمرکز روی کار را نمیداد و نمیشد به راحتی کار کرد. بهطور کلی، رفتار بعضی از کارمندان را گاهی بهگونهای دیدم که رأیشان روی هر چیز تاثیر میگذارد و واقعا انصافا قابل اعتماد نبودند. در طول چند ماهی که آنجا بودم، حتی بیمه من را هم بهموقع نریختند و حقوق آخرین ماهم را هم پرداخت نکردند؛ حالا ادعا میکنند که من در پایان ماه در آنجا کار نکردم. در حال حاضر نزدیک به سه ماه است که دنبال شکایت هستم تا حقوق و مزایایم را از آنها بگیرم.
برای من از کار در هلدینگ اتراب تجربهای ارائه شده که حقوق و مزایا را بهدرستی پرداخت نمیکردند و صرفا به عنوان نیروی پشتصحنه از ما استفاده میشدیم؛ در آنجا به نظر میرسید که به عنوان «سیاهی لشکر» به کار گرفته میشویم و باید äمواظب بود در دام یا وعدههای گمراهکننده گرفتار نشد.
اگر پیشرفت فنی براتون مهمه به هیچ وجه این شرکت رو توصیه نمیکنم، توی خوشبینانه ترین حالت میشه سطح فنی شرکت رو متوسط در نظر گرفت . به ندرت میشه ادم سینیور توی شرکت پیدا کرد و بیشتر افرادی که مسوولیت دارن به واسطه رابطشون مسوولیت بهشون داده شده ولی به لحاظ پرداخت حقوق و بیمه مسایل مثل این به هیچ وجه دغدغه ای نخواهید داشت و همه چیز به موقع انجام میشه.
برای من تجربه کار در والکس از لحاظ فنی خیلی رفیقبالا و در عین حال با برخوردی انسانی همراه بود. فضای شرکت از نظر فنی سطح بالایی داشت و تیمی که باهاش کار میکردم همیشه به دنبال بهبود کارها بود. از نظر منابع انسانی هم کاملا سعی میکردن شرایط خوبی را برای تیم ایجاد کنن و از هر نظر حمایت بکنن.
در آغاز کار، تصور میکردم که شرایط بیمهکردن از همان ابتدا اجرا میشود، اما سه ماه طول کشید تا روشن شد خبری از بیمه نیست. با وجود وعدههایی که داده میشد، بهخاطر اینکه سابقه بیمه فقط دو ماه پس از پایان کار قابل دید بود، فهمیدم بیمه نشدهام. پیگیریهایم همواره با قول بیمهشدن از ماه بعد همراه بود، اما باز هم هیچ اتفاقی نیفتاد. از طرف دیگر، در آخرین ماهها حقوقم را بهطور کامل دریافت نکردند و من بدون قرارداد بودم، بیسند و مدرک کار در شرکت را نیز نمیتوانستم ارائه بدهم؛ حتی حقوقم را باید با چک میگرفتم و نقد میکردم. فضای مدیریتی شرکت بسیار نامنظم بود و تنها ظاهری مطلوب از شرکت ارائه میدادند تا بیرون از سازمان تصویری خوب به نظر برسد. به هیچ وجه نمیتوانم این شرکت را معتبر بنامم. به نظرم بیکاری در مقایسه با کار در چنین فضایی، گزینه بهتری بود، مخصوصا برای افرادی که مانند من در جستوجوی کاری هستند.
این هفته برای من پایان یافتن کار توی تهران اینترنت یا همون ۷۸۰# و تصمیم اونجا برای اخراج من بود. اول فکر کردم باید حس اعتراض یا ناراحتی کنم، اما با گذشت یک روز فهمیدم چه قدر بیرون رفتن از اونجا به من انرژی مثبت داده و حال من به شدت بهتر شد. من تنها تجربهی بدی نبودم که با رفتنم از شرکت فهمیدم این رفتارها تکراریاند و قطعا آخرین نفری هم نیستم که با چنین رفتاری روبهرو میشم. یکی از دوستانم جملهای گفت که خیلی بهدلم نشست: اجازه نده انرژیات را دیگران تخلیه کنند؛ تو منبع زندگیت هستی. او راست میگفت. تا حالا دو تا شرکت در حوزهی فناوری اطلاعات داشتم و در این سه سال، نکات مشترکی دیدم که میخواهم با شما به اشتراک بگذارم. ۱) اغلب مدیران در این حوزه نه تنها توانایی لازم را ندارند بلکه لیاقتش را هم ندارد. در این مدت دیدم که چگونه تصمیمهای نادرست مدیران باعث بههمخوردن نتایج میشود و سپس با فرار از مسؤولیت، بر تیمشان انگشت میگذارند و اعضا را مقصر معرفی میکنند. انگار افراد با استعداد را به حاشیه رانده و در نهایت کنار گذاشته میشوند. این واقعیت وقتی پررنگ میشود که پلتفرمهایی مثل جابگای بسته میشود تا نشان بدهد با چه چالشهایی روبهرو هستیم. ۲) آدمهای منفعل. کسانی که به خاطر ترس از از دست دادن جایگاه امن یا منافع شخصیشان، وقتی اشتباهی اتفاق میافتد بهراحتی آن را نادیده میگیرند و همواره تکرار میکنند که «همهجا اینطور است». این جملات را واقعا دوست ندارم، چون فکر میکنم باعث میشود خیلی از فرصتهای پیشرفت از دست برود و به شرایط موجود بسنده کنیم. ۳) همه دوستان نیستند. باور دارم که تجربههای زندگی معمولا به یک نتیجه ختم میشود: پیدا کردن رفقایی که مسیرمان را تداوم ببخشند. اولین روزهای ورود به ۷۸۰ برای من با شور گفتن سلام و پیدا کردن دوست همراه شد؛ خیلی از افراد اکنون وجود دارند که حاضر نیستم حضورشان را هم از دست بدهم. اما این جو خوب زود به هم خورد و با تصمیمات مدیریتی تعدادی از همکامیابان از بین رفت. کسانی هم بودند که فکر میکردم رفیقاند و عشقشان را به من نشان میدادند؛ اما رفتارشان خیلی سریع تغییر کرد و دیگر نتوانم آنها را بشناسم. من اینها را نگفتم تا بگوییم من بیگناه بودم و هیچ اشتباهی نکردم؛ مسلما من هم در این مدت اشتباهاتی داشتم. هدف از بازگویی این موارد این است که نشان بدهم مسائلی که در شرکتها با آن روبهرو میشویم، عملا به شکلهای کوچک در کل جامعهمان هم مشابه هستند: مدیران ناکارآمد، آدمهای منفعل و کسانی که پشتتو خالی میکنند. نمیدانم دقیقا وظیفهام در این شرایط چیست و چه کاری باید انجام بدهم، اما مطمئنم این که با نادیده گرفتن مشکلات نمیشود کاری کرد. در نقطهای که لازم است، باید با همدیگر همدست شویم تا برای این شرایط ایرانی که در آن زندگی میکنیم، اقدامی انجام دهیم و روز به روز چشمانداز بهتری بسازیم. تا آن روز.
مدت زمانی را به عنوان فرانتاند در Mabna DP، شرکت پردازش اطلاعات مالی مبنا سپری کردم.
میخواهم تجربهام را از همکاری با تیم یار به زبانی تازه و طبیعی روایت کنم. ساختمان شرکت قبلا در تهران بود اما مدتی است که در پارک علم و فناوری دانشگاه تهران، ساختمان البرز، واقع در شهرک بنفشه کرج مستقر شده و شرط استخدام هم ساکن یا اهلی near کرج را مطرح میکنند. بسیاری از کارکنان یا از رفت و آمد بین تهران و کرج خستهاند یا ترجیح میدهند نزدیک محل زندگیشان کار کنند. در نگاه اول، به نظر میآید که شرکت ساختمانی بزرگ با پنج طبقه و دسترسی خوب از نزدیکی ایستگاه مترو کرج دارد؛ محیط داخلی تمیز و با دیزاینی مطلوب است و حس ورود به یک شرکت مدرن را میدهد. امکانات اولیه مثل ناهار گرم و رایگان، پارکینگ هم رایگان و سالن بازی با میز بیلیارد، پینگ پونگ و فوتبال دستی هم در دسترس است؛ تا اینجا همه چیز خوب به نظر میرسد. برای مصاحبه، چندبار رفتوآمد پشت سر هم اتفاق میافتد و ممکن است کار را سه روز آزمایشی درنظر بگیرند تا بتوانند تصمیم بگیرند. هنگام امضای قرارداد، ادعا میشود بیمه و سنوات مطابق با مقررات وزارت کار لحاظ میشود و از من سفتهای به مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان میگیرند، و در نهایت هم قراردادی به من داده نمیشود. در رابطه با مبلغ قرارداد، چانهزنیهایی سر بالای صد تا دویست تومان صورت میگیرد و هنگامی که حقوق واریز میشود متوجه میشوم که مبلغ توافقشده ناخالص بوده و از آن کسری هم برای بیمه گذاشته میشود. حقوق معمولا بهصورت منظم پرداخت میشود، اما دو بخش دارد: بخش پایه که طبق آن بیمه رد میشود و بخش دیگر که بهعنوان پاداش یا نامی دیگر از حساب شخصی (مثلا منشی شرکت) واریز میشود. در پایان هر سال عیدی به اندازه سقفی است که اعلام میشود و سنوات پس از پایان همکاری با شرکت تسویه میشود؛ تاریخ چک تسویه نیز معمولا حدود یک سال پس از پایان همکاری است. شرکت یک دفترچه قوانین حدودا بیست تا سی صفحهای دارد که قبل از امضای قرارداد باید تمام صفحات آن امضا شوند. این قوانین هر شش ماه یا هر زمان که مدیران تصمیم به اصلاح میگیرند، متمم میشود و کارمند حق تصمیمگیری در امضای مجدد ندارد و پس از امضا باید به تعهدات پایبند بماند. طبق قوانین، پرسنل حق استفاده از گوشی همراه در زمان کاری را ندارند و باید گوشی را در کمد مخصوص نگهداری کنند؛ در صورت انجام ندادن این کار، جریمه نقدی میشوند. همچنین بعد از استعفا، باید سه ماه در شرکت بمانند تا نیرو جایگزین گرفته و کار تحویل شود؛ در غیر این صورت ممکن است شرکت از مطالبات و یا سفتهها خسارت مطالبه کند. در نهایت، در تمامی فضاهای شرکت دوربینهای مداربسته هم از صدا و هم از تصویر ضبط و آرشیو میشود.
برای مصاحبه به این شرکت رفتم و در همان جلسه اول با رفتاری روبهرو شدم که تجربهام را تلخ کرد. در تماس هماهنگی، از من خواستند روز و ساعت مشخصی را برای مصاحبه تعیین کنم و گفتند بدون امکان تغییر. با وجود فاصلهی چندان زیاد میان دفتر شرکت و محل کارم، گفتم اگر ممکن است تاریخ یا زمان را کمی تغییر بدهند تا بهتر برسم. پاسخشان این بود که همچنان همان ساعت در نظر گرفته شده و جابهجایی امکانپذیر نیست. من زودتر رسیدم، اما حدود نیم ساعت منتظر ماندم تا فرد مصاحبهکننده بیاید. وقتی وارد اتاق شدم، مردی با اخم بدون معرفی خود شروع به پرسش کرد و پس از چند سوال، از من درباره همسرم پرسید که کجا کار میکند و چه کاری انجام میدهد. هیچ ارتباطی میان این سوال و فرآیند استخدام احساس نمیشد و من هم توضیح دادم. اما او شغل همسرم را زیر سوال برد و گفت که در شرکتشان چنین کارهایی انجام نمیشود. من در آن لحظه نتوانستم حرفی بزنم و به خودم گفتم باید آرام بمانم. به عنوان یک زن در آنجا احساس ناامنی کردم و فقط منتظر بودم اجازه دهم از آنجا بروم. خشکم زد و از شدت عصبانیت مطمئن نبودم چگونه با این رفتار برخورد کنم و ذهنم پر از سوال بود که چرا چنین حرفهایی زده شد و هدف از این حرفها چه میتواند باشد. در پایان، هر چه بیشتر فکر میکردم، کمتر میتوانستم درباره این شرکت یا تیمش نگرشی مثبت پیدا کنم.
در یکی از سالهای اولیه کاریام در مقاومسازی افزیر، به عنوان کارشناس عمران فعالیت میکردم و دورهای از سال ۹۵ تا ۹۶ را در این شرکت گذراندیم. بخش زیادی از محتوای سایت را با تکیه به نوشتههای من منتشر کردهاند. مشکلات زیادی داشتم، اما مهمترینشان این بود که سه ماه از حقوقم را پرداخت نکردند و به من گفتند اگر ناراضی هستی، برو! در نهایت تصمیم گرفتم بیرون بیایم؛ هیچ قرارداد یا بیمهای هم وجود نداشت.
اولا اینو بهتون بگم که این شرکت خیلی ظاهر خوبی داره و گول ظاهر خوبشو میخورید یعنی همه ی همکاراتون در ظاهر با شما خوبن ولی پشت سرتون حرف میزنن جو بسیار خاله زنک طور داره این شرکت به نحوی که حالتون بهم میخوره که دارید اینجا کار میکنید ولی خب مجبورید که باهاشون طولانی مدت همکاری کنید من خودم چن ساله اینجام ولی واقعا کاش هیچ وقت اینجا نمیومدم سوالای مصاحبه به ظاهر خوب وقوی میان و گزینش به ظاهر سخته ولی پروداکت بشدت ضعیفه خیلی ضعیف و شما اصلا نمیتونید اختیار عمل برای انجامش داشته باشید و خیلی منوط به تصمیم مدیرتون هستید مدیر هم به ظاهر آدم خیلی خوب و موجه و باهوشیه ولی در باطن خیلی میخواد بگه من مدیرم و کلیت خیلی قراره اینجا اذیت بشید ، حقوق ها منظم راس ماه پرداخت نمیشه و دو سه روز حداقل تاخیر داره در پرداخت ، حقوق ها خوب هست و نزدیک مترو محل کارشه ، محل کارتون محیط به ظاهر خوبی داره ولی خب میگم جو خاله زنک و زیر اب زنی بشدت فجیعی داخلش حاکمه به نحوی که خود منم مجبور میشم بده همکارمو بگم که خوب در نظر مدیرمون جلوه کنم متاسفانه قانون بقا در این شرکت همینه و شما تا میتونید باید همه چیو خوب جلوه بدید و در ظاهر باهاشون خوب باشید ولی اصلا بهتون اینجارو توصیه نمیکنم منم که شاید زیاد نمونم اینجا بزودی از اینجا فرار کنم مدیر بشدت مستبد ، همکارای بشدت زیر اب زن ، در نهایت باعث میشن شما هم حالتون از جایی ک کار میکنه بهم بخوره از طرف دیگ پروژه های که از نظر فنی خیلی ضعیفن با برنامه نویسایی ک غیرت روی کدای مزخرف خودشون دارن و دوست ندارن فرآیندا اصلاح بشه تا شغلشون متزلزل نشه خیلی میزنه تو ذوقتون اینجا صبحونه هاش شریکیه هر روز یکی میخره ، ناهار و ... نداریم ، خوراکی و قهوه اینا داریم از لحاظ رفاهی مشکلی نداره ولی خب چیز ک خیلی مهمه و نداریم همین امنیت روانی و شغلیه است که هر روز ببخشید یکی میاد میرینه توش و میره جاهای خوب برای کار کردن زیاده دور اینجارو خط بکشید و باهاشون همکاری نکنید بزارید تا اصلاح بشن مرسی که نظرمو خوندی رفیق من اومدم که کمکت کنم که مثل من چند سال از عمرت تلف نشه اینجا برای هیچ و پوچ
خیلی خلاصه بگم کیان حقوق نسبتا خوبی به کارمند میده و واقعا ارزشش رو نداره که بخاطر یکی دو تومن بیشتر بیای کیان و با مدیرهای بی سواد بحث کنی. قرارداد کیان بینهایت یکطرفه به نفع کارفرما ستذو بعد از امضاء قرارداد شما بردهی کیان محسوب میشی. نوتیس سه ماهه که وسفته و تعهد هزینه آموزش چیزایی که باهاش فشار میارن شما رو تو شرکت نگهدارن و ازت بردگی بکشن
شرکت رایان اندیشه نصر را تجربه کردم. در اینجا سمت برنامهنویس اندروید را داشتم و میخواهم با بیانی تازه و صریح از آن بگویم. مدیر مجموعه فردی است با فاصلهی زیادی از احترام گذاشتن به کارکنان، به ویژه تیم فنی، و رفتارهای بددهنانهای را از خود نشان میدهد. در مدت حضور من هیچگاه حقوقم به طور منظم پرداخت نشد. بهعنوان برنامهنویس، از ما انتظار انجام کارهای بازاریابی، نگارش رایانهای و ارائه با نرمافزارهای ورد و پاورپوینت میرفت؛ افزون بر این، مدیر احساس میکرد که برنامهنویس اندروید کارشناس مناسبی نیست. حتی برای کسب تجربهی کوتاه مدت هم این مجموعه را به نظر من توصیه نمیکنم، چرا که رفتار مدیر مجموعه باعث استرس و ناامیدی میشد.
برای مصاحبه رفته بودم، ساعت 3 مصاحبه ام بود که با یک ساعت تاخیر ساعت 4 شروع شد، کسی که مصاحبه می کرد بدون سلام کردن عذرخواهی بابت تاخیر شروع به پرسیدن سوال های بسیار ساده و سطحی سئو کرد ( بعید میدونم خودشون دانش خاصی داشته باشن ) بسیار بد اخلاق و عصبی بودن. در آخر گفتن شما باید 15 روز رایگان برای ما کار کنید تا تصمیم بگیریم ! منم گفتم با توجه به رزومه قوی ای که دارم اینکارو نمیکنم و بهشون بر خورد. بهتون پیشنهاد میکنم از جلوی در این شرکت هم رد نشید.
کار کردن در فناوران اطلاعات پیشخوان ایرانیان را تا حدود سال ۱۴۰۰، حدود مرداد ماه آغاز کردم. همانطور که یکی از همکاران هم اشاره کرده بود، وضعیت شرکت خیلی نامساعد است و برای یک توسعهدهنده شرایط مناسبی ندارد؛ تیم فنی هم کمکاری و بیدرک از مسائل را نشان میداد و مدیری که در راس این مجموعه بود به شدت ضعيف به نظر میرسید و تنها هدفش استخراج کار از نیروها بود. ما تقریبا چهار نفر از همکاران بیرون رفتیم و اکنون دو ماه گذشته است که تسویههای مربوطه هنوز انجام نشده است.
دوماه و نیم پیش تجربهای ناامیدکننده از مصاحبه با بیت پین داشتم. از یکی از همکاران شرکت در لینکدین پیامی گرفتم و گفتند اگر تمایل داشته باشم، رزومهام را بفرستم تا در صورت توافق، گفتوگوها بیشتر شود. پس از مدتی با من تماس گرفتند و مرحله اول مصاحبه را یک گفتوگوی کوتاه با منابع انسانی برگزار کردند و در پایان جلسه از من خواستند تسکی آزمایشی با مهلت ده روز بسازم. پرسیدم آیا محدودیتی وجود دارد یا گزینه خاصی مدنظر است که من از آن استفاده کنم؛ گفتند هیچ محدودیتی نیست و هر تکنولوژی را که دوست دارم میتوانم استفاده کنم. با این توضیح هرچند عجیب به نظر میرسید، تصمیم گرفتم با هر استک و ابزار دلخواهم کار کنم. روز موعود رسید و پروژه تستیام را در دو نسخه تحویل دادم؛ یکی با React و دیگری با Next.js. پس از دو تا سه هفته تماس گرفتند و گفتند میخواهند یک مصاحبه فنی با من انجام دهند. روز مصاحبه که رسید، دو نفر از تیم پشتیبانی سوال کردند و من پاسخ دادم. تقریبا پنج یا شش سوال فنی پرسیدند و من با جزئیات پاسخ دادم و آنها هم راضی بودند. در پایان جلسه از من پرسیدند چرا در هر دو پروژه از TypeScript استفاده کردهام و مزایای آن را توضیح دادم. پس از توضیحات، از من خواستند تسکی که زده بودم را دوباره بدون TypeScript و به صورت JSX خالص انجام دهم؛ یعنی سطحی پایینتر از کار قبلیم. پذیرفتم. چند ساعت بعد که قصد داشتم دوباره روی تسک کار کنم، برخوردی شدید با من داشتند و به نظر میرسید دقیقا چه فکری کردهاند. تصمیم گرفتم با منابع انسانی شرکت تماس بگیرم و با شدت ناراحتی و اعتراض گفتم که این رفتار به شدت توهینآمیز است؛ حتی با وجود این که تسکی فراتر از خواستهشان و در دو نسخه پیادهسازی کردهام، دوباره از من خواسته شد یک نسخه دیگر بزنم. همچنین گفتم علت این رفتار احتمالا ضعف تیم فنی و عدم تسلط به تایپاسکریپت است. منابع انسانی عذرخواهی کردند و گفتند موضوع را پیگیری میکنند، اما خبری نشد و همچنان نبودن ارتباطی از طرف تیم مقابل به چشم میخورد. نتیجهگیری من این است که در مصاحبههای کاری حتما و مؤکدا از همان ابتدا سؤال کنم که دقیقا چه تکنولوژیها و ابزارهایی مدنظرشان است تا با آنها مطابقت داشته باشند؛ زیرا ممکن است با فناوریای کار کنم که تیم مقابل بلد نیست و در مواجهه با این موضوع به مشکلاتی برخواهم خورد. پینوشت اول: در جلسه مصاحبه گفتند بستپرکتیسها چیست و من با تعجب شنیدم که یکی از افرادی که با تایپاسکریپت کار نمیکند، درباره بستپرکتیسها صحبت میکند؛ حجم بالایی از بستپرکتیسهای مرتبط با ریاکت به واسطه تایپاسکریپت وجود دارد. پینوشت دوم: سورس هر دو نسخه تسکی که برای آنان پیادهسازی کردم، در گیتهاب من موجود است. پینوشت سوم: مسئولان شما با پیام دادن و ابراز تمایل به همکاری، ظاهری هم شده یک مقدار پرستیژ داشته باشند.
در دوران کارم به عنوان کارشناس فروش، با مجموعهای روبهرو شدم که مشکلات عمیقی داشت و روند سازمانی را به شدت تحت تأثیر قرار میداد. رفتار برخی مدیران به شدت ناکارآمد بود و باعث از دست رفتن اعتماد تیم میشد. منابع مالی شرکت به سختی پاسخگوی نیازهای روزمره بود و وضعیتی مالی نامطلوب را به همراه داشت. با چنین وضعیتی، انجام برخی وظایف به طور کامل برای من و همکاران دشوار بود و مواجهه با مسائل را پیچیدهتر میکرد. فقر سواد سازمانی و ضعف در آگاهیرسانی به تیم هنگام مواجهه با چالشها از شاخصههای اصلی تجربهام بود و این امر به کاهش کارایی و بیثباتی فکری در مجموعه منجر میشد.
مثل سگ پشیمونم واسه ***** کار کردم این شخص یکی از **** ترین آدم هایی که تو زندگیم دیدم واسه رجا کار کنی انگار رزومه تو خراب کردی
مدیر این شرکت یه آدم خدا نشناسه که از اسم انقلاب و دین اسلام و شیعه برای پول در آوردن استفاده میکنه نا گفته نمونه باباش جز سیاسیونه هرکی واسه این شرکت کار کرده پشیمونه حقوق نمیده عیدی نمیده سنوات نمیده
بدترین اتفاقی که برای یک انسان میتونه بیافته کار کردن توی این شرکته. مدیر شرکت یه آقازادهی دیکتاتور و رانتیه که انتظار داره همه جلوش بلهقربان بگن. هیچ دانش فنیای توی نیروها وجود نداره و سیاست شخص مدیر شرکت اینه که آدمهای نابلد رو با پایینترین حقوق ممکن استخدام کنه و پروژههایی رو هم که با رانت از بانکهای مختلف میگیره با کمترین کیفیت و توسط همین پرسنل نابلد به سرانجام میرسونه و اعتراض مسئولین فنی بانکها رو هم در پی داشته، که البته به خاطر آقازاده بودن مدیر دستشون به جایی بند نیست. توی این شرکت هیچکس سر جاش قرار نداره، هیچ شفافیتی وجود نداره، رفتار کارمندان با دوربین و میکروفن کنترل میشه و تعدادی از پرسنل هم عملا جاسوس مدیر و معاون شرکت هستن و رفتارهایی رو که دوربین یا میکروفن ثبت نکردن به اطلاعشون میرسونن. در پایان همکاری با این شرکت، حقوق بهتون نمیدن و رسما ماه آخر رو بیگاری میکشن ازتون. همچنین سفتهتون رو هم پس نمیدن.
برای من تجربه کار در این شرکت خیلی ناامیدکننده بود و بعد از حدود four ماه کار از آنها جدا شدم، با وجود قرارداد یکساله. فضای کاری آنجا پر سروصدا بود و واقعا هیچ سکوت مناسبی برای انجام کار وجود ندارد. وقتی با یکی از برنامهنویسهای اصلی شرکت به چالشی برخورد میکردیم، همیشه برای موعد تحویل تعیین میکرد که اگر تا آن زمان مسئله حل نشود، قطع همکاری میشود؛ در ابتدا فکر میکردم باید فشار رویم باشد، اما به تدریج از این سبک کار خسته شدم و به تجربه عدم پاسخگویی رسیدم. بارها پیش آمد که بهطور عملی به چالش مربوط پاسخ داده نشد و نتیجه این بود که قطع همکاری کنند؛ در واقع با ورود به شرکت باید همواره آماده رفتن به هر نقطه باشی. یکی دیگر از معایب این کار حضور محیط پرصلابت و پرسر و صدا بود که واقعا اجازه تمرکز روی کار را نمیداد و نمیشد به راحتی کار کرد. بهطور کلی، رفتار بعضی از کارمندان را گاهی بهگونهای دیدم که رأیشان روی هر چیز تاثیر میگذارد و واقعا انصافا قابل اعتماد نبودند. در طول چند ماهی که آنجا بودم، حتی بیمه من را هم بهموقع نریختند و حقوق آخرین ماهم را هم پرداخت نکردند؛ حالا ادعا میکنند که من در پایان ماه در آنجا کار نکردم. در حال حاضر نزدیک به سه ماه است که دنبال شکایت هستم تا حقوق و مزایایم را از آنها بگیرم.
برای من از کار در هلدینگ اتراب تجربهای ارائه شده که حقوق و مزایا را بهدرستی پرداخت نمیکردند و صرفا به عنوان نیروی پشتصحنه از ما استفاده میشدیم؛ در آنجا به نظر میرسید که به عنوان «سیاهی لشکر» به کار گرفته میشویم و باید äمواظب بود در دام یا وعدههای گمراهکننده گرفتار نشد.
اگر پیشرفت فنی براتون مهمه به هیچ وجه این شرکت رو توصیه نمیکنم، توی خوشبینانه ترین حالت میشه سطح فنی شرکت رو متوسط در نظر گرفت . به ندرت میشه ادم سینیور توی شرکت پیدا کرد و بیشتر افرادی که مسوولیت دارن به واسطه رابطشون مسوولیت بهشون داده شده ولی به لحاظ پرداخت حقوق و بیمه مسایل مثل این به هیچ وجه دغدغه ای نخواهید داشت و همه چیز به موقع انجام میشه.
برای من تجربه کار در والکس از لحاظ فنی خیلی رفیقبالا و در عین حال با برخوردی انسانی همراه بود. فضای شرکت از نظر فنی سطح بالایی داشت و تیمی که باهاش کار میکردم همیشه به دنبال بهبود کارها بود. از نظر منابع انسانی هم کاملا سعی میکردن شرایط خوبی را برای تیم ایجاد کنن و از هر نظر حمایت بکنن.
در آغاز کار، تصور میکردم که شرایط بیمهکردن از همان ابتدا اجرا میشود، اما سه ماه طول کشید تا روشن شد خبری از بیمه نیست. با وجود وعدههایی که داده میشد، بهخاطر اینکه سابقه بیمه فقط دو ماه پس از پایان کار قابل دید بود، فهمیدم بیمه نشدهام. پیگیریهایم همواره با قول بیمهشدن از ماه بعد همراه بود، اما باز هم هیچ اتفاقی نیفتاد. از طرف دیگر، در آخرین ماهها حقوقم را بهطور کامل دریافت نکردند و من بدون قرارداد بودم، بیسند و مدرک کار در شرکت را نیز نمیتوانستم ارائه بدهم؛ حتی حقوقم را باید با چک میگرفتم و نقد میکردم. فضای مدیریتی شرکت بسیار نامنظم بود و تنها ظاهری مطلوب از شرکت ارائه میدادند تا بیرون از سازمان تصویری خوب به نظر برسد. به هیچ وجه نمیتوانم این شرکت را معتبر بنامم. به نظرم بیکاری در مقایسه با کار در چنین فضایی، گزینه بهتری بود، مخصوصا برای افرادی که مانند من در جستوجوی کاری هستند.
این هفته برای من پایان یافتن کار توی تهران اینترنت یا همون ۷۸۰# و تصمیم اونجا برای اخراج من بود. اول فکر کردم باید حس اعتراض یا ناراحتی کنم، اما با گذشت یک روز فهمیدم چه قدر بیرون رفتن از اونجا به من انرژی مثبت داده و حال من به شدت بهتر شد. من تنها تجربهی بدی نبودم که با رفتنم از شرکت فهمیدم این رفتارها تکراریاند و قطعا آخرین نفری هم نیستم که با چنین رفتاری روبهرو میشم. یکی از دوستانم جملهای گفت که خیلی بهدلم نشست: اجازه نده انرژیات را دیگران تخلیه کنند؛ تو منبع زندگیت هستی. او راست میگفت. تا حالا دو تا شرکت در حوزهی فناوری اطلاعات داشتم و در این سه سال، نکات مشترکی دیدم که میخواهم با شما به اشتراک بگذارم. ۱) اغلب مدیران در این حوزه نه تنها توانایی لازم را ندارند بلکه لیاقتش را هم ندارد. در این مدت دیدم که چگونه تصمیمهای نادرست مدیران باعث بههمخوردن نتایج میشود و سپس با فرار از مسؤولیت، بر تیمشان انگشت میگذارند و اعضا را مقصر معرفی میکنند. انگار افراد با استعداد را به حاشیه رانده و در نهایت کنار گذاشته میشوند. این واقعیت وقتی پررنگ میشود که پلتفرمهایی مثل جابگای بسته میشود تا نشان بدهد با چه چالشهایی روبهرو هستیم. ۲) آدمهای منفعل. کسانی که به خاطر ترس از از دست دادن جایگاه امن یا منافع شخصیشان، وقتی اشتباهی اتفاق میافتد بهراحتی آن را نادیده میگیرند و همواره تکرار میکنند که «همهجا اینطور است». این جملات را واقعا دوست ندارم، چون فکر میکنم باعث میشود خیلی از فرصتهای پیشرفت از دست برود و به شرایط موجود بسنده کنیم. ۳) همه دوستان نیستند. باور دارم که تجربههای زندگی معمولا به یک نتیجه ختم میشود: پیدا کردن رفقایی که مسیرمان را تداوم ببخشند. اولین روزهای ورود به ۷۸۰ برای من با شور گفتن سلام و پیدا کردن دوست همراه شد؛ خیلی از افراد اکنون وجود دارند که حاضر نیستم حضورشان را هم از دست بدهم. اما این جو خوب زود به هم خورد و با تصمیمات مدیریتی تعدادی از همکامیابان از بین رفت. کسانی هم بودند که فکر میکردم رفیقاند و عشقشان را به من نشان میدادند؛ اما رفتارشان خیلی سریع تغییر کرد و دیگر نتوانم آنها را بشناسم. من اینها را نگفتم تا بگوییم من بیگناه بودم و هیچ اشتباهی نکردم؛ مسلما من هم در این مدت اشتباهاتی داشتم. هدف از بازگویی این موارد این است که نشان بدهم مسائلی که در شرکتها با آن روبهرو میشویم، عملا به شکلهای کوچک در کل جامعهمان هم مشابه هستند: مدیران ناکارآمد، آدمهای منفعل و کسانی که پشتتو خالی میکنند. نمیدانم دقیقا وظیفهام در این شرایط چیست و چه کاری باید انجام بدهم، اما مطمئنم این که با نادیده گرفتن مشکلات نمیشود کاری کرد. در نقطهای که لازم است، باید با همدیگر همدست شویم تا برای این شرایط ایرانی که در آن زندگی میکنیم، اقدامی انجام دهیم و روز به روز چشمانداز بهتری بسازیم. تا آن روز.
مدت زمانی را به عنوان فرانتاند در Mabna DP، شرکت پردازش اطلاعات مالی مبنا سپری کردم.
میخواهم تجربهام را از همکاری با تیم یار به زبانی تازه و طبیعی روایت کنم. ساختمان شرکت قبلا در تهران بود اما مدتی است که در پارک علم و فناوری دانشگاه تهران، ساختمان البرز، واقع در شهرک بنفشه کرج مستقر شده و شرط استخدام هم ساکن یا اهلی near کرج را مطرح میکنند. بسیاری از کارکنان یا از رفت و آمد بین تهران و کرج خستهاند یا ترجیح میدهند نزدیک محل زندگیشان کار کنند. در نگاه اول، به نظر میآید که شرکت ساختمانی بزرگ با پنج طبقه و دسترسی خوب از نزدیکی ایستگاه مترو کرج دارد؛ محیط داخلی تمیز و با دیزاینی مطلوب است و حس ورود به یک شرکت مدرن را میدهد. امکانات اولیه مثل ناهار گرم و رایگان، پارکینگ هم رایگان و سالن بازی با میز بیلیارد، پینگ پونگ و فوتبال دستی هم در دسترس است؛ تا اینجا همه چیز خوب به نظر میرسد. برای مصاحبه، چندبار رفتوآمد پشت سر هم اتفاق میافتد و ممکن است کار را سه روز آزمایشی درنظر بگیرند تا بتوانند تصمیم بگیرند. هنگام امضای قرارداد، ادعا میشود بیمه و سنوات مطابق با مقررات وزارت کار لحاظ میشود و از من سفتهای به مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان میگیرند، و در نهایت هم قراردادی به من داده نمیشود. در رابطه با مبلغ قرارداد، چانهزنیهایی سر بالای صد تا دویست تومان صورت میگیرد و هنگامی که حقوق واریز میشود متوجه میشوم که مبلغ توافقشده ناخالص بوده و از آن کسری هم برای بیمه گذاشته میشود. حقوق معمولا بهصورت منظم پرداخت میشود، اما دو بخش دارد: بخش پایه که طبق آن بیمه رد میشود و بخش دیگر که بهعنوان پاداش یا نامی دیگر از حساب شخصی (مثلا منشی شرکت) واریز میشود. در پایان هر سال عیدی به اندازه سقفی است که اعلام میشود و سنوات پس از پایان همکاری با شرکت تسویه میشود؛ تاریخ چک تسویه نیز معمولا حدود یک سال پس از پایان همکاری است. شرکت یک دفترچه قوانین حدودا بیست تا سی صفحهای دارد که قبل از امضای قرارداد باید تمام صفحات آن امضا شوند. این قوانین هر شش ماه یا هر زمان که مدیران تصمیم به اصلاح میگیرند، متمم میشود و کارمند حق تصمیمگیری در امضای مجدد ندارد و پس از امضا باید به تعهدات پایبند بماند. طبق قوانین، پرسنل حق استفاده از گوشی همراه در زمان کاری را ندارند و باید گوشی را در کمد مخصوص نگهداری کنند؛ در صورت انجام ندادن این کار، جریمه نقدی میشوند. همچنین بعد از استعفا، باید سه ماه در شرکت بمانند تا نیرو جایگزین گرفته و کار تحویل شود؛ در غیر این صورت ممکن است شرکت از مطالبات و یا سفتهها خسارت مطالبه کند. در نهایت، در تمامی فضاهای شرکت دوربینهای مداربسته هم از صدا و هم از تصویر ضبط و آرشیو میشود.
برای مصاحبه به این شرکت رفتم و در همان جلسه اول با رفتاری روبهرو شدم که تجربهام را تلخ کرد. در تماس هماهنگی، از من خواستند روز و ساعت مشخصی را برای مصاحبه تعیین کنم و گفتند بدون امکان تغییر. با وجود فاصلهی چندان زیاد میان دفتر شرکت و محل کارم، گفتم اگر ممکن است تاریخ یا زمان را کمی تغییر بدهند تا بهتر برسم. پاسخشان این بود که همچنان همان ساعت در نظر گرفته شده و جابهجایی امکانپذیر نیست. من زودتر رسیدم، اما حدود نیم ساعت منتظر ماندم تا فرد مصاحبهکننده بیاید. وقتی وارد اتاق شدم، مردی با اخم بدون معرفی خود شروع به پرسش کرد و پس از چند سوال، از من درباره همسرم پرسید که کجا کار میکند و چه کاری انجام میدهد. هیچ ارتباطی میان این سوال و فرآیند استخدام احساس نمیشد و من هم توضیح دادم. اما او شغل همسرم را زیر سوال برد و گفت که در شرکتشان چنین کارهایی انجام نمیشود. من در آن لحظه نتوانستم حرفی بزنم و به خودم گفتم باید آرام بمانم. به عنوان یک زن در آنجا احساس ناامنی کردم و فقط منتظر بودم اجازه دهم از آنجا بروم. خشکم زد و از شدت عصبانیت مطمئن نبودم چگونه با این رفتار برخورد کنم و ذهنم پر از سوال بود که چرا چنین حرفهایی زده شد و هدف از این حرفها چه میتواند باشد. در پایان، هر چه بیشتر فکر میکردم، کمتر میتوانستم درباره این شرکت یا تیمش نگرشی مثبت پیدا کنم.
در یکی از سالهای اولیه کاریام در مقاومسازی افزیر، به عنوان کارشناس عمران فعالیت میکردم و دورهای از سال ۹۵ تا ۹۶ را در این شرکت گذراندیم. بخش زیادی از محتوای سایت را با تکیه به نوشتههای من منتشر کردهاند. مشکلات زیادی داشتم، اما مهمترینشان این بود که سه ماه از حقوقم را پرداخت نکردند و به من گفتند اگر ناراضی هستی، برو! در نهایت تصمیم گرفتم بیرون بیایم؛ هیچ قرارداد یا بیمهای هم وجود نداشت.
اولا اینو بهتون بگم که این شرکت خیلی ظاهر خوبی داره و گول ظاهر خوبشو میخورید یعنی همه ی همکاراتون در ظاهر با شما خوبن ولی پشت سرتون حرف میزنن جو بسیار خاله زنک طور داره این شرکت به نحوی که حالتون بهم میخوره که دارید اینجا کار میکنید ولی خب مجبورید که باهاشون طولانی مدت همکاری کنید من خودم چن ساله اینجام ولی واقعا کاش هیچ وقت اینجا نمیومدم سوالای مصاحبه به ظاهر خوب وقوی میان و گزینش به ظاهر سخته ولی پروداکت بشدت ضعیفه خیلی ضعیف و شما اصلا نمیتونید اختیار عمل برای انجامش داشته باشید و خیلی منوط به تصمیم مدیرتون هستید مدیر هم به ظاهر آدم خیلی خوب و موجه و باهوشیه ولی در باطن خیلی میخواد بگه من مدیرم و کلیت خیلی قراره اینجا اذیت بشید ، حقوق ها منظم راس ماه پرداخت نمیشه و دو سه روز حداقل تاخیر داره در پرداخت ، حقوق ها خوب هست و نزدیک مترو محل کارشه ، محل کارتون محیط به ظاهر خوبی داره ولی خب میگم جو خاله زنک و زیر اب زنی بشدت فجیعی داخلش حاکمه به نحوی که خود منم مجبور میشم بده همکارمو بگم که خوب در نظر مدیرمون جلوه کنم متاسفانه قانون بقا در این شرکت همینه و شما تا میتونید باید همه چیو خوب جلوه بدید و در ظاهر باهاشون خوب باشید ولی اصلا بهتون اینجارو توصیه نمیکنم منم که شاید زیاد نمونم اینجا بزودی از اینجا فرار کنم مدیر بشدت مستبد ، همکارای بشدت زیر اب زن ، در نهایت باعث میشن شما هم حالتون از جایی ک کار میکنه بهم بخوره از طرف دیگ پروژه های که از نظر فنی خیلی ضعیفن با برنامه نویسایی ک غیرت روی کدای مزخرف خودشون دارن و دوست ندارن فرآیندا اصلاح بشه تا شغلشون متزلزل نشه خیلی میزنه تو ذوقتون اینجا صبحونه هاش شریکیه هر روز یکی میخره ، ناهار و ... نداریم ، خوراکی و قهوه اینا داریم از لحاظ رفاهی مشکلی نداره ولی خب چیز ک خیلی مهمه و نداریم همین امنیت روانی و شغلیه است که هر روز ببخشید یکی میاد میرینه توش و میره جاهای خوب برای کار کردن زیاده دور اینجارو خط بکشید و باهاشون همکاری نکنید بزارید تا اصلاح بشن مرسی که نظرمو خوندی رفیق من اومدم که کمکت کنم که مثل من چند سال از عمرت تلف نشه اینجا برای هیچ و پوچ
خیلی خلاصه بگم کیان حقوق نسبتا خوبی به کارمند میده و واقعا ارزشش رو نداره که بخاطر یکی دو تومن بیشتر بیای کیان و با مدیرهای بی سواد بحث کنی. قرارداد کیان بینهایت یکطرفه به نفع کارفرما ستذو بعد از امضاء قرارداد شما بردهی کیان محسوب میشی. نوتیس سه ماهه که وسفته و تعهد هزینه آموزش چیزایی که باهاش فشار میارن شما رو تو شرکت نگهدارن و ازت بردگی بکشن
شرکت رایان اندیشه نصر را تجربه کردم. در اینجا سمت برنامهنویس اندروید را داشتم و میخواهم با بیانی تازه و صریح از آن بگویم. مدیر مجموعه فردی است با فاصلهی زیادی از احترام گذاشتن به کارکنان، به ویژه تیم فنی، و رفتارهای بددهنانهای را از خود نشان میدهد. در مدت حضور من هیچگاه حقوقم به طور منظم پرداخت نشد. بهعنوان برنامهنویس، از ما انتظار انجام کارهای بازاریابی، نگارش رایانهای و ارائه با نرمافزارهای ورد و پاورپوینت میرفت؛ افزون بر این، مدیر احساس میکرد که برنامهنویس اندروید کارشناس مناسبی نیست. حتی برای کسب تجربهی کوتاه مدت هم این مجموعه را به نظر من توصیه نمیکنم، چرا که رفتار مدیر مجموعه باعث استرس و ناامیدی میشد.