در شرکت فراداده رایانه سورنا تجربهای ارزشمند را کسب کردم. محیط حرفهای و تیم فعال، فرصتهای رشد شخصی و حرفهای و وجود امنیت و دوستی در محل کار، کمکهای قابل توجهی به پیشبرد مسیر کاری من کرد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در محیطی روبهرو میشدم که مدیران با قلبی مهربان از حقوق و مزایا و حتی سهام شرکت دفاع میکردند و از نظر من همهچیز بهخوبی جبران میشد. فضای کار دوستانهای داشت و واقعا دوست داشتم زمانم را آنجا بگذرانم.
در این شرکت توانستم رشد قابل توجهی را تجربه کنم، چرا که از علاقهام به کارم نیرو گرفتم و با حمایتهای مدیریتی مسیر پیشرفتم هموار شد.
من جزو نیرو های جدید حساب میشم ولی خوب وقتی به عنوان فرانت به تیم اضافه شدم از من خواسته شد و همچنین اکانت و پکیج اموزشی و همه چیز در اختیارم قرار گرفت تا پرامپت نویسی رو شروع کنم و من هم در مودت کوتاهی تقریبا توانستم هم فرانت هم بک اند پروژه هایی که به من وصل شده بود رو انجام بدم که برای شرکت خیلی خوب بود و همچنین واقعا فکر میکنم یک شرکت حرفه ای و بین المللی خبیلی میتونه تو پیشرفت نیرو هاش موثر باشه و همچنین نیرو ها توان بهتری از خودشون نشون بدن ! واقعا این شرکت خیلی متفاوت از تجربه های قبلی من بود و محیط دوستانه و خوبی داشتند
همین که وارد این تجربه شدم فهمیدم که چیزی فراتر از یک هلدینگ معمولی است؛ چرا که بیشتر جنبه تبلیغی به سمت بروکری خارجی به نام اینتلیجنت بروکر دارد که از مدل غیرمتمرکز مبتنی بر بلاکچین استفاده میکند و ظاهرا سروری متمرکز ندارد. به نظر میرسد افراد حاضر در این هلدینگ هم بخشی از سرمایهگذاران پروژه باشند و بیشتر با تبلیغ، افراد را به خرید سهام شرکتهای آمریکایی ترغیب میکردند تا در نهایت به عضویت در این بروکر سوق پیدا کنند. از همان آغاز مشخص بود که با سرعت پایینی کار میکنند و پشتیبانی هم در حد صفر است. برداشت پول امکانپذیر نیست چون این پروژه غیرمتمرکز است و به جایی متصل نیست. حتی ایرانیها هم که عضو بودند، کمکی از طرف تیم ارائه نمیشد. اکانت من با ۷۵۰۰ دلار از دسترس خارج شد و هیچکس پاسخگوی من نبود. امیدوارم دیگران فریب این گونه پروژهها و خرید سهام شرکتهای آمریکایی را نخورند.
برای من که دنبال محیط حرفهای و درآمد مناسب بودم، هومن استودیو چندان رضایتبخش نبود. از نظر حقوقی خیلی کم بود و فضای کار نا حرفهای به چشم میآمد؛ به طور کل برای متخصصها توصیه نمیکنم. تنها مزیتش دورکاری بود که آن هم کافی نبود.
اونایی که مصاحبه رد شدن چیزیو از دست ندادن کلا این کارخونه فقط به فکر مشتریاشه تا کارگراش و... .....................................................
با وجود فشارهای شدید و رفتار نامناسب مدیران، احساس کردم توهینها نسبت به کارکنان عادی شده و ساعات کار اغلب به صورت اجباری و فراتر از حد معمول بود. تهدید به اخراج اگر تمایلی به پذیرش شرایط نمیدادم، وجود داشت و به نظر میرسید ارزش انسانی نیروها برای شرکت چندان اهمیت ندارد.
افتضاح ترین و بدترین و پراسترس ترین دیر حقوق بده ترین و طلبکارترین و بدقول ترین غیر حرفه ای ترین و خاله زنکترین شرکتی که تا به حال دیدم این بوده.
وقتی از دوران پرتنش جنگ عبور میکردم، شرکت با حمایتی بیدریغ همراهمان بود. اول اینکه حقوقمان را یک هفته زودتر واریز کردند و علاوه بر این، برخی روزهای غیبت را خود شرکت تقبل کرد تا فشارهای روی تیم نباشد. همچنین چند روز هم برایمان مرخصی تعیین کردند تا نگرانی بیپولی یا فشار کاری کمتر شود.
من چند ماهی است که از این مجموعه جدا شدم و هدفم از نوشتن این تجربه، راهنمایی برای کسانی است که ممکن است بخواهند در آنجا همکاری کنند. معایب اصلی شامل کمبود نقدینگی و تاخیر در پرداخت حقوق است. همچنین فرصت تجربه کاری تنها در زمینههای مرتبط با صنعت برق است و در زمینههای دیگر شرکت چندان همکاری نمیکند، اگرچه پتانسیل بالایی دارد. جلسات کاری هم بسیار زیاد برگزار میشود. مزایا هم شامل حقوق همسطح با شرایط بازار است، وجود سالن ناهارخوری جداگانه که با توجه به اندازه شرکت نکته مثبتی محسوب میشود، فرصت رشد و پیشرفت شغلی، سطح بالای عملی پرسنل و عدم نیاز به اضافهکاری طولانی است. سال گذشته برای کسانی که در یک پروژه اصلی شرکت اضافهکاری داشتند، علاوه بر مبلغ اضافهکاری، پاداش قابل توجهی هم پرداخت کردند که از سوی تیم توسعه بود.
یک شرکت فقط زیر آب زنی و نظرسنجی های الکی...جز تحقیر چیز دیگه ای ندیدم و مثل برده رفتار میکنن...جز حقوق همه چیز بده و غیر از خستگی جسمی... روحتم خسته میشه...سه شیفت کار و کل زندگیت میشه کار و خواب...به جای اون باشگاه و مسخره بازی های دیگه کاش به فکر کارگر بودن خدا رو شکر تسویه کردم
آنچه من از این همه تجربه و روایت میبینم، یک «نظام پاداشدهی معکوس» است: هر چه بیسوادتر، جایگاه بالاتر! هر چه باندبازتر، حقوق بیشتر! هر چه بیاخلاقتر، مقربتر! این وضعیت فقط ناکارآمدی نیست، بلکه توهین به شعور تمام نیروهای متخصصی است که روزی با امید به این مجموعه قدم گذاشتند. شما به جای ساختن یک سازمان علمی، یک پادگان لمپنپرور ساختهاید که خروجیاش چیزی جز ناامیدی، فرسایش روحی و هدر دادن منابع نیست. این فقط سقوط یک واحد نیست، این نماد زوال یک سازمان است. شما با چنین مدیریتی نه تنها آیندهی تحقیق و توسعه را نابود کردهاید، بلکه نام کروز را هم لکهدار کردهاید. مهارتتون تو خراب کردن هر چیزی که دستتون میاد، فوقالعادهس. انگار هر روز مسابقه گذاشتید ببینید چطور میتونید انگیزه و استعداد آدمو له کنید. فکر میکنید این شرکت رو مدیریت میکنید، در حالی که همه میدونن فقط دارین وقت آدمای باهوش رو تلف میکنید. نگران نباشید، بالاخره یه روز همه فرار میکنن و شما هم میمونید با باندبازی و تصمیمات بیمعنیتون. کار کردن اینجا مثل شرکت در یه شو مسخرهست که همه میدونن هیچ چیز جدی نیست، فقط شما وانمود میکنید که مهمه. استعدادو له میکنید و بیکفایتیو تشویق. کسی که هنوز اینجا مونده، یا شجاعه یا هنوز نفهمیده باید فرار کنه. خلاصه، شما واقعا استاد خرابکاری و بیعرضگی هستید.
من 4-5 سال تو بخش نرم افزار بودم و فقط در مورد معاونت نرم افزار (ببخشید مافیای نرم افزار) می تونم نظر بدم! راستش اکثر برنامه نویس ها حتی نسل خیلی جوان آنها از سطح سواد و دانش خیلی پایینی برخوردار بودند که تقصیری هم نداشتند چون مدیران و سرپرست های پروژه ها و معاونت نرم افزار آدم های بیسواد و تنبل و فسیل بودند و تمایلی به کارهای جدید با تکنولوژی های جدید نداشتند و فقط حقوق و وام برایشان مهم بود! کلا دپارتمان نرم افزار یک مافیای مخوف بود بخصوص شخصی که پس از مهندس علی سلیمی به معاونت این بخش رسید (یک آرسن لوپن و نامرد واقعی و بی نظیر و نون به نرخ روز خور)! اکثر برنامه نویس ها تقریبا 10 درصد وقت را برای کارهای بی ارزش و مسخره و ساده اختصاص می دادند و بقیه وقت سر ها تو گوشی بود و یا داشتند با ارز دیجیتال کار می کردند و یا وقت تلف کنی با حرف و غیبت و زیراب زدن .... :) و جالب بود که این گروه از برنامه نویسان به شدت از فارغ التحصیلان دانشگاه های دولتی بدشون میامد و معتقد بودند که فارغ التحصیلان دانشگاه های دولتی معتبر بیسواد هستند و ما فقط خوبیم!!!!!!!!! (البته بنده خودم در فیلد نرم افزار بچه های دانشگاه آزاد خیلی خیلی خوب زیاد دیدم منتهی نه در ناواکو!) این معاونت که از مشتی برنامه نویس و مدیر بیسواد و بی انگیزه و تنبل تشکیل شده بود به راحتی مدیریت ناواکو و حتی بانک مسکن را تحت فشار قرار می دادند و به اصطلاح گروکشی می کردند برای اهداف خودشان و متاسفانه مدیریت شرکت و بانک مسکن هم که آدم های فنی نبودند مجبور بودند تمکین کنند. در حالیکه بانک خیلی خیلی از نرم افزار ها و سیستم های بی کفیت و پر از باگ ناراضی بود .... اما اگر مدیریان و آی تی بانک آدم های مطلع و فنی بودند به راحتی می توانستند قید این نرم افزار ها را بزنند و این معاونت مافیایی و هزینه بر را تعطیل کنند و در عوض از شرکت های کاردرست نرم افزار بخرند و برنامه نویسان جدیدتر معاونت نرم افزار هم برای پشتیبانی این نرم افزارها نگه دارند! منتهی ترس از خوابیدن کار داشتند و البته معاونت نرم افزار هم با خرابکاری مانع می شد! و بانک مجبور بود این شرایط را بپذیرد! من فکر می کنم که با برکنار کردن معون نرم افزار و مسرپرست های پروژه اوضاع معاونت نرم افزار و کلا ناواکو بسرعت بهتر خواهد شد اما نمی دانم چرا بانک مسکن این کا را نمی کنه!
به نظر من شرکت آفاق خودرو موتور از نظر نظم و مدیریت وضعیت خوبی ندارد و هر ماه با تغییر و استخدام گسترده روبهرو است، چون هیچکس دوام نمیآورد. اگر آگهیهای استخدام را مرور کنید، میشود حدس زد که مشکل اصلی همین است؛ بنابراین توصیه میکنم تصمیمی برای آیندهتان با دید منفی نگیرید و مسیر شغلیتان را جدی بگیرید.
من در موننکو ایران، شرکتی که ظاهرا شیک و حرفهای به نظر میرسد و جزو گروه مپنا محسوب میشود، تجربیات خود را به اشتراک میگذارم. واقعیت این است که رفتار و وضعیت من با مدیر مستقیمم رابطهای مستقیم داشت و تعادل کار و زندگی در این محیط معنایی نداشت. ارزیابی عملکرد براساس میزان اضافهکاری بود و اگر اضافهکاری از سوی مدیران رضایتبخش نبود، با من برخورد میشد، و ممکن بود حتی کارانهای به من تعلق نگیرد یا شغلم را از دست بدهم. در مورد حقوق و مزایا هم نسبت به سایر شرکتها مبالغی پایینتر بود و در ابتدای استخدام به طور روشن صحبت نمیشدند. معمولا شایعاتی مبنی بر اینکه اضافهکاری را به حقوق اعلامی اضافه میکنند، شنیده میشد و به واقعیت نمیرسید. دریافت کارانه هم به من گفته میشد به صورت حقوق هر دو ماه، اما این مبلغ هرگز بهطور منظم پرداخت نمیشد و تاخیرهای زیادی داشت. مسیر رشد در این شرکت بیشتر به ارتباطات شخصی با مدیران بستگی داشت و معمولا جای پیشرفت محسوس و مشخصی وجود نداشت. با این حال یکی از مزایا، اشاره به شغل به عنوان تجربهای از شرکت در رزومه است.
زنگ خطر برای تمام شرکت ها امروز از طرف یکی از روابطم که واسط مشترک بین بنده و خانم هنگ.... ارش.....است متوج شدم که نامبرده از شرکت آرمان اخراج شده یا بیرون اومده.( البته علت خیلی هم مهم نیست) جالب تر از اون اینکه متوجه شدم ایشون در تاریخ 1404/06/06 در خصوص افرادی که در شرکت مستقیم یا غیر مستقیم همکاری داشته نظری نوشته که در این خصوص نظری ندارم منتهای هشداری مهم دارم برای تمام کارفرمایان یا شرکت هایی که قصد جذب نیرو دارند : اگر فرد نام برده(هنگ.... ارش.....) برای شرکتتون کاندید شد قبل از هر اقدامی، سلامت روانی ایشون رو بررسی کنید ایشون از بیماری "آپوتمنوفیلیا" که یک بیماری روانی است رنج میبرند و از آثار آن پلک زدن های پی در پی و بی وقفه، چاقی مزمن و....میباشد و در نهایت حمله به اطرافیان و آسیب رساندن به آنها میباشد این تجربه ی تلخ کاری بنده و بسیاری از افراد دیگر هست که وظیفه انسانی خودم دانستم مطرح کنم
دو سالی را در ماورانت گذراندم و تجربهای موفق و پربار بود. از نظر فنی رشد قابل توجهی داشتم و پروژههای زیادی با نتیجههای مطلوب به ثمر رسیدند. فضای کار دوستانه و همسو با همکاران بود، اما به افرادی که از کار در محیطهای پرتور و شلوغ فرار دارند پیشنهاد نمیکنم؛ چون تعدد پروژهها همواره بالا بود و تیم منابع انسانی زیادی داشت.
به نظرم کار توی این شرکت تجربهای متفاوت و پرانرژی بود. اینجا فقط به کدنویسی محدود نمیشوی؛ دائم در حال یادگیری و پیشرفت هستی. فضای کار آنقدر فعال است که هر روز با چالشی تازه و هیجانآور روبهرو میشوی و از تازهترین فناوریها استفاده میکنی. چیزی که اینجا را از سایر places متمایز میکند این است که مدیران و همکاران واقعا به رشد تو اهمیت میدهند؛ هر ایدهای که داشته باشی به آنها میرسی و تشویقت میکنند تا روی پروژههای جدید کار کنی. حس پیوسته به بهبود خودت واقعا انگیزهات را بالا میبرد. در مجموع، اگر دنبال جایی هستی که هم از کار لذت ببری و هم هر روز چیز جدیدی یاد بگیری و به یک برنامهنویس حرفهایتر تبدیل شوی، این شرکت یکی از گزینههای عالی است.
من مدت دو سال اینجا همکاری داشتم در دفتر شیراز بودم تو vip مجتمع خلیج فارس با روف کاردن بود ! واقعا یه محیط بینظیر و استثنایی که شرکت های دیگه اینو نمیدیدین ! رفت وامد بهش ساده نبود که شش ما اخر با درخواستم موافقط کردند و یک کارت پارکینگشون هم بهم دادند که خیلی راحت تر شد ، واقعا میخوام تشکر از مهندس آذری که تجربه خودشون رو در اختیار من قرار دادند و امیدوارم همیشه موفق باشند
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.