شرکت مارکت پلیس لیمو تجربهای ناگوار داشت که تا مدتها در ذهنم باقی مانده است. بعد از یک فرآیند چند هفتهای برای مصاحبه، بالاخره خبر پذیرفتهشدن را شنیدم و قرار عقد قرارداد گذاشته شد. اما هنگام امضای قرارداد دو بند را بهصورت شفاهی اضافه کردند که پیش از آن توضیحی دربارهشان داده نشده بود: 1) دوران آغازین قرارداد بهصورت آزمایشی است و اگر توافق طرفین وجود داشت، تبدیل به قرارداد بلندمدت میشود. 2) حقوق در دوره آزمایشی براساس مصوبات وزارت کار است و نه مطابق با توافقی که بینمن و کارفرما وجود داشت (تفاوت قابل توجهی در رقم وجود داشت). همچنین گرفتن سفته از کارجو بهعنوان قانونی اجباری بود و اگر با این شرط موافقت نمیشدید، استخدامی در کار نبود. با اطمینان به تواناییهایم و اینکه سطح من بالا است، فکر کردم این دوره آزمایشی فقط آزمون مهارتم است و مطمئن بودم پاسخ مناسبی میدهم. با وجود این، فهمیدم که این یک استراتژی کلی شرکت است: برای هر پوزیشن حداقل چهار نفر استخدام میشود و در پایان تنها کسی که بیشتر از همه تابع مدیر باشد، قرارداد بلندمدت میگیرد. بهعبارت دیگر، باید با “بله قربانگو” بودن کنار آمد. شرایط کاری آنقدر ناسازگار بود که حتی برای ناهار هم فرصتی نبود. یک نرمافزار چت سازمانی وجود داشت که حتی اگر خارج از محل کار هم بودی، باید به پیغامهایشان پاسخ میدادید. تاخیرها از حقوق کسر میشدند و اضافهکاری یا محاسبه نمیشد یا با ضریب کمتری در نظر میگرفتند. جلسات با گروههای مختلف بهطور مکرر برگزار میشدند و بعضی از آنها ارتباطی با وظایف ما نداشتند؛ شاید نیمی از زمان صرف این جلسات میشد که مدیرعامل معتقد بود برای پیشبرد کار ضروری است. مدیرعامل در تمام امور دخالت میکرد و حتی ممکن بود گفتگوی ما را هم مطالعه کند. در نهایت، به دلیل اینکه من از رویه “بله قربانگو” پیروی نکردم، در عرض دو هفته فهمیدند که فنی من کافی نیست و تصمیم به خداحافظی گرفتند. در زمان خداحافظی، یکاریزه استعفا بهطور اجباری جلوی من گذاشتند تا امضا کنم و گفتند اگر امضا نکنم سفته اجرا میشود. در نهایت حتی حقوق من را هم مطابق قانون کار پرداخت نکردند و با بهانههای گوناگون کسر کردند. اگرچه یکی از همکاران واحد منابع انسانی تمام تلاشش را کرد تا به نفع من عمل کند، اما اختیارات محدود بود. این کارمند به من Zنگ زد و با عذرخواهی گفت که شرکت به او دستور داده تمام دسترسیهای من را قطع کند و از تواناییها و تخصصم خجالت میکشید. تا جایی که میدانم، نهایتا او نیز به دلیل شرایط کار از شرکت خارج شد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من تجربهای از همکاری با فابا انرژی دارم که همچنان با دیدگاهی متفاوت به آن نگاه میکنم. در مجموع، این شرکت چند نکته مثبت دارد؛ از جمله وجود مدیران داخلی پرتلاش و پرحوصله و پرسنلی که واقعا برای کار ارزش قائلند. مدیرعامل مداومت زیادی در پی یافتن منابع مالی، وام یا سرمایهگذار دارد تا خلأهای شرکت را پوشش بدهد و این نکته میتواند هم به دیدهی خوشبینانه هم به چشم نگرانی نگاه شود. منشی شرکت بسیار سختگیر است و روی نظم حساسیت بالایی دارد. از نظر فشار کاری، ممکن است تجربهی کار در فابا انرژی شما را خسته نکند و حقوقی که دریافت میکنید در سطح میانگین بازار است، اما تصویر کلی از جو شرکت چندان پویا و زنده به نظر نمیرسید؛ گویی شرکت همچنان به مسیر ثابتی عقبافتاده است. من در آن زمان احساس میکردم تجربهای که داشتم برای نقطهی آغاز کار جدید مناسب است، اما وضعیت شرکت از نظر من چندان قابل تداوم نبود.
به نظر میرسد شرکت سایتال ساخت در بازار نما فعالیت میکند و طی پنج سال گذشته پروژههای نیمهتمام زیادی را شاهد بودهام و از ریزش گسترده کارمندان نیز با خبر هستم. پیشنهاد میکنم کسانی که قصد بررسی این شرکت برای کار دارند، پژوهش قابلتوجهی درباره شهرت و سابقهاش در بازار انجام بدهند تا به دید بهتری برسند.
در شغل قبلیم با شرکت های مارت درگیر بودم و تجربیاتی داشت که الان قصد دارم توضیحش بدم. روند استخدام خیلی طاقتفرسا بود و برای ورود به تیم، یک چک ۱۰۰ میلیون تومانی بهعنوان ضمانت و دو ضامن هم میگرفتند که هر کدام شروط خاصی داشتند. حقوق پایین بود و اضافهکاری رعایت نمیشد. با وجود همه این مشکلات و تغییر مدیر فنی، تیم فنی خوب کار میکرد و با همفکری میتوانستیم کارها را به نتیجه برسانیم و در کنار آن فرصتهای یادگیری و مواجهه با چالشهای جدید هم وجود داشت. در اواخر مهر حقوق برخی از اعضای تیم افزایش یافت و قرار بود در آبان ماه عملی شود. متاسفانه در میانه آذر مدیران شرکت تغییر کردند و تیم جدید مجبور شد دوباره با همه پرسنل مصاحبه کند و حدود هفتاد درصد افراد را اخراج کردند. با این رفتارها، حتی بیشعورانی که ماندند هم خیلی انگیزهای برای ادامه کار نداشتند. جالب این بود که افزایش حقوقی که باید در آبان و آذر پرداخت میشد، لغو شد و به نوعی دو ماه حقوق کارکنان از بین رفت. به عبارتی حرکت مدیریتی جدید، زیان بزرگی بود. از نظر من، هزینه بیمه تکمیلی هم هر ماه از ما کم میشد و حالا اگر بخواهیم از خدمات استفاده کنیم، باید پیش از پایان کار کل هزینه را از جیب بپردازیم. در کل اگر برای کار با های مارت تبلیغ دیدید، توصیه میکنم سریع صفحه را ببندید و بهسرعت از آنجا بیرون بروید.
در طول زمانی که با این تیم همکاری میکردم، متوجه شدم آنها از اجرای تعهداتشان امتناع کردند و پرداختها را برای پروژهای که انجام شده بود، انجام ندادند. رفتار حرفهای پایین بود و کار به اظهارنامه و مسیرهای دیگر کشیده شد. این بدترین تجربه شغلی من در ده سال اخیر بود.
پارس پک یک خانواده است.خانواده ای که در آن نقشها به گونه ای توزیع شده اند تا هارمونی موفقیت را به زیباترین شکل به نمایش بگذارند. اینجا هیچ کاری نشدنی نیست. فناوری و خلاقیت، به سبکی نوآورانه، به خدمت گرفته شده اند تا عبور از پیچیده ترین مسائل و مشکلات را ممکن سازند. اینجا، در این خانواده دوست داشتنی، باید به روز بود و با خلاقیت بدون مرز، به سمت موفقیت خیز برداشت.
هر روز که وارد شرکت پارس پک میشدم، درک میکردم که رشد فردی و تخصص تیم مرکز توجه است. برای من تفاوت پارس پک با سایر شرکتها در این بود که افراد همتراز با هم رشد میکنند و مدیران باور دارند موفقیت سازمان به توانمندیهای اعضای تیم وابسته است. حمایت و همدلی بین اعضا، حضور مدیران ماهر و فضایی بدون حاشیه از جمله عواملی بود که کمتر جایی تجربه میکردم. شرکت به هر کدام از ما جسارت پرواز میدهد و بهطور مداوم کنارمان میایستد تا سفر حرفهایمان را همراهی کند. اگر دنبال کار با روال تکراری و انجام وظایف از قبل تعیینشده هستید، پارس پک گزینه مناسبی برای شما نیست. اما اگر سطح دغدغهها و چشماندازهای شما بالاست و دوست دارید در محیطی با تخصصهای بالا کار کنید و از هر قدمتان برای رشد بهره ببرید، بدون تردید انتخاب هوشمندانهای میتواند پارس پک باشد.
شرکت پارس پک را تجربه کردم و باور دارم که تیم این مجموعه با انرژی بالا و انگیزهی بالا در کنار اشراف به مباحث فروش هاستینگ، در فضایی امن، گرم و دوستانه مشغول به کار است. فضای کاری همواره امن و راحت است و فرصت توسعه مهارتهای فروش و فهم فنی مرتبط به این حوزه به صورت مستمر فراهم میشود. همیشه دغدغههای تیم به چشم مدیران ارشد میخورد و آنها سعی میکنند با ارائه راهکارهای مفید، مسئلهها را سریعتر از قبل برطرف سازند.
درمورد تجربهی کاری کوتاهی که با این شرکت داشتم، سعی میکنم مهمترین نکات منفی و مثبت موجود رو بدون غرض ورزی «از دید خودم» مطرح کنم. در ابتدا و هنگام پروسهی استخدام چند بار روی این موضوع تاکید داشتند که ما پروژههای خیلی مهمی در سطح اول جهانی داریم و با یه تیم حرفهای درحال انجام اونها هستیم که خیلی زود برای من مشخص شد این حرف، تنها برای جذب نیروهای جدید بوده و به هیچ وجه پروژههایی که صحبتش میشد، نهایی نشده بودن و از اونها احتمالاً به عنوان یه اهرم برای ایجاد انگیزه استفاده میشد. مورد بعدی که متاسفانه بیشترین دلیل سرخوردگی من از این شرکت بود، کیفیت بیش از اندازه پایین کدها و معماری های پیاده شده بود. روز اول با یک پروژه به شدت بد از نظر فنی مواجه شدم که قرار بود توی یه مدت کوتاهی تحویل داده بشه؛ بعد از مدتی به یقین رسیدم که این ایدئولوژی نه تنها به خاطر زمان کوتاه این پروژهها نیست، بلکه رویکرد کلی شرکت کارها رو به این سمت هدایت میکنه که در بدترین وضعیت فنی پیاده سازی بشن. من به عنوان تنها نیروی Senior در Front-End شرکت، بارها روی پیادهسازی ها نقد داشتم ولی متاسفانه به دلیل رویکرد کلیای که اشاره داشتم، هیچ توجهی به اونها نمیشد و تقریبا نیاز PM به هر قیمتی در اولویت بود، که نتیجه اون قطعا یک محصول غیر قابل توسعه و به شدت ضعیف از بعد فنی خواهد بود. اگر قصد همکاری با این شرکت رو دارید باید به طور کل، پیشرفت فنی خودتون و کار رو فدای بقیه موارد کنید. در کنار مواردی که به عنوان نکتهی منفی از دید من مطرح هستند، لازم هست موارد مثبتی مثل فرهنگ کاری مناسب شرکت، تیم صمیمی و دوستانه، پرداختهای به موقع، بیمه، دانش بنیان بودن جهت سپری کردن سربازی، قرارداد ۲ نسخهای و افزایش حقوق تشویقی رو هم مطرح کنم که در جای خودش میتونه دلایل مهمی برای حظور در هر شرکتی باشه.
برای من روشن بود که پارس پک جایگاهی است که ارزش تیمی بودن در آن بیش از هر چیز دیگری مطرح است. وقتی برای اولین بار وارد شرکت شدم، به تابلویی کنار اتاق مصاحبه نگاه کردم که روی دیوار نصب شده بود و جملهای روی آن نوشته شده بود: عظمت هر شرکت به افرادیست که در آن کار میکنند، نه تجهیزات آن. این مفهوم را در همان لحظه حس کردم. در سه سالی که افتخار همکاری با این تیم را داشتم، هر لحظه از رفتار مدیران برایم همان پیام را تکرار میکرد: سازمانی که بر پایه کار گروهی بنا شده، پیشرفت را برای همه اعضای تیم میخواهد، چون باور دارد که رشد افراد در نهایت به رشد شرکت میانجامد. مدیرانی با قلبی دلسوز که همیشه تلاش میکردند شرایطی فراهم باشد تا اعضای تیم با کمترین دغدغه بتوانند مسیر ترقی را طی کنند.
من چندماهی است که در پارس پک کار میکنم و از همان ابتدای حضورت آغاز دورکاری به خاطر کرونا موجب شده که برای من مزیتی باشد. در طول مدت کار فقط با احترام برخورد شده و حقوق هم به موقع و مطابق توافق پرداخت میشود. تمامی شرایط و توافقات نیز در روز مصاحبه نهایی گفته میشود.
شرکت میزبان فا را تجربه کردم و اکنون آن را به زبان ساده و بیطرف بازگو میکنم تا دیگران به دام این رفتارها نیفتند. با وجود تمایل کم، تصمیم گرفتم تجربهام را به اشتراک بگذارم تا از تکرار مشکلات مشابه جلوگیری شود. من کار تولید محتوا را برای این شرکت به صورت دورکاری و به مدت یک سال انجام دادم؛ پنج ماه از این مدت فراتر از قرارداد بود و با این وجود تنها ده هزار تومان به ازای هر مقاله به عنوان افزایش حقوق پرداخت شد. قرارداد صراحت داشت که پایان قرارداد موجب حذف اکانت نویسنده از مقالات نمیشود، اما شرکت به این تعهد پایبند نبود و اگر از دلیلش سوال میکردم، میگفتند حضور نام نویسنده در انتهای مقالات به برندینگ شرکت آسیب میزند. در طول تقریبا هفده ماه همکاری، بیش از چهارصد و پنجاه مقاله تخصصی با گاهی تا پنج هزار واژه برای وبلاگ این هاستینگ نوشتم. کار من از تولید محتوا فراتر رفت و از همان ابتدا در زمینههای برنامهریزی تقویم محتوایی، لینکسازی داخلی و خارجی، پاسخگویی به نظرات کاربران و حتی بخشی از کارهای کدنویسی مرتبط با وبلاگ و برخی بخشهای سایت اصلی هم مشارکت داشتم. اما نتیجهی کار چه بود؟ اکانت نویسندگی من حذف شد و نام مقالات به نام مدیر مجموعه تغییر یافت. در این هاستینگ هیچ امنیت شغلی احساس نمیشود، حتی اگر کار به صورت حضوری انجام شود؛ اتفاقی که برای یکی از همکارانم نیز رخ داد و قرارداد همکاری را بستند بدون اینکه نسخهای از قرارداد به کارمندشان بدهند. از نظر حقوق و مزایا نیز اوضاع روشن نبود. دو ماه حقوق را به بهانهی مشکلات مالی پرداخت نکردند؛ در حالی که با این سرمایه شرکت در زمان ما، سرمایهگذاری میکردند و با بالا رفتن قیمت دلار، سرور تهیه کرده و میزبانی را در هاست ایران متمرکز کرده یا ارائه هاست خارجی را به طور کامل متوقف کردند. در آن زمان وضعیت مالی من خوب نبود و حقوق پنجاه تا هفتصد هزار تومان در ماه واقعا پاسخگوی نیازها نبود. مسئله بازاریابی هم از دیگر جنبهها بود. از طریق بازاریابی ماهیانه بیش از دو میلیون و پانصد هزار تومان بهعنوان ده درصد از فروش درآمد داشتم، اما این مورد هم دستکاری شد و پس از چند ماه فهمیدم که هفت درصد از هر فروش از سوی اکانتم کسر شده است. حالا تصور کنید چه میزان فروشی به سمت شرکت فرستاده بودم. پس از حذف اکانت، دیگر درآمد بخش بازاریابی واریز نشد و با بیشرمی اعلام کردند که بر اساس دستور مدیریت، تسویهحساب بازاریابی برای من مقدور نیست و مبلغی بیش از پنج میلیون تومان از دست رفته بود. این تجربهها تنها بخشی از مواردی است که لازم دیدم بازگو کنم. واقعیت هستند و هیچکدام اغراق یا تحریفشده نیستند. موارد دیگری وجود داشت که به دلیل رعایت قوانین انتشار در جاب گای از بیانشان خودداری کردم.
من دو سالی میشود که به عنوان کارشناس فروش در این شرکت فعالم و همیشه به ارزشهای انسانی بها میدهد. در پارس پک به مدیریت فلت، آگاه و همراه با حس مسئولیت توجه میشود و برنامهریزی روشن و چشمانداز مشخص از ویژگیهای بارز اینجا است که مسیر رشد را هم بهطور شفاف نشان میدهد. همکاری در تیم فروش بسیار دوستانه و صمیمی است و همه با هدف رشد مشترک تلاش میکنیم. من برای پارس پک حس تعلق عمیقی دارم و آن را خانواده دوم خود میبینم. این شرکت در زمان شیوع کرونا از همان آغاز، به منظور حفظ سلامت پرسنل، امکان دورکاری را برای همهی جایگاههای شغلی فراهم کرد و این رویه همچنان ادامه دارد.
من پانزده سال تجربه در دنیای فناوری دارم و از نظر من کار با این شرکت بهار سامانه شرق یکی از بهترین تجربههای من بوده است. هر شرکتی نقاط ضعف خودش را دارد، اما بهار سامانه شرق نسبت به بیشتر شرکتهای این حوزه کمترین مشکلات را داشت و این مسأله را با چشم خودم دیدم. نظرات دیگران را هم دیدم و فکر میکنم بسیاری از آنها بر پایه احساس لحظهای نوشته شده و نمیشود در یک ماه قضاوت کلی درباره یک سازمان کرد. در نهایت میخواهم بگویم که در این مجموعه پیشرفت کردم و این پیشرفت را مدیون همکاران و تیم بهار سامانه هستم؛ اگر روزی از اینجا جدا شوم، خاطرات خوبی که با اعضای تیم داشتم هیچوقت فراموش نمیشود.
در دو سال اخیر با وجود مشکلات دیرینهای مثل پرداختهای نامنظم و بیثباتی مدیریتی، وضعیت شرکت به شدت بهبود یافته و دیگه دغدغه مالی برای کارکنان باقی نمانده است. منبعث از تجربهام به عنوان برنامهنویس، اگرچه سالهای ابتدایی با چالشهای زیادی همراه بود، اما اکنون شرایط تغییر کرده و ثبات بیشتری ایجاد شده است.
متوجه شدم هنگام استخدام به من قول حقوقی داده شد که شامل عیدی و پاداش میشود، اما بعدا فهمیدم که اینها جزء قرارداد نبودند و اضافهکاری هم پرداخت نمیشود. در مواقعی که تعطیلات رسمی یا بحران کووید مطرح شد، از من و همکاران خواسته شد تا به شرکت بیاییم بدون پرداخت اضافهکار یا پاداش و حتی در دو هفته تعطیلی هم از ما خواسته شد حضور داشته باشیم و هیچ مزدی اضافی نشد. تصور میکنم با وجود اظهار نظرهای مدیران مبنی بر اینکه حقوق حدودا بالاست، هیچ پرداخت دیگری برایمان در نظر گرفته نشد. قرارداد ما یکساله بود و مقرر بود هر یک ماه یک پرداخت انجام شود، اما پس از دو ماه تصمیم گرفتند که بهطور کامل از کار کنار برویم بدون توضیح یا دلیل مشخص. من به هیچ وجه این شرکت را برای کار کردن به کسی پیشنهاد نمیکنم.
مهمترین نکته مثبت شرکت پروژه هایی هستن که از نظر فنی جذاب هست و چالش های خوبی برای یادگیری و پیشرفت داره که از برنامه نویس مبتدی تا حرفه ای رو میتونن رشد کنن از جمله نکات منفی شرکت عدم ثبات هست که هر روز تصمیمات ناکهانی گرفته میشه و به نظر کسی از کارشناس تا مدیران ارشد شرکت اهمیت داده نمیشه و خرد جمعی معنایی نداره مساله دیگه عدم تعادل بین کار و زندگی هست که ممکنه خیلی ساعت ها و روزها بسته به شرایط اضافه توی شرکت حضور داشته باشید ولی پاداش و اضافه کاری پرداخت نمیشه و کار شما دیده نخواهد شد نکته دیگه پایه حقوق پایین شرکت هست که حداقل ۳۰ درصد از بازار پایین تر هست و به همین دلیل خیلی نیروهای با تجربه رو نمیتونن جدب کنن و در نتیجه کیفیت کار همیشه در سطح متوسط خواهد بود
در شبیهسازان منطق کار میکنم و بهعنوان برنامهنویس اندروید تجربهای پر از یادگیری و فرصت پیشرفت داشتم. با وجود کوچکی شرکت، فضای آموزشی مناسبی وجود داشت و زمان و فرصتهای لازم برای یادگیری به شکل کافی در اختیار من قرار میگرفت. رابطهی مدیران با تیم معمولا با احترام و ادب بود. با این حال، کمبود دانش فنی در برخی افراد میتواند منجر به بروز اختلاف نظرهای زیاد شود. نقش من در تیم غالبا به این صورت بود که اقدام انجام کار را تعیین میکردم و دیدگاه برنامهنویس نقش تعیینکنندهای کمتر داشت. در برخی مواقع، تفاوت دیدگاهها میان برنامهنویس و سایر همکاران محسوس بود و گاه به نظر میرسید که اهمیت نظر برنامهنویس چندان ملاک نیست. برای حقوق پیشنهادی یا درخواست افزایش، تجربهام نشان میدهد که معمولا این کار توصیه نمیشود و بهطور کلی جایی برای درخواست اضافه حقوق دیده نمیشد. در خصوص غیبت، کسری کار و اضافهمرخصی، ضریبهایی لحاظ میشد اما برای اضافهکاری چنین مزیتی وجود نداشت. برای برنامهنویسانی که حداقل سه سال یا بیشتر سابقه دارند، این محیط چندان مناسب به نظر نمیرسید.
در این شرکت جو بهقدری گرم است که احساس میکنم فضای کار برای افراد بااستعداد و سالمی که وجود دارن، به خوبی فراهم شده است. بهطور کلی، فضای تیمی دوستانه و صمیمی بود و برخورد همکارها نسبت به همدیگه خیلی خوب بود. اما جنبههای منفی زیادی هم دیدم. تعادل بین کار و زندگی بهشدت پایین بود؛ ممکن بود تا نه شب به پروژهها برسیم و دوباره در روزهای بعد تا صبح مشغول کار باشیم. حجم کار بهقدری بالاست که فشار زیادی ایجاد میکند. تصمیمگیری هم تکفرمانه نبود و نیازمند چند نفر بود، بنابراین روند تصمیمگیری مشخص و روشن نبود و ساختار مدیریتی هم بهطور واضح مشخص نشده بود. برای مدت کوتاه، کار در این شرکت میتواند خوب باشد، اما تداوم و پایداری کم است و طولانیمدت خیلی دشوار بهنظر میرسید.
سلام من الان حدود 7 یا 8 ماهه که تو پارس پک مشغولم که به دلیل کرونا کلا دور کار بود و فقط هم تیمی هام رو میشناسم ولی هیچ موردی تا حالا وجود نداشته که ناراحت کننده باشه و همه چیز روی حساب و برنامه ریزی هستش نه فشار زیادی تو کار هست نه بی برنامه گی و بیکاری. روابط با احترام کامل و از لحاظ مالی طبق توافق و انتظار. خلاصه نکته منفی تا به امروز وجو نداشته که بگم. البته همیشه جا برای بهتر شدن هست ولی خود کارمندا مشمول این قانون هستن پس میشه اینو فاکتور گرفت.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.