شرکت طرح پردازان آذرخش متأسفانه در شرکتی کار میکردم که دروغ، کلک، حقهبازی، رانت و لابیگری در آن وجود دارد. آقای شیبانی جز دروغ گفتن به واحدهایی که از او نرمافزار خرداری میکنند، کار دیگری نمیکند. نرمافزاری که اصلاً وجود ندارد را ادعا میکند که داریم ومیفروشد به دورغ به هر کسی که دلشان بخواهد حقوق میدهند؛ به بعضی گروهها افزاریش حقوق واریز میشود، اما به گروههای دیگر هیچ افزاریشی انجام نمیدهند. در این شرکت پارتیبازی بیداد میکند؛ هر کسی مثل گروه زیرساخت و پرسنلی وتحلیل، پاچهخواری بلد باشد، حقوقش را بالا میبرند. افرادی که برای آقای شیبانی پاچهخواری میکنند، حتی اگر تخصص فنی نداشته باشند، مورد حمایت قرار میگیرند. سیستم گرمایشی و سرمایشی هم به هیچ عنوان وجود ندارد. به هیچ وجه وارد این شرکت نشوید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
چرت ترین ادمایی که تو عمرم دیدم اصلا پیشنهاد نمیکنم همکاری با این مجموعه رو چرت ترین ادمایی که تو عمرم دیدم اصلا پیشنهاد نمیکنم همکاری با این مجموعه رو چرت ترین ادمایی که تو عمرم دیدم اصلا پیشنهاد نمیکنم همکاری با این مجموعه رو چرت ترین ادمایی که تو عمرم دیدم اصلا پیشنهاد نمیکنم همکاری با این مجموعه رو
من در دفتر مرکزی واقع در خیابان شریعتی مشغول به کار بودم و فضای کار بسیار پرتنش و فشار بالایی داشت. از نظر اخلاقی و رفتاری مدیرعامل، نقدهایی جدی دارم؛ به نظر من هماکنون ارزش و جایگاه نیروهای انسانی برایشان چندان اهمیتی ندارد. محیط کار به دلیل ارتباط برخی از همکاران با مدیرعامل به شدت پرتنش بود. خلاصه اینکه تجربه من از این شرکت خیلی ناخوشایند بود و معتقدم هر کسی که وارد این مجموعه میشود، به خاطر این شرایط، بیش از شش ماه در واحد فروش دوام نمیآورد.
روزهای اولی که با این شرکت آشنا شدم، از همهجا بیشتر نگران این بود که ثبت نام کنان تازهکارها به دردسر بیفتند. من تجربهام رو حول محور این بود که با کاهشهای نامشخص وجه رو دریافت میکردم و به هیچوجه اطلاعی از دلیل این کار نمیگرفتيم. در نتیجه پیامهای پی در پی و فشار برای بازگشت وجه رواج پیدا میکرد. متأسفانه این رفتار باعث میشد احساس کنم که پول من بیدلیل از حسابم خارج شده و هیچ توضیح قانعکنندهای ارائه نمیشد. در مجموع، وجود چنین مواردی باعث شد که وقت زیادی تلف شود و نکات مثبتی از شرکت ملموس به نظر نرسد؛ درد دل من این بود که تنها یک امید باقی میماند و آن هم چیزی نبود که بتوان به آن تکیه کرد.
ورودم به این شرکت همانند گام گذاشتن در باتلاق بود و به محض این که به خودم آمدم فهمیدم تصمیمم اشتباه بوده و سرمایه و زمانم را هدر دادهام. کارخانه در شیراز قرار دارد اما مدیرعامل شیرازی نیست و نکتهی مهم این است که او اهل دیزج از توابع شبستر است و به نحوی صرفهجویی زایدالوصفی دارد؛ به طوری که در هیچ مناسبتى حتی روز زن هم خبری از هدیه نیست و حتی یک شیرینی یا شاخه گل هم نمیدهند. اینها در کنار اینکه حقوق متعهد به پرداخت را هم نمیپردازند، مزایای جانبی را که بندهای قرارداد میطلبند هم در اختیار نمیگذارند. توافقات ارائهشده به تامین اجتماعی با حقوق دریافتی تفاوت دارد و در نتیجه عیدی، سنوات (که تا زمان خروج تسویه نمیشود)، اضافهکاری و سایر مأخذی که بر پایهی پایه حقوق محاسبه میشود تحتتأثیر قرار میگیرند و در نتیجه مدت همکاریام به زیان کامل تبدیل شد. به هیچ وجه همکاری با این شرکت را توصیه نمیکنم.
من چندین سال هست تو سداد هستم و صرفا جهت انتخاب درست افرادی که دوست دارن در این شرکت استخدام بشن این کامنت رو میذارم. اول بگم که سداد تیم های متفاوتی داره با پروژه های متفاوت مالی و غیر مالی شما مراحل استخدام رو خواستید طی کنید از مصاحبه کنندگان درباره تیم و فرهنگ تیم و همچنین پروژه بپرسید و اطلاعات بگیری به طریقی که می تونید بعد استخدام شما می تونید شبیه به کارمند اداری باشید و قصد پیشرفت علمی نداشته باشید و کسی هم با شما کار نخواهد داشت و صد در صد امنیت شغلی دارید تا بازنشستگی می تونید شخصی باشید کنار تایم کاری از تایم آزاد که خیلی هم زیاد هست استفاده کنید آموزش های خوب ببنید و دوره های آنلاین بردارید و پیشرفت کنید و به شرکت های مد نظر با بیزینس های متفاوت و حقوق های بهتر برید یا پروژه های خارج از شرکت به صورت فریلنس بگیرید حقوقتون رو افزایش بدید اگر حاشیه هم دوست دارید فراوووووون تو این شرکت پیدا میشه و می تونی تو خرد کردن سبزی بهشون کمک کنید و لذت ببرید
با کسی که خود را مدیر خدمات معرفی کرده بودم، حرفی روشن میگویم: نکته اول این است که دادههای ارائهشده از طرف او درست نیست و او همچنان در سازمان مشغول به کار است. نکته دوم از من همعرصه با سازمان آروا این است که به عنوان کسی که حدود یک سال است در شرکت هستم و از آروا رضایت زیادی دارم، اجازه نمیدهم نفرات شرکت تخریب شوند. اگر نقدی درباره سطح سواد ایشان دارید، در یک جلسه حضوری با حضور سایر مدیران آروا بررسی خواهیم کرد تا سطح سواد و عملکرد شما و او بهطور روشن ارزیابی شود. حتی اگر فرصت حضور ندارید، نامتان را بفرمایید تا بتوانیم عملکرد شما را بررسی کرده و در همین فضا به اشتراک بگذاریم. من خودم کارهای زیادی با ایشان دارم و به تجربه سایر افراد بیرونی حاضر در شرکت آروا همواره این تصور وجود دارد که او رزومهی خوبی قبل از ورود به آروا داشته و هم از نظر سواد و هم از نظر عملکرد، متوسط یا مطلوب ارائه کرده است.
من تجربهای ناخوشایند از کار در شرکت ارم نوش (آکوافینا) دارم که در فضای پشتیبانی شکل گرفت. در این مدت، عمرم را صرف زمانهایی کردم که نتیجهای جز سردرگمی و اتلاف وقت نداشت و با افرادی روبهرو شدم که رفتارهای غیرمنصفانه و گاه روانناشمار داشتند. با وجود تلاش برای یادگیری، با موقعیتهایی رو به رو شدم که اطلاعات دیگران بهطور غیرمجاز از سیستمها خارج میشد و این تجربه، من را با روشهای غیرقانونی فروش و سوءاستفاده آشنا کرد. همچنین با ترفندهایی برای غیبت و تهمت در میان همکاران مواجه شدم و مشاهده کردم که برخی افراد از وکلای ناایمن و شیوههای ناامن برای فرار از مسئولیتهای کاری استفاده میکنند. در طول دوره کاری، از ارز و دلار با مدارک پرسنلی شرکت برداشت میشد، که این موضوع من را به شدت نگران کرد. در نهایت با حضور افرادی که بهرهبرداری از موقعیت شغلی و جیب بری را تبدیل به روال کار میکردند، روبهرو شدم و تجربهای شد که به نظر میرسید پایههای اخلاقی در شرکت رعایت نمیشد. همچنین آگاهی یافتم از وجود همکاریهای مخفیانه و پرداختهای پنهانی که به کارمندان تعلق میگرفت یا از دست میرفت. این مجموعه تجربهها برای من روشن کرد که در چنین فضایی نمیتوان به تعهدات حرفهای پایبند بود و شیوههای رفتاری غالب، به توسعه حرفهای من آسیب میرساند.
به نظرم هر کار با هر موقعیتی بهتر از اینجا است؛ حتی پیدا کردن شغل دیگری هم شرف دارد. اینجا فضای کار خیلی توأم با تشبیه و تحقیر است و از هر حرکت ساده هم به چشم نقص نگاه میشود. وقتی قدم میگذاری یا با همکاران حرف میزنی، به آرامی شخصیتت توسط فضایی ناسالم خرد میشود و دیدگاه مدیران نسبت به کارکنان بیشتر به نگاه اقتصادی و ابزارگونه میماند تا انسان. نتیجه اینکه تجربه کار در این شرکت برای من به سختی قابل تحمل بود و احساس میکردم بیانگیزه و بدون احترام بودن بخش جداییناپذیر محیط است.
یه پروژه طراحی سایت همکاری داشتیم پروژه مربوط به خودشون نبود درواقع خودشون از یک شرکت دیگه پروژه گرفته بودند و مشکل خاصی نبود و همانطور که خواسته بودند تحویل دادم ولی از زمانی که تایید شد کاری که تحویل دادم تا پول به حساب بنشیند تقریبا ۵ روز طول کشید که ۵ روز هم کاری بود به هر حال آرزوی موفقیت دارم براشون
برای من تجربهای بود که یاد گرفتم گاهی پشت صحنهها هیچکس بیدست و پا نیست جز تیمی که واقعا تلاش میکند تا شرکت زنده بماند و کارها پیش برود. از همان ابتدای کار فهمیدم که دوستان سوییچ با عشق و انگیزه دقیقا همان چیزی هستند که سداد را به مسیرش نگه داشتهاند و برای تأمین زندگی کارمندان بانک ملی، زحمات زیادی میکشیدند. هر چند همچنان برخی لحظات به نظر میرسید که کارها خیلی سخت است، اما با حمایت همدیگر و پشتکارشان توانستند موانع را پشت سر بگذارند و ما را به جلو برانند. در نهایت فهمیدم که ادامهی این مسیر نیازمند تلاش و همدلی تیمی است تا بتوانیم از پس چالشهای پیش رو برآییم و به مسیر رشد ادامه بدهیم.
سلام دوستان شرکت خوبی بود ولی متاسفانه طی یکی دوسال گذشته سیاست هایی رو در پیش گرفته که بیشتر به سمت ریزش نیرو رفته تا توسعه و پیشرفت. پرداخت حقوق از حساب های متفرقه صورت میگیره . چند مرحله ای واریز کردن حقوق . حساب کتاب نا منظم اضافه کار و ماموریت و حقوق . پرداخت ماموریت با تاخیر بسیار زیاد . و یکسری قوانین من درآوردی که بیشتر برای محدود کردن هستش تا افزایش کارایی و بهره وری . با وجود نفرات زیاد ولی ساختار اداری بسیار ضعیفی داره . در یک کلام جای فقط برای کارآموزی یک یا دو ساله یا برای انجام خدمت سربازیه و موندن بیشتر از اون گین خاصی برای طرف نداره و بیشتر مشغول گذران روزگار و عمره متاسفانه سر قرارداد هم یه سری قول ها میدن که یا عمل نمیکنن یا انقد دیر عمل میکنن تا صدای پرسنل در بیاد .
در این تجربه، من به عنوان مدرس در موسسه زبان سفیر گفتمان احساس کردم که نظرات منتشر شده درباره چند نفر از همکاران به شدت ناعادلانه و تحریفشده است و به نظر من بعضی از این افراد کار درست و حرفهای انجام نمیکردند. من سالهاست در شعب مختلف این مجموعه کار میکنم و تصور میکنم افرادی که همان نظرات را نوشتهاند، جزو اساتیدی بودهاند که به وظایفشان درست عمل نمیکردند و این موضوع باعث پیدایش کینه و تنش شده است. علاوه بر بحث عیدی که دو سال پشت سر هم با تاخیر پرداخت شد، و حقوقی هم داشتیم که تنها یکبار در طول تاریخ سفیر با تاخیر حدود ده روز پرداخت شد (در زمان جنگ هفده روزه)، میتوانم بگویم اکثر نظراتی که منتشر شدهاند واقعیت ندارند. هر چند مهرماه امسال پرداختی به اساتید به دو برابر افزایش یافت و وضعیت مسابقهگونهای ایجاد شده است. لازم به ذکر است که من هیچ رابطه نزدیکی یا کانکشنی با دفتر مرکزی یا دیگر افراد برقرار ندارم و حقیقت را همانطور که میبینم بیان میکنم.
یه دور همکاری داشتیم و متاسفانه موقع جدایی سوء تفاهماتی با مدیریت داشتم اما الان بعد از دو سال برگشتم و همکاری جدیدی شروع کردیم و فعلا مشکل خاصی ندارم ! البته کامنت منفی که گذاشته بودم دسترسی برای حذفش نداشتم اما با مدیر شرکت صحبت کردیم و الان موضوعات قبلی حل شده برای هر دو طرف! الان با قرارداد یکساله شروع کردیم
با بیمه بازار تجربه کاری من از عنوان Product manager آغاز شد و باید بگویم تغییراتی که بعدش رخ دادند، باعث شدند اهمیت تجربه و اشخاص از بین برود و به راحتی همه از تیم جدا شوند. دیگر افراد قدیمی و با تجربه در تیم نیستند و همه جدیدند، حتی خبر چندانی از کارهای گذشتهشان ندارند. در حال حاضر رقابت برای رسیدن به لیدری بین همتیمیها وجود دارد، بدون توجه به این که اکنون چه نتیجهای به دست میآید یا حقوق چه مقدار افزایش پیدا میکند یا مزایایی مثل کاپ به چه کسی میرسد. رفتار مناسب از سوی منابع انسانی برای من و همکاران قابل لمس نبود و به نظر میرسید دلیل رفتن افراد، فشارهای داخلی و بیتوجهی به آنهاست. تعدادی از همکاران نیز همین تجربه را تأیید میکنند. حقوق بهموقع پرداخت میشود، اما هیچ اضافهحقوق یا پاداش مشخصی دریافت نمیکنیم؛ به همین دلیل فقط روی عدد خالص دریافتی تمرکز میکنم و یک هدف مالی مشخص را در نظر میگیرم. سایر آفرهایی که ارائه میشود، شفافیت کافی ندارد و مشخص نیست چه کسی چه مقدار گرفته است. مشکلات در تمامی تیمها وجود دارد و به نظر میرسد مشکل از سطح سازمانی است و نه فقط یک تیم خاص. سیلولها هم به نظر میرسد بهجز منافع خودشان به چیز دیگری توجهی ندارند. تنها نکته مثبت، امکان دورکاری بود که من از آن رضایت داشتم و با وجود آن مشکلی با دورکاری نداشتم.
در شرکت فرزان، فضای کار را چالش برانگیز میدانم و تجربهام از آنجا را بیواسطه بازگو میکنم. محیط داخلی به نظر من نامناسب بود و بهطور مداوم موجبات نگرانی و فشار روانی را فراهم میکرد. مدیریت مجموعه رویکردی همهجانبه داشت و با تیمی دو یا سه نفری، از نظافت سرویسها تا مسائل فنی مانند سینتکس و سورسها روزانه به پیگیری و گزارشگیری میپرداختند و برخوردها اغلب با شدت و گاه بیانگیزه بود. گاه گفته میشد که اگر تعهدی مانند امضای سفته سفید وجود دارد، پیامدهای منفیای میتواند در پی داشته باشد. در سوی دیگر، روزهای مصاحبه با لبخند آغاز میشد اما دوام چندانی نداشت و حتی اگر وظایف با دقت انجام میشد، به سرعت توجیهاتی از سوی مدیران مطرح میشد تا فضا به سمت درگیری با همکاران پیش رود. یکی از همکاران هم اشاره کرده بود که هدف از جذب نیرو در آنجا، کار بهطور مستقیم نبود بلکه ایجاد فضایی برای کنشهای نقدی و بحثهای تند بود. ساعات کاری طولانی و جلسات فشرده هم برای همین طراحی میشدند.
سالهاست که از حضورم در این شرکت تجربه دارم. مدیریت را ضعیف میبینم و برای پرسنل هیچ ارزشی قائل نیستند. یادم میآید روزی رئیس شرکت همه را جمع کرد و گفت هر کس از وضع موجود ناراضی است برود. شرکت به صورت خانوادگی مدیریت میشود. از نظر حقوق و مزایا هم به پرسنل حقوقی پایینتر از سطح کارشناس و مهندس میدهند. در کل وضعیت شرکت ضعیف است و به نظر میرسد با رانت و لابی توانسته قراردادهایی با ارگانها ببندد.
به نظر من حضور توی این موسسه واقعا نتیجهای جز اتلاف وقت ندارد و بهتون قول میدم پولتون همونجا دفن میشود. بهجز اینکه دانشآموزانه بودن تجربه را میگیریم، هیچ استاد یا کادر آموزشی علم یا تجربهی جدیای نشان نمیدهد، نه مدرک معقولی دارن و نه رزومهی قابل قبولی ارائه میدهند؛ گویی از خیابان برداشتهاند و برای تدریس به شما نشستهاند. اگر از همین الآن چند پرسش نسبتا حرفهای از اساتید بپرسید، متوجه میشوید که اکثرآنها توانایی پاسخگویی ندارند. آقای دودکانی هم در جایگاهی متفاوت است و بیشتر به دنبال صحبتکردن است تا ارائهی سادهترین مباحثی مانند HTML یا CSS. گاهی در کلاس حضور پیدا میکند و گاهی هم نیست، بستگی به میل شخصیاش دارد. درباره دورهی کارآموزی هم همه از قبل نوشتهاند و حقیقتا لازم نیست دوباره تکرار کنم.
مدت دو هفته است که با نقصها و بحرانهای متوالی در سامانهها و سرورها درگیرم و هیچکدام از مشکلات به راحتی حل نمیشوند. سادهترین کارها مثل چک حضور و غیاب هم به درستی انجام نمیشود و وقت در شرکت به سختی پاسخگو پیدا میشود. چند سرور مهم برای توسعه و عملیات سامانهها از دست رفتند و پیگیریها در واحد فناوری اطلاعات بیپاسخ ماندهاند؛ در حالی که باید اطلاعرسانی میکردند. افراد ناآشنا و بیتجربه در حوزه فناوری اطلاعات در این بخش آسیبهای جدی به شرکت میزنند. این شیوهی پاسخگویی سیاست اصلی شرکت است؛ اگر فردا یکی از سامانههای حاکمیتی شرکت دچار اختلال شود، همین روال پاسخگویی تکرار میشود. پرشمار نمونهها نشاندهندهی وضعیت است: پرسنل واحد جبران خدمت همواره عصبانیاند، واحد مالی به شدت سکوت میکند و به نظر میرسد سطح بلوغ فعلی برای مدیریت رخدادهای بزرگ ناکافی است. هیچکس از مدیریت ذینفعان اطلاعی ندارد و فناوری اطلاعات را نمیخوانند و از اخلاق حرفهای در این حوزه چیزی نمیدانند. اگر به جایگاهی آسیب میزنیم، باید اطلاعرسانی کنیم نه اینکه ساکت بمانیم. کار شما برای ما جدی نیست اما کار ما حرفهای است. لطفا به وضعیت واحد فناوری اطلاعات توجه بیشتری کنید؛ در حال حاضر تشکلها و جلسات، به نظر میرسد کار آموزشی و پیگیری جدیشان به مهدکودک شبیه شده و گاهی برخی جلسات به شکل گفتگوهای خانوادهمحور بینتیجه برگزار میشوند.
سلام. شرکت انرژی دانا در کل شرکتی هست که به موارد فرهنگ سازی اهمیت میده و اموزش زیاد برگزار میکنه.اما ارزیابی و کارایی این اموزش ها سنجیده نمیشه و مدیران که تعداد کمی هم ندارن بخاطر سیستم گزینشی که رفتار بین فردی آدما با زیر مجموعه رو خیلی اهمیت نمیده، باعث شده نگاهی بالا به پایین داشته باشن و عملا دیکتاتور پرور بشه این سیستم. البته در سیستم مدیران باسواد و بااخلاق و رفتار انسانی هم کم نیستن. اما متاسفانه مدیران سمی چهره بدی به سازمان میدن و باعث از بین رفتن برند سازمانی و بوجود اومدن فرسایش شغلی میشن. عموما این مدیران دارای تروماهای روانشناختی هستن و اکثرا آگاهی هم ندارن از خودشون و رفتاراشون. مثلا در واحد ما مدیر تفویض اختیار نمیده.شناوری نداریم رسما و دورکاری علی رغم موجود بودن بهمون نمیدن. با اینکه فیدبک به منابع انسانی داده شده اما تغییری ایجاد نشده. ارتقا در سیستم دانا هم احتمالا ده الی بیست درصدش شایسته سالاری باشه یا اینکه اتفاق خاصی بیفته تا شخصی دیده بشه. در غیر اینصورت روابط و لابی ها تعیین کننده ارتقا های سازمانی و مالی(حقوقی) هست و خیلی چشم اندازی برای ارتقا و ایجاد انگیزه حداقل در بخش ما دیده نمیشه. امیدوارم این مسائل حل بشه.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.